بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمةالزهرا أغیثینی

محورهای سخنرانی:

دو مسئله‌ی مهم درباره‌ی روز شهادت و عزای حضرت علی(ع)

در باب روز قدر و چگونگی حفظ دستاوردهای شب قدر

چهار مسئولیت ما در مقابل ائمه(ع)

چگونه باید شیعه شویم، از زبان حضرت علی(ع)

رحمت خداوند چیست؟


دو مسئله‌ی مهم درباره‌ی روز شهادت و عزای حضرت علی(ع)

این روزها با روزه و دو قرآن (یکی قرآن صامت و دیگری قرآن ناطق یعنی اهل‌بیت(ع)) معاشر بودیم تا به این سخن پیامبر(ص) عمل کنیم که فرمودند هر کس در معیت این دو ثقل اکبر حرکت کند، در قیامت در کنار حوض کوثر به من می‌رسد و از نتایج این معیت و همراهی بهره‌مند خواهد شد و در جوار من و اهل‌بیتم به آسایش ابدی خواهد رسید.

به روز 21 ماه مبارک رمضان که روز عزای علی ابن ابیطالب(ع) و روز عجیبی است، رسیدیم. در مورد عزای حضرت علی(ع) باید دو مسئله را درک کنیم تا در زمره عزاداران حضرت علی(ع) به‌حساب آییم.

و این مسئله آن‌قدر مهم است که حضرت رسول اکرم(ص) قبل از شهادت حضرت علی(ع) در مورد عزای ایشان فرمودند: علی جان! روز 21 ماه مبارک رمضان روزی است که نه‌تنها شیعیان و محبان تو؛ و نه‌تنها زمینیان بلکه ملکوتیان در آسمان و در عالم معنا، رخت عزا و سیاه بر تن می‌کنند و بر سر و سینه می‌زنند.

حال این سؤال پیش می‌آید که کرّوبیان و عرشیان و ملائکه، چگونه لباس عزا بر تن می‌کنند یا اینکه تمام موجودات عالم در زمین اعم از جماد و نبات و… چگونه بر سر و سینه می‌زنند و عزاداری می‌کنند؟ در پاسخ باید گفت: همه‌ی موجودات در کائنات و در آسمان‌ها بر سر و سینه می‌زنند اما این بر سر و سینه زدن، جلوه‌ی ظاهری‌اش در وجود شیعیان علی ابن ابیطالب(ع) است. آن لباس عزایی که امروز جبرئیل بر تن می‌کند، جلوه‌اش در لباس عزایی است که ما بر تن کرده‌ایم. امروز ما شیعیان، جانشین آن‌ها هستیم تا با اشک خود، اشک ملائکه و اشک تمام موجودات در عالم شهود و غیب و همچنین عالم ماده را به ظهور برسانیم چون ما انتخاب‌شده از طرف علی(ع) هستیم و ایشان از خداوند خواست تا محبتش در دل ما قرار بگیرد؛ و ما محل ظهورِ عزاداری کائنات برای امیرالمؤمنین(ع) در امروز شدیم. امروز در عالم، خنده و خوشی و لذت معنا ندارد بلکه کل عالَم هستی، قبض هستند. فقط یک گروه شادی کردند؛ وقتی ضارب حضرت علی(ع) به معاویه گفت که دیشب تو و عمروعاص و علی را شمشیر زدیم؛ معاویه گفت من اکنون تو را نمی‌کشم، اگر خبر مرگ علی آمد، به خوشی آزادت می‌کنم وگرنه تو را می‌کشم. وقتی خبر شهادت حضرت علی(ع) آمد، معاویه با پاهای مجروحش ایستاد و شروع به رقصیدن نمود و فریاد زد: بروید و در همه‌جا فریاد بزنید و به گرگ‌ها و شیرها و پلنگ‌ها بگویید که دیگر عدالت مُرد! هرچه دلتان می‌خواهد خرگوش و آهو بدرید و پاره کنید. امروز شادی در دل بنی‌امیه وارد شد اما غم در دل تمام کائنات و ملکوتیان وارد شد.

