برخی از برکات روزه
ادامهی بحث در باب توکل و توسل
معنای توسل در حدیثی گرانقدر از حضرت زهرا (س)
شرایط توسل به اهلبیت (ع)
آثار توسل؛ توسل به اهلبیت (ع) و تغییر شرایط انسان
ماه رمضان تنها ماهی است که روزشمار آن برای ما مهم است زیرا ما روزهای آن را میشماریم متوجه گذر عمر میشویم که عمر انسان به چه سرعتی میگذرد و این گذر سریع ایام، انسان را به یاد این بیت میاندازد: بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین.
ازجمله برکات ماه مبارک رمضان این است که انواع تذکرات را به انسان میدهد. سعی کنید از تمام لحظات آن استفاده کنید و البته خسران زده هستند کسانی که از برکات ماه رمضان بیبهره میمانند.
رسول اکرم (ص) فرمودند: روزه بگیرید تا به سلامتی و صحت برسید.
شاید این تصور وجود داشته باشد که روزه، انسان را مریض و ناخوش میکند اما روزه یک چکاپ و بررسی سالیانه در جهت سلامتی است. انسانی که با روزهداری دچار درد معده میشود، روزه، عاملِ درد او نیست بلکه او بیمار است و بیماری او با روزهداری مشخص شده است.
شخصی از رسول اکرم (ص) سؤال کرد که: یا رسولالله! زمانی که روزهدار هستم بعد از افطار، دچار تپش قلب شدید میشوم طوری که لباسم بالا و پایین میرود.
حضرت فرمودند: روزهداری با تو چنین نمیکند بلکه تو بیماریِ قلب داری و روزه این بیماری را به تو اعلام میکند.
یکی از حکمتهای روزهداری همین است که با روزهداری، بیماریهای انسان بروز کند.
اگر طبق دستور اسلام، انسان روزهاش را افطار کند، دچار مشکل نمیشود، افطار با شیرینی مکروه است بلکه در اسلام گفتهشده است که با نصف خرما، روزه را افطار کنید. افطار کردن با آب بسیار داغ مکروه است، افطار با غذای شور و تند و چرب و متنوع مکروه است.
پیامبر (ص) فرمودند: خداوند متعال برای هرکسی میزان مشخصی آذوقه در نظر گرفته است. اگر این آذوقه را سریعتر به اتمام برساند، زودتر عمرش به پایان میرسد و اگر کمکم این آذوقه را مصرف کند، دیرتر از دنیا میرود. امروزه اطبا معتقد هستند که با کم خوردن، انسان عمر بیشتری خواهد کرد.
روزه نهتنها یک آنژیوگرافی کامل برای بدن ما است یک آنژیوگرافی کامل برای روح نیز هست. روزهی کامل و صحیح باعث سلامت قلب معنوی، رفع کینه، رفع دروغگویی، دوری از غیبت، انجام صلهی رحم و رفع حقالناس میشود و باعث درمان بیماریهای روحی و روانی و اخلاقی انسان میشود.
روزه آن رگ معنوی انسان را که با قطع رحم یا حقالناس یا بیهودهگویی یا قطع رابطه با خدا یا… بسته شده است را باز میکند؛ و خداوند سحر را قرار داده است برای ایجاد ارتباط خصوصی با خودش؛ و افطار یا نماز جماعت یا دعاهای عمومی را نیز برای ایجاد رابطهی عمومی قرار داده است.
این ارتباط روحی و کلامی و قلبی با خداوند متعال با کمک روزه، قرآن و اهلبیت (ع) فراهم میشود. هیچکدام از این سه مورد بدون یکدیگر کارساز نیستند بلکه به همراه یکدیگر مثمر به ثمر خواهند بود. به همین خاطر در این ماه مبارک رمضان، ما بنا را بر توسل به دامن اهلبیت (ع) و توکل به ذات کبریایی خداوند متعال قرار دادهایم.
پیامبر (ص) فرمودند: توکلی که خداوند متعال در قرآن فرموده است و انبیا و اولیا و ملائکه و جبرئیل سفارش به آن کردهاند یعنی اینکه بهیقین برسید که از غیر خداوند کاری برنمیآید. باید به این باور برسید که اگر خداوند بخواهد کاری برای شما انجام دهد، دیگران اگر آسمان و زمین را به هم بچسبانند تا مانع این کار شوند، نمیتوانند. خداوند روزنهای باز میکند و آن کار را از طریق آن روزنه انجام میدهد؛ و اگر خداوند بخواهد کاری انجام نشود، اگر شما امکانات زمین و آسمان را به خدمت بگیرید، نمیتوانید کاری بکنید.
