امروز روز مهم و سختی است و این سختی برای این است که ما باید بفهمیم که این مهلت دوباره ای که خداوند دیشب برای یک سال در اختیار ما گذاشته را باید در کجا مصرف کنیم، و اصلا این مهلت را برای چه کاری به ما داده است. او می خواهد که ما این فرصت را به چه کاری بپردازیم. روز قیامت سؤال این است که عمرت را در کجا مصرف کرده ای؟ من این عمر دوباره را به تو داده بودم که مرا که “کَنزِ مخفی” هستم پیدا کنی و وقتی من را پیدا کردی، بشناسی و وقتی شناختی، بندگیِ مرا کنی.
هر چیزی غیر از این در زندگی جزء تفریحات زندگی به حساب می آید و اصل زندگی شناخت خداوند و بندگی اوست.
از امروز ملائکه اَجر ها و مزد ها را بسته بندی می کنند تا به مؤمنین و مؤمنات در روز عید بدهند و برای عده ای آن قدر زیاد است که دستی نمی تواند آن را حمل کند آن قدر که این عده ثواب کردند و جلب رضای خداوند کردند.
خداوند در قرآن مجید خودش را معرفی می کند: “إِنَّ اللَّهَ لايُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ” همانا من خدایی هستم که اجر نیکوکار را ضایع نمی کنم. حتی اگر این نیکوکار، نیکوکارِ گناهکاری باشد که یکبار نیکی کرده باشد.
ذوالنون مصری نقل می کند: در کنار رودخانه ای راه می رفتم دیدم عقربی بزرگ به سرعت آمد لب دریا؛ لاک پشتی بیرون آمد و عقرب پشت لاک پشت پرید و لاک پشت شروع کرد به شنا کردن و عقرب را تا آن طرف رودخانه برد، من هم به آن طرف رودخانه رفتم، لاک پشت عقرب را بر خشکی گذاشت و عقرب به سمتی که تک درختی بود و جوانی مست زیر آن خوابیده بود دوید. روی سینه ی آن جوان ماری بزرگ در حال حرکت بود و می خواست به آن جوان زخمی بزند که عقرب خود را به گردن مار رساند و نیشی به او زد و مار بی حال شد و افتاد و مرد. عقرب نیز برگشت. من تعجب کردم با پا لگدی به آن جوان مست زدم و او را بیدار کردم. به او گفتم این مار را می بینی، روی سینه ی تو بود ولی عقربی آمد و آن را گزید! تو چه کسی هستی؟ نه عالم هستی نه مؤمن! تو یک جوان مست لایعقل هستی! او گفت: من همین هستم که می بینی، یک جوان شراب خوار بی ایمان هستم. از او پرسیدم امروز چه کردی؟ او گفت: امروز رفتم که شراب بخرم مادرم گفت اول، کار من را انجام بده بعد برو. کار مادرم را راه انداختم. بیرون از خانه که آمدم دیدیم عالِم محله مان پیر است و نمی تواند سوار مرکب شود او را کمک کردم تا سوار مرکب شود. آمدم شراب بخرم فقیری را دیدم که می گفت گرسنه ام، پول شراب را با او نصف کردم و نصفی را شراب خریدم و نصفی را به او دادم.
این گونه است که خداوند اجر نیکی که گنه کاری کرده باشد را ضایع نمی کند.
دیشب رحمت خداوند به یکی از این دلایل شامل حال ما شده است، ما یکی از این گروه ها هستیم. خداوند در قرآن کریم می فرماید:
ما باید یک برنامه ی کوتاه مدت برای روزهای باقی مانده ی ماه رمضان داشته باشیم؛ و یک برنامه ی کوتاه برای طول سال؛ و یک برنامه ی طولانیِ همراهی و همگامی و همسفری با قرآن باید داشته باشیم.
با دعا های شب ها و آداب روزها و اذکار و اوراد به شدت همراهی کنیم. برنامه ای که بزرگان برای این شب ها داده اند: مناجات ها و نماز ها؛ و برنامه ای که برای روزها داده اند: قرآن خواندن، تفکر و تعقل در قرآن، نیکوکاری کردن و توجه به اموراتی که خداوند داده است.
