بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

 10 ماه رمضان، 5 خرداد 97

محورهای سخنرانی:

توسل صبح و شام به امام زمان (عج) با سلام بر ایشان

اثرات توسل به امام معصوم (ع)

دو شرط برای فرج از زبان امام صادق (ع)، ما باید چگونه آماده شویم؟

در عظمت شأن حضرت خدیجه (س)؛ موقعیت ایشان قبل و بعد از اسلام؛ ویژگی‌های خاص ایشان

توسل صبح و شام به امام زمان (عج) با سلام بر ایشان

ما طبق عادت هر روز، بحث خود را با توسل به اهل‌بیت (ع) آغاز می‌کنیم؛ به این جهت که گفتیم ماه رمضان، ماه نزول قرآن است و ما دو قرآن داریم که باید در این ماه به دامن هر دو قرآن چنگ بزنیم: یکی قرآن صامت، قرآنی که در ورق نوشته شده و در اختیار ماست و آن را می‌خوانیم؛ و دیگری قرآن ناطق، اهل‌بیت (ع) هستند. یکی از دلایلی که دنیا هیچ ‌وقت از امام، خالی نمی‌ماند همین است که رسول اکرم (ص) فرمودند: من دو ثقل در میان شما باقی گذاشتم؛ ثقل اکبر و ثقل اصغر.

بنابراین از امروز که دهه‌ی اول ماه رمضان را به پایان می‌بریم و دهه‌ی دوم را آغاز می‌کنیم، تلاشمان را بر این بگذاریم که در طول این دهه، شروعِ روزه‌داری و پایان روزه‌داری‌مان را یعنی در هنگام سحر و در هنگام افطار، به وجود مبارک امام زمان (عج) توسل بگیریم اگرچه کوتاه؛ و با این جملات:

«اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا بنَ رسول‌ الله اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا بنَ اَمیرِالمُؤمِنین اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا بنَ فاطِمَةَ الزَّهراء اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَةِ بنِ الحَسَنِ العَسکری».

هنگام سحر، دهانمان را برای روزه با این سلام بر امام زمان (عج) ببندیم و چیزی نخوریم و هنگام افطار هم ابتدا این سلام را بدهیم آنگاه شروع به خوردن کنیم؛ در طول روز و شب، اثر این روزه که در آن، سحرگاهان به نام و سلام به امام زمان دهانمان را مهر کردیم و هنگام افطار هم مهر روزه‌مان را به نام ایشان شکستیم، چیست؟

در جلسه‌ی قبل، این حدیث را گفتیم که خداوند زمانی که پیامبر (ص) را به معراج بردند، از همه‌چیز با ایشان سخن گفتند. وقتی خداوند خواست از جهان و اسلام و آینده‌ی جهان و فرجام بشریت صحبت کند، با نام امام زمان (عج) شروع کرده و با نام ایشان پایان داده است. آن هشت مورد که در جلسه‌ی قبل گفتیم، بسیار جای تفکر و تدبر دارد. جا دارد که ما هم حداقل، کار و زندگی و تلاش روزانه‌ی خود را با نام امام زمان (عج) شروع کنیم و شب‌هنگام هم با نام ایشان به پایان ببریم.

مصمم باشیم که سلام بر امام زمان (عج) و دعا برای فرج ایشان را یک اصل، در زندگی خود قرار دهیم.

اثرات توسل به امام معصوم (ع):

1) خودخواهی، انسان را از بین می‌برد. توسل، به ‌مرور زمان، لجاجت و یک‌دندگی انسان را بر خواسته‌های خود (چه به حق چه ناحق) درمان می‌کند و این بلیه‌ی اخلاقی از طریق توسل به اهل‌بیت (ع) درمان می‌شود.

2) توسل، تکبر و نخوت را به هر دلیلی از بین می‌برد. آن‌کسی که به خاطر اَبزار مال، مقام، سواد، عبادت، جهل و… دچار تکبر شده است را درمان می‌کند؛ کاری از دست ابزارِ او ساخته نیست.

