خصوصیات ویژه زیارت امام حسین علیهالسلام
شب جمعه شب انس با خدا
شیعیان حسین علیه السلام شب جمعه یا در کربلا هستند یا آرزوی کربلا دارند. طبق نقل اکثر مورخین آخرین شبی که امام در کربلا سر کردند، شب جمعه بوده و عاشورا در روز جمعه اتفاق افتاده است. شاید یکی از دلایل تاکید زیارت ایشان در شبهای جمعه، تأسی کردن به آخرین شب حضور امام در کربلا باشد. زائر در شب جمعه در حرم امام حسین علیه السلام بماند و به نماز و قرآن و دعا مشغول باشد.
در مجلس روضه امام حسین علیه السلام در نهایت ادب بنشین، چون مادرش در مجلس حاضر میشود. نقل میشود یکی از خانمهایی که در خانهاش روضه ماهانه داشت در سوریه در مشهد رأس الحسین نشسته بود و با خانم حضرت زهرا (س) صحبت میکرد. میگفت کاش میدانستم این همه سال که در منزلم روضه پسرت را اداره کردم، مورد قبول واقع شده است یا نه؟ در حال گریه لحظاتی خوابش میبرد و حضرت زهرا (س) را در آنجا میبیند که ایشان میفرمایند: چرا فکر میکنید روضهتان مورد قبول نیست؟ من خودم بارها در آن شرکت کردم، نشان به آن نشان که عروس خواهرت را صاحبخانه جواب کرده بود و خانه پیدا نمیکرد. در روضه تو یک کیلو شیرینی نذر کرد و در همان هفته خانهای گرفت و نذرش را هم ادا نکرد. در روضه تو دعاها کردند و من هم به دعاها آمین گفتم.
در زیارت امام حسین علیهالسلام عجایب بسیار زیادی را بیان کردهاند. عجایبی که اگر ذرهای ضعف ایمان داشته باشی شاید گاهی نتوانی باورشان کنی. امام حسین علیهالسلام 60 خصوصیت دارد که فقط مخصوص به ایشان است و هیچ معصوم دیگری ندارد. شیخ شوشتری اینها را جمع کرده و به صورت مستند در کتابش آورده است.
یکی از خصوصیات ویژه امام حسین علیهالسلام ابواب زیارت ایشان است. اینکه برای زیارت ایشان ثوابهای بیشماری ذکر شده و تنها زیارت امام حسین علیهالسلام است که با وجود هر خطری باز هم توصیه به آن میشود. زیارت هر معصوم دیگری در صورتی که همراه با خطری برای زائر باشد سفارش نشده و حتی مورد قبول نیست.
در حدیث داریم که اگر مردم فضل زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند هیچ کسی به کربلا نمیرسد بلکه همه از شوق در راه میمیرند. در جایی دیگر امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر مردم فضل زیارت امام حسین را که به زیارتش از بلاد بعیده میآیند بدانند، روی چهار دست و پا و مثل کودکانی که تازه به راه افتادند خود را میکشند به آن سمت.
در اینجا این سوال مطرح میشود که چطور با این همه ثوابها و درجاتی که زیارت امام حسین علیهالسلام دارد چرا عدهای وقتی به زیارت ایشان میروند و برمیگردند هیچ تغییری در رفتارشان به وجود نمیآید؟ چرا باز گناه میکنند و مثل قبل زندگی میکنند؟ در جواب این سوال مثلی میزنیم: شخصی میگوید من صفرا دارم و صفرا بر من غلبه کرده است، اطبا میگویند سرکه انگبین صفرابُر است. او سرکه انگبین را میخورد اما صفرایش خوب که نمیشود هیچ، بالاتر هم میرود. طبیب علت را اینگونه بیان میکند که بیمار یا قبل یا همراه و یا بعد از سرکه انگبین غذای نامناسبی خورده که اثر آن را از بین برده است.
پس این دارو اثر درست خود را همیشه دارد، اما در وجود آن شخص مانعی وجود دارد که نمیگزارد آن دارو کارش را انجام دهد.
در زیارت امام حسین علیهالسلام هم تمام آن فضایلی که در احادیث آمده، وجود دارد، اما در وجود بعضی افراد موانعی است.
این موانع ممکن است گاهی حق الله باشد؛ مثلا در نماز و روزه و توحید و … مشکل دارند.
