بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا سلام‌الله علیها اغیثینی

 

حج امام حسین علیه‌السلام با شیعیان و اهل‌بیت علیهم‌السلام

یک سال قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه‌السلام به همراه عبدالله بن عباس و عبیدالله ابن جعفر به حج رفتند. حضرت مردان و زنان بنی‌هاشم و دوستان و شیعیانشان را که به حج آمده بودند و نیز گروهی از انصار را که حضرت و اهل‌بیتش آنان را می‌شناختند جمع کردند و سپس افرادی را فرستادند و فرمودند: احدی از اصحاب پیامبر صلی‌الله علیه و آله که معروف به صلاح و عبادت هستند و امسال به حج آمده‌اند را ترک نکنید و آن‌ها را نزد من جمع نمایید.

در منی بیش از هفتصد نفر نزد آن حضرت جمع شدند که اکثر آنان تابعین بودند و حدود دویست نفر از اصحاب پیامبر صلی‌الله علیه و آله و دیگران بودند. امام حسن علیه‌السلام در مقابل آنان برای خطابه ایستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود: اما بعد این طغیانگر درباره‌ی ما و شیعیان ما آنچه دیدید و می‌دانید و حاضر بوده‌اید رواداشت من می‌خواهم از شما مطالبی را سؤال کنم، اگر راست گفتم مرا تصدیق کنید و اگر دروغ گفتم تکذیب کنید.

به‌حق خداوند بر شما و حق پیامبر صلی‌الله علیه و آله و حق قرابتم با پیامبرتان از شما می‌خواهم که وصف این مجلس مرا با خود ببرید و سخنان مرا بازگو کنید و همه شما دعوت کنید قبائلی را که یاران شما هستند آنان که از آن‌ها در امان هستید و به آنان اطمینان دارید. آنان را به آنچه از حق ما می‌دانید دعوت کنید که من می‌ترسم این امر ولایت کهنه شود و حق از بین برود و مغلوب گردد ولی خداوند نور خود را کامل خواهد کرد اگرچه کافران را خوش نیاید.

امام حسین علیه‌السلام چیزی ازآنچه خداوند درباره‌ی آنان از قرآن نازل کرده ترک نکرد مگر آن‌که تلاوت نمود و تفسیر کرد و نیز چیزی ازآنچه پیامبر صلی‌الله علیه و آله درباره‌ی پدر و برادر و صحابه گفتند به خدا قسم آری شنیده‌ایم و شهادت می‌دهیم و تابعین می‌گفتند: به خدا کسی از صحابه برای ما نقل کرده که او را راست‌گو می‌دانیم و به او اطمینان داریم حضرت هم فرمودند: شمارا به خدا قسم می‌دهیم که آنان را برای کسانی که به آن‌ها و دینشان اعتماد دارید نقل کنید.

و در حدیث آمده که: از جمله آن حضرت آنان را قسم داد و آنان را متذکر شد این بود که فرمود: شمارا به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که علی ابن ابیطالب علیه‌السلام برادر پیامبر صلی‌الله علیه و آله بود هنگامی‌که آن حضرت بین اصحابش برادری قرارداد و بین او و خودش برادری قرارداد و فرمودند: تو برادر من و من برادر تو در دنیا و آخرت هستم؟ گفتند: آری به خدا قسم. (این حدیث به حدیث مواخاة معروف است)

در ادامه آن حضرت گفتگو را به حدیث سد ابواب کشیدند و فرمودند:

شما را به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله محل مسجد و منازلش را خرید و آن را بنا کرد و سپس ده منزل در آن ساخت که نُه منزل برای خودش و دهمی را در وسط آن‌ها برای پدرم قرارداد سپس همه‌ی درهایی که به مسجد باز می‌شد به‌جز دَرِ خانه علی علیه‌السلام را مسدود کرد دراین‌باره عده‌ای سخنانی گفتند، پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «من دَرِ خانه‌های شما را مسدود نکردم و دَرِ خانه‌ی او را باز نگذاشتم خداوند دستور بستن دَرِ خانه‌های شما و باز کردن دَرِ خانه‌ی او را داد.»

سپس پیامبر صلی‌الله علیه و آله نهی کرد که جز او کسی از مردم در مسجد نخوابد؟گفتند: آری به خدا قسم.

فرمودند آیا می‌دانید که عمر بن خطاب طمع کرد که شکافی به‌قدر چشمش از منزلش به مسجد باز کند ولی حضرت مانع شدند.

سپس پیامبر صلی‌الله علیه و آله خطبه‌ای خواند و فرمودند: خداوند به موسی امر کرد مسجد طاهری بنا کن که کسی جز هارون و دو پسرش در آن ساکن نشوند خداوند به من هم دستور داد که مسجدی طاهر بنا کنم که جز من و برادرم و دو پسرش در آن ساکن نشوند.

گفتند: آری به خدا قسم. جمعیت هم چنان گوش فراداده بودند و منتظر ادامه کلام آن بودند که امام حسین علیه‌السلام به بیان حدیث غدیر پرداختند و فرمودند: شما را به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در روز غدیر خم او را منصوب کرد و ولایت را برای او اعلام نمود و فرمودند: «باید حاضر به غایب خبر دهد. گفتند آری به خدا قسم.»

سپس آن حضرت مثل موارد قبل جمعیت را به خداوند قسم دادند و حدیث منزلت را مطرح کردند و فرمودند: شمارا به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در جنگ تبوک به او فرمود تو نسبت به من به‌منزله‌ی هارون نسبت به موسی هستی و تو صاحب‌اختیار هر مومن بعد از من هستی. گفتند: آری به خدا قسم.

