بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا (ع) أغیثینی

در جلسه ی دیروز گفتیم که دهه ی دوم را بهتر است با ذکر و نماز و دعا جشن بگیریم و به این آیه ی قرآن عمل کنیم که می فرماید:” وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا”

این شب ها دعاهای مخصوص و نماز هایی دارد. دعای امشب دعایی است که نمونه ندارد و فرمودند هر گاه دلت برای خداوند تنگ شد این دعا را بخوان. این دعا صدا کردن چند اسم خداوند است. معمولا اسم های خداوند را سه مرتبه یا هفت مرتبه یا ده مرتبه صدا می کنیم. عجیب است که در این دعا به پیغمبر (ص) فرموده اند که هر کدام از اسماء را هشت مرتبه باید صدا کنی. در دعا های دیگر به این صورت نیست.

دعا:

«یا اَللهُ (8مرتبه) یا رَحمنُ (8 مرتبه) یا رَحیمُ (8 مرتبه) یا غَفورُ (8 مرتبه) یا رَئوفُ (8 مرتبه) یا حَنانُ (8 مرتبه) یا عَلیُ (8 مرتبه) صَلی اللهُ عَلی مُحمد و آلِهِ اِنَّکَ اَنتَ الغَفورُ الرَحیم»

خانم مالک می فرمودند: شب های شانزدهم ماه رمضان این دعا را بخوانید اما شب های دیگر تا دلت خیلی برای خلوت کردن با خداوند تنگ نشده این دعا را نخوان. این مناجات خاصیتی دارد که هنگام دلتنگی باید از آن استفاده کرد.

ذکر امشب:

رسول الله (ص) به خداوند عرض کردند: پروردگارا! دلم می خواهد که بدانم چه کسانی را دوست داری تا من هم آنها را دوست بدارم.جواب آمد: هرگاه دیدی بنده ای زیاد یاد من می کند و زیاد اسم من را صدا می کند بدان که من به او اجازه داده ام که زیاد یادم کند پس او را دوست دارم و تو نیز او را دوست داشته باش.

این حدیث می گوید که اگر روزی توفیق نداشتی که ذکر خدا را بگویی به این دلیل است که خداوند به تو اذن نداده تا او را یاد کنی و می گوید من را به دست فراموشی سپرده ای پس من نیز تو را از یاد می برم.

کدام اسم خداوند را امشب یاد کنم؟ خداوند یک اسم ذات دارد که “الله” است و اولین اسمی است که برای خودش گذاشته است. اما اولین اسمی که برای صفاتش گذاشته است “العلی العظیم” است. که عظیم نوزده مرتبه در قرآن کریم چه به تنهایی، چه مشتقاتش تکرار شده است. “عظیم” در میان اسماء خداوند یک برازندگی دارد که دیگر اسماء خداوند ندارد. و آن این است که تنها اسمی است که خداوند در قرآن امر کرده است که آن را ذکر بردار.” فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ” تسبیح با این ذکر را خداوند دستور داده است. عدد ذکر “یا عظیم” 1020 مرتبه است. اثر این ذکر این است که انسان را از عظمت و بزرگی و هیبت خداوند می ترساند و همت و تلاش را زیاد می کند و انسان را از پستی و حقارت نجات می دهد و قلب انسان را قلب عرشی می کند و اثرات فراوان دیگر نیز دارد.

نماز :

به ما گفته اند که در هر ایامی سعی کنید توسل به امام زمان(عج) داشته باشید.با صله و دعا کردن و توسل گرفتن و یا با هدیه دادن؛ به هر شکلی ارتباطت را با امام زمان(عج) تقویت کن. یکی از راهها ی رابطه با امام زمان(عج) نماز امام زمان(عج) است. این نماز به این گونه که گفته می شود گنج است و هر کسی که این نماز را می خواند باید امید داشته باشد که حضرت نگاهی به او خواهد کرد.

به این صورت که:

دو رکعت نماز امام زمان(عج) می خوانم قربة الی الله.درهر رکعت حمد تا” ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین”که آن را صد مرتبه می گوییم سپس ادامه ی سوره و سپس سوره ی توحید را دویست مرتبه می خوانیم.

پس از سلام نماز هفتاد مرتبه “بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ” سپس سجده رفته و دویست مرتبه “یا رَبِّ ” می گوییم و در این یا رب گفتن ها حاجت را نیز در نظر می گیریم.