مسئله‌ی دوم که باید امروز آن را درک کنیم، این است که امروز ما دو عزا و دو شهادت داریم یکی عزا و شهادت حضرت علی(ع) و دیگری عزا و شهادت پیامبر اکرم، خاتم المرسلین(ص)؛ زیرا پیامبر(ص) فرمودند: علی جان! تو روح من هستی، تو نَفَس میان دو پهلوی من هستی، یا علی! کسی که تو را بکشد، مرا کشته است زیرا من و تو از یک نور واحد و از یک طینت واحد هستیم.

این مطلب را حتی سنی‌ها هم بیان کرده‌اند. شبی، «احمد بن حنبل» جلسه‌ای گرفته بود که در آن، همه‌ی بزرگان حضور داشتند. در این جلسه، یکی‌یکی یاران پیامبر(ص) را نام می‌بردند و از آن‌ها صحبت می‌کردند. جلسه به اتمام رسید، پسر احمد بن حنبل به نزد پدرش آمد و گفت: از همه‌ی یاران پیامبر(ص) نام بردید اما نامی از علی نبردید! آیا او حتی جزء صحابه‌ی ایشان هم نبود؟! احمد بن حنبل پاسخ داد: اشتباه نکن! آن‌ها از من درباره‌ی یاران و اصحاب و نزدیکان پیامبر(ص) پرسیدند و من یکی‌یکی نام آن‌ها را بیان کردم اما اگر به من می‌گفتند جانِ پیامبر(ص) را نام ببر، آنگاه من نام علی ابن ابیطالب(ع) را می‌بردم.

بنابراین امروز که روز شهادت حضرت علی(ع) است باید به این دو مسئله که در بالا گفته شد، توجه کنیم.

در باب روز قدر و چگونگی حفظ دستاوردهای شب قدر:

امروز، روزِ قدر است. وظیفه‌ی ما در این روز، از شب قدر سنگین‌تر است زیرا باید از دستاوردهای دیشب مراقب کنیم. این مراقب به چند چیز است:

1) به توسل گرفتن به صاحبان این روز است. صاحب امروز، حضرت علی(ع) است و اولین روش توسل به ایشان، اشک ریختن بر ایشان است. باید سعی کنیم امروز اشکی بر ایشان بریزیم تا ناممان در زمره گریه کنندگان بر ایشان نوشته شود.

2) حالت دعا داشتن. دیشب، شب دعا بوده است اما امروز باید حالتِ دعا را حفظ کنیم و باید مدام دعا و مناجات کنیم.

به ما فرموده‌اند که در روزهای قدر و در ده روز آخر ماه مبارک رمضان، چند دعا را فراوان تکرار کنید.

دعای اول:

«يَا عُدَّتِي فِي كُرْبَتِي‏ وَ يَا صَاحِبِي فِي شِدَّتِي وَ يَا وَلِيِّي فِي نِعْمَتِي وَ يَا غَايَتِي فِي رَغْبَتِي أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِي وَ الْمُؤْمِنُ رَوْعَتِي وَ الْمُقِيلُ‏ عَثْرَتِي‏ فَاغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

«الْمُؤْمِنُ رَوْعَتِي»؛ یعنی خدایا! تو محل امن و امان من هستی هرگاه که ترس از آبرو و جان و مال و فرزند و جامعه و دین و اعمال و… مرا فرامی‌گیرد. خدایا! هر وقت هرکس مرا به هراس بیندازد، من به یاد می‌آورم که تو خدای من هستی پس تمام ترس‌ها از من دور می‌شود. خدایا! در تمام لحظات دنیا همچنین در عالم قبر، تو پناه من هستی. آیه‌ی قرآن است که می‌فرماید: «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى»‌؛ آیا دیدی که تو را تنها در قبر گذاشتند و وقتی‌که تو آن‌ها را صدا می‌زنی، ندا می‌آید: «لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ»؛ رشته‌ها پاره و قطع شد. آنگاه از جانب خداوند ندا می‌آید که نترس، من با تو هستم همان‌گونه که در شکم مادرت با تو بودم. با این ندا، تمام هراس قبر از بین می‌رود.

«الْمُقِيلُ‏ عَثْرَتِي»‏؛ یعنی خدایا! تو گذشت کننده از لغزش‌های من هستی. اگر پدر و مادر و فرزندانم لغزشی از من ببینند، تا آخر عمر به من یادآوری می‌کنند و فقط تو هستی که از لغزش‌های من می‌گذری و آن‌ها را می‌بخشی.

