بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا سلام‌الله علیها اغیثینی

 

رابطه امیرالمؤمنین علیه‌السلام با پیامبر صلی‌الله علیه و آله در علم

حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: من هرروز یک‌بار و هر شب یک‌بار خدمت پیامبر صلی‌الله علیه و آله می‌رسیدم و در آنجا با من خلوت می‌نمود و هر جا که می‌رفتند من هم می‌رفتم اصحاب پیامبر هم می‌دانستند که این کار را به غیر من نسبت به احدی انجام نمی‌دهند این برنامه گاهی در منزل من بود (در کافی آمده که اکثراً در منزل من بود) که پیامبر صلی‌الله علیه و آله نزد من می‌آمد هرگاه من دریکی از منازلش به خدمت او وارد می‌شدم با من تنها می‌شد و به همسرانش دستور می‌داد تا برخیزند و جز من و او کسی نمی‌ماند ولی وقتی برای خلوت به خانه‌ی من می‌آمدند فاطمه و هیچ‌یک از دو پسرم (حسن و حسین علیهماالسلام) از پیش من بر‌نمی‌خاستند.

برنامه چنین بود که تا سؤال داشتم جوابم را می‌فرمود وقتی ساکت می‌شدم یا سؤال‌هایم تمام می‌شد خود آن حضرت شروع می‌کردند. آیه‌ای نازل نشد مگر آن‌که آن را برایم خواند و من برایش خواندم ( یعنی می‌خواندند و او گوش می‌داد صحت یادگرفتن مرا تصدیق می‌کرد) و آن را بر من املا می‌کرد و من همه را به خط خودم نوشتم و از خدا خواست که آن را بر من بفهماند و در حفظ من قرار دهد.

در کتاب تحف العقول این مطلب چنین آمده: آیه‌ای درباره‌ی شب یا روز، آسمان و زمین، دنیا و آخرت، بهشت و جهنم، دشت و کوه، نور و ظلمت بر او نازل نشد مگر آن‌که مرا به قرائت آن واداشت و بر من املا نمود و به دست خود نوشتم و تأویل و تفسیر و محکم و متشابه خاص و عام و اینکه چگونه و کجا و درباره‌ی چه کسانی تا روز قیامت نازل‌شده را به من می‌آموخت.»

آیه‌ای از کتاب خدا را از روزی که حفظ کرده‌ام و پیامبر صلی‌الله علیه و آله تأویل آن مطلب را به من آموخت و حفظ کردم و بر من املا کرد و من نوشتم، فراموش نکردم.

آن حضرت هر چه از حلال و حرام یا امرونهی، یا اطاعت و معصیت که بود یا تا روز قیامت خواهد شد را ترک نکرد و همه را به یاد داد و آن را حفظ کردم و یک حرف از آن را فراموش نکردم سپس دست بر سینه‌ی من گذاشت و از خدا خواست که قلب مرا پُر از علم و فهم و حکمت و نور نماید و مرا طوری علم دهد که جهل بر من راه نیابد و طوری حفظ کنم که فراموشی به من عارض نشود.

روزی به پیامبر صلی‌الله علیه و آله عرض کردم: یا نبی‌الله، از روزی که برای من آن دعا را کرده‌ای چیزی ازآنچه به من آموخته‌ای فراموش نکرده‌ام، پس چرا بر من املا می فرمائید و مرا امر به نوشتن آن‌ها می نمائید؟ آیا نسبت به من از فراموش‌کاری بیم دارید؟

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: برادرم بر تو از نسیان و جهل ترس ندارم خداوند به من خبر داده که دعای مرا درباره‌ی تو و شریک‌هایت که بعد از تو خواهند بود مستجاب کرده است.

گفتم: یا نبی‌الله شریک‌های من کیان‌اند؟ فرمودند: آنان که خداوند ایشان را با خود و من قرین نموده و در حق ایشان فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ و…»[1] ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا و از پیامبر و از اولی الامر خود اطاعت کنید و اگر از منازعه در چیزی خوف داشتید آن را به خدا و رسول و اولی الامر از خود ارجاع دهید.

عرض کردم: یا نبی‌الله آنان کیان‌اند؟ فرمودند: جانشینان، آنان که بر سر حوضم بر من وارد شوند همه‌ی ایشان هدایت‌کننده و هدایت‌شونده‌اند حیله‌ی کسانی که بر آنان حیله کنند و خوار کردن آنان که بخواهند آنان را خوار کنند به آن‌ها ضرری نمی‌رساند. آنان با قرآن و قرآن با آنان است نه آنان از قرآن جدا می‌شوند و نه قرآن از آنان جدا می‌شوند. خداوند امتم را به‌وسیله‌ی ایشان یاری می‌کند و به خاطر ایشان باران بر امتم می‌بارد و با دعاهای مستجاب آنان بلا از ایشان دفع می‌شود.

