بسم‌ الله الرحمن الرحیم

یا فاطمةالزهرا أغیثینی

28 ماه رمضان، 23 خرداد 97

محورهای سخنرانی

انجام چند عمل در روزهای باقی‌مانده از ماه مبارک رمضان

ادامه‌ی بحث؛ محبت اهل‌بیت (ع) وسیله‌ی صید بهشت است.

از ثمرات توسل، تمرکز است؛ و ثمره‌ی تمرکز، نورانی شدن عقل و درنتیجه سریع الفهم شدن ماست.

سه وسیله برای برطرف کردن موانع ظهور

چهار موردی که باید درک کرد تا از جهنم در امان بود.

 انجام چند عمل در روزهای باقی‌مانده از ماه مبارک رمضان

این یکی دو روز باقی‌مانده تا انتهای ماه مبارک رمضان را باید توجه و دقت بیشتری کنیم و همانند شرکت‌کنندگان در مسابقه که وقتی به انتهای مسابقه نزدیک می‌شوند بر سرعت خود اضافه می‌کنند، ما هم باید این روزهای باقی‌مانده را بر سرعت خود اضافه کنیم.

حال، سؤال اینجاست که باید بر سرعت چه چیزهایی اضافه کنیم؟

1) ذکر استغفار. این چند روز باقی‌مانده، بعد از هر نماز واجب 70 مرتبه ذکر استغفار بگویید.

نقل می‌کند نزد امام صادق (ع) نشسته بودم، فردی آمد و خدمت امام (ع) عرض کرد: سال‌هاست که ازدواج‌ کرده‌ام اما فرزندی ندارم، چه کنم؟ امام (ع) فرمودند: خودت و همسرت ذکر استغفار را فراوان بگویید. باز فرد دیگری آمد و عرض کرد: چرخ زندگی‌ام نمی‌چرخد، چه کنم؟ امام (ع) فرمودند که فلان تعداد ذکر استغفار بگو. فرد دیگری آمد و عرض کرد: مریض دارم برای شفایش چه کنم؟ امام (ع) فرمودند که ذکر استغفار بگو و…

تا غروب خدمت امام (ع) نشسته بودم. هر کس آمد و گرفتاری داشت، امام (ع) ذکر استغفار را به آن‌ها فرمودند. من عرض کردم: یا بن رسول‌ الله! دردهای آن‌ها گوناگون بود اما شما یک درمان و دوا به آن‌ها دادید!

امام (ع) فرمودند: مگر چیزی جز گناه، مانع اجابت دعاست؟! اگر آن‌ها استغفار کنند که خداوند گناهان آن‌ها را ببخشد، آنگاه دعاهایشان به اجابت می‌رسد وگرنه دعا به اجابت نمی‌رسد.

2) روز عید فطر، قبل از نماز عید، وضو گرفته و سر جانماز با تسبیح تربت 100 مرتبه بگو «شکراً لِلّه»؛ که خداوند در قرآن فرموده است: اگر شما شکر خداوند را به جا آورید، خداوند برای شما زیاد می‌کند و برکات را برای شما اضافه می‌کند و اگر شما نعمت را کفران کردید، آن را از شما دریغ می‌کند؛ آنگاه چه‌بسا دیگر نتوانیم در ماه رمضان روزه بگیریم و برکات این ماه را از دست بدهیم.

3) ذکر تسبیحات اربعه. حضرت علی (ع) فرمودند: در بدن شما 360 رگ است که هر یک عدد ذکر تسبیحات، صدقه برای یکی از این رگ‌ها است. اگر روزانه تسبیحات بگویید، هر یک از رگ‌های بدن خود را بیمه می‌کنید.

4) این ایام و شب‌ها باید بیش از قرآن خواندن، نماز مستحبی، ذکر و عبادات دیگر، دعا کرد زیرا در احادیث آمده است که اگر در ماه‌ها و ایام خوب دیگر، مانند نیمه رجب، روز عرفه و… روزه بگیری و کم‌توان شوی به طوری که نتوانی دعا بخوانی، فرموده‌اند نباید روزه بگیری.

