ای حرمت قبلهگه سرنوشت
گنبد تو طعنه زند بر بهشت
عشق تو در سینه چو غوغا کند
خادم تو کار مسیحا کند
از حرمت بوی خدا میرسد
عطر غریب الغربا میرسد
تا به ضریح تو تماشا کنم
سلام بر حضرت زهرا کنم
عرض ارادت به تو دارد جنان
عمهی محبوب امام زمان
زندگي حضرت معصومه سلام الله عليها به دو دوره مهم تقسيم ميشود:
1ـ تولد و كودكي در مدينه،
2ـ حضرت در راه ايران و قم.
تولد و كودكي در مدينه
حضرت معصومه سلام الله عليها يكي از بانوان با فضيلت و با شخصيت خاندان اهل بيت عليهم السّلام ميباشد. پدر بزرگوار او حضرت «موسي بن جعفر» امام هفتم شيعيان ميباشد. مادر گرامي حضرت معصومه «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا عليه السّلام ميباشد. نجمه از بانوان با فضيلت و از اسوههاي تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظير تاريخ بشريت است.[1]
درباره زمان تولد فاطمه معصومه سلام الله عليها طبق اسناد به دست آمده ولادت آن حضرت را در مدينه در سال 173 نقل ميكنند.[2]
درباره تعداد فرزندان حضرت موسي بن جعفر عليه السّلام و اين كه چند تن از آنها فاطمه نام داشتهاند اختلاف است. شيخ مفيد تعداد آنان را سي و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمةالكبري و فاطمة الصغري.[3] حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا عليه السّلام از ديگر فرزندان حضرت موسي بن جعفر عليه السّلام فاضلتر و داراي مقامي شامختر ميباشد.
با گذشت ايام، حضرت معصومه سلام الله عليها هم دوران خردسالي را پشت سر گذاشت. و در اين سالها محل رشد آن حضرت خانداني بود كه او را با دريايي از علم و معرفت رو به رو ساخت. ولي بيش از ده بهار از عمر شريفش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسيد و دريايي از غم و اندوه بر قلب شريفش فرو ريخت كه در اين ايام غم و تنهايي، تنها ماية تسلي او برادرش امام رضا عليه السّلام بود كه ناگهان «مأمون» وجود اقدس امام هشتم را از كانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب كرد و به اقامت اجباري در خراسان وادار نموده. حضرت معصومه سلام الله عليها دوري يك ساله فراق برادر را تحمل كرد.
يك سال بعد از رفتن حضرت علي بن موسي الرضا عليه السّلام به سرزمين خراسان يعني در سال 201 هـ حضرت معصومه عليها السّلام خواهر حضرت رضا، براي زيارت برادر از مدينه به مقصد خراسان حركت كرد. ميدانست در آن نزديكي شهري است به نام قم كه مردم آن از دوستداران اهل بيت اطهار هستند. از اين امر چنين استنباط ميشود كه آوازه تشيع مردم قم و علاقه شديد ايشان به اهل بيت به مدينه هم رسيده بود.
در هر حال، حضرت پرسيد ميان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حركت به سوي قم را صادر كردند. در اينجا معلوم نيست كه آيا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ به ساوه اطلاع يافته و به استقبال آن حضرت رفتهاند و با تجليل و احترام به قم آوردهاند، يا خود او به طرف قم حركت كرده است. طبق نقل كتاب قم، روايت صحيح و درست اين است كه چون خبر به آل سعد رسيد با هم اتفاق كردند كه از او درخواست كنند به قم بيايد. از ميان ايشان، موسي بن خزرج بن سعد اشعري بيرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسيد زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بكشيد و به در سراي خود فرود آورد.[4] از اين نقل معلوم ميشود كه حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام به طرف قم حركت كرده بود و موسي بن خزرج در اثناي راه به وي رسيده بوده است.
محل سراي موسي بن خزرج و حجرهاي كه حضرت معصومه در آن به عبادت ميپرداخته اكنون معين و زيارتگاه است. گويا در اين سخن اختلافي نباشد كه حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام مدت هفده روز در آن محل توقف داشته و پس از آن رحلت فرموده است. بنابر نوشته كتاب قم، بعد از غسل دادن و كفن كردن و نمازگزاردن برجسد مطهر او، موسي بن خزرج آن حضرت را در زميني در بابلان (همين محل فعلي) نيمه دوّم قرن چهارم كه به او تعلق داشت دفن كرد و بر سر تربت او سايهباني درست كرد.
