بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

12 ماه رمضان، 7 خرداد 97

محورهای سخنرانی

ارزش و اهمیت روزه و تمسک به قرآن صامت و ناطق در ماه رمضان

وظیفه‌ی عمده‌ی ما در حال حاضر، نشر فرهنگ اهل‌بیت (ع) و قرآن توأم با هم است.

مسلمانان در مقابل امر و کلام خدا و اهل‌بیت (ع) سه دسته‌اند

برای دریافت معنویات، باید سه برنامه در زندگی داشته باشیم

ارزش و اهمیت روزه و تمسک به قرآن صامت و ناطق در ماه رمضان

اگر تمام خیراتی که در عالم هستی وجود دارد و ممکن است خداوند توفیق آن را به بندگانش بدهد به خصوص در ماه مبارک رمضان را در یک کفه‌ی ترازو بگذاریم و دو خیری که در ادامه می‌گوییم در کفه‌ی دیگر ترازو بگذاریم، با هم برابری می‌کند. یکی از آن دو خیر، روزه‌ی ماه مبارک رمضان است؛ که خداوند توفیق به بندگان داده است که صائم و روزه‌دار باشند.

آن‌هایی که به دلایل شرعی برایشان ممکن نیست روزه بگیرند تلاش می‌کنند که از این سفره عقب نمانند حالا به هر خیر و نیکی دیگری بخشی از این توفیق از دست داده را جبران می‌کنند.

دومین مسئله‌ای که از عالی‌ترین توفیقات ربانی است و خداوند در سر این سفره به ما روزی کرده است، نشستن در محضر قرآن و اهل‌بیت (ع) است. اینکه ما به قرآن و آداب و احکام و معارف آن به زبان و فرهنگ ائمه‌ی معصوم (ع) توسل بگیریم.

حدیث و روایات ائمه (ع) است که بعد از هزار و چهارصد سال تازه اثبات می‌شود و سخن دانشمندان گذشته امکان دارد که اکنون مورد تأیید قرار نگیرد و ثباتی نداشته باشد.

در محضر اهل‌بیت (ع) می‌نشینیم با توسل به آن‌ها و آن‌ها را نزد خداوند تبارک و تعالی وسیله قرار می‌دهیم. مجالسی که در آن قرآن می‌خوانند اما توسل به دامن اهل‌بیت (ع) نمی‌گیرند، این مجالس ابتر و ناقص هستند و مانند صلواتی می‌ماند که آل محمد را در آخرش نمی‌گویند؛ که این صلوات ناقص است و بنابراین نتیجه‌ای ندارد. توسل یعنی گدایی به درگاه خداوند.

خداوند حاج ملا آقاجان زنجانی را رحمت کند. شب‌ها به‌گونه‌ای می‌خوابیدند که دستشان باز بود. از ایشان سؤال کردند که چرا این گونه می‌خوابید. می‌فرمودند: زیرا که من گدای اربابم امام زمان (عج) هستم، در خواب هم دستم را باز می‌گذارم که اگر اربابم دامن‌کشان رد شدند چیزی کف دست من بگذاردند.

وظیفه‌ی عمده‌ی ما در حال حاضر، نشر فرهنگ اهل‌بیت (ع) و قرآن توأم با هم است.

امروز در دنیا، امام حسین (ع) مورد هجوم قرار گرفته است. در روز عاشورا امام حسین (ع) را به قتل صبر کشتند. انواع شهادت برای شهیدان داریم شهیدی که با تیر کشند، شهیدی که به دار آویختند و… ؛ اما شهیدی که قتلش، قتل صبر است آن شهیدی است که هم خفگی، هم مسمومیت، هم تیرخوردگی، هم بریدگی سر و هم با انواع و اقسام سلاح‌ها شهید شده باشد؛ و آن شهید فقط امام حسین (ع) است.

امام سجاد (ع) فرمودند: پدرم را به قتل صبر کشتند. قتل صبر یعنی هرکسی با هر وسیله‌ای که داشت اعم از شمشیر، خنجر، تیر، اگر هم کسی چیزی نداشت با سنگ به امام (ع) حمله کردند به طوری که عصای همدیگر را قرض می‌گرفتند تا به امام ضربه‌ای بزنند.