از معصوم (ع) پرسیدند گاهی اوقات شب‌ها، زمان دارم آیا قرآن بخوانم یا دعا؟ امام (ع) فرمودند: دعا، دعا، دعا. سپس فرمودند خداوند در قرآن می‌فرماید: اگر دعا کردن شما نبود، ارزشی نزد من نداشتید. ارزش شما به دعا و خواسته‌هایتان است؛ اینکه چه از من درخواست می‌کنید!

در آیه‌ای دیگر آمده: خدا بندگان متکبر را دوست نمی‌دارد؛ و بنده‌ی متکبر کسی است که به درگاه خداوند دعا نمی‌کند (مغرور به معلومات، مال و ثروت، جوانی، موقعیت اجتماعی و… خود شده است و به درگاه خداوند، احساس نیاز نمی‌کند).

آشیخ محمد کوفی معروف به «باب الحجة» بود. هرکس با امام زمان (عج) کار داشت یا سؤال و گرفتاری داشت، نزد او می‌رفت. بارها امام زمان (عج) را ملاقات کرده بود. روزی یکی از علمای نجف، او را قسم داد و گفت این بار که امام زمان (عج) را دیدی، به ایشان بگو که من چهل سال است به دنبال ایشان هستم اما چرا ایشان حتی در خواب هم به من جلوه نمی‌کنند؟! من که مراقب لقمه، زبان، چشم، دست و… خود هستم که گناه نکنم؛ و عاشق ایشان نیز هستم اما چرا موفق به دیدار ایشان نمی‌شوم؟!

آشیخ محمد به همراه این عالِم، شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتند که ابتدا مدتی استراحت کنند، آنگاه نیمه‌شب، بیدار شده و کنار مقام حضرت صاحب‌الزمان (عج) به عبادت بپردازند. شیخ محمد نقل می‌کند من بیدار شدم و وضو گرفتم که شروع به عبادت کنم اما آن عالم هنوز خواب بود، ناگهان امام (عج) وارد مسجد شدند و کنار مقام آمدند. من ایستادم و به ایشان عرض ارادت کردم. ایشان مرا مورد عنایت خود قرار دادند سپس به آن عالم اشاره کردند و فرمودند به او بگو همه چیز او خوب است و من دوست دارم جز اینکه گاهی اوقات فکر می‌کند کسی شده و غرور او را می‌گیرد؛ که آن، حجاب میان من و او می‌شود پس او نمی‌تواند حتی در عالم رؤیا مرا ببیند.

دعا کردن یعنی خدایا! من هرکه هستم اما باز به درگاهت محتاجم. حضرت موسی (ع) در دعاهایش عرضه می‌دارد: خدایا! من فقیر هستم، مرا سیر گردان. ابراهیم خلیل (ع) عرضه می‌دارد: خدایا! من تشنه‌ام مرا آب بده.

یکی از دعاهای بسیار نورانی و پربرکت، دعای زیر است. بر آن مداومت کنید:

«يَا مَنْ فَضَّلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلَ إِسْرَائِيلَ عَلَى الْعَالَمِينَ بِاِخْتِيارِهِ وَ أَظْهَرَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِزَّ اِقْتِدَارِهِ وَ أَوْدَعَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ غَرَائِبَ أَسْرَارِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ محمد وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَعْوَانِ حُجَّتِكَ عَلَى عِبَادِكَ وَ أَنْصَارِه»

ای خدایی که ابراهیم و بنی‌اسرائیل را بر عالم فضیلت دادی به اختیار خود؛ و ای خدایی که همه جای ملکوت آسمان‌ها و زمین از عزت و اقتدار تو مالامال است، ای خدایی که غرائب اسرارت را در دل حضرت محمد و اهل‌بیتش جای دادی، بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا از یاران امام زمان و یاری کنندگان آن حجتت بر بندگانت قرار بده.

امام زمان (عج) پنجاه کاتب در اطراف خود دارد که همه زن هستند، چرا یکی از آن‌ها من و شما نباشیم؟! در این دعای باعظمت، ما همین درخواست را از خداوند می‌کنیم و از این بالاتر، دعایی نیست؛ و خداوند با این دعا، راهش را برای ما باز می‌کند؛ بنابراین این شب‌ها و روزها بسیار دعا کنید.

