ما از توسلات روزانه به دنبال چه چیزی هستیم؟
حدیث ارزشمند امام علی (ع) دربارهی ویژگیهای روزگاری که میآید؛ و راههای نجات در جامعهای که دچار آن مشکلات شود
این همه فضائل دربارهی قرآن برای چه گفتند؟
مبنای بحث ماه مبارک رمضان ما بر این بود که ما در ماه مبارک رمضان دو موهبت در اختیار داریم و از این دو موهبت در کنار هم استفاده میکنیم؛ موهبت اول توفیق روزه داشتن و موهبت دوم توفیق قرائت قرآن صامت و روزانه توسل به قرآن ناطق است.
سؤالی که مطرح میشود این است که ما از این توسلات روزانه به دنبال چه هستیم؟ آیا به دنبال حاجات و یا مسائل دنیوی هستیم؟ ما فقط دوای دردمان و حل مشکلمان را نمیخواهیم، ما به دنبال اصل توسل هستیم. اصل توسل به چیست؟ اصل توسل به این است که من در توسل، «هویت خودم» را پیدا میکنم؛ که من «که» هستم.
یک حدیث داریم که مضمونش این است: هرکسی به دنبال هر چیزی که هست و طالب هر چیزی که هست، مانند همان چیز است. کسی که صبح بلند میشود و تمام همتش دنیاست، تبدیل به دنیا شده است؛ کسی که همتش شهوت است، به شهوت تبدیل شده؛ کسی که همتش شکم است، تبدیل به شکم شده است؛ و کسی که همتش انتقام و کینهجویی است، تبدیل به یک تکه انتقام شده است؛ در دنیا هر کس همتش هر چیزی است، به آن تبدیل شده است.
حالا کسی که صبح بلند میشود و هَمِّ او امام زمانش است، در عالم معنا در آن لحظه شکل امام زمان علیهالسلام شده است. چرا توسل میگیریم؟ میخواهیم که یک لحظه شکل امام زمان (عج) باشیم؛ من وقتی در جستجوی چیزی هستم تبدیل به آن میشوم.
شاگرد شیخ رجبعلی خیاط بود و رفت نزد ایشان. وقتی وارد اتاق آقا شد، ایشان گفت: سبحانالله تو چرا این شکلی شدهای؟ چرا شکل زن شدهای؟ چرا آرایش کردهای؟ آنهم یک زن بیبندوبار!
مرد نشست و زد زیر گریه و تعریف کرد که سوار اتوبوس شدم. یک زن مینی ژوپ و آرایش کرده جلویم ایستاده بود و من نتوانستم از او چشم بردارم و تمام مدت به او نگاه میکردم. شیخ گفت: و الله شبیه آن زن شدهای. (ملکوت انسان تأثیر میگیرد از آن چیزی که انسان آن را میطلبد.)
الآن من توسل بگیرم به حضرت رقیه سلاماللهعلیها، این توسل، «عاطفه»ی شما را به غَلیان درمیآورد و شما اشک میریزید؛ اما وقتی هر روز به امام زمان (عج) متوسل میشویم، در آن لحظه آنچه در ما متحول میشود این است که چون امام زمان (عج) «عقل کُل» هستند، با توسل مداوم به امام زمان (عج)، به مرور زمان عقل ما به مسیر تکامل میرود.
کسانی که با مالشان و جانشان روزانه به امام زمان (عج) متوسل میشوند و منتظران و متوسلان حقیقی امام زمان (عج) هستند، در مسیر زندگی، افراد سبکسر و آدمهای بیبندوبار و گنهکار و آدمهای خطاکار نیستند؛ چون تمام گناه و سبکسری و لهو و لعب زائیدهی کمعقلی است. با توسل به امام زمان (عج)، عقل به سمت تکامل میرود و با تکاملِ عقلی، عمل انسان اصلاح میشود و روحیه و اخلاق انسان اصلاح میشود. به همین جهت است که ما را وامیدارند به توسل به اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام.
