کنار سجاده ی نماز عید فطر چشمانتان را باز می کنند تا ببینی چه بودی و حالا چه هستی؟ حالا اگر یک قدم هم جلو نرفته باشی خیلی گرفتاری است. ماه رمضان ماه پیشرفت معنوی است و ما در طول سال هیچ وقت به اندازه ی ماه رمضان از لحاظ توفیقات ربانی و عبادات پیشرفت نداریم، حال با این اوصاف وقتی ماه رمضان تمام می شود و من هنوز در سر جای خودم باشم این نشان می دهد که من در اعمال و کارهای که در ماه رمضان انجام دادم پابرجا و استوار نبودم.
راوی نقل می کند در زمان امام رضا علیه السلام بسیار گرفتار بودم و آبروم در خطر بود و دلم نمی خواست به کسی بگویم و به امام رضا هم نمی خواستم بگویم و با خود می گفتم ما فقط گرفتاری و مشکلاتمان را خدمت امام می بریم اما بلاخره یک روز به مسجد رفتم و رفتم پشت امام و آهسته گفتم: پسر فاطمه دوای دردم دست شماست سختی دنیا و آخرت را از من بردار. امام هیچ نگفتند و جمعیت از مسجد خارج شدند و امام هم بیرون رفتند و من هم به دنبال امام رفتم در بیرون شهر که رسیدیم امام به من گفتند اذان بگو و من اذان گفتم و امام بلند شدند و دو رکعت نماز خواندند. من به امام عرضه داشتم یابن رسول الله صدای من را شنیدید؟ امام فرمودند شما هر گوشه ی دنیا صدا کنید ما صدای شما را می شنویم چطور بغل گوشم صدا کردی و من نشنیده باشم؟! امام خاک ها را کنار زدند و سه سکه طلا به من دادند و سالی نشد که ثروت من به 70 هزار دینار رسید.
اما همه فرمودند که کشتی امام حسین علیه السلام از همه سریعتر است.
عالم بزرگوار خواب دید که همه ی دنیا را آب فرا گرفته و مردم در این آب غرق می شوند و بدن هایشان به روی آب جمع می شود در این حال آیت الله گلپایگانی را دیدم که کنار ساحل نشستند و امواج پای ایشان را هم تَر نکرده است و ایشان به من گفتند ما در دنیا بر کشتی امام حسین علیه السلام نشسته ایم، از خواب بلند شدم گفتند که آقا دیشب رحلت کرده اند.
ما هم با همین ناله ها و گریه هایمان ان شالله که بر کشتی سوارمان می کنند.
سید حسین یعقوبی قائنی می گوید خواب دید وارد حرم شدم و رفتم نزدیک ضریح، در ضریح باز شد، مرقد پیدا بود، آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام را دیدم و گفتم آقا الحمدلله زخم هایتان خوب شده است، فرمودند: بله به برکت گریه های دوستان و محبانم زخم های من خوب شده و گریه هایشان تسلای زخم بدن من بوده است، ولی دیدم رو سینه آقا دو زخم است که هنوز خوب نشده اند، از آقا علت را پرسیدم و امام گفتند اگر تمام مردم دنیا گریه کنند این دو زخم خوب نمی شود این زخم مصیبت فرزندم علی اکبر و برادرم ابوالفضل است که هیچ وقت خوب نمی شود.
این شب های آخر ماه رمضان دعاهای عجیبی دارد که اگر انسان با توجه و بینش بخواند دل آدم را تکان می دهد و تغییر در او ایجاد می کند.
روايت شده است كه حضرت زين العابدين عليه السّلام اين دعا را، در اين شب از اول تا آخر شب مكرّر مى خواند و گریه می کردند:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ.
خدايا دورى از خانه فريب، و بازگشت به خانه جاويدان، و آمادگى براى مرگ پيش از رسيدن آن را روزی ام گردان.
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ؛ خدایا توفیق به من بده که از این وابستگی هایی که به دنیا دارم دل بکنم.
