روزه یک نوع مراقبه است
وسیلههای ما در شبهای جمعه: اشک از خوف و خشیت خداوند، طعام دادن، زیارت اباعبدالله الحسین، صلوات مکرر
چهارده معصوم (ع) کُل عالم هستند و عالم جزئی از چهارده معصوم است و برای اینکه به کلیت عالم وصل شویم، باید مدام دامن آنها را بگیریم.
وظیفهی ما در زمان غیبت، شناخت امام زمان (عج) است
در جلسات گذشته گفتیم که ما در ماه رمضان، از شعبههای خیری که در ماه شعبان تقسیم شده است، هرکدام به فراخور حالمان برداشت و استفاده میکنیم.
اگر تمام خیرات ماه رمضان را در یک کفهی ترازو بگذاریم و دو تا خیر و توفیق را در کفهی دیگر ترازو قرار دهیم، آن دو خیر سنگینتر خواهند بود: یکی خیر توفیق داشتن برای صائم بودن و روزه گرفتن است.
همه میدانید که روزه، گرسنگی و تشنگی کشیدن نیست؛ روزه فینفسه یک نوع مراقبت است. شدیدترین نوع مراقبه برای تربیت نفس در یک ماه روزهی ماه مبارک رمضان خلاصه شده است. یک آدم روزهدار در اول ماه مبارک رمضان در مکتب و کلاسی ثبتنام میکند و آخر کلاس قرار است نمره و رتبه بگیرد؛ این کلاس اسمش کلاس مراقبه است. مراقبه بر دو چیز است:
اول اینکه آدم مراقبه میکند واجب و مستحبش از دست نرود و نوع دوم مراقبه بر ترک است؛ انسان مراقبه میکند که گناه نکند و همهی گناهانی که با اعضا و جوارح انجام میشود را ترک کند. حتی در خواب هم این مراقبه هست.
حالا در ماه رمضان کدام یک از این دو مراقبه بیشتر است؟
ما در ماه رمضان سعی میکنیم که مراقبه کنیم بر آنچه در ماه مبارک رمضان باید انجام بدهیم تا نور روزهمان بالاتر برود و آنچه را هم که باید ترک کنیم دقت میکنیم که انجام ندهیم؛ مثلاً غیبت و دروغ و … .
حال تأکید خداوند بر کدام است؟ اینکه من روزهام را گرفتم، بروم سراغ مستحبات همه را انجام بدهم و یا روزه که گرفتم، مراقبهی بر ترک داشته باشم؟
عجیب این است که تأکید بر دومی است؛ یعنی روزهات را که گرفتی اگر حال نداشتی که مستحبات انجام دهی عیبی ندارد ولی نباید با روزه گناه کنی.
ماه رمضان مراقبه بر ترک است؛ ترک همهی بدیها.
مرحوم امام خمینی (ره) میفرمایند: همهی شما دعوت شدید به ضیافة الله؛ حالا عدهای در این مهمانی شرکت نمیکنند؛ در این مهمانی، پذیرایی خدا از شما بر ترک است. خداوند در ماه رمضان مبنا را بر پذیرایی بر ترک گذاشته است. مرحوم امام (ره) میفرمایند: پس اگر طول ماه مبارک رمضان یکذره هوای نفس در خودت احساس میکنی، به این مهمانی وارد نشدهای. اگر هم وارد شده باشی از پذیرایی خدا استفاده نکردهای و هنوز لقمههای ترک خداوند را که سر این سفره چیده است، شما دست به این لقمهها نبردید و از این لقمهها نخوردید.
اگر انسان درست و کامل با شعور و اراده در این ضیافت خدا وارد شوند و انسانها این روزه را بگیرند، تمام اختلافات دنیا حل خواهد شد.
چرا تمام اختلافات دنیا حل خواهد شد؟ مبنای اختلافات دنیا بر استکبار است؛ و روزهی ماه مبارک رمضان تکبر را ترک میدهد و تواضع جایش میگذارد. روزه تمرین بندگی به درگاه خداوند تبارکوتعالی است. مبنای ظلم و ستم در جهان زیادهخواهیها است و با تَرکهایی که در هنگام روزه روی میدهد، زیادهخواهیها و ظلمها ترک میشود.
