دیروز گفتیم ماه رمضان برای ثروتمندان ماه یادآوری گرسنگان و فقیران است که در این ماه انفاق می کنند؛ و ماه رمضان برای مؤمنان ماه یادآوری گرسنگی و تشنگی در روز قیامت است که با انجام اعمالی، خودشان را برای آن روز آماده می کنند و اما این ماه برای عاشقان، ماهِ یادآوری گرسنگی و تشنگیِ امام حسین (ع) در کربلاست و روزانه دلهایشان را روانه ی کربلای حسین (ع) می کنند و قطره اشکی می ریزند یا سلامی به ایشان می دهند.
راوی نقل می کند که در مسجدالنبی نشسته بودیم فردی آمد و رسول اکرم (ص) را به خانه اش دعوت کرد( حضرت دعوت را رد نمی کردند) ایشان فرمودند: تنها بیایم ؟ او گفت: همه با هم تشریف بیاورید. راوی گفت: حضرت در جلو و ما به دنبال ایشان راه افتادیم برای مهمانی. در کوچه رسیدیم، پیامبر (ص) دیدند که حسین (ع) در کوچه با بچه ها بازی می کند . ایشان دستهایشان را باز کردند و به دنبال حسین (ع) دویدند. حسین (ع) هم شروع به دویدن و شادی کردن و خندیدن کردند پیامبر (ص) هم به دنبال ایشان می دویدند و می خندیدند تا بالاخره ایشان را گرفتند و به سینه فشردند. راوی نقل می کند که پیامبر (ص) یک دست خود را زیر چانه ی حسین (ع) برد و آن را بالا آورد و دست دیگر را به پشت گردن ایشان نگه داشتند سپس شروع کردند به بوسیدن زیر گلو ی ایشان . همه تعجب کرده بودیم که چرا ایشان چنین می کنند . سپس ایشان لبهای خود را روی لبهای حسین (ع) گذاشتند و شروع به بوسیدن کردند. سپس پشت گردن ایشان را شروع به بوسیدن و بوییدن کردند در حالیکه اشک می ریختند. همه ی ما از این صحنه متحیر مانده بودیم. پس از مدتی ایشان حسین (ع) را رها کردند و دستهای خود را بالا آوردند و فرمودند: این حسین از من است و من از حسین هستم، خدایا دوست بدار هر کس که حسین را دوست می دارد.
این “حب الحسین” چیست که ما را با خداوند پیوندِ این چنینی می دهد؟! حسین (ع) چه کرده که خداوند این همه به ایشان توجه کرده و این همه در وجود ایشان خیر و برکت را نهادینه کرده است؟!
سخن بزرگان است که می فرمایند هر کس می خواهد بداند که خداوند او را آمرزیده یا نه؛ به سوز دلش و اشک چشمش برای امام حسین (ع) نگاه کند. و البته بزرگان می گویند: هر وقت و هر کجا که شما به یاد امام حسین (ع) افتادید یقین کنید که آن لحظه امام حسین (ع) به یاد شما افتاده است ، لحظه ای که ما در روی زمین ایشان را یاد می کنیم، ایشان ما را در عرش الهی یاد می کند.
شیعیان امام حسین (ع) جان خود را با ایشان معامله می کنند.
و وقتی پرونده نو به ما داد توفیق هم می دهد که در مسیر خودش حرکت کنیم.
مرحوم شیخ رجب علی خیاط به مکتب نرفته بود و کتاب و استاد و … به خود ندیده بود اما وقتی فوت کرد علما دور هم جمع شده بودند که فردی پرسید: شیخ رجبعلی چگونه به این مقامات به این سرعت رسید؟! یکی از علما که اهل معنا بود حجابها برایش کنار رفت و شیخ را دید که چگونه در طول جوانی گیوه هایش را زیر بغل گرفته و در زمستان و تابستان با پای برهنه می دود تا به مجلس امام حسین (ع) برسد.
طی الارضِ مؤمن از مجالس امام حسین (ع) است آن هم در این ماه زیبای رمضان.
دیروز گفتیم که حضرت علی (ع) فرمودند: دعا کردن کلید رحمت است.
و گفتیم که رحمت یعنی سخن گفتن با خداوند؛ و خداوند دعا را بهانه قرار داده تا بنده اش با او سخن بگوید و رابطه ی عاطفی با او برقرار کند.