ادامه‌ی بحث؛ محبت اهل‌بیت (ع) وسیله‌ی صید بهشت است.

دیروز خدمت شما عرض کردیم که ما به دنیا آمده‌ایم برای صیادی و یکی از چیزهایی که باید صید کنیم، بهشت است زیرا هیچ‌کدام از ما طاقت جهنم را نداریم.

از امام سجاد (ع) پرسیدند ما چقدر مجاز هستیم که گناه کنیم زیرا ما معصوم نیستیم؛ امام (ع) پاسخ دادند: همان‌قدر که طاقت سوختن در جهنم را دارید.

جهنم چیست و کجاست؟ جهنم، در زمین است. وقتی خورشید جاذبه‌ی خود را از دست داد، همه کُرات به یکدیگر برخورد می‌کنند، آنگاه زلزله‌ی عمیقی در زمین به وجود می‌آید و تمام مواد مذاب زمین، بالا می‌آید و زمین به جهنم تبدیل می‌شود. هفت‌طبقه از زمین به مواد مذاب تبدیل می‌شود که هر چه پایین‌تر می‌رود، گدازان‌تر می‌شود. آتش جهنم به رنگ سیاه و قرمز است همانند مواد مذاب آتش‌فشان‌ها… (این‌ها همگی در آیات قران بیان شده است).

ادامه‌ی حدیث: پرسید یا بن رسول‌ الله! چقدر خداوند را عبادت کنیم؟ امام (ع) اشک ریختند و فرمودند: آن‌قدر که به خداوند احتیاج دارید!

بنابراین ما طاقت جهنم را نداریم پس باید بهشت را در دنیا صید کنیم. همان‌گونه که برای هر صید، ابزار خاص لازم است، برای صید بهشت هم ابزار لازم داریم و وسیله‌ی صید بهشت، محبت اهل‌بیت پیامبر (ص) است. عبادات ما آن‌قدر ناقص است که ما را به بهشت نمی‌رساند و یا اگر کامل باشد، وظیفه‌ای است که خداوند بر گردن ما نهاده است؛ پس باید با محبت اهل‌بیت (ع) همراه باشد تا ما را به بهشت برساند.

بر پیامبر (ص)، سوره‌ی «یس» نازل ‌شده بود و حضرت آن را تلاوت کردند. به آیه‌ی «وَ کُلّ شَیْء اَحْصَیْناهُ فِی اِمام مُبِین»؛ هیچ‌چیزی وجود ندارد مگر اینکه شمارش‌شده در امام مبین نوشته‌شده است، رسیدند.

فردی ایستاد و عرض کرد: یا رسول‌الله! مقصود از امام مبین چیست؟ آیا تورات یا انجیل است که خداوند همه چیز را در آن نوشته است یا قرآن است که خداوند در مورد آن فرموده است «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»؟

حضرت فرمودند: خیر. در این هنگام حضرت علی (ع) وارد شدند؛ پیامبر (ص) به ایشان اشاره کردند و فرمودند: او، آن کتابی است که خداوند تمام علوم و معارف را در علم او قرار داده است. همانا خوشبخت و از همه خوشبخت‌تر کسی است که او را در زمان حیاتِ او و بعد از ممات او دوست داشته باشد؛ و بدبخت و از همه بدبخت‌تر کسی است که بغض او را در حیات و یا بعد از ممات او، در دل داشته باشد.

رسول اکرم (ص) فرمودند: در بهشت یک پایه و ستون وجود دارد که برای بهشت، آن کاری را می‌کند که خورشید برای اهل دنیا می‌کند؛ به آن پایه جز علی (ع) و محبان و شیعیان علی (ع)، کسی دیگر دست پیدا نخواهد کرد.

باید این محبت را در دلمان زیاد کنیم.

از ثمرات توسل، تمرکز است؛ و ثمره‌ی تمرکز، نورانی شدن عقل و درنتیجه سریع الفهم شدن ماست.

یکی از راه‌های ازدیاد این محبت، توسل روزانه گرفتن بر دامن امام زمان (عج) است.

