بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغییثینی

7 ماه رمضان، 2 خرداد 97

محورهای سخنرانی

ماه رمضان ماه خودسازی است

ماه رمضان ماه بهره‌گیری از فرصت‌ها

ادامه‌ی بحث توسل: در مجالس حتماً باید توسل داشته باشیم

عواملی که خود به خود در انسان تاریکی و قبض ایجاد می‌کند

برای هدایت به چهار چیز نیازمند هستیم

ماه رمضان ماه خودسازی است

ماه رمضان ماهی است که برکات و نعمت‌هایش به شماره درنمی‌آید. همچنان که گفته‌اند خواب روزه‌دار تسبیح است. ما توان شمارش این نعمت‌ها را نداریم. از خداوند می‌خواهیم که شناختی به ما بدهد و توفیق و توان عمل به وظایف را داشته باشیم.

ما انواع سال داریم. یک بار اعلام می‌کنند شروع ماه قمری است که شروع آن با محرم است، یک‌بار اعلام می‌کنند شروع ماه شمسی است که شروع آن با ماه فروردین است، سال میلادی با تولد حضرت مسیح علیه‌السلام. مؤمنین گاهی می‌گویند امروز سالگرد پدر و یا سالگرد مادرم است، گاهی می‌گوییم سال خمسی ما است، گاهی می‌گوییم سالروز تولد ما است و … . در میان انواع این سال‌های گوناگون، یک سالِ مخصوص هم خداوند برای ما انتخاب کرده است و آن، سال معنوی است که با ماه مبارک رمضان شروع می‌شود. ما سال خودسازی، سال ارتباط ویژه به خدا و … داریم.

ماه رمضان برای کسانی که اهل معنا هستند به معنای سال خودسازی است: دانشگاهی که در طول سال درس می‌خوانیم و قبولی‌های کنکور، وارد دانشگاهِ ماه رمضان می‌شوند. وقتی قدم به دانشگاه می‌گذاریم، اولین کاری که می‌کنیم انتخاب واحد است. در ماه مبارک رمضان وقتی ثبت نام شدیم و وارد شدیم، روزه‌دارها انتخاب واحد دارند. بعضی یک واحد نماز و روزه برمی‌دارند، بعضی واحد سحرخیزی، بعضی واحد انس با خداوند، بعضی واحد قرآن خواندن، بعضی واحد توبه و انابه، بعضی واحد خیرات جاریه هم برمی‌دارند. هر واحدی که برمی‌دارند، وقتی پاس می‌کنند خداوند اجر و مزدی برای آن‌ها در نظر گرفته است.

مرحوم امام خمینی (ره) انقلاب کردند و با آن همه مشغله، در ماه رمضان، هر سه روز، یک ختم قرآن می‌کردند، به روش امام رضا علیه‌السلام؛ امام رضا (ع) هم روزی ده جز قرآن می‌خواندند.

هر واحد که پاس می‌کنیم خداوند یک مزد برای ما در نظر می‌گیرد. این مزد چیست؟ مغفرت و رحمت است؟ نمی‌دانیم؛ اگر بگوییم رحمت است، ما مزدمان را محدود کرده‌ایم. اینکه مزد چیست به ذهن کسی هم خطور نمی‌کند.

رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: برای خداوند سفره‌ی گسترده‌ای است که خداوند این سفره را پهن کرده است و غذاهای آماده و شربت‌های چیده شده بر سر این سفر پر است. چنان خداوند این سفره را چیده و پر کرده است که هیچ چشمی تصور دیدن این سفره را نمی‌تواند بکند و هیچ گوشی تحمل شنیدن وصف این سفره را ندارد. آن چیزهایی که خداوند بر سر این سفره چیده است به قلب هیچ بشری خطور نمی‌کند. کنار این سفر نمی‌نشینند مگر روزه‌داران حقیقی.

ماه رمضان ماه بهره‌گیری از فرصت‌ها

روزه‌دار حقیقی کیست؟

1 ـ کسی که از فرصت‌های ماه رمضان استفاده می‌کند.

نظم را در زندگی بنگجانیم. هر وقت نمی‌توان خورد و خوابید. این ماه فرصتی است برای تقویت اراده، کنترل نفس.

رسول اکرم (ص) فرمودند: اگر کسی به شما با عصبانیت حرفی زد و تو در جواب بگویی من روزه‌دار هستم سلام بر تو، این جمله که می‌گویی خداوند حجابی از نور رحمتش درست می‌کند و در قیامت بین تو و آتش قرار می‌دهد.

