بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

14ماه رمضان، 9 خرداد 97

شب ولادت امام حسن علیه‌السلام

محورهای سخنرانی

هر گاه خداوند بخواهد ما با او حرف بزنیم، توفیق قرآن خواندن به ما می‌دهد

بحثی در باب دعا

برای اجابت دعا، چهار چیز باید مهیا شود

دعا برای دیگران

برای اجابت دعا باید از کلمات استفاده کنیم

انسان برای رسیدن به تکامل، نیاز به هفت نور دارد که این هفت نور در نماز است

هر گاه خداوند بخواهد ما با او حرف بزنیم، توفیق قرآن خواندن به ما می‌دهد

مبنای بحث روزهای گذشته این بود که اگر تمام مواهبی که خداوند به ما عطا کرده است را در یک کفه‌ی ترازو بگذاریم، دو موهبت را در کفه‌ی دیگر بگذاریم، این دو موهبت به مابقی افزونی دارد:

موهبت اول: روزه در ماه مبارک رمضان. خداوند ما را در این ماه به این کار دعوت کرده است و اصلاً این ماه به همین خاطر ویژه شده است.

موهبت دوم: تلاوت قرآن صامت به تفسیر قرآن ناطق. خداوند اراده کرده است با بشر حرف بزند و با قرآن با ما صحبت کرده است. هر گاه خداوند بخواهد ما با او حرف بزنیم توفیق قرآن خواندن به ما می‌دهد. اگر خداوند نخواهد ما با او حرف بزنیم، توفیق قرآن خواندن را از ما می‌گیرد. خداوند نخواهد، من نمی‌توانم قرآن بخوانم.

امام علی علیه‌السلام فرموده‌اند که: خداوند شکل ندارد که شما او را ببینید، خداوند دیدنی و نشان دادنی نیست؛ اما خداوند جلاوتی دارد نور دارد و جلوه‌ی رحمت، مغفرت و … دارد. خداوند هنگامی که بندگانش قرآن می‌خوانند، جلوه‌ی خود را به بندگانش نشان می‌دهد.

هر کس دلش می‌خواهد خداوند را ببیند، قرآن بخواند.

قرآن ناطق؛ توسل به دامن اهل‌بیت عصمت و طهارت است. آیا خودمان متوسل می‌شویم و اشک می‌ریزیم؟ خیر. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر عنایت ما ائمه به شما نباشد، شما نمی‌توانید درب خانه‌ی ما را بزنید و نمی‌توانید به ما رجوع کنید؛ ما شما را دعوت می‌کنیم، ما شما را می‌طلبیم و اذن می‌دهیم که ما را بخوانید.

گفت به محضر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف رسیدم. گله کردم و گفتم آقا منتظرانت بد هستند، اخلاق ندارند و … . امام همه را گوش کردند و رنگ صورتشان پرید و فرمودند: چه کنم مگر من به غیر از این‌ها کس دیگری را هم دارم؟! من هستم و همین‌ها.

در این توسل و دعوت، امام حسین علیه‌السلام سریع‌تر و بیشتر دعوت می‌کند، دل‌شکن‌تر است و بار عام می‌دهد.

می‌نویسند امام حسین علیه‌السلام سوار بر اسب از کنار کوچه‌ای عبور می‌کردند و در آن کوچه جذامی‌ها نشسته بودند. به هم نگاه کردند و گفتند حسینِ زهرا می‌آیی با ما غذا بخوری؟ ما در حال غذا خوردن هستیم.

امام پیاده شدند و گفتند روزه‌ام نمی‌توانم بخورم اما نشستم که دعوت شما را قبول کرده باشم. حال می‌شود شما دعوت من را قبول کنید و فردا به خانه من بیایید؟

امام به منزل رفتند و رو به کارگزاران فرمودند: فردا عده‌ای مهمان عزیز دارم. بهترین سفره و غذاها را آماده کنید. همه متعجب بودند که چه کسانی مهمان هستند. سر ظهر جذامی‌ها آمدند. لباس‌ها خاکی، بدن‌ها مریض، سر سفر نشستند. امام دیدند که عده‌ای دست ندارند که غذا بخورند، عده‌ای خجالت می‌کشند که دست‌های زخمی‌شان را بیرون آورند. امام کنار هر کدام می‌نشستند و لقمه می‌گرفتند و با دست خود، لقمه در دهان آن‌ها می‌گذاشتند. یکی از آن‌ها رو به امام گفت: دلم می‌خواهد شما با من هم‌غذا شوید. امام هم دست در کاسه او کرد و لقمه برداشتند.