گویا امام حسین علیه‌السلام در آن روز قصد کرده بودند تا جایی که فرصت داشته باشند یکی بعد از دیگری احادیث معروف و نورانی را در باب امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مطرح کنند که یکی از آن‌ها حدیث مباهله است.

حضرت برای چندمین بار فرمودند: شمارا به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله وقتی مسیحیان نجران را به مباهله دعوت کرد کسی جز او و همسرش و دو پسرش را نیاورد. گفتند آری به خدا قسم.

سپس به سراغ حدیث لوای خیبر رفتند و فرمودند: شمارا به خدا قسم می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در روز خیبر عَلَم را به او سپرد و فرمودند: آن را به دست کسی خواهم سپرد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد. پشت سر هم حمله می‌کنند و فرار می‌کنند و خداوند خیبر را به دست او فتح می‌کند. گفتند آری به خدا قسم. اکنون نوبت ابلاغ سوره برائت رسیده بود.

امام حسین علیه‌السلام که جان عالم به فدایش باد فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله او را برای ابلاغ سوره برائت فرستاد و فرمودند: که از جانب من کسی جز خودم یا کسی که از من باشد نباید پیامی ابلاغ کند. گفتند آری به خدا قسم.

سپس به حدیث پیش‌قدمی علی علیه‌السلام پرداختند و فرمودند: آیا می‌دانید که هیچ کار مشکلی برای پیامبر صلی‌الله علیه و آله پیش نیامد مگر آن‌که به خاطر اعتمادی که داشت پیش فرستاد و هیچ‌گاه او را به اسمش صدا نزد مگر آن‌که فرمودند: «ای برادرم» و «برادرم را فراخوانید» گفتند: آری به خدا قسم.

آنگاه حضرت فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله بین او و جعفر و زید قضاوت کرد و فرمودند: یا علی تو از من و من از تو هستم و تو صاحب‌اختیار هر مرد و زن مؤمنی بعد از من هستی. گفتند آری به خدا قسم.

و فرمودند: آیا می‌دانید که او در هرروز با پیامبر صلی‌الله علیه و آله خلوتی و در هر شب حضوری داشت که هرگاه مطلبی می‌پرسید می‌فرمود و هرگاه سکوت می‌کرد خود آن حضرت شروع می‌فرمود. گفتند آری به خدا قسم.

و فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله او را بر جعفر و حمزه فضیلت داد آن هنگام که به فاطمه سلام‌الله علیها فرمودند: تو را به بهترین اهل‌بیتم و مقدم‌ترین آنان در اسلام و بالاترین آنان در حلم و پیش‌ترین آن‌ها در علم تزویج نمودم. گفتند آری به خدا قسم.

و فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: من سید فرزندان آدم هستم و برادرم علی سید عرب و فاطمه سید زنان اهل بهشت و دو پسرم حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت هستند. گفتند: آری به خدا قسم.

و فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله به او دستور داد که غسلش دهد و به او خبر داد که جبرئیل او را در غسل کمک کند. گفتند آری به خدا قسم.

و فرمودند: آیا می‌دانید که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در آخرین خطابه‌ای که برای مردم ایراد کرد فرمودند: ای مردم من در میان شما دو چیز گران‌بها باقی گذاشتم، کتاب خدا و اهل‌بیتم به این دو تمسک کنید تا گمراه نشوید. گفتند آری به خدا قسم.

سلیم بن قیس می‌گوید: امام حسین علیه‌السلام چیزی ازآنچه خداوند بخصوص درباره‌ی علی بن ابیطالب علیه‌السلام و اهل‌بیتش در قرآن و بر لسان پیامبرش نازل کرده بود ترک نکرد مگر آن‌که در آن مورد آنان را قسم داد. صحابه گفتند: «آری به خدا قسم شنیدم» و تابعی می‌گفت به خدا قسم کسانی که به او اطمینان دارم- فلانی بن فلانی برایم نقل کرده‌اند:

سپس امام حسین علیه‌السلام آنان را دراین‌باره قسم داد که آیا از پیامبر صلی‌الله علیه و آله شنیده‌اید که می‌فرمودند: «هر کس گمان کند مرا دوست می‌دارد و علی را مبغوض می‌دارد دروغ می‌گوید مرا دوست ندارد درحالی‌که علی را مبغوض بدارد.»

شخصی عرض کرد یا رسول‌الله این مطلب چگونه می‌شود؟

فرمودند: چون او از من و من از اویم هرکس او را دوست بدارد مرا دوست دارد و هر کس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته و هرکس او را مبغوض بدارد مرا مبغوض داشته است و هر کس مرا مبغوض بدارد خدا را مبغوض داشته است.

گفتند: آری به خدا قسم شنیده ایم و در اینجا مردم متفرق شدند.

از خداوند می‌خواهیم به‌حق علی و اولادش ما را در فراگیری و درک و اعتقاد راستین به این روایات موفق بدارد. آمین یا رب‌العالمین.[1]

 ختم امشب

100 مرتبه بگوئید:

یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ

ابجد سخن می‌گوید:

علی ابن ابیطالب 217

لا یوصف 217

هادی کُلِّ عَوالم 217

[1] الغدیر ج2 ص 106

کتاب سلیم

احتجاج طبرسی ج 2 ص 15

کشف الغمه به روایت از بحار ج 8 قدیم

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 11 ص 44