بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

25 ماه رمضان، 20 خرداد 97

محورهای سخنرانی

شفیعان روز قیامت

ادامه‌ی بحث؛ ما در توسل، به دنبال هویت و خودیتِ خودمان هستیم

بحث تدبر در قرآن

طبق آیه‌ی 90 سوره‌ی نحل 3 کار را باید انجام دهیم و از 3 کار نهی شده‌ایم

ماه رمضان به سرعت در حال اتمام است این روزها دعای وداع با ماه رمضان را بخوانید و یک وداع زیبا با ماه رمضان داشته باشید.

از ابتدای ماه رمضان به شما گفته شد که خدا در ماه رمضان، انواع خیرات را برای بندگانش در نظر گرفته است اما همه‌ی آن‌ها را در یک کفه ترازو بریزید و دو خیر را در کفه‌ی دیگر. دو خیر و برکت را در این ماه، عظیم شمرده است و به هر کس این دو خیر داده شده است، نعماتِ ماه رمضان را برای او کامل کرده است، یکی از آن دو خیر، روزه گرفتن است.

شفیعان روز قیامت

در روز قیامت ما چند شفیع داریم:

1- شفیع اول، توبه است. امام علی علیه‌السلام فرمودند: توبه کردن به درگاه خداوند از بهترین شفیعان روز قیامت است.

2- امامِ هر زمان، شفیع دیگر در قیامت است.

3- شفیع دیگر، معلم و استاد انسان است. کسی که از او آداب و اخلاق آموخته باشید، سلوک الهی را از او آموخته باشید، در روز قیامت رستگاری او به تنهایی نیست، کسانی که در دنیا با او همراه بوده‌اند، در قیامت هم همراه او خواهند بود، استاد هر کجا برود، مستمع و شاگرد خود و کسی که او را تربیت کرده است را نیز با خود همراه می‌کند.

4- یکی از دیگر از شفیعان، قرآن است. قرآن در روز قیامت به هیبت عجیب عبور می‌کند، همه از هیبت او سؤال می‌کنند که او کیست؟ شهدا می‌گویند: آیا او شهید است؟ می‌گویند: نه بلکه از شهدای دریا باشد! پس شهدای دریا می‌گویند نه. علما می‌گویند عالم است؟ می‌گویند: نه. اولیا و اوصیا می‌گویند که آیا از شماست؟ می‌گویند: نه… . انبیا می‌گویند: آیا از انبیا هستی؟ می‌گویند: نه. پس به وسط محشر می‌رسد و ندا می‌دهد که خدایا من قرآن هستم! سپس سجده می‌کند و در سجده گِله می‌کند از کسانی که قرآن را ضایع کردند و شفاعت می‌کند از کسانی که آن را تلاوت کردند و ارج نهادند. می‌گوید: خدایا! شفاعت می‌کنم از کسانی که با زبان روزه، من را تلاوت کردند، کسانی که در دل شب، به قرائت من مشغول بودند و به من و آیات من حرمت گذاشتند. اکنون سر از زمین برنمی‌دارم تا اینکه اذن شفاعت دهی. خدا می‌فرماید: پس آنان را بخشیدم و آنچه تو بگویی، همان را در حق آنان انجام می‌دهم. پس قرآن می‌گوید: آن‌ها را با مقربان درگاهت محشور بگردان (مقربان درگاه تو، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند).

5- ماه رمضان، شفیع دیگرِ روز قیامت است. ماه رمضان با هیبت زیبا وارد می‌شود. در ابتدا شکایت می‌کند از کسانی؛ که من بر آن‌ها وارد شدم اما به من اعتنایی نکردند! پس من را باور نکردند و حرمت من را شکستند، من را مسخره کردند. سپس تمامی روزه داران را شفاعت می‌کند و مردم را به تقرب خدای تبارک و تعالی دعوت می‌کند. در حدیث می‌فرماید: ماه رمضان جلو می‌رود و مابقی به دنبال او و به بالاترین درجات بهشتی وارد می‌شوند.

یکی دیگر از دو نعمت بزرگی که خدا در ماه رمضان نصیب ما کرده است، قرآن است. قرآن را در ماه رمضان نازل کرده است. هم قرآن صامت که آن را می‌خوانیم و هم قرآن ناطق که آن، توسل به دامن اهل‌بیت عصمت و طهارت است.

ادامه‌ی بحث؛ ما در توسل، به دنبال هویت و خودیتِ خودمان هستیم

معمولاً ما از خداوند گله داریم که دعا کردیم ولی نتیجه نگرفتیم اما هیچ گاه از «خودمان» نمی‌پرسیم که چرا خدا، فلان حاجت من را نداد؟ همیشه حق را به خودمان می‌دهیم، حق ما بود که خدا به ما بدهد، اما حق ما را ضایع کرد و حاجت ما را نداد! پس ما قدرت خدا را زیر سؤال می‌بریم، تهمت به خدا می‌زنیم! مگر می‌شود که صدایی از این عالم در بیاید و خدا نشنود؟!