امروز هم امام حسین (ع) بدنشان تیرباران می‌شود. در آن روز هفتاد و دو تن از یارانشان و اهل‌بیتشان از ایشان دفاع کردند، امروز هم ما باید از ایشان دفاع کنیم. چگونه؟ با توسل گرفتن به ایشان.

خداوند مرحوم آقا سید عباس تهرانی را رحمت کند. ایشان عالم بودند اما معمم نبودند و اوایل، روضه‌خوانی نمی‌کردند. بعدها به ایشان لقب کوره‌ی گداخته را دادند زیرا وقتی که به روی منبر می‌رفتند با یک «یا حسین» آتش به دل شنوندگان می‌انداختند. مردان بزرگی مانند مرحوم علامه‌ی طباطبایی در منبرهای ایشان شرکت می‌کردند و وقتی ایشان نام امام حسین (ع) را می‌بردند جناب علامه شروع به گریه کردن با صدای بلند می‌کردند.

ایشان روزی خوابی دیدند. خدمت یکی از علما رفتند و گفتند: خواب دیدم که بدن نازنین امام حسین (ع) روی زمین افتاده است. از هر طرف به ایشان حمله می‌کنند و من هر کاری می‌کردم تا از امام دفاع کنم نمی‌توانستم. به وحشت از خواب پریدم. تعبیر این خواب چیست؟ آقا فرمودند: روضه‌ی حسین (ع) را بخوان. تو باید ذکر مصیبت امام حسین (ع) کنی و تو باید از حسین (ع) سخن بگویی و به این ترتیب از امام (ع) دفاع کنی.

دور هم جمع می‌شویم و توسل می‌گیریم یا با هم دعای فرج می‌خوانیم این‌ها خود نوعی دفاع است. خواندن دعای زیر قبل و بعد از نماز، قبل و بعد از منبر، قبل و بعد از روضه سفارش شده است:

«وَ عَجِّل لِوَليِّکَ الْفَرَج وَ أَرِنَا فِيهِ وَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ رَعِيَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ خَاصَّتِهِ مَا يَأْمُلُ و ما أَعْدَائِهِ مَا يَحذَر»

خدایا من از تو می‌خواهم تعجیل کنی در فرج آقایم امام زمان (عج). من را از زمره‌ی یارانش و دوستانش و شیعیانش و کارگزارانش در عامه‌ی طرفدارانش و خاصه‌ی یارانش بنویسی و مرا جزء آن‌ها قرار دهی. خدایا من قرار نگیرم در زمره‌ی دشمنان و من حذر می‌کنم از دشمنان امام زمان (عج).

این صلوات وقتی که در مجالس خوانده شود یعنی دفاع از امام زمان (عج)، یعنی خدایا من قرآن را نمی‌توانم در عالم پخش کنم اما کسی هست که می‌تواند این کار را بکند پس او را برسان. من نمی‌توانم کلمه‌ی «لا اله الا الله» را بر بام عالم بالا ببرم اما یکی هست که می‌تواند این کار را بکند، خدایا او را برسان. من نمی‌توانم انتقام امام حسین (ع) را بگیرم اما یکی هست که می‌تواند این کار را بکند پس خدایا او را برسان. من نمی‌توانم دینم را بفهمم و بفهمانم اما یکی هست که می‌تواند این کار را بکند، ای پروردگار عالم تو او را برسان؛ و مرا هم از یارانش و همراهانش قرار بده. این دعا دفاع از امام زمان (عج) و دفاع از فرهنگ امام حسین (ع) است.

فرمود امام معصوم بعد از هر نمازتان سه مرتبه بگویید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبْقَی مِنْ صَلَوَاتِکَ شَیْ‌ءٌ، وَ ارْحَمْ عَلَی مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبْقَی مِنْ رَحْمَتِکَ شَیْ‌ءٌ، وَ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبْقَی مِنَ الْبَرَکَاتِکَ شَیْ‌ءٌ، وَ سَلِّمْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبْقَی مِنَ السَّلامِ شَیْ‌ء»

امام معصوم فرمودند: این صلوات دارای نور، برکات و دارای شفاعت است. ما را به اهل‌بیت (ع) و خاندان پیامبر (ص) وصل می‌کند.

