بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

26 ماه رمضان، 21 خرداد 97

محورهای سخنرانی

روزه گرفتن، هم مواهب معنوی دارد و هم مواهب سلامتی برای بدن

اگر این نشانه‌ها را داشته باشیم انسان‌های خوبی هستیم

یکی از راه‌های افزایش محبت اهل بیت (ع)، شرکت در مجالس ایشان است

روزه گرفتن هم مواهب معنوی دارد و هم مواهب سلامتی برای بدن

کم‌کم به پایان ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شویم. ماه رمضان میدان مسابقه است. مقرب به درگاه خداوند تبارک و تعالی آن کسانی هستند که در کار خیر کردن از هم سبقت می‌گیرند. خداوند با تمام برکاتش برای آن‌ها آغوش باز کرده است و آن‌ها سر به آغوش خداوند تبارک و تعالی می‌گذارند. تأسف به حال کسانی که ماه مبارک رمضان آمد اما آن‌ها به او سلام نگفتند و تحویلش نگرفتند و مهیای پذیرایی از ماه رمضان نشدند. به آن‌ها بگویید شما بازنده شدید، زیرا اگر اعتقاد به خدا هم نداشتید و روزه‌ی ماه رمضان را هم قبول نداشتید و از روزه‌ی ماه رمضان به‌عنوان روزه‌ی با معنویت نمی‌خواستید بهره ببرید، لااقل برای تجدید قوای بدن و برای به دست آوردن سلامت بدنتان این یک ماه، ماه رمضان را با روزه‌داران همراهی می‌کردید.

روزه مواهب معنوی فراوان دارد. پیامبر (ص) فرمودند: ماه مبارک رمضان شصت نور دارد و شصت چراغ معنوی را روشن می‌کند و شصت چراغ نور اگر بیاید، ظلمت خانه، بدن، فکر، ذهن، اخلاق و… و ظلماتی که در طول سال روحمان را تاریک کرده است روشن می‌کند و جای این تاریکی را نور قرآن سحر، افطار، صدقه، توبه و… می‌گیرد. این شصت نور، تاریکی‌های ما را روشن می‌کند و تا سال آینده روشن خواهد ماند و ما را کفایت می‌کند تا به مقام قرب خداوند برسیم.

این حدیث پیامبر (ص) معنای همان حدیث قدسی است که خداوند می‌فرماید: بنده‌ی من یک قدم به سمت من بردار، من ده قدم به سمت تو می‌آیم. شما که با آمدن ماه رمضان نیت کردید و روزه گرفتید، در پاسخ، خداوند می‌فرماید: من ده قدم به سمت تو می‌آیم. شما سحر اول ماه رمضان بیدار شدید و روزه گرفتید، در مقابل آن، خداوند به شما توفیق می‌دهد و فرشته‌ای را نگهبان شما می‌کند تا شما را محافظت کند، توفیق احیای شب قدر به شما می‌دهد. سپس خداوند می‌فرماید: بیشتر به سمت من بیا و اگر تاکنون خیری مانده که انجام ندادی برای آن تلاش کن که من بیشتر به سمت تو می‌آیم و بر روی سجاده‌ی عید فطر برای تو آغوش باز کرده‌ام و با تمام رحمتم تو را در آغوش می‌گیرم.

امروزه اطبا می‌گویند: روزه یک آنژیوگرافی برای کل بدن است. رسوبات چربی و چربی‌های اضافه‌ی بدن با روزه گرفتن از بین می‌رود. تمام بیماری‌های بدن برای زیاد و بی‌نظم تناول کردن است. در ماه رمضان خوردن ما نظم پیدا می‌کند.

پیامبر (ص) فرمودند: صبحانه خوردن، ستون بدن ما را تشکیل می‌دهد. صبحانه نخوریم بدن ما با تکانی فرومی‌پاشد و بیمار می‌شویم. سپس فرمودند: خدا رحمت کند کسی را که صبحانه‌اش را چراغ روشن بخورد (در موقع سحر که هنوز آفتاب نیامده و هوا تاریک است، بخورد).