آیا خدا نمی تواند به بندگانش روزی بدهد؟ خمس و زکات و انفاق برای این است که از دنیا دل بکنیم و وابستگی هایمان کم بشود. چرا اسلام نگفت فقط خمس بده گفت بپوشان به این علت که به این لباسی که تنت است دل نبندی. چرا گفت از غذایت بده چون به این غذای که داری دل نبندی … و به خاطر دل بستگی شدید عذاب می کند.
وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ؛ گریه و ناله می کنم برای قیامتم و برای شب اول قبرم …
وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ؛ توفیق بده قبل از آنکه فرصت هایم را از دست بدهم برای خودم کاری کنم، برای سفری که هیچ شکی در آن نیست.
به نظر شما آسیه برای زندگی اش چه کار کرد؟ آسیه از فرصت زن فرعون بودن استفاده کرد و شد آسیه که خداوند در قرآن از او یاد می کند. آسیه از این که زن بدترین مرد دنیا بود استفاده کرد و در مسیر بندگی به جای رسید که گفت: خدایا برای من یک خانه در نزد خودت قرار بده. شخصیت آسیه به این است که از فرصت ها استفاده درست کرد. چطور حضرت خدیجه جزء چهار زن برتر شد؟ خدیجه از فرصت های که داشت استفاده کرد. زن لوط و زن نوح عُرضه استفاده از فرصت ها را نداشتند.
ماه رمضان ماه فرصت است و فکر کن که از این فرصت ها چه استفاده ای کرده ای؟ غیبت امام زمان عجل الله فرجه شریف یک فرصت است از این فرصت چه استفاده ای کرده ای؟
حضرت رسول اکرم (ص) آه کشیدند و گفتند چقدر دلم برای خواهرها و برادرهایم تنگ شده است. اصحاب پرسیدند کدام خواهر و برادر؟! شما که خواهر و برادر ندارید. حضرت گفتند آن ها در زمان غیبت پسرم مهدی عجل الله فرجه شریف زندگی می کنند آن ها با این که من را ندیده اند، به کتاب من ایمان می آورند و طبق کتاب قرآن عمل می کنند، آن ها خواهران و برادران دینی من هستند.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خداوند پنج چیز را در پنج جا گذاشته و مردم جای دیگری دنبال آن می گردند: 1. عزت را در بندگی خودم قرار دادم و مردم در نزدیکی حاکمان دنبال آن می گردند 2. علم و حکمت را در گرسنگی قراردادم و مردم آنرا در سیری و پرخوری دنبال می کنند. 3. من بی نیازی را در قناعت قراردادم ولی مردم آنرا در کثرت مال طلب می کنند. (قناعت یعنی اندازه در زندگی نگه داشتن و به آن اندازه راضی بودن) 4. من راحتی را در بهشت قرار دادم ولی مردم در دنیا جستجو می کنند. 5. رضایت خود را در مخالفت نفس قرار دادم اما مردم در رضایت نفس آن را جستجو می کنند. (هر چه قدر نفست را مطیع کنی رضای خدا حاصل می شود).
مولانا در مثوی داستان مارگیری را تعریف می کند که؛ مارگیری در زمستان به کوهستان رفت تا مار بگیرد. در میان برف اژدهای بزرگ مردهای دید. ابتدا خیلی ترسید، امّا بعد از ساعتی تصمیم گرفت آن را به شهر بیاورد، تا مردم تعجب کنند و بگوید که اژدها را من با زحمت گرفتهام و خطر بزرگی را از سر راه مردم برداشتهام و بدین واسطه از مردم پول بگیرد. او اژدها را کشان کشان، تا بغداد آورد. همه فکر میکردند که اژدها مرده است، مارگیر به کنار رودخانه رفت تا اژدها را به نمایش بگذارد، مردم از هر طرف دور او جمع شدند و او منتظر بود تا جمعیت بیشتری وارد شود و بتواند پول بیشتری بگیرد. اژدها را زیر پلاس پنهان کرده بود و برای احتیاط آن را با طناب محکم بسته بود. هوا گرم شد و آفتابِ عراق، اژدها را گرم کرد، یخهای تن اژدها باز شد و ناگهان تکان خورد، مردم ترسیدند و فرار کردند، اژدها طنابها را پاره کرد و از زیر پلاسها بیرون آمد و به مردم حمله بُرد. مردم زیادی در هنگام فرار زیر دست و پا کشته شدند. مارگیر از ترس برجا خشک شد و از کار خود پشیمان گشت. در یک لحظه اژدها مارگیر را یک لقمه کرد و خورد و دور درخت پیچید تا استخوانهای مرد در شکم او خُرد شود.