ماه رمضان ماه تدبر در قرآن است.

بعضی آیات را یک‌بار نباید خواند باید در آن‌ها تدبر کرد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: آن‌قدر بخوان که برسی به آنجا که گویا از نازل کننده می‌شنوی.

چرا تدبر کنیم؟ زیرا تدبر در قرآن، ایمان را اضافه می‌کند.

آیت‌الله سید عبدالله شوشتری را خداوند رحمت کند. جوانش جلوی چشمش از دنیا رفت. در آن زمان ایشان امام جمعه بودند. چند روز بود که پسر را از دست داده بود. رفت نماز بخواند، در نماز رسید به این آیه: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکمْ أَمْوَالُکمْ وَ لَا أَوْلَادُکمْ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ…» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال شما و اولاد شما، شما را هلاک نکنند.

آقا یک‌بار خواندند، ایستادند. دوباره خواندند، صبر کردند. یک‌بار دیگر هم خواندند و نماز را تمام کردند. بعد از نماز از آقا پرسیدند: مستحب است این آیه را سه بار در نماز جمعه بخوانید؟ فرمودند: نه. پرسیدند: پس چرا شما سه بار خواندید؟ آقا فرمودند: دفعه‌ی اول که خواندم، داغ جوانم شعله کشید، یاد پرپر زدنش افتادم. بار دوم فکر کردم که آیه می‌گوید آشیخ عبدالله یاد بچه‌ات تو را از یاد خداوند غافل نکند. بار سوم که خواندم انگار نه بچه‌ای داشتم گویی خداوند خودش دلم را خنک کرد.

سؤال: چگونه اولاد و اموال که نعمت خداوند هستند، من را به هلاکت می‌اندازد؟ آن زمانی که مال و اولاد باعث شود من از یاد خداوند غافل شوم.

ماه رمضان فرصتی است برای عبادت خداوند همراه با توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام.

ادامه‌ی بحث توسل: در مجالس حتماً باید توسل داشته باشیم

بحث به اینجا رسید که حتماً باید در مجالس، متوسل شویم؛ اما چرا؟ اثرات توسل به اهل‌بیت (ع) بسیار است. یک اثرش این است که «قبض»ِ انسان را به «بسط» تبدیل می‌کند.

عواملی که خود به خود در انسان تاریکی و قبض ایجاد می‌کند:

1 ـ لقمه‌ی حرام و شبهه‌ناک خوردن

این لقمه، قبض ایجاد می‌کند. به کدورت انسان اضافه می‌کند. تلخی مرگ برای کسانی است که در دنیا خوشمزگی حرام را چشیده‌اند!

2 ـ مجالس و مکان‌هایی که انسان در آن‌ها قرار می‌گیرد.

از جمله جاهایی که بسط آن بسیار است و انسان را از قبض دور می‌کند، مجالسی است که به نام اهل‌بیت (ع) تشکیل می‌شود. به حدی که از رسول اکرم، امیرالمؤمنین، امام جعفر صادق علیهم‌السلام روایتی با چنین مضمونی وجود دارد: اگر شما مجلسی تشکیل بدهید که در آن مجلس از اهل‌بیت (ع) سخن به میان بیاورید، در روز قیامت که دل‌ها از ترس خدا می‌میرد دل شما زنده است.

زندگی‌ای که امروز شما این جا در این مجلس به دست می‌آورید فردا هم دارید.

ماه رمضان ماه هدایت است. اگر ماه رمضان تمام شود و هدایت نشده باشیم رسول اکرم (ص) می‌فرمایند که دیگر نمی‌دانم کی هدایت برای شما اتفاق می‌افتد!

برای هدایت به چهار چیز نیازمند هستیم:

1 ـ شرط اول هدایت، ایمان به خداوند است.

شرط اول هدایت، ایمان است. کسی که با خدا مشکل دارد، راه هدایت برایش باز نمی‌شود. خداوند می‌فرمایند: «اِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذینَ آمَنُوا اِلَی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» خداوند هدایت می‌کند کسانی را که ایمان آورده‌اند.

2 ـ شرط دوم هدایت، انابه است.

انابه با توبه فرق می‌کند. انابه یعنی دور زدن، یعنی برگشتن. خداوند می‌فرماید: من هدایت می‌کنم انسانی را که دور بزند به سمت من.