نیمه‌ی ماه رمضان شبی است که از آن شب، دعاها زودتر به اجابت می‌رسد، گناهان زودتر بخشیده می‌شود، به لفظ مخصوص با بندگان صحبت می‌کند، تمام درب‌های رحمت آسمان باز است. ملکی بین آسمان و زمین صدا می‌زند که به هر نفسی دعا کنید خداوند منتظر است که شما بخواهید و به شما مرحمت کند.

امشب سه کار را حتماً انجام دهیم:

1ـ توبه از گناهان و معاصی؛ اشک توبه و ذکر استغفار داشته باشید.

2ـ دعا و خواستن

3ـ توسل گرفتن به کلمات و نمازها و دعاهایی که به ما سفارش شده است.

بحثی در باب دعا

ما الحمدلله بسیار دعا می‌کنیم؛ اما من ندیدم دعا کننده‌ای را که بعد از دعا کردن از خداوند گله نکند که چرا دعای من اجابت نشده است.

این نشان می‌دهد که ما فلسفه‌ی دعا و اینکه چرا دعا این مقدار مستحب است را نمی‌دانیم و اینکه خداوند فرموده است: ای مؤمن! ارزش شما نزد من به قرآن خواندن و ذکر گفتن نیست بلکه به اندازه‌ی دعایی است که می‌کنید.

چرا ما فکر می‌کنیم دعاهایمان به اجابت نمی‌رسد:

1ـ هیچ دعایی بدون اجابت نیست. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: دعا حامل اجابت است همان‌طور که ابرها حامل باران است. دهان که به دعا باز شد و دعا که سرِ زبان آمد، حامل اجابت است. هیچ دستی نیست که در آشکارا خالی بالا بیاید تا به نزدیکی سر خالی؛ و یا در پنهان خالی بالا بیایید به نزدیک سر؛ مگر اینکه خداوند خجالت می‌کشید که خالی برگردد. آن دست را با فضل و رحمت پر می‌کند. پس دعا یک وسیله‌ی درخواست فضل است. به همین جهت امام فرمودند: دست را که به دعا بلند کردی، پایین که آوردی به زیر بغل نیاور؛ بلکه روی سر بگذار و بکش روی صورتت. کنایه از اینکه فضلت را روی سرم می‌گذارم و رحمتت را روی چشمم می‌گذارم.

برای اجابت دعا، چهار چیز باید مهیا شود

امام علی علیه‌السلام فرمودند: فراهم کنید وسایل اجابت دعا را. 4 چیز باید باشد تا دعای شما به اجابت برسد:

اول: حضور دل: حضور دل یعنی باور دل به اینکه غیر از خدا کسی نمی‌تواند مشکل من را حل کند. خداوند فرموده است: بدون غفلت من را یاد کنید تا اجابت کنم بلافاصله.

دوم: خالی کردن سینه از سه مرض:

1ـ شرک؛ یعنی هم از خدا بخواهم و در کنارش از دیگری هم تقاضا کنم.

2ـ شک؛

3ـ ریا.

خداوند یک گله از ما دارد. ای پسر آدم! چقدر می‌گویید الله الله درحالی که در دلتان غیر از الله هست؟ چقدر به زبان ذکر یا الله دارید و از غیر می‌ترسید؟ و چقدر الله الله می‌گویید و به غیر خدا مراجعه می‌کنید؟ اگر خدای خود را می‌شناختید، برای چه همت به غیر خدا می‌کنید؟

سوم: شناخت مسئولیت داعی: من چه می‌خوانم و چه کسی را صدا می‌زنم.

می‌گویند دلیل توبه‌ی ذوالنون مصری این بود: به شکار رفته بود. هنگام غذا سفره انداختند و غذا مرغ بریان بود. سر سفر گذاشتند و ناگهان بازی آمد و مرغ را از سفره‌ی او برد. سوار بر اسب شد و همراه سربازان به دنبالش رفت. تا دید ته دره‌ی عمیقی پایین آمد. ته دره مردی بود که دست‌هایش را به طناب بسته بودند و پاهایش بسته بود. باز مرغ را زمین گذاشت و با نوکش ریش‌ریش می‌کرد و در دهان مرد می‌گذاشت. بعد از اینکه غذایش را خورد، با منقارش برایش آب آورد تا سیراب شد.