مردی اهل علوم غریبه بود و از طریق این علم متوجه شد که در فلان روز، عقربی بین شانهاش را میگزد و با سم آن عقرب از دنیا میرود. او از اینکه این موضوع را متوجه شده بود بسیار خوشحال شد. مرد به خیال اینکه در کنار دریا عقربی وجود ندارد، اسباب و اثاثیهاش را جمع کرد و ترک وطن کرد و به خانهای کاهگلی کنار ساحل نقلمکان کرد. صبح هنگام با اسبش به وسط دریا رفت و لباسهایش را از تن درآورد که شاید عقربی به آن چسبیده باشد و تصمیم گرفت تا زمانی که آفتاب غروب کند روی اسب بماند. موجهای دریا که به ساحل برخورد میکردند، عقربی را که کنار ساحل بود به دریا بردند. عقرب از پاهای اسب بالا رفت و بین شانهی مرد را نیش زد، عقرب پایین آمد و موج، مجدداً آن را به ساحل برگرداند.
حضرت زهرا (س) فرمودند: «نَحنُ وَسيلَتُهُ في خَلقِهِ» ما وسيلهی خدا در ميان بندگانش هستیم.
بنده این را استنباط کردهام که زمانی که امام هادی (ع) زیارت جامعهی کبیره را مطرح میکنند و ائمه (ع) را در آن معرفی میکنند، در حقیقت بهنوعی این جملهی حضرت زهرا (س) را تفسیر کردهاند.
در حقیقت چهارده معصوم (ع) در مسیرِ به سمت خداوند رفتن، در مسیر استفادهی درست از این دنیا و متاع آن، وسیله هستند در میان تمام کائنات و تمام چیزهایی که خداوند متعال خلق کرده است. تمام آن چیزهایی که خداوند متعال خلق کرده است، از روی فطرت و تکوین میدانند که باید با وسیله به سمت خداوند بیایند و از این وسیله مدد بگیرند.
بزرگواری نقل کرد که به سمت روستایی در مازندران برای روضهخوانی میرفتم. از میان جنگلی عبور کردم. ناگهان خرسی مقابلم روی دو پا ایستاد و آمادهی حمله به سمت من شد. ناگهان گفتم من روضهخوان حسین (ع) هستم، میخواهم روضهی او را بخوانم آیا به سمت من حمله میکنی؟!
خرس دست و پایش را پایین آورد و به سرعت از من دور شد و من صدای شکسته شدن شاخههای درختها را میشنیدم که او با سرعت به آنها برخورد میکرد و میرفت.
ادامهی حدیث: «و نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحَلُّ قُدسِهِ» و خواصّ او هستيم و جايگاه قدس اوييم.
اینان بندگان مخصوص خداوند در علم، عبادت، تسلیم، توکل، آزمایش و در وسیله بودن هستند و هیچکس قدرت این بزرگواران را ندارد و هیچکس اذن و اجازهی اینان را ندارد. دعای والدین، نماز، عبادات، دعای انسان و… همه وسیله هستند اما انسان را تا کجا میتوانند ببرند؟ آیا تمام اینان بهاندازهی یک دعای حضرت زهرا (س) میشود؟ آیا بهاندازهی یکنفس کشیدن انسان در حرم امام حسین (ع) میشود؟
ادامهی حدیث: «و نَحنُ حُجَّتُهُ في غَيبِهِ» ما حجّت او هستيم در آن هنگام كه نامرئى است.
حجت آشکار، ائمه اطهار (ع) هستند؛ و غیب، همان خداوند متعال است؛ و ما ایمان به غیبی داریم که هیچگاه آشکار نمیشود. ائمه (ع) حجت خداوند در عالم غیب هستند که ما را به آن عالم غیب میبرند. آنان وجه خداوند در عالم غیب هستند و هر کس میخواهد وجه خداوند را ببیند، ائمه (ع) آن وجه خداوند در عالم غیب هستند. برزخ و یا قیامت و یا بهشت و یا وجود امام زمان (عج) اکنون غیب هستند اما روزی آشکار میشوند اما آن غیبی که هیچگاه آشکار نمیشود، وجود خداوند متعال است؛ و در تمام این عوالم غیب، ائمه (ع) حجت و راهنمای خلق به سمت خداوند و وجه و نشانه و آدرس خداوند هستند.