3) ما پنج حس داریم که با آن‌ها زندگی می‌کنیم: سامعه، لامسه، بویایی، چشایی، بینایی. اگر هرکدام از این حس‌ها را از ما بگیرند، بخش اعظمی از لذت حیات را از دست می‌دهیم. همین پنج حس در عالم معنا هم وجود دارد (هر روز در حدیث کسا از حس بویایی سخن می‌گوییم: «اِنّی اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَهًٔ طَیِّبَة»)

می‌گویند در عالم معنا، اولین حسی که بیدار می‌شود، شامه‌ی انسان است. بعد از آن، سامعه بیدار می‌شود.

به ما فرموده‌اند توسل به اهل‌بیت (ع) خصوصاً توسل مداوم به امام زمان (عج)، شامه‌ی معنوی انسان را بیدار می‌کند. اگر بر این سلام که خدمتتان عرض شد، مداومت شود باعثِ باز شدن شامه‌ی انسان می‌شود.

توسل مداوم به شهدای کربلا خصوصاً حضرت علی‌اصغر (ع) باعث باز شدن سامعه‌ی انسان می‌شود. البته بیدار شدن حس‌های معنوی، مسئله‌ی عجیبی نیست بلکه نشنیدن صداها و حس نکردن بوها از عالم معناست که عجیب است. اینکه گوش معنوی ما در طول زندگی، چیزی را نشنود، این مسئله، عجیب است.

یکی از راه‌های گشایش در این معنا، توسل به امام زمان (عج) است. خصوصاً به این سلام که خدمتتان عرض شد، همچنین به خواندن دعای فرج امام زمان (عج).

در باب انتظار و مسئله‌ی فرج باید این نکته را بگوییم که: ما منتظر ایشان هستیم و ایشان هم منتظر است. ما منتظر آمدن ایشان هستیم و ایشان منتظر آماده شدن ما است. حال، قرار است ابتدا ما به حاجت خود برسیم و ظهور اتفاق افتد یا ایشان حاجت بگیرند و ما آماده شویم؟ ابتدا ما باید آماده شویم؛ بنابراین وقتی دعای فرج ایشان را می‌خوانیم و از خداوند فرج ایشان را درخواست می‌کنیم، باید حرکتی کنیم و آن، اینکه خود را آماده کنیم تا این دعا به اجابت برسد وگرنه به اجابت نمی‌رسد.

امام زمان (عج) این گِله و درخواست را از ما دارند؛ ایشان فرمودند: همانا شیعیان ما که خداوند آن‌ها را در اطاعت خودش، موفق بدارد، اگر در وفای عهدی که بر ایشان است، یک‌دل و مصمم می‌شدند، به نعمت و خجستگیِ لقا و دیدار ما می‌رسیدند؛ و نعمت دیدار و ظهور ما برای آن‌ها به تأخیر نمی‌افتاد اگر شیعیان به عهدشان وفا می‌کردند.

دو شرط برای فرج، از زبان امام صادق (ع)

حال، ما باید چگونه آماده شویم؟

امام صادق (ع) فرمودند: اگر کسی واقعاً می‌خواهد از اصحاب مهدی ما باشد؛ و اگر کسی واقعاً ظهور مهدی ما را می‌خواهد:

1) عمل و رفتار کند با «ورع» (ورع یعنی پرهیز شدید از معصیت خداوند در تمام اعمال خود. اسلام انسان را محدود نکرده که در اجتماع نباش و در کنجی بنشین تا ورع داشته باشی بلکه فرموده است در اجتماع باش اما با ورع و پرهیز از انجام گناه)

2) بدی‌های اخلاقی خود را از بین ببرد و به ‌جای آن، خوبی‌های اخلاقی را جایگزین کند. ببیند خداوند در کتابش برای اخلاق انسان‌های خوب، چه برنامه‌ای را فرموده است؛ و آن‌ها را اجرا کند.