مردی نزد امام جعفر صادق علیهالسلام آمد و عرض کرد: یا بن رسولالله من گرفتار زنان هستم و نمیتوانم گناه نکنم. اجازه میدهید من یک روز بروم گناه کنم و روزه دیگر بیایم روزهام را بگیرم؟
رنگ امام متحول شد و فرمودند: ای برادر عرب! آیا این آیه را نخواندی که خداوند فرموده است: همانا پروردگار، روزه را از اهل «تقوا» قبول میکند و اهل تقوا کسانی هستند که گناه نمیکنند.
حالا اگر 15 روز از ماه مبارک رمضان گذشته است و من روزه هستم و هنوز در خودم تمایل به بدیها دارم، یا وارد به مهمانی نشدم یا اگر شدهام هنوز از من پذیرایی نشده است.
امشب شب جمعه است و شب اضافهکاری.
– یکی از وسایلی که در شبهای جمعه ما را به مقام قرب خدای تبارکوتعالی نزدیک میکند، اشک از خوف و خشیت خداوند است.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: در این عالم، هر چیزی اندازه دارد (برای نمازت اندازه گفتهاند، برای روزه و خیرات و قرضالحسنهات و… اندازه گفتهاند) به جز اشک از خوف خداوند تبارکوتعالی. اگر قطرهای از گوشهی چشمی بچکد، خداوند آتش جهنم را از او دور میکند. حالا اگر این اشک، گونههایش را تَر کند، خداوند ذلت و خواری و بیآبرویی دنیا و آخرت را از او برمیدارد؛ اگر این اشک بر گونه روان شود خداوند تبارکوتعالی تمامی درهای رحمتش را برای او باز میکند و از هر دری باران رحمتش را بر او میباراند.
– وسیلهی دیگر، طعام دادن به روزهداران است اگرچه فقیر هم نباشند خصوصاً در شبهای جمعه.
امام سجاد علیهالسلام عادت داشتند اگر فقیری میآمدند و کمک میخواستند، میپرسیدند عجله داری؟ اگر جواب مثبت بود که همان موقع کمک میکردند و گرنه میفرمودند صبر کن شب جمعه بیا و میفرمودند در شبهای جمعه اعمال ما از دو برابر تا هزار برابر ثواب پیدا میکند.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: اگر کسی سفرهی احسان پهن کند و اقوام و خویشان و فقرا را بر این سفره دعوت کند اما در نظرش فخرفروشی باشد، روز قیامت خدا او را روسیاه وارد محشر میکند.
هم چنین حضرت فرمودند: اگر کسی گرسنهای را برای رضای خداوند سیر کند، خداوند بهشت را بر او واجب میکند.
– شب جمعهشب مخصوص زیارت اباعبدالله الحسین علیهالسلام. امشب اگر هر چه داری بیاوری ولی زیارت ارباب را نیاوری، کُمیتت لنگ است.
– وسیلهی دیگر در شبهای جمعه که ما اهتمام زیادی داریم که حتماً انجام دهیم و از مستحبات عالی در شبهای جمعه است، ذکر مکرر صلوات بر پیامبر (ص) و اهلبیت ایشان است.
وجود نازنین اهلبیت (ع) مانند اقیانوس است. اقیانوس را در نظر بگیرید که دارای قسمت غربی و شرقی و شمال و جنوب است اما اگر شما در کنار هرکدام از این قسمتها نشستید و دستتان را در آن فروبردید، نمیگویند شما قسمت شرق را لمس کردید بلکه میگویند شما دست در اقیانوس بُردهاید. شما وقتی زیارت عاشورا میخوانید، امام حسین علیهالسلام را زیارت میکنید؛ وقتی زیارت امینالله میخوانید، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را زیارت میکنید؛ اما وقتی صلوات بر پیامبر (ص) میدهید، دست در اقیانوس وجود چهارده معصوم (ع) فروکردهاید؛ یعنی به چهارده معصوم توجه پیدا کردهاید و از وجود همهی آنها استفاده کردهاید. اگر ائمه را اقیانوس بدانیم، راه لمس همهی این اقیانوس، «صلوات» است. صلوات نهتنها ذکر است بلکه عبادت خداوند تبارکوتعالی و از عالیترین اذکار است.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: یک صلوات که از دهان شما خارج میشود، هم تسبیح است و هم تهلیل و هم تکبیر است و با همهی اینها برابری میکند؛ و باعث رفعت مقام شما نزد خداوند تبارکوتعالی میشود و آبروی شما را پیش خداوند بالا میبرد.
