تقدیر یک ساله در شب قدر
ثواب فرستادن افراد به کربلا
شب قدر، شب دعا و صلوات و طلب عافیت
شب بیست و سوم ماه رمضان به شب قدر بسیار نزدیک است
امشب پرکارترین شبِ جهان هستی است.
شش تکلیف که خداوند برای شب قدر برای ما در نظر گرفته است؛ و راههای رسیدن به آن ها
علت توجه و سفارش ویژه به نماز در این شب
تجلی ظاهری و خارجی اذکار
توضیحاتی در باب بند «الغوث الغوث…» در دعای جوشن کبیر
نزدیکیِ امشب به شب قدر مانند نزدیکی سیاهی چشم به سفیدی چشم است یعنی به احتمال زیاد امشب، شب قدر است. تمام سال، برای آمدن ماه رمضان است؛ و همهی ماه رمضان، مقدمه است برای شب قدر و شب مقدرات عالم تا سال آینده. اگر بدانیم که امشب در کائنات به عنوان شب قدر چه خبر است، جرأت نفس کشیدن را از دست میدهیم؛ که امشب خداوند میخواهد چه چیزی برای ما بنویسد و چه چیزی میخواهد برای ما مقدر کند؟ ظرف ما امشب نزد خداوند تبارکوتعالی چقدر است؟ اگر خداوند بخواهد که به ظرف ما نگاه کند و به ما بدهد، چقدر گیر ما میآید؟! مگر اینکه لطفی کند و به ظرف و ظرفیت خودش نگاه کند و به ظرفیت کسانی که به آنها توسل میگیریم، نگاه کند.
یکی از چیزهایی که در عالم معنا ظرفیت آدم را بالا میبرد و توان دریافتهای زیادتر را به آدم میدهد، صلواتهای مکرر بر پیغمبر (ص) و اهلبیت پیغمبر (ع) است.
از اوایل روزِ امروز تا غروب فردا، باید توسلمان به امام زمان (عج) باشد. نباید یک آن، از یاد و ذکر نام امام زمان غفلت کنیم.
سال گذشته وقتی قلم تقدیر، بر لوح تقدیر برای ما کشیده شد، برای ما عمر یک ساله نوشتند. امشب، پایان عمر همهی ماست، تا خداوند بفرماید که برای چه کسی مجدد بنویسند و چقدر بنویسند. امشب معلوم میشود که چگونه عمرها و زندگی رقم خواهد خورد. البته دعا، توسل، توبه، انابه، خیر و خیرات ما و تقاضای ما از خداوند، در این قلم زدن تأثیر بسیار عجیبی دارد؛ وگرنه به ما میگفتند که شب قدر بخوابید و خدا خودش مقدرات شما را رقم میزند؛ به ما گفتهاند بلند شو و سورهی دخان، روم و عنکبوت و دعای جوشن بخوان، امشب 110 رکعت نماز دارد. تقاضا کن که خداوند چگونه برایت رقم بزند.
ما در خیابانهایمان در ایام شادی، پرچمهای شادی میزنیم و در ایام عزا، پرچمهای مشکی میزنیم. امشب آنقدر عظیم است که خداوند ملائکه را میفرستد و پرچمهایی بر چهارگوشهی خانهی کعبه نصب میکنند و پرچمهایی بر بام بیتالمقدس نصب میکنند. ملائکه از غروب تا سحر فریاد میزنند: امشب خدا میبخشد، عفو میکند، مرحمت میکند، قلم به گناهان میکشد، دعاها را مستجاب میکند، بهشت را تضمین میکند؛ مگر برای سه کس، سه کس محروماند:
1- کسی که مست و مخمور و شرابخوار است. 2- خانهای که در آن سگ باشد. 3- کسی که دچار عاق والدین باشد و پدر و مادر از او راضی نیستند (مرده یا زنده).
شب جمعه یا باید کربلا باشیم یا هوای کربلای ابیعبدالله الحسین (ع) در سرمان باشد. اگر کربلا نبودی، به حرم امامزادهای برو و اگر برایت ممکن نبود جایی برو که روضه است.
عالم بزرگواری گفت بیش از 20 سال در حرم امام حسین (ع) پیشنماز بودم. مأموریت پیدا کردم که به ایران بروم. وسایل را جمع کردیم اما پریشان بودم. شب به حرم ابیعبدالله رفتم و گریه کردم و نالیدم که از فردا چه کنم؟!… . بیحال شدم. آقا بالای سرم آمدند. فرمودند دلتنگ نشو، برو. هر جا دیدی پرچم عزا زدهاند و روضهی مرا میخوانند، آنجا حرم من است روضه را گوش کن و گریه کن، ثواب زیارت قبر من برایت نوشته میشود.