معنای حقیقی توسل، تمرکز بر آن چیزی است که می‌خواهم به آن متوسل شوم. اینکه ذکرهای توسل، در زمان معین و با تعداد معین باید گفته شوند، به این معناست که با تعداد مشخص و در زمان معین، بر آن ذکر متمرکز شویم. مثلاً اینکه فرموده‌اند چهل سحر، چهل بار ذکر «اللهم عجِّل فرج مولا صاحب‌ الزمان» بگو، به این دلیل است که در چهل سحر بر این دعا و این نام متمرکز شوی.

یا اینکه فرموده‌اند چهل روز قبل از اذان مغرب، 41 بار آیة الکرسی را تا «هو العلی العظیم» بخوان، به این دلیل است که بر این آیه در زمان معین متمرکز شوی؛ که باطل السحر هر سحری است و گره گشای هر کاری است.

در توسلات، زمان و مکان و عدد به ما گفته‌اند تا ما را بر آن متمرکز کنند. اصلِ توسل برای این است که تمرکز بگیریم بر قرآن، آیه، اسماءالحسنی و…

حال، فرموده‌اند که تمرکز به اسم «یا صاحب ‌الزمان» برای انسان، نورانیتِ عقل می‌آورد. این تمرکز باعث می‌شود عقل ما، نور بگیرد و عقل وقتی نور گرفت، باعث می‌شود ما «سریعُ الفهم» شویم. اینکه ما ابتدا فریب می‌خوریم آنگاه متوجه می‌شویم که فریب‌ خورده‌ایم به این دلیل است که چراغ عقلمان نور قوی ندارد و سریع الفهم نیستیم؛ که اگر باشیم، این همه گرفتار نمی‌شویم.

امام سجاد (ع) فرمود: تمرکز ذهن بر روی امام زمان، شما را سریع الفهم می‌کند و به فهم شما نور می‌دهد و نور، یکی از لشگریان عقل است. عقل شما با اسم امام زمان (عج) تقویت می‌شود.

ما از امام زمان (عج)، مال و ثروت نمی‌خواهیم بلکه از ایشان می‌خواهیم که چراغ راه ما شود. توسلی که ما به ایشان می‌گیریم و تمرکزی که بر اسم ایشان می‌کنیم، ذهن ما را از کندی خارج کند تا کفرِ کافر، جهلِ جاهل، نفاقِ منافق، بی‌حیاییِ بی‌حیا، دزدی آن دزد و… ما را از دین و اخلاق و اسلام و انسانیت بیرون نبرد؛ و این نتیجه‌ی توسل به امام زمان (عج) است.

امروز بیماری فراگیر، بیماری پریشانی ذهن است. دلیل اینکه نمازهای ما و عبادات ما و دعاهای ما بی‌اثر است این است که ذهن ما در آن‌ها حاضر نیست و به قول قرآن، حضور قلب در آن‌ها نداریم.

به قول امام صادق (ع) ذهن پریشان مانند سگ ولگرد است که مدام به دنبال حطام دنیا می‌گردد.

رسول اکرم (ص) فرمودند: زمانی می‌آید که ذهن مردم مانند پرِ مرغ بر روی شاخه‌ی درخت، در روز طوفانی می‌شود؛ چنین مردمی دعا می‌کنند اما مستجاب نمی‌شود زیرا ذهنشان در دعا حاضر نیست.

بنابراین باید متمرکز و متوسل به امام زمان (عج) شد؛ البته نه مانند توسل ما بلکه مانند توسل بزرگان. باید برای طلب ایشان، وقت و زمان بگذاریم.

آیت الله رضوی مرجع تقلید بزرگی در مشهد بودند که بسیار مشغله داشتند اما صبح و ظهر و شب، زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام و دعای علقمه می‌خواندند به این نیت که موانع ظهور امام زمان (عج) برطرف شود.

