فرموده اند هر کس ماتم زده شده است و نمی تواند گریه کند، روضه علی اکبر علیه السلام را برای او بخوانید زیرا روضه علی اکبر علیه السلام ناگهان دلها را دگرگون میکند.
مصیبت حسین علیه السلام بسیار عظیم است، هنگامی حضرت ابراهیم علیه السلام به فرمان خداوند خواستند که فرزند خود را ذبح کنند، چاقو را کشیدند اما بریده نشد، اثر کبودی به گردن اسماعیل مانده بود، پس زمانی که به منزل بازگشتند مادرش اثر کبودی روی گردن فرزندش دید، جویای واقعه شد، ابتدا حضرت ابراهیم قصد تعریف ماجرا را نداشتند اما با اصرار واقعه را به او توضیح دادند، در روایات داریم که مادرش سه روز تب و لرز کردند و این از جهت دیدن آثار کارد بر روی گردن فرزندش بود، کشته هم نشده بود!! جا دارد که جان دهیم برای امام حسین علیه السلام، هیچ مصیبتی مانند مصیبت ایشان نیست.
به شما گفته می شود که زیارت عاشورا حدیث قدسی است، خداوند به جبرئیل گفته است و جبرئیل به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و ایشان هم به علی علیه السلام و ایشان نیز به امام حسن علیه السلام. این زیارت بین اهل بیت علیهم السلام مانده است تا در زمان امام محمد باقر علیه السلام و جعفر صادق علیه السلام که تلاوت شده و میان مردم رواج پیدا کرده است. تا قبل از شهادت امام حسین علیه السلام این زیارت خوانده نمی شده است و به امانت در دست اهل بیت علیهم السلام بوده است و بعد از مدتی به صورت پنهان خوانده می شده است و در زمان امام باقر علیه السلام و جعفر صادق علیه السلام این زیارت را آشکار کردند و دستور دادند که شیعیانشان هم این زیارت را بخوانند.
زیارت عاشورا وسعت بسیار عمیقی دارد به طوری که فرموده اند شما برای هر حاجتی می توانی ختم آن را برداری. اما بعضی از بزرگان می فرمایند سعی کنید برای امور دنیا نیت نکنید، شما به نیت ثواب بخوانید و امور دنیایی شما در حاشیه آن روا خواهد شد.
زیارت عاشورا این گونه است که آن را می خوانیم به عشق امام حسین علیه السلام؛ منشور نامه و مصیبت نامه امام حسین علیه السلام را می خوانیم به نیت قربة الی الله و حالا در کنارش حاجت هایمان نیز برآورده خواهد شد. مخصوصا اگر چهله آن را برداریم و در این چهله گناه نکنیم، غیبت و حسادت و مردم آزاری و بی بندوباری و… نداشته باشیم، در این صورت حتما اثرات آن را خواهیم دید.
طبق مطالعاتی که داشته ام به شما می گویم که مثل لا اله الا الله می ماند که اول نفی است و بعد اثبات است، نفی، دور می کنیم اله ها را و سپس می گویی الله؛ در این جا هم به این صورت است می گویی من بیزارم از خط ظلم و ظالمان وآدم کُشان و نامردها، از فرهنگ و منش نامردها بیزارم. امام حسین (ع) عصر عاشورا آن قدر از دشمن کشتند که نقصان در لشکر آنها دیده شد، اما ایشان مظلوم است.
زیرا هیچ یک از قوانین جنگی درباره ایشان رعایت نشد، بارها خدا در قرآن در سوره بقره فرموده است من شما را امتحان می کنم به ترس و گرسنگی و اموال و اولاد، اما گفته نشد که شما را به عطش امتحان می کنم، حتی در روزهی ماه رمضان، این حکم واجب را داریم که اگر کسی از عطش بی حال شود باید آب بخورد و بعضی می گویند اگر آب نخورد روزه اش باطل خواهد شد چون بی حال و بی تاب شده است، اما در کربلا آنقدر آنها را با بی آبی درگیر کردند که صدای العطش بچه ها بلند شده بود.
خوب تا ما از اینها بیزاری نجویم سلام بر حسین علیه السلام چه معنا خواهد داد؟!!!
ظالم باشم، می توانم سلام به امام حسین علیه السلام بکنم؟!