مثالی بزنم: شما به سمت کاشان می‌خواهی بروی. سوار ماشین می‌شوی، به شرق باید بروی یا غرب؟ به سمت شرق؛ اما اگر حواست پرت شود و به سمت غرب بروی به خود می‌آیی و می‌بینی سر از جایی درآورده‌ای که از کاشان هم دورتر شده‌ای و تابلو زده است قزوین. درحالی که تو قزوین نمی‌خواستی بروی و هر چه سرعتت بیشتر باشد دورتر می‌شوی.

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: برعکس مقصد که حرکت کنی، اگر پیاده باشی آرام آرام دور می‌شوی؛ اما اگر سرعتت زیاد باشد و سوار باشی بیشتر فاصله می‌گیری.

وقتی دیدی راه را اشتباه آمده‌ای دو حالت دارد: اول اینکه اولین دور برگردان برگردی به سمت کاشان و یا اینکه بگویی حالا که آمده‌ام تا اینجا، برویم ببینیم آخرش چه می‌شود. توجیه گناهان از همین جا شروع می‌شود. همه روزه می‌خورند، من هم بخورم! بُرد با کسی است که برمی‌گردد. انتها ممکن است سقوط باشد یا دره. فطرت می‌گوید وقتی متوجه شدی که اشتباه می‌روی، برگرد. خداوند می‌گوید تو برگرد مابقی‌اش با من.

از کسانی که در کربلا دور زده‌اند، حر بن یزید ریاحی بود. شب عاشورا هم دور نزد. صبح عاشورا پسرش را صدا زد: ای پسرکم بیا بنشین. تمام زیبایی‌های دنیا همه از بین رفتنی است و تمامی مردم از دنیا بیرون خواهند رفت و طعم مرگ را خواهند چشید (5 سال بعد از واقعه‌ی کربلا 98 درصد کسانی که آمده بودند کربلا به جنگ امام حسین علیه‌السلام از دنیا رفته بودند). پسرم بیا به حسین علیه‌السلام ملحق شویم زیرا فیض و سعادت همراه امام حسین (ع) است.

بلند شدند و به سمت امام حسین (ع) آمدند و امام حسین (ع) هم صدا زد عباس! زینب! بیایید مهمان داریم.

بیایید امروز صد صلوات نذرش کنیم.

ملاعلی کنی، زمان ناصرالدین شاه بسیار دست تنگ بود. کربلا رفت. (اهالی که نزدیک حرم حر هستند معتقدند که شب چهارشنبه‌ها، شب توسل به حر است). به حر متوسل شد. نماز خواند و خوابید. در خواب، حر را دید که به او می‌گوید برخیز و برو که امام حسین (ع) فرمودند: من تو را آقای تهران کردم. ملاعلی کارش به جایی رسید که ناصرالدین از او حساب می‌برد.

اگر حُر هم برنمی‌گشت مانند مابقی 5 سال بعد از دنیا می‌رفت و تا ابد لعن می‌شد اما برگشت.

3 ـ علامت سوم: هدایت، تلاش و مجاهد.

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا» آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند، محققاً آن‌ها را به راه‌های (معرفت و لطف) خویش هدایت می‌کنیم.

فرمودند: دعا کننده‌ای که نشسته است و تلاش نمی‌کند، مانند تیراندازی است که تیر ندارد.

رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: آن دو ملکی که خوبی‌ها و بدی‌های اعمال شما را می‌نویسند، روی دندان شما نشسته‌اند. زبان شما قلم آن‌ها است و بزاق دهان شما مرکب آن‌ها است. بی‌حیا آن کسی است که کاتب بر روی دندانش کلامی خلاف دستور خدا و یا کلامی بیهوده بنویسد.

یکی از علما گفت به دکتر رفتم. در قدیم دکتر در یک اتاقی می‌نشست و همه دور او بودند و به نوبت می‌رفتند. نوبت به خانمی رسید و گفت آقای دکتر نسخه‌ای که داده بودید جوشاندم و خوردم اما حالم خوب نشد. دکتر گفت چه را جوشاندی؟ خانم گفت: نسخه را. دکتر گفت: کاغذ را جوشاندی؟ خانم گفت: شما گفتید که نسخه را بجوشانم. دکتر گفت: حیف نان! من گفتم دواها را بجوشان! عده‌ای خندیدند و عده‌ای هم نگاه کردند. من آخرین نفر بودم. به دکتر گفتم شما هر روز همین مقدار گناه می‌کنید؟ دکتر گفت: مگر چه کردم؟ گفتم: اول اینکه مسلمانی را مسخره کردی. دوم اینکه اهانت کردی به او گفتی حیف نان. سوم اینکه سخن بیهوده و باطل گفتی. این زن عمری کار کرده است.