آقا کربلایش را به خانههایمان آورده است. اگر بیرون نمیتوانی بروی، در حدیث است که حسین (ع) یک قبر دارد در دل عاشقانش. اگر نتوانستی به کربلا بروی و ضریح را بغل کنی، دستت را روی سینهات، روی قلبت بگذار… . وقتی میگویی «حسین» و دست رو سینهات میگذاری، دست روی قبر ابیعبدالله (ع) میگذاری.
امام محمد باقر (ع) به یکی از موالیانشان فرمودند: آیا کربلا میروی برای زیارت جدم ابیعبدالله الحسین (ع)؟ گفت نه آقا من توان رفتن به کربلا را ندارم. امام فرمودند که: اگر خودت نمیتوانی بروی، چرا یک نفر را به نیابت نمیفرستی؟ (چرا کسی را تجهیز نمیکنی و خرج سفرش را نمیدهی او برود و به جای تو حرم امام حسین (ع) را زیارت کند.)
پرسید که فایدهاش برای من چیست؟ آقا فرمودند: کسی را که به نیابت میفرستی، خدا به تو هم، ثواب یک زیارت کامل میدهد (گویی خودت رفتهای و آداب به جا آوردهای). خدا برای تو چندان از نور قرار میدهد که چشمها به آن نور خیره میماند. آیا نمیدانی خدا اکرام میکند زائران حسین (ع) را؟ نمیدانی خدا دور میدارد از آتش، زائران حسین (ع) را؟ به درستی که زائر حسین (ع) وقتی به صحرای محشر وارد میشود، او را به سمت میزان، صراط، حساب و کتاب و بین مردم نمیبرند، او را برمیچینند به آن چیزی که بر پیشانیاش نوشته است: «هذا زائر قبر حسین» این زائر قبر امام حسین (ع) بوده است. او را مستقیم سر حوض کوثر میبرند نزد جدم امیرالمؤمنین و جدهام صدیقهی طاهره. پدرم امیرالمؤمنین با مردانشان مصافحه میکند و مادرم زهرا دست زنانشان را میگیرد و با آنها مصافحه میکند؛ از آب کوثر به آنها میآشاماند و سیراب میکند. سپس حسین ما، جدم ابیعبدالله میآید، دست او را میگیرد، از مهلکههای قیامت نجاتش می هد، او را وارد در بهشت با خودش میکند.
این را درک نمیکنم مگر قیامت و ترس و وحشت آن را درک کنم. وقتی از چیزی بترسیم، اگر کسی آب به ما بدهد و دست ما را بگیرد و کمک کند، او را دعا میکنیم. امام حسین (ع) زائرش را از مهلکههای قیامت نجات میدهد و داخل بهشت میکند.
زیارت امام حسین (ع) آرزوی جن و انس و تمام مخلوقات خدای تبارکوتعالی است.
پیغمبر (ص) در حال سخنرانی بودند. حضرت فاطمه (س) با چشم گریان آمدند و منبر پیغمبر را گرفتند و الامان… الامان گفتند. پیغمبر (ص) علت را پرسیدند. حضرت فاطمه عرضه داشتند: در حیاط دسداس میگرداندم. حسین در گهواره بود. رفتم داخل دیدم گهوارهی حسین خالی است و حسین در گهواره نیست.
جبرئیل نازل شد: حق سلامت میرساند. به فاطمه سلام برسان. به فاطمه بگو وقتی من به زمین میآیم و حسین را در گهواره زیارت میکنم، عطر حسین میگیرم و صورتم نورانیتر میشود. به ملأ اعلی میروم داد میزنم ای اهالی ملأ اعلی از خانهی زهرا میآیم و حسین را زیارت کردهام. ملائکِ ملأ اعلی التماس میکنند اجازه بده ما هم به زیارت حسین بن علی برویم. خداوند میفرماید شما نمیتوانید از جایتان حرکت کنید. امروز به من مأموریت داد حسین (ع) را به ملأ اعلی بردم.
حضرت فاطمه (س) رفتند و حسین (ع) را در گهواره دیدند و سجده کردند و عرضه داشتند: «الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن اِنَّ ربنا لغفورٌ شکور».
