علی نجوای عرش کبریایی
علی مولود بیت الله اعلی
علی آیینه ای از حق زمعنی
علی قربانی محراب خونین
علی میزان حق، مثقال توزین
علی مولای درویشان بی کس
علی روحی زانفاس مقدس
علی ذکر و دعای هرملائک
علی ره توشه عرفان سالک
علی وصف کمالات پیمبر
علی را دخت احمد گشته همسر
علی همراه خود دارد سه گوهر
علی دارد حسن همراه کوثر
علی دارد حسینی نور عینی
علی سلطان وچون او کس نبینی
علی غمخوار ودمساز یتیمان
علی مرحم به دلهای پریشان
علی شافی به غوغای قیامت
علی مبعوث حق، نور ولایت
علی قرآن ناطق خصم هر خس
علی تفسیر قرآن و سخن بس
همه ما امام علی علیه السلام را مظلوم می دانیم. روزی در مسجد کوفه شخصی بلند ناله زد و گفت من مظلوم هستم. حضرت در حال خواندن خطبه بودند، خطبه را نگه داشتند و فرموند: تو مظلومی!؟ تا من هستم کسی مظلوم نیست. به تعداد دانه دانه موهای بدن گوسفندان قبیله ربیعه و مضر[1] من در عمرم مظلومیت کشیده ام.
امروز هم حضرت در میان ما مظلوم هستند. مظلوم هستند چرا که بسیاری از محبان ایشان هم معرفت درست به ایشان را ندارد.
عظمت امام علی علیه السلام در این بود که ایشان آیت الله العظمی و آیت الله الکبری هستند.
آیت یعنی نشانه، آیات کتاب خدا یعنی نشانه های خداوند. آیا هر چیزی نشانه است؟ پرچم، تابلو، اینها علامت اند. چیزی می تواند نشانه باشد که بین آن نشانه و صاحب نشانه هماهنگی وجود داشته باشد. خود حضرت می فرمایند: آی مردم من همانند هارون در قوم موسی هستم، همانند کشتی نوح، … و خبر عظیم و آیت الله العظمی بین شما مردم هستم. در دعایی که بعد از نماز روز غدیر است آمده است: وَ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ الْحُجَّةُ الْعُظْمَى وَ آيَتُكَ الْكُبْرَى وَ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ.[2] همچنین در دعای شبهای ماه رمضان می خوانیم:
اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَصِيِ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ عَبْدِكَ وَ وَلِيِّكَ وَ أَخِي رَسُولِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ آيَتِكَ الْكُبْرَى وَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ.[3]
هر گاه چیزی صاحبش را نشان دهد می شود آیت صاحب خود. وقتی به سراغ قرآن می رویم می بینیم در قرآن در داستان اصحاب کهف، اصحاب کهف به عنوان آیه ما (خداوند) معرفی شده اند. در حکایات موسی، معجزات حضرت موسی بن عمران به عنوان آیه ما، در داستان صالح پیامبر، ناقه شتر به عنوان آیه ما، تولد حضرت عیسی بدون پدر به عنوان آیه ما، ظهور حضرت رسول و تولد ایشان به عنوان آیه ما و … ، اما در باب امیرالمومنین می فرمایند: آیت الله الکبری؛ یعنی در میان تمام آیات من علی بزرگتر است.
کسی که خلقتش اینقدر عظیم است محل تولدش هم بزرگ است، اسمش هم باید بزرگ باشد. وقتی مادرش بعد از سه روز دیوار خانه خدا شکافته شد و بیرون آمد، مردم به خانه هایشان نرفته بودند. در این سه روز خیلی سعی کردند قفل درب خانه خدا را بشکنند اما نشد. حضرت ابوطالب و قریش آنقدر شتر قربانی کردند و بین مردم پخش کردند که مابقی آن را در صحرا می گذاشتند تا حیوانات هم بخورند. وقتی مادر امیرالمومنین با قنداقه نوزاد بیرون آمد، حضرت ابوطالب جلو دوید و قنداقه را گرفت دست به دست چرخید و حضرت ابوطالب آن را در دامن پیامبر گذاشتند و به سمت خانه ابوطالب رفتند. خلوت که شد خواستند تا نامی برای حضرت انتخاب کنند به مادرش گفتند تو نامی بگذار، او قبول نکرد و گفت پدر این کودک تویی. حضرت ابوطالب به برادران و دیگر پسران گفت اما آنها قبول نکردند، به پیامبر گفت، پیامبر فرمودند من از خداوند پیشی نمی گیرم، صدایی از آسمان پیچید که: هو العلی الاعلی.