یکی از راههای توسل داشتن محبت است. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: هرکسی یاد ما اهلبیت کند، بداند یاد ما اهلبیت، شفای بیماریهای جسمی و روحی و از بین برندهی وسواس قلب است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: یاد ما و دوستی ما سبب خشنودی خداوند و آمرزش گناهان شما میشود. حضرت از قول رسول اکرم (ص) فرمودند: کسی که دوست دارد خداوند را با تمام خیر و تمام خوبی که نزد خداوند است ملاقات کند و در بهشت برین ساکن و مُخَلَد باشد، یاد کند اهلبیت من را و دوستی کند با اهلبیت من.
توسل روزانهی ما انشاءالله این نتایج را آخر ماه مبارک رمضان خواهد داشت.
کتابها و روایات مَملُو است از معجزات ائمه علیهمالسلام؛ اما معجزات اهلبیت (ع) شفا دادن بیمار و نابینا را بینا کردن نیست؛ اینها کرامات اهلبیت علیهمالسلام است، معجزات اهلبیت علیهمالسلام سخنان و بیاناتشان است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام جمعیت را در مدینه جمع کردند و فرمودند: روزگاری خواهد آمد که:
حضرت میفرمایند به هر زنا، عرش خداوند میلرزد و ملائک اهل زمین را نفرین میکنند.
شاید بگویید او زنا میکند به من چه ربطی دارد؟ سکوت من موجب علنی شدن آن شده است.
وقتی آن روز فرا میرسد، گاهی هلالِ اولِ ماه، بزرگتر دیده میشود و مردم در دو شب، هلال ماه را میبینند و سردرگم میشوند؛ و گاهی هلال آنچنان پنهان میشود که روزهی روز اول ماه را از دست میدهند. گاهی چنان هلال گم میشود که مردم روز عید فطر را به عنوان روز آخر ماه رمضان روزه میگیرند و برکات شب عید فطر را از دست میدهند.
آگاه باشید زمانی که مردم اینگونه از خداوند غافل شدند، مرگهای ناگهانی زیاد میشود به شکلی که یک انسان سالم از خواب بیدار میشود ولی شب هنگام در قبر خوابیده است و دیگر سر به بالش خود نمیگذارد و یا برعکس شب سر سالم به بالش میگذارد و صبح جنازهاش را از رختخواب بلند میکنند.
در چنین زمانهای بر شما واجب است که وصیتنامههایتان را بنویسید (هیچکس از این بلیه و آفت در امان نیست) نماز اول وقتتان را به وقت دوم نیندازید چون ممکن است زنده نباشید و نمازتان به گردنتان بماند.
مردم پرسیدند: یا علی جان مردم چه کنند؟
حضرت فرمودند: دائم الوضو باشند با وضو بخوابند و بخورند و… شاید با وضو شیطان کمتر به سراغشان بیاید و اگر مرگ به سراغشان آمد آن وقت خداوند را با وضو ملاقات کنند
حضرت فرمودند: شما را هشدار دادم اگر هوشیار شوید، شما را آگاه نمودم اگر آگاه شوید. شما را پند دادم اگر پند بگیرید. ای مردم! شما در خلوتگاههایتان از خدا بترسید زیرا ممکن است مرگ در خلوتگاههایتان بیاید و بمیرید و مسلمان از دنیا نرفته باشید!
آیا میشود برای این جامعه کاری کرد؟
آری به چهار شرط میشود این جامعه را تغییر داد و فرهنگ را دوباره بازسازی کرد:
1- شرط اول: داشتن آمران به معروف و ناهیان از منکرِ آگاه و با صبر است. خوش زبان، باسواد، با منطق، با حوصله، با اخلاق، با صحبت مستدل.
