بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا (س) أَغیثینی

 

یکی از القاب خداوند “راحم العبرات” است. ای خدایی که به گریه ها ترحم می‌کنی؛ وقتی آبی در چشم بجوشد و اشک بر گونه‌ی کسی جاری شود دریای رحمت خداوند به جوش می آید و اگر آن لحظه آمرزش بخواهد یا حاجتی و یا رحمتی بخواهد خداوند به او می دهد. از گران ترین گریه ها، گریه بر امام حسین (ع) است که هیچ قیمتی را بر آن نمی توان گذاشت مگر خود امام حسین (ع) و خداوند که می توانند بر آن اشک ها قیمت بگذارند.

دیشب نامه آمد به کربلا به این عنوان که آب را بر حسین(ع) و اهل بیتشان ببندند. از روز هفتم آب جیره بندی شد. هشتادو پنج زن و بچه، علاوه بر مردان جنگی در کربلا حضور داشتند. کاروان امام (ع) برای انجام برخی کارها از قبیل پخت و پز و شست و شو و حتی برای آشامیدن آب نیاز داشتند که به هر خیمه ای مقداری آب دادند و به جهت اینکه نمی توانستند به فرات بروند و مقداری آب بیاورند که به همه برسد حضرت زینب(س) خیمه ای را به نام “خیمة المشک” قرار دادند که در آن آب ها را قرار داده بودند، آنجا کسی مأمور بود که اگر کسی آب لازم داشت به او آب بدهد. از امروز روضه های امام حسین(ع) با حزن بیشتری است.

برخی سؤال می کنند که روضه خوانی امام حسین(ع) از چه زمانی شروع شده و اصلا اولین روضه خوان امام حسین(ع) چه کسی بوده است؟

روضه ی ایشان از زمان حضرت آدم(ع) شروع شده است.

ما مخلوق هستیم و خداوند خالق است. خدا ما را خلق کرده تا او را بشناسیم و او را بندگی کنیم. خداوند خالق، رزاق، ستار، رحمان و… است. اینها همه صفات خداوند تبارک و تعالی است و ما بنده هستیم و باید تسلیم و فرمانبردار و مطیع او باشیم. باید خدا را عبادت و اطاعت کنیم. بنده در هیچ کاری با خداوند شراکت ندارد مگر در دو کار:

  1. در قرآن آمده است: “إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا” (اول) خداوند و سپس ملائکه به پیغمبر صلوات می فرستند حال، ای کسانی که ایمان آورده اید شما نیز به پیغمبر صلوات بفرستید و تسلیم امر پیغمبر باشید.
  2. روضه ی ابی عبدالله(ع). خداوند هنگامی که آدم(ع) را آفرید و او ترک اولی کرد و به زمین آمد بعد از سیصد سال خداوند اراده کرد تا آدم را ببخشد. جبرئیل را فرو فرستاد تا به آدم(ع) کلماتی را یاد دهد؛ بعد از اینکه ایشان این کلمات را بر زبان آوردند(الهی یا حمید بحق محمد(ص) یا عالی بحق علی(ع) یا فاطر بحق فاطمه(س) یا محسن بحق حسن(ع) یا قدیم الاحسان بحق حسین(ع)) ایشان از جبرئیل پرسیدند: این اسما، اسم های چه کسانی است؟ جبرئیل پاسخ داد: اولین اسم، اسم آخرین پیغمبر است و سپس داماد ایشان سپس دخترش و سپس نوه ی اول و نوه ی دوم ایشان هستند. آدم(ع) فرمود: من این اسما را گفتم اما به پنجمین اسم که رسیدم قلبم در سینه ام تپید. چرا من با آوردن اسم حسین محزون شدم؟ در این هنگام ندا از آسمان آمد( از طرف خود خدا): ای آدم! اگر بدانی بر سر حسین، در یک روز چه مصیبتی خواهد آمد که تمام مصیبت های عالم در مقابلش کم است؟! عظیم ترین مصیبت این است که او را می کشند در حالی که عطشان است، در حالی که غریب است، در حالی که ناصر و یاور و معینی ندارد. (اولین بار، خداوند روضه ی عطش امام حسین(ع) را خوانده است.) ای آدم! فرزندان کوچک او را عطش می کشد و بزرگ تر ها از تشنگی پوست بدنشان جمع می شود. ای آدم! آن حسین فریاد می زند: “وا عطشا” و جز با تیر و نیزه پاسخی دریافت نمی کند.