ذوالنون جلو رفت و سؤال کرد تو کیستی؟ مرد گفت: من تاجری هستم که دزدها اموالم را غارت کردند و دسته‌هایم را بستند و کسی را نداشتم. خدا خدا کردم و خداوند در این چند روز غذای من را از سفره‌ی پادشان فرستاده است.

هنگام دعا کردن این خدا را صدا می‌زنیم.

بدان از که می‌خواهی و بدان چه بخواهی. فرمودند: دعایت را پراکنده کن خداوند دوست دارد هنگام دعا شما بنشینید و مشکلاتتان را بشمارید.

دانه دانه مشکلاتت را بیان کن و از خداوند بخواه.

چهارم: انصاف در دعا: چیزی بخواه که در شأنت باشد. مثلاً اینکه از خداوند بخواهم که دور بعدی رئیس جمهور شوم، درست است که برای خداوند کاری ندارد اما در حد و اندازه من نیست.

امام علی علیه‌السلام دیدند مردی دعا می‌کند و می‌گوید خدایا من را محتاج هیچ کس نکن. حضرت فرمودند: این دعا را نکن بگو من را محتاج نامرد نکن. ما نان می‌خواهیم محتاج نانوا هستیم، مریض می‌شویم محتاج دکتر هستیم و… .

دعا برای دیگران

چگونه دعا کنیم که سختی زندگی‌مان برطرف شود؟ دعا برای دیگران.

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: سریع‌ترین دعا برای اجابت، دعا برای مؤمنِ غیر در حالی که غائب می‌باشد، است.

امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر شما در غیاب دیگران دعا کنید:

1ـ خداوند روزی شما را زیاد می‌کند و مکروهات زندگی شما را از بین می‌برد. آنچه موجب ناراحتی شما در زندگی است، برطرف می‌شود.

اگر برای چهل نفر دعا کنید خداوند هر چه به آن‌ها بدهد به تو هم می‌دهد.

2ـ موجب شفاعت است. مخصوصاً دعا برای کسی که از دنیا رفته است.

این تأثیرِ دعای ما در حق هم است که گنهکار هستیم؛ حال اگر امام زمان (عج) برای ما دعا کند، چه؟ نصفه شب بلند شو و برای امام دعا کن.

امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هر کس روزی 25 بار دعا کند برای مؤمنین، (اللّهم اغفِر لِلمُؤمِنین وَ المُؤمِنات وَ المُسلِمین وَ المُسلِمات)؛ هم برای زنده‌ها دعا کند و هم برای از دنیا رفته‌ها، خداوند به شماره‌ی مؤمنینی که رفته‌اند و تا قیامت می‌آیند، برایش حسنه می‌نویسد. خداوند به عدد تمام مؤمنینی که رفته‌اند و می‌آیند تا قیامت، به او درجه می‌دهد. خداوند به عدد تمام مؤمنینی که رفته‌اند و می‌آیند، برایش یک فرشته خلق می‌کند که برایش دعا کند آن هم دعایی که عاقبت به خیر شود و در دنیا و آخرت آبرویش را نرود.

برای اجابت دعا باید از کلمات استفاده کنیم:

1ـ «ماشاءالله»:

رسول اکرم (ص) فرمودند: اگر دعایت را با «ماشاءالله» ختم کردی، یقین بدان خداوند بهترین اجابت را برایت می‌کند.

2ـ «آمین»:

دعایت را به «آمین» ختم کن. رسول اکرم (ص) فرمودند: وحی به حضرت موسی (ع) آمد که ای موسی چهار حرف برای امت محمد (ص) است که به هیچ کس ندادم؛ حرفی از تورات، حرفی از انجیل، حرفی از زبور، حرفی از قرآن.

موسی (ع) عرض کرد: خدایا این حروف چیست؟

خداوند فرمود: «آمین». «الف» از تورات است «میم» از انجیل است و «یا» از زبور و «نون» از قرآن. «الف»اش را بر رکن عرش نوشتم؛ و «میم»اش را بر رکن کرسی نوشتم؛ و «یا»اش را بر لوح؛ و «نون»اش را بر قلم. وقتی بنده‌ام روی زمین می‌گوید «آمین»، این چهار رکن می‌لرزند و به برکت این کلمه، گناهانش آمرزیده می‌شود.