صلوات هدیه و تحفه نزد پیامبر اکرم (ص) است.
اگر الآن مدینه بودی و پیامبر (ص) تو را دعوت میکرد و قرار بود هدیهای ببری چه میبردی؟
رسول اکرم (ص) فرمودند: هر کس میخواهد به من هدیهای بدهد، صلوات بر من و اهلبیت من بفرستد.
شخصی آمد و سؤال کرد: یا رسولالله! صلوات فرستادنِ امتِ شما، آیا تحفه و هدیهای است نزد شما؟ حضرت فرمودند: آری. مرد پرسید یا رسولالله هنگامی که هدیهشان را پذیرفتی، آیا شما هدیه به آنها برمیگردانید؟ حضرت فرمودند: آری من هم برای آنها تحفهای در نظر میگیرم. صلوات امروز آنها، تحفهای است برای من؛ و شفاعت من برای ورود به بهشت، تحفهی فردای آنها.
در تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیهی صلوات میگوید: زلیخا ژولیده و کریه المنظر شده بود. آمد نزدیک کاخ یوسف (ع) و اجازهی ملاقات از یوسف (ع) را خواست. گفتند یوسف به تو اجازهی ملاقاتی نمیدهد. با آن همه بدی که کردی نمیترسی و اجازهی ملاقاتی میخواهی؟
زلیخا گفت: نه؛ من از یوسف نمیترسم چون او از خدا میترسد.
یوسف (ع) به او اذن ملاقات داد. وقتی وارد شد و هنگامی که یوسف او را با آن حال دید، تحویلش گرفت و او نشست. یوسف پرسید چه کار داری و چرا آمدی؟
زلیخا گفت: آمدم بگویم سپاس آن خدایی را که پادشاه و ملکهای را بر اثر معصیت مثل من میکند و یک غلام غریب را بر اثر عبادت مثل تو پادشاه میکند.
یوسف (ع) پرسید: چرا آن کارها را کردی؟
زلیخا گفت: جمالت، کمالت و زیباییات من را بیچاره کرد و برای به دست آوردنت همه کارکردم.
یوسف (ع) گفت: اگر تو پیامبر آخرالزمان را ببینی که رویش از من زیباتر و خُلقش از من نیکوتر و سماحت و جوانمردیاش از من بیشتر و آقاییاش از من زیادتر است، چه؟
زلیخا گفت: راست گفتی. یوسف (ع) گفت: تو از کجا میدانی که من راست میگویم تو که او را ندیدی.
زلیخا گفت: تو جمله که میگویی، دلم هوایی شد و احساس کردم در دلم دوستش دارم و جایی در دلم برایش باز شد.
ناگهان ندا آمد که: ای یوسف! او راست میگوید. اکنون که محبت حبیب من را به دل گرفت، من هم او را دوست دارم. با او ازدواج کن؛ و جوانیاش را به او برمیگردانم به جهت اینکه دلش تمایل به حبیبم رسولالله (ص) پیدا کرد.
زلیخا اسم پیامبر (ص) را شنید و هنوز صلوات بر پیامبر (ص) نداده که به این حال رسید، کسی که پیامبر (ص) را میشناسد و دوستش دارد و بلند به نامش صلوات میفرستد، خدای تبارکوتعالی با او چه میکند؟
ما باید به این برسیم که اساس وجود یک امام برای چیست؟ اساس وجود امام زمان (عج) که امام عصر و زمان ماست چیست؟
چهارده معصوم (ع) کُل عالم هستند و عالم جزئی از چهارده معصوم است؛ و ما برای اینکه به کلیت عالم وصل شویم، باید مدام دامن آنها را بگیریم.