امشب، شب دعا و صلوات است. یکی از ارزشمندترین دعاها که اهلبیت (ع) به ما یاد دادهاند، دعاهایی است که در آن دعاها از خداوند تبارکوتعالی طلب عافیت میکنیم. امشب ارزشمندترین دعاها، دعاهای عافیتی است؛ که خدایا به ما عافیت بده، عافیت دین، عافیت جامعه، عافیت خانواده، عافیت اعتقادی، عافیت اقتصادی و… بده. ائمه (ع) ما را به دعا برای عافیت، در زمانهای دعا تشویق کردهاند.
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: این دعا را مکرر بخوانید:
«اللَّهُمَّ اِنی اَسئَلُکَ لِنَفسِی الیَقین وَ العَفو وَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ»؛ خدایا از تو میخواهم نفسم را مملو از یقین کنی و شک و تردید و دو دلی را از من بیرون کنی. از تو میخواهم که مرا ببخشی. عافیت دنیا و آخرت را از تو میخواهم.
این دعا از دعاهای سجدهی آخر نماز است که اگر چهل روز در سجدهی آخر نمازهایتان بخوانید، خدای تبارکوتعالی هم حوائج شما را روا میکند و هم درهای برکت را برای شما باز میکند و هم گناهانتان را میبخشد و هم یقینتان را بالا میبرد و هم انشاءالله عافیت دنیا و آخرت به شما میدهد.
در حدیث دیگری فرمودند: شما را سفارش میکنم به اینکه چهل روز در نمازهایتان و یا بعد از نمازهایتان این دعا را حتماً بخوانید به خصوص نماز صبحتان:
«اَصبَحنا وَ اَصبَحَ المُلک، اَللَّهُمَّ اسْتُرنا بِالْغِنیٰ وَ الْعَافِيَةَ، اَللَّهُمَّ الرْزُقنَا الْعَافِيَةَ وَ دَوامَ الْعَافِيَةَ وَ الرْزُقنا شُکرَ عَلَی الْعَافِيَةَ»
خدایا لباس غِنی و عافیت بر ما بپوشان. از تو عافیت میخواهم؛ و میخواهم عافیتم دائمی باشد. خدایا توفیق بده که من شکر عافیتی که تو به من دادهای به جا بیاورم.
یکی از چیزهایی که عافیت را برای انسان فراهم میکند و موجب میشود دعای عافیت قبول شود و خدای تبارک و تعالی درهای عافیت را برای ما باز کند، «فرستادن صلوات» است.
پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: «مَن صَلّی علَیَّ مَرَّةً فَتَحَ الله علیه باباً مِن العافیة» هر کس بر من یک مرتبه صلوات بفرستد، خداوند برای او دری از عافیت را باز میکند.
پیامبر (ص) فرمودند: هر کس بر من یک مرتبه صلوات بفرستد، خدا بر سر او و سمت راست او سمت چپ او و پشت سر او و پایین پای او و بلکه بر تمام اعضا و جوارح او تا روز قیامت نوری خلق میکند. با این نور، زندگی میکند، با این نور وارد فردای قیامت میشود؛ و خداوند هر عیب و نقصی را در سایهی این نور، به او میفهماند (به او توفیق اصلاح خودش را میدهد.)
پیغمبر اکرم (ص) تأکید کردند: مبادا از شما بگذرد ایامی، مگر اینکه در آن اوقات صلواتی بر من داشته باشید.
– مردی نزد رسول اکرم (ص) رفت و عرض کرد: سالی یک بار بیشتر نمیتوانم خدمت شما برسم، چه زمانی بیایم؟ فرمود: شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان.
– حضرت فاطمهی زهرا (س) از شب نوزدهم احیا میگرفتند. امام صادق فرمودهاند که شبهای دههی آخر هر شب قرآن را باز کن و آن دعا را بخوان و قرآن را سر بگیر و از خدا حاجت بخواه. اما حضرت زهرا (س) در شب بیست و سوم فرزندانش را بیدار نگه میداشتند و کاسه آبی میگذاشتند و مقداری آب به صورتشان میپاشید تا بیدار بمانند و از برکات و فضایل شب قدر استفاده کنند و برخوردار شوند.
1- باید در جهت معرفت و شناخت این شب باید کار کنیم.
از عظمت شب قدر اینکه خداوند برای معرفی این شب، یک سوره نازل کرده است: «انّا اَنزلناهُ فی لیلةِ القدر» ما قرآن را در شب قدر به تو پیغمبر نازل کردیم. در آیهی دیگری میفرماید: «شهرُ رمضان الذّی اُنزل فیهِ القرآن[1]» ماه رمضان، ماهی است که در آن، قرآن نازل شده است؛ و لیلة القدر، شبی است که در آن قرآن نازل شده است. پس مشخص شد که لیلة القدر از ماه رمضان خارج نیست و در این ماه قرار دارد؛ اما در شب نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و هفتم پنهان است.