تمام اجابت در زیارت عاشورا، در قسمت صد لعن و صد سلام آن است. وقتی صد بار با گریه، قاتلان امام حسین (ع) را لعنت کنی و صد بار با گریه، بر ایشان سلام دهی، ظرفیت اجابت دعا پیدا می‌کنی؛ پس چون ظرفیت اجابت را پیدا کردی حال، دعای علقمه را قرار داده‌اند که بخوانی زیرا دعای علقمه برای رفع موانع است. هرکس مانعی در زندگی خود دارد، زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام و دعای علقمه بخواند که بسیار راه گشا است و تمام موانع را برمی‌دارد.

در مسیر ظهور امام زمان (عج) هم موانع وجود دارد که با سه چیز می‌توان برطرف کرد.

سه وسیله برای برطرف کردن موانع ظهور:

  1. صدقه‌ی روزانه برای امام زمان (عج): به این ترتیب که مالت را نیت صدقه برای امام زمان کن آنگاه بگو یا امام زمان! با اجازه‌ی شما این صدقه را خرج درمانم می‌کنم؛ با اجازه‌ی شما این پول را خرج جهاز دخترم می‌کنم، با اجازه‌ی شما این صدقه را خرج زیارتم می‌کنم و… که این پول و صدقه، دعا برای فرج می‌شود. تمام زندگی ما که صدقه‌ی امام زمان (عج) شد و با صدقه‌ی ایشان خوردیم و پوشیدیم و به زیارت رفتیم و… آنگاه زندگی ما برکاتی پیدا می‌کند که وصف‌ناشدنی است.

باید برای امام زمان (عج) وقت صرف کرد.

آشیخ محمد کوفی از ده‌سالگی به مکه رفت. پدرش حج استیجاری می‌گرفت و او با التماس به پدرش، به عنوان خادم پدرش، با او همراه می‌شد و پیاده می‌رفت. چهل سفر به مکه رفت تا امام زمان (عج) را ببیند. ایشان به مقامی رسیدند که وقتی به دیدار امام زمان (عج) نائل شدند، از ایشان پرسیدند دوباره شما را کجا ملاقات کنم؟ امام (ع) فرمودند هر جایی که تو بخواهی. او از ده‌سالگی نماز شب می‌خواند و در همه‌ی قنوت‌هایش فرج امام زمان (عج) را می‌خواست.

خانمی همچون خانم مالک که بی‌سواد بود اما تفسیر قرآن از سینه‌اش می‌جوشید، به این موهبت رسید زیرا از شش‌سالگی نماز امام زمان (عج) می‌خواند.

مرحوم آقای کافی که این‌گونه نفس گیرا و سوز برای امام زمان (عج) داشتند، در کودکی، دو زار پول که پدرش هرروز برای خرج خوراکش در مدرسه به او می‌داد را به ناظم مدرسه می‌داد که مداح خوش‌صدایی بود تا او سر صف برای بچه‌ها، روضه‌ی توسل به امام زمان (عج) بخواند.

آیا ما این‌گونه وقت و زمان برای امام زمان (عج) گذاشته‌ایم و بر ایشان تمرکز کرده‌ایم؟! تمرکز بر ایشان یعنی تمرکز بر «نور اللهِ العظیم»؛ وقتی بر نور متمرکز شدیم آنگاه نورانی می‌شویم.

تاجر فرشی در بازار تهران بود که نقل کرد: من آدم بسیار فقیری بودم اما در زمان شاه، در یک شب سرد زمستانی به خانه‌ام می‌رفتم که دیدم خانمی با حالتی بسیار مضطرب، داخل کیوسک تلفن می‌رود و تلفن می‌کند و دوباره بیرون می‌آید مدتی قدم می‌زند و دوباره داخل کیوسک می‌رود و تلفن می‌زند… .

با خود فکر کردم که نزدیک به نیمه‌شب است، این زن تنها در خیابان چه می‌کند؟ نگران شدم، جلو رفتم و از او سؤال کردم: خواهرم! به فاطمه‌ی زهرا (س) قسم می‌خورم که من آدم خطرناکی نیستم و شما جای خواهر من هستید، بگو چرا این قدر پریشان هستی؟ زن شروع به گریه کرد و گفت دو یتیم دارم و کارگر خانه‌ها هستم اما کاری پیدا نکردم و فرزندانم در خانه، گرسنه و منتظر شام هستند. به اینجا آمدم تا با خویشاوندانم تماس بگیرم و از آن‌ها درخواست کمک کنم اما کسی به من جواب نمی‌دهد.