حال، می گوییم : همان طور که ما زندگی کردن و اخلاق و خانواده داری و سیاست و اقتصاد و راه رستگاری و … را از قرآن و اهل بیت (ع) باید یاد بگیریم دعا کردن را هم باید از این دو یاد بگیریم. در صد و شصت آیه از قرآن خداوند دعا کردن را به ما یاد می دهد که بخش اعظم آن دعا کردنِ انبیاء است که آنها چگونه دعا کرده اند؛ و این برای این است که ما در غالب دعا، فرهنگ دین و اسلام را یاد بگیریم.
حال، یکی از آیاتی که مکتب تعلیم دعاست آیه ی 15 سوره ی احقاف است ( هر کس حاجت دارد این سوره را امروز بخواند و به پدر و مادرش هدیه کند)
«وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»؛ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكي كند، مادرش او را با ناراحتي حمل ميكند، و با ناراحتي بر زمين ميگذارد، و دوران حمل و از شير باز گرفتنش سي ماه است، تا زماني كه به كمال قدرت و رشد برسد، و به چهل سالگي وارد گردد، ميگويد: پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكر نعمتي را كه به من و پدر و مادرم دادي بجا آورم، و عمل صالحي انجام دهم كه از آن خشنود باشي، و فرزندان مرا صالح كن، من به سوي تو باز ميگردم و توبه ميكنم، و من از مسلمينم.
این آیه تعلیم دعاست و با مقدمه ای زیبا در اول آیه، خداوند می فرماید:
«وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ»؛ما به انسان وصیت کردیم ( توجه کنیم که آنقدر این وصیت مهم است که خداوند به تمام انسانها با هر عقیده ای آن را وصیت کرده است از انسانهای گذشته تا آینده) « بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا» که به پدر و مادرشان احسان کنند (إِحْسَانًا تنوین دارد یعنی نیکی های برجسته کنید. یعنی نیکی که مشهور به آن شوید به مادر داری و پدر داری و احترام به آنها مشهور شوید. اگر مریض هستند خودت نگهداری کن و اگر سفر می خواهند بروند خودت ببر اگر نیازمند هستند خودت رسیدگی کن و …)
و عجیب است که «وَصَّيْنَا» پنج مرتبه در قرآن آمده است که سه مورد از آن در مورد والدین است و این اهمیت خداوند به این موضوع را می رساند.
ما در قرآن حتی یک حکم نداریم که فلسفه ی آن نیامده باشد و همه ی احکام یا فلسفه ی علمی یا اجتماعی یا … دارند و خداوند دلیل احسان به والدین و فلسفه اش را در ادامه ی آیه بیان کرده است زیرا:
«حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا» مادرت نُه ماه تو را در شکم خود با سختی و ناراحتی حمل کرد.
«وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا» و تو را با سختی و ناراحتی زایید. به رسول اکرم (ص) عرض کرد: یا رسول الله! مادرم را هفت بار به کول کشیدم و به مکه پیاده بردم آیا حق او تمام شده است؟ ایشان فرمودند: یک فریادی که هنگام وضع حمل تو کشید را هنوز جبران نکرده ای!!!
«وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا» سی ماه از تو مراقبت کرد.( داخل شکم و دوران شیردهی)
«حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً » و این جریان ادامه داشت تا بزرگ شدی و به چهل سالگی رسیدی( قرآن می گوید انسان دو بلوغ دارد جسمی که در هجده سالگی است و عقلی که در چهل سالگی است)
رسول اکرم (ص) فرمودند: کسی که سنش به چهل برسد باید به فکر جهان دیگر بیفتد که اگر نیفتاد شیطان دستش را به صورت این آدم می کشد و می گوید پدر و مادرم به فدای تو که، دیگر رستگار نخواهی شد.
ابن عباس ار قول پیامبر (ص) نقل می کند: هر کس از چهل سالگی بگذرد و نیکی هایش بر بدی هایش غالب نشود مهیای جهنم شود.