شناخت حضرت هم بزرگ است، چرا که ایشان یک فرد نیستند، فقط یک امام یا خلیفه نیستند بلکه ایشان تمامی جهان خلقت است. کسی می تواند ایشان را بشناسد که تمام خلقت را بشناسد، به همین خاطر سخت است.
مردم برای اینکه جهان را بشناسند دو دسته اند: عده ای از روی حس می شناسند. با دیدن گل، رودخانه، هدهد و غیر می گویند به به خداوند چه خلق کرده است. عده ای هم حضرت را از روی حس می شناسند. از روی تاریخ، می دانند که حضرت چند سال خلافت کرده و چند بچه داشتند و … . جرج جرداق می گوید روز هنگامی که داشتم مطالعه می کردم مطلبی در مورد امام علی دیدم که آنقدر گریه کردم که کاغذ خیس شد و نتوانستم ادامه دهم فردا شب هم همین طور و آن مطلب این بود که خواندم امیرالمومنین به در خانه یتیمان نان و خرما می برد. شبی امام علی علیه السلام به خانواده ای که پدرشان از دنیا رفته بود غذا برد، در بین یتیمان کودکی بود که بسیار بی تابی و گریه می کرد، امام علیه السلام دلیل گریه کودک را پرسید، کودک گفت کودکان به من می گویند تو پدر نداری، امام علی علیه السلام فرمودند خوب تو هم به آنان بگو علی پدر من است. باز کودک آرام نشد و با گریه گفت: کودکان همسایه اسب چوبی دارند ولی من ندارم. امام علی علیه السلام برای آرام کردن کودک به نزد او آمد تا با بازی کردن او را خوشحال کند. ولی کودک از گریه آرام نشد و در حالیکه اشک زیادی می ریخت به امام گفت: من یک اسبی می خواهم که بر آن سوار شده و حرکت کنم. امام علی علیه السلام خم شد تا کودک بر پشت حضرت سوار شود، و فرمود بیا من اسب تو می شوم. کودک بر پشت امام سوار شد، امام کودک را بر پشت خود نگه داشت تا کودک از خستگی و گریه بر پشت امام به خواب رفت، بعد از آن امام او را در رختخواب قرار داد و از خانه خارج شد.
بعضی حضرت را از روی کلماتش می شناسند. گاهی وقتی خالی کنیم و سری به نهج البلاغه بزنیم. حتما امشب این دو خطبه را بخوانید. خطبه 32 و خطبه 36. خطبه 36 را مادرانی که در این زمانه ترس این را دارند که خود یا بچه هایشان به گمراهی کشیده شوند نصب العین خود قرار دهند.
ابن ابی الحدید معتزلی می گوید قسم می خورم این خطبه (221) را هزار بار خواندم و هر بار دلم و اعضای بدنم به لرزه افتاد و تاثیر گرفتم.
در خطبه 32 حضرت می فرمایند: ای مردم، در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم، که نیکوکار، بدکار به شمارمی آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید. نه از آن چه می دانیم بهره می گیریم و نه از آن چه نمی دانیم، می پرستیم، و نه از حادثه مهمّی تا بر ما فرو نیاید، می ترسیم!
در این روزگاران مردم چهار گروه اند:
– گروهی اگر دست به فساد نمی زنند، برای این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کُند، و امکانات مالی، در اختیار ندارند.
– گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده؛ و شرّ و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهای پیاده و سوار خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند.
دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس و فرمانده گروهی شوند، یا به منبری فرا رفته، خطبه بخوانند.
چه بد تجارتی، که دنیا را بهای جان خود بدانی، و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایی.
– گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را می طلبند، و با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه میدهند.
گام ها را ریاکارانه و کوتاه بر می دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مومنان واقعی می آرایند، و پوشش الهی را وسیله نفاق و دورویی و دنیا طلبی خود قرار می دهند.
– و برخی دیگر، با پستی و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، ولباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانی از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.
وصف پاکان در جامعه مسخ شده
در این میان گروه اندکی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را برهمه چیز فروبسته، و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته است؛ برخی از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگی می کنند؛ و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند؛ بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند، و بعضی دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانی وجودشان را فراگرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند، دهن هایشان بسته، و قلبهایشان مجروح است؛ آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.
روش برخورد با دنیا
ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از پَرِ کاه خشکیده(1) و تُفاله های قیچی شده ی دام داران، بی ارزش تر باشد، از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آن که آیندگان از شما پند گیرند، این دنیای فاسد ِ نکوهش شده را رها کنید، زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.
[1] . دو قبیله که گوسفند دار بودند.
[2] . بحار الأنوار (ط – بيروت) / ج36 / ص4.
[3] . إقبال الأعمال (ط – القديمة) / ج1 / ص60.