ادامهی بحث عناصر اساسی که مجالس و محافل دینی باید داشته باشند: توسل گرفتن به دامن اهل بیت (ع)
شروط توسل به اهل بیت(ع)
بیان سه دلیل مهم که به زیارت امام زمان(عج) نایل نمیشویم از زبان ایشان.
سه محور مهم دعاهای 160 گانهی قرآن.
صلواتی خاص.
در مجلس دیروز خدمتتان عرض کردیم که یک مجلس دینی برای اینکه کامل باشد، باید سه مطلب در آن جمع باشد که هر کدام از آنها اگر نباشند یا ناقص باشند، آن مجلس کامل نیست و عنایات ربانی به طور کامل شامل افراد حاضر در آن مجلس نمیشود:
از طرفی خداوند در قرآن میفرماید: «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هرکس به خداوند توکل کند، خداوند او را کفایت میکند. هرکس اموراتش را به خداوند واگذار کند، خداوند زیباترین و کاملترین امورات را برای او انتخاب میکند. پس توسل چیست؟ خداوند در قرآن و در آیات آن فرموده است: «وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ ای اهل ایمان برای اینکه به مقام قرب من راه پیدا کنید، با وسیله بیایید.
حال، چرا باید به درگاه خداوند، وسیله ببریم؟ بزرگان فرمودهاند از آنجاییکه در علم خداوند این موضوع وجود داشت و دارد که این بشری که میآفریند، وقتی به دنیا ورود پیدا کرد، غرق در مجازِ دنیا، مال و ثروت و غرور و… میشود پس از یاد خداوند غافل میشود آنگاه مرتکب گناه و معصیت میشود. (شیطان نمیتواند کسی را به گناه بیندازد بلکه شیطان بشر را از یاد و ذکر خدا غافل میکند آنگاه خودِ بشر زمینهی گناه کردن را برای خود به وجود میآورد. کار شیطان این است که ما را از یاد خداوند غافل کند. انسان وقتی از یاد خدا غافل شد، با قلب، نیت، دست، زبان، دیگر اعضا بدن و روحش گناه میکند. انسان وقتی از خداوند غافل شد، شنوایی و بینایی و حضور خداوند را از یاد میبرد آنگاه شروع به گناه میکند.)
و هر یک گناهی که انسان انجام میدهد چه گناهان صغیره و چه کبیره، حجابی میان او و خداوند میشود. این پردههای ظلمانی به تعداد گناهان ایجاد میشوند. حال اگر این بنده بخواهد توبه کند و حاجت به درگاه خداوند ببرد، لازم است که این پردهها را کنار بزند اما خودش قادر به این کار نیست؛ بلکه کسی را لازم دارد تا با واسطهی او، این حجابها را کنار بزند. تا حجابها کنار نرود، خداوند به صدایمان پاسخ نمیدهد، به ما نگاه رحمت نمیاندازد، بندگی و عبادتمان را قبول نمیکند و… بنابراین دستی لازم است تا این حجابها را کنار بزند، دست کسی مانند زهرای مرضیه(س) که هجده سال در این دنیا زندگی میکند و صدمات فراوان میبیند و امتحانهای سخت و گوناگون میشود اما یک “ترکِ اولی” نمیکند. دستی مانند دست ایشان لازم است تا میان من و خداوند واسطه شود و حجابها را کنار بزند؛ اینجاست که توسل لازم است.
خداوند به تمام انبیای الهی هم، دستور توسل به پنجتن علیهمالسلام را داده است زیرا آنها مقربترین نزد خداوند هستند.
در محضر امام صادق(ع) قرآن میخواندند. مفضل ابن عمر به این آیه رسید «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ»؛ وقتی خداوند حضرت ابراهیم(ع) را مبتلا کرد (امتحان شد)، او رو کرد به خدای خویش با کلماتی.
حال، این کلمات چه بودند؟ امام صادق(ع) فرمودند: نام پنجتن، آن کلماتی است که ابراهیم(ع) بر زبان آورده و خداوند در قرآن مطرح کرده است.
سؤال: آیا خواندن این اسما، فقط در دنیاست یا در آخرت هم هست؟ بله، روز قیامت همهی انبیا میگویند: «أینَ محمدٍ المُصطفی»، «أین علی المرتضی».
و البته خواندن این اسما، به قیامت هم ختم نمیشود، تا دوزخ و جهنم تداوم دارد.