در روزهای گذشته گفتیم در مجالس امام حسین(ع) محور کارها بر گریه می چرخد. اگر من هر خدمتی در مجلس امام حسین(ع) انجام دهم اما اشکی نریزم در واقع من کاری انجام نداده ام.

در کربلای امام حسین(ع): 1.شمشیر 2.خون 3.خاک 4.تشنگی 5.مظلومیت و 6.اشک، دست به دست هم دادند تا حماسه ی حسینی را آفریدند. پس در این دهه از شمشیر و جهاد، از خون و خون دادن در راه خدا، از خاک مقدس کربلا، از عطش حسین(ع) و یاران ایشان و اشک بر ایشان و مظلومیت ایشان باید سخن به میان بیاید تا ما بتوانیم از مسیر کربلا ره توشه ای برای خودمان برداریم.

درباره ی اشک، قرآن آیات متعددی دارد. از نظر روانشناسی گریه یک عکس العمل طبیعی انسان هاست در مواقع مختلف، که اگر ابرازش نکنند ممکن است به سلامتشان لطمه بزند. اما در روایات ما، بر گریه بر امام حسین(ع) بسیار تأکید شده است. خود خداوند و تمام انبیاء و اهل بیت و علما سفارش بر گریه بر امام حسین(ع) کرده اند. معمولا انسان هایی که مشکلی دارند از ترحم دیگران نسبت به خودشان بیزاراند اما امام حسین(ع) می فرمایند: بر من ترحم بکنید و بر من گریه کنید و خودشان می فرمایند: “أنا قتیل العبرات” من کشته ی گریه ها هستم! این عبارت یعنی چه ؟ مرحوم خانم مالک فرمودند: معنای لطیفش این است که من می میرم برای گریه هایی که برای من می کنید.

امام باقر(ع): هیچ گاه نمی شود حسین(ع) نزد مؤمنی یاد شود و آن مؤمن گریه نکند.

امام صادق(ع) به اَبی عماره فرمودند: هر کس برای حسین(ع) شعری یا مدحی یا سخنی بگوید و پنجاه نفر را بگریاند بهشت بر او واجب خواهد شد، (اگر نشد) هر کس برای حسین(ع) شعری یا مدحی یا سخنی بگوید و چهل نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می شود، (اگر نتوانست) هر کس بر حسین(ع) شعری یا مدحی یا سخنی بگوید و خودش بر امام حسین(ع) همراه با یک نفر گریه کند خداوند بهشت را بر او واجب می کند (اگر باز هم نشد) هر کس بر حسین(ع) شعری یا مدحی یا سخنی بگوید و خودش به تنهایی گریه کند بهشت بر او واجب است، (باز اگر نشد) هر کس بر حسین(ع) شعری یا مدحی یا سخنی بگوید گریه اش نگیرد اما غمگین شود و حالت گریه بگیرد بهشت بر او در آن لحظه واجب می شود.

یک شیعه در زمان غیبت امامش باید با امامش هماهنگی داشته باشد. نماز، روزه، قرآن خواندن، یا تقوای ما که مانند امام زمان(عج) نمی شود فقط در یک جا می توانیم با ایشان هماهنگ باشیم و آن هم خود امام (ع) می فرمایند: یا جداه! اگر در روز کربلا نبودم که کمکت کنم صبح و شب بر تو گریه خواهم کرد آن قدر که از چشمانم خون بیاید و آن قدر بر غربتت ناله می زنم تا بمیرم.

انواع گریه و فایده ی آن:

نوع اول گریه، گریه ی عقده گشایی است. بر اثر حادثه یا اتفاق و یا حزن، سینه امان تنگ می شود و محزون می شویم و در دلمان عقده به وجود می آید که علاج آن گریه کردن است باید گریه کنیم تا خالی شویم.

هنگامی که پیامبر(ص) یکی از فرزندان کوچکشان را از دست دادند بسیار گریه کردند و فرمودند: قلب من آتش گرفته برای همین گریه ام جاری می شود.