پیامبر (ص) فرمودند: منشأ تمام خوبیها و زیباییها و خیرات، خداوند است. حال اگر تمام خوبیها و زیباییها و خیرات که ریشهاش از خداوند است بخواهد به شکل دربیاید، به شکل دخترم زهرا (س) درمیآید.
ادامهی حدیث: «و نَحنُ وَرَثَةُ أنبِيائِهِ» و ما وارثان پيامبران هستيم.
زمانی مردم حضرت ابراهیم (ع) را داشتند، زمانی حضرت اسحاق (ع)، زمانی حضرت یعقوب (ع)، زمانی حضرت داوود (ع)، زمانی حضرت موسی (ع)، زمانی حضرت هارون (ع)، زمانی حضرت عیسی (ع)، زمانی حواریّون، زمانی حضرت زکریا (ع) و… تا 124000 پیامبر را داشتند اما شیعیانِ ائمه (ع)! بدانید که وقتی ائمه (ع) را داریم گویا تمام این 124000 پیامبر را داریم؛ یعنی حضرت زهرا (س) به تنهایی قدرت آسیه، هاجر، مریم، ابراهیم، عیسی، موسی و بقیهی پیامبران را دارند. فقط در زمانی خاص، نگاه حضرت ابراهیم (ع) آتش را تبدیل به گلستان کرد، فقط در زمانی خاص، عصای حضرت موسی (ع) دریا را شکافت، فقط در زمانی خاص حضرت عیسی (ع) مرده را زنده میکرد؛ اما زمانی که ائمه (ع) را صدا میزنید، تمام این قدرتها را یکجا دارند.
ائمه (ع) که وسیله هستند، هم به کمالِ دنیای مجاز ما کمک میکنند و هم به کمال دنیای معنای ما کمک میکنند؛ اما استفاده از اینان شرایطی را میطلبد:
برای دانستن و آگاهیِ دین و دنیا به اهلبیت (ع) و فرهنگشان نیازمند هستم. قرآن کریم میفرماید که به مؤمن تذکر بدهید زیرا از این تذکر منفعت میبرد.
جهل مرکب است اینکه احساس کنی همهچیز را میدانی، علامت کسی که همهچیز را میداند، سکوت است. حدیث است که سکوت، زینتِ دانش است. کسی که در مورد همهی موضوعات نظر میدهد و صحبت میکند، علامت نادانی اوست.
بنابراین به ائمه (ع) توسل میگیریم تا دستور العمل زندگیمان را از آنها بگیریم و از علم آنها بهره ببریم.
2) محبت به اهلبیت (ع): محبت به آنهاست که ما را به تشکیل و شرکت در این مجالس سوق میدهد.
امام صادق (ع) به فضیل فرمودند: ای فضیل! آیا گِرد هم مینشینید؟ عرض کرد: بله.
فرمود: آیا در آن، از ما ائمه (ع) سخن میگویید؟ عرض کرد: بله
فرمود: من عاشق این مجالس شما هستم. سپس فرمودند: با این مجالس، امر ما زنده میشود. ای فضیل! رحمت خداوند بر کسی که این مجالس را تشکیل میدهد و در این مجالس مینشیند و امر ما را زنده میکند. تلاش کنید برای زنده کردن امر ما در این مجالس.
همین دعای امام صادق (ع) برای ما کافی است؛ دعای امام (ع) اینگونه است که از زمانی که ایشان دعا کردند الی الابد شامل حال افراد میشود. دقت کنید که امام (ع) در این دعا میفرمایند «رحمت» خداوند شامل او شود. رحمت، دریای وسیعی است که همهچیز ازجمله آمرزش، شفاعت، خیر دنیا و آخرت و … در آن وجود دارد.
امام باقر (ع) فرمودند: خداوند رحمت کند دو نفری را که با هم بنشینند و در مورد امر ما (دستورات ائمه) و در مورد مرام ما (اخلاق فردی اهلبیت) و فرهنگ ما (اخلاق اجتماعی ایشان) گفتگو کنند.
(فرهنگ اهلبیت (ع) خاص آن زمان نبوده بلکه مربوط به همهی زمانهاست. اینکه اخلاق فردی آنها چگونه بوده است، اینکه برخوردشان با فقرا و ضعفا چگونه بوده است، اینکه با ظالمان و مظلومان و با دشمنان و دوستان چگونه رفتار میکردهاند، اینکه اغماض و عفو اجتماعی آنها چگونه بوده است را باید دید و درس گرفت.