امام زمان (عج) به منتظری که رذایل اخلاقی دارد، نیازی ندارد. آن زن و مرد، آن دو همسایه، آن دو خویشاوند و… که رفتارشان با یکدیگر عادلانه نیست، چگونه می‌توانند پذیرای عدالتِ امام زمان (عج) باشند؛ و اصلاً آیا می‌توانند عدالت مهدوی را تحمل کنند؟!

حال، اشکال کار ما چیست؟ ما اشکال عمده‌ای داریم و آن، اینکه ما «خیر» را بیشتر دوست داریم و کمتر به آن عمل می‌کنیم! به‌طور مثال: ما خوش‌اخلاقی را دوست داریم اما خوش‌اخلاق بودن را دوست نداریم، ما انفاق را دوست داریم اما انفاق کردنِ خود را دوست نداریم.

ما باید بیشتر، «خوب بودن» را دوست داشته باشیم تا «خوبی» را. اگر هر کس این‌گونه فکر کند، آنگاه جامعه چقدر خوب خواهد شد! بنابراین ما باید ابتدا دوست داشته باشیم که خودمان خوب باشیم تا دیگران.

ادامه‌ی حدیث: شما در چنین حالتی (کوشش در داشتن ورع و کسب محاسن اخلاقی) منتظر هستید.

یعنی کار شما به پایان می‌رسد آنگاه نوبت به آمدن امام زمان (عج) می‌رسد. در این انتظار، به امام زمان (عج) بسیار سخت می‌گذرد زیرا او گناهان بسیاری از طرف شیعیان می‌بیند. پس برای کمک به ایشان و شاد کردن ایشان و ظهور ایشان باید ورع و کسب محاسن اخلاقی را مبنای خود قرار دهیم.

از همین ماه رمضان آغاز کنیم که بهترین فرصت است. نزول قرآن، بستن شیطان، میلاد امام حسن (ع)، شهادت حضرت علی (ع)، شب‌های قدر و نزول ملائکه در این ماه رخ داده است. رحلتِ شهادت گونه‌ی حضرت خدیجه (س) یکی از عظمت‌های ماه رمضان است.

در عظمت شأن حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) از چندین جهت یک بانوی استثنائی هستند. ایشان در زمانی از پیامبر (ص) استقبال کرد و به‌ پای ایشان ایستادگی نمود که تمام عشیره و قبیله‌ی پیامبر (ص) به ایشان پشت کردند و تمام جزیرة ‌العرب به ایشان پشت کرد. در چنین موقعیتی، حمایت حضرت خدیجه (س) حمایت یک زن از شوهرش نبود بلکه حمایت یک مرید از مراد خود بود (همانند کارِ زینب (س) و امام حسین (ع)؛ که حمایت یک خواهر از برادر نبود بلکه حمایت یک مرید از مراد بود و حمایت یک مأموم از امامِ خود بود).

حضرت خدیجه (س) از پیامبر (ص) به‌ عنوان یک رسول حمایت کردند در زمانی که مردم ایشان را ساحر، مجنون و دیوانه می‌خواندند، به ایشان سنگ می‌زدند و خاکروبه می‌ریختند، ایشان را تبعید می‌کردند و معامله و رفت‌وآمد با ایشان را ممنوع کرده بودند. در چنین موقعیتی، حضرت خدیجه (س) ایشان را حمایت کردند و بر آن استقامت کردند به‌طوری‌که پیامبر (ص) از استقامت ایشان تعجب کردند: روزی پیامبر (ص) از جایی عبور می‌کردند که ناگهان نشستند و شروع به گریه کردند. از ایشان دلیل گریه را سؤال کردند. ایشان فرمودند: خدیجه (س) را دیدم که در میان سِرگین شترها می‌گشت به دنبال هسته‌ی خرما تا آن‌ها را جمع کند، تمیز کند، بخیساند و آن‌ها را بکوبد و با آن سد جوع کند!