ما برای ترفیع ایمان، اخلاق، تقوا و ترفیع عبادتهایمان در نزد خداوند به این معرفت احتیاج داریم. ما وقتی که در زندگیمان دعا میکنیم که به واسطهی وجود امام زمان علیهالسلام دعاهایمان به اجابت برسد و دعاهایمان را وصل به وجود امام زمان علیهالسلام میکنیم، این معنا میآید که در سیر صعودی برای اینکه چیزی بالا برود نور امام لازم است که همراه اعمال ما باشد و هنگامی که میگوییم گسترده کن برای من آنچه از آسمان میفرستی یعنی در سیر نزولی، تمام روزیها و نعم و تمام برکات، گستردگیاش منوط به نور امام علیه اسلام است. این نور امام، فقط نور امام زمان (عج) نیست، نور چهارده امام علیهمالسلام است و من نیازمند به آنها هستم؛ نه فقط من نیازمند باشم بلکه هستی و کائنات نیازمند است. به جز ذات خداوند تبارکوتعالی، خداوند تمام هستی را نیازمند به نور اهلبیت علیهمالسلام خلق کرده است.
ما خیال میکنیم اهلبیت علیهمالسلام جزئی از عالم هستند و فقط نورانی هستند. این اشتباه است. چهارده معصوم (ع) کُل عالم هستند و عالم جزئی از چهارده معصوم است. کلیات هستی، ائمهی معصوم (ع) هستند. ملائکه جزئی از ائمه هستند. آسمان و زمین جزئی از ائمه هستند. کلیات عالم، وجود نازنین ائمهی اطهار علیهمالسلام است. به همین جهت کلیت عالم، نیازمند تمسک هستند و من و شما برای اینکه به کلیت عالم وصل شویم باید مدام دامن آنها را بگیریم.
طبق فرمایش قرآن، تمام هستی در حال تسبیح هستند و هیچ چیزی در عالم نیست مگر تسبیح گوی خداوند است. من جزئی از این عالم هستم و میخواهم تمسک کنم به تسبیح و ذکر خداوند تبارکوتعالی، وقتی شما میگویی «یا فاطمه» با گفتن این «یا فاطمه» به کثرت عالم دست پیدا میکنی و در دلِ یکدانه «یا فاطمه»، تسبیح تمام عالم نهفته است. وقتی شما میگویی «یا امام زمان» پیوند میخوری به کُل عالم و در کل عالم هر کسی و هر چیزی بگوید «یا الله» تمام آن «یا الله» در دل یک «یا امام زمان» گفتن، نهفته است. کلیت «یا الله» عالم، الآن آمد در دست تو و پیوند خوردی به این کثرت وجود. ذرهای نیست مگر تسبیح میگوید و تمام این تسبیحات در دل یک «یا فاطمه» است.
آیا موجودیت من و شما یعنی عبادت خداوند؟ نه؛ ما نیازمند به حرکت هستیم. آیا این حرکت من را به خداوند میرساند؟ نه؛ هر حرکتی من را به خداوند نمیرساند من باید به مسیری بروم که خداوند برای من انتخاب کرده است؛ خداوند برای من، مسیر نور را انتخاب کرده است و باید بروم به سمت نور و وصل بشوم به منبع نور تا برسم به مقام قرب خداوند تبارکوتعالی.
اگر شما امشب بخواهی توبه کنی و به مقام قرب خداوند نزدیک شوی، نیازمند به حرکت هستی و به سمتی که خداوند گفته است باید حرکت کنی. خداوند در سورهی قصص میفرماید: ای پیامبر! آنهایی که گناه کردند، اگر راه بیفتند و بیایند به سمت تو که نور من هستی، آنگاه از تو بخواهند از این نور کمک کنی و من همهی اینها را ببخشم، من تمام گناهانشان را میبخشم.
اینکه خداوند در قرآن میفرمایند «جَاءُوكَ»[1] بیایند به سمت تو یعنی بروند مدینه؟
«جَاءُوكَ» یعنی بیایند به سمت پیامبر (ص)، نور زهرا (س)، نور مهدی (عج)؛ نه اینکه بروند در حرمش بنشینند؛ باید غرق در نور شما بشوند و چنان غرق در نور شما بشوند که خودشان دیده نشوند. بیا در خانهی امام زمانت که دیگر تو دیده نشوی و نور امام زمان (عج) در تو دیده شود. در یک «یا علی» این نور را گذاشته است که اگر غرقه شدی، دیگر دیده نمیشوی. این نیاز را همهی عالم دارند. تمام هستی جزئی از آنها هستند؛ و وصل به آنها، وصل به کلیت عالم و هستی است.