پیامبر (ص) فرمودند: در بهشت دو وعده غذا هست. در بهشت وعده‌ی نهار نیست زیرا که وعده‌ی نهار بیماری زاست و ما نباید در زمان نهار، سیر باشیم. دو ساعت بعد از اذان ظهر باید معده خالی باشد. خدا رحمت کند کسی را که شام بخورد اما شامش را زمانی بخورد که هنوز هوا روشن است (وقت افطار یعنی اول مغرب است).

روزه گرفتن، این نظم تغذیه‌ای را به ما می‌دهد.

پیامبر (ص) فرمودند: خانم‌هایی که عذر شرعی دارند به هنگام سحر بیدار شوند و وضو بگیرند و ذکر بگویند اگر ذکر هم نمی‌گویند در آن وقت بیدار باشند.

روزه گرفتن و قرآن خواندن از مواهب ماه رمضان است.

اگر این نشانه‌ها را داشته باشیم، انسان‌های خوبی هستیم

آیا ما خوب هستیم یا بد؟ (می‌خواهم دلیل توسل را بگویم). من بهشتی هستم یا جهنمی؟

  1. کسانی خوب هستند که یک واعظ در درون خودشان داشته باشند. اگر واعظ درون داشته باشیم، اگر کار بدی بکنیم و به هر شکل گناهی از ما سر بزند، مهم نیست کسی ببیند یا نه، واعظ درون ِما شروع به حرف زدن با ما می‌کند. تا این صدا از درون شما بلند نشود، هر واعظ بیرونی صدایش اثر نمی‌کند. هر کسی که گناهی بکند و نسبت به آن بی‌تفاوت باشد و آن را توجیه کند، مورد پسند خداوند نیست و انسان خوبی نیست. واعظ درون وقتی زنده است امید است که از گناه توبه کنیم و برگردیم.

پیامبر (ص) می‌فرماید: آن کسی که خندان خندان گناه و معصیت می‌کند، (مثلاً کسی که با خوشحالی بی‌نماز یا روزه‌خوار یا بی‌حجاب یا … است.) روزی خداوند او را وارد جهنم می‌کند در حالی که گریان است.

  1. انسان‌هایی که خوب هستند، قبل از مرگ، در زندگی‌شان تدارک بعد از مرگ را می‌بینند و خودشان را قبل از مردن پاک می‌کنند. معلوم نیست که چه موقع از این دنیا می‌رویم پس مجبور هستیم دائماً پاک زندگی کنیم.

چگونه یاد مرگ کنم و خودم را پاک کنم؟ پیامبر (ص) فرمودند: گاهی اوقات خداوند شما را خیلی ساده از خواب غفلت بیدار می‌کند. (با خواندن یک کتاب، یا پای صحبت کسی نشستن و گوش دادن، یا با کسی دوست شدن، یا با یک حادثه، یا یک بیماری، یا یک خواب ما را بیدار می‌کند) و به فکر مرگ می‌اندازد.

ما اگر ژِنمان در شکم مادرمان مشکل داشته باشد، سالم به دنیا نمی‌آییم و ابزار حیاتمان در دنیا کامل نیست، پس برای اینکه در این دنیا حیات کامل و خوبی داشته باشیم باید ژنمان در شکم مادر سالم باشد. خداوند نیز ما را عبث نیافریده است و قرار است که زندگی دیگری داشته باشیم. برای زندگی دیگر (آخرت) نیز ژن لازم است و نام آن «عمل صالح» است و اگر ما در این دنیا عمل صالح نداشته باشیم، در عالم برزخ محروم از نِعَم خداوند هستیم و حیاتمان در آن دنیا ناقص خواهد بود. حالا ممکن است ائمه (ع) ما را شفاعت کنند اما در برزخ میلیون‌ها سال حق دیدن آن‌ها را نخواهیم داشت. در آن دنیا اجازه‌ی شرکت در روضه‌های امام حسین (ع) را نخواهیم داشت؛ زیرا با ژن معیوب و عمل غیر صالح از این دنیا رفته‌ایم.