این‌ها همه دفاع از خداوند و قرآن و… است.

همه به دفاع از ائمه (ع) و حریم قرآن مجید و نشر و پخش آن مسئول هستیم. اگر در این باب نتوانستیم کاری بکنیم حداقل می‌توانیم با خودمان به مجالس اهل‌بیت (ع) همراه بیاوریم تا او نیز از این مجالس فیض ببرد.

شخصی آمد نزد امام جعفر صادق (ع) عرض کرد: یا بن رسول الله! معنای سوره‌ی «و الشمس» را به من بگویید… . امام فرمودند: سوره را بخوان. او شروع به خواندن کرد.

«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا»: امام (ع) فرمودند: قسم به آفتاب و روشنی صبح؛ و اینجا منظور بعثت رسول الله (ص) است. در آن دوران ظلمت عقیده و فرهنگ و جهل و تاریکی که مانند شب جامعه را گرفته بود ناگهان شمس غالب شد و سحرگاهی در مکه، شمس طلوع کرد. نور آمد تا ظلمات را از بین ببرد.

«وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا»: قسم به ماه چون از پشت خورشید می‌آید و نورش را از خورشید می‌گیرد؛ و اینجا منظور از ماه، علی بن ابیطالب (ع) است که بعد از پیامبر اکرم (ص) می‌آید. وقتی پیامبر (ص) آمد صبح طالع شد و بعد وجود پیامبر (ص) حلول کرد و بعد ظاهراً در دل خاک پنهان شد، سپس ماه ‌آمد و اجازه نداد که ظلمات همه‌ی عالم را بگیرد. ماه، نورش را از خورشید می‌گیرد و امیرالمؤمنین (ع) آنچه از علم و غیره داشته است را از رسول الله (ص) دریافت کرده است.

«وَ النَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا»: قسم به روز، وقتی که جلا می‌دهد، آفتاب بالا می‌آید و روشن است و گرما می‌دهد. اینجا منظور ذریه‌ی فاطمه (س) است که یکی بعد از دیگری تا امام زمان (عج) ادامه پیدا می‌کند. گرد و غبار را می‌برد و همه چیز را متجلی و نورانی می‌کند (وقتی که ما درباره‌ی قرآن، دین، عمل و رفتارمان سؤال داشته باشیم تمام کدورت‌های ذهنمان را بین می‌برند. به طور مثال اگر قرآن را متوجه نمی‌شوم، این ایراد از قرآن نیست ایراد از علم و دانش ماست، امام (ع) این غبارها را از بین می‌برد و تجلی به ذهن ما می‌بخشد).

سپس ادامه دادند تا رسیدند به: «وَ الْأَرْضِ وَ مَا طَحَاهَا»: و قسم به زمین که گسترده و وسیع و هموار است. اینجا منظور شیعیان ما هستند. آن شیعیانی که در مقابل امر ما مثل زمین هموار، مطیع‌اند و وجودشان مملو از برکات است.

حضرت فاطمة الزهرا (س) فرمودند: اگر ما اعمالمان را خالص کنیم خداوند خالص‌ترین اجرها را برای ما می‌نویسد.

مرحوم آیت‌الله نجابت شیرازی با عده‌ای از شیراز به اصفهان می‌رفتند. در بین راه ماشین بنزین تمام کرد. کنار خیابان ایستادند. مسافران شروع کردند به اعتراض به راننده. آقای نجابت با لهجه‌ی شیرازی شروع کردند به آرام کردن مسافران و به آن‌ها گفتند: سر جایتان بنشینید اکنون به ماشین می‌گویم تا راه بیفتد. همه نشستند. ایشان اشاره کردند به ماشین، ماشین راه افتاد و تا خود اصفهان بدون بنزین حرکت کرد. ایشان در مقابل امر امام زمان (عج) مانند زمین هموار است. ما این گونه نیستیم زیرا در مقابل امام (ع) تعلل می‌کنیم.