فردی را برای سنگسار بردند. همهی مردم جمع شدند. هر کس سنگی برداشت. حضرت علی (ع) نگاهی به جمعیت کردند و فرمودند: هرکس که در میان شماست و گناهی میان خود و خدایش دارد، نباید سنگ بزند. همهی مردم سنگها را بر زمین انداختند زیرا گنهکار که به گنهکار سنگی نمیزند؛ آنگاه حضرت علی (ع) یک سنگ کوچک برداشت و زد، یکی هم امام حسن و امام حسین (ع) زدند حتی محمد حنفیه، فرزند امام علی (ع) هم سنگ خود را بر زمین انداخت و عرض کرد فقط شما سه نفر از گناه معصوم هستید. آنگاه همهی مردم رفتند و مجرم از گودال بیرون آمد. این فرهنگ ائمه (ع) است ولی متأسفانه ما در جامعه به طور فراوان تهمت و افترا به یکدیگر را شاهد هستیم!)
ادامهی حدیث: خداوند آن دو نفر را رحمت کند. هنگامیکه مینشینند و راجع به این امور با یکدیگر صحبت میکنند، خداوند فرشتهای را میآفریند که به نیابت از آنها استغفار میکند. همچنین خداوند به فرشتگان در مورد آن دو نفر مباهات میکند. کنار یکدیگر بنشینید و یاد ما را زنده کنید، ذکر ما را بگویید و نگذارید امر ما کمرنگ شود.
3) به آنها اعتماد کنم. اعتماد به اینکه رستگاریِ من، به پیروی از آنها است. این اعتماد را داشته باشم که اگر با آنها هماهنگ شدم، آنها مرا به خداوند میرسانند.
امام صادق (ع) فرمودند: ما را دوست داشته باشید. دوست ندارد بندهای ما را مگر اینکه در قیامت با ماست. پس در قیامت سایه میکنند آنجایی که سایهی ماست (یعنی آنقدر به ما نزدیک هستند) و جایی که ما میایستیم آنها هم در جایگاه ما هستند (یعنی هر جا که ما هستیم، آنها هم هستند). سپس فرمودند: به خداوند سوگند بندهای ما را دوست ندارد مگر خدا قلب آن بنده را پاک میکند؛ و قلب، پاک نمیشود مگر اینکه او با ما سازش کند. (یعنی وقتی ما را دوست داشتی، خداوند قلبت را متوجه ما میکند پس با فرهنگ ما، قلبت را پاک میکند یعنی با سازشِ رفتاری و کلامی و عملی با ما، قلبت پاک میشود) کسی که با ما سازش میکند، خداوند در قیامت، هنگام حساب و میزان، با او سازش میکند و از هراس آن روز بزرگ، او را حفظ میکند.
از سورههای زیبای قرآن، سورهی نمل است که داستان سلیمان (ع) و مورچه و داستان سلیمان (ع) و بلقیس در آن گفتهشده است.
سلیمان (ع)، حشمتالله بود و بلقیس، ملکهی صبا (یَمن امروزی) بود. سلیمان (ع) در فلسطین و بیتالمقدس بود. فاصلهی آن دو بسیار زیاد بود. وقتی جریان اینگونه شد که بلقیس نزد سلیمان (ع) بیاید، از یمن با خدم و حشم حرکت کرد. سلیمان نگاهی کرد به یاران خود از جمله دیوان، جنیان، انسانها و… آنگاه گفت: آیا کسی از شما میتواند در نیمروزی تخت مخصوص بلقیس را به اینجا بیاورد؟ میخواهم وقتی او به اینجا میآید، شِمّهای از قدرت ما را ببیند که تخت پادشاهی او را که تخت خاصی است، قبل از اینکه او به اینجا برسد، آوردهایم (تخت، بسیار بزرگ از صدها کیلو طلا و جواهرات بود که صدها نفر باید آن را حمل میکردند).
آصف بن برخیا گفت من میتوانم اما نه به نیمروز بلکه چشمت را که ببندی و باز کنی، آنگاه تخت را میبینی که اینجاست! همه چشمها را بستند و باز کردند و تخت را آماده دیدند. قرآن میفرماید برای اینکه آصف بن برخیا، حرفی از اسم و علم خداوند را بلد بود و میدانست. امام صادق (ع) فرمودند: آن حرفی که نزد او بود و آن را میدانست و بهواسطهی آن، آن قدرت را پیدا کرده بود، آن حرف در مقابل علم 14 معصوم (ع)، مانند قطرهای از دریاست. دریایِ آن قطره، نزد ماست؛ و ما وسیله هستیم برای شما!