در ادامه ی آیه خداوند می فرماید حالا که به چهل سالگی و به رشادت عقلی رسیدی این رشید بودنت از دعا کردنت مشخص می شود که اینگونه دعا کنی:
«رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ » خدایا توفیق به من بده که بتوانم شکر نعمتهایت را که به من دادی به جا آورم
«وَعَلَى وَالِدَيَّ» و توفیق بده که شکر نعمتهایی که به پدر و مادرم دادی را به جا آورم
«وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ» و توفیق بده که من عمل صالحی کنم که مورد رضای تو باشد
«وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي» و روزی کن به من اولاد صالح را. (اولادی که در وجودش برای من بهره باشد در دنیا و آخرت)
این آیه می خواهد بگوید که باید بخشی از زندگیت برای خودت و بخشی برای پدر و مادرت و بخشی برای تربیت فرزندانت باشد.
«إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ» خدایا من توبه کردم. (کوتاهی های مرا ببخش. من این تقصیرات را به گردن می گیرم و از آنها توبه می کنم)
«وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» خدایا من تسلیم امر تو هستم.(و از دستوراتت تخطی نمی کنم)
رسول اکرم (ص) فرمودند: آقایِ نیکوکاران در بهشت، مردی است که بعد از مرگ پدر و مادرش به داد آنها برسد با دادن بدهی آنها، با استغفار برای آنها، با روزه قضا گرفتن برای آنها، به نماز قضا خواندن برای آنها، به عهد و پیمان آنها عمل کند، و دوستان آنها را حرمت کند، و صله رحم با رحم پدر و مادرش کند. ( سهم زنان هم تشویق و ترغیب شوهرانشان به این امور است)
رسول اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج به بهشت رفتم و صدای صوت قرآنی را می شنیدم که با آن تمام برگ درختان بهشت خم و راست می شدند. از جبرئیل سؤال کردم که این صوت کیست؟ او پاسخ داد: صوت “حارث بن نُعمان” از اصحاب و امت توست. پیامبر (ص) سؤال کردند او به چه عملی به مقام قاری قرآن در بهشت رسیده است؟ جبرئیل پاسخ داد: او قاری بهشت شده به خاطر احترامی که به پدر و مادرش می گذارد خصوصاً در مورد مادرش ؛ و در مقابل آنها طوری رفتار می کند که خدا می پسندد.
بسیاری از گرفتاریهای فرزندان ما برای این است که پدر و مادر ته دلشان از فرزندانشان راضی نیستند حتی اگر چیزی به آنها نگویند. اما برای اینکه گرفتاریهای آنها رفع شود مدام بگویید که خدایا من از فرزندانم راضی هستم چه بسا رضایت تو موجب هدایت و گشایش او شود.
شخصی آمد نزد رجبعلی خیاط (ره) و عرض کرد عده ای از اَشرار را گرفته اند و یکی از جوانان ما را هم بی گناه گرفته اند و حکم اعدام برای او بریده اند! شیخ مقداری فکر کرد و گفت: فقط مادرش می تواند او را نجات دهد، دل مادرش از او گرفته است. فرستادند و مادرش را به منزل شیخ آوردند و شیخ از او خواست که برایش دعا کند و مادر گفت خیر دعای من قبول نمی شود . شیخ عرض کرد که دلت از او گرفته است ؟! مادر شروع به گریه کرد و گفت: دلم از او گرفته اما نفرینش نکردم فقط دلم گرفته زیرا هنگامی که او تازه ازدواج کرده بود روزی بعد از صرف شام، من ظرفها را جمع کردم و به دست عروسم دادم تا آنها را به آشپزخانه بگذارد اما پسرم بلند شد و سینی را گرفت و به زمین زد و گفت مگر برایت کلفت آورده ام! به زن من دیگر دستور نده. من خجالت کشیدم اما چیزی نگفتم و شب تا صبح گریه کردم. شیخ گفت: پسرت به همین خاطر زیر طناب دار است او را دعا کن. مادر بخشید و دعا کرد. صبح که شد اعلام کردند در مورد او اشتباه کرده اند و پسر را آزاد کردند.
از این آیه ی دعا در قرآن درسهای فراوان می توان گرفت. درس پدر و مادر داری و درس تربیت اولاد و …
در رأس دعاها، دعا برای امام زمان (عج) است. یکی از وظایف واجب ما در زمان غیبت “صله کردن” به امام زمان (عج) است. “صله” یعنی اتصال یعنی انجام دادن اعمالی که ما را به امام زمان (عج) وصل کند.
چه چیزهایی ما را به امام زمان (عج) وصل می کند؟ کارهایی ایشان را از ما راضی می کند که در روایات آمده است.