سپس خداوند فرمودند: برای گوینده‌ی «آمین» گناه شبش، گناه روزش، گناه آشکارش، گناه پنهانش، گناه کبیره‌اش و گناه صغیره‌اش را قلم می‌کشم وقتی که می‌گوید «آمین». «الف»اش را بر پیشانی جبرئیل نوشتم، «میم»اش را بر پیشانی میکائیل، «یا»اش را بر پیشانی اسرافیل، «نون»اش را بر پیشانی عزرائیل. وقتی بنده‌ام روی زمین «آمین» می‌گوید، این چهار ملک به سجده می‌افتند با هم می‌گویند خدایا ببخش گوینده‌ی این حروف را.

امام صادق (ع) فرمودند: پدرم هر گاه مشکل داشتند، می‌فرمودند بیایید دعای جمعی بکنیم. جمع می‌شدند و امام دعا می‌کردند و همه با هم آمین می‌گفتیم. سپس می‌فرمودند: «آمینِ» جمعی به سرعتی دعا را به اجابت می‌رساند سریع‌تر از کاردی که شما به گوشت می‌کشید.

امام فرمودند: دعا بذری است که شما در زمین می‌کارید و آمین آبیاری آن است.

3ـ در دعا تملّق کنیم (گفتن خوبی‌ها به حد وفور):

تملق بنده به بنده بسیار بد است اما تملق خداوند را گفتن، نیکوست. وقتی خدا را تملق کنی، خداوند با همه‌ی وجود به بنده توجه می‌کند.

جبرئیل (ع) نزد یعقوب (ع) آمد و گفت: حق سلامت می‌رساند و می‌گوید چرا دعا نمی‌کنی؟ یعقوب (ع) گفت: من آن‌قدر دعا کردم که کور شدم. جبرئیل گفت: خداوند می‌گوید چرا تملق من را نمی‌گویی؟ گفت بلد نیستم. چه طور تملق خدا بگویم؟ جبرئیل گفت: بگو «یا قَدیمَ الاِحسان یا دائِمَ المَعروف یا کَثیرَ الخَیر».

(جلوه‌ی «قدیمَ الاحسان» امام حسین بن علی (ع) است. «دائِم المَعروف» تجلی‌اش در وجود امام هر زمان است. جلوه‌ی «کثیرَ الخَیر» در وجود امام حسن مجتبی علیه‌السلام است.)

یعقوب (ع) به سجده رفت. این‌ها را گفت. ندا آمد اگر یوسفت مرده هم بود، با این دعا برایت زنده می‌کردم. به زودی به او می‌رسی.

هر عمل مثبت و خیری که خداوند دوستش داشته باشد، نوری دارد اگر چه یک نور بسیار کم.

گفت شب هنگام می‌رفتم. دیدم از گوشه‌ی قبرستان تخته فولاد نوری بالا می‌رود، قطع می‌شود و دوباره بالا می‌رود. رفتم دیدم پیرمردی نشسته است و عبادت می‌کند. دهان که به صلوات باز می‌کند، نورِ صلوات قبرستان را روشن می‌کند دهان که می‌بندد همه جا تاریک می‌شود.

مرحوم آخوند همدانی فرمودند: در یک شب تابستان از خواب برای نماز خواندن بلند شدم. دیدم از قریب به 500 خانه در همدان نور بالا می‌رود. بعدها فهمیدم این‌ها خانه‌های نماز شب خوان‌ها است و در آن، نماز شب می‌خوانند.

گفت یا رسول الله چرا بعضی‌ها صبح‌ها که از خانه بیرون می‌آیند گونه‌هایشان می‌درخشد؟ فرمودند: چون در دل شب، نماز شب می‌خوانند و گریه می‌کنند. گفت: گریه نور می‌دهد؟ فرمودند: وقتی گریه کردند، خداوند با دست خودش پاک می‌کند. نور دست خداوند است که صبح می‌درخشد.

هر عملی نوری دارد گرچه کوچک باشد وقتی انجامش دادی سبب نور بزرگ‌تر می‌شود و موجب نور بعدی می‌شود. یکی از چیزهایی که نور مکرر برای انسان می‌آورد، استغفار و توبه به درگاه الهی است.

یکی از عمل‌های نورانی، استغفار است آن هم در دل شب. از امشب تا آخر ماه مبارک رمضان ۷۰ مرتبه بگویید:

«يا عَزيزُ يا غَفَّارُ اِغْفِرْلي ذُنُوبي وَ ذُنُوبَ جَميعِ المُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ فَاِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ».