من دستم را در جیبم کردم و هرچه پول داشتم بیرون آوردم و به زن دادم و گفتم ببخشید، فقط همین مقدار را دارم که برای امشبت کافی است. زن را راهی کردم. به خانه رفتم و خوابیدم. در خواب دیدم که به مشهد رفته‌ام، به صحن سقاخانه وارد شدم اما صحن مانند حوض وسیعی است که آب تمیزی همانند اشک چشم، در آن موج می‌زند و حضرت زهرا (س) وسط این حوض ایستاده‌اند. خانم به من اشاره کردند و فرمودند: حاجی بیا! درحالی‌که من به حج نرفته بودم. من جلو رفتم و از ایشان پرسیدم: شما که هستید؟ فرمود: من فاطمه‌ی زهرا (س) هستم. در این آب داخل شو و خودت را شستشو بده. سپس فرمودند: من اینجا ایستاده‌ام تا تو را در این آب، پاکیزه کنم و به زیارت پسرم بفرستم.

سؤال کردم چرا این لطف را به من می‌کنید؟ فرمودند: زیرا شکم دو یتیم از اولاد مرا در دل شب سیر کردی. من داخل آب رفتم و غسل کردم و بیرون آمدم و به زیارت رفتم که ناگهان از خواب بیدار شدم. از آن روز به بعد، درهای برکت برای من باز شد و من تبدیل به تاجری متمول شدم.

  1. دعا کردن.
  2. رجوع به قرآن مجید.

حضرت علی (ع) فرمودند: قرآن، دوای دردهای بزرگ شما یعنی کفر، نفاق، غَیّ و ضلالت است.

ریشه‌ی بیماری کفر، غفلت است. درمان غفلت به یک دارو است و آن، ذکر خداوند است؛ و مجموعه‌ی اذکار خداوند در قرآن مجید است که خداوند فرموده است «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ»؛ ما برای شما ذکر را نازل کردیم. ذکر یعنی قرآن. کسی که می‌خواهد کفر خود را درمان کند، به سمت قرآن برود و در قرآن تدبر کند.

چهار موردی که باید درک کرد تا از جهنم در امان بود:

فرمود: اگر انسان، دویست سال عمر کند اما چهار چیز را درک نکند، وارد جهنم می‌شود:

1- آشنایی با خداوند. اینکه این مسئله را متوجه شود که «مُعطی» خداوند است و «مانع» هم خداوند است؛ یعنی آنکه می‌دهد و آنکه مانع می‌شود، خداوند است. وقتی این موضوع را درک کرد، آنگاه مدام می‌گوید «أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ»؛ یعنی حرکت دارد اما می‌داند که فقط خداست که می‌دهد و فقط خداست که مانع می‌شود.

امام صادق (ع) فرمودند:

* من در شگفت هستم از آن آدمی که نگران است و اضطراب دارد اما پناه به این ذکر قرآن نمی‌برد: «حسبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِیرُ».

شأن نزول آیه 173 سوره آل‌عمران است که: منافقین شروع کردند به ایجاد وحشت با این شعار که ای اهل مدینه! مکی‌ها تا بُن دندان مسلح شده‌اند، اسلحه‌ی خود را تیز کرده‌اند و آذوقه برداشته و اسب‌ها را آماده کرده‌اند تا به زودی به مدینه حمله کنند و شما را بیچاره کنند. آن‌ها هیچ‌کدام از شما را زنده نمی‌گذارند. زن و فرزندان خود را بردارید و هرچه دارید به پول تبدیل کنید و آذوقه و آب ذخیره کنید (همانند زمان ما).

این آیه می‌فرماید که وقتی آن‌ها این سخنان را گفتند، ما به پیامبر خود گفتیم به مسلمانان بگو آماده شوند اما درعین‌ حال بگویند «حسبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِیر» و به این ذکر پناه ببرند.