به شما عرض می شود که هیچ کس مانند حسین بن علی علیه السلام بندگان خدا را به خدا نزدیک نمی کند و هیچ کس مانند حسین بن علی علیه السلام قدرت شفاعت از بندگان را در نزد خداوند ندارد و هیچ کس مانند حسین بن علی علیه السلام نمیتواند مردم را از غرقاب بلا نجات دهد زیرا هیچکس مانند امام حسین علیه السلام کشته نشده است!
حسین علیه السلام زمانی که سر بالا کند همه ائمه علیهم السلام رضایت می دهند.
آداب مجلس امام حسین علیه السلام بسیار زیاد است و سر آمد همه ی آنها اشک و گریه است. بزرگان در مجلس روضه حسین علیه السلام پا دراز نمی کردند و می گفتند روضه حسین (ع)، کربلا است که من در آنجا نمی توانم پایم را دراز کنم.
اگر گریه ات نمی گیرد هماهنگ با مردم باش و سرت را پایین بینداز که خود این هماهنگ شدن، دارای ثواب و اجر است.
1-گریه از روی ایمان که خداوند آن را می ستاید. کسی که تازه آیات قرآن به گوش او می رسد از عظمت آیات گریه می کند، در سوره مائده آیه 83 آمده: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَري أَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ» این آیه در شأن نجاشی پادشاه حبشه نازل شده است، در هنگامی که جعفر طیار آیات قرآن را برای او قرائت کردند.
انسان مومن که قرآن می خواند، قرآن دل او را متحول می کند و اشک او جاری خواهد شد.
فرموده اند اگر شما یک آیه را از سر صدق با گریه بخوانید خداوند آتش جهنم را بر شما حرام می کند.
2-گریهی مجازات. سوره توبه آیه 82 می فرماید: «فَلْيَضْحَکُوا قَليلاً وَ لْيَبْکُوا کَثيراً جَزاءً بِما کانُوا يَکْسِبُونَ» مخاطب این آیه منافقان هستند. و حضرت زینب علیها السلام این آیه را در کوفه قرائت کردند و منظورشان کسانی بودند که با دین بازی می کنند، پس خداوند برنامه های شادی را از آنها خواهد گرفت، کسانی که هنگامی که آیات قرآن تلاوت می شد مسخره می کردند و می خندیدند، پس اینک خنده از آنها گرفته شده است و خدا کاری می کند که بسیار بگریند. پس اشکی که آنها می ریزند گریهی مجازات است.
3-اشک خردمندانه. اشکی که عاقلان می ریزند برای خداوند. در سوره بنی اسرائیل آیه 108 آمده است: «وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا» آنها مىگويند: پاك و منزه است پروردگار ما، وعدههاى پروردگارمان انجام شدنى است، از ذوق گریه می کنند و اشک خشوع می ریزند زیرا وعده های خداوند عملی خواهدشد. پس: «وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً» سر به سجده می گذارند و اشک می ریزند، و این اشک علامت خشوع قلبی آنها است.
هر کس در زندگی تقوا پیشه کند خداوند او را پیروز خواهد کرد.
4-اشک انبیاء. هنگامی که آیات قرآن را برایشان می خواندند به خاک می افتادند و گریه می کردند. کدام آیه با پیامبر این کار را کرد؟ آیه ای که در آن می گوید بدون تردید همه ی مردم به جهنم می روند. «وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا»؛ و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود، و این حکمی است حتمی، از جانب پروردگار تو.
اگر در دل شب یک سوره از قرآن را بخوانی و از هیبت قرآن و از هیبت شب، یک قطره اشک بریزی خداوند می فرماید: گوشت تنتان را بر آتش جهنم حرام کردم.
5- اشک توبه و انابه،اشک بازگشت. که این اشک چاره همهی گناهان است.خداوند در سوره نجم آیه 57 می فرمایند: « أَزِفَتِ الْآزِفَةُ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ کاشِفَةٌ أَ فَمِنْ هذَا الْحَديثِ تَعْجَبُونَ وَ تَضْحَکُونَ وَ لا تَبْکُونَ» نزدیک شد آنچه که باید نزدیک شود و آن قیامت است و جز خداوند کسی نمی تواند سختی های قیامت را از شما دور کند آیا از این سخن می خندید و گریه نمی کنید!