نفس ما مانند اژدهاست اگر فرصتی پیدا کند و به خواسته هایش جواب بدهی بیدار می شود و برآورده کردن آرزوهای نفس مانند آفتاب است که اژدها را بیدار کرده و نفس ما را بیدار می کند.
در روایات داریم که حضرت موسی از خداوند پرسید: خدایا عزیزترین بنده ات در زمین چه کسانی هستند؟ ندا آمد دو دسته 1. صابران 2. شاکران. حضرت موسی پرسید خدایا هستند در زمان من؟ خداوند گفت: آری زن و شوهری که در فلان جا زندگی می کنند و هر دو به خاطر هم به بهشت می روند. حضرت موسی رفت و زن و شوهر را پیدا کرد، زنی زیبا و جوان با مردی پیر و با قیافه ی زشت. حضرت موسی از مرد پرسید خصلت تو چیست؟ مرد گفت من خداوند را به خاطر همچنین همسری که به من داده است روزی هزارن بار شکر می کنم. حضرت موسی از زن پرسید که خصلت تو چیست؟ زن گفت من هم به داشتن همسر پیر و نق نقو و بدچهره ای که دارم صابر هستم و حرفی به زبان نمی آورم.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ أُقْسِمُ عَلَيْكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ سَمَّاكَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الَّذِي حَقٌّ عَلَيْكَ أَنْ تُجِيبَ مَنْ دَعَاكَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُسْعِدَنِيِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ سَعَادَةً لَا أَشْقَى بَعْدَهَا أَبَداً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
خداوندا، از تو به همهى اسما و كمالات تو كه يكى از آفريدههايت تو را بدان خوانده است، يا در علم غيب براى خود برگزيده [و اندوختهاى]، درخواست نموده و سوگند ياد مىكنم و نيز به بزرگترين اسم تو كه بر تو است دعاى هركس كه تو را بدان بخواند اجابت كنى، خواهانم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و در اين شب مرا چنان نيكبخت گردانى كه بعد از آن هرگز بدبخت نگردم، اى مهربانترين مهربانان.
اما ذکر امشب «اَلحَلیم» است که ذکر درمان گر است و یکی از اثرات عجیب این ذکر درمان دو بیماری حسادت و بخل است که با گفتن این ذکر و مداومت آن به مرور درمان می شود و رذائل اخلاقی را از ما دور می کند.
امام رضا علیه السلام فرمودند: هر گاه خواستی با کسی رو به رو شوی و می ترسی که آزار به تو برساند و اذیت شوی قبل از رو به رو شدن 100 مرتبه با وضو بگو الحَلیم. بدان هیچ صدمه ای از او به تو نمی رسد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: برای رفع رذائل از نفس به طور مدام بعد از هر نماز واجب 88 مرتبه بگو یا حَلیمُ؛ که به مرور صفات بد از قبیل حسادت و بخل که مادر بدی های نفسانی است از وجودتان دور می شود.