گاهی این موانع حق الناس هستند؛ مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان در جمعی نشسته بودند و حرف در مورد پیادهروی به سمت کربلا بود. ایشان با اشک گفتند تمام سالهایی که من در نجف بودم در طی 15 سال فقط دو بار پیاده به کربلا رفتم. دلیلش این بود که مادرم راضی نبود چون پیر بود و میگفت وقتی تو میروی من اذیت میشوم.
گاهی هم این موانع ناشی از رعایت نکردن ادب در زیارت است. میگویند وقتی اذن دخول میخوانی حتما گریه کن و اگر گریهات نگرفت داخل حرم نرو و چند ساعت بعد بیا، یا اینکه برو در حرم حضرت عباس التماس کن تا اشکت بیاید و بعد داخل حرم شو. در کامل الزیارات آمده که امام صادق علیهالسلام خطاب به عدهای که از کربلا آمده بودند فرمودند الهی که دیگر نروید، این چه زیارتی است؟ شما با خود غذا و بهترین آذوقهها را برداشتید و به زیارت جدم رفتید که گرسنه و تشنه شهید شد.
زیارت امام حسین علیهالسلام چشم دل را باز میکند. آقا میرزا حسین یزدی نقل میکند: که من رییس کاروانی بودم که از یزد حرکت کردیم با شتر به سمت کربلا میرفتیم و قافله بسیار طولانیای بود. شب در راه وسط بیابان ماندیم و به کاروانسرا نرسیدیم. همانجا ماندیم و اندکی بعد دزدانی سوار بر اسب آمدند و هر چیزی که همه داشتند ازشان میگرفتند، حتی لباس تن مردان را به دزدی میبردند. مردم کاروان یک صدا میگفتند ابوفاضل ابالفضل. که ناگهان همه دیدیم که از پشت کوه سوار بر اسبی آمد که برقه به صورت داشت اما همه جا با آمدنش روشن شد. وقتی آمد با صدای بلند به دزدان فرمود اموال این مردم را بگذارید و بروید. دزدان سریع اموال را گذاشتند و فرار کردند. سپس ایشان چرخی دور کاروان زد و مردم همه صلوات میفرستادند و یا ابالفضل میگفتند. مرد لالی هم در این جمعیت بود که با دیدن ایشان زبانش باز شده بود و از همه بلندتر یا ابالفضل میگفت.
خدا میفرماید: و ذکروالله ذکرا کثیرا. خداوند در مورد هیچ یک از عبادات نمیفرماید “کثیرا” اما در مورد یاد کردن و ذکر کردن نام خودش میفرماید بسیار ذکر مرا بخوان. در مورد اذکار خداوند پراثرترین و نورانیترین اسم “بسم الله الرحمن الرحیم” است. توجه کنید که منظور تکتک این اسما نیست، آنها هر کدام خاصیت دیگری دارند. منظور کل این عبارت است. به همین علت است که تمام سورههای قرآن جز یکی با “بسم الله الرحمن الرحیم” شروع میشود. همچنین همه کارها با آن شروع میشود و بدون آن ناقص است و استاندارد دینی ندارد.
ظهور هر اسم خداوند در هر یک از ائمه
تمام اسمای خدا بروز و ظهورش در ائمه هست. امام علی علیهالسلام فرمودند: ما اسمای حسنی (یعنی محل تجلی اسم خدا) خدا هستیم که اگر به وسیله ما دعا کنید، دعایتان به اجابت میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: به خدا قسم ما اسمای حسنی خداوند هستیم، خدا هرگز هیچ عبادتی را از بندهاش قبول نمیکند مگر آن بنده به ما معرفت داشته باشد. امام رضا علیهالسلام فرمودند: اگر به شما سختی و مرضی و بلایی نازل شد، به وسیله ما از خدا کمک بخواهید، و این کلام خداست که خدا دارای اسمای حسنهای است و خدا را با آنها بخوانید. در حدیث دیگری امام صادق علیهالسلام فرمودند: شیعیان ما بین خودشان بسیار مهرباناند و وقتی در خلوت هستند ذکر خدا میگویند. همانا ما را هم یاد کنند انگار خدا را یاد کردهاند و اگر غیر ما (یعنی دشمن ما) را یاد کنند شیطان را یاد کردهاند.
