احادیثی از مولیالموحدین امیرالمؤمنین علیهالسلام در رابطه با استقبال از عید سعید غدیر خم.
ابان ابن ابی عیّاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: از علی علیه السلام شنیدم درحالیکه مردی از آن حضرت دربارهی ایمان سؤال کرد و گفت یا امیرالمؤمنین، مرا از ایمان خبرده بهطوریکه از غیر تو و بعد از تو از کسی دراینباره سؤال نکنم و برایم ازهرجهت کافی باشد. (یعنی راهنمایی که از دیگران بینیازم کند).
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و مثل همین سؤال که از من پرسیدی از آن حضرت سؤال کرد و مثل سخن تو را گفت. پیامبر صلی الله علیه و آله با آن مرد مشغول گفتگو شدند و فرمودند: بنشین آن مرد عرض کرد: ایمان آوردم. پس حضرت علی علیهالسلام رو به آن مرد کرد و فرمود: هیچ می دانی که جبرئیل بهصورت ایشان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: اسلام چیست؟
فرمود: «شهادت به اینکه خدائی جز الله نیست و اینکه محمد پیامبر خدا است و به پا داشتن نماز و دادن زکات و حج خانهی خدا و روزهی ماه رمضان و غسل و جنابت»
عرض کرد: ایمان چیست؟ فرمودند: به خدا و ملائکهاش و کتابهایش ایمان بیاوری (به مقدرات ایمان بیاوری یعنی همه را از جانب خداوند بدانی)
وقتی آن مرد برخاست پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: این جبرئیل بود، آمده بود تا دینتان را به شما بیاموزد. (یعنی از من در مقابل شما بپرسد و من جواب دهم و شما بشنوید و با این سؤال و جواب با دین خود آشنا شوید.)
و چنین بود که هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله به او مطلبی میفرمود او می گفت درست می گویند.
پس امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: بدانید که ایمان بر چهارپایه بناشده است: یقین و صبر و عدل و جهاد.
و یقین بر چهار شعبه است: شوق و ترس و زهد و انتظار، هر کس مشتاق بهشت است شهوات از یاد میبرد و هر کس از آتش بترسد از محرمات پرهیز میکند و هر کس به دنیا زهد و بیاعتنایی کند مصیبتها بر او آسان میشود (مصائب را آسان میشمارد) و هر کس به انتظار مرگ باشد در خیرات میشتابد.
صبر بر چهار شعبه است: بصیرت در فهم و درک، تأویل و تبیین حکمت، شناخت عبرتی از پیشینیان.
هر کس در فهم و درک بصیرت داشته باشد در حکمت جستجو و تبیین میکند و هر کس در حکمت تبیین کند عبرتها را میشناسد و هر کس عبرت را بشناسد حکمت را تأویل و تفسیر میکند و هر کس حکمت را تفسیر کند عبرت را میبیند و هر کس عبرت را ببیند گویا همراه با پیشینیان بوده است.
عدل بر چهار شعبه است: پیچیدههای فهم و پوشش علم و شکوفهی حکمتها و باغ حلم.
هر کس بفهمد جملههای علم را تفسیر میکند و هر کس علم داشته باشد شرایع حکمت بر او عرضه میشود و هر کس بردباری کند در کارش افراط نمیکند و بهوسیله ی آن در بین مردم ستوده زندگی میکند.
جهاد چهار شعبه دارد: امربهمعروف و نهی از منکر و راستگوئی درجاهای مختلف و غضب به خاطر خداوند و بغض و عداوت با فاسقین.
هر کس امربهمعروف کند کمر مؤمن را محکم میکند و هر کس نهی از منکر کند بینی فاسق را به خاک میمالد و هر کس درجاهای مختلف راست بگوید وظیفهای که بر عهدهاش بوده انجام داده است و هر کس با فاسقین عداوت داشته باشد به خاطر خدا غضب میکند و خداوند هم به خاطر او غضب مینماید.
آن مرد سؤال کرد یاامیرالمومنین کمترین چیزی که شخصی با آن مؤمن میشود و کمترین چیزی که با آن کافر میشود و کمترین چیزی که با آن گمراه میشود چیست؟
حضرت فرمودند: سؤال کردی جواب را بشنو.