در دعای حضرت فاطمة‌الزهرا (س) می‌خوانیم: ای خدایی که صدای زمزمه‌ی جویبار را می‌شنوی. ای خدایی که صدای قدم مورچه روی سنگ صاف را می‌شنوی. آن‌وقت می‌توانی بگویی و تصور کنی که خدا صدای ما را نمی‌شنود؟! این حرف‌ها و صحبت‌های ما علامت این است که ما اصلاً نمی‌دانیم دعا و توسل چیست؟

ما با توسل، باید به دنبال «خودیتِ خودمان» بگردیم. هر کس به دنبال هر چه که بگردد، همان است. کسی که دنبال دنیا است، پس شکل دنیاست؛ هر کس دنبال شهوت و شکم باشد، پس همان شهوت و شکم است؛ و هر کسی که دنبال امام زمانش است، حداقل در همان لحظه شکل امام زمانش خواهد بود. هویت انسان، در زمانی که چیزی را دنبال می‌کند، همان است.

امام رضا علیه‌السلام از امام علی علیه‌السلام نقل کرده‌اند (این احادیث را در جایی قرار بدهیم که مدام جلوی چشم ما باشد):

(هر کس به اندازه‌ی تفکر خودش در مورد حالت کسی می‌گوید «خوش به حال فلانی» زمانی که امام علی (ع) بگوید خوش به حال کسی، یعنی به قد و مقام امام علی علیه‌السلام، خوش به حالی کسی است. توجه داشته باش به قدر فکر ایشان، خوش به حال او.)

– ایشان فرمودند: خوش به حالی کسی که عبادت خود را برای خداوند «خالص» کند.

همان‌طور که نمازش را قربة الی الله می‌خواند، در دعاهایش هم نیت او قربة الی الله باشد. تنها جلب رضای خداوند مد نظر باشد. در دعاهایش تنها خدا را بخواهد. آرزوها و خواسته‌های شخصی خودش را، در کنار این خواستنِ خداوند به دست خواهد آورد. خدا می‌فرماید: تو در دعایت به غیر من نخواه، پس من خواسته‌های تو را امضا خواهم کرد.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: دعایت زمانی به اجابت می‌رسد که زمانی که بگویی «اللّهُمَ»، یادت برود خواسته‌ات چه بوده است!

– ادامه‌ی حدیث امیرالمؤمنین (ع): خوش به حالی کسی که چیزی را که می‌بیند، دلش به آن مشغول نشود.

ما دنیا را می‌بینیم، و اگر دل ما به آن مشغول شود، نمی‌توانیم که مسیر را به سلامت طی کنیم.

می‌فرمایند: در قیامت یک عجوزه‌ی زشتی را می‌آورند. زمانی که او را در بلندی نگه داشته‌اند که همه ببینند، مردم فرار می‌کنند و از او می‌گریزند. پس خدا می‌فرماید: این همان دنیایی است که در دنیا به دنبال او می‌گشتید و عاشقانه او را می‌پرستیدید، این باطنِ همان دنیا است.

حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: مشغول به کار بودم. عجوزه‌ای پیر و زشت مقابل من ایستاد. آن‌چنان از او ترسیدم که بیل و وسیله‌ی کارم از دستم افتاد. پس دهانش را باز کرد، دند‌ان‌های او را دیدم، وحشت کردم، گفت: با من ازدواج می‌کنی؟ پرسیدم تو چه کسی هستی؟ گفت: من دنیا هستم، من باطن دنیا هستم! گفتم: از من دور شو! من از تو بیزارم، من پناه به خدا می‌برم، پس لبخندی زد و گفت: بسیار مردمی که با من ازدواج کردند اما به آن‌ها کام ندادم و از من کام نگرفتند و مُردند.

اگر چشم تو هر آنچه را که می‌بیند، پس دلت به آن مشغول شود، دلت گرفتار دنیا می‌شود، در نتیجه از وظایف خودت، از وظایف معنوی خودت غافل می‌شوی. دل که مشغول دنیا شود، یک مریضی و گرفتاری پیدا می‌شود و آن غفلت است.

– ادامه‌ی حدیث امیرالمؤمنین (ع): خوش به حال کسی که یاد خدا را به آنچه گوشش می‌شنود، فراموش نمی‌کند.

این یاد خدا شامل اعمال بسیاری است مثل: نماز خواندن، قرآن خواندن، عمل به واجبات، احساس حضور و احساس شهود، احساس بندگی و معرفت به خدا، صدا کردن خداوند.

همیشه دین مخالف داشته است، حتی در زمان پیغمبر (ص). زمانی که ایشان نماز می‌خواندند، عده‌ای نماز را مسخره می‌کردند! در زمان امام صادق علیه‌السلام، در ایام حج، مرد زندیقی در حالی که مردم در حال طواف بودند، می‌خندید و آن‌ها را مسخره می‌کرد.