وقتی قلب آتش می گیرد باید گریه کرد.

به امام صادق(ع) گفتند: مردم به جدّ شما گریه نمی کنند به مشکلات خودشان گریه می کنند، ایشان فرمودند: خدا را شکر که مردمی هستند که مشکلاتشان را بر سر سفره ی امام حسین(ع) بازگو می کنند.

نوع دوم گریه، گریه ایست که برای درمان دل مرده است. اگر قلب انسان بمیرد دیگر انسان نیست و از حیوان بدتر است. در منطق اسلام، انسان زنده علامتی دارد و آن این است که وقتی یاد خدا می کند دلش می لرزد. آیه ی قرآن است:« الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله»؛ ای انسان های مؤمن آیا وقت آن نرسیده که هنگام یاد کردن خداوند دل شما در سینه هایتان بلرزد.

حسین(ع) وجه الله است یعنی، جمال و جلال خداوند روی زمین است و در وجود ایشان جز خداوند چیزی نیست. ریختن خون ایشان برای زنده شدن یاد خدا بوده و اسم حسین(ع) مشتق از اسم خداوند است، و یاد حسین(ع) یاد خدا است. اگر اسمش را ببرند و روضه اش را بخوانند و کسی نتواند گریه کند دلش قساوت دارد.

اشک باعث پاک شدن و صفای باطن می شود. وقتی اشک ما بر حسین(ع) بر گونه هایمان جاری می شود نشانه ی یک چیز است و آن این است که من هر چه غیر خدا است را از دلم پاک می کنم. چون بر کسی گریه می کنم که هر چه غیر از خدا بود را کنار گذاشت.

حدیث و روایت است که فرمودند: قطره اشکی که برای حسین(ع) بر گونه ی کسی جاری می شود همانند خون شهیدی است که در کربلا به روی زمین ریخته شده است.

وقتی گریه بر حسین(ع) می کنی اعلام می کنی که خون حسین(ع) در رگهایم است. کسی که خون حسین(ع) در رگهایش است به ایشان شباهت دارد. و به ایشان مانند می شود.

برای اینکه جرعه جرعه از معرفت خدا به کام ما بریزند:

  1. باید خودمان را شست و شو دهیم مخصوصا با گریه بر امام حسین(ع).
  2. باید یاد بگیریم و جرأت داشته باشیم به هر چیزی که غیر از خداوند است نه بگوییم.

مرحوم شیخ انصاری(ره) ده شب در خانه شان روضه برقرار می کردند. شب تاسوعایی بود که مردم از عزاداریهای متعدد خسته شدند آقا فرمودند: دیگر نمی خواهد امشب سینه زنی کنید به خانه هایتان بروید. ایشان هم خوابیدند اما ساعتی بعد سراسیمه از خواب بیدار شدند یقه ی لباسشان را پاره کردند پسرشان را صدا زدند که بروید و در بزنید و همسایه ها را بیدار کنید و بگویید بیایند. رفتند و صدا کردند. همه با عجله آمدند. شیخ فرمودند: روضه خوان! روضه بخوان و مردم سینه بزنید زیرا که من در خواب، فاطمه ی زهرا(س) را دیدم که ایشان با تشر به من فرمودند: شیخ! جلوی سینه زنی حسینِ من را می گیری؟!

حدیث ارزشمند از امام صادق(ع): ما اهل بیت(ع) ریشه و اساسِ تمام خوبی ها و خیر هستیم. هر چه احسان و خوش اخلاقی و خوبی و پاکی و زیبایی هست، همه از ماست. از خوبی ها: 1.وحدانیت است، 2.نماز خواندن 3.روزه گرفتن 4.زکات دادن 5.حج رفتن 6.راست گفتن 7.خشم و عصبانیت را فرو خوردن است.