دعای دوم: از امروز و در طول این دهه‌ی آخر بخوان.

«يَا إِلَهِي يَا كَرِيمُ‏ أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تُفَرِّجَ هَمِّي وَ تَكْشِف كَرْبِي وَ غَمِّي وَ تَرْحَمَنِي‏ بِرَحْمَتِكَ وَ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ‏ إِنَّكَ سَمِيعُ‏ الدُّعاءِ قَرِيبٌ مُجِيبٌ».

امام صادق(ع) فرمودند: آن‌قدر این دعا را بخوان که احساس کنی گلویت خشک شده و زبانت به کامت چسبیده است.

خانم مالک(ره) می‌فرمودند:اگر این دعا را هزار بار بخوانی، خداوند در هر کلمه‌اش، جلوه‌ای تازه به تو می‌کند؛ و هزار نور به هر کلمه به تو جلوه می‌کند.

دعای سوم:

هر شب این دعا را تکرار کن.

«أَعُوذُ بِجَلاَلِ وَجْهِكَ اَلْكَرِيمِ أَنْ يَنْقَضِيَ عَنِّي شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ يَطْلُعَ اَلْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ بَقِيَ لَكَ عِنْدِي تَبِعَةٌ أَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنِي عَلَيْهِ يَوْمَ أَلْقَاكَ».

پناه می‌برم به تو به آن وجه کریمت که اگر ماه رمضان تمام شود و امشب، سحر شود و فجر دمیده شود و در نامه‌ی عمل من، معصیت و گناه باقی بماند؛ آنگاه مرا در روزی که تو را ملاقات خواهم کرد، عذاب خواهی کرد.

بنابراین این چند روز باقی‌مانده را با مراقبت بیشتر بگذرانیم و به مناجاتمان توجه بیشتری کنیم.

3) داشتن ذکر. خداوند فرموده است: «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا». مفسران می‌گویند یک زمانِ ذکرِ کثیر، ماه رمضان است. ای مؤمنینِ ذاکر! ذکر خدا را بگویید آن هم ذکرِ کثیر. برخی می‌گویند یعنی فراوان ذکر خداوند بگویید و یاد خداوند کنید و متوجه او باشید اما برخی می‌گویند ذکر کثیر یعنی فراوان بگویید «لا اله الا الله» و خود را به این ذکر عادت دهید زیرا این ذکر، خالص‌ترین ذکر است و در آن ریا نیست زیرا با گفتن آن، لب و دهان تکان نمی‌خورد و کسی متوجه ذکر گفتن شما نمی‌شود.

و فرموده‌اند منظور از ذکر کثیر، تسبیحات حضرت زهرا(س) است. بیایید نیت کنیم و تا ماه رمضان تمام نشده است، یک روز به عدد اسم حضرت علی(ع) یعنی 110 دور تسبیح؛ و یک روز به عدد اسم پیامبر(ص) یعنی 92 مرتبه؛ و یک روز به عدد اسم فاطمه(س) یعنی 135 مرتبه؛ و یک روز به عدد اسم مهدی(ع) یعنی 66 مرتبه تسبیحات حضرت زهرا(س) را بگوییم و از مواهب کثیر این ذکر بهره‌مند شویم.

داشتن ذکر کثیر ما را کمک می‌کند به مراقبت‌های ماه رمضان.

4) سرعت گرفتن در امور خیر. در ماه رمضان اعمال نیک، ضریب پیدا می‌کنند و چندین و چند برابر می‌شوند. خداوند درباره‌ی عمل خیر در قرآن مجید سه مطلب را بیان فرموده است:

  1. در سوره‌ی لقمان فرموده است: ای مردم! هرگز عمل خیر خود را کوچک نشمارید، خیرِ شما اگر ذره باشد، من به آن‌ها وزن می‌دهم به طوری که روز قیامت، وزنِ همین عمل کوچک گاهی موجب نجات شما می‌شود.
  2. خداوند در سوره‌ی مؤمن می‌فرماید: عمل شما هرگز گم نخواهد شد؛ اگر عمل شما ذره‌ای باشد لابه‌لای صخره‌ها و تخته‌سنگ‌ها، اگر به خدا و پیامبر(ص) ایمان دارید، بدانید گم نخواهد شد و روز قیامت به شما برگردانده می‌شود.
  3. خداوند می‌فرماید: آن خیری که انجام می‌دهید، به‌اندازه‌ی لیاقتی که می‌بینم به آن خیرِ شما اضافه می‌کنم و روز قیامت، رشد یافته‌ی آن خیر را به شما تحویل می‌دهم.