مسلمانان در مقابل امر و کلام خدا و اهل‌بیت (ع) سه دسته‌اند

امام جعفر صادق (ع) از قول پیامبر (ص) فرمودند: تمام امت من در مقابل امر من و کتاب خدا و ائمه (ع) به سه بخش تقسیم می‌شوند:

  1. گروهی که مانند زمین هموار و مسطحی هستند که وقتی باران می‌بارد این زمین تمام قطرات باران را به خود می‌کشد و سپس از آن زمین، سبزی و گل و گیاه درمی‌آید. عده‌ای این گونه‌اند که آیات قرآن را مانند آن زمین می‌بلعند و بعد در اخلاقشان نمود پیدا می‌کند.

تمام آیات و تمام احادیث، مانند قطره قطره‌ی باران هستند. پیامبر (ص) همان آیات قرآن که نزد ماست را برای سلمان خواند، سلمان آن آیات را شنید و آن‌ها را بلعید درنتیجه وجودش برای جامعه مایه‌ی برکت شد. فاطمه (س) همین آیات قرآن را برای فضه خواند، فضه آن را بلعید و به درجه‌ای رسید که برایش از آسمان مائده‌ی آسمانی رسید.

ماه رمضان بود، حضرت فاطمه (س)، پیغمبر (ص) را به افطار دعوت کردند. فاطمه (س) دعا کرد مائده از آسمان آمد. فردا شب علی (ع)، پیامبر (ص) را دعوت کرد ایشان دعا کردند و مائده‌ی آسمانی از آسمان آمد. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نیز پیامبر (ص) را دعوت کردند و همچنان دعا کردند و مائده از آسمان آمد. فضه نیز شبی آن‌ها را دعوت کرد. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از فضه سؤال کردند: چیزی می‌خواهی امشب مهمان داری؟ فضه گفـت: نه چیزی نمی‌خواهم. آن‌ها فرمودند: تو که چیزی نداری! فضه گفت: امشب شب امتحان من است. می‌خواهم ببینم در کنیزی فاطمه (س) به جایی رسیدم که سرم را بالا کنم و دعا کنم نعمتی از آسمان برایم بیاید. فضه سفره‌ی خالی‌اش را انداخت، سپس به نماز ایستاد. آنگاه دید بوی غذای آسمانی پیچید.

  1. عده‌ای دیگر مانند زمین همواری هستند که قطرات باران را می‌بلعند و این زمین‌ها شیارهایی هم دارند که آب در آن جمع می‌شود برای آن کسانی که تشنه‌ هستند؛ مانند کسانی که در محضر قرآن می‌نشینند و یاد می‌گیرند و سپس به دیگران انتقال می‌دهند.

خداوند خانم مالک را رحمت کند. ایشان پنجاه سال به بقیه آموختند و شاگردانی تربیت کردند که اکنون در قسمت‌های مختلف دنیا در حال انتقال مطالب هستند. اکنون اگر شما مطالبی را که می‌آموزید اگر انتقال ندهید مسئول هستید.

  1. عده‌ای که مانند تخته سنگ هستند. باران که روی تخته سنگ‌ها می‌بارد، می‌لغزد و به زمین می‌ریزد و در آن فرو نمی‌رود؛ مانند کسانی که آیات قرآن در آن‌ها اثر نمی‌کند. این احادیث در گوش آن‌ها نمی‌رود. حتی هنگامی که سیل می‌آید تخته سنگ کنده می‌شود و راه مردم را نیز سد می‌کند. این‌ها اثر مثبتی برای مردم ندارد بلکه به آن‌ها آسیب نیز می‌زند!

تمام مسلمان‌ها از این سه دسته بیرون نیستند.

گناه به ما سه خسارت مهم می‌زند. مهم‌ترین آن، این است که تکرار گناه، دل‌ها را در سینه سنگ می‌کند. دل‌ها که در سینه سنگ شد دیگر اثر ندارد، قدرت و استعداد دریافت معنویت را از دست می‌دهد؛ مانند کسانی که تحصیلات بالایی دارند اما آیه‌ای از قرآن را بلد نیستند.

برای دریافت معنویات، باید سه برنامه در زندگی داشته باشیم

راه مهم برای اینکه ما در دسته‌ی دوم باشیم این است که توسل مدام به دامن اهل‌بیت (ع) داشته باشیم و برای این امر باید برنامه‌ای منسجم داشته باشیم.