نويسنده كتاب قم مينويسد: روايت كرد مرا حسين بن علي بن حسين بن موسي بن بابوبه از محمد بن حسن بن احمد بن الوليد و او از راويان ديگر، كه چون حضرت فاطمه وفات يافت بعد از غسل و تكفين او را به مقبره بابلان بردند و در كنار سردابي گذاشتند. آل سعد (اشعري) با يكديگر اختلاف كردند در اين باب كه چه كسي سزاوار است در سرداب رود و فاطمه را بر زمين بگذارد و به خاك سپارد كه در اين هنگام از جانب ريگستان دو سوار كه جلو دهان خود را بسته بودند بدان جا آمدند چون به جنازه فاطمه رسيدند، از اسب پياده شدند و بر او نماز گذارده و در سرداب رفتند و جسد مطهر او را دفن كردند و برهيچ كس معلوم نشد كه آن دو سوار كه بودند.[5]
بدون هيچ اختلافي سال وفات آن حضرت را يقيناً 201 هـ نقل كردهاند ولي در اين كه در چه روز و ماهي از اين سال بوده اختلاف ميباشد كه بعضي دهم ربيع الثاني را قوي ميدانند.[6]
گويا آوازه تشيع مردم قم در زمان حضرت معصومه سلام الله عليها، تا به مدينه رسيده بوده و حضرت معصومه سلام الله عليها از وجود اين شهر و ارادت و محبت مردم آن، نسبت به خاندان پيغمبر صلّي الله عليه و آله اطلاع داشته است.
وضع قم از نظر شهري آن طور كه يعقوبي نوشته است، دو قسمت بوده كه به مجموع اين دو قسمت قم ميگفتهاند و رودخانه از ميان آن دو ميگذشته است.[7] امّا بخاطر دفن حضرت معصومه سلام الله عليها در اين شهر و به واسطه موقعيت ممتاز فاطمه معصومه سلام الله عليها در ميان ديگر امامزادگان، به كلي وضع اين شهر تغيير يافت. نخست اين كه شهر قم به تدريج از شمال شرقي، به جنوب غربي كه محل دفن آن حضرت بود كشيده شد، به طوري كه حرم فاطمه معصومه سلام الله عليها كه در فاصلهاي از شهر قرار داشت امروز در مركز شهر و در آبادترين قسمت آن واقع است. تأثير ديگر حضرت معصومه سلام الله عليها به قم، توجه پادشاهان و امراء و طبقات گوناگون مردم به اين شهر و كوچ بسياري از افراد اطراف براي اقامت در آن است.
ديگر اين كه، قم داراي جنبة مذهبي مخصوص شد و مركز روحانيت شيعه قرار گرفت و عدهاي از بزرگان علماي شيعه از آن جا برخاستند يا در آن اقامت كردند كه امروزه به بركت اين بانوي بزرگ، قم به يك مركز بزرگ علمي، فرهنگي و پژوهشي دنيا تبديل شده و صدها مدرسه علمي و مراكز تحقيقاتي و كتابخانههاي مجهز مشغول فعاليتهاي علمي و فرهنگي در حوزه اسلام و تشيع ميباشد.[8]
حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها داراي شخصيتي رفيع و والا مقام ميباشد بطوري كه ائمه طاهرين عليهم السّلام از اين بانو، با جلالت و تكريم ياد كردهاند و حتي پيش از ولادت آن حضرت، بلكه پيش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضي از ائمه عليهم السّلام آمده و از مقام والاي او سخن گفتهاند كه به بعضي از آنها اشاره ميشود.
امام صادق عليه السّلام ميفرمايند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمي و حرم وَلدي من بعدي…»[9] بدانيد قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زني از فرزندان من در اين شهر در ميگذرد كه او دختر موسي است.