مرحوم بحرالعلوم را که امام زمان (عج) در بغل گرفتند و فرمودند تو دریای علم هستی؛ مَنِشی داشتند، و آن این بود که هر چه داشتند مردم در آن سهیم بودند. روزی برای ایشان صبحانه آوردند اما ایشان نخوردند و ناهار و شام را هم که آوردند ایشان نخوردند و گفتند اشتها ندارم! اطرافیان نگران حال ایشان شدند . ایشان به همسر خود فرمودند: ظرف غذایی بکش و آن را تزیین کن.و سپس ظرف غذا را برداشتند و به خانه ی عروس و دامادی بردند که تازه ازدواج کرده بودند و آن شب غذایی نداشتند. در کنار آنها نشستند و هنگامی که آنها سیر شدند، ایشان به منزل خود آمدند و فرمودند: حالا ظرف غذایی برای من بیاورید.
روزی ایشان شاگرد خود سید جواد عالمی را خواستند و به ایشان تشر زدند که یک هفته است همسایه ات در فقر است و تو خبر نداری؟! او گفت: به خداوند قسم من نمی دانستم!!! آقا فرمودند: وای به حالت که خبر نداری؛ اما اگر خبر داشتی و به حال او رسیدگی نمی کردی که اسمت را از دایره ی شیعیان علی (ع) خط می زدند. این غذا و این پول را بردار و به خانه ی آنها ببر و از آنها دلجویی کن و دعا کن که خدا از سر تقصیراتت بگذرد. وقتی به خانه ی مرد رسید او گفت: از فقر من کسی خبر نداشت، سید بحرالعلوم عجب انسانی است!
حدیث است که دعا کردن برای فرح امام زمان (عج) صد اثر مثبت در زندگی شما دارد. در کتاب اکمال الدین از قول امام حسن عسگری (ع) فرمودند: غیبت مهدی ما طولانی خواهد شد.
باز فرمودند: غیبت صاحب الزمان طول خواهد کشید آنقدر که عامه مردم در هلاکت فتنه ها و حیرت ها واقع می شوند ( فوج فوج دین از دست می رود و منکر امام زمان می شوند و کافر می شوند و در فتنه ها و جنگها گیر می کنند) به جز دو دسته کسی نجات پیدا نخواهد کرد : 1- آنهایی که در معرفتشان به صاحب الزمان (عج) ثابت قدم هستند (با دلیل و منطق و عقل و دل به ایشان ایمان آورده و انتظار ایشان را می کشند) 2- گروهی که خداوند به آنها توفیق داده تا برای فرجش دعا کنند.
دعای زبانی و دعای قلبی و دعای زبانی-قلبی؛ هر کدام اثراتی دارند.
امام حسین (ع) فرمودند: هر کس با زبانش ما را یاری کند در قیامت با ما محشور می شود.
این دعا را سه مرتبه در شب و سه مرتبه در روز بخوانید که هر کس که در شب می خواند تا صبح در امان است و اگر روز بخواند از غرق و مرگ بد و دزد و آتش سوزی و کفر و الحاد، خداوند او را نجات می دهد.
« بسم الله، ماشاء الله، لا يَصرِفُ السوءَ اِلا الله، بسم الله، ماشاء الله، لا يَسُوقُ الخَيرَ اِلا الله، بسم الله، ماشاءَ الله، ما يَكونُ مِن نِعمَةٍ فَمِنَ الله، بسم الله، ماشاء الله، لا حول وَ لا قُوةَ الا بالله العلى العظيم، بسم الله، ماشاء الله، و صَلَى اللهُ علی محمدٍ و آله الطیبین»
امام زمان (عج) فرمودند: دوست و دشمن مرا در زمان غیبت با این دعا بشناسید که دشنان من توفیق خواندن این دعا را پیدا نمی کنند سپس فرمودند زمانی که ظهور کنم شعار دوستان و اطرافیان من این دعاست.
فرمودند هر حاجتمندی در دل شب از خواب بیدار شود و دو رکعت نماز به هر سوره ای که می خواهد بخواند و پس از سلام نماز سرپا ایستاده و دستهایش را بلند کند و 309 مرتبه ذکر « ماشاء الله» بگوید که خداوند آن امری را که به خاطرش این دعا را خوانده است به بهترین وجهی اصلاح می فرماید.