تمام ثواب امروز ما هدیه به حضرت خدیجه سلام الله علیها است. حضرت خدیجه کاری کردند که جبران کارشان فقط با داشتن اولادی مثل حضرت زهرا سلام الله علیها است، چرا که ایشان هر چه داشتند در راه خدا دادند و خداوند هم اراده کرد تا تمام خوبی ها را به او بدهد.
شب وفات پیامبر زمانی که حضرت زهرا با پیامبر وداع می کردند، به رسول اکرم فرمودند: پدر جان من بار دیگر شما را کجا ملاقات کنم، حضرت فرمودند: زمانی که قیامت بر پا می شود، حضرت زهرا فرمودند: اگر آنجا نشد، حضرت فرمودند: پای میزان، حضرت زهرا فرمودند: اگر آنجا نشد، رسول اکرم فرمودند: پای صراط، حضرت زهرا فرمودند: مادرم را کجا ملاقات کنم؟ رسول اکرم فرمودند: مادرت در قصره فیروزه ای خود در بهشت است و هیچ کدام از این صحنه ها را نمی بیند. که این نشان از مقام والای حضرت خدیجه است.
شب جمعه؛ شب سفر کردن به کربلای معلی
چرا ما را به سمت کربلا سوق می دهند؟
شب جمعه؛ شب دعا است
از جمله آداب شبهای جمعه شرکت در مجالس امام حسین علیه السلام است. سعی کنید در شبهای جمعه مجلس به هر نیتی هم که تشکیل شده است، حتما نوحه امام حسین را بخوانید و صدای سینه زنی در مجالس شب جمعه بلند شود.
یکی از علما نقل می کند: بیش از 20 سال در صحن امام حسین علیه السلام پیشنماز بودم و هر 5 نماز می خواندم. می گوید؛ مرجع تقلیدم به من ماموریت داد که برای تبلیغ به قم روم. کارهایم را انجام دادم و آماده حرکت به سمت ایران بودم. آخرین شب خیلی دلم گرفته بود، برای وداع به حرم آمدم و حس کسی را داشتم که قرار است از عزیزترین کس خود وداع کند. صدای ناله ام در حرم بلند شده بود، بعد از مدتی چشم هایم سنگین شد و حالت مکاشفه به من دست داد که امام را دیدم و فرمودند: چه شده؟ چرا ناله سر می دهی؟ گفتم آقا جان از حرم شما دور می شوم و من طاقت ندارم. امام عنایتی کردند و فرمودند: ناراحتی نکن، به ایران که رفتی هر جا مجلس روضه برپا بود، به آنجا برو و در مجلس شرکت کن که آنجا کربلای من است.
امشب همه باید سعی کنیم در رابطه با امام حسین و کربلا کاری انجام دهیم. البته قید بر این است که در این مجالس دلمان بشکند و اشکی جاری شود که در آن وقت انشاالله برکات نازل می شود.
آدم ها ویژگی های گوناگونی دارند. ارزشمندترین آنها معروف شدن به باب الحوائج است. کربلا چند باب الحوائج دارد؛ حضرت رقیه، حضرت عباس و حضرت علی اصغر.
دل شما امشب به در خانه کدام باب الحوائج کربلا رفته است؟! دو باب الحوائج در کربلا خیلی دردناک است.
دو عضو ما در رفع نیازهای ما خیلی کار می کند، یکی دستهایمان است و دیگری زبان است، با زبان نیازهای خود را بیان می کنیم. این دو عضو را اگر کسی نداشته باشد خیلی سخت است. در کربلا کسی بود که دست نداشت اما وقتی دستهایش را بریدند، زبان داشت و برادر خود را صدا زد. اما در کربلا شخص دیگری بود که زبان نداشت که نیازهایشان را بیان کنند. حضرت علی اصغر تشنه بودند اما زبان نداشتند که این تشنگی را بیان کند. یکی از بزرگان نقل می کند که روزی همسرم با من تماس گرفت و گفت هر چه می کنم کودکمان آرام نمی شود به خانه بیا که او را به دکتر ببریم. به خانه رفتم هر کاری کردم نتوانستم کودک را آرام کنم. پارچ آبی روی میز بود همین که او را بغل کردم و خواستم از اتاق خارج کنم دیدم کودکم به سمت پارچ خیز برداشت. به بچه آب دادم خورد تا اینکه آرام شد و در بغل من خوابش برد فهمیدیم که کودکمان تشنه بوده است.
1ـ یک دلیل آن این است که با این کار همیشه اندازه ایمان خود را بسنجیم. بزرگانی همچون شیخ جعفر مجتهدی می فرمودند: اگر نام امام حسین را بشنوید و تغییر در شما به وجود نیاید، بدانید که ایمان شما ضعیف شده است، زیرا نام حسین علیه السلام محک ایمان است.