امام خمینی (ره) در کتاب کشفالاسرار خود مینویسند: فردی به مکه رفته و بازگشته بود. نزد من آمد و با دبدبه و کبکبهی فراوان، شروع به تعریف کرد که: به سمت خانهی خدا که میرفتم، در راه، به فکر فرورفتم؛ به این بیابانها و سنگلاخها و … به احرامی که بستهام و به سمت خدا میروم و … فکر میکردم. یکدفعه انگشتر عقیقی را که دستم بود، درآوردم و در بیابان انداختم و گفتم: ای سنگ! برو و به همجنس خودت ملحق شو که از سنگ، کاری ساخته نیست، فقط خدا! (وسیلهها به درگاه خداوند را نادیده گرفت).
وقتی این سخن را گفت، من به ریش او خندیدم که چقدر جاهل است! به او گفتم: کجا میرفتی؟! مگر نمیرفتی که به دورِ سنگی بگردی که خانهی خداست؛ و نمیرفتی که سنگی را ببوسی که حجرالأسود است! اگر سنگ فایدهای ندارد، پس هیچ سنگی فایده ندارد! و اگر سنگِ کعبه فایده دارد و حجرالأسود فایده دارد، پس چرا این فایده را سنگ قبر پیامبر (ص) نداشته باشد؟! چرا این فایده را سنگ قبر امام رضا (ع) نداشته باشد؟! همچنین سنگ قبر حضرت معصومه (ع) و سنگ قبر آیتالله بروجردی را که از اولیا خدا بود!
سپس امام (ره) میفرمایند: مراقب باشید و توسل بگیرید به دامن اهلبیت (ع) برای دنیا و آخرت؛ که آنها آبرومند نزد خداوند هستند.
به این دو جمله دقت کنید:
انسانی که دعا نمیکند، ظرفش کوچک است. بسیاری از افراد، بسیاری از مواهب را با دعا گرفتند درحالیکه در مُقَدَّر آنها نبود.
هم باید خودمان برای خودمان دعا کنیم و هم باید برای کسی کاری کنیم که او هم برای ما دعا کند تا دنیا و برزخ و آخرتمان وسیع شود.
مثالی میزنم: یک مهمانی بزرگ را در نظر بگیرید. پدر به مهمانی میرود و فرزند خود را همراه میبرد. صاحبخانه، فرزند را کنار پدر، در صدر مجلس مینشاند و از فرزند، همان پذیرایی را به عمل میآورد که از پدر میکند؛ اما اگر در این مهمانی، پدر همراه فرزند نرود، آیا فرزند را صدر مجلس مینشانند؟! آیا نوعِ پذیرایی از فرزند، متفاوت نمیشود؟ آیا آن احترام به او گذاشته میشود؟ توسل به اهلبیت (ع) یعنی با پدر به مهمانی و درِ خانهی خداوند رفتن.
– بنابراین توسل به اهلبیت (ع) شرایط انسان را تغییر میدهد.
از قصههای قرآنی داستان یوسف (ع) است. وقتی برادران یوسف (ع) به دیدار او آمدند، یوسف (ع) نگاهی به آنها کرد که همگی کنار هم نشستهاند؛ و خندید. از ایشان دلیل خندهاش را پرسیدند. گفت: به خودم خندیدم، به روزی که کودک بودم وقتی برادرانم را نگاه میکردم که یازده برادر قوی دارم، نزد خود میگفتم که کسی جرئت آزار و اذیت مرا ندارد زیرا برادرانم پشتیبان من هستند. نمیدانستم که همین برادرانم من را در چاه میاندازند! این مسئله برای ما درس مهمی است در باب اینکه از چه کسی باید یاری گرفت و به چه کسی توسل!
وقتی یوسف (ع) را در چاه انداختند، او کودک بود، ترسید و شروع به گریه کرد. جبرئیل (ع) نازل شد و پرسید: اینجا چه میکنی؟ گفت: برادرانم مرا به اینجا انداختند. گفت: آیا دوست داری که از چاه بیرون بروی؟ گفت: هر چه خدا بخواهد، اگر او دوست دارد که بیرون آیم، من هم دوست دارم. من آن را میخواهم که خداوند دوست دارد. جبرئیل گفت: خداوند دوست دارد که تو را بیرون آورد، او را صدا بزن. گفت: صدایش میزنم و از او میخواهم. جبرئیل گفت: او را اینگونه صدا بزن:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكُمُ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت الْمَنَّان بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِی مِمَّا أَنَا فِیهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجا».