از علمای بزرگوار ما بودند که فرمودند: فردی بود که عاشق امام حسین(ع) بود، در هر لحظه از زندگی اش به یاد ایشان بود و به ایشان سلام می داد. هر روز، زیارت عاشورا می خواند و خرج فراوان برای امام حسین(ع) می کرد و مجالس دائم برای امام حسین(ع) می گرفت نماز هم می خواند. بعد از مدتی فوت کرد یک سال بعد من او را در خواب دیدم و از او حالش را پرسیدم. او گفت: نمی دانی در اینجا از نماز چه چیزهایی می پرسند!!! من در اینجا یک سال است که گرفتار نماز هستم.(در حالی که نماز می خواند و نماز قضایی نداشت)

امروز روز توسل به دامن حضرت علی اصغر (ع) است. تمام علمای ما سعی کردند که راجع به حضرت علی اصغر(ع) جمله ای بگویند.

سید بن طاووس در اقبال: سلام بر تو حسین جان! و بر پسر کوچکت که شهادتش بر تو سنگین آمد.

مرحوم میرزای قمی، ده روز روضه خوانی داشت و هر روز به روضه خوان می گفتند که روضه ی حضرت علی اصغر(ع) را بخوان. یکی گفت : آقا! کربلا، شهدای دیگر هم دارد. ایشان فرمودند: شهدای دیگر قدرت دفاع از خود داشتند ولی حضرت علی اصغر(ع) شهیدِ بی دفاع است.

عالم بزرگوار، صاحب کتاب “ریاض القدس” می فرماید: تیرِ حرمله وقتی به گلوی حضرت علی اصغر(ع) اصابت کرد به سه نشانه زد: یکی به گلوی مبارک ایشان، یکی به بازوی امام حسین(ع)، و یکی به قلب فاطمه ی زهرا(س).

مرحوم بحر العلوم می فرماید: ای شیعیان! جای بسی تعجب است که تیری را که بعد از پیغمبر(ص) در سقیفه بنی ساعده از چله ی کمان شلیک کردند پنجاه سال راه آمد به کربلا و بر گلوی حضرت علی اصغر(ع) نشست و سپس آن تیر را که در آوردند نیزه ای شد که سر مطهر امام حسین(ع) بر آن قرار گرفت.

امام حسین(ع) در روز عاشورا در کربلا تمام عبادت ها و احکام اسلام را در یک روز انجام دادند:

کَرَم، یکی از صفات خداوند است که دوست دارد بنده هایش نیز این صفت را داشته باشند، کرم یعنی بخششِ بدون پاداش. عرب جاهلی، بت پرست بودند و دختران را زنده به گور می کردند جنایت و خونریزی و جهالت داشتند اما یک صفت خوب را داشتند و آن هم کرم بود. انسان های بخشنده ای بودند. نمونه اش حاتم طائی است. به امام علی(ع) گفتند: حاتم طائی خانه اش هفت در دارد فقیر که می آید از یکی از درها که چیزی می گیرد از در دیگر نیز، می گیرد تا در هفتم؛ امام علی(ع) لبخندی زدند و فرمودند: به این می گویید کرم؟! گفتند: آقا! مگر بالاتر هم هست؟ فرمودند: بله. کریم آن کسی است که با یک بار صدا زدنش، آنقدر به شما بدهد که محتاج نباشید به در خانه ی کس دیگری بروید.

  1. امام حسین(ع) در دوران زندگیشان از کریم ترین انسانها بودند. هیچ کس از ایشان کریم تر نبود به طوری که می گویند حاجتمندان نامه می نوشتند و ایشان نامه را در جیبشان می گذاشتند و باز نکرده می فرمودند: حاجت شما روا شد. می فرمودند: همین که آبرویشان را در دستشان گرفته اند نزد من آمده اند و گردن کج کرده اند آبرویشان ارزش دارد. می ترسم به اندازه ی خواندن نامه، معطلشان کنم.

2.امام حسین(ع) علاوه بر کریم بودنشان القاب دیگری نیز دارند: ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد: امام حسین(ع) دو لقب بارز دارند:

1) «سَیِّدُ أَهْلِ الاِباءِ» یعنی ایشان سرور ذلت ناپذیر ها هستند. ای آقای کسانی که خودشان را خوار نمی کنند و به کسی التماس نمی کنند و در مقابل کسی گردن کج نمی کنند.

2) « عَلَّمَ النّاسَ الْحَمِیَّةَ» یعنی ای آقایی که غیرت عالم را زن و مرد از شما یاد گرفته اند، شما معلم همه ی آنها هستید.