رسول اکرم (ص) تا آخر عمر مبارک خود می‌فرمودند: روزی که همه مرا تکذیب کردند، او مرا تصدیق کرد. روزی که همه از من دریغ کردند، او مالش را به‌ پای من ریخت. روزی که همه کفر ورزیدند، او به من ایمان آورد.

موقعیت حضرت خدیجه (س) قبل از اسلام

  1. ایشان از معدود زنان باسواد در زمان خود بود. در آن زمان که زنان را زنده‌به‌گور می‌کردند، ایشان دارای خط و کتابت بوده و نامه‌نگاری می‌کرده است.
  2. در آن زمانی که زنان عمدتاً به یک مرد بسنده نمی‌کردند و عریان به دور بت‌های خود می‌گشتند، ایشان لقب «طاهره» داشته‌اند. این لقب را قبل از اسلام داشته‌اند. ایشان دارای لقب «سیدة البطحاء» بانوی مکه؛ و «سیدة القریش» بانوی قریش در زمان جاهلیت و قبل از اسلام بوده‌اند که این القاب را مردم به ایشان داده بودند.
  3. ایشان یک محقق دینی بودند. ایشان مدام در محافل یهودیت و مسیحیت شرکت می‌کرد و سخنان آن‌ها را می‌شنید و سؤال می‌کرد. از ایشان می‌پرسیدند آیا شما یهودی یا مسیحی هستید؟ می‌فرمود: خیر، چون در این محافل گفت‌وگو می‌شود که منجی خواهد آمد و پیامبر آخر خواهد آمد، من می‌خواهم او را بشناسم که چه زمان و در کجا می‌آید. ابزار و خانواده و شمایل ایشان چگونه است.

حضرت خدیجه (س) تمام شمایل پیامبر (ص) را از تورات و انجیل تحقیق کرده بود و می‌دانست. بنابراین وقتی پیامبر (ص) را دید که به دنبال کار به درب خانه‌ی ایشان آمده است، همان لحظه، ایشان را شناخت که او همان است که خداوند وعده‌اش را در کتب آسمانی داده است. پس با خود گفت که باید ایشان را به دست آورم. پس از ازدواج با ایشان، هنگامی‌که پیامبر (ص) تب و لرز کردند، ایشان بلافاصله متوجه شد که پیامبر (ص) به نبوت مبعوث شده است و این یک تب و لرز معمولی به خاطر بیماری نیست پس بلافاصله به خانه‌ی پسرعمویش که از محققان مسیحی بود، رفت و از او خواست که بار دیگر علامت ظهور آن پیامبرِ آخر را برایش بگوید. وقتی او برایش گفت، حضرت خدیجه (س) فرمود: این مسئله را فقط به تو می‌گویم که گویا آن پیامبر، همسر من است که اکنون مبعوث شده است.

  1. ایشان در زمانی زندگی می‌کردند که دختران را در نه ‌سالگی شوهر می‌دادند اما ایشان بیست‌وپنج‌ ساله بودند و هنوز ازدواج نکرده بودند زیرا کُفوی برای ایشان در آن زمان نبود. ایشان بیست‌وپنج یا بیست‌وهشت‌ ساله بودند که با پیامبر (ص) که بیست‌وپنج‌ ساله بودند، ازدواج کردند. در تاریخ آمده است که ایشان فرزند داشته! خیر، ایشان فرزند نداشته است بلکه فرزند خواهرش بوده است. قبل از ازدواج با پیامبر (ص)، نه مردی ایشان را لمس کرده بود و نه از مردی جز پیامبر (ص) فرزندی داشتند.