امام باقر(ع) فرمودند: خداوند عدهای را به دوزخ میاندازد، هفتاد خلیف، هر خلیف هفتاد سال. پاکیزه میشوند و زمان آن میرسد که بیرون آیند. ندا به جبرئیل میآید که برو و بهانهای به دست آنها بده تا آنها را از جهنم بیرون آورم؛ از آنها بپرس چندین سال است که در جهنم هستند؟ نام پیامبرشان را بپرس، اگر دیدی نام او را فراموش کردهاند، به آنها تلقین کن؛ تا آنها را از آتش رها سازم. جبرئیل میرود و از آنها میپرسد: چند سال است که در جهنم هستید؟ آنها میگویند: آنقدر سوختهایم که شماره از دستمان بیرون شده است.
میپرسد: شما از امت چه کسی هستید؟
میگویند: یادمان رفته و نمیدانیم. جبرئیل یکییکی نام پیامبران را میبرد و آنها میگویند این اسمها نبود؛ تا اینکه به نام محمد مصطفی(ص) میرسد و آنها میگویند: آری و الله، ما از امت اوییم.
آنگاه جبرئیل میگوید: چرا خداوند را به نام او صدا نمیزنید تا شما را رها سازد؟! آنها خداوند را به نام پیامبر(ص) و پنجتن میخوانند. آنگاه ندا از جانب خداوند میآید: به عزت و جلالم سوگند، اگر مرا به اسم حبیبم و وصیام صدا نمیزدید، شما را از دوزخ خارج نمیکردم.
امام حسن عسکری(ع) فرمودند: خداوند به پیامبر(ص) فرمود: به بندگانم بگو چگونه میشود کسی به درگاه من دعا کند و مرا به حبیبم، برگزیدهام، ولیام، حجتم، روحم، نورم، آیهام، باب رحمتم، وَجهم و نعمتم بخواند و من به او توجه نکنم؟! (منظور از همهی این اسامی، پیامبر(ص) و ائمه(ع) هستند)؛ هر کس من را به اینها بخواند، بر من واجب است که او را اجابت کنم.
اما توسل به اهلبیت(ع) دوازده شرط دارد. اینکه بعضیاوقات ما آنها را میخوانیم اما اجابت نمیکنند به این دلیل است که این 12 شرط را رعایت نکردهایم.
حداقل به این یقین برسیم که آنها بندگان مقرب خداوند و برگزیدگان خداوند هستند. وقتی به این باور رسیدیم، هرگز در زندگی اهلبیت(ع) «چرا» نمیآوریم.
و ما متأسفانه به «حرف» دوست داریم و به «عمل» دوست نداریم! مثلاً هرگز خرجی را که برای فرزندانمان میکنیم، برای امام زمانمان نمیکنیم.
عالم بزرگواری فرزندش مریض شد. او را نزد اطبای بسیاری برد و بسیار دعا و توسل گرفت تا نهایتاً فرزندش سالم شد اما ناگهان ایشان تمام منبرها و کلاسهای درسش را تعطیل کرد. نزد او رفتند و از ایشان، دلیل را سؤال کردند. ایشان فرمودند: از امام زمان(عج) خجالت میکشم زیرا تازه متوجه شدم که امام زمانم را بهاندازهی پسرم هم دوست ندارم! چگونه وقتی پسرم مریض شد، شبها نخوابیدم، ناله به درگاه خداوند زدم، قربانیها کشتم، خرجها کردم تا شفایش را گرفتم. اگر اینهمه برای ظهور مهدی(عج) تلاش کرده بودم، شاید تا به حال ظهورش را از خداوند گرفته بودم.
ما باید اسرائیلیات را از زندگی خود بیرون کنیم. اسرائیلیات یعنی فرهنگ بنیاسرائیلی. در رأس فرهنگ بنیاسرائیلی که قرآن از آنها انتقاد میکند «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» است. یعنی خداوند میفرماید: بر بنیاسرائیل عذاب و بلا نازل کردیم و قومی مطرود شدند زیرا یکی از اشکالات آنها این بود که تورات را میخواندند و به آنچه لذت میبرند ایمان آورده و عمل میکردند و آنچه نمیپسندیدند را کنار گذاشته و به آن کافر میشدند.
متأسفانه ما هم اینگونه شدهایم. در ماه رمضان روزه میگیرند اما صلهرحم نمیکنند، روزه میگیرند اما حجاب ندارند، روزه میگیرند اما زبان خود را کنترل نمیکنند و…
علی ابن مهزیار بسیار کوشید و بیست سفر از اهواز به مکه رفت تا امام زمان(عج) را ببیند، وقتی بالأخره دعوت شد و به خیمهی امام(ع) وارد شد، امام(ع) به او فرمودند: چه عجب!!! تا حالا کجا بودی؟! او گفت: آقا! من که بیست سفر به دنبال شما بودم، شما کجا بودید؟! من خیمه و خانهی شما را نمیدانستم.