در باب فضائل امام حسن (ع):

امروز روز تولد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) است. فرمودند غروب روز پانزدهم ماه مبارک، دم افطار نباید در نامه ی عملت هیچ گناهی باشد باید آمرزیده شده باشی اما استغفار و توبه ی خودم برای خودم در امروز کم است و اگر دیگران هم برایمان استغفار کنند نیز کم است بلکه امروز پیغمبر (ص) باید برای ما استغفار کند. در آیه ی 64 سوره ی نساء آمده است: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً»؛ آنهایی که به خودشان و به نفسشان ظلم کرده اند و به انحراف رفته اند و دچار زشتی ها شده اند اگر بیایند به سمت خداوند و استغفار کنند خداوند آنها را می بخشد و اگر رسول الله (ص) نیز برای آنها استغفار کنند آنها به درستی خداوند را توبه پذیر و مهربان می بینند.

گاهی آمدن خود گنه کار به درگاه خداوند کافی نیست و باید رسول الله(ص) برای او استغفار کند.

آیه شأن نزول دارد و آن این است که مردی در مدینه کار ناپسندی انجام داد پیغمبر(ص) فرمودند او را پیدا کنید و هر جا بود او را به نزد من بیاورید که می خواهم او را شلاق بزنم. آن شخص خودش را پنهان کرد اما دیگر نتوانست و صبرش تمام شد. روزی دید که نوه های رسول الله (ص) در حال بازی در کوچه اند به سمت بچه ها رفت و امام حسین (ع) را بر شانه ی چپ و امام حسن (ع) را بر شانه ی راستش نشاند مردم نیز در حال نظاره ی او بودند سپس آمد به مسجد النبی، پیغمبر (ص) را دید که روی منبر در حال سخنرانی کردن است، مرد عرض کرد: سلام بر تو ای رسول خدا(ص)! ببین که چگونه نوه هایت را بغل کرده ام من آنها را به شفاعت نزد تو آورده ام یا رسول الله(ص). پیغمبر(ص) تا آنها را دیدند، خندیدند. سپس جبرئیل آمد و فرمود: یا رسول الله(ص) خداوند بر تو سلام می فرستد و می فرماید آنهایی که به خودشان بد کرده اند و پشیمان شده اند و نزد تو می آیند تو بگو خدایا آنها را ببخش تا من نیز آنها را ببخشم و بیامرزم. سپس پیغمبر(ص) آن مرد را بخشیدند.

کریم به چه معنی است؟

تمام ائمه ی معصوم (ع) برای خودشان نشانه ها و صفاتی دارند که همه اشان باید داشته باشند. مثل علمِ کامل، روحِ کامل، معرفت به قرآن و… نمی توانیم بگوییم مثلا امام رضا (ع) رئوف است و امام حسن (ع) کریم است. کرم و رأفت را همه اشان دارند. ما در زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم که شما “اصولُ الکَرَم” هستید یعنی ریشه ی کرم هستید و فرقی بین شما نیست.

معنای کریم چیست؟

مرحوم علامه ی طباطبایی می فرمایند که برای کریم و کرم لغت مترادف فارسی نداریم مگر اینکه بگوییم کریم آن شیء یا شخصیتی است که از هر عیبی و حقارتی و آلودگی ای به دور است و هیچ حقارتی در وجودش راه ندارد.

در زیارت جامعه می خوانیم درِ هر چیزی با دست شما ائمه(ع) باز می شود و به خاطر شما است که خداوند آسمان را به زمین فرود نمی آورد.

خداوند در قرآن کریم چند چیز را کریم می گوید: رسولُ الکریم، لَقرآنِ الکریم، زوجِ الکریم، رِزقُ الکریم اَجرُ الکریم، کِتابُ الکریم، مَلِکٌ کریم، قولاً کریما و مُدخِلاً کریما فَإنَ رَبی غَنیٌ کَریم (همانا خدای من غنی و کریم است) مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (و ای بنده ی گنه کار چگونه به کرم خداوند مغرور شده ای).

اما پس چرا فقط به امام حسن (ع) کریم می گویند؟

زیرا در میان اهل بیت(ع)، امام حسن(ع) حلم و کرم را با هم داشته اند. سکوت امام (ع) در میان اهانت ها به خودشان حلم است. و لطف و محبت ایشان و بخشِشِ ایشان به افرد اهانت کننده به خودشان نشانه ی کرم ایشان است.

در مسجد کوفه معاویه بر بالای منبر رفت و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نشسته بودند. معاویه شروع کرد از علی(ع) بد گفتن. امام حسین(ع) بلند شدند که جواب معاویه را بدهند که امام حسن(ع) دست ایشان را گرفتند و ایشان را نشاندند. ایشان نشستند و آقا خودشان بلند شدند و در نهایت آرامش فرمودند: ای معاویه! نام پدر من را بردی، نام پدر من علی(ع) است و نام پدر تو صخر، نام مادر من فاطمه(س) است و نام مادر تو هند، نام جد من رسول الله(ص) است و نام جد تو ابی سفیان است، من از قبیله ی بنی هاشم هستم؛ شّر شما همیشه با ما بوده و ما را آزار داده است اکنون نیز شر شما با ماست تا ظهور فرزند ما مهدی(عج) نیز خواهد بود و خداوند لعنت کند آن کسانی را که به ما بد بگویند. ناگهان تمام مسجد حتی یاران معاویه گفتند الهی آمین.