عظمت حضرت خدیجه (س) بعد از اسلام

  1. ایشان تمام ثروت خود را به‌ پای اسلام ریخت. اولین کسی است در اسلام که به تمامِ جهاد مالی که خداوند در قرآن فرموده، عمل کرده است. بعدها احادیث را جعل کردند و گفتند که ثروت ابابکر بود که اسلام را یاری کرد! که پیامبر (ص) بر منبر رفتند و فرمودند: و الله! هیچ مالی به ‌اندازه‌ی مال خدیجه (س) مرا در پیشبرد اهدافم یاری نکرد.
  2. ایشان اولین بانویی در اسلام است که خداوند توسط جبرئیل به ایشان سلام رسانده است. تا زمانی که ایشان زنده بودند، هر وقت جبرئیل می‌آمد، عرض می‌کرد: یا رسول‌الله! خداوند فرموده است که سلام مرا به خدیجه (س) برسان.
  3. اولین بانویی است که برایش از بهشت، کفن آورده شد.
  4. بانویی است که دارای چنان موقعیتی نزد پیامبر (ص) بود که زنان دیگرِ ایشان، با هم جمع شدند (عایشه، حفصه و پدران آن‌ها) تا علیه خدیجه (س) جعل حدیث کنند و عظمت ایشان را از بین ببرند در حالی ‌که اصلاً ایشان را ندیده بودند و ایشان سال‌های قبل وفات یافته بود.
  5. مرگش آن‌قدر در پیامبر (ص) تأثیر گذاشت که حضرت، سه روز پس از مرگ ایشان با حال پریشان از منزل خارج شدند و آن قلیل مسلمانان را اطراف خود جمع کردند و فرمودند: من امسال را سال عزا برای خدیجه (س) اعلام می‌کنم!

خدیجه (س) مانند زنان دیگر نیست که از ابتدا در زمان اسلام به دنیا آمده و رشد کرده باشد بلکه ایشان 25 سال از عمر خود را در زمان جاهلیت گذرانده است؛ و 25 سال هم با پیامبر (ص) به سر برده است که از این 25 سال، مدتی هم پیامبر (ص) به نبوت نرسیده بودند.

  1. اولین کسی است که پیامبر (ص) به ایشان لقب «کبری» دادند. ایشان دارای القابی چون «اُمُّ الزَهرا»، «اُمُّ الصعالیک» مادر درماندگان، «اُمُّ الیَتامی» مادر یتیمان، «اُمُّ المؤمنین» مادر تمام کسانی که به پیامبر (ص) ایمان آوردند، هستند.
  2. دارای شجاعت بی‌نظیر بود که دختر و نوه‌اش از ایشان به ارث بردند.
  3. سال‌هایی که پیامبر (ص) پس از ایشان زنده بودند، نام ایشان را که می‌آوردند، حضرت رسول (ص) گریه می‌کردند و می‌فرمودند: کجاست دیگر کسی مانند خدیجه (س)؟ ایشان تا آخر عمر مبارکشان حضرت خدیجه (س) را از یاد نبردند.
  4. بانویی است که امام معصوم (ع) به ایشان فخر کردند که از نسل ایشان هستند. امام حسین (ع) در روز عاشورا در آن بحبوحه‌ی جنگ، وقتی خود را معرفی کرد، فرمود: «أنا ابنُ خدیجة الکبری».

امام سجاد (ع) در کوفه در کاخ یزید، هنگام معرفی خود فرمودند: «انا ابنُ امیرالمؤمنین، انا ابنُ سیدة النساء العالمین، انا ابنُ خدیجة الکبری».

ویژگی‌های خاص حضرت خدیجه (س)