کمترین چیزی که شخص با آن مؤمن میشود آن است که خداوند خود را به او بشناساند و او به اطاعتش اقرار نماید. پیامبرش را بشناساند و او اقرار به اطاعتش نماید و حجت خود درروی زمین و شاهد بر خلقش را به او بشناساند و او به اطاعتش اقرار کند.
عرض کرد یا امیرالمؤمنین، اگرچه نسبت بدهد به هر چیزی غیر ازآنچه توضیح دادی جاهل باشد؟ فرمودند: آری (فقط) هرگاه به او دستور داده باشد اطاعت کند و هرگاه نهی شد بپذیرد.
کمتر چیزی که شخص با آن کافر میشود آن است که کسی گمان کن چیزی را که خدا از آن نهی کرده به آن امر کرده است و آن را دین خود قرار دهد و طبق آن پایهی تولی و تبری خود قرار دهد و گمان کند خدائی را که به آن دستور داده را عبادت میکند درحالیکه شیطان را عبادت میکند.
کمتر چیزی که شخص به آن گمراه میشود آن است که حجت خدا در زمین و شاهد او بر خلقش را که امر به اطاعت او نموده و ولایتش را واجب کرده نشناسد.
مرد عرض کرد: یا امیر المومنین آنان را برایم نام ببر.
حضرت فرمودند: کسانی که خداوند ایشان را با خود و پیامبرش قرین نموده (اطاعت آنان را با اطاعت خود و پیامبرش)
و خداوند در آیه 59 سوره نساء فرموده: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً.
یعنی از خدا و پیامبر و اولی الامرتان پیروی کنید.
عرض کرد برایم روشن نمایید. حضرت فرمودند:
آنان که پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین خطبهای که خواند و همان روز از دنیا رفت چنین فرمود:
من در میان شما دو چیز باقی میگذارم که تا به آن دو تمسک کردید هرگز گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و اهلبیتم. خداوند خبیر با من عهد کرده که آن دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند مانند این دو و حضرت دو انگشت سبابهی خود را کنار یکدیگر قراردادند اشاره به اینکه قرآن و عترت اینگونه مساوی هستند و قرین باهم هستند و بعد انگشت سبابه و وسط از یکدست را نشان دادند و اشاره کردند نسبت اهلبیت و قرآن مانند این دو نیست که یکی از دیگری مهمتر و مقدمتر باشد پس به این دو تمسک کنید تا گمراه نشوید و از آنان پیشی نگیرید که هلاک میشوید و از آنان عقب نمانید که متفرق میشوید و به آنان چیزی یاد ندهید که از شما عالمتر هستند.
عرض کرد یا امیرالمؤمنین آن شما هستید؟ حضرت فرمودند: من اول و افضل آنها هستم سپس پسرم حسن بعد از من نسبت به مؤمنین صاحباختیار از خودشان است. سپس پسرم حسین بعد از او نسبت به مؤمنین صاحباختیار تر از خودشان است. سپس جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله، بر سر حوض کوثر یکی پس از دیگری به خدمت او وارد شوند آن مرد نزد آن حضرت رفت و سر حضرت را بوسید و سپس عرض کرد: برایم روشن کردی و مشکلم را حل کردی و هر مشکلی در قلبم بود از بین رفت.[1]
110 مرتبه بگوئید:
یا قاهِرَ العَدُوِّ یا والِیَ الوَلِیّ یا مَظهَرَ العَجائِب یا مُرتَضی عَلِیّ.
برای هر حاجتی می توان این ختم را برداشت.
لطیفه: ابجد سخن می گویند.
علی 110
ولی دین 110
زبدة اَنام 110
عزیز طاها 110
لا اله اِلّا هو 110
وجود کامل 110
ولی انبیاء 110
جلال الهی 110
جمال اِله 110
[1] کتاب سلیم ابن قیس- کافی ج2 ص414 – تحف العقول ص110- خصال صدوق باب4 ج74