ما در زمان غیبت یک مسئولیت دیگر هم داریم. در کنار شناخت ائمه علیهمالسلام، استثنائاً به شناخت امام زمان علیهالسلام باید بپردازیم.
امام صادق (ع) از قول رسول اکرم (ص) فرمودند: خوش به حال کسی که در زمان غیبت حضرت مهدی ادراک امام زمان کند و ایشان را بشناسد؛ و در عمل و رفتار به ایشان اقتدا بکند و در قلب و باطن از دشمنان ایشان پرهیز بکند. چنین آدمی در روز قیامت از رفقای منِ پیامبر است.
توجه کنید که پیامبر (ص) فرموده است «خوش به حالت (طوبی)». قول پیامبر (ص) وحی است زیرا پیامبر (ص) حرفی از روی هوا و هوس نمیزنند و هر چه میگویند وحی مطلق است. وقتی پیامبر در این حدیث میگویند «خوش به حالت» مانند هر سخن دیگرِ ایشان بطن دارد و برای فهمیدنش باید سالها تحقیق کرد و مانند قرآن 70 باطن دارد.
ما دربارهی امام زمان (عج) دو تا حکم داریم: یک درک و شناخت امام زمان (عج) در زمان غیبت و همراهی ایشان در زمان غیبت که به دو شکل است:
این کمک میکند که من بشوم از منتظران زمان امام زمان (عج).
پیامبر اکرم (ص) کیست؟
ایشان اول وجودی است که خداوند تبارکوتعالی در غیب و شهود، نورشان را آفریده است؛ و دفتر پیامبری را به خاتمیت ایشان مهر زدهاست. پیامبر (ص) آخر هستند و بعد از ایشان، رابطهی نزولی کلام خداوند با زمینیان قطع شده است.
حالا این پیامبر بنا بر حدیث، در روز قیامت از رفقای کسی است که در زمان غیبت حضرت مهدی (عج) 1- ادراکِ امام زمان کند و ایشان را بشناسد و 2- در عمل و رفتار، به ایشان اقتدا بکند و 3- در قلب و باطن، از دشمنان ایشان پرهیز بکند.
هیچ ملکی جرئت ندارد بگوید من رفیق پیامبر (ص) هستم آنقدر که مقام ایشان بالاست. دقت کنید وجود امام زمان (عج) چقدر است که شما اگر درکشان کنید، به آن مقام میرسید.
حال وجود ایشان چه مقامی دارند؟ کسی که امام زمان علیهالسلام را درک کند، روز قیامت تمام طبقات سماوات را طی میکند و ارکان کرسی و عرش و قلم را طی میکند و هفتاد قائمهی عرش را طی میکند و هفتاد حجاب نوری را پاره میکند و میرسد به «قاب قوسین او ادنی» که جبرئیل نتوانست برود در آن عالم؛ و پیامبر (ص) رفاقت میکند با آن کسی که در زمان غیبت امام زمان (عج)، ایشان را بشناسد.
وقتی میگویم «السلام عليك يا خليفة الله و خليفة آبائه المهديين» یعنی سلام به خلیفهی خدا و خلیفهی پدران مهدیاش.
سلام بر تو آقایی که خلیفهی پدرانت هستی که همه مهدی بودند. چگونه ایشان مهدیِ آبا و اجدادشان هستند؟ چگونه همهی ائمه مهدی بودند اما نام مهدی را فقط به او دادند؟ مهدی یعنی هدایتکننده؛ مگر بقیهی ائمه هدایتکننده نبودند؟
راوی آمد مدینه خدمت امام باقر علیهالسلام و غرض کرد: یا بن رسولالله در بین رکن و مقام نذر کردم بیایم مدینه خدمت شما دربارهی مهدی بپرسم اگر شما مهدی هستید که خدمتتان کنم و اگر نبودید دور عالم را بگردم و پیدایشان کنم و خدمتشان کنم آیا شما هستید؟ امام رفتند. مرد 30 روز در مدینه ماند. بعد از 30 روز امام مرد را در کوچه دید و از او پرسید نرفتی؟ مرد گفت نه آقا نرفتم من عهد بستم بیایم نزد شما تا تکلیفم معلوم شود. امام به مرد گفتند: فردا بیا.