فردی در مسجد کوفه خطبه‌ی حضرت علی (ع) را قطع کرد و گفت: یا علی! واجب کدام است، واجب‌تر کدام؟ نزدیک کدام است نزدیک‌تر کدام؟ عجیب کدام است عجیب‌تر کدام؟ مشکل کدام است مشکل‌تر کدام؟

امام علی (ع) فرمودند: واجب، ترک گناه است و واجب‌تر، توبه از گناه. نزدیک، قیامت است و نزدیک‌تر از قیامت، مرگ است. عجیب، بی‌وفایی دنیاست و عجیب‌تر، وابسته بودن به دنیای بی‌وفاست. مشکل، سرازیر شدن به قبر (آن لحظه‌ای است که ما را به قبر می‌گذارند) است و مشکل‌تر، دست خالی سرازیر شدن به قبر است.

جوانی بود لااُبالی. در خیابان شروع به قمه کشی و آزار مردم و زنان کرد. پیرمردی جلو آمد و در گوش جوان چیزی گفت. جوان از کارش دست کشید و رفت. همه از پیرمرد پرسیدند: چه چیزی گفتی؟ پیرمرد گفت: گفتم حواست هست خدا تو را نگاه می‌کند؟ جوان با گفتن این جمله سر به راه شد و سر از کربلا در آورد. خداوند گاهی انسان را به یک جرقه بیدار می‌کند.

  1. نگاه کنیم ببینیم که نسبت به عالمان دینی چه نظری داریم. اسلام، علم و تعلیم آن را دوست دارد.

قرآن علم را سه قسمت کرده است:

1- علم مفید مانند علم اخلاق، احکام، پزشکی و … . هر علمی که برای جامعه مفید باشد علم مفید است. اسلام برای آن عالمی که این علوم را می‌داند ارزش قائل است.

عالمی یهودی از دنیا رفته بود. امام حسن عسکری (ع) با حرمتی خاص به تشییع جنازه‌ی آن عالم رفت. ایشان فرمودند: من برای دین او به تشییع جنازه‌اش نیامده‌ام، من برای علمی که داشت با احترام به اینجا آمده‌ام.

خداوند به موسی (ع) فرمود: ای موسی! از خضر (ع) اجازه بگیر و به دنبال او برو تا از او علمش را بیاموزی. از نظر اسلام دانستن علم نیز بسیار ارزشمند است. اسلام سگ را نجس العین می‌داند، سگ هفت قدم باید از شما فاصله داشته باشد. چرا؟ زیرا پیامبر (ص) فرمودند: اگر سگ به خانه‌های شما بیاید، جای عزیزانتان را برایتان پر می‌کند. حال اگر این سگ برای نگهبانی آموزش ببیند و سگ نگهبان بشود، کشتنش دیه دارد زیرا «آموزش» دیده است؛ و همچنین اگر این سگ نجس برای شکار آموزش ببیند و مثلاً پرنده‌ای را شکار کند، آن پرنده حلال است، با اینکه سگ شکارش کرده اما چون آموزش دیده شکارش حلال است.

خداوند در قرآن مجید بعضی از انسان‌ها را اشرف مخلوقات معرفی می‌کند، آن‌ها چه کسانی هستند؟ انسان چهار طبقه است: ابتدا عقل، سپس قلب و عاطفه، سپس شکم و سپس شهوت. انسان‌هایی اشرف مخلوقات هستند که به ترتیب از آن‌ها استفاده می‌کند. اگر ما ابتدا از عقل سپس عشق سپس انرژی سپس شهوت استفاده کنیم، اشرف مخلوقات هستیم.