امام(ع) فرمودند: آیا نمیدانی دلیل آن که به زیارت ما نایل نمیشوید، چیست؟
1) ما میبینیم که شما مردم، مشغول انباشته کردن اموال و مشغول به دنیا شدید بهطوری که سیر نمیشوید.
2) میبینیم که شما بر بینوایان و دستتنگان از مؤمنین، سخت گرفتهاید بهطوریکه آنها درمانده و متحیر شدهاند (عدهای آنقدر جمع میکنند که نمیدانند چگونه خرج کنند و عدهای آنقدر ندارند که برای ضروریات اولیهی زندگی خود درمانده شدهاند).
3) رابطهی خویشاوندی خود را بریدهاید و قطع رحم کردهاید.
سپس امام(ع) فرمودند: آیا شما هیچ عذر دیگری باقی گذاشتهاید؟ (یعنی این سه مورد، بدترین است). علی ابن مهزیار شروع به گریه کرد. گفت: التوبه التوبه… آنگاه امام(ع) فرمودند: آرام بگیر پسر مهزیار، اگر نبودند عدهای از شما که نیمهشب بیدار میشوند و به درگاه خداوند استغفار و دعا میکنند، هرآینه خداوند بلایی میفرستاد که همه گرفتار میشدند (هنوز برخی از شما هستید که نیمهشب به درگاه خدا گریه و استغفار میکنید که ظلمهایی که برخی دیگر از افراد میکنند، تعدیل شود وگرنه زمین، اهل خود را میبلعید) جز خواص از شیعیان ما. کسانی که رفتار آنها با گفتارشان یکی است.
ادامهی شرایط توسل به اهل بیت (ع):
عدهای باید در مورد دین و اهلبیت(ع) مطالعه و تحقیق کنند و برای مردم سخنرانی کنند؛ و عدهای هم باید در این جلسات شرکت کنند و مستمع باشند. باید مکان اجتماع خود و امکانات لازم برای این اجتماعات را با کمک یکدیگر فراهم کنیم. همهی ما یتیمان امام زمان(عج) هستیم و این به این معنی نیست که شکم خود را سیر کنیم بلکه باید ذهن و عقل خود را در مورد ایشان بیدار کنیم و این مسئله در این مجالس اتفاق میافتد پس باید برای برگزاری این مجالس با یکدیگر همکاری کنیم. همه در همهی صنوف باید فرهنگ اهلبیت(ع) را رشد دهند.
یعنی اگر ایشان ظهور کرد، مرا بهعنوان یکی از یاران خود انتخاب کند و این یعنی اعمال مرا در زمان غیبتش پسندیده باشد.
خدا را به آنها قسم دهیم؛ کاری که پیامبران اولوالعزم انجام دادند.
مانند این دعا که بسیار ارزشمند است، قدر آن را بدانید:
«اللَّهُمَّ أَنَّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلَىٍ وَ فَاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْن أن تَغفِرلي ذُنوبى وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئاتى وَ تُصْلِح لِي شَأنى وَ تَرزُقَنى خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ تَصْرِف عَنِّىَ الْبَلَاءَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ تَفْعَلَ ذَلِكَ بِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينِ وَ المُؤمِنات بِرَحمَتِکَ وَ فَضلِکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»؛
خدایا تو را بهحق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) قسم میدهم که گناهان کوچک مرا ببخش و قلم عفوت را بر گناهان بزرگ من بکش. خدایا اصلاح کن امورات مرا؛ و خیر دنیا و آخرت را به من روزی کن؛ و بلای دنیا و آخرت را از من دور گردان. خدایا این دعاها را در حق همهی مؤمنین و مؤمنات روا گردان با فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
سلمان (ره) همیشه پشت در خانهی حضرت زهرا (س) مینشست تا اگر ایشان کاری دارند، بلافاصله برایشان انجام دهد. روزی دید که صدای گریهی کودکی از داخل خانه میآید. در زد و اجازهی ورود خواست. دید که حضرت فاطمه (س) در حال آسیاب کردن است و حسین (ع) گریه میکند. از ایشان سؤال کرد که چه کاری از دستش برمیآید؟ حضرت فرمودند: من حسین (ع) را آرام میکنم و تو آسیاب کن. سلمان دید که دستهی آسیاب آغشته به خون دستان فاطمه (س) است. بسیار ناراحت شد و گریه کرد تا هنگام اذان شد، به مسجد رفت و ماجرا را برای حضرت علی (ع) تعریف کرد. اشکهای حضرت علی(ع) مانند مروارید از گونهاش جاری شد و به خانه رفت اما پس از مدتی خوشحال و شادمان بازگشت.