حال، این سه مورد برای عمل خیری است که در غیرِ ماه رمضان انجام شود. رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر در ماه رمضان به یک نفر افطار دهید، ثوابی که به شما می‌دهند این است که گویا برده آزادکرده‌اید و خداوند همه‌ی گناهانِ حق‌الله شما را می‌بخشد. فردی بلند شد و عرض کرد: یا رسول‌الله! ما چیزی نداریم که افطار دهیم، خودمان گرسنه هستیم، حضرت فرمودند: شیری که در کاسه می‌جوشانید، ته‌مانده‌ای که به کاسه می‌چسبد را با آب کمی مخلوط کنید و آن را در راه رضای خدا به گرسنه‌ای بخورانید (آیا همین قدر هم ندارید؟!) یا یک‌دانه خرما بدهید. پرسیدند: یا رسول‌الله! یعنی به همین مقدار کم هم می‌توان در راه رضای خدا، داد و خداوند در عوض، می‌بخشد و می‌آمرزد؟! ایشان پاسخ دادند: آیا به نظر شما انجام این کار از «کریم» بعید است؟!

5) از مراقبت‌های خاص امروز، گفتن از فضایل حضرت علی(ع) است. ما در مقابل ائمه(ع) چهار مسئولیت مهم داریم.

چهار مسئولیت ما در مقابل ائمه(ع):

1- معرفت پیدا کردن به این وجودهای مبارک و شناختن آن‌ها به نورانیت.

2- تمام تلاش خود را کنیم تا ناممان در دفتر شیعیان آن‌ها نوشته شود؛ هم در دفتر محبان و هم در دفتر شیعیان. آن‌هایی که دلشان می‌خواهد در معیت امیرالمؤمنین(ع) و امام زمان(عج) و ائمه اطهار(ع) شانه به شانه باشند، چاره‌ای ندارند جز اینکه تلاش کنند که شیعه باشند.

یک دانشمند فرانسوی به کلیسا رفت، دید که کشیش‌ها نشسته‌اند و بحث و گفت‌وگو می‌کنند تا مسیح را ثابت کنند. او ایستاد و گفت: حقانیت مسیح ثابت‌شده است، شما تلاش نکنید که آن را ثابت کنید بلکه تلاش کنید که ثابت کنید شما مسیحی هستید یا خیر؟!

حقانیت علی(ع) هم ثابت‌شده است ما باید به خودمان ثابت کنیم که آیا ما شیعه هستیم یا خیر؟! حقانیت امام زمان(عج) ثابت‌شده است و در تمام ادیان به‌نوعی منتظر ظهور یک منجی هستند، ما باید ثابت کنیم که آیا شیعه‌ی ایشان هستیم یا خیر؟! اگر شیعه باشیم، در معیت ایشان هستیم.

«رُمَیله» از شیعیان حضرت علی(ع) بود. مریض و تب‌دار شد. بعد از چند روز، خوب شد و به مسجد رفت. حضرت به او فرمودند: نزد من بیا، آیا این چند روز مریض بودی و تب داشتی؟ عرض کرد: مولا! شما از کجا متوجه شدید؟ فرمودند: نیست زن و مرد مؤمنی از شیعیان من که مریض شوند مگر اینکه من با آن‌ها مریض می‌شوم؛ و محزون شوند مگر اینکه من با آن‌ها محزون می‌شوم؛ و دعا کنند مگر اینکه من آمین می‌گویم؛ و ساکت باشند مگر اینکه من برایشان دعا می‌کنم، اگرچه در شرق عالم باشند و یا در غرب عالم باشند، اگرچه در زمان حیات من باشند و یا پس از مرگ من.

این حدیث معنای این آیه است «أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه»؛ به کجا می‌توانی صورت خود را بگردانی که آنجا، رویِ خداوند نباشد؟!