اسمای خداوند هر کدامش محل تجلیاش یکی از معصومین هستند. حال ببینیم تجلی “بسم الله الرحمن الرحیم” در وجود کدام ائمه است؟ علی علیهالسلام محل تجلی اسم “الله” است. وقتی میگوییم یا علی، گویا میگوییم یا الله، چون علی محل تجلی اسم الله است. و همینطور وقتی میگوییم یا الله، گویا میگوییم یا علی. تجلی رحمان در وجود حسن بن علی است. یعنی خدایی که رحمتش بر همه، یعنی خوب و بد است و عمومیت دارد. تجلی رحیم هم حسین بن علی است. پس وقتی میگوییم “بسم الله الرحمن الرحیم” یعنی متوسل هستیم به علی و حسن و حسین علیهالسلام. همینطور وقتی میگوییم یاعلی و یا حسن و یا حسین گویا گفتهایم “بسم الله الرحمن الرحیم”. حال با توجه به این مسائل گفته شده این ذکر را به ترتیبی که گفته میشود بخوانید که دوای تمام کارهای بسته، رونق زندگیهای بیرونق، کارگشایی در امور زندگی و رشته ارتباط با خداست. ذکر “بسم الله الرحمن الرحیم” را به تعداد 356 مرتبه (که مجموع اعداد ابجد علی 110 + حسن 118+ حسین 128 است) 40 روز صبح قبل از طلوع آفتاب با وضو و رو به قبله بگویید. اگر حتی یک روز وقفه افتاد از اول شروع کنید. که در این ذکر متوسل به این سه امام هستیم.
آیت الله بهاءالدینی که مردم بسیار زیادی به ایشان برای مشکلاتشان مراجعه میکردند در تمام مسائل مردم برای رفع گرفتاریها سه دستور میدادند؛
اول: قربانی کردن. کسی که امکانش را دارد هر چند وقت یک بار قربانی کند و گوشت آن را به مردم به خصوص فقرا بدهد که این کار هم برای حوائج و هم برای رفع بلا بسیار عالی است. شخصی نزد شیخ رجبعلی خیاط آمد و گفت پسرم تصادف کرده و رو به مرگ است، آقا گفتند برو یک گوسفند را قربانی کن آبگوشتی درست کن و 40 کارگر را از سر میدان کارگرها ناهار بده و با هم یک عاشورا بخوانید. همان لحظه پسرت به هوش میآید و خوب میشود که این اتفاق هم افتاد.
دوم: ختم صلوات. در مورد ختم صلوات به این توضیح توجه کنید که انسانها یا ناری (آتشی) هستند یا نوری. انسانهای ناری کسانی هستند که هوا و هوسشان بر آنها غالب است. انسانهای نوری کسانیاند که عقل و معنویت و فطرت پاکشان به آنها غالب است. همه کسانی که گرفتار آتش جهنم میشوند به دلیل این است که نوری نیستند و نور عبادت و ارتباط به خدا ندارند، پس به آتش گرفتار میشوند. در دنیا خداوند به شکل واجب، مستحب و سنت پیامبر دستوراتی به ما داده که به وسیله آنها خود را از ناری بودن به نوری بودن تبدیل کنیم و نفس اماره را به نفس لوامه تبدیل کنیم. یکی از چیزهایی که نور بسیار زیادی دارد صلوات است. آدم وقتی صلوات میفرستد نور این صلوات تمام اطراف انسان را احاطه میکند. حدیث است که همین که صلوات میفرستید اطرافتان را نور صلوات احاطه میکند. پس در قیامت هم این نور شما را احاطه میکند که شما در آتش سقوط نکنید. عالیترین ختم صلوات، ختم 14 هزار صلوات است. حتی اگر نتوانستید آن را در بین چند نفر در یک مجلس تقسیم کنید. اما ختم دیگری که بسیار بسیار مجرب است این است که 40 روز هر روز 557 مرتبه صلوات هدیه به حضرت امالبنین. اگر حتی یک روز وقفه افتاد از اول شروع کنید.
و دستور سوم که آیت الله میدادند خواندن حدیث کسا بود. هیچ کسی هنگام خواندن حدیث کسا تنها نیست، زیرا ملائکه و خود ائمه حاضر میشوند. و همنیطور کسی که حدیث کسا را میخواند پیشاپیش حوائجش داده شده چون پیامبر و امام علی در آخر حدیث کسا قسم خوردند که به خدا قسم ما و شیعیان ما رستگار شدیم. توجه کنید که نگفتند رستگار میشویم، بلکه گفتند رستگار شدیم.