خداوند حاج ملا آقا جان زنجانی را رحمت کند. ایشان می‌فرماید: اگر می‌خواهید سنگ نباشید و دریافت معنویات داشته باشید باید برنامه داشته باشید:

  1. هر روز به اندازه‌ی پنج دقیقه با امام زمان (عج) تنها صحبت کنید.

اگر گرفتار هستید یا بابت موضوعی اذیت می‌شوید یا هر درد دلی دارید را به امام زمانتان بگویید. فواید این کار این است که کم‌کم بین ما و امام زمان (عج) اُنسی به وجود می‌آید و ما عادت می‌کنم که هر روز این ارتباط کلامی را برقرار کنم. اگر این ارتباط کلامی را داشته باشیم، 1- روحیه می‌گیرم و باور می‌کنیم که کسی هست که حرف‌هایمان را بشنود و 2- حرف‌هایمان را به کس دیگری نمی‌گوید و آبرویمان را پیش کسی نمی‌برد. 3- برای هر دردی که داریم دوایی دارد و 4- همیشه هست و هر کجا که ما اراده کنیم او حضور دارد. درِ خانه اش بسته نیست و 5- سخن گفتن با او، ما را از سخن گفتن با دیگران بی‌نیاز می‌کند. آنگاه اگر یک روز نتوانیم با او سخن بگوییم او به سراغ ما می‌آید.

کربلایی علی هر سال کربلا می‌رفت. پیر شد و کمی دستش تنگ شد، چند سالی کربلا نرفت. شبی امام حسین (ع) به خوابش آمد و فرمود: کربلایی علی! در صحن و حرم تو را نمی‌بینم، صدایت را نمی‌شنوم، صدای دعا و سلامت در حرم نمی‌آید. کجایی؟ دلم تنگ شده برای اینکه صدایت را در حرمم بشنوم.

گفت: آقاجان! مشغله دارم و دستم تنگ شده و پیر شده‌ام. آقا فرمودند: تو فقط بخواه که بیایی؛ باقی آن با من.

  1. در زندگی برنامه داشته باشیم که به خاطر امام زمان (عج) هر روز حداقل سه نفر را خوشحال کنیم.

با دعا کردن برای کسی یا احوال پرسی از کسی که او را خوشحال می‌کند یا حتی با وعده‌ی خیر دادن به کسی یا خواندن فاتحه‌ای برای کسی که وارثی ندارد یا بد وارث است. حتی یک شئ را خوشحال کنیم مثلاً آبی پای گلدان بریزیم یا به حیوانی غذا بدهیم. این کارها امام زمان (عج) را خوشحال می‌کند و وقتی ایشان خوشحال شوند، تمام ائمه (ع) و درنهایت خود خداوند خوشحال می‌شود. اکنون اگر امام زمان (عج) را می‌دیدیم، چه قدر تلاش می‌کردیم تا امام زمان (عج) را خوشحال کنیم؟

امام زمان (عج) فرمودند: هر چیزی که دل بنده‌ی خدا را خوشحال کند، من را خوشحال می‌کند.

  1. همیشه و مدام زبانمان به شکر خداوند باشد.

شاکر سلامتی‌مان باشیم. نعمت فراوان است و به اندازه‌ی فراوانی نعمت کفران نعمت نیز بسیار است! دلیل کفران نعمت این است که در جامعه همه به بالاتر از خودشان نگاه می‌کنند.

پیامبر (ص) به اباذر فرمودند: اباذر می‌خواهی که دین به سلامت ببری؟ او عرض کرد: بله یا رسول الله! ایشان فرمودند: در امور دنیا به پایین دست خودت نگاه کن. اگر پول نداری به کسی نگاه کن که هم پول ندارد و هم بیمار است. در امور معنوی به بالا دست خودت نگاه کن. عده‌ای که مجلس‌نشین حقیقی ابی‌عبدالله (ع) شدند در همان مجالس چشمشان به امام زمان (عج) بود.