– خداوند در سوره‌ی جمعه، عده‌ای را الاغ معرفی می‌کند. کسانی که کتاب‌های آسمانی را بخوانند ولی هیچ استفاده‌ای از آن‌ها نکنند، این‌ها مانند الاغ هستند زیرا که برای الاغ فرقی نمی‌کند که در خورجینش آجر باشد یا کتاب.

– قرآن عده‌ای را سگ هار و سگی که عطش دارد معرفی می‌کند. آن‌ها کسانی هستند که نسبت به دنیا حریص هستند. دین، آبرو و بدن و … را به دنیا می‌فروشند.

– قرآن می‌فرماید: عده‌ای مانند حیوان هستند. کسانی که خداوند به آن‌ها گوش داده اما نمی‌شنوند، به آن‌ها چشم داده اما نمی‌بینند، به آن‌ها قلب داده اما با قلبشان خرد و اندیشه نمی‌کنند، این‌ها مانند حیوان هستند.

– قرآن عده‌ای را تخت سنگ یا سخت‌تر از آن معرفی می‌کند. آن‌ها کسانی هستند که دل‌هایشان بر اثر تکرار گناه مرده است. خداوند حی است، بر دل مرده تجلی ندارد، بر دل زنده می‌تابد، تجلی اسم و صفات خداوند به دل زنده است.

– اما آیه‌ی 68 سوره‌ی مائده می‌فرماید: به کسانی که کتاب آسمانی دادم ولی به کتاب تدبر و عمل نکردند آن‌ها «هیچ» و پوچ‌اند حتی سنگ هم نیستند!

گوته، دانشمند و ریاضیدان آلمانی است. می‌گوید: کشیش‌های مسیحی ما را از اسلام و قرآن ترساندند اما من گاهی به قرآن مراجعه کردم. وقتی قرآن را خواندم دیدم کتابی است که شایستگی اداره‌ی جهان را دارد و سرانجام جهان را اداره خواهد کرد.

دانشمند فرانسوی می‌گوید: زیباترین نظام اخلاقی در قرآن است و هیچ کتابی نمی‌تواند نظام اخلاقی را برای بشریت مثل قرآن تعلیم دهد.

ملامحسن فیض کاشانی فیلسوف و شاعر و ادیب بود. ایشان می‌فرماید: سال‌ها تحقیق کردم، کتاب‌ها خواندم و نوشتم، علوم مختلف تعلیم دیدم و تعلیم دادم اما دیدم هیچ کدام آبی نیست که عطش مرا سیر کند تا اینکه از پیری ترسیدم، به سمت خدا فرار کردم و انابه کردم و خداوند کمکم کرد و با تعمّق در قرآن نجات پیدا کردم.

امام خمینی (ره) می‌فرماید: تعارف نمی‌کنم، روزی خواهد آمد که تأسف عمر بر باد رفته‌تان را خواهید خورد. مثل خود من که تأسف می‌خورم، کاش همه‌ی عمرم را صرف قرآن کرده بودم. سپس فرمودند: دانشگاهیان! کسانی که در حوزه درس می‌خوانید! جوانان! مراجعه به قرآن کنید. همت والایتان را در قرآن قرار دهید. مبادا در دوران ضعف و پیری مثل من متأسف شوید.

پیامبر (ص) فرمودند: روزگاری می‌آید که جوانانِ مسلمان از عالمان می‌ترسند، مانند بره‌ای که از گرگ می‌ترسد.