آسمان و زمین و … همگی وجه خداوند هستند و جلوه‌ی وجه خداوند، ائمه(ع) هستند. علی(ع)، «وجه الله الاکبر» است به همین جهت می‌فرماید من با شما هستم در هرجای عالم که باشید زیرا من جلوه‌ی «وجه الله» هستم.

وقتی این معیت در دنیا صورت گرفت و ما شیعه شدیم، این معیت هم روز قیامت با ما هست. رسول اکرم(ص) فرمودند: هنگامی‌که قیامت می‌رسد، جبرئیل نزد من می‌آید و لوای حمد را به دست من می‌دهد. این لوا، هفتاد طبقه دارد، هر طبقه وسیع‌تر از خورشید است؛ و من بر تختی از تخت‌های رضوان بر بالای منبری از منبرهای قدس نشسته‌ام. جبرئیل دست علی(ع) را می‌گیرد و به نزد من می‌آورد و من لوای حمد را به دست علی ابن ابیطالب(ع) می‌دهم تا در سرتاسر محشر، لوای حمد را بگرداند و بچرخاند. در سراسر محشر این لوا معلوم و مشخص است.

بلافاصله عمر ابن خطاب ایستاد و گفت: یا رسول‌الله! مگر علی چقدر قدرت دارد که بتواند این لوا که هفتاد طبقه است و هر طبقه از خورشید وسیع‌تر است را بر دستش بگیرد و بچرخاند؟! پیامبر(ص) فرمودند: قیامت که برپا شود، خداوند تبارک و تعالی به علی(ع) قوت و نیرویی همانند جبرئیل؛ و نوری همانند نور آدم؛ و بردباری و حلمی همانند رضوان؛ و جمالی چون یوسف؛ و صدایی به نزدیکی صدای داوود (داوود خطیب قیامت است وگرنه همانند صدای داوود می‌داد) می‌دهد؛ و همانا علی(ع) اولین کسی است که از آب گوارای سلسبیل و زنجبیل که دو نهر در بهشت هستند، می‌آشامد. او قدم بر صراط برنمی‌دارد مگر اینکه قدم دیگرش ثابت باشد. سپس پیامبر(ص) بلند شد و ایستاد و فرمود: همانا برای علی(ع) و شیعیان او، مقامی است که اولین و آخرین، بر آن غبطه می‌خوردند.

چگونه باید شیعه شویم؟

اما باید شیعه‌ی این علی(ع) شد تا به این مقام دست پیدا کرد؛ چگونه باید شیعه‌ی علی(ع) شد. خودِ ایشان در چند جمله راه تشیع را بیان کرده‌اند.

حضرت علی(ع) از جایی عبور می‌کردند که دیدند مردی بر روی تخته‌سنگی ایستاده و عده‌ای اطراف او جمع شده‌اند و او از مذمت دنیا می‌گوید (بدی دنیا را می‌گوید). حضرت ایستادند و از او سؤال کردند: آیا تو دنیا را مذمت می‌کنی درحالی‌که مغرور به دنیا شده‌ای؟! آیا تو دنیا را مذمت می‌کنی درحالی‌که دنیا تو را فریب داده است؟! آیا تو دنیا را مذمت می‌کنی درحالی‌که با اباطیل دنیا رفیق شده‌ای؟! آیا تو دنیا را مذمت می‌کنی درحالی‌که بر روی دنیا می‌جهی و آن را در بغل می‌گیری و می‌ترسی که تکه‌ای از آن را از دست تو بگیرند؟! حال، بشنو از من که به تو بگویم دنیا چیست؟