ضمانتش را امام صادق (ع) گذاشته‌اند از قول پیامبر اکرم (ص) به شرط آنکه وقتی می‌گویی یاد گناهانت بیفتی و از خدا بترسی و اشکت جاری شود.

مرد گنهکار بنی‌اسرائیلی با بچه‌اش به صحرا رفته بود. بچه کوچک بود و هر چه را می‌دید، می‌پرسید این چیست و از این بزرگ‌تر چیست؟ تا اینکه به کوهی رسیدند. بچه گفت این چیست؟ پدر گفت: کوه. پرسید: از این بزرگ‌تر چیست؟ پدر منقلب شد و گفت: گناه پدر تو. بچه پرسید: از گناهان پدر من چه چیزی بزرگ‌تر است؟ پدر گفت: این را خدا می‌داند و از خجالت گریه کرد. به موسی ندا آمد که به بنده‌ام سلام برسان و بگو: خدای بزرگ گناهان بزرگ تو را به خاطر قطره اشکی که ریختی بخشید.

انسان برای رسیدن به تکامل، نیاز به هفت نور دارد که این هفت نور در نماز است

به عبادت‌هایمان امشب نور دهیم با نماز.

از خود نپرسیدی چرا روزی 5 مرتبه نماز می‌خوانیم، مکه می‌رویم نماز دارد، زیارت می‌رویم نماز دارد و عبادات با نماز همراه است؟

زیرا انسان برای رسیدن به تکامل نیاز به هفت نور دارد. این هفت نور در نماز است: نور هدایت، کفایت، کفاره، رحمت، غربت، درجه، مغفرت.

برای اینکه در دو رکعت نماز، عبادت تمام کائنات نهفته است. بالاترین عبادت خداوند نماز است و خداوند این بالاترین عبادت را به بالاترین مخلوقش واجب کرده است؛ که به نیابت تمام مخلوقات انجام دهد.

تمام مخلوقات چهار شکل ظاهری دارند:

1ـ ایستاده مثل درخت‌ها و انسان.

2ـ خمیده، رکوع مثل چهارپایان.

3ـ به صورت به زمین افتاده، سجده مثل حشرات.

4ـ نشسته، قعود مثل گیاهان و بوته‌ها.

مؤمن وقتی نماز می‌خواند، تمام این اشکال را انجام می‌دهد. عبادتی که دیگر موجودات هستی قادر به انجام آن نیستند، انسان با دو رکعت نماز، به درگاه الهی عرضه می‌دارد.

– نماز دو رکعت است: یک رکعت تربیت و تشکر و توجه به روح، یک رکعت توجه به جسم و تشکر از نعمت‌های جسم.

– نماز سه رکعتی داریم: زیرا در باطن انسان سه گوهر قرار داده شده است که باید شاکرش باشی: یکی گوهر دل، یکی گوهر عقل و یکی گوهر ایمان. نماز مغرب توجه به این سه گوهر است و شکرانه و تربیت این سه گوهر است.

– نماز چهار رکعتی داریم: زیرا انسان دارای چهار طبع مخالف است: انسان‌هایی با طبع آبی، انسان‌هایی با طبع خاکی، انسان‌هایی با طبع آتشی، انسان‌هایی با طبع بادی. برای تربیت این چهار طبع، خداوند نماز چهار رکعتی قرار داده است.

ملائکه را در عبادت صنف صنف کرده است. یک عده رکوع دارند، عده‌ی دیگر سجده و عده‌ی دیگر قیام دارند، همه‌ی ابعاد را انجام نمی‌دهند. به انسان توانی داده است که هم رکوع و سجده و قیام و هم قعود را در دو رکعت نماز به جا آورد.

در دو رکعت نماز، تمام عبادات دین را دوره می‌کنی؛ نماز عبادت حج دارد، نماز زکات دارد و …. قیام نماز، جهاد است. تکبیرة الاحرام فرمان فرمانده است که حرکت می‌کنیم. نماز حج دارد. شما در حج، لباس معمول را درمی‌آوری و احرام می‌پوشی. در نماز هم باید با لباس پاکیزه و برای خانم لباس ویژه (پوشش) قرار داده شده است. 5 وعده نماز 5 بار روزه است. با نیت نماز، دیگر نمی‌توانی بخوری و حق آشامیدن نداری. در نماز شما، زکات است؛ که قرآن می‌گوید زکات را واجب کردم تا شما را پاکیزه کنم و طاهر کنم. برای نماز هم شما غسل می‌کنید و لباس آلوده را از خود دور می‌کنید. و به همین شکل، دیگر عبادات دین.