عرض کردم: یا رسول‌الله آنان را برایم نام ببر.

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: این پسرم و دستشان را بر سر امام حسن علیه‌السلام گذاشتند و سپس این پسرم و دستشان را بر سر امام حسین علیه‌السلام گذاشتند و سپس پسر این پسرم و باز دستشان را بر سر امام حسین علیه‌السلام گذاشتند. سپس پس او که همنام من است نام او «محمد» است او شکافنده‌ی علم من و خزانه‌دار وحی خدا است. برادرم این علی و علی بن الحسین علیه‌السلام در زمان تو به دنیا می‌آید از من به او سلام برسان و سپس رو به امام حسین علیه‌السلام ردند و فرمودند: «محمد بن علی» در زمان تو متولدمی شود از من به او سلام برسان. سپس بقیه دوازده امام از فرزندانت خواهند آمد.

عرض کردم یا نبی‌الله آنان را برایم نام ببر.

حضرت فرد فرد آنان را برایم نام بردند و فرمودند: سپس جعفر، بعد موسی بن جعفر، بعد علی ابن موسی و بعد محمد بن علی و بعد علی بن محمد و بعد حسن بن علی زکی سپس آن‌که نامش نام من و رنگش رنگ من است قیام‌کننده به امر خداوند در آخر زمان، مهدی که زمین را از عدل و داد پُر می‌کند همان‌طور که از ظلم و جور پرشده باشد.[2]

و جالب این‌که راوی حدیث می‌گوید من در زمان امامت حضرت حسن مجتبی علیه‌السلام حدیث را به ایشان ارائه دادم و حضرت تأیید فرمودند سپس در امامت امام سوم ایشان هم تأیید کردند و آنگاه در زمان امامت حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام به محضر ایشان شرفیاب شدم و عرض کردم از سلیم بن قیس چنین حدیثی روایت‌شده است که چشمان حضرت گریان شد و حدیث را تأیید کردند.

بعد از ایشان به محضر امام باقر علیه‌السلام رفتم و حدیث را بیان کردم حضرت فرمودند: در محضر پدر بزرگوارم بودم که بعد از شهادت جدم حسین علیه‌السلام خدمت پدرم رسیدم و حدیث را بیان کردم و پدرم آن را تأیید فرمودند.

حماد بن عیسی می‌گوید: این حدیث را نزد مولایم جعفر صادق نقل کردم و حضرت گریه کردند و فرمودند: سلیم راست گفته است این دو حدیث را از پدرم و ایشان از پدرش علی بن الحسین علیه‌السلام و از پدرش حسین بن علی علیه‌السلام نقل کرده و فرمودند: این حدیث را از زمانی که سلیم از امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرسید شنیده‌ام.

امیدوارم شیرینی و جاذبه‌ی کلام مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام باعث شود تا فرصتی برای شناخت بهتر ائمه اطهار و ولایت آن بزرگواران و لزوم اطاعت و پیروی آنان قرار بدهیم تا بتوانیم روز قیامت تحت لوای ولایت آنان به منزل مقصود برسیم.

نماز حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

از امام سجاد علیه‌السلام روایت‌شده که چون امیرالمؤمنین علیه‌السلام را کار دشواری پیش می‌آمد جامعه پاک می‌پوشید و وضو می‌ساخت و بر بلندترین جای از بام خانه می‌شد و چهار رکعت نمازمی کرد در رکعت اول بعد از حمد سوره اذا زلزلت و در رکعت دوم اذا جاء و در رکعت سوم کافرون و در رکعت چهارم قل هو الله احد بعد دست به دعا می‌شد و می‌خواند:

 اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْأَلُکَ بأسمائک الَّذي اِذا دُعيتَ بِهِ عَلي مَغالِقِ اَبْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ، وَاِذا دُعيتَ بِهِ عَلي مَضآئِقِ اَبْوابِ الاَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ، وأسألُکَ بِأَسمائِکَ التی اِذا دُعيتَ بِها عَلَي العُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ، وأسألُکَ بِأَسمائِکَ التی اِذا دُعيتَ بِها عَلَي القُبُورِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ، وَ صلّی اللهُ علی محمد و آل محمد و اَقلِبنی بِقَضاءِ حاجَتی.

چون کسی این را به‌جا آورد به خدا قسم قدم برندارد بجایی مگر آن‌که حاجت او روا شود.

[1] آیه 59 سوره نساء

[2] اسرار آل محمد(ص) سلیم ابن قیس هلالی