  1. دنیا، دیار و خانه‌ی صدق است برای اهل تصدیق. در دنیاست که “لا اله الا الله” و شهادتین گفته می‌شود. در دنیاست که عده‌ای تصدیق می‌کنند که این دنیا، صاحب و مالک دارد و گذرگاهی بیش نیست برای آمدن و لختی ماندن و توشه برداشتن و رفتن. در دنیاست که حقیقتِ الهی، تصدیق می‌شود و کتب و انبیا و وحی و قیامت و بهشت و جهنم تصدیق می‌شود. اگر دنیا نبود، خداوند، تصدیق نمی‌شد پس دنیا بسیار زیباست.
  2. دنیا، دار و سزای عافیت است. استراحت و راحتی برای آن کسی است که دنیا را بفهمد. از دنیا می‌نالیم زیرا آن را نفهمیدیم. در دنیا فرورفتیم زیرا آن را نشناختیم. درک نکردیم که برای چه به دنیا آمده‌ایم و وظیفه‌ی ما در دنیا و همچنین وظیفه‌ی دنیا نسبت به ما چیست. درک نکردیم که چگونه باید از آن عبور کنیم که آلوده نشویم. ما گرفتار فقر و مرگ‌ومیر دنیا نیستیم بلکه ما گرفتار این هستیم که دنیا را نفهمیدیم.
  3. دنیا، سرای غنا است و بازار است برای جمع کردن. آنکه در دنیا به زاد و توشه‌ی معنوی، غنی شد، هرگز ورشکسته نمی‌شود. کسی در دنیا می‌تواند غنی شود که دست گدایی‌اش را فقط به درگاه خداوند دراز کند و نه به سمت بندگان خداوند.
  4. دنیا، دار موعظه است برای آن کسی که گوش شنوا داشته باشد. موعظه، شنیداری است اما موعظه‌ی دنیا، شنیداری و دیداری است. دنیا هزاران بار می‌گوید و نشانت می‌دهد که من، وفادار نیستم، به من وابسته نباش.

حضرت علی(ع) در لحظات آخر عمرشان فرمودند: به من نگاه کنید و پند بگیرید که دیروز درب قلعه‌ی خیبر بر بالای دستم بود و امروز نمی‌توانم بدون کمک، بنشینم!

(گویا حضرت علی(ع) این چهار جمله‌ی بالا را برای افراد مبتدی گفته‌اند و برای افراد با فهمِ بالاتر، این چهار جمله‌ی پایین را بیان فرموده است)

  1. دنیا، محل نماز ملائکه‌ی خداوند است. رسول اکرم(ص) فرمودند: وقتی مؤمن در خانه‌اش به‌تنهایی وضو می‌گیرد و اذان و اقامه می‌گوید و می‌ایستد برای نمازخواندن، سه صف از ملائکه پشت سر او می‌ایستند به نماز که طول صف آن‌ها مشخص نیست!

ملائکه از بالا به پایین می‌آیند برای نمازخواندن زیرا در آسمان، نماز خوانده نمی‌شود؛ ملائکه‌ی عرش، قائم و ایستاده هستند و بقیه‌ی ملائکه ‌یا در رکوع هستند و یا در سجده و یا نشسته‌اند و یا ذاکر هستند؛ و نماز فقط مخصوص به زمین است. در برزخ و روز قیامت هم نماز نیست؛ در روز قیامت، ذکر سبحان‌الله، سجده‌ی شکر هست اما نماز نیست و نماز فقط برای دنیاست و برای مؤمنی که عاشق خداوند است. ملائکه هم عاشق خداوند هستند و نماز را دوست دارند به همین جهت برای نمازخواندن فرود می‌آیند و پشت مؤمن می‌ایستند.

  1. دنیا، محل سجده برای اولیای خداوند است. امام صادق(ع) فرمودند: یکی از دلایلی که خداوند، ابراهیم(ع) را خلیل‌الله قرار داد، سجده‌های طولانی او بود. خدمت حضرت رسول اکرم(ص) عرض کردند ما را در قیامت شفاعت کنید. ایشان فرمودند شفاعت و مقام محمود را به شما می‌دهم اما شما با سجده‌های طولانی خود، مرا یاری کنید. محراب کوفه به سجده‌ی علی(ع) آبرو گرفت، گودال قتلگاه به سجده‌ی امام حسین(ع) آبرو گرفت، پشت مقام کعبه هم به سجده‌های زین‌العابدین(ع) آبرو گرفت، سرزمین یمن به سجده‌های اویس قرنی آبرو گرفت و… افتخار دین اسلام است که هر جا می‌توانی سجده کنی و آنجا را مسجد قلمداد می‌کنند.
  2. دنیا، محل واسطه‌ی وحی و کلام خداوند است. اگر دنیا نبود، کتاب هم نبود و کلام هم نبود، فرشتگان و انبیا هم نمی‌آمدند. تمام انبیا و رسول‌الله(ص)، همه در ملکوت و نزد خداوند بودند، آن‌ها کلام خداوند را می‌شنیدند و وحی لازم نداشتند. سپس آن‌ها به زمین آمدند تا جبرئیل، کلام و وحی را برای من و شما بیاورد وگرنه پیامبر(ص) مدام در معراج بودند. ایشان به زمین آمدند و با ما عبادت کردند و با ما معاشرت کردند تا خداوند، کلامش را بر او نازل کند و ما از طریق او، کلام خدا را دریافت کنیم وگرنه رابطه‌ی زمین و آسمان قطع بود و رابطه‌ی مخلوق با خالق قطع بود. عظمت دنیا این است که ساخته شده که انبیا نازل شوند و واسطه‌ی دریافت کلام خداوند شوند. کتاب‌ها در همین دنیا نازل شده است.
  3. دنیا، محل تجارت‌خانه‌ی دوستان خداوند است. دنیا، تجارت‌خانه برای کسانی است که میل و رغبت به سمت خداوند دارند. آن‌ها در دنیا، رحمت خداوند را کسب می‌کنند.