امام صادق عليه السّلام در حديثي ديگر پيش از اينكه اين فرزند گرانقدر متولد شود از فضيلت زيارت و مدفن او سخن ميگويد و شيعيان را به اهميت آن توجه ميدهد و ميفرمايد «شهر قم، حرم ما است و در آن زني از فرزندان من مدفون ميشود، به نام فاطمه هر كس او را زيارت كند بهشت براي او ثابت ميشود…».[10]
همه اين بيانات حاكي از شأن و عظمت و فضيلت اين بانوي مكرم اسلام ميباشد. بيشك اين فضايل و خصوصيات اخلاقي اين بانوي بزرگ است كه او را داراي چنين مقام و منزلتي نموده است چون امام موسي كاظم عليه السّلام داراي 37 فرزند بود كه در ميان آنها اين بانوي مكرم است كه مثل ستارهاي درخشان ميدرخشد و در ميان فرزندان امام كاظم عليه السّلام بعد از امام رضا عليه السّلام هيچ كدام هم سنگ او نميباشد. حال به خصوصيات و فضايلي اشاره ميكنيم كه باعث عظمت و درخشش او در ميان ديگر امامزادگان شده است.
او ماه تاباني است كه از برج امامت طلوع كرده در آغوش امامت تربيت يافته، قنداقه امامت را نيز در دامن خود پرورش داده است زيرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همة نياكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدايت، اسوههاي فضيلت و استوانههاي ولايتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضيلت و از اسوههاي تقوي و شرافت و از زنان كم نظير تاريخ بشريت است.
بديهي است كه تأثير شخصيت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نميتوان انكار كرد اين ويژگي در وجود حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها نيز بروز يافت و از هر دو طرف فضايلي را به ارث برد و ميتوان سر برتري آن حضرت بر ديگر فرزندان موسي بن جعفر عليه السّلام را در همين نكته يافت. البته اين نميتواند به معناي تأثير نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در اين راه باشد بلكه علاوه بر همة شايستگيهاي فردي كه در وجود خويش به وجود آورده بود از اين عوامل نيز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقي و تكامل معنوي اخلاقي و علمي سود ميبرد.
بنا به تصريح قرآن هدف از خلقت انسان چيزي جز عبادت و بندگي خداوند نيست كساني كه به اين هدف مهم پي بردند در راه رسيدن به عاليترين مرحله آن سر از پا نميشناختند.
يكي از عاليترين نمونههاي عبادت و بندگي خدا از خاندان ولايت و امامت، كريمه اهل بيت فاطمه معصومه سلام الله عليها ميباشد. او با عبادت و شب زندهداري هفده روزهاش در واپسين روزهاي عمر شريفش در مدت اقامتش در منزل موسي بن الخزرج، گوشهاي از يك عمر عبوديت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهي است.[11]
از ويژگيهاي حضرت معصومه سلام الله عليها اين بود كه علوم اسلام و آل محمد صلّي الله عليه و آله آگاهي داشت و آن حضرت از جمله روايت كنندگان حديث بود و چندين حديث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به چشم ميخورد كه علامه بزرگوار اميني در كتاب شريف الغدير به بعضي از آنها استناد ميكند مانند، عن فاطمه بنت علي بن موسي الرضا حدثتني… «من كنت مولاه فعلي مولاه».[12] نقل اين احاديث حاكي از مقام علمي والاي آن بانو ميباشد.
میدانیم که یکی از القاب ایشان معصومه است. روی این بیان اگر کسی در مورد حضرت معصومه ادعای عصمت کند، بیراهه نرفته و سخن به گزاف نگفته است.
شواهد عصمت این شفیعه روز جزا:
نام شریف حضرت معصومه:”فاطمه” است و در حال حیاتش به”معصومه” ملقب نشده بود، تا تعبیر:”معصومه” به اصطلاح”عنوان مْشیر” باشد، بلکه این تعبیر دقیقاً به معنای اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف: «تعلیق الحکم بالوصف مشعر بالعلیه»[14] معنای حدیث چنین می شود: هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کند، زیرا او معصومه است.
بین وجوب بهشت و عصمت ملازمه نیست، ولی در غیر معصوم معهود نیست که به این استحکام و قاطعیت از سه معصوم بر آن تأکید شود.