جنگ اتفاق افتاد و آن‌ها حمله کردند ولی دست از پا درازتر باز‌گشتند و غلبه با مسلمانان بود. پیامبر (ص) به آن‌ها فرمودند: به خداوند سوگند که برکت این ذکر، شما را غالب کرد.

ادامه‌ی حدیث: امام (ع) فرمودند، وقتی شما می‌گویید «حسبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِیرُ»، با گوش خودم می‌شنوم که خداوند می‌فرماید: من تو را بر هر سختی، غالب می‌کنم و هر اضطرابی را از تو دور می‌کنم.

* من در شگفتم برای کسانی که راحتی دنیا را می‌خواهند اما نمی‌گویند «ما شآءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ». می‌شنوم کسی که این ذکر را می‌گوید، خداوند به او پاسخ می‌دهد: من خودم سرپرست تو هستم و من خودم زیبایی‌های دنیا را به تو می‌دهم بهتر از آنکه در دستان دیگران است.

* من در شگفتم از آن کسی که در مکر و حیله گرفتار شده است (به او بهتان و افترا می‌زنند، آبرویش را می‌برند یا او را فریب می‌دهند و یا به او حسادت می‌کنند و…) اما به این ذکرِ قرآن پناه نمی‌برد: «أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ».

این ذکر در سوره مؤمن آیه 44 است که وقتی موسی (ع) به سمت فرعون می‌رفت، این ذکر را می‌گفت و خداوند بر اثر این ذکر، موسی (ع) را از مکر و حیله‌ی فراعنه نجات داد. این ذکر را به‌وفور باید گفت.

* من در شگفتم از کسی که غمگین و دل‌تنگ است اما نمی‌گوید «لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ». کسی که این ذکر را می‌گوید خداوند به او می‌فرماید «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ» تو را نجات می‌دهم و از غم آزاد می‌کنم همان‌گونه که همه‌ی مؤمنین را از غم آزاد می‌کنم.

2- کلمه‌ی دیگری که باید درک کند، علم به برنامه‌های عملی خداوند، علم به احکام و دستورات خداوند است.

امام (ع) فرمودند: اگر کسی تمام نمازهایش را سر وقت و با قرائت درست بخواند، حج برود و خمس و زکات بدهد، روزه بگیرد و تمام دستورات خدا را به‌جا و به‌موقع و کامل انجام دهد اما اخلاص نداشته باشد، اعمالش برای او نتیجه نمی‌دهد. اخلاص یعنی دلیل همه‌ی کارهایش، خداوند باشد. اگر در کارها اخلاص نباشد، لذت و نتیجه‌ی اعمال را نمی‌بریم.

حضرت موسی (ع) به خداوند عرض کرد: می‌خواهم آن مخلوقی که خود را برای یاد و ذکر تو خالص کرده است، ببینم. ندا آمد برو کنار فلان دریا، درختی است که بر شاخه‌اش، گنجشکی نشسته است؛ خالص‌ترین و عاشق‌ترین مخلوق من، اوست.

حضرت موسی (ع) رفت و دید که گنجشکی بر روی شاخه نشسته و مشغول ذکر خداوند است. از او پرسید: چند وقت است که اینجا هستی؟

گفت: از وقتی خداوند مرا خلق کرده است.

پرسید: به چه کاری مشغول هستی؟

گفت: به عبادت خداوند. ذکر می‌گویم و هر ذکری که می‌گویم، خداوند از آن، هزار ذکر منشعب می‌کند.

موسی (ع) پرسید: آیا آرزویی داری؟

گفت: بله؛ و آن اینکه یک قطره از آب این دریا را بخورم.

گفت: بخور، از شاخه‌ی این درخت تا آب، فاصله‌ای نیست!

گنجشک گفت: می‌ترسم به همین اندازه تا اینکه آب دریا به نوکم برسد، از لذت ذکر خداوند بازبمانم.

حضرت موسی (ع) دو دستش را بر سر زد و شروع به گریه کرد که اگر تو ذاکر هستی، من کیستم؟!