رحمت خداوند چیست؟

آیا رحمت، قدرت خداوند یا آشنا شدن با خداوند یا کسب صفات خداوند یا احسان و یا… است؟! این همه که در قرآن به رحمت خداوند اشاره‌شده و اینکه مؤمن آن را در دنیا کسب می‌کند، این رحمت چیست؟

رحمت خداوند را کسب محبت خداوند معنا کرده‌اند. این دنیا، محل عاشق شدن به خداوند و محل کسب محبت خداوند است. محبت به خداوند از راه دل امکان‌پذیر است و راه نفس، انسان را به جهنم می‌برد. دل، انسان را گمراه نمی‌کند زیرا خداوند فرمود مالت برای خودت، جانت برای مار و موران قبر، اما دلت، خانه‌ی من است؛ و جایی که متعلق به خدا باشد، خطا نمی‌کند.

خداوند بدن ما را از همان‌جا آفریده که بدنِ سایر انسان‌ها را؛ اما آن دلی که محبت به علی(ع) و اولاد او دارد، آن دل را از آنجایی‌که همه‌ی دل‌ها را آفرید، نیافریده بلکه آن دل را از اضافه‌های طینت علی(ع) و اولاد علی(ع) آفریده است.

جنس دل ما از چیست؟ در زیارت ائمه(ع) می‌خوانیم: «لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا» ای حسین و ای معصومین! خدشه‌ای از معصیت به وجود شما وارد نشده است و به وجود شما از آلودگی‌های جاهلیت نچسبیده است و شما طاهر و مطهر هستید.

و جنس دل من و شما از این جمله است و ذره‌ای، بویی از عصمت می‌دهد. خداوند در قرآن فرموده است: «فَلَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْبهمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ»؛ اگر فضل و رحمت خداوند نبود، شما از زیانکاران می‌شدید.

فرموده‌اند فضل خداوند، امام حسن(ع) است و رحمت خداوند، امام حسین(ع) است. تا دل به حسین(ع) ندهی، پاکیزه نمی‌شوی و به طهارت نمی‌رسی.

بنابراین خداوند ما را به دنیا فرستاده تا رحمت کسب کنیم و سودِ کسبِ رحمت، بهشت است.

امام صادق(ع) به مفضل فرمودند: مفضل! آدم(ع)، قابلیت پیدا نکرد که روح الهی در آن دمیده شود و مسجود ملائکه شود جز به ولایت جدم علی(ع)؛ عیسی(ع) مرده زنده نکرد جز به ولایت جدم علی(ع)؛ موسی(ع) کلیم نشد جز به ولایت جدم علی(ع)؛ جبرئیل، امینِ وحی نشد جز به اینکه علی(ع) به نظر رحمت به او نگاه کرد، سپس فرمود: ای مفضل! والله، اگر شیعیان ما آن گونه که ما می‌خواستیم و در آن راهی که ما هستیم، عمل می‌کردند و استقامت می‌ورزیدند، به حرمت ولایت و تشیع علی(ع)، ابری بر سر آن‌ها سایه می‌افکند و ملائکه بر خانه‌های آن‌ها وارد می‌شدند و با آن‌ها مصافحه می‌کردند و از زمین و آسمان برای آن‌ها برکت می‌جوشید.