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: بهبه! علی جان! محزون رفتی و خندان آمدی. چه شده است؟ ایشان فرمودند: محزون به خانه رفتم اما دیدم که فاطمه (س) کنار جانمازش به خواب رفته است اما دانههای تسبیحش در حال حرکت هستند، دستهی آسیابش هم میچرخد و گهوارهی حسینش هم حرکت میکند… آهسته برگشتم.
پیامبر(ص) فرمودند: میخواهی سِرّ آن را بدانی؟ زیرا خداوند آنقدر تسبیح گفتن فاطمه(س) را دوست دارد و آنقدر دوست دارد که او به تعب و خانهداری و بچهداری میبیند، پس خواب را بر او مستولی کرده و فرشتهای را فرستاده تا به نیابت از او تسبیح گوید و فرشتهای را فرستاده تا دستهی آسیاب را بگرداند و جبرئیل را فرستاده تا گهوارهی حسین(ع) را تکان دهد زیرا خداوند نمیخواهد قطرهای از اشک حسین(ع) بر زمین بچکد!
پس حالِ جبرئیل در روز عاشورا چگونه بوده است؟! …
بنابراین وقتی این 12 شرط در توسل جمع شد، حال باید اسمی را صدا بزنم و از او کمک بخواهم. نام پنجتن بر هر دردی دوا است اما هرکسی در زمان امام زمانِ خودش، باید در کنار نام پنجتن، نامِ امام زمان خود را بیاورد.
در اسم مهدی (عج) خاصیت ویژهای نهفته است. در یکی از مجلات معتبر حوزهی علمیه قم، با سند و مدرک این مطلب را نوشته اند که: سرخپوستان سه قبیله از امریکای شمالی در منطقهی قطب، هنگامی که راه خود را در برفها گم میکنند یا گرفتار میشوند، اسمی را صدا میزنند بهعنوان «مهدی».
آنها تا همین اواخر نمیدانستند این نام از کیست. عدهای از دانشجویانشان بررسی و تحقیق کردند و متوجه شدند که «مهدی» نام امام شیعیان است؛ پس آمدند و مسلمان و شیعه شدند. کارشناسان و محققان زبانهای بومی امریکای شمالی، تحقیق کردند و کشف کردند که «مهدی» در زبان بومیان اولیهی کشورهای امریکای شمالی و جنوبی، جنبهی مذهبی دارد و یک اسم اسرارآمیز است که وقتی آن را صدا میزنند، در احوال گشایش میشود. این موضوع نسل به نسل به آنها رسیده و آنها بهره میبرند.
نقل میکند با کاروانی به کربلا میرفتیم. پدر پیرم هم همراهم بود. یکی دو روزی راه رفتیم. ناگهان بارانهای سیلآسا آمد و بیابان گِل شد بهطوری پای شترها در آنها فرومیرفت و به سختی بالا میآمد. حرکت کردن بسیار مشکل شد به طوری که پای شتر من در گلها فرورفت و دیگر بیرون نیامد. شترم در گل نشست. امکان پیادهروی هم نبود.
رئیس کاروان گفت ما نمیتوانیم معطل شما شویم، فقط میتوانیم پدر پیرت را ببریم. من قبول کردم اما پدرم بسیار بیتابی میکرد. رئیس کاروان ناراحت شد و بر سر پدرم فریاد زد که آیا میخواهی همه را کشتن بدهی؟! پدرم بسیار ناراحت شد و ناخودآگاه فریاد زد: «یا مهدی»! من هم ناخودآگاه فریاد زدم «یا مهدی» به فریاد برس.
ناگهان دیدم دو آقا کنارم ایستادهاند. یکی از آنها فرمود: چه میخواهی که صدا زدی؟ گفتم شما که هستید؟ گفت: محمد هستم. پرسیدم فرزند چه کسی؟ فرمود: العسکری. گفتم از کجا آمدید؟ فرمود: من در همین بیابانها هستم. چه میخواهی؟ گفتم: شترم بهگلنشسته است.
ایشان بر پیشانی شتر چیزی نوشتند. ناگهان به خود آمدم و دیدم آنها نیستند. از دیگران سؤال کردم اما کسی آنها را ندیده بود. شتر راه افتاد، مسیری را میرفت که بقیهی قاطرها به دنبالش میرفتند تا به گل ننشینند. به رودخانهای از سیل رسیدیم. شتر به آب زد و قاطرها به دنبالش روان شدند. از رودخانه عبور کردیم و به آبادی رسیدیم اما مردم از ما فرار میکردند و میگفتند شما اجنه هستید زیرا هیچ انسانی نمیتواند از این سیل عبور کند!