چرا پنهان است؟ چون تلاش کنیم. چون گنج است. برای به دست آوردنش باید بیخوابی بکشیم، احیا بگیریم و پناهنده شویم و با خدا ارتباط برقرار کنیم و به راحتی دمِ دستمان نباشد.
بیست سال زحمت کشید تا به ملاقات امام زمان (عج) برسد. وقتی رسید عرضه داشت که چرا بیست سال طول کشید؟ امام لبخندی زدند و فرمودند اگر زود خودم را به تو نشان میدادم، از من نان و سبزی میخواستی برای غذایت! باید زحمت میکشیدی تا به دست آوری؛ تا بدانی به دنبال چه چیزی هستی.
«انّا اَنزلناهُ فی لیلةِ القدر»: نزول یکبارهی قرآن در شب قدر بر سینهی پیغمبر اکرم (ص) بوده است؛ «اَنزلناهُ» یعنی نزولِ یکباره. «قدر» به معانی گوناگون در قرآن مجید آمده است: 1- گاهی به معنی ضیق، تنگی و سختی است. 2- گاهی به معنای تقدیر و سرنوشت است. 3- گاهی به معنی مقام و منزلت است. دو معنی آخر دربارهی شب قدر است. شبی با منزلت و دارای مقام که تقدیر عالم نوشته میشود.
پروردگار تبارکوتعالی در قرآن مجید تأکید به این دارد که هیچ چیزی در عالم بدون حساب و کتاب نیست. حتی نوشته شده است که طی عمرمان چند مرتبه پلک چشم ما باز و بسته میشود و اندازه نزد خداوند است. «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[2]» هیچ چیزی نیست مگر خزانهاش نزد ماست، ما به مقدار تعیین شده فرو میفرستیم. حتی قطرات باران: «وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ[3]» اندازهی دانههای باران نزد خداوند است و در هر نقطه به اندازه میفرستد. «وَ کُلُّ شَیْء عِنْدَهُ بِمِقْدَار[4]» هرچیزی نزد خداوند به اندازه است.
امروزه دانشمندان میگویند که وزن، حرکت و… خورشید و ماه همه و همه حساب و کتاب دقیقی دارند که سر سوزنی از آن حساب و کتاب خارج نیست.
مطلب دیگر که خیلی مهم است: «فيها يُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکيمٍ[5]». در شب قدر تقدیر یک ساله نوشته میشود. تقدیر هیچ کس 70 ساله و 80 ساله نیست، تقدیر هر کس یک ساله نوشته میشود. خوشبختیها، بدبختیها، خندیدنها، گریستنها و… همه به امر خدای حکیم یک ساله نوشته میشود به شرط بداء، با شرایطی که خداوند در نظر گرفته است. مثلاً یک سال عمر به شرط رضایت پدر و مادر. اگر پدر و مادر او را عاق کردند، مثلاً دو ماه بیشتر عمر نمیکند. یا مثلاً اگر به کسی ظلم کند، ممکن است داشتههایش از دست برود.
– امشب، شب «بیداری» است و خداوند تکالیفی را برای بندهها در نظر گرفته است. در شب قدر گویا شش مسأله باید محور اصلی باشد:
1) رسیدن به مقام قرب خداوند تبارکوتعالی
این اصل باشد که به خدا نزدیک شویم. فقط دنبال این باش که خدا نگاهت کند. امشب مانند موسی حرکت کن. موسی (ع) در کوه طور یک جمله گفت. موسی گفت خدایا برایم مهم نیست تو چگونه به من جواب بدهی برایم مهم است که به من فقط جواب بدهی و من فقط صدایت را بشنوم.
2) دومین مسئلهای که امشب باید حاصل شود، به دست آوردن رحمت خداوند تبارکوتعالی است.
3) سومین مسئله، جواز عبور از صراط است.
4) چهارمین مسئله سکونت در باغهای بهشت است.
5) مسئلهی پنجم نجات از آتش جهنم است.
6) و ششمین مسئله به دست آوردن رضای خداوند تبارکوتعالی است.
این شش تا، محورهای اصلی دعای ما در این شب هستند که اگر کسی از این شش تا خارج شد و بیرون رفت، یقین بداند که شب قدرش را ضایع کرده و از دست داده است.
پس:
1) اگر امشب مسئلهی اصلی «تقرب» خداوند است، خداوند به حضرت موسی فرمود: تقرّبم را نگه داشتم برای آن کسانی که شب قدر ماه رمضان را «بیدار» باشند؛ بیدار به معنای واقعی یعنی «بیدار دل» باشد. بنابراین باید برای بیداری امشبت تدارک ببینیم.