خوش به حال آن جوانی که آنچه گوشش می‌شنود، باعث نمی‌شود که یاد خدا را فراموش کند؛ و این جمله مفهوم دیگری نیز دارد: خوش به حال انسانی که گوش خود را از شنیدن چیزهایی که انسان را از یاد خدا غافل می‌کند، حفظ می‌کند.

مسلّم است که بعضی از کلمات، حرف‌ها، شعرها، نواها و همه‌ی غیبت‌ها و تهمت‌ها… گوش انسان را از دریافت ذکر و یاد خداوند غافل می‌کند.

امام صادق (ع) فرموده‌اند که سخت‌ترین چیزی که خداوند به انسان واجب کرده است نماز، حج، حجاب و… نیست بلکه «ذِکر الله» است. منظور گفتن ذکرِ «لا اله الا الله» و «سبحان الله» نیست بلکه منظور «ذکر الله عند الحلال و عند الحرام» است یاد خدا در جایی که باید کار حلالی انجام دهم و وظیفه‌ای انجام دهم، واجبی از من ترک نشود؛ و یاد خدا وقتی حرامی پیش می‌آید. به محض این که دل خواست غیبت کند، یاد خدا بیاید و از او بترسم و انجامش ندهم. این، ذکر خداست و از همه سخت‌تر است. مکن است حج هم برم اما با حال غفلت؛ پس حج سخت‌تر نیست! سخت‌تر یاد خدا در حلال و حرام است.

روزانه کمترین کاری نیست که ما انجام دهیم اما کنار ذکر خدا نباشد.

* از قشنگ‌ترین کارهای ما دعا کردن است. قبل از دعا «بسم الله الرحمن الرحیم» ذکر خداوند است.

* قبل از دعا، ثنای خداوند را به جا آوردن، «قدوسٌ قدوس» ذکر خداست.

* قبل از دعا، «استغفرُ الله ربّی و اَتوب اِلیه» ذکر خداست.

* قبل از دعا، 10 مرتبه «یا الله» ذکر خداست.

* قبل از دعا، 10 مرتبه «یا رب» ذکر خداست.

* بعد از دعا، شکر الهی «الحمدُ لِلّه عَلَی کُلِّ نِعمَة» ذکر خداست.

خودِ دعا ذکر است اما قبل از شروعش چند ذکر داریم.

* خودِ قرآن، ذکر و یاد خداوند است و از اسماء قرآن، ذکر است اما فرموده‌اند قبل از شروع قرآن، ذکر خدا بگویید: «اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرَّجیم بسم الله الرحمن الرحیم» و شروع کنید به قرآن خواندن.

* قبل از هر خوردن و آشامیدن: «بسم الله الرحمن الرحیم»

* بعد از هر خوردن و نوشیدن: «الحمد لله رب العالمین» و گفتنِ «صَلَواتُ اللهِ عَلَی الحُسَین و عَلَی اَصحابِهِ و عِترَتِه». مستحب است دیدی کسی آب می‌نوشد هم این ذکر را بگویی، هم وقتی خودت آب می‌نوشی هم وقتی می‌بینی کسی آب می‌نوشد، یاد امام حسین (ع) و عترتش و اصحابش کنی و این ذکر را بگویی.

* هنگام بیرون رفتن از منزل، قبل از خروج دم در: «بِسم الله حَسبیَ الله تَوَکَّلتُ عَلَی الله اَللّهمَّ اِنّی اَسئَلُکَ خیرَ اُموری کُلَّها و اَعوذُ بِکَ مِن خِزیِ الدُّنیا وَ عذابَ الآخرة» خدایا همه‌ی کارهای مرا ختم به خیر کن. خدایا به تو پناه می‌برم از خواری دنیا و از عذاب آخرت.

* وقتی به هم می‌رسیم: مصافحه کردن و سلام کردن. سلام، اسم خدا و ذکر الله است. از قشنگ‌ترین اسامی خدا که در شب قدر با آن به بندگانش تجلی می‌کند اسم «سلام» است.

* هنگام جدا شدن از هم و خداحافظی کردن: «غَفَرَ اللهُ لَنا وَ لَکُم» خدا ببخشد من و تو را اگر در این ملاقات گناهی از ما سر زد.

* هنگام عطسه کردن: «اَلحمدُ لله ربّ العالَمین»

* هنگام بوییدن شاخه‌ی گل : «اللهم صل علی محمدٍ و آل محمد»

* هنگام بلند شدن از جا: «سُبحانَ رَبِّکَ رَبِّ العِزَّةِ عَمّا یَصِفون وَ سَلامٌ عَلَی المُرسَلین وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین»

* هنگام قضای حاجت در دستشویی: «اَلحَمدُ لِلّهِ الذّی اَماتَ عَنّی العذاب و هَنِّئنی طَعامی وَ شَرابی وَ عافِنی مِنَ البَلوا». خدا را شکر که سختی‌ها را از ما دور می‌کند و کاری می‌کند که خوراک و آشامیدن برایمان گوارا بشود و عافیت از بلواها و سنگینی‌ها را به ما قسمت کرد.