در قرآن حکمی بدون استدلال نیامده است. فرموده است: «اقیموا الصلوة» برو نماز بخوان چرا؟ «اِنَّ الصَلوةَ عَنِ الفَحشا وَ المُنکَر» چون نماز وسیلهای است که شما را از فحشا و منکر دور میکند. اگر حکم قصاص را مطرح کرده است، پشت آن استدلال آورده است و فرموده است اگر قصاص نکنید، جامعه دچار هرج و مرج میشود. اگر گفته حجاب، برای امنیت جامعه گفته و اگر جامعه امن نباشد شما خانم هم نمیتوانی در آن زندگی کنی. اگر گفته روزه، سپس فرموده است برای اینکه تقوا برایت پیش بیاید. اگر گفته زکات، سپس فرموده است برای اینکه تزکیه شوی و به پاکی نفس و مال برسی.
ما هیچ حکمی در قرآن بدون استدلال نداریم و کسی هم که میخواهد حکم قرآن را به مردم بگوید باید استدلال داشته باشد، عقل و منطق داشته باشد، باید صبر و حوصله و اخلاق داشته باشد.
جهانگیرخان با چند نفر از شاگردانش وارد قيصريه شدند. در آنجا در يكي از حجرات سر و صدای ساز و آواز به گوششان خورد. يكي از شاگردان ايشان گفت: حضرت آقا ببينيد! اجازه بدهيد من الآن میروم و اینها را به هم میزنم. جهانگیرخان فرمود: قدری تأملکنید. اين، طريق امر به معروف و نهي از منكر نيست. آنگاه
با شاگردانش به داخل آن حجره رفته و پرده را عقب زده و فرمود: آقايان سلامعلیکم! ميهمان میخواهيد؟ چند نفر از افراد داخل حجره دست پاچه شدند و رنگ از رخسارشان پريد و نگران شدند. ایشان فرمود: نه من نيامدهام مزاحم شما بشوم… حالا طلبهها و شاگردان خان هم همين طور مات و مبهوت ايستادهاند و تماشا میكنند.
جهانگیرخان به افراد مذكور گفت: خوب آقايان داشتند فلان دستگاه موسيقی را میزدند، بزنيد ببينم! آنها هم شروع كردند به نواختن. جهانگیرخان شروع كرد به ايراد گرفتن و اينكه شما اين دستگاه را داريد اشتباه میزنيد. رو به آن ديگری كرد و فرمود شما بزن ببينم. همين طور یکیک همه افراد داخل حجره آن دستگاه را زدند و خان هم یکیک ايرادشان را گفت. اهل حجره و آقايان طلاب همه مات و مبهوت گشتند و از مهارت و استادی او در موسيقی شگفت زده شدند.
آنگاه جهانگیر خان رو به همهی آنها كرد و فرمود: آقايان! من هم مثل شما يک وقتی با اين آلات سر و كار داشتم و چنگی مینواختم و نسبت به همهی انواع دستگاههای موسيقی مسلط بودم؛ اما در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه عمر خود را تلف كردهام. آيا حيف اين عمر نيست كه آدم، خود را صرف اين هرزگیها و امور لغو و بيهوده نمايد؟ و شروع كرد به خواندن آيه و حديث و آنقدر گفت و گفت تا اینکه مجلس طرب و ساز و آواز، مبدل به مجلس توبه شد و همه سخت گريستند. آنگاه افراد داخل حجره، شيشههای شراب را شكستند و اساس ضرب و ساز و آواز را نيز درهم ريختند و مجلس، يک مجلس روحانی شد.
آنگاه جهانگيرخان در حقشان دعا كرد و فرمود: خدا شما را به توبهای كه كرديد، بخشيد و خدا انشاءالله شما را موفق و مؤيد گرداند. همانگونه كه من هم از گذشتهی خود توبه كردم و به حمدالله موفق گشتم. آمد بیرون و تمام.