2) خدایا «رحمتت» را میخواهم؛ رحمتم برای آن کسانی است که به «مساکین ترحم کنند».
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند کسانی را به بهشت میبرد که به هم رحم کنند. مردی بلند شد و گفت یا رسول الله ما خیلی به هم رحم میکنیم.
رسول الله (ص) فرمودند: نه فقط رحم به فامیل، بلکه ترحم به خلق عالم و به تمام موجودات عالم؛ حتی ترحّم به گنجشکی که سرش از تنش جدا شده است.
امشب دلت بسوزد برای آن کسانی که به تو بد کردند و ببخششان، دعا کن و ببخش امواتی که دستشان از دنیا کوتاه است و نگاهشان به دست ماست؛ لقمه غذایی که من امشب خیر میکنم ممکن است آنها را نجات بدهد.
ترحّم کن بالأخص به کسانی که عذرخواهی میکنند. از وصایای آخر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است که فرمودند: خدا کسی را که عذرخواهی دیگران را قبول نمیکند، توبهشان را قبول نمیکند و آنها را نمیبخشد؛ حتی اگر بدانی آن لحظه به دروغ دارد عذرخواهی میکند، تو باید او را ببخشی.
3) «صراط» در دنیا حرکت در مسیر «امام زمان» علیهالسلام است و من اگر بخواهم در این مسیر حرکت کنم باید دست مسکین و افتادهای را بگیرم.
4) خدایا من «باغهای بهشت» را میخواهم؛ برای به دست آوردن آن باید زیاد «تسبیح» بگویی.
5) خدایا من میخواهم امشب از «آتش جهنم» نجات پیدا کنم؛ برای به دست آوردن آن باید زیاد «استغفار» کنی نه فقط برای خودت بلکه برای دیگران هم استغفار کن.
حضرت ابراهیم وقتی دعا میکند میگوید: «اللهم اغْفِرْ لأَبی إِنَّهُ کانَ مِنَ الضّالّینَ» خدایا پدر من را ببخش اگر چه پدر من از ظالمین بود. پیامبر (ص) میگویند: «اللهُمَّ اغفِرِ لِقَومي فَإِنَّهُم لا يَعْلَمُونَ» خدایا قوم من را ببخش آنها جاهل هستند و نمیفهمند. قوم پیامبر (ص) چه کسانی هستند؟ ابوجهل و ابولهب و … و ایشان برای ابوجهل و ابولهب هم دعای آمرزش میکند.
6) خدایا من رضای تو را میخواهم؛ ندا آمد کسی که به دنبال رضای من است در شب قدر «دو رکعت نماز» بخواند.
چرا این قدر در این شبهای عزیز خدای تبارکوتعالی ما را سفارش به نماز میکند؟ فلسفهی این نماز چیست؟ آیا منظور از نماز همین دو رکعت نمازی است که ما میخوانیم؟
اگر ما نماز را در همین 15 رکعتی که در طول شبانهروز میخوانیم خلاصه کنیم، هرگز نماز نخواندهایم و آن را نفهمیدهایم. کسانی که امشب همهی اعمال را انجام دهند اما دو رکعت نماز را نخوانند، بند آخر را حاصل نکردهاند و این دو رکعت نماز، هر نمازی میتواند باشد: نماز حاجت، هدیه به اهلبیت، هدیه به والدین و… .
عظمت نماز به سورهی «حمد» است و ما نماز بدون «حمد» نداریم. خیلی مهم است که این را بدانیم که سِر خداوند در کتب آسمانی است و سِر تمام کتابهای آسمانی در قرآن است. تمام حقایق هستی به حقیقت، نهفته در قرآن است، تبیان هر شئ در قرآن است؛ و سِرّ تمام قرآن در حروف مقطعه است؛ و سِر تمام حروف مقطعه در «الم» است؛ و سِرّ آن در لام اولش و سِر لام در نقطه پنهان است و آن نقطه، دایرهی وجود علی بن ابیطالب (ع) است که عالم امکان را به ما نشان میدهد و جلوه میدهد.
سِرّ تمام قرآن در «فاتحة الکتاب» است؛ و سِر فاتحة الکتاب در «بسم الله» است؛ و سِرّ بسم الله در «ب» بسم الله است؛ و سِر «ب»ِ بسم الله در وجود مقدس علی بن ابیطالب (ع) است که فرمودند: من نقطهی زیر «ب»ِ بسم الله هستم. سورهی فاتحة الکتاب، اُم الکتاب است، مادرِ قرآن است و با وجود اینکه سورهی حمد جزء قرآن است؛ خداوند در قرآن آوردهاند: «وَ لَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ»[6] ما هفت آیه به تو عطا کردیم و قرآن عظیم. حمد جزء قرآن است اما این آیه این معنا را دارد که قرآن یک کفه و این هفت آیه یک کفهی دیگر است.