ندا به موسی (ع) آمد که خیلی دوستت دارم اما یک کارَت را دوست ندارم. به قضای حاجت می‌روی و ذکر مرا نمی‌گویی! عرض کرد: خدایا خجالت می‌کشم که به هنگام قضای حاجت تو را یاد کنم. فرمود: به یاد بیاور که اگر راه خروجی برای سنگینی معده‌ات قرار نمی‌دادم چه حالی می‌شدی؟

* به وقت هر مصیبت: «اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون».

روایت می‌گوید حتی وقتی استکانت افتاد و شکست این ذکر را بگو تا غصه‌ی شکستن لیوان را نخوری.

* هنگام نگاه کردن به آینه: پیغمبر (ص) جام آب را می‌گذاشتند صاف شود و خود را در آن نگاه می‌کردند سه مرتبه «الله اکبر» می‌گفتند و «اَللّهُمَّ کَما حَسَّنتَ خَلقی فَحَسِّن خُلقی» ای خدایی که صورتم را زیبا کردی (مرا حیوان و یا بدقیافه نیافریدی) اخلاقم را هم زیبا کن.

* صبح که از خواب بیدار می‌شوی: سه مرتبه «الحمد لله ربِّ العالَمین»

* شب در رختخواب: سه مرتبه «الحمدُ لله ربِّ العالَمین»

* هر گاه نگران شدی و ترسیدی: بسیار بگو «بسم الله الرحمن الرحیم لا حَول و لا قُوَّةَ الّا بالله العَلیِّ العَظیم» خدا آن ترس را از تو می‌برد.

* وقتی می‌خواهی وضو بگیری: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله اللّهمَّ اجعَلنی مِنَ التّوّابین وَ اجعلنی مِنَ المُتَطَهِّرین وَ الحمد لِلّهِ رَبِّ العالَمین»

* هنگام ورود به مسجد: «اللّهمَّ اغفِر ذُنوبی وَ افتَح لی اَبوابَ رَحمَتِک» خدایا مرا ببخش و باز کن برای من درهای رحمتت را.

* هنگام خروج از مسجد: « اللّهمَّ اغفِر ذُنوبی وَ افتَح لی اَبوابَ فَضلِک»

* بعد از هر نماز واجب: «یا مَن یَفعَلُ ما یَشاء وَ لا ما یَشاءُ احَدٌ غَیرُه»

* برای قوی شدن حافظه: بعد از هر نماز بگو: «سُبحانَ مَن لا یَعتَدی عَلَی اَهلِ مَملکَتِه سبحانَ مَن لا یَأخُذُ اَهلَ الاَرض بِاَلوانِ العَذاب سُبحان الرَّئوفِ الرَّحیم و اجعل لی فی قلبی نوراً و بصری و فَهمی و علماً اِنَّکَ علَی کُلِّ شئٍ قَدیر»

* به هنگام خندیدن: «اَللّهُمَّ لا تَمقَتَنی» خدایا این خنده را وبال من نکن. خدایا شادی ام را به غم تبدیل نکن.

* هنگام دفن میت سه مرتبه نزد قبر مُرده بگو: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَن لا تُعذّبَ هذَا المَیّت»

* هنگام ورود بر قبور بگو: «اَللّهُمَّ رَبَّ هذِهِ الاَرواحِ الفانیَةِ وَ الاَجسادِ البالیَةِ وَ العِظامِ النَّخِرَةِ الَّتی خَرَجَت مِنَ الدُّنیا وَ هیَ بِکَ مُؤمِنَةٌ اَدخِل عَلَیهِم رَوحاً مِنکَ وَ سَلاماً مِنّی»

* اگر قرض و دِین و بدهی داری این آیه را زیاد بخوان: « قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ…» تا آخر آیه سپس بگو: «یا رحمنَ الدُّنیا و الآخرة وَ رَحیمَهُما تُؤتی مِنها ما تشاء و تَمنَعُ منها ما تَشاء صلِّ عَلی محمدٍ و آل محمد وَ اقضِ عَنّی دَینی یا کریم»

تمام مرض‌ها و بیچارگی‌ها از غفلت است و غفلت یعنی فراموشی یاد خدا.

خوش به حال کسی که درس خواندن، کار کردن، خانه‌داری کردن، رئیس بودن، مرئوس بودن، حرف و سخن‌های گوناگون شنیدن او را از یاد خدا غافل نمی‌کند.

یک معنای دیگر هم دارد: حواسش هست که حرف‌هایی که موجب می‌شود که یاد خدا فراموش شود را نشنود. گوش وقتی حرام بشنود، دل یاد خدا را فراموش می‌کند. مراقب است آن حرف‌ها را نشنود.

– ادامه‌ی حدیث امیرالمؤمنین (ع): خوش به حال کسی که، آنچه خداوند به دیگران داده است، سینه‌ی او را تنگ نکند. حسادت به دیگران نکند، از توفیقات، همسر، زندگی، اولاد و هر چه خدا به دیگران داده است، سینه‌ی او تنگ نشود و بداند خدای او قادر است و همه چیز بر اساس حکمت او انجام شده است.