  1. مدیریت اقتصادی بی‌نظیر ایشان: در آن شرایطی که مردم، ارزشی برای زن قائل نبودند به‌عنوان یک زن اقتصاددان مال‌التجاره‌ی فراوانی داشت.
  2. اخلاص بی‌نظیر: در مقابل آن‌همه مالی که به‌ پای پیامبر (ص) ریختند، هیچ چشم‌داشتی نداشتند حتی یک کفن نمی‌خواستند.
  3. اهل سنت نوشته‌اند: خدیجه (س) هم بینش ظاهری داشت و هم بینش باطنی که می‌توانست موقعیت پیامبر (ص) را تشخیص دهد و به ‌پای ایشان ایستادگی کند.
  4. در کتاب «ریاحین الشریعة» آمده است: زیبایی‌اش کامل بود و عقلش نیز کامل. عاقل‌ترین زن دوران خود بود. عقل ایشان برایش عفت، حیا، مروت، آبرو و شخصیت به همراه آورده بود. «بخاری» سُنی در کتاب خود می‌نویسد: به خاطر روحیه‌ی حق‌جویی و حق پذیری ایشان و ایمان خالصش، هر وقت فرشته‌ی اعمال و جبرئیل به زمین می‌آمد، به پیامبر (ص) عرض می‌کرد به خدیجه (س) بگو که خداوند برایش قصری با این مشخصات ساخته است.

وقتی بعدها، پیامبر (ص) شخصیت ایشان را بازگو می‌کردند، عایشه اعتراض و حسادت می‌کرد و پیامبر (ص) می‌فرمودند: عایشه! هیچ‌گاه خودت را با خدیجه (س) مقایسه نکن، خدا برتر از او هرگز به من نداده است.

عایشه می‌گفت: به خداوند سوگند که قسمت اعظمی از دل این رسول را عشق خدیجه‌ی مرده پرکرده است. (وسعت قلب پیامبر (ص) آن‌قدر است که یک‌باره قرآن در آن نازل‌شده است. قلب ایشان چنان وسعتی داشت که علاوه بر علوم مخصوص به خود، همه‌ی علوم انبیا را در خود جای ‌داده بود. وسعت دل ایشان در مَثَل از زمین تا «قاب قوسین اَو ادنی» بود؛ و خدیجه (س) در این قلبِ وسیع، چنان جایگاه وسیعی را دارد.)

حال، خداوند می‌خواهد به این خدیجه (س) پاداش دهد. آیا بهشت، بخشش خدا، آمرزش خدا، سلام خدا و… برای پاداش او کافی است؟! خیر. وقتی خداوند دید که خدیجه (س) با او این‌گونه رفتار می‌کند، آنگاه به ایشان، کوثر (فاطمه) را عطا نمود؛ و از فاطمه (س)، حسین (ع) را عنایت کرد که اگر در آن روز خدیجه (س)، دامن خود را از مالش تکان داد طوری که حتی کفن هم نداشت، حسین (ع) هم آن روز در کربلا دامن خود را تکان داد که دیگر کسی را برای شهادت ندارم…

خداوند در نسل خدیجه (س)، امام رضا (ع) را قرار داد که رأفتش تمام عالم را می‌گرداند.

خداوند در نسل خدیجه (س)، مهدی (عج) را قرار داد که تمام بشریت را به نجات برساند زیرا خداوند «مُضَعِّفَ الْحَسَنَات» است و وقتی بندگیِ بندگانش را این‌گونه ببیند، به حسنات آن‌ها این‌گونه اضافه می‌کند.

راه‌های توسل:

عالی‌ترین توسل، صلوات است؛ و جامع‌ترین صلوات، صلوات خاصه‌ی حضرت فاطمه (س) است:

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ»

این صلوات، ویژه‌ی بیان عقیده است. این صلوات بیان اعتقاد به نبوت (اَبیها) و امامت (بَعْلها وَ بَنیها) است. این صلوات ویژه‌ی اسراری است که خداوند در نبوت و امامت قرار داده است.

توسل به حضرت خدیجه (س):

روز توسل به حضرت خدیجه (س) است. باب توسل به ایشان بسیار گسترده است.

خانم مالک (ره) فرمودند: کسی که حاجت سخت دارد، وضو گرفته و رو به قبله نشسته و در یک مجلس، 400 مرتبه سوره قدر را خوانده و 200 مرتبه صلوات به ایشان هدیه کند؛ که راهگشای بسیار قوی است.

می‌توان این ختم را به همین ترتیب به حضرت نرجس خاتون (س)، مادر امام زمان (عج) هدیه کرد.