عدهای از آنها آمدند و طلبه شدند و بقیه هم توبه کردند و جهانگیرخان به شاگردانش گفت کدام بهتر بود؟ این و یا آن کاری که شما میخواستید بکنید؟
به دانشمند ریاضی گفتند اگر شما بخواهید به انسانیت نمره بدهی، چگونه نمره میدهی؟ دانشمند گفت: نگاهش میکنم اگر اخلاق داشته باشد به او «یک» میدهم و اگر زیبایی هم داشته باشد، یک «صفر» جلوی آن یک میگذارم و اگر اصل و نسب هم داشته باشد، یک صفرِ دیگر جلوی آن یک میگذارم. اما اگر اخلاق نداشته باشد، آن «یک» را برمیدارم و میشود «صفر»؛ یعنی آدم هر چه داشته باشد و اخلاق نداشته باشد یعنی صفر.
2- شرط دوم اینکه ما باید به بدی حساسیت پیدا کنیم.
در زمان قاجار در همین مملکت شیعهی خودمان مردم سه دسته میشدند:
عدهای از بعد از نماز عشا به مسجد میرفتند و مشغول راز و نیاز و عبادت میشدند و یک ساعت به اذان صبح برای سحری و نماز صبح میآمدند خانه. گروه دوم کارگرها و ضعفا که نمیتوانستند بیدار بمانند و نماز عشا را میخواندند و میخوابیدند تا سحر بتوانند بلند شوند و سحری بخورند و بتواند برای کار کردن جان داشته باشند. گروه سوم ثروتمندان و رجال بودند که معمولاً از جوانها بودند و در فاصلهی افطار تا سحر گرد هم میآمدند و به بازیهای مختلف مشغول میشدند تا سحر بیدار میماندند تا سحری بخورند و فردا را روزهبگیرند.
در این ماه کارها تقریباً تعطیل میشد و مردم به عبادت مشغول بودند. اگر کسی طلبی از کسی داشت تا زمانی که احتیاج نداشت طلبش را نمیگرفت و سراغ بدهکار خود نمیرفت. ادارات دولتی باز بود ولی کسی رجوع نمیکرد چون کسی کار خلاف نمیکرد. در ماه رمضان کاسبها نرخ را پایین میآوردند.
چنانچه اگر کسی میخواست خود را به مریضی بزند و روزه نگیرد، هیچ طبیبی را پیدا نمیکرد که برای او گواهی بیماری صادر کند و حتی طبیبان یهودی نیز حاضر نبودند بگویند برو روزه بخور و میگفتند روزه محترم است.
3- شرط سوم: رجوع به قرآن مجید به عنوان کتاب قانون و کتاب اسلام.
خدا رحمت کند خانم مالک را میفرمودند: قرآن را به عنوان یکی از اعضای خانوادهتان حساب کنید.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: بسیاری از گناهانتان کفاره دارد که قادر به کفاره دادن نیستید قرآن بخوانید که خواندن قرآن، کفارهی گناهانتان است.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بسیاری از گناهان آتش هستند که شما را در دنیا و آخرت میسوزانند؛ قرآن بخوانید که قرآن سپر از آتش است و نمیگذارد آتش شما را بسوزاند. بسیاری از اموات شما در ناراحتی هستند و قرآن خواندن شما مردگان شما را از عذاب نجات میدهد.
قرآن بخوانید که باعث رشد ایمان در قلبهایتان میشود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: مؤثرترین راه که ایمان را در دل شما رشد میدهد، قرائت قرآن است.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خانهای که در آن قرآن خوانده میشود حتی یک آیه، نورانی میشود و خیر و برکتش زیاد میشود و شیطان از آن خانه بیرون میرود و مانند ستارهای که به زمین نور میدهد این خانه به آسمان نور پخش میکند؛ و فرمودند: ای مردم همانطور که هر چیزی زنگار میگیرد، دل شما هم زنگار میگیرد. زنگار دلتان را با خواندن قرآن پاککنید.