و از جنبه‌ی دیگر به ما فرموده‌اند که باعث نشویم که حسادت دیگران در مورد ما شکل بگیرد، کاری نکنیم و حرفی نزنیم و تعریف بی‌جا از زندگی و اولاد خود نکنیم.

امروزه بسیاری افراد دچار بیماری دلبری شده‌اند! با اندام خود دلبری می‌کنند، با چشمان خود و دیگری با سگ… با داشته‌هایشان دلبری می‌کنند… با سلیقه خودشان دلبری می‌کنند، این‌ از اخلاق دین به دور است که همه چیز خود را در صفحه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذاریم!

در حدیث داریم که مبادا جایی بنشینید و غذا بخورید که دیگران شما را ببینند، (غیر از جایی که همه مشغول غذا خوردن هستند) مبادا کسی عبور کند و ببیند و دلش بخواهد اما نتواند تهیه کند!

بیان کرده‌اند که حضرت یعقوب (ع) چهل سال به فراغ یوسف (ع) مبتلا شد به جهت اینکه با بچه‌هایش جایی جمع شدند و کباب درست کردند و خوردند و بوی کباب پیچید و به بچه غلامی که در آن جا ایستاده بود، فراموش کرد که از آن کباب بدهد. پس چهل سال به دوری یوسف (ع) مبتلا شد و در انتها همان بچه غلام بشارت آمدن یوسف را برای او آورد… او که یعقوب پیغمبر بود خدا لحظه‌ای ملاحظه‌ی او را نکرد!

خوش به حال کسی که سینه‌ی وسیع دارد و از آنچه در دست مردم است سینه‌اش تنگ نمی‌شود و خودش نیز حسادت دیگران را تحریک نمی‌کند.

مرحوم آیت الله کشمیری، عالم ربانی بزرگوار می‌فرماید: مرگ بر بنده‌ای که آنگاه که توفیق پیش بیاید که خدا و امام زمانش و اسماء خداوند، که آسمان‌ها با این اسماء پابرجاست و ملائکه با این اسماء سر پا ایستاده‌اند و با این اسماء خورشید چرخش می‌کند و زمین گردش می‌کند و ستاره‌ها سر پا ایستاده‌اند، اسمائی که ارواح به دور آن‌ها می‌گردند و اشباح به دور آن می‌گردند، پس این اسماء را بخواند و توفیق داشته باشد ولی در انتها از صاحب این اسماء دنیا را بخواهد! (این حال خوش و این اسماء را خرج غیر خدا بکند!)

این آیه‌ی قرآن را که می‌فرماید «يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ»[1] معنا کرده‌اند: در روز قیامت شعار همه‌ی ما این است:

1- ای خدا! کاش در دنیا لقمه‌ نانی بیشتر به ما نمی‌دادی زیرا که حساب و کتاب بسیار سخت است، کاش مال نداشتم!

2- من کنار خدا بودم و غیر از خدا می‌خواستم؟! پس وای بر من!

مرحوم امام خمینی می‌فرمایند: مبادا آدمی دعایش را، مناجات و ذکرش را به درگاه خداوند برای اهداف دنیایی خودش خرج کند، این‌ها که وسیله او به درگاه خداوند هستند.

خداوند می‌فرماید: «یا داوود ذِکری لِلذّاکرین» یادم برای کسانی است که یادم می‌کنند. «و الجَنَّتی لِلمُطیعین» بهشتم برای بندگانم است. «وَ حُبّی لِلمُشتاقین» محبت و دوست داشتن من، برای کسانی است که به سوی من اشتیاق دارند. «وَ اَنَا خاصّة لِلمُحبّین» همه‌ی منِ خدا، مخصوص برای کسانی است که آنقدر من را دوست دارند که زمانی که می‌گویند «اللّهُمَ» همه‌ی خواسته‌های خودشان را فراموش می‌کنند. آرزوهای خودشان را فراموش می‌کنند، پس همه‌ی منِ خدا برای آن‌ها خواهم بود.

ما به دنبال امام زمان عجل الله فرجه هستیم و برای فرج او دعا می‌کنیم، در روایت‌ها بیان شده است که او در آخرین جمعه‌ی ماه رمضان ظهور خواهد کرد. چرا بیان کرده‌اند که عمده وظیفه‌ی ما دعا برای ظهور حضرت است؟ زیرا حضرت را گم کرده‌ایم. پس زمانی که دعا می‌کنید گاهی در خانه‌ی خودتان نماز حضرت را می‌خوانید، این خوب است، گاهی دعای فرج را می‌خوانید، گاهی در مسجد دسته جمعی دعای فرج را می‌خوانید، این بهتر است، گاهی جمع می‌شویم و در نماز جمعه دعای فرج می‌خوانیم، این بهتر است، گاهی روز عید فطر جمع می‌شویم و برای ظهور او دعا می‌کنیم. اما قوی‌تر از این‌ها زمانی است که دست بالا کنید و بگوید: «اللّهم عَجِّل لفرج امام زمان» خدایا تو برسان فرج امام زمان را، این کار عالی است، از خداوند می‌خواهید ظهور را زودتر بگرداند.