سورهی حمد شرافت نماز است و نماز، مقدمهی رفتن به سورهی حمد است.
خداوند تبارکوتعالی به ما امر کردند: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ[7]»
حواستان به نمازهایتان باشد و نماز وسط را بشناس و از آن مراقبت کن. همهی نمازها در یک کفه، نماز وسط در یک کفه؛ سفارش نماز «وسط» را جداگانه کردهاند که از دست ندهی. گویا نماز وسط، شرافتی دارد همپای نمازهای دیگر.
نماز «وسط» کدام است؟ مفسرین میگویند نماز وسط، نماز «مغرب» است. در احادیث داریم وقت نماز مغرب، تمام درهای آسمان باز است. در احادیث فرمودهاند باطن نماز مغرب وجود صدیقهی طاهره «فاطمهی زهرا» است. حواست به زهرا باشد. برو به سمت خانهی فاطمه (س). عجله کن دامن فاطمه را بگیری حتی اگر شده یک نخ به دستت بیاید.
حقیقت نمازهای پنجگانه این رکوع و سجود من و شما نیست. مراد از نماز «ظهر»، «رسول الله» است؛ زیرا خورشید بالا آمده است و نور، همه جا را فراگرفته. پیامبر (ص) فرمودند: «اوّل ما خَلَقَ الله نوری…»اول چیزی که خداوند آفریده است، نور من است و با نور من ظلمات از بین رفت. نماز ظهر که نور خورشید به قوت میرسد، وجود پیغمبر (ص) است.
«اوّل ما خَلَقَ الله اللوح» اول چیزی که خداوند آفرید، لوح است؛ و نماز «عصر»، «امیرالمؤمنین» است و ایشان همان صفحهای هستند که مقدّرات عالم بر آن نوشته میشود. «اوّل ما خَلَقَ الله القلم» خدا اول چیزی را که آفرید، قلم بود و «قلم»، نماز مغرب است و مغرب فاطمه الزهرا سلام الله علیها است: «ن و القلم و ما یسطرون»؛ اگر امشب قلم بر لوح کشیده میشود و مقدرات عالم را مینویسند، آن «صفحه»، «امیرالمؤمنین» است و آن «قلمی» که خداوند با آن مینویسد، «فاطمه» است؛ که خداوند به آن قسم میخورد: قسم به تو زهرا که قلم هستی و وقتی کشیده میشوی بر لوح هستی؛ که امیرالمؤمنین است.
ای مردم عجله کنید به حب فاطمه، به حفظ فاطمه، به نگهداری بچههای فاطمه، ای مردم فاطمه را برای خودتان نگه دارید؛ چون فاطمه نور است. اگر چشم هم داشته باشی و نور نباشد باز نمیتوانی ببینی. به محض اینکه میگویی «فاطمه» با تمام نورش میآید و نورش تجلی میکند در نمازت، تجلی میکند در خانهات و در مجلست… .
هیچ نماز واجبی نیست جز به حب این بزرگواران بالأخص فاطمه (س)؛ قبولی نماز محصور به فاطمه است. کسانی که رضای خدا را میخواهید، امشب خداوند از شما دو رکعت نماز خواسته است که از شما راضی شود، رضای خداوند محصور در فاطمه است که وقتی پیامبر (ص) بغلش کرد، فرمود: خدا راضی نمیشود مگر تو راضی شوی؛ چون تو حقیقت نماز هستی.
یا فاطمه! ظهرش، پدرتان است؛ عصرش، همسرتان است؛ عشاء، حسن ات است که نگذاشتند تجلی بکند و صبر کرد و شد حجابِ نورِ پیامبر (ص) آن وقت که میخواستند نور پیامبر را از بین ببرند، بدنش را کرد حجاب نور پیامبر (ص) سم خورد تا نور پیغمبر باقی بماند. نماز صبح، حسین تو است که اگر در آن ظلمات، خون نمیداد و خواهر به اسارت نمیداد، ظلمات، عالم را از بین میبرد.
فاطمه (س) لیلة القدر است و پوشیده چون محل سر الله است و محل علم الله است و جگرگوشهی پیغمبر است و همسر علی (ع) است و اُمّ الابرار. اسرار را خداوند در وجود صدیقهی طاهره نهادینه کرده است.