اللَّهُمَّ أَنْتَ أَمَرْتَ بِالدُّعَاءِ وَ ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فَدَعْوْنَاكَ وَ نَحْنُ عِبَادُكَ وَ بَنُو إِمَائِكَ نَوَاصِينَا بِيَدِكَ وَ أَنْتَ رَبُّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُكَ وَ لَمْ يَسْأَلِ الْعِبَادُ مِثْلَكَ وَ نَرْغَبُ إِلَيْكَ وَ لَمْ يَرْغَبِ الْخَلَائِقُ إِلَى مِثْلِكَ وَ يَا مَوْضِعَ شَكْوَى السَّائِلِينَ وَ مُنْتَهَى حَاجَةِ الرَّاغِبِينَ وَ يَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْمَلَكُوتِ وَ يَا ذَا السُّلْطَانِ وَ الْعِزِّ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا بَارُّ يَا رَحِيمُ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا بَدِيعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا النِّعَمِ الْجِسَامِ وَ الطَّوْلِ الَّذِي لَا يُرَامُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ وَ اغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (اقبال الاعمال/ ص 218)
خدایا! تو ما را به دعا امر کردی و ما امرت را اطاعت کردیم و خودت اجابتش را ضمانت کردی پس ما دعا کردیم و صدا زدیم و ما بندگان تو هستیم و خدایا ما بندگانی هستیم که موی جلوی پیشانیمان در دست توست (خدایا هر چه من مغرور باشم و هر معاصی که انجام دهم باز موی پیشانی من در دست توست و اگر آن را ذره ای بکشی من به زانو در خواهم آمد) و خدایا تو مربی ما هستی (یعنی تو یادم بده که من مغرور نشوم و گناه نکنم) ما بندگان تو هستیم، خدایا چگونه می شود که بنده ای مثل من خدایی مانند تو را صدا بزند آنگاه تو جوابش را ندهی؟ ای جایی که گداها و اهل سؤال شکایتشان را آنجا باید ببرند که هر جا می روند جواب نمی گیرند. و ای منتهای حاجت راغبین، ای خدای صاحب جبروت و ملکوت و ای خدای صاحب سلطنت و عزت ای زنده و پایدار …خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست و من را ببخش، تو غفور و رحیم هستی.
(دعایی که اول آن با “اللهّم” شروع می شود بسیار دعای خاصی است زیرا مرحوم خانم مالک می فرمودند: گفته اند هر گاه بگویی “اللّهم” گویی خداوند مانند مادری آغوش برای بنده اش باز می کند و به او این گونه پاسخ می دهد. حال اگر هزار دفعه بگویی “اللّهم” خداوند هزار بار و هر بار مانند بارِ اول، برایت آغوش باز می کند.)
این دعاها اقیانوس هستند و باید در آنها شنا کرد. ما یک اِشکال عمده داریم و آن اینکه به دعاها و مناجاتها و آیات قرآن، حتی به محبت و ولایت اهل بیت (ع) نیز وارد نمی شویم و فقط از دور نگاه می کنیم. ما حتی هنوز وارد مجلس روضه ی امام حسین (ع) هم نشده ایم. مرحوم آیت الله شاه آبادی می فرمودند: ما اهل بیت(ع) را اتاقِ شیشه ای پر از آبی فرض کرده ایم که بیرون از آن نشسته ایم و دائماً می گوییم: تشنه ایم؛ و آنقدر می گوییم تا در نهایت، از تشنگی می میریم! می فرمودند: به اندازه سر سوزن هم که شده باید سوراخ کرد و آشامید.
حکایت آن فرد، معروف است که شب خوابید و صبح بیدار شد در حالیکه حافظ قرآن بود. او بچه یتیمی بود که نتوانسته بود به مکتب برود و در طول کودکی و جوانی آرزو داشت که قرآن خواندن یاد بگیرد. می گوید شبی از شبهای احیای ماه مبارک رمضان به مسجد رفتم و قرآن را روی سرم قرار دادم و گفتم یا امام زمان(عج)! همه این قرآن را در طول این ماه خواندند و ختم کردند اما من هنوز یک خط از آن را نمی توانم بخوانم، آقا جان! مگر شما معلم بشریت نیستید نمی شود به من هم یاد دهید؟! از احیا برگشتم و خوابیدم. در خواب آقا را دیدیم که به من فرمودند: می خواهی قرآن را یاد بگیری؟ گفتم: بله. فرمودند: مکتب نرفته؟! گفتم: بله. فرمودند: پس باید به کربلا بروی! گفتنم: آقا جان! ماه رمضان به پایان نزدیک شده است چگونه بروم؟ ایشان فرمودند: دستت را بده، دادم و دیدم در صحن امام حسین (ع) هستم و روضه خوان روضه می خواند، سپس آقایی به من فرمودند: وارد شو به روضه حسین (ع). من وارد شدم دیدم خانمی به همراه چهار آقا در صدر مجلس نشسته اند و ظرف آش و مقداری نان در جلوی خود قرار داده اند. آن خانم از روضه خوانها پذیرایی می کردند. ما روضه خواندیم و عزاداری کردیم. پس از آن، خانم فرمودند: بیا جلو، مقداری آش به من دادند و فرمودند: بخور. من خوردم ناگهان از خواب بیدار شدم. رفتم به سمت قرآن و آن را باز کردم و دیدم می توانم تمام آن را از حفظ بخوانم!!!