2ـ وجود امام حسین علامت شوق به خیر در ما است. کربلا معدن خیرات، برکات، غفران، عرفان، رحمت الهی و تمام خوبی ها است. کسی که به کربلا شوق ندارد، گرایش به خیر ندارد. عرفا می گویند: هر روز با قافله اشک راه بیافتید و به کربلا سری بزنید.
3ـ کربلا دانشگاه عشق است. در دانشگاه امام حسین دو واحد را باید بگذرانیم یکی محبت و دیگری معرفت است. به کربلا می رویم تا گدایی محبت کنیم و معرفت حاصل کنیم.
آقای دولابی روحشان شاد، از لطائف قرآن آگاهی داشتند. از ایشان پرسیدند از کجا این معرفت را کسب کرده اید؟ ایشان فرمودند: در سفری که در نوجوانی به کربلا رفته بودم خیلی دلم می خواست برای تحصیل به حوزه نجف بروم ولی پدرم موافقت نمی کردند. شبی به حرم رفتم و سینه خود را به حرم چسباندم و از امام خواستم تا پدرم را راضی کنند. حالت مکاشفه ای دست داد و از داخل ضریح دستی بیرون آمد و سیبی را به داخل سینه من فرو کرد و صدایی آمد که با پدرت برو، دیگر نیازی به حوزه نداری.
علم قرآن؛ همان خوراکی های بهشتی است که در بهشت حوران بهشتی پذیرایی می کنند و در این دنیا به شکل علم است که به دست امام حسین علیه السلام به شما خورانده می شود و به وسیله حب امام در دل ما قرار می گیرد و به همین دلیل ما را به سمت کربلا سوق می دهند.
برای درک این مطلب، نیاز به مقدمه ای داریم:
ما برای زندگی به سه چیز نیاز اساسی داریم که جزو ضروریات هستند: هوا، آب و نور.
روح و عقل ما هم به همین سه چیز برای حیات نیازمند هستند.
1ـ روحمان به هوا نیاز دارد. هوایی که باید در آن تنفس کنیم که عقلمان در آن رشد کند؛ کلام خداوند و وحی آسمانی است. رسول اکرم می فرمایند: خانه ای که در آن قرآن تلاوت می شود، این خانه نور به آسمان می دهد همانند کوکب دری که به زمین نور می دهد. می گویند کوکب دری چند هزار برابر نور خورشید نور به زمین می دهد.
2ـ روحمان برای حیات به آب نیاز دارد که این آب همان وجود نازنین صاحب الزمان است. «إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»؛[1] «اگر آبهاي (سرزمين) شما در زمين فرو رود چه كسي ميتواند آب جاري در دسترس شما قرار دهد؟». در ذیل آیه روایت داریم که ماء المعین وجود نازنین امام زمان است. زمانی که امام شما غائب است مانند آبی است که به زمین فرو رفته، چه کسی می تواند شما را به صراط مستقیم هدایت کند؟!
3ـ نور سومین چیزی است که روحمان برای حیات نیاز دارد.
امام جعفر صادق به ابوثمالی فرمودند: هر گاه خواستی به کربلا بروی، سه روز روزه بگیر (چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه) و بعد حضرت دستوراتی دادند و فرمودند: وقتی به کربلا رسیدی پابرهنه شو و به سمت حرم برو، مقابل ضریح که رسید بگو: مَا أَعْظَمَ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ جَدِّكَ [أَبِيكَ] رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَا أَعْظَمَ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ عِنْدَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ [عِنْدَ رُسُلِ اللَّهِ] السَّلَامُ مِنِّي إِلَيْكَ وَ التَّحِيَّةُ مَعَ عَظِيمِ الرَّزِيَّةِ عَلَيْكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ نُوراً فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ نُوراً فِي الْهَوَاءِ وَ نُوراً فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى كُنْتَ فِيهَا نُوراً سَاطِعاً لَا يُطْفَأُ وَ أَنْتَ النَّاطِقُ بِالْهُدَى …؛[2]چه قدر مصيبت شما نزد جدّتان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بزرگ است، و چه قدر مصيبت شما نزد كسى كه خدا را مىشناسند عظيم مىباشد، و چه قدر مصيبت شما در ملاء اعلى با عظمت است، و چه قدر مصيبت شما نزد انبياء خدا و فرستادگان او بزرگ مىباشد، درود من به تو و تحيّت و تهنيت من در حالى كه مصيبت شما عظيم است بر شما، شما نورى بودى در صلبهاى عالى مقام، و نور بودى در تاريكىهاى زمين و هواء، و نور بودى در آسمانهاى مرتفع، شما در آسمانها نور درخشانى بودى كه خاموش شدنى نبود و شما به هدايت و رشد مردم سخن مىگوئيد.