دو رکعت نماز امشب، توسل به زهرای مرضیه (س) است. رضای خدا در رضای فاطمه است. امام صادق فرمودند هرکه شب قدر را بشناسد مادر ما را میشناسد «و ما ادراک ما لیلة القدر» خداوند فرمود او را فاطمه نام نهادم زیرا از درکش خلایق بریدهاند. اینها که ما میگوییم یک شمه است.
همهی کتابها در قرآن، همهی قرآن در حمد، حمد در نماز است و نماز، تجلی پنجتن آل عباست.
اگر کسی 7 روز روزه بگیرد و غذای حیوانی نخورد و 1511 مرتبه صلوات بفرستد و به همین عدد سورهی حمد بخواند، نیست حاجتی که خدای تبارکوتعالی به او ندهد.
اگر قرآن یک بار بر پیامبر (ص) نازل شد، به تعداد تمام سالها در شبهای قدر، قرآن بر دامن فاطمه (س) وارد شده است چون هر امامی از دامن فاطمه (س) است و قرآن در شب قدر هر ساله بر امام وارد میشود.
«تنزل الملائکة و الروح…» تا صبح ملائکه میآیند. ملائک رزق، روزی، آمرزش، بخشش، حافظ و… همه و همه سلام میکنند و به هر کس در حال عبادت است سلام میدهند. سلام یعنی رحمت و برکت خدا بر تو، یعنی خدا تو را عفو کرد، سلام یعنی امشب خدا برای بندههایش، بد نمینویسد مگر تو خودت بد کنی. امشب خدا با بندههایش قهر نیست مگر اینکه تو نخواهی آشتی کنی.
همراه ملائکه، «روح» میآید. ائمه (ع) فرمودهاند که «روح»، وجود مادرِ ما زهرا (س) است. حضرت زهرا قلم است و مقدرات نوشته شده بر لوح را میآورد به پسرش امام زمان میدهد. همهی ملائکه به بدرقهی مادر ما فاطمه میآیند؛ و به گل جمال فاطمهی زهرا (س) که به عالم میآید، خدا «سلام» به آدم میرساند.
امشب شب دعا و ذکر است. جوشن کبیر هم ذکر نامهای خدای تبارکوتعالی است و هم دعاست.
ذکر سه جور است: 1- لفظی: وقتی ذکر را میگویی لفظی است. 2- کتبی: وقتی آن را مینویسی کتبی است. 3- حقیقت و تجلی خارجی دارد.
تجلی خارجیِ اسم «الله»، امیرالمؤمنین (ع) است. تجلی ظاهری «یا فاطر» صدیقهی طاهره است. وقتی میگویی «یا محسن» لفظی است، وقتی آن را مینویسی، کتبی است، تجلی ظاهریاش در وجود مقدس امام حسن مجتبی (ع) است. اگر در روز هزار بار بگویی «یا الله»، هزار تجلی جدید از «یا الله» به تو میشود. جوشن به لفظ همان است که قبلاً خواندهای، کتبی هم همان است که نوشته شده؛ اما حقیقت تجلی جوشن بر تو امسال متفاوت است و با سال قبل فرق میکند. «لا تکرار فی التَّجلی» در تجلی، تکرار نیست. این همه انسان آفریده شده است، دو تا مثل هم نیستند. اگر تکرار شود یعنی قدرت خدا تمام شده است و قدرت خدا پایان ندارد و هیچ چیزی در عالم تکرار ندارد. مثل هم خلق نمیکند، تجلی نو به نو میکند. اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریا به آن افزوده شود، اینها همه تمام میشود ولی کلمات خدا پایان نمیگیرد[8]. منظور از کلمات خدا که تمامی ندارد، تجلی اسمای خداست که تمامی ندارد. کتابت اسما تمام شده اما هرگز تجلی اسما تمام نمیشود. اگر دو بار بگویی یا الله، تجلیِ یا الله ِ دوم با تجلیِ یا الله ِاول که گفتی متفاوت است.
امام هادی (ع) فرمودند: آن تجلیاتی که تمام نمیشود، فضایل ما اهلبیت است. فضایل امیرالمؤمنین است که اسمِ کُل است، اسم جامع است. یک «علی» خدا آفرید و تمام هستی، خردهخردههای علی هستند. تمام هستی، تجلیاین اسماند. با «الله» تجلی کرد در «علی» و عالم حاصل شد از تجلی علی بن ابیطالب (ع).