یکی از بزرگان در جمعه‌ها، سه جا دعای ندبه می‌خواندند، یک بار در سحرها در یک جا که ندبه می‌خواندند، در آن جا ندبه می‌خواند. می‌گفت شاید امام به این جا بیاید. آن دعای ندبه که تمام می‌شد، هنگام طلوع آفتاب جایی دیگر می‌رفت و با خود می‌گفت: شاید آقا بیاید به این مجلس. آن هم که تمام می‌شد جایی دیگری می‌رفت، بلکه آقایش را در دعای ندبه ببیند. هر جمعه در مکان‌های گوناگون سه مرتبه دعای ندبه را می‌خواند اما خبری نشد.

در هفته‌ای گفت: این جمعه به تخت فولاد می‌روم (در قبرستان تخت فولاد بعد از وادی السلام نجف، بیشترین انبیا دفن هستند. 400 پیغمبر در آن‌جا دفت هستند و قبرستان عجیب و غریبی است) پس گفت صبح زود و با جگر سوخته شروع به خواندن دعای ندبه کردم. رسیدم به فرازی که می‌فرماید آیا گریه کن، آیا ناله کننده‌ای هست؟ گریه می‌کرد و می‌خواند تا رسید به این فراز «هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى»؟ دید که سواری می‌آید، پیاده شد و کنار او نشست، گفت: آیا دل‌سوخته و ناله کننده می‌خواهی؟ بله یکی هست. گفت: چه می‌خواهی که چند هفته است که دَر به دَرِ خانه‌ها هستی و ناله می‌زنی؟

گفتم: آقایم را می‌خواهم. فرمودند: آقایت تو را می‌دید اما جاهایی که ندبه برگزار می‌شد، آدم‌هایش اهل نبودند، آلوده بودند، و من اذن ورود نداشتم، اما امروز این‌جا، به سراغت آمده‌ام. آن آدم‌هایی که من را صدا می‌زنند، من را نمی‌خواهند، هر کدام خودشان را می‌خواهند، دنبال حوائج و خواسته‌های خودشان هستند. این جا تازه فهمیدم که آقا، امام زمان عجل‌الله‌فرجه هستند. مثل چوب خشک شدم. آقا فرمودند: حالا چه می‌خواهی؟ هر چه می‌خواهی بگو، نگاهش کردم و گفتم: فقط خودت را می‌خواهم. آقا فرمود: به جان خودم می‌دانم که راست می‌گویی، می‌دانم که فقط خودم را می‌خواهی که نزد تو آمدم!

ملا آقا جان زنجانی رحمة‌الله‌علیه فرمودند: آقایم مثل طاووس که پرهای زیبا دارد و سایه می‌اندازد، مثل طاووس روی سر من سایه انداخته است، هنگام بلند شدن و نشستن روی سر من سایه انداخته است. گفت: شبی در جایی، آقا به من فرمودند: بلند شو و به خانه‌ات برو که شب می‌خواهم به خانه‌ات بیایم. گفتم: آقا جان قدمتان روی چشمانم. آقا برایتان بمیرم. اسپند آماده کردم، آب و جارو کردم، آقا آمدند و در خانه‌ی من نشستند و با هم صحبت کردیم. شب به نیمه رسید. دستشان را جلو آوردند، پس دستشان شبیه یک جام و کاسه شد، فرمودند: بنوش. آمدم بگیرم که بنوشم، گفتند: نه من خودم می‌آشامانم، بنوش! پس نزدیک دهانم گرفتند و من نوشیدم. نمی‌دانم چه بود که سرمست شدم، انگار از دنیا فارغ شدم. گفتم: آقا باز هم بدهید. فرمودند: بس است، می‌ترسم تکه‌تکه شوی. گفتم: آقا من از این شربت‌ها در نیمه شب‎ها خورده‌ام، در کربلا خورده‌ام، در نمازهایم خورده‌ام، آقا بازم بدهید. آقا فرمودند: این، با همه فرق می‌کند، این میِ عشق است که از دست امامت زمانت نوشیدی! این فرق می‌کند… آقا رو کردند به من و فرمودند: ملا آقا جان! می‌دانی دلم چه می‌خواهد؟ گفتم: آقا جان بفرمایید هر چه بخواهید حاضر می‌کنم. فرمودند: روضه‌هایت خیلی دل‌نشین است، دلم می‌خواهد روضه‌ی جدم حسین علیه‌السلام را بخوانی تا گریه کنم…