حال، بعد از نام بردن این بزرگواران، باید سلیقه به خرج داد و متوجه بود که چه دعایی باید کرد؛ و این مسئله بسیار مهم است که چگونه دعا کنیم.
سلیقهی دعا کردن خود را باید به بزرگانی همچون سلمان (ره) نزدیک کرد که او گفت: من دعا کردم و خدا را قسم دادم به پنجتن و گفتم: خدایا به من زبانی ذاکر بده که هرگز تو را از یاد نبرم؛ و خداوند به من داد. من خدا را قسم دادم به این پنج نفر که به من قلبی شاکر دهد که نعمتهایش را بشناسم و شکر گویم؛ و خداوند داد. من خدا را قسم دادم به این پنجتن تا خداوند به من بدنی صابر دهد تا از پسِ امتحانهایش برآیم و بدنی سالم دهد تا بتوانم بندگیاش را بهجا آورم؛ و خداوند به من داده است. این سه، هزار هزار برابر از ملک دنیا برتر است.
در قرآن 160 آیه وجود دارد که در آنها سفارش به دعا شده است.
دعاهای 160 گانهی قرآن، حول سه محور میچرخد و خداوند از ما میخواهد که از او اینگونه درخواست کنیم:
عاقبتِ خیر دنیا، آرامش برزخ را میآورد و آرامشِ برزخ، رستگاری قیامت را به دنبال دارد.
آنقدر مهم است که ما موظف هستیم در هر نمازمان آن را از خداوند درخواست کنیم: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ». از خدا میخواهیم به ما مددی دهد و افراد و ابزار لازم را بدهد تا بتوانیم مسیر رستگاری را تشخیص دهیم و به مدد و کمک آنها حرکت کنیم و انسانگونه زندگی کنیم.
یک آیه در دو سوره از قرآن تکرار شده و جا دارد کسانی که بالای چهل سال سن دارند هر روز این دعا را بخوانند.
خداوند در آیهی 15 سوره احقاف می فرماید: «رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَىٰ وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
– خدایا به من الهام کن تا بفهمم (یادگرفتنی نیست و تو باید به من الهام کنی که) شکر کنم آن نعمتهایی را که تو به من بخشیدی (زیرا دامنهی آنها بسیار گسترده است).
– و خدایا به من الهام کن تا بتوانم شکر والدیم را بهجا آورم (در این آیه ابتدا شکر خداوند را میکنیم بابت نعمتهایش آنگاه شکر والدین را میکنیم) یک معنای دیگر هم دارد و آن، اینکه شکر نعمتهایی را که به والدینم دادی را به جا آورم. قید هم نیاورده است که والدین مرده یا زنده باشند یعنی فرقی ندارد که والدین زنده یا مرده باشند. (آنقدر در اسلام، به احترام گذاشتن بر والدین تأکید شده است که فرمودند: بر سر قبر آنها میروید نباید بالای قبر بنشینید معصیت است بلکه باید پایین قبر آنها بنشینید.)
– و خدایا من را موفق کن به آن اعمال صالحی که تو را راضی میکند. (کدام روزه؟ کدام انفاق خدا را راضی میکند؟ خدایا مرا به روزهای موفق کن که هر روز هنگام غروب، رضایت تو را برای من به همراه بیاورد.)
– و خدایا از تو میخواهم که صلاح و هدایت و خیر و ایمان و خوشبختی را در اولاد من هم قرار دهی؛ زیرا اولاد ما، خیر جاریه هستند.
این چهار محور، آنقدر مهم هستند که خداوند در سورهی نمل میفرماید این دعای سلیمان(ع) است، سلیمانی که «حشمتالله» بود. خداوند به سلیمان(ع) ثروت، مکنت، منطقالطیر، علم، دانش، در اختیار گرفتن دیوان و جنیان و… را داده بود اما با این احوال، او گردن کج میکرد و از درگاه خداوند این چهار مورد را درخواست میکرد:
«رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ»؛
پروردگارا به من الهام کن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهای، سپاس بگزارم و به كار شایستهای كه آن را میپسندی بپردازم؛ و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شایستهات داخل كن.
یک دور تسبیح بگویید: «ألَّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ ارْزُقْنَا مَعْرِفَتَهُمْ وَ مُحَبَّتَهُمْ وَ شَفَاعَتَهُمْ وَ اجْعَلْ خَاتِمَةَ أَمرِنَا خَيْراً»