چشم دل را که باز کنی، همه چیز تجلی خداست. امام صادق به دیدن مریض رفتند. مریض «آه» میکشید. فردی گفت به جای «آه» اسم خدا را صدا بزن. امام صادق (ع) فرمودند: «آه» اسمی از اسمای خدای تعالی است. در قرآن و ادعیه تا به حال ندیدهایم که اسم «آه» آمده باشد. امام درس دادند که دردی که مریض میکشد و آن «آه» هم تجلیای از اسمای خدای تبارکوتعالی است.
در دعای جوشن یاد میگیریم همه چیز را به خدا واگذار کنیم. در بزرگی خدایی است که چیزی به آن نمیرسد اما خودش را برای بنده آنقدر پایین میآورد آنقدر که کنار سفره افطارمان خودش لقمه در دهانمان میگذارد. ابراهیم بشویم «هو یُطعِمُنی و یَسقین» او آب و غذا به من میدهد. این معنایی دارد: یعنی این، دست تو نیست، تجلیِ دست خداست، تجلیِ اسم خداست.
در دعای جوشن میخوانیم: «الغوث الغوث خلِّصنا من النار یا رب». الغوث یعنی «الغیاث الغیاث الامان الامان من اعاظم الاهوال و مِن شدّة العذاب و النِّکال التّی لازمتنی من قبائح الاعمال فإنه تعالی و إن کان ارحم الرحمین فی موضع العفو و الرحمة لکنه اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمة» خدایا پناه پناه الامان الامان از هولهای عظیم قیامت. پناه به تو خدا و امان از آن عذاب سخت و عقوبت بدی که اعمالِ من برایم تدارک دیدهاند که گریبان مرا گرفتهاند. خدایا تو را شناختهام اگر بخواهی ببخشی و عفو کنی و در موضع عفو قرار بگیری، ارحم الراحمین هستی و به کوچک و بزرگ گناه نگاه نمیکنی؛ اما اگر بخواهی عذاب کنی اگر بخواهی برانی و مچ بگیری هیچ کس به پای غضبت نمیرسد.
اسامی را میبریم و مثل آدمی که ترسیده باشد دو بار میگوییم الغوث الغوث، پناهم بده.
«الغوث»ِ لفظی را در دعا میگوییم. «الغوث»ِ کتبی در دعا نوشته شده است. اما در حدیث است: بدان تجلیِ ظاهری «الغوث» قائم آل محمد، مهدی منتظَر است. آینهی آن «الغوث» پسر فاطمه است، آینهی آن رحمت، پسر فاطمه است و آینهی آن نقمت هم اوست اگر امشب نگاهم نکند. الغوث الغوث ای آقای من ای وجه الله آقای من ای مالک یوم الدین الغوث الغوث آقای من ای کسی که ایابُ الخَلقِ اِلیکم (رجوع مردم به شماست) و حسابهم علیکم (و حساب همه دست شماست) و فصل الخطاب فیکم (در مورد همه حرف آخر را شما میزنید). الغوث الغوث پناهم بده، معرفتم بده، دستم را بگیر… .
مادر، قلم است؛ پدر، لوح است؛ پسر، مجری و همهکاره است.
دعاهایی که سفارش شده است در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان خوانده شود:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيْما تَقْضِي وَ فِيما تُقَدِّرُ مِنَ الاَمْرِ المَحْتُومِ وَ فِيما تَفْرُقُ مِنَ الاَمْرِ الحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ مِنَ القَضاء الَّذِي لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ، أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الحَرامِ فِي عامِي هذا المَبْرُورِ حَجُّهُمُ المَشْكُورِ سَعْيُهُمُ المَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ المُكَفَّرُ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَ اجْعَلْ فِيْما تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمْرِي وَ تُوَسِّعَ لِي فِي رِزْقِي»
«یا صاحِبَ القَدرِ وَ الاِقتِدار و الهِمَم وَ المَهام عجّل فرجَ عَبدِکَ وَ وَلیکَّ وَ الحُجَّة القائِم بِاَمرِکَ فِی خَلقِکَ و اجعَل لَنا فِی ذالِکَ الخِیَرَةَ»
امشب، صلوات ضراب اصفهانی را که در مفاتیح هست به نیت آن خانمی که واسطهی این صلوات بودند بخوانید به نیت هدایت و رفع گرفتاری همهی جوانها. و فردا بخوانید به نیت نابودی غدهی سرطانی این منطقه، امنیت اجتماعی و فرج امام زمان (عج)
[1] بقره/ 185
[2] حجر/ 21
[3] مؤمنون/ 18
[4] رعد/ 8
[5] دخان/ 4
[6] حجر/ 78
[7] بقره/ 238
[8] لقمان/ 27