برای رشد عقلی ما وسایلی در اختیارمان قرار داده اند:
جسم ما به همان اندازه ای که برای رشد به هوا نیاز دارد، عقلمان نیز به همان اندازه برای حیات به کلام آسمانی و قرآن نیاز دارد.
و جسم ما به همان اندازه ای که برای رشد به آب نیاز دارد، عقلمان نیز به همان اندازه برای حیات به امام زمان نیاز دارد.
و جسم ما به همان اندازه ای که برای رشد به نور نیاز دارد، عقلمان نیز به همان اندازه برای حیات به امام حسین نیاز دارد.
امام صادق فرمودند: مردم بسیار دعا کنید، زیرا دعا کلید هر رحمت و مایه روا شدن هر حاجتی نزد خداوند است. هر حاجتی جز با دعا بدست نمی آید و هیچ دری نیست که بسیار کوبیده شود جز آنکه به روی کوبنده باز شود.
بزنطی نقل می کند: خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض کردم فدایت شوم حاجتی دارم که چند سال است که دعا می کنم اما روا نمی شود آنقدر است که در دل شک کردم که دعا بی فایده است، امام فرمودند: بزنطی اگر من علی بن موسی الرضا چیزی به تو بگویم باور می کنی؟ عرض کردم: آری، امام ادامه دادند: پس باید به خداوند بیش از من اعتماد داشته باشی چرا که خود خداوند فرموده که اگر بنده ای مرا صدا بزند، اجابت می کنم.
رسول اکرم فرمودند: خداوند هر وقت پیامبری می فرستاد به او وحی می کرد که رسول من هر جا ماندی مرا صدا بزن و هر چه تو را غمگین ساخت مرا بخوان که تو را اجابت کنم. خداوند این بزرگترین نعمتی را که به انبیا الهی ارزانی داشته بود به امت من هم داده و فرموده: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»[3].
در راس تمام دعاها دعا برای امام زمان است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس که انتظار فرج را به درستی داشته باشد علامتش چند چیز است یکی این است که برای فرج دعا کند.
فرج دو مدل است: یکی دعا برای امام زمان می کنیم که این دعا سبب گشایش کار من می شود و دوم دعا می کنیم و فرج و گشایش برای عالم می شود که اگر طول غیبت کم شود فرج برای تمام عالم است.
دعا کردن برای فرج در حقیقت مثل نماز باران است. باران اگر نیاید چاه خانه من خشک می شود و باغچه من بی آب می ماند، حال اگر من نماز باران بخوانم و باران ببارد، علاوه بر اینکه چاه خانه من پر آب می شود تمام چاه ها هم پر آب می شوند.
هر وقت هم ما برای هدایت جوانی دعا کنیم یا دعا برای رفع فسادهای اخلاق بکنیم و یا دعا کنیم که خداوند مصیبت ار از شیعیان دور کند و یا برای برادران و خواهران دینی خود دعا کنیم؛ در حقیقت برای فرج دعا کرده ایم چرا که غم هر محبی دل امام زمان را غمگین می سازد.
پیامبر اکرم تاکید کردند به خواندن دعای زیر، همیشه و در هر مسئله ای که پیش می آید:
اللهمَ بارِک عَلینا وَرفَع عنّا بَلایانا یا رَئوفُ لَبَیک اِشفَع لَبَیک وَرحَم لَبَیک وَ اَنَّ الله یَبعَثُ مَن فی القُبور و صلّی الله عَلی خَیرَ خَلقِه محمدٍ وَ آله اَجمَعین وَ سَلّمَ تَسلیماً کثیراً کثیراً دائِماً اَبَداً بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراّحِمین.
این نماز برای رفع گرفتاری و مشکل مخصوصا برای کسی که رزق و روزی اش تنگ است سفارش شده است، مداومت بر این نماز رحمت و برکت را از آسمان برای انسان سرازیر می کند:
2 رکعت نماز؛ در رکعت اول بعد از حمد سوره توحید و بعد سوره فتح را خوانده تا انتهای آیه 3 که به “نصراً عزیزاً” ختم می شود. سپس رکوع و ادامه نماز. در رکعت دوم بعد از حمد، سوره توحید، بعد سوره شرح و سپس سوره فتح را از آیه 4 تا انتهای سوره بخوانید و سپس رکوع و ادامه نماز. بعد از نماز برای گشایش رزق و روزی دعا کنید.
[1] . ملک/ آیه 30.
[2] ابن قولويه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات، ص 230، نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.
[3] . غافر/ آیه 60