آشیخ عباس قمی در سفینة البحار می‌نویسد: وقتی آدم (ع) از بهشت بر زمین آمد، حیوانات به دیدن او آمدند. دسته‌ای از آهوان هم به دیدنش آمدند و به ایشان سلام دادند. حضرت تفقد کردند و دستشان را بر کمر آن‌ها کشیدند. نتیجه‌ی جواب سلامِ حضرت آدم (ع) و دست کشیدن ایشان، نافه‌ی مُشک برای آن آهوان شد.

این آهوان وقتی به صحرا بازگشتند و جریان را گفتند، بقیه‌ی آهوان هم تصمیم گرفتند به دیدن حضرت آدم (ع) بروند. آن‌ها آمدند و سلام کردند، حضرت پاسخ دادند و بر کمر آن‌ها دست کشیدند اما نافه‌ی آن‌ها مُشک نشد! تعجب کردند و از حضرت آدم (ع) دلیل را سؤال کردند. در آن هنگام ندا آمد: گروه اول از آهوان، انگیزه‌شان از دیدار آدم (ع)، سلام بر ایشان بود اما انگیزه‌ی گروه دوم از دیدار آدم (ع)، داشتن مُشک بود.

3- درک این مسئله که ما انسان‌ها، ضعیف هستیم و قدرتی نداریم. ما قدرت ردّ قضا و قدرت رفع بلا و مقابله با خواست خداوند را نداریم بنابراین باید در همه‌ی امورمان بر خداوند توکل کنیم. نتیجه‌ی اینکه به ضعف خود پی می‌بریم، توکل به خداوند است.

سوره‌ی «ص» از سوره‌های زیبای قرآن است که توصیه‌شده در نماز شب بخوانید. مرحوم آقای طباطبایی در قنوت نماز شب‌شان این سوره را می‌خواندند. فرمودند شبی حجاب‌ها از چشمم کنار رفت و باغ‌های بهشت و چشمه‌های آن را دیدم، حوریان بهشت را در اطراف خود دیدم که به من التماس می‌کردند تا نگاهی به آن‌ها بیندازم اما من همچنان به خواندن این سوره ادامه دادم. دیدم این سوره از زیر چشمه‌ی عرش بیرون می‌آید.

در این سوره آیه‌ی عجیبی داریم که آیه‌ی 34 است و می‌فرماید: سلیمان را مبتلا کردیم، درب اتاق خود را باز کرد و دید جنازه‌ای بر روی تختش افتاده است!

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه فرمودند: خداوند به سلیمان (ع) یک پسر داد. دیوان و جنیان که مخالف سلیمان بودند و مُسخّر او بودند، گفتند اگر این پسر، بزرگ شود همانند پدرش می‌شود و ما دوباره مُسخّر باقی می‌مانیم؛ پس نقشه کشیدند که پسر او را بکشند. سلیمان متوجه شد و با همه‌ی حشمتش، پریشان شد که پسرش را به کجا ببرد و مخفی کند. پس فرزندش را بلند کرد و در دلِ ابرها گذاشت و با خود گفت که دیگر دست دیوان و اجنه به ابرها نمی‌رسد؛ و خداوند در این آیه می‌فرماید: جان پسرش را در دل ابرها گرفتم تا سلیمان بداند که باید بر من توکل کند و نه بر ابرهای آسمان! او به خود آمد و توبه کرد.

4- شناخت دوست و دشمن اعم از دشمن درون و دشمن بیرون. دشمن درون، نفس ما است. یکی از دلایلی که آشیخ محمد کوفی یار امام زمان (عج) شد، مخالفت با نفسش بود. اگر دلش نان و حلوا می‌خواست، نان با چیز دیگری می‌خورد و می‌گفت ای نفس! تنبیه شو که هر چه تو بخواهی، به تو نمی‌دهم! باید یاد بگیری که صبور باشی.

پس وقتی درد را شناختیم آنگاه به دنبال درمان می‌رویم. فرموده‌اند: درمان مرض‌های دل، پنج چیز است: تلاوت قرآن با تفکر، گرسنگی کشیدن و کم خوردن، بیدار شدن در نیمه‌شب، تضرع به درگاه خدا در سحرگاهان و مناجات با خداوند، نشست ‌و برخاست با صالحین.