روضه‌خوان بود. در هیأت عطارهای تهران روضه می‌خواند. روزی در هیأت خواست روضه بخواند. من هم در آن مجلس شرکت کردم. آیت‌الله آقا سید مهدی کشفی هم آمدند. وقتی که روضه‌خوان شروع کرد، دیدم آقایی آمد که سید بود. همین که آقا شروع به روضه خواندن کردند تا اسم امام حسین (ع) را آوردند، آقا اشاره به جمعیت کردند. جمعیت شروع به گریه و ناله‌ی بسیاری کرد و فریاد «یا حسین» بلند شد. تا روضه تمام شد دیدم ایشان نبودند.

به آقای کنار دستم گفتم: ایشان را ندیدی؟ گفت: نه. سراغ ایشان را از آقای کشفی گرفتم. ایشان گفتند: هیس! هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند. اگر نباشند و اشاره نکنند کدام دل می‌شکند و کدام زبان «یا حسین» می‌گوید؟! در عالم معنا باید این گونه آدم‌ها را نگاه کرد.

پس یک سجده‌ی شکر یا صد مرتبه الحمدلله را در روز برای خودتان برنامه‌ریزی کنید.

– با معلمان دینی، آن‌هایی که به ما کمک می‌کنند تا ساختارهای اخلاقی‌مان را درست کنیم ارتباط برقرار کنیم. دین هم مانند هر درس دیگری احتیاج به معلم دارد. چرا فرزندان ما با گوشی همراهشان با تمام دنیا می‌توانند ارتباط برقرار کنند حتی با بودایی‌ها و گاو پرستان اما با مرجع تقلیدشان ارتباط برقرار نمی‌کنند؟ ما همه در مقابل این موضوع مسئول هستیم…

روزی شاه صفوی به شیخ بهایی گفت: می‌خواهم به اسلام خدمت کنم. می‌خواهم به تو که روحانی هستی خدمت کنم. می‌خواهم پول و طلا بدهم تا مسجد بسازید. شیخ فرمود: این‌ها را نمی‌خواهم. اگر می‌خواهی به اسلام خدمت کنی، من سوار بر الاغ می‌شوم تو افسار الاغم را بگیر و در اصفهان دور بزنیم.

گفت: فایده‌ی آن چیست؟ فرمود: برای اینکه همه اعم از جوان و پیر و عوام الناس می‌بینند که افسار الاغ یک روحانی را شاه به دست گرفته است و توجهشان به دین و روحانیت جلب می‌شود در این صورت تو خدمت به اسلام می‌کنی.

– بدانیم گفتار و کردار و اعمال ما باید تا زنده هستیم طبق دستور اهل‌بیت (ع) باشد.

عالمی فوت کرد. به خواب عالم دیگری آمد. عالم از او پرسید: از برزخ چه خبر؟ ایشان گفتند: من را دفن که کردند به عالم برزخ بردند (عالم برزخ عالمی است که اگر اخلاق پسندیده داشته باشیم ما را به فاطمه‌ی زهرا (س) و ائمه (ع) و پیامبر (ص) عرضه می‌دارند و هم‌نشینی و هم‌جواری با آن‌ها را به ما می‌دهند و ما را به وادی السلام می‌برند وگرنه برهوتی هستیم) همین که وارد شدم فهمیدم من را به وادی السلام نمی‌برند. با این که عالم و اهل عمل هستم اما رذایل اخلاقی دارم که مرا کثیف کرده و آن‌ها را در دنیا پاک نکردم؛ و فهمیدم من را خدمت امام زمان (عج) نمی‌برند هزاران سال برزخی باید طول بکشد تا پاک شوم. من را سپردند به یکی از علما در برزخ تا مانند کودکان نو پا به من اخلاق یاد بدهند. این حسرت مرا خواهد کشت که کاش در دنیا خودم راپاکیزه کرده بودم و اینجا به فراق گرفتار نمی‌شدم. سپس سفارش کرد: به مردم بگو تا هستید اخلاقتان را درست کنید.

حضرت علی (ع) فرمودند: سنگ لحد را که می‌چینند، تاریک‌ترین و ظلمانی‌ترین و وحشتناک‌ترین برزخ برای انسان‌هایی است که در دنیا به بدی‌های اخلاقی‌شان رسیدگی نکردند.