4 ـ شرط دیگر هدایت، توسل به دامن اهل‌بیت (ع) است.

از آیت‌الله بهاءالدینی سؤال کردند: اثر اینکه می‌گوییم «یا حسین» چقدر است؟ فرمودند: کسی که به محبت و به ولایت به زبان یک «یا حسین» بگوید، قدرت و برکتی پیدا می‌کند که می‌تواند به تمام آتش‌های دنیا و آخرت غلبه پیدا کند.

آیه نازل شد: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بذکر اللَّهِ أَلا بذکر اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ مالک انس (سنی) از رسول اکرم (ص) سؤال کرد که یا رسول الله این اهل ایمان چه کسانی هستند که قلبشان با یاد خداوند مطمئن می‌شود؟ فرمودند: ما اهل‌بیت هستیم و شیعیان ما.

امام علی علیه‌السلام فرمودند: وقتی این آیه نازل شد، پیامبر اکرم (ص) فرمودند خدا و رسول را دوست داشته باشید، کسی که خدا و رسولش را دوست داشته باشد و اهل‌بیت من را و نیز مؤمنین را، این آیه شامل حالش می‌شود.

در تفسیر این آیه آمده است کسی که خدا و رسول را دوست دارد، تلاش می‌کند نسبت به خدا و رسول اطاعت داشته باشد، عبادت خدا را می‌کند و اطاعت پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) را دارد و قلبش آرام است و برخوردش با مؤمنین چه حاضر باشند و چه غایب باشند صادقانه و بااخلاق است. این انسان شب که می‌خواهد بخوابد با قلب و روح و وجدان آرام می‌خوابد.

– گاهی توسل به اهل‌بیت (ع) به زیارتشان است.

مرحوم صدوق می‌گوید: می‌خواستم به زیارت حرم امام رضا علیه‌السلام بروم. نزد ابی‌سعید رکن الدوله رفتم برای خداحافظی. شب برایم پیغام فرستاد که کارم دارد. نزدش رفتم. گفت: من مشهد فلان سال رفتم حاجتمند بودم و در حرم به حاجت رسیدم. حال حاجتمند هستم تو می‌روی برایم دعا کن. به نیابتم زیارت کن.

برگشتم از زیارت. نزدم آمد و گفت ممنونم برایم دعا کردی. گفتم از کجا می‌دانی؟ گفت شب و ساعتش را بگویم؟ از آرامشی که آن ساعت به دلم افتاد فهمیدم برایم در حال دعا کردن هستی.

– گاهی توسل به تربتشان است.

عالمی می‌گوید جوانی از اقوام مریض بود. دیدم او را روبه‌قبله کرده‌اند و خانواده ناراحت دورش هستند. دعای شفایی برایش خواند و ناراحت رفتم و گفتم دو سه ساعت دیگر از دنیا می‌رود. تا چند روز خبری نشد فکر کردم از دنیا رفته است و ما را خبر نکرده‌اند. سراغ گرفتم گفتند در دکانش است و در حال کار کردن است. تعجب کردم. به خانه‌شان رفتم.

مادرش گفت شفا گرفت. مادر ادامه داد: من دیگر در حالی بودم که می‌خواستم چشم بچه‌ام را ببندم. چشمش را باز کرد و گفت: مادر! از آن خاکی که از حرم علی بن موسی (ع) آورده‌ای بیاور و به بدنم بمال. گفتم نیاورده‌ام. گفت: آقا می‌فرمایند در دستمال سبزی پیچیده‌ای و در صندوق چوبی در بین فلان بقچه است. بعد از آن، حالش خوب شد.

نزد پسر در دکان رفتم. گفت: در لحظه‌ی جان دادن، امام رضا علیه‌السلام بالای سرم آمدند و فرمودند: نترس چرا استشفا نمی‌جوید مادرت به خاکی که از حرم من آورده است؟ چرا آن را به بدنت نمی‌مالد؟ به بدنت بریزد تا مریضی‌ات برطرف شود.

– گاهی توسل به گریه و روضه است. یک راه توسل، اشک است. با غم آن‌ها غمگین باشیم.

صلوات امروز:

«اللّهم صَلِّ عَلَی حُجَتِکَ و وَلیِّکَ القائِمِ فی خَلقِکَ صَلاةً تامَةً نامِیَةً باقِیَةً تُعَجِّلُ بها فَرَجَهُ و تَنصُرُهُ بِها و تَجعَلُنا مَعَهُ فِی الدُنیا و الاخِرة»

این صلوات و دعایی است از امام رضا علیه‌السلام.