امام حسین(ع) کریم است اما کرم و حلم را با هم مخلوط نمی کند.

دو برادر بودند به نام های عبدالصمد و عبدالله. هر دو عاشق معاویه بودند و همه جا معاویه را امام زمان خودشان معرفی می کردند و از امام حسن (ع) بد می گفتند. روزی عبدالله با یکی از شیعیان امام حسن(ع) درگیر شد هر کدام از امام خود گفتند. درگیری بالا گرفت. آنها را آوردند نزد امام حسن(ع). امام(ع) به عبدالله فرمودند: حرف تو چیست؟ او گفت: من می گویم شما امام نیستید و پدرتان نیز امام نبوده است. و شما آشوب گری هستید که جامعه ی اسلامی را به آشوب کشانده است و من می گویم که معاویه امام زمان است و تبعیت از او بر ما واجب است. امام(ع) داخل اتاقی رفتند و بشقابی نفیس از نقره آوردند و به او دادند و فرمودند: این برای تو. فردا نیز اگر بیایی و به من بد بگویی من نیز به تو چیز دیگری خواهم داد! عبدالله متحیر ماند و فرار کرد و وقتی به خانه رسید بسیار گریه کرد و بعد از آن همراه با صد نفر دیگر به سمت خانه ی امام(ع) رفتند در حالیکه شعار می دادند: أَشهَدُ أَنَّ عَلياً وَليُ الله و أَشهَدُ أَنَّ حَسَنَ ابنِ عَلی حُجَةُ الله.

ادامه ی بحث:

امام حسن مجتبی(ع) پنج ساله بودند که به مسجد می رفتند و به خانه می آمدند و خطبه ای که رسول الله(ص) در مسجد می خواندند را برای فاطمه(س) می خواندند. فاطمه (س) به حضرت علی(ع) خبر دادند که حسن (ع) بسیار زیبا و شیوا و ماهرانه سخنرانی می کنند و بسیار به کلام تسلط دارند. یک روز علی(ع) امام حسن(ع) را صدا زدند: حسن جان! دلم می خواهد سخنرانیت را بشنوم. امام(ع) فرمودند: چشم پدر جان. ایشان شروع کردند:

سخن اول :بسم الله الرَحمنِ الرَحیم اَلحمدُاللهِ الَذی مَن تَکَّلَمَ سَمعَ کَلام. حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که هر کس حرفی بزند شنونده ی حرفش خداوند است. (یعنی هر چیزی که ما می گوییم در ابتدا خداوند می شنود و وقتی شنید آن را در نظام هستی حفظ می کند سپس در قیامت آن را به محشر می آورد. سپس کلام را دو قسمت می کند اگر خوب است مزدش را می دهد و اگر نا حق است تنبیه اش می کند. )

در زیارت نامه ی امام رضا(ع) به ایشان می گوییم: خدا نابود کند آن کسانی که شما را با زبانشان کشتند.

جمله ی دوم: مَنْ عَاشَ فَعَلَيْهِ رِزْقُهُ. و به هر کسی که زندگی داده روزی او را آماده کرده است. (اگر این جمله را قبول کنیم دیگر هیچ گاه حرام خواری نخواهیم کرد)

حدیث علی(ع): خداوند بارانی که از آسمان می فرستد را سهمیه بندی کرده است و سهم هر جانداری را کنار گذاشته است.

اما تلاش ما برای این است که راه بدست آوردن آن رزق را پیدا کنیم. روزیِ ما را داده است و ما باید بروم و راه درست برای به دست آوردن آن را پیدا کنیم.

رسول الله(ص) فرمودند: روز قیامت خداوند فردی را بالا نگه می دارد که همه او را ببینند سپس منادی ندا می دهد روز تسویه حساب است هر کس حقی دارد بیاید و بگیرد. بدترین حالت زمانی است که آن کس که بالا نگه داشته شده آشنایی ببیند که به سمت او می آید. با خود می گوید نکند او حقی بر گردن من دارد! در مقابل یک قِران حقی که به گردنش است هفتصد رکعت نماز قبول او را می گیرند و به صاحبِ حق می دهند.

کسی که لقمه ی حرام خورد هیچ گاه حق را نمی پذیرد و به سمت طاغوت می رود و از اطاعت خداوند سر باز می زند و آن لقمه ی حرام در نسلش اثر منفی دارد و دلش سنگ می شود و عبادتش قبول نمی شود.