3.اسلام مملوء از احکام است و بعضی از احکام آن عجیب است مخصوصا احکام آب. در اسلام، آب را بر کسی نمی توانی ببندی حتی در جنگ و بر دشمنِ کافر. معاویه در جنگ صفین آب را بست امام حسین(ع) همراه با عده ای رفتند و آب را باز کردند و فرمودند: ما آب را بر کسی نمی بندیم.

4.نام قدیم سرزمین عراق، بین النهرین بود. سرزمینی بین دو نهر دجله و فرات. این دو رود آن قدر پر آب هستند خصوصا فرات که در عراق، آب کم ارزش ترین چیز است و هیچ قیمتی ندارد.

امام حسین(ع) در یک روز، صبح تا عصر هفتاد و دو مرتبه صفا و مروه کرده اند. با قامت راست به میدان رفته و با قامتی خمیده برگشته است و هر بار یا مجروح آورده است یا شهید. امام حسین(ع) در آن روز نصیحت کرده اند، داغ دیده اند، گریه کرده اند، کودکان را آرام کرده اند، یتیم نوازی کرده اند، تسلیت به مادر شهدا داده اند، خجالت کشیده اند، داغ پنج برادر دیده اند، دو روز و دو شب آب به لب مبارکشان نرسید. عصر عاشورا امام (ع) در حالیکه خسته بودند و به درختی تکیه داده بودند به فرات نگاهی انداختند، ملعونی از نگاه امام (ع) فهمید که ایشان تشنه هستند، ملعون صدا زد: حسین! فرات را می بینی که چگونه موج می زند! به والله قسم که نمی گذاریم ذره ای از آن بنوشی تا از عطش جان دهی!

سلام و درود ما بر لبان تشنه ات یا حسین(ع)…

 

مرثیه روز هفتم: حضرت علی اصغر (ع)

شد چو در میدان بلنـد از شاه دیــــــن             بانـــگ هل من ناصر و هل من معیـــن

بــــود طفلی شـرخوار اندر حـــــــرم            کافرینـــــش را پــــــدر بــــد در کـــــرم

ممـکنــــات از عـــالم و آدم همــــــــه             از دم جـــــتان پـــــرورش زنــده همــــه

گر چــه خوانند اهل عالم اصغـــــرش             مــــن نـــــدانم جــــــز ولـــی اکبــــرش

بــر امیــــد جـان نثـــاری آن زمـــــان             خویــــش را افکنــــد از مهــــــد امــــان

دست از قنداق جان بیـــــرون کشــــید           بنــــدهای بستـــــــه را از هــــم دریــــد

بانـــگ بــر زد کای غــــریب بی نـوا               نیستــی بی کس هنـــــوز این ســـو بیــا

مانـــده باقـی بیـــن اصحـــــــاب کــرم             شیرخــــوار خسته جـــانی در حــــــرم

بانـــگ زد کـای صاحـــب بـــزم الست           شیرخـــوار از کودکی شد حق پرســـت

عزم کـــوی دوســـــت چـون داری بیـا           ارمغــــــانی بـــــر، بـه درگـــــاه خــــدا

قابـل شـاه ارمــغان کـوچــــک اســــت           کو به قیمت بیش و در وزن اندک اسـت

نزد شاهان تحفه اندک تر خـوش اسـت           که تـــوان بــــــگرفت پیش شـه بدسـت

گــــر ندارم گـــــردن شمشیـــــر جــــو         تیــــر عشقـــت را سپــر ساــزم گلـــــو

چــــو به میــدان بر ســـــر دست پـــدر           آیت کبــــرای حــــق شــد جــــلوه گــــر

وه چـه طفلــــی ممکنــات او را طفیــل          دســـــت یکســر کائنـــات او را بذیـــــل

اشــــــــرف اولــــــــــاد آدم را پســــــر         لیکـــــن انــــدر رتبــــــه آدم را پــــــــدر

از علـــی اکبر به صورت اصغـر است             لیــــــک در معنــــــی علــــی اکبــر است

ظاهـــراً از تشنگـی بی تــــــاب بــــود         باطنــاً ســــرچشمه ی هــــــر آب بود[1]

[1] نکات درخشان، شیخ علی فلسفی