سید بحر العلوم وقتی معرفت به قرآن را از اهل بیت (ع) در خواست کرد شب در خواب دید که پیامبر (ص) به فاطمه (س) می فرمایند: دخترم! به این فرزندت آش بده. ایشان هم کاسه ای برای من کشیدند و من خوردم پس از آن به هر کلاس قرآن و معارفی که می رفتم می دیدم همه را می دانم!
در زیارت ائمه (ع) هم اینگونه هستیم و هنوز ما وارد به زیارت ایشان نشده ایم. حالی که در حرم داریم که حال حرم و زیارت نیست! توسلمان هم توسل حرم نیست! مرحوم عبدالکریم حامد نقل کرد: مشهد بودم، بعد از مدتی به دیدن یکی از علما رفتم و گفتم می خواهم به شهرم برگردم. ایشان فرمودند: آیا می خواهی برگردی، از امام رضا (ع) اجازه ی بازگشت گرفته ای؟! گفتم: خیر، مگر برای باز گشت هم باید اجازه گرفت من فقط می دانم که ایشان می طلبند و ما به زیارت می آییم! ایشان فرمودند: برای بازگشت هم باید اجازه گرفت و از ایشان چیزی گرفت. گفتم: چیزی نگرفته ام. ایشان فرمودند: اگر به تو چیزی نداده اند پس چرا می خواهی بروی و اصلاً چرا به زیارت آمده بودی؟!با این سخنان آتشی در دل من برپاشد به حرم رفتم، فریادهایی می زدم که همه مرا با تعجب نگاه می کردند. تا اینکه بی حال در گوشه ای افتادم. دیدم امام رضا (ع) از ضریح بیرون آمدند و دست مرا گرفتند و باغ زیبایی را به من نشان دادند و فرمودند: این برای زیارتت است، آیا کافی است؟! من خوشحال از خواب بیدار شدم و به نزد آن عالم رفتم و گفتم اذن رفتن گرفتم. به شهرم که رسیدم نزد آیت الله کوهستانی رفتم و جریان را برای ایشان تعریف کردم ایشان هم گریه کردند و فرمودند: امام رضا (ع) بسیار مهربان هستند و هر کس در حرم ایشان وارد شود ایشان از او پذیرایی می کنند، به من هم لیوان شیری داده اند که بخورم!
ما که به زیارت می رویم با چه چیز پذیرایی می شویم؟!
نماز، قربانیِ مؤمن به درگاه خداوند است. نماز نور چشم پیامبر (ص) است. کسی که ترک نماز می کند گویی انگشت در چشم ایشان فرو کرده است.
نمازِ امشب را نیمه شب باید خواند. چهار رکعت است، دو تا دو رکعت، در هر رکعت یک حمد و سه مرتبه سوره مدثر را می خوانی. پس از سلام نماز صد مرتبه صلوات فرستاده و حاجت خواسته. ضمانت این نماز را امام صادق (ع) کرده اند و فرمودند: من برای کسی که این نماز را بخواند ضمانت می کنم که حوائجش برآورده شود.
یکی از علما هم تأکید می کنند که اگر کسی اولاد نااهل دارد به نیت آرامش روح و هدایت فرزندش این نماز را در شب جمعه بخواند و از خداوند بخواهد که درهای هدایت را به روی فرزندش باز کند.
ذکر امشب: “یا حَیُّ یا قَیّوم” است.
این ذکر: 1) مخصوص رسول اکرم (ص) است و حضرت علی (ع) فرمودند: در جنگ بدر وقتی که جنگ مغلوبه شد من به سراغ پیامبر (ص) رفتم و دیدم ایشان در گوشه ای سر به زمین گذاشته اند و با ناله صدا می زنند ” یا حیُّ یا قیوم”. من رفتم و جنگیدم و دوباره بازگشتم و دیدم هنوز در سجده هستند و این ذکر را تکرار می کنند باز رفتم و بازگشتم ایشان را به همان حال دیدم. ایشان آنقدر این ذکر را گفتند که ملائکه از آسمان به کمک آمدند و دشمن آنها را مسلح دید و پا به فرار گذاشت! آنگاه رسول اکرم (ص) که نصرت و یاری خداوند را دید سر از سجده برداشتند.
2) این ذکر از اُمهاتِ اسماء الله است یعنی مادرِ بسیاری از اسم های خداوند است. بسیاری از اسماء و صفات خداوند از این ذکر بوجود آمده است.
1- برای نورانیت قلب بسیار مفید است. برای کسانی که قلبشان قاسی و سفت است که پیامبر (ص) از قلب قاسی به خداوند پناه برده است.
2- عمر را طولانی می کند.