عالمی بود که از پا فلج شده بود. ایشان صاحب نفس بودند و اقامه‌ی نماز می‌کردند. هر روز خادمان مسجد با گاری می‌آمدند و ایشان را به مسجد می‌بردند. روزی گاری نیامد، هوا سرد بود و جمعیت ایستاده بود. مردی لات و مست به مسجد آمد و فریاد زد: برای چه اینجا ایستاده‌اید؟ همه به او اعتراض کردند و گفتند: آقا هنوز برای نماز نیامده است. او رفت و آقا را به کول گرفت و به مسجد آورد. سپس ایستاد تا نماز آقا تمام شد و ایشان را دوباره به خانه برد و دست آقا را بوسید. به آقا گفت: آقا! هر وقت کاری داشتی اسم مرا صدا بزن من می‌آیم و کارت را انجام می‌دهم. آقا به اطراف نگاه کرد و فرمود: به زهرا (س) قسم که او عاقبت به خیر می‌شود؛ و او عاقبت به خیر شد.

  1. اگر می‌خواهیم متوجه شویم خوب هستیم یا بد، جست‌وجو کنیم و ببینیم که چه کسی را دوست داریم. ما همانند کسی می‌شویم که دوستش داریم. خداوند می‌فرماید: عده‌ای مرا دوست دارند و من آن‌ها را دوست دارم.

سه وظیفه، وظیفه‌ی مهم مادری است: 1- محبت پیامبر (ص) را در دل فرزندانمان ایجاد کنیم با صلوات و … . 2- محبت اهل‌بیت (ع) را در دل فرزندانمان ایجاد کنیم. 3- فرزندانمان را به قرائت قرآن وابداریم. این سه وظیفه را اگر انجام دهیم، فرزندانمان را از آتش جهنم بیمه کرده است.

پیرمردی آمد نزد امام محمد باقر (ع) و عرض کرد: آقا جان پیر شده‌ام و احساس مرگ می‌کنم آمده‌ام نزد شما عقایدم را بگویم و از شما تأیید عقایدم را بگیرم. امام فرمودند: عقایدت را بگو.

او گفت: آقا جان! من شما اهل‌بیت (ع) و دوستدارانتان را بسیار دوست دارم؛ و دشمنانتان را دشمن خودم می‌دانم. حلالتان را حلال می‌دانم و حرامتان را حرام. کافی است که شما بگویید که حرام و حلال چیست، دیگر «چرا» در آن نمی‌آورم. انتظار فرجتان را می‌کشم، منجی جهان بشریت و مهدی شما چه موقع می‌آید؟ (هنوز حضرت مهدی (ع) به دنیا نیامده اما او شنیده بود از سلاله‌ی فاطمه (س) منجی خواهد آمد).

امام (ع) بسیار گریه کردند به‌گونه‌ای که شانه‌هایشان تکان می‌خورد و سپس فرمودند: همین سؤال را شخصی از پدرم پرسید و پاسخی که پدرم به او دادند را به تو می‌دهم. عقیده‌ات درست است. هنگامی که تو از دنیا بروی در همسایگی جدم رسول الله (ص) و اهل‌بیت (ع) خواهی بود؛ و سپس امام فرمودند: اگر می‌خواهید به فردی بهشتی نگاه کنید به او نگاه کنید.

یکی از راه‌های افزایش محبت اهل بیت (ع)، شرکت در مجالس ایشان است

چگونه محبت ما به اهل‌بیت (ع) بالا می‌رود:

  1. به شرکت در روضه‌ها. با گرفتن توسلات و زیارت‌ها، محبت ما به اهل‌بیت (ع) بالا می‌رود.

مرحوم حاج آقا ابهری عاشق اهل‌بیت (ع) و امام حسین (ع) بود، به‌گونه‌ای که دیگر به ایشان آدرس روضه نمی‌دادند، در خیابان بوی امام حسین (ع) را استشمام می‌کردند و به مکانی که روضه بود می‌رفتند، از استشمام بوی امام حسین (ع) زائر ایشان را تشخیص می‌دادند. ایشان بیمار شدند. یکی از دوستانشان می‌خواستند به زیارت امام حسین (ع) برود، او نقل می‌کند: با خودم گفتم برای خداحافظی به دیدن آقا بروم. سر کوچه آمدم، دیدم پسر حاج آقا ایستاده است. به من گفتند: شما به کربلا می‌روید؟ گفتم: بله. گفتند: حاج آقا یک هفته چشمانش بسته بود، اکنون چشمانشان را باز کردند و فرمودند: بوی حسین (ع) می‌آید یکی می‌خواهد بیاید و وداع کند و به کربلا برود.