آقا امام زمان روضه جدشان حسین را دوست دارند…

بحث تدبر در قرآن

بحث ما درباره‌ی قرآن و سوره‌ی واقعه بود که خدا گله می‌کند، آیا قرآن را پشت گوش می‌اندازید؟ مداهنه در قرآن باید معنا شود وگرنه حق مطلب ادا نخواهد شد. سپس گفته شد که خداوند در سوره‌ی معارج قسم‌های عجیبی می‌خورد. قسم به هر چه که می‌بینید و هر آن چه نمی‌بینید. «فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ وَ مَا لَا تُبْصِرُونَ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ * قَلِيلًا مَّا تُؤْمِنُونَ وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ * قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ»[2]

«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ» این قرآن را ما نازل کردیم بر رسول کریم؛ و این کلام پیغمبر ما است و پیغمبر ما جز وحی سخن نمی‌گوید. چند آیه بعد می‌فرماید: اما عده‌ای کم ایمان می‌آورند، عده‌ای کم بیدار می‌شوند و تذکر می‌گیرند.

در سوره‌ی نساء آیه‌ی 82 می‌فرماید: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» آیا اندیشه در آیات قرآن نمی‌کنید؟

مدهنون چه کسانی هستند:

1- کسانی که قرآن نمی‌خوانند، سن زیادی از آن‌ها گذشته است اما هنوز نمی‌توانند قرآن بخوانند! همه چیز یاد گرفته است به جز قرآن! «أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ[3]»! ما هیچ‌گاه خستگی نداریم اما برای قرآن خواندن خسته‌ایم و فرصت نداریم! گفته‌اند قرآن را مانند یکی از اعضای خانواده ببین که اگر یک روز آن را نخوانی جای آن را خالی ببینی!

2- تدبر در قرآن نمی‌کنند…

فرق تفسیر قرآن با تَدبُر در قرآن چیست؟

1) تفسیر کار فکر و تحقیق است. محققی از کتاب‌های گوناگون و از علوم دیگران تحقیق می‌کند و کتابی می‌نویسد؛ اما تدبر کار فکر و دل است. با فکر یاد می‌گیرد و با دلش تأثیر می‌گیرد و زمانی که تأثیر گرفت تغییر می‌کند. یهودی‌ها و کلیمی‌ها هم تفسیر قرآن نوشته‌اند، زیبا هم هست اما تدبر نداشتند مثلاً تفسیر نهج‌البلاغه را ابن‌ابی‌الحدید نوشته است اما تدبر در نهج‌البلاغه نداشته است پس تغییری نکرد و شیعه نشد و از دنیا رفت!

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر مردم در قرآن تدبر می‌کردند، ائمه را کنار نمی‌گذاشتند، جای علی، عمر و را ابوبکر را نمی‌گذاشتند، جای حکومت فاطمی، حکومت بنی عباس را نمی‌گذاشتند، آن‌ها تدبر در قرآن نمی‌کردند!

2) تفسیر به دست محقق نوشته می‌شود و دیگران آن را می‌خواندند و مقایسه می‌کنند اما تدبر فردی است. خودم در خلوت، تدبر در قرآن می‌کنم. کار دل من است. این کار جمعی نیست. تدبر فردی و در خلوت انجام می‌گیرد.

طبق آیه‌ی 90 سوره‌ی نحل، 3 کار را باید انجام دهیم و از 3 کار نهی شده‌ایم

پیغمبر و ائمه علیهم‌السلام فرمودند: در یک آیه قرآن تدبر کنید. رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه‌وآله فرمودند که جامع‌ترین و کامل‌ترین آیه‌ی قرآن از نظر تقوا، این آیه است زیرا چند اصل تربیتی را این جا توضیح می‌دهد: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَ يَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ»[4] خدا شما را امر می‌کند که سه کار را انجام دهید و سه کار را انجام ندهید، که در این صورت تقوای شما کامل خواهد شد.

علامه امینی در کتابش می‌نویسد: دیدم در یکی از مناطق لندن، چند تا مدرسه‌ی قرآنی کنار هم هستند که بچه‌های مسلمان آن‌جا قرآن می‌آموزند. داخل شدم. بررسی کردم. گفتند: یک زن خواننده‌ی انگلیسی که آواز خوبی هم داشته است و اهل موسیقی بوده است یک‌جا از نواری، نوای قرآن پخش می‌شده است، آیه‌ی نود سوره‌ی نحل تلاوت می‌شده است، به گوش او می‌خورد و می‌خواهد که دوباره پخش شود. پس پیگیری می‌کند که این چه کلام و چه آهنگی و از چه خواننده‌ای است؟ به او می‌گویند قرآن است، کتاب آسمانی است و برای مسلمان‌ها است. پس او توبه می‌کند، مسلمان می‌شود و تمام مال و اموال را وقف مدارس قرآنی می‌کند!