یکی از پیامبران گذشته از خداوند پرسید: خدایا کدام بنده ات را بیشتر دوست داری؟ ندا آمد آن بنده ای که توفیق دادم سه خصلت را در خود بپروراند:
هر گاه مریضی خیلی درد داشت و بی تابی می کرد کنارش بنشین و با وضو یک مرتبه سوره حمد را بخوان و یازده مرتبه بگو اَلحَلیمُ و بدم به محل درد.
به جهت رسیدن به صبر و بردباری اگر در مدت 99 روز کسانی که تحمل ندارند و زود از جا در می روند روزی 528 مرتبه ذکر اَلحَلیم را بگویند، خدا حلمی به او عطا می کند و صبری زیاد در گرفتاری ها و مشکلات به او عطا می کند و اگر در این مدت دروغ نگوید و غیبت نکند و معصیت نکند خداوند علومی از معارف در دلش می گذارد و صفای باطنی عجیبی به او عطا می کند.
حلیم از صفات خداوند است یعنی کسی که اهل گذشت و مهلت دادن است. حلیم به کسی می گویند که بر گناه گنه کاران و مکر مکاران بعد از آن که علم کامل دارد حلم می ورزد. پس من که ذکر حلیم می گیرم باید بعد از مدتی این حالت را پیدا کنم نسبت به بندگان خدا.
امام رضا علیه السلام فرمودند: به جهت آسانی در کارها و آسانی در امور زندگی اسم حلیم را زیاد بگوئید.
وقتی خواستی دعا کنی و دعای سخت اول 88 مرتبه بگو یا حلیم و سپس 70 مرتبه بگو «اَلبَدیعُ»؛ ان شالله خدا دعای شما را به سرعت به اجابت برساند.
نماز امشب دو رکعت است مانند نماز صبح می خوانی و بعد از سلام نماز سر جا نماز 1000 مرتبه می گویی یا رَبِّ این نماز را باید با شادابی بخوانی و اگر دیدی حال نداری اصلا این نماز را نخوان.
اما بحث ما به این جا رسید که برای رسیدن به خداوند 8 قدم لازم است که قدم اول فکر است.
ما در روایت داریم که شاخصه ی زندگی نباتات رشد و نمو است، شاخصه ی زندگی حیوانات غریزه و حرکت و شهوت است و اگر حیوانی حرکت می کند و دنبال غریزه اش می رود می فهمیم که زنده است.
تمام چهارچوب زندگی نبات در رشد و نمو است و نماد رشد و نمو حیوانات در حرکت و شهوت است. اما اساس شاخصه ی زندگی انسان فکر و اندیشه است و انسانی که فکر نکند مرده است. حالا نماز بخواند و روزه بگیرد تا وقتی که فکر و اندیشه ندارد اسلام به او زنده نمی گوید.
ما در قرآن آیه داریم که: سر آغاز زندگی سعادتمند هم در دنیا و هم در آخرت علامت اولیه اش تفکر و تعقل است. اولین قدم در بدبختی و سیه روزی هم در زندگی دنیا و هم در زندگی آخرت آن لحظه ای است انسان فکرش را تعطیل کند و در این زمینه همین یک روایت بس است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمودند: یا علی هر کجا دیدی مردم به انواع نیکوکاری ها سعی می کنند خودشان را به خدا نزدیک کنند تو سعی کن با خرد و تفکر خودت را به خدا نزدیک کنی زیرا انسان می تواند با تفکر هم درجات آخرت و هم در مواهب دنیا بر دیگران پیشی بگیرد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: دو رکعت نماز خفیف (کوتاه) با تفکر، بهتر از عبادت یکسال می باشد.
کل نماز در دلش ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام است. انسان با تفکر فاطمه را از وسط نماز در می آورد.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: مردم بروید فکر کنید زیرا قلب شما زندگی اش در تفکر است و کلید تمام درها حکمت است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: ما دوست داریم شما شیعیان ما خردمند، فهمیده، بینا، حلیم، صبور، راستگو و وفادار باشید و هر کدام از این خصلت ها در شما کم باشد فاصله تان از ما زیاد می شود و از ما دور می شوید.