مرد فرد خدمت امام رسید و در مقابل امام نشست. اما فرمودند: بپرس.
مرد گفت: سؤال اولم این است که آیا شما «قائم» هستید؟ امام فرمودند: آری ما همه قیامکننده برای خداوند هستیم…
مرد پرسید آقا آیا شما «مهدی: هستید؟ امام فرمودند: آری من و آبا و اجدادم و فرزندان بعد از من که امام هستند، همه مهدی هستیم و مردم را هدایت میکنیم.
پرسید آیا شما صاحب شمشیر هستید؟ امام فرموند: آری ما همه صاحب شمشیر هستیم.
پرسید شما صاحب پرچم هستید؟ امام فرمودند: آری ما همه صاحب پرچم هستیم.
مرد پرسید: شما هستید که دین خدا را آشکار میکنید؟ امام فرمودند: من چگونه او باشم که او ظهور میکند در سن 40 سالگی در حالی که من 45 سال سن دارم. من چگونه او باشم در حالی که او چالاکتر است و توانمندتر است. آن که منظور توست، من نیستم ولی همهی ما مهدی هستیم و قیامکننده هستیم.
پس چرا ایشان را میگوییم «قیامکننده» و «مهدی»؟
حضرت وقتی ظهور میکنند یک ابر سفید بالای سرشان هست و حتی وقتی میخوابند این ابر هست. وقتی ظهور میکنند «ید بیضا» دارند که خورشید در برابر آن تاریک است. تحت آن ابر، این دست را بر روی سر بندگان خداوند میگذارند و به محض اینکه گذاشتند سه اتفاق میافتد: اول اینکه عقلها کامل میشود. دوم اینکه قلب آن آدم در برابر ایمان مانند آهن محکم میشود و سوم اینکه حسادت از قلب آن آدم بیرون میرود و قلبی مانند آینه سفید پیدا میکند.
تمام 124 هزار پیامبر برای چه آمدند؟ تمام اوصیاء برای چه آمدند؟
آنها آمدند که سه کار بکنند: 1. عقلها را بالا ببرند 2. نفوس را تزکیه کنند و 3. قلب آدم را محکم کنند. 124 هزار پیامبر آمدند اما نتوانستند این کار را کامل انجام دهند. پیامبر ما آمد و نتوانست کامل کند. تو «مهدیِ» همهی اینها هستی که فقط با اشارهی دستی کاری که آنها نتوانستند کامل انجام دهند را، تو به سرانجام میرسانی. آنوقت جبرئیل میشود جارچی و میگوید: «او خلیفة الله است از ایشان پیروی کنید».
ده شب هر شب توسل بگیرید به مولا علی علیهالسلام به این طریق که در یک ساعت مشخص دو رکعت نماز هدیه کنید به مولا مانند نماز صبح. بعد از نماز، بدون اینکه با کسی صحبت کنید 110 مرتبه صلوات با عجِّل فرجهم بفرستید. و بعد از صلوات، بلافاصله 1570 مرتبه بگویید «یا علی» تا انشاءالله درهای رحمت خداوند برویتان باز شود.
شب جمعه گوشهای از اتاق که رفت و آمد زیاد نیست و مزاحم کسی نباشد در هنگام غروب یک سجاده پهن کن به نیت قبر امام حسن مجتبی علیهالسلام و یک چراغ کوچک هم روشن کن و وقتی همه خوابیدند نیمه شب از خواب بلند شو و دو رکعت نماز هدیه کن به وجود امام حسن مجتبی علیهالسلام کنار این سجاده و بعد بنشین زیارتنامهی ائمه بقیع (ع) را بخوان و دعای توسل را هم بخوان و به نام حضرت زهرا سلاماللهعلیها که رسیدی گریه کن و امام حسن علیهالسلام را به مادرشان، به آن کوچه و درد و آزاری که خانم دیدند قسم بده و حاجتت را بخواه و بعد از اتمام دعای توسل یک سورهی «یس» و 100 مرتبه صلوات هدیه کن و حاجت بخواه و یقین بدان که از این حاجت خواهی کسی دست خالی برنمیگردد.
[1] نساء/64