در آیه‌ی 90 سوره‌ی نحل:

  1. خدا امر به عدل کرده است. از امام علی علیه‌السلام پرسیدند که عدل چیست؟ حضرت دستشان را روی نبض خود گذاشتند و فرمودند: این نبض اگر مرتب و منظم بزند، همه‌ی بدن شما سالم خواهد ماند و درست کار خواهند کرد. تمام حیات شما به این نظمِ این نبض است و اگر نظم آن به هم بخورد بدن شما به هم خواهد ریخت، مریض خواهید شد! آقا فرمودند: عدل، آن نظمی است که در جامعه حاکم است که اگر به هم بخورد نظام جامعه به هم خواهد خورد. عدل، حق موجودی در جامعه است که باید میزان و دقیق کار کند. عدالت، نبض جامعه است که اگر میزان نباشد مریض خواهیم شد. جامعه‌ی مریض کارایی نخواهد داشت، رشد و پیشروی نخواهد نداشت ‌و اگر این نبض اصلاً نزند، آن جامعه از بین خواهد رفت. اگر این نظم به هم بریزد، دین و اخلاق مردم به هم خواهد ریخت، خانواده‌ها به هم خواهد ریخت.
  2. خدا امر به احسان و نیکوکاری می‌کند.

از امیرالمؤمنین ‌علی ‌علیه‌السلام پرسیدند که احسان چیست؟ حضرت فرمودند: ای مردم! اصلاً می‌دانید خدا چرا شما را آفریده است؟ بنای خلقت مردم، بر دو کار بوده است: خدا همه‌ی شما را آفرید برای 1- بندگی خودش و برای اینکه 2- به همدیگر احسان کنید. پرسیدند: احسان به چه معناست؟ فرمود: یعنی هر کدام شما برای دیگری مفید باشید. با دعا کردن، با کمک کردن، با هدایت کردن، با محبت کردن برای هم مفید باشید.

معنای دیگر احسان این است که با هم جمع شوید و نیکوکاری کنید.

پیغمبر (ص) فرمود: دو ویژگی است که بالاتر از آن وجود ندارد: ایمان به خدا و منفعت رساندن به بندگان خدا.

حالا این بنده خدا هر کسی می‌تواند باشد…

دو خصلت هستند که شر هستند و بدتر از این‌ها وجود ندارد: شرک به خدا و اینکه به بندگان خدا ضرر بزنم؛ حالا به هر گونه‌ای باشد مثل ضرر‌های اجتماعی، به چیزهایی ‌که برای همه‌ی مردم است.

  1. به خویش و قوم عنایت داشته باشید. توجه به احوال نزدیکان و خویشان داشته باشید.

یونس (ع) در شکم ماهی بود، زمین قارون را بلعید. یونس صدای ناله‌های او را شنید، گفت: که هستی؟ گفت: قارون هستم. پس او را شناخت، گفت: خاله‌ام در چه اوضاع و احوالی است؟ قارون گفت: مُرده است. یونس در شکم ماهی گریه کرد. یونس پرسید: دختر خاله‌ام چطور است؟ گفت: او هم مرده است. یونس در شکم ماهی گریه کرد. یونس احوال چندین تن از خویشان را از قارون پرسید و برای آن‌ها ناراحت شد پس ندا آمد و به ماهی فرمود: او را بیرون بگذار زیرا یونس دلش به احوال فامیلش سوخت، من دلم برای یونس سوخت!

بسیاری از تنگدستی‌ها به جهت دلگیری فامیل است. بسیاری از انقباض‌ها و حبس‌ها به جهت دلگیری فامیل است! به جهت توجه نکردن به احوال فامیل است!

خدا در آیه 90 سوره‌ی نحل فرمود که سه کار را نکنید:

  1. فحشا: فحشا گناهان پنهانی و بی‌صدا است. نگاه‌های گناهی که صامت است، غیبت‌های بی‌صدا، گناه در خانه‌ی خالی، که خدا هست و غیر خدا نیست.
  2. منکر: منکر، گناهان در سطح جامعه است. این گناهان را رواج ندهید. اگر گناه آشکار کنم، هرکسی از من آن گناه را یاد بگیرد، تا زمانی که آن گناه را انجام دهند من معذب خواهم بود زیرا که من آن سنت و آن گناه را پایه‌گذاری کرده‌ام.

3- بَغی: یعنی ظلم کردن. از حدودی که خدا گذاشته است نباید بگذرید. هر حقی را ضایع کنید، شما ظلم کرده‌اید.

امام باقر علیه‌السلام در تمامی نماز جمعه‌ها این آیه را می‌خوانند. در تمامی خطبه‌ها این آیه را می‌خواندند و دعا می‌کردند به درگاه خداوند که بتوانند به این آیه عمل کندن!

تدبر در قرآن برای همیشه انسان را بیدار می‌کند، در یک لحظه انسان را بیدار می‌کند برای ابد ولی تفسیر این‌گونه نیست. گاهی ده سال است که کلاس تفسیر می‌رود ولی هنوز در نماز و حجابش مشکل دارد! مثلاً فضیل عیاض با یک آیه‌ که به گوشش خورد، توبه کرد و برای همیشه بیدار شد!

[1] زمر/ 56

[2] -معارج 38-43

[3] واقعه/81

[4] نحل/90