رفت نزد امام جعفر صادق علیهالسلام و گفت آقاجان بیمارم و ناامید هستم. حضرت فرمودند: چرا ناامید هستی در حالی که خداوند نسخهی شفابخشی برای هر مرضی در قرآن آورده است؟ حضرت فرمودند: چرا به حمد متوسل نمیشوی؟ وضو بگیر و بنشین و 1511 مرتبه صلوات بفرست و سپس 1511 مرتبه سورهی حمد بخوان و حضرت دستبهسینه گذاشتند و فرمودند و الله دردی نیست مگر خداوند شفا را در آن گذاشته است.
مرد پرسید آقا جان اگر کسی خودش نتوانست بخواند چه؟ حضرت فرمودند: به آب بخوان و بده مریض بخورد و یا به موضع دردش بمال و حضرت سر تکان دادند و فرمودند چطور بعضی گمان میکنند خدا درد بیدوا گذاشته است؟
رفت خدمت امام صادق علیهالسلام و عرض کرد: آقا دو برادر دارم مانند کارد و پنیر هستند. حضرت فرمودند: چرا پناه نمیبری به سورهی «معارج»؟ به نیت آشتی آنها 80 مرتبه سورهی معارج را در یک مجلس بخوانید؛ و هر کس این سوره را هرروز بخواند خدا او را از شر شیاطین در خواب و بیداری دور میکند و بر وسعت رزق و روزیاش میافزاید.
مردی آمد و به حضرت عرض کرد: آقا جان دستتنگ هستم. حضرت فرمودند: چرا سورهی «طلاق» نمیخوانی؟ در یک جلسه وضو بگیر و در یک مجلس بدون اینکه با کسی حرفی بزنی سه مرتبه سورهی طلاق بخوان و از آنجایی که گمان نمیکنی خدا وسعتت میدهد.
برای ایجاد محبت بین دو نفر حلال و ادای دِین، 21 مرتبه سورهی «طلاق» بخوانید و آن قرضی که تو فکر میکنی نَسلت هم نمیتواند آن را بدهد، خدا آنچنان ادا میکند که نمیدانی چگونه شد.
باید برویم به سمت قرآن به تدبر در قرآن؛ بعضی از سورههای قرآن را به ما گفتند بخوانیم و ما نفهمیدیم که برای چه باید بخوانیم مانند سورهی واقعه.
در سورهی واقعه یک آیه از عجیبترین آیات قرآن است و یک سؤال است که باید به آن جواب بدهیم و چنان با معنای آن بیگانه هستیم که گویا اصلاً به گوشمان نخورده است: «أَفَبِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُدْهِنُونَ»[1] آیا به این قرآن بی اعتنایی میکنید؟!
آیهی دیگر هم هست که برای آن، وقت بگذار و تدبر کن:
«فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ* وَ مَا لَا تُبْصِرُونَ»[2] قسم به هر آنچه میبینید * قسم به هر آنچه نمیبینید. هر چه میبینید: عالم، خورشید، ماه، دریاها، نباتات و هر چه میبینید مگر میشود آدم بشمرد؟ و هر آنچه نمیبینید: قسم به غیب و شهود، قسم به قیامت، قسم به خدا، قسم به انبیا، قسم به امام زمان، قسم به بهشت، قسم به دوزخ، قسم به ماورا، قسم به فرشتگان، قسم به فطرت، قسم به خرد و… هر چه شما نمیبینید. «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ»[3] این قرآن که میخوانید سخن پیامبر من است که بر او نازل کردم چرا باور نمیکنید؟ «وَ لا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُونَ»[4]
با تمام قسمهایی که من میخورم کم هستند کسانی که بفهمند و باور کنند و تدبر کنند.
[1] آیه 81 سورهی واقعه
[2] آیهی 38 و 39 سوره الحاقه
[3] آیه 40 سورهی الحاقه
[4] آیه 42 سوره الحاقه