6- مقدس ترین اشک، اشک بر امام حسین علیه السلام است که این اشک موجب محبوبیت نزد خداوند است. محبت خداوند خریدنی است.
حدیث امام صادق علیه السلام: هیچ چشمی نزد خداوند محبوب تر از چشمی که بر حسین علیه السلام گریه کند نیست و هیچ اشکی نیست که بر رخسار جاری نشود برای آن مظلوم و یاری کردن آن بلکه: 1-مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها را یاری کرده است و 2-بلکه یاری رسول خدا صلوات الله علیه و آله را کرده است، 3-ادا کردن حق ما اهل بیت علیهم السلام است.
و دیگر اینکه: اشک بر امام حسین علیه السلام موجب صلوات خداوند بر ما می شود.
پیامبر خدا صلوات الله علیه فرموده اند: خداوند بر گریه کنندکان حسین علیه السلام صلوات می فرستد از روی رحمت و شفقت.
محمد مهدی نراقی صاحب کتاب جامع السعادات و محرق القلوب که کتاب مقتل ایشان است می فرماید: ای شیعیان و دوستان خاندان پیامبر و اهل بیت، بدانید هر چه در شما تألم عزای حسین (ع) بیشتر باشد و درد مصیبت او را بیشتر بفهمید و درجهی گریه و زاری شما برای حسین (ع) بیشتر باشد شما در اتحاد با امام حسین (ع) و اتصال به حسین (ع) و رسیدن به شفاعت کبری که در نزد امام حسین (ع) است، نزدیک تر و جلو تر هستید.
علامه جعفری می فرماید: بشر مقدس ترین اشک خود را برای حسین علیه السلام ریخته است.
حسین علیه السلام کشتی نجات است و حرکت این کشتی برای نجات بشریت آب می خواهد حرکت این کشتی با آب دریا نیست بلکه با اشک چشم محبان او است آنگاه رهسپار پیشگاه اقدس خداوند می شوند و این اشک انسان را تا قرب خداوند بالا می برد.
در سخت ترین لحظات، این اشک ها جواب خواهد داد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: ما اصل خیر و نیکی ها هستیم ای مردم به ما وصل شوید که ما ریشهی تمامی خوبی ها هستیم و فرع ما تمام نیکوکاری ها است؛ از نیکوکاری ها توحید است و نماز است و روزه گرفتن و راستگو بودن و وفا داشتن و زکات و فرو بردن عصبانیت است. اما دشمنان ما، اصلِ کُل شرّ هستند، بنیان هر بدی هستند و از فروع آنها هر بدی و زشتی پدید می آید مثل دروغ گفتن، بخل داشتن و سخن چینی کردن و خوردن ربا و قطع کردن رحم، هر کس که می خواهد به ما وصل شود باید فرع ما را داشته باشد و نه فرع دشمنان ما را.
1- کسانی که از ابتدایی که خودشان را شناخته اند گنه کار بوده اند و تا زمان مرگشان نیز گناه می کنند از اخلاقیات و انسانیت چیزی نمی دانند.
2- عده ای که یک قسمت از عمرشان را مومن بوده اند ولی یک باره عوض می شوند و تمامی اخلاقیات را کنار می گذارند و در نهایتِ بی دینی می میرند.
3- عده ای هستند که یک قسمت عمرشان را در گمراهی بوده اند اما یکباره بر می گردند و توبه می کنند، دارای اخلاق و شرافت می شوند و وصل به خاندان پیامبر صلوات الله علیه می شوند و درنهایتِ سعادت از دنیا می روند.
4- دسته ای دیگر کسانی هستند که از ابتدا در نهایت اخلاق و شرافت زندگی کرده اند گویی معصوم هستند ایشان وصل در امام حسین علیه السلام و ذوب در امام حسین علیه السلام هستند.
چطور می شود که عده ای از راه راست بر می گردند؟!
1-خودشان را برای امتحانهای الهی آماده نکرده اند، پس از امتحانهای الهی نمی توانند سر بلند بیرون بیایند؛ و این در حالی است که خداوند فرموده بود که شما را امتحان می کنم.
2- زیر بنای اعتقادی آنها اِشکال دارد، زیر بنای اعتقادی توحید است خدا شناسی آنها غلط است، که هر دوی آنها را باید از کربلا بیاموزیم، اصل اهل بیت علیهم السلام توحید است، تمامی برنامه های حسین علیه السلام بر محور توحید می گردد.