در نماز کمک بگیرید از دعا و توسل.

جانباز جنگ است. حالش بد شد. به دکتر مراجعه کرد و آزمایش داد. دکترها به هم نگاه کردند. گفت اگر رفتنی هستم بگویید من از مرگ نمی‌ترسم. دکترها گفتند ما عمل می‌کنیم اما دعا کنید.

به رفقایش گفت دعا کنید. رفیقش پیش عالمی‌رفت و گفت دوست ما را به اتاق عمل می‌برند، ذکر و یا دعایی برایش بفرمایید. عالم گفت زنده بیرون نمی‌آید. دوستش ناامید نشد با دیگر دوستانش هم تماس گرفت و قرار حدیث کسا گذاشتند. مادر یکی از دوستانش اهل حدیث کسا بود. جانباز به اتاق عمل رفت و سالم آمد. دکتر گفت معجزه شده است. دوستش دوباره نزد عالم رفت و گفت شما گفتید که زنده نمی‌ماند، عالم گفت پیر زنی برایش دعا کرده است. سراغ خودش رفتیم گفت من مردم روح از بدنم رفت به آسمان. مرا بردند. دو ملک آمدند و نامه‌ای دادند. یکی حدیث کسا بود و گفت بگیر این هم حدیث کسا برای تو، مادر فلانی فرستاده است.

رسول اکرم (ص) فرمودند: تاجری از مدینه به شام می‌رفت، از قافله عقب ماند و دزد به او حمله کرد. تاجر گفت اموالم برای تو اما به جانم کاری نداشته باش. دزد گفت نه؛ اگر زنده بمانی خبر می‌دهی و مرا می‌شناسی، خطرناک هست. دزد می‌خواست جانش را بگیرد. تاجر گفت اجازه بده چهار رکعت نماز بخوانم. نماز خواند و دست بالا کرد و گفت:

«يَا وَدُودُ يَا وَدُودُ يَا ذَا الْعَرْشِ‏ الْمَجِيدَ يَا مُبْدِئُ يَا مُعِيدُ يَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِيدِ يَا فَعَّالًا لِما يُرِيدُ أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي مَلَأَ أَرْكَانَ عَرْشِكَ‏ وَ أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتِي قَدَرْتَ بِهَا عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا مُغِيثُ‏ أَغِثْنِي يَا مُغِيثُ‏ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَغِثْنِي».[1]

سواری رسید نیزه‌ای به پهلوی دزد زد و رو کرد به مرد و گفت تو این دعا را خواندی در آسمان جبرئیل به من مأموریت داد که او را از پا در آورم. خداوند فرمود هیچ غمگین و هیچ اندوهگین و هیچ حاجتمندی نیست که من را با این لغات بخواند مگر تمام درب‌های آسمان را برایش باز کنم.

امشب شب توسل به امام حسن مجتبی (ع) نیز هست. باب توسل به ایشان گسترده است و ما به چند مورد اشاره می‌کنیم:

از امام حسن (ع) اگر هیچ چیزی به ما نرسیده باشد، یک پسر به نام قاسم (ع) رسیده است که توسل به ایشان مرده را زنده می‌کند و یک نوه به نام نفیسه خاتون که توسل به ایشان همه‌ی گره‌های کور زندگی را باز می‌کند.

1ـ توسل به حضرت قاسم (ع) با روضه‌ی ایشان و قربانی.

2ـ توسل به نفیسه خاتون (س) به ۱۰۰ مرتبه صلوات و یک حمد و یازده مرتبه سوره‌ی توحید و یک یس. سپس ایشان را به امام حسن (ع) سوگند بده برای برآمدن حاجتت.

3ـ توسل به امام حسن (ع) با چهار رکعت نماز به دو سلام در دل شب: در هر رکعت یک حمد و ۲۵ مرتبه سوره توحید.

4ـ توسل به امام حسن (ع) از شب دوشنبه به مدت یک هفته:

قبل از خواب دو رکعت نماز امام حسن (ع) بخوان سپس دعای توسل بخوان. به فراز امام حسن (ع) که رسیدی، حاجتت را از ایشان بخواه و آنگاه صدقه‌ای به نیت ایشان کنار بگذار. آخرین روز توسل، آن صدقه را به فقیر طعام بده.

[1] ديلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب (للديلمي)؛ ج‏1؛ ص 151- قم، چاپ: اول، 1412ق.