البته در مورد عالم و شهید و امثال آنها موضوع شفاعت مطرح شده، ولی در مورد احدی غیر از آباء گرامش، شفاعت گسترده ای به این وسعت مطرح نشده است. تنها در مورد این شفیعه روز جزاست که امام صادق علیه السلام می فرماید:
«با شفاعت او همه ی شیعیان ما وارد بهشت می شوند».[16]
اگر حضرت فاطمه زهرا علیه السلام را امیرمؤمنان غسل می دهد به همین دلیل است، و گرنه”اسماء” حضور داشت و می توانست مباشر غسل گردد.
به خدمت امام رضا علیه السلام عرض کردند: اینها به ما طعنه می زنند و می گویند: «امام را باید امام غسل دهد». منظور آنها این بود که شما در مدینه هستید و پدربزرگوارتان در بغداد به شهادت رسیده است، پس چه کسی او را غسل داده است؟ فرمود: «من او را غسل دادم».
راوی پرسید: به آنها بگویم که شما آن حضرت را غسل داده اید؟ فرمود:آری.[18]
به همین جهت است که امام جواد علیه السلام از مدینه تا خراسان، و امام هادی علیه السلام از مدینه تا بغداد با طی الأرض تشریف فرما می شوند تا پیکر مطهر پدر بزرگوارشان را غسل دهند کفن و دفن کنند.
و برای همین منظور است که در آن لحظات حساس و پر مخاطره، وجود مقدس حضرت بقیه الله ـ روحی فداه ـ چون مهر تابان ظاهر شد و بر پیکر امام حسن عسکری علیه السلام نماز خواند.[19]
و لذا معتقدیم که قبل از رحلت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه امام حسین علیه السلام رجعت خواهد نمود، و مراسم تجهیز و تکفین و تدفین آن حضرت را به عهده خواهد گرفت.[20]
تردیدی نیست که پیکر مطهر حضرت حسین علیه السلام توسط امام زین العابدین علیه السلام به خاک سپرده شد، حتی دشمنان اهلبیت هم به آن اعتراف دارند، لذا هنگامی که امام رضا علیه السلام با علی بن ابی حمزه و دیگر بداندیشان مناظره می کرد به آنها فرمود:
آیا امام حسین علیه السلام امام بود؟” گفتند:”آری”. فرمود:”چه کسی او را تجهیز کرد؟” گفتند: علی بن الحسین علیه السلام.
امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوندی که زین العابدین را قدرت داد که از زندان بیرون رفته و عهده دار تجهیز پدر بزرگوارش شود، قادر است به صاحب این امر توانائی دهد که به بغداد رفته، مباشر کفن و دفن پدرش گردد.
فرمود:”در آن ایام علی بن الحسین علیه السلام کجا بود؟” گفتند:”در زندان ابن زیاد بود”. فرمود:”یک فرد زندانی چگونه عهده دار کفن و دفن شد؟”. گفتند:” برای ما روایت شده که امام زین العابدین به طریق اعجاز از زندان خارج شد و آنها متوجه نشدند، پس از انجام کفن و دفن دوباره به زندان بازگشت”.
امام رضا علیه السلام فرمود:”خداوندی که زین العابدین را قدرت داد که از زندان بیرون رفته و عهده دار تجهیز پدر بزرگوارش شود، قادر است به صاحب این امر توانائی دهد که به بغداد رفته، مباشر کفن و دفن پدرش گردد.[21]
جالب تر این که امام زین العابدین علیه السلام به هنگام دفن امام حسین و حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل صلوات الله علیهم از بنی اسد کمک نگرفت، بلکه خود به تنهائی عده دار کفن و دفن آنان گردید، ولی چون نوبت به دیگر شهدا رسید، به بنی اسد امر فرمود که: دو تا کانال حفر کنند، در یکی شهدای بنی هاشم و در دیگری شهدای اصحاب را دفن کنند.[22] و این خود یکی از نشانه های عصمت حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل علیه السلام می باشد.