من داخل خانه رفتم ایشان به من دستمال یزدی دادند و گفتند: این دستمال را به ضریح بمال و برای من بیاور، اگر مرده بودم سر قبرم بیاور و اگر زنده بودم به خودم بده. به زیارت رفتم دستمال را به ضریح زدم و سفرم کمی طول کشید. هنگامی که برگشتم دیدم آقا حال وخیمی دارد و در حال احتضار است. به استقبالم فرستادند، آقا دستمال را گرفتند روی صورتشان گذاشتند و سه مرتبه صدا زدند: «حسین جانم» و سپس تمام کرد.

هر روز وقتی به اهل‌بیت (ع) سلام می‌دهی، در آن لحظه به آن‌ها وصل می‌شوی. وقتی به آن‌ها اتصال پیدا کردی، از آن‌ها خواهشی بکن و بگو: من چه کاری انجام دهم که شما خوشحال شوید؟

زمان طاغوت، حرم امام رضا (ع) جدا نبود و قسمت زنانه و مردانه نداشت. فردی نقل می‌کند: من در مشهد زندگی می‌کردم و قصد داشتم برای کار به ژاپن بروم. گفتم به حرم بروم و وداع کنم.

با امام رضا (ع) صحبت می‌کردم: آقا جان! من عمری است که به زیارتت آمدم و زیر سایه‌ی شما زندگی کردم، بیمار بودم شفایم دادید، فقیر بودم غنی‌ام کردید، محتاج بودم صدایتان زدم و به من هر چه خواستم دادید، تو را به جان مادرتان قسم چیزی هم شما از من بخواهید تا انجام بدهم تا من هم کاری برایتان کرده باشم. همان طور که می‌گفتم، به عقب می‌آمدم که بر سر پیرزنی که در حال سجده بود افتادم، بسیار ناراحت شدم از او معذرت خواستم دیدم زنی فقیر مسلَک است. برای اینکه عذر خواهی‌ام را بپذیرد، پول زیادی که در جیبم بود را درآوردم، به او دادم و به او گفتم: خواهش می‌کنم آن را بگیر و مرا حلال کن.

او پول را گرفت و سپس سجده رفت. به او گفتم: خانم مقدار پول کم است؟ او گفت: نه به سجده رفتم و گفتم: پسر فاطمه بگذار بیایم و نیازم را بگویم سپس به من عنایت کن. دختری دارم که عقد کرده است، جهاز دخترم نصفه کاره بود و دستم خالی. آمدم تا به امام (ع) بگویم که محتاجم و دخترم را مانند دختر خودش بداند و آبرویش را بخرد.

همان جا سجده‌ی شکر کردم که امام رضا (ع) به من مأموریت داد تا آبرویی را بخرم.

انتهای عبادت‌ها، ما را به کجا می‌رساند و قصدمان چیست؟

قرآن می‌فرماید: تلاش و کوشش کن تا با 4 دسته محشور شوی؛ و ما نیز عبادت می‌کنیم تا به اینجا برسیم. خداوند می‌فرماید: اگر هشت کار انجام دهی، من تو را با این 4 دسته محشور می‌کنم:

1- برای آرزومندی سفر زیارتی فراهم کن.

2- غمی را از دل انسانی غمگین بردار.

3- بی‌سرپرستی را سرپرستی کن.

4- امر به معروف کن.

5- اطعام بده به گرسنگان.

6- سیراب کن تشنگان را.

7- بپوشان برهنگان را.

8- روزه بگیر روزهای گرم ماه رمضان را.

سپس خداوند ما را با انبیا و صدیقین (بانوانی مانند مریم عذرا) و شهدا و صالحین محشور می‌کند.