پیغمبر(ص) فرمودند: هر شب بر بالای بیت المقدس ملکی داد می زند: کسی که لقمه ی حرام بخورد خداوند واجب و نافله ای از او را قبول نمی کند در عوض پیغمبر(ص) فرمودند: آن کس که تلاش می کند تا روزیِ حلال سر سفره اش بیاورد روز محشر وارد قیامت می شود در حالی که صورتش مانند ماه می درخشد.

جمله ی سوم: مَنْ سَكَتَ عَلِمَ ما فی نَفسِه. و وقتی ساکت هستی می داند که در دلت چه چیز هایی می گویی.(او می داند که میل دلت به کدام سمت است)

جمله ی چهارم: مَنْ مَاتَ فَإِلَيْهِ مَعادَه. حمد و ستایش برای خدایی است که هنگامی که کسی مرد بلافاصله او را به سمت معاد می برد.

ما پنج روز داریم:

  1. روز مفقود. که دیروز را می گویند.
  2. روز مشهود. که امروز را می گویند.
  3. روز موعود. که فردا را می گویند.
  4. روز حسرت . روزی که از دنیا می رویم.
  5. روز ممدود. که روز قیامت است.

می گویند انسان ها مرگ های مختلف دارند گاهی دل انسان می میرد، گاهی روح او می میرد، گاهی نفس او می میرد. کسی که دلش بمیرد از رستگاری دور می شود. کسی که روح وجانش بمیرد از مولایش دور می شود و کسی که تنش بمیرد از مادیات دور می شود.

امام صادق(ع): مؤمن وقتی از دنیا می رود شفیعانش با او وارد قبر می شوند. اولین شفیع نمازش است که سمت راستش در داخل قبر می نشیند. دومین شفیع ذکات و صدقاتش است که سمت چپش در داخل قبر می نشینند. سومین شفیع اخلاق خوبش و کار های نیکش است که بالای سرش می نشیند و شفیع چهارم صبر و شکیبایی اش است که روبه رویش می نشیند. و هنگامی که نکیر و منکر می آیند میت از ترس می خواهد دوباره جان دهد که صبر به نماز می گوید که کمکش کن و اگر از تو برنیامد، بگو ذکات کمکش کند، از او برنیامد، بگو اخلاق خوبش کمکش کند واگر از هیچ کس بر نیامد من هستم. از من کار بر می آید که خودِ روزه نیز صبر است.

علی اکبر نهاوندی از بزرگان است. روزی به او خبر دادند که شاگردت در حال مرگ است.ایشان نزد شاگردش رفت و دید که شاگردش در حال احتضار است به او گفت: پسرم بگو “لا الله الا الله”. او گفت: نمی گویم. آقا گفت: بگو “اَشهَدُ أَنَّ مُحمَداً رَسولَ الله” او گفت: نمی گویم. تا اینکه شاگردش از دنیا رفت. ایشان می فرمایند: من ترسیدم با خودم گفتم مگر او چه کار کرده بود که این گونه مرد. از دوست نزدیکش پرسیدم او مگر چه می کرد که این گونه مرد؟ دوستش گفت: او سه عیب داشت. گه گاهی لب به شراب می زد؛ سخن چینی می کرد؛ و هرگاه نعمتی در دست بنده ای می دید به او حسادت می ورزید.

جمله ی پنجم: فَإِنَ قبورَ مَحَلُنا. به محض اینکه مرگ آمد محله اِمان عوض می شود و از خانه هایمان به قبرستان می رویم و محله امان قبرستان می شود.

و اَنَّ القیامَةِ موعودِنا. همانا قیامت وعده گاه ماست.

وَاللهُ عارِضُنا. و وقتی وارد قیامت شدیم در آن قرارگاه جز خداوند هیچ کس را نداریم. عارضنا معنای دیگری نیز دارد یعنی همان گونه که هیچ کس را جز خدا نداریم همان طور خدا نیز طرف حساب ماست.

همان خدا قرار است که از ما سؤال کند که عمرت را چگونه گذراندی؟ و بدنت را کجا فرسوده کردی؟ و مال و ثروتت را از کجا آوردی و کجا خرج کردی؟ و از محبت ما اهل بیت می پرسد که با آن چه کردی؟

در آخر سخنانشان می فرمایند: و خداوند علی (ع) را دَری قرار داده است که هر کس از این در وارد شود در امنیت کامل است.

امام صادق(ع) فرمودند: هر کس در روز قیامت باید نامه ای از علی(ع) داشته باشد تا از پل صراط عبور کند. حتی انبیاء و حتی رسول الله(ص) و شرط عبور از صراط حُبِ علی(ع) است.

وقتی سخنان امام حسن(ع) تمام شد سکوت کردند. علی(ع) بلند شدند و پیشانی و لب های ایشان را بوسیدند. هنگامی که ایشان نزد مادرشان آمدند، فرمودند: از هیبت پدرم علی(ع) نتوانستم سخرانی کنم.