در مراسم کفن و دفن حضرت معصومه علیها السلام نیز تشریف فرمائی حضرت امام رضا و حضرت جواد علیهما السلام بسیار معنی دار است، و خود شاهد زنده ای بر عصمت این خاتون دو سرا می باشد.[23]
با توجه به نکات فوق، اگر کسی ادعا کند که حضرت معصومه علیها السلام مرتبه ای از عصمت را داراست، راه بیراهه نرفته و سخنی به گزاف نگفته است. ولی این مرتبه از عصمت غیر از عصمت چهارده معصوم است که حتی پیامبران اولوالعزم نیز به آن مرتبه از عصمت نمی رسند.
اعتقاد به شفاعت انبياء و اولياء از ضروريات مذهب شيعه است و هيچ ترديدي در آن نيست. و بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله است كه در قرآن كريم از آن به (مقام محمود) تعبير شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم صلّي الله عليه و آله هم شفاعت گستردهاي دارند كه بسيار وسيع و جهان شمول است. 1. خاتون محشر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه سلام الله عليها 2. شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام . كه بعد از حضرت زهرا سلام الله عليها از جهت گستردگي شفاعت، هيچ بانويي به شفيعه محشر حضرت معصومه سلام الله عليها نميرسد. كه امام جعفر صادق عليه السّلام در اين رابطه ميفرمايد: «تَدخل بِشفاعتها شيعتنا الجنته باجمعهم».[24] با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت ميشوند.
يكي از شواهد عظمت استثنايي حضرت معصومه سلام الله عليها زيارتنامهاي است كه به خصوص، حضرت رضا عليه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زيرا بعد از فاطمه زهرا سلام الله عليها تنها زيارتي كه از امام معصوم براي يك زن نقل شده، زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها است و هيچ يك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زيارت مخصوص از امام ندارد.
[1] . صدوق، عيون الاخبار، ج 1، ص 14؛ طبرسي، اعلام الوري، ص 302؛ طبري، امامي، دلائل الامامت، ص 309؛ اثباة الهداة، ج 3، ص 233؛ مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 396.
[2] . مستدرك سفينه، شيخ علي نمازي، ج 8، ص 257.
[3] . الاِرشاد، محمد بن نعمان (مفيد)، انتشارات، ج 2، ص 242.
[4] . كتاب قم، چاپخانه مجلس، تهران، ص 213.
[5] . كتاب قم، ص 312.
[6] . تاريخ قم، حسن قمي، چ قم، ص 213؛ بحار الانوار، ج 48، ص 290؛ اعيان الشيعه، چ بيروت، ج 8، ص 391؛ انوارالمشعشعين، ج 1، ص 208.
[7] . فتوح البلدان، بلاذري، چ نجف، ص 40.
[8] . علي اصغر فقيهي، تاريخ مذهبي قم، انتشارات زائر، ص 104.
[9] . سفينة البحار، ج 2، ص 276.
[10] . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 6، ص 216.
[11] . قم شناسي و گردشگري، ص 292.
[12] . علامه اميني، الغدير، ج 1، ص 196.
[13] . تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود بن عیاش سلمی، قرن سوم، چاپ 1380 هـ . تهران.
[14] . تفسیر منسوب به امام حسن عسكری(ع)، چاپ 1409 هـ .قم.
[15] . تقویم نجومی، حاج میرزا اسماعیل مصباح، نجم الممالك، متوفای 1380 هـ . چاپ 1347 هـ .
[16] . التنبیه و الاشراف، علی بن الحسین مسعودیم متوفای 345 هـ . چاپ قاهره.
[17] . تنزیه الأنبیاء، سید مرتضی علم الهدی، متوفای 436 هـ . چاپ 1409 هـ . بیروت.
[18] . تهذیب الاحكام، شیخ طوسی، متوفای 460 هـ . چاپ 1406 هـ . بیروت.
[19] . تورایخ النبی و الآل، شیخ محمد تقی تستری، چاپ 1391 هـ . تهران.
[20] . توحید صدوق، شیخ صدوق، متوفای 381 هـ . چاپ بیروت.
[21] . الثاقب فی المناقب، ابن حمزه، قرن ششم، چاپ 1412 هـ . قم.
[22] . ثواب الاعمال، شیخ صدوق، متوفای 381 هـ . چاپ 1364 ش. قم.
[23] . جامع احادیث الشیعه، آیت الله بروجردی، متوفای 1380 هـ . چاپ 1399.
[24] . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 6، ص 228.
<head< head=””> </head<>