از تو میخواهم ای خدایی که حمد مخصوص توست، جز تو الهی نیست، صاحب نعمت و پدیدآورندهی آسمانها و زمین، ای صاحب جلالت و بزرگواری! كه درود فرستی بر محمد (ص) و آل محمد و برایم فرج و گشایشی قرار دهی از آنچه من در آن هستم.
امام صادق (ع) فرمودند: اگر دلشکستهای این دعا را بخواند، من ضمانت میکنم که در احوالش تغییر به وجود آید و دعایش اجابت شود.
– دعا و توسل حتی شرایط مرگ انسان را تغییر میدهد.
نقل میکنند که در جنگ ایران و عراق، اسیر شد. بعد از سالها اسارت به ایران آمد. مدتی بعد، در جاده تصادف کرد. او را به همراه دوستش سوار بر آمبولانس کردند و به بیمارستان بردند؛ اما شدت جراحات زیاد بود و او را جواب کردند. دو سه روز بعد، دوستش به دیدار او رفت. دستش را در دست گرفت و با هم گفت و گو کردند. دوستش حلالیت خواست. در لحظات آخر، او به دوستش گفت: برایم مشکل است که تو را حلال کنم اما حلالت میکنم. پرسید: چرا؟ گفت: زیرا تو به من خسارت زدی. وقتی تصادف کردم و مرا در آمبولانس گذاشتند، سرم بر زانوی امام حسین (ع) بود و در حال جان دادن بودم؛ که تو خواستی و باعث شدی آن دستگاهها را به من متصل کنند. من در تمام مدت اسارت، دعا میکردم که هنگام جان دادن، سرم بر زانوی امام حسین (ع) باشد…
– توسل به اهلبیت (ع) شرایط جسمی انسان را هم تغییر میدهد.
نقل میکنند یکی آزادگان در اردوگاه موصل 4 بود. چشمش ضعیف بود اما در اسارت، بسیار ضعیفتر شد به طوری که عینک تهاستکانی میزد؛ اما باز ضعیفتر شد که تقریباً چیزی را نمیدید. بسیار التماس و خواهش کرد، پزشکی عراقی و مسیحی را به اردوگاه آوردند تا او را معاینه کند.
پزشک گفت سختترین عملها را هم بر روی چشمت انجام دهند باز نابینا خواهی شد. زمزمهی آزادی اسرا آمد. آنها را به حرم حضرت علی (ع) برای زیارت بردند. آزاده میگوید: دستم را به دیوار میگرفتم و زیارت میکردم. خود را به ضریح چسباندم و گریه کردم. دو رکعت نماز خواندم و گفتم: آقاجان! در این سالهای اسارت، هیچوقت از شما آزادی خود را نخواستم و اسارت را به جان خریدم، دردها کشیدم اما چیزی نگفتم؛ و گفتم وظیفهام است اما آقاجان! دلم نمیخواهد نابینا به ایران بروم و نیازمند به دیگران باشم.
از حرم بیرون آمدم. به اردوگاه بازگشتیم. شب دو رکعت نماز خواندم و به سجده رفتم و همان حرفها را با امام حسین (ع) گفتم. سرم را از سجده برداشتم، دیدم عینک از چشمم افتاده است و شمارههای کوچک ظروف اسرا را که در انتهای اتاق چیده شده بود، بهراحتی میدیدم و میخواندم! فریادی زدم. بقیهی اسرا بیدار شدند. چشمانم را امتحان کردند. فردا صبح مرا نزد همان پزشک مسیحی بردند. او معاینه کرد و فریاد زد: به خدا قسم، عیسی بن مریم معجزه کرده است.
بنابراین توسل به اهلبیت (ع)، در زندگی و شرایط آن و اخلاق و رفتارمان تغییر حاصل میکند.
این صلوات را در شبهای قدر هم بخوانید.
«أَسْأَلُكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَام وَ الْعِزَّةِ الَّتِي لَا تُرَام وَ أَسْأَلُكَ يَا رَحْمَن أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّل فَرَجَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ فَرِّجنَا بِفَرَجهُمْ»