3- وسعت رزق و روزی می دهد. در روایت فرمودند: خداوند فرموده کسی که بر لبانش ذکر “یا حیُّ یا قیوم” باشد، من خجالت می کشم که سفره ی او را خالی بگذارم.
4- سلامت جسمانی می آرود خصوصاً برای کسانی که دردهای استخوانی دارند.
5- برای رفع وسواس و اضطراب بسیار نافع است.
6- کسانی که ناراحتی روحی دارند و ناگهان عصبی می شوند برای آنها بسیار مفید است.
7- برای نجات از مرگهای بد، نافع است.
8- برای رفع بی خوابی و یا بد خوابی، نافع است.
ذکر ” قیوم” سه بار به همراه “حیّ” در قرآن آمده است و ” حیّ” پنچ بار در قرآن آمده که سه بار با ” قیوم” آمده و دو بار به تنهایی آمده است.
اگر خواستیم ذکر “یا حیّ” را بگوییم عدد آن 18 است وعدد ذکر ” یا قیّوم” 156 است و عدد ذکر ” یا حیُّ یا قیوم” 174 است. این ذکر را ذکر دائم کنید و روزانه 174 مرتبه ” یا حیُّ یا قیوم” بگویید.
اما این چند شب باقی مانده ی ماه رمضان تا عید فطر را باید به سه معصوم توسل بگیریم: به حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) و امام زمان (عج) توسل می گیریم به این صورت که هر شب یک حدیث کسا که توسل به فاطمه(س) است هدیه به امام حسین (ع) می کنیم و درعوضِ این هدیه، فرج امام زمان (عج) را می خواهیم؛ که به این صورت به سه معصوم توسل پیدا کرده ایم.
فرمودند: سزاوار است که مؤمن صبح که از خواب بیدار می شود و نماز صبح را که می خواند چهار کار را انجام دهد:
1) مشغول به ذکر شود، کوتاه. مثلاً ذکر تسبیحات فاطمه زهرا (س) اما با دقت که ثواب بیش از هزار رکعت نماز مستحبی را دارد.
یا همین ذکر ” یا حیُّ یا قیوم” یا صد مرتبه ذکر ” ماشاءالله”.
ذکر کوتاه باشد زیرا از ما ذکرِ با فکر می خواهند و ذکر طولانی نمی خواهند.
2) هر روز صبح قدری کوتاه، قرائت قرآن کنید و برای اینکه آن را ترک نکنیم نذر کنیم. مثلاً یک ختم قرآن هدیه به فاطمه (س) کنیم و حتی شده هر روز ده آیه از قرآن را خوانده، یا مثلا نذر سوره واقعه برای ایشان کنیم. که فرموده اند: قرآنِ صبح، دریافت خرجیِ روز، از خداوند است.
3) هر روز بعد از نماز و ذکر و قرآن، دفترچه ای را در نظر می گیریم و برنامه ی روزانه خود را در آن می نویسیم اینکه امروز چه کارهایی باید انجام دهیم مثلا خرید یا شستشو یا صله رحم یا کمک به مادر و پدر خود یا همسر و …را در آن می نویسیم. زیرا نظم، جزء ایمان و زندگی است.
4) هر روز حسابِ دیروز را کشیدن. اینکه موفق به ذکر و قرآن و برنامه ام بوده ام یا خیر؟ و سه برنامه بالا را درست انجام داده ام؟ اگر نه، چرا؟! مهلتم را در کجا هدر دادم که به برنامه ام نرسیدم. اگر این کار حسابرسی روزانه را انجام دهیم در طی سال بسیار موفق خواهیم بود زیرا که فرمودند: شیعه ی ما نیست آن کسی که روزانه به حساب خود نرسد.
باید از خود حساب کشی کرد که کجا کم گذاشتم که کم آوردم و به برنامه ام نرسیدم و ذکر نگفتم یا قرآن نخواندم و از برنامه ام عقب افتادم یا وظایفم را نتوانستم انجام دهم.
1)فکر.
قرآن به کسی که بی نماز یا شراب خوار یا دروغگو یا قاتل است می گوید گنه کار. اما قرآن به کسی که فکر ندارد می گوید: “شَرَّ الدَّواب” یعنی بدترین جنبنده!
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ» بدترین جنبنده آن است که به او چشم دادم اما نمی بیند و گوش دادم اما نمی شنود و زبان دادم اما حق نمی گوید و عقل دادم اما او فکر نمی کند.
خداوند می فرماید: کسی که فکر ندارد ضعیف ترین و بدترین جنبنده در روی زمین است.
2) ذکر
3) شکر
4)علم
5) محبت
6) صبر
7) توکل
8) رضایت از خداوند
این هشت قدم ما را به مسیری می اندازد که ذره ای در مصرف فرصتی که خداوند به ما داده است تخلف نمی کنیم.