این امر مراتب دارد: اولین مرتبه اش این است که بدانی جز خدا، خدایی نیست که این توحید عام است. مرتبه بعدی این است که بدانی نه تنها جز خدا، خدایی نیست بلکه موثری هم جز خداوند نیست یعنی هیچ چیزی اثربخشی و تأثیری ندارد جز خداوند. خدا مسبب است و در هستی، سبب هم قرار داده است، اما سبب سوز هم هست، هیچ موثری جز خداوند موثر نخواهد بود. مانند ماجرای حضرت ابراهیم (ع) که آتش که سببِ سوختن است برای ابراهیم (ع) آنرا بی اثر می کند تا به ما نشان دهد که: مسبب و سبب سوز هستم.
مرتبه بالاتر: «لَيسَ في الدّارِ غَيرُهُ دَيّارا» و این شعار امام حسین (ع) در روز عاشورا بود. در جهان هستی جز خداوند دیّاری وجود ندارد.
در جهان، هیچ چیزی وجود ندارد، هر چه هست سراب و مجاز است، اصل، خداوند است و حقیقت، خداوند است.
در هستی جز او دَیّاری وجود ندارد. همه رنگ او است، هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن.
تمام دنیای حسین علیه السلام، حضرت علی اکبر علیه السلام به همین خاطر بود که بعد از شهادت ایشان فرمودند بعد از تو خاک بر سر دنیا، تمام دنیایش را در راه خداوند فانی کردند.
خداوند در بهشت وعده شراب سلسبیل به ما داده است این شراب را علی اصغر (ع) در کربلا ساخته است زیرا این شراب را به کسانی می دهند که بی تابِ ولایت هستند، علی اصغر (ع) بی تاب و ذوب در ولایت امام حسین علیه السلام بودند. ایشان در روز عاشورا و قبل از شهادتشان بسیار بی تابی می کردند و در آغوش کسی آرام نمی گرفتند تا اینکه امام حسین (ع) آمدند و ایشان را به آغوش کشیدند آنگاه آرام گرفتند.
پس هر کس بی تاب ولایت امامش باشد می نوشد از این چشمهی شراب.
چشمهی دیگری است در بهشت به نام زنجبیل که ساقی آن علی اکبر (ع) است، چرا؟! کسی نمی تواند بنوشد از این شراب، بلکه به کسانی می دهند که تنشان برای خدا از بین رفت و اثری از آن باقی نماند.
حضرت علی اکبر علیه السلام در شجاعت مانند علی علیه السلام بودند و در اخلاق و منش و رفتار مانند حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه بودند.
وقتـــی از داننــــده ای کـــردم ســـؤال که مــــرا آگـــــه کـــــن از دانـــای حـــال
با همـــه سعیــی کـــه در رفتـن نمــود رجعـــــت اکبـــر ز میــــدان از چـــه بــــود
ایــــن که می گوینـــد بود، از بهـــــر آب شــــــوق آب آورد او را ســــــوی بــــــاب
خود همی دید اینــــکه طفلان از عطش هـــر یکی در گوشــــه ای بنمـوده غــش
تیغ انــــدر دســـت و زیــــر پا عقــــــاب مـــوج زن شطــــش بــــه پیـــــش روز آب
بایـــــدش رو آوریـــــدن ســـوی شــــط خویـــش را در شـــط درافکنــدن چــو بـــط
*****
اکبــــر آمــــد العطــــــش گویــــــان ز راه از میـــــان رزمگـــــه تـــا پیــــش شــــاه
کـــای پـــدر جان از عطــش افســرده ام مــــی نـــدانـــم زنــــده ام یــا مــــرده ام
این عطش رمز است و عارف واقف است سرّ حق است این و عشقق کاشف است
پس سلیمــــان بــر دهانش بوســــه داد انـــدک انـــدک خاتمـــــش بـــرلـــب نهـــاد
هــــرکه را اســـــرار حــــق آموختنــــــد مهــــر کردنــــد و دهـــانـــــش دوختنــــــد[1]
[1] نکات درخشان، شیخ علی فلسفی منتخب از اشعار عمان سامانی