بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا (س) أغیثینی

محورهای سخنرانی

*راه‌های تقرب به سمت خداوند

*دلیل تاکید فراوان بر گریه و اشک در مصیبت امام حسین علیه‌السلام

*اشک دوای قلب قسی

*شفا در تربت امام حسین علیه‌السلام

راه‌های تقرب به سمت خداوند

خداوند به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: من از بس تو را دوست دارم که خاتم پیامبران من هستی و حبیب من هستی، به امت تو هم علاقه مخصوص و ویژه دارم، به همین خاطر دوست دارم به دلیل عظمت تو، به امت تو وسایلی بدهم که به مقام قرب من نزدیک شوند به طوری که هیچ امتی نزدیک نشده‌اند، آنها را نزد امت موسی، نزد امت عیسی، نزد امت‌های انبیا دیگر سربلند و نورانی و نزدیک به خودم قرار دهم، نردبانی با پله‌های مختلف برای امت تو ساختم که با بالا رفتن از هر پله به من نزدیک شوند؛

پله اول این نردبان نماز است؛ الصلاة معراج المومن؛ نماز را یک پله بالا برنده برای امت تو قرار دادم، هر نمازی، امت تو را بالا می‌برد.

پله‌ی دیگر؛ که برای تقرب آنها قرار دادم روزه ماه رمضان است. روزه ماه رمضان را سپر در مقابل آتش جهنم قرار دادم. کسی که روزه ماه رمضان را بگیرد، قید و بند به روزه دارد، به هنگام عبور از پل صراط شراره های آتش جهنم بر بدن او تاثیر نمی‌کند. این روزه به مَثَل امروز همانند لباس ضد آتش بر بدن روزه‌دار است.

پله‌ی دیگر؛ شب قدر است که اگر در عبادت کاهلی و سستی دارند، یک شب در طول سال برای آنها قرار دادم که خیر و افضل از هزار ماه باشد، اگر آن یک شب را به عبادت بپردازند و باب آشتی باز کنند، بهتر از هزار ماه عبادت است.

پله‌ی دیگر؛ تلاوت در دل شب است. (قرآن خواندن در دل شب از هر نظر، معنویتش بیشتر است.)

امروزه با صدای اذان برای اذان صبح برمی‌خیزیم، اما در گذشته با صدای خروس برمی خاستند. در روایت است که خداوند می‌فرمایند: من سه صدا را از هر صدایی بیشتر دوست دارم؛ 1ـ صدای خروس که مردم را برای نماز صبح بیدار می‌کند، 2ـ صدای آن گنهگاری که نیمه شب توبه می‌کند، 3ـ صوت قرآن کسی که آرام آرام در تاریکی شب، نزدیک سحر قرآن می‌خواند.

بیایید عادت کنیم یه ربع قبل از نماز صبح برخیزیم و هر مقدار که توانستیم قرآن بخوانیم و هدیه کنیم به امام زمان(عج)، که این قرآن و هدیه کردن، ما را در معیت امام زمان(عج) قرار می‌دهد. کم‌کم شروع کنیم تا به شبی یک جز قرآن برسیم، و این را بدانیم ما که هدیه می‌کنیم، همان لحظه امام زمان(عج) ما را دعا می‌کند.

پله دیگر؛ عزاداری امام حسین علیه‌السلام است. خدا می‌خواهد مقامت را بالاتر ببرد، توفیق نشستن در مجلس امام حسین(ع) را به تو می‌دهد.

زنی بود که خیلی سابقه خوبی نداشت، در همسایگی‌اش روضه امام حسین علیه‌السلام بود و ناهار هم می‌داند. زن می‌خواست سماورش را روشن کند، دید آتش ندارد، با خود گفت به خانه همسایه بروم و مقداری آتش بیاورم. وقتی آمد، دید دیگ‌ها را بار گذاشته‌اند اما زیر دیگ خاموش شده و از جوش افتاده با خود گفت الان برنامه‌شان تمام می‌شود و متوجه می‌شوند که ناهار ندارند. هیزم‌ها را جمع کرد و نفت آورد و آتش را مهیا کرد، دیگ که به جوش آمد، آتش برداشت و به خانه رفت و غذا درست کرد و بعد خوابید. در خواب دید که قیامت است و او را کشیدند تا لب جهنم، حرارت آتش به صورتش خورد و وحشت کرده بود که دید آقای جلیل‌القدری آمد و گفت او را رها کنید، گفتند بسیار گناهکار است، آقا فرمود: امروز به من خدمت کرده است و به عزادارانم خدمت کرده است. ناگهان بیدار شد، دوان دوان آمد و گفت مردم خوشا به حالتان که بر این آقا هر چه گریه کنید و ناله سر دهید باز هم جا دارد، و قصه خود را تعریف کرد و گفت: آیا کسی هست من را توبه دهد و با این آقا آشناتر کند.

روضه امام حسین علیه‌السلام پله ترقی به سمت خدا است، محلی است که باید در آن به تفکر بپردازیم و رذائل خود را پیدا کرده و فضائل را جایگزین کنیم.

پله دیگر؛ زیارت امام حسین علیه‌السلام از راه دور و نزدیک است. اگر یک هزارم گمان کنم که امام حسین علیه‌السلام در کربلا دعای من را می‌شنود اما در خانه صدای من را نمی‌شنود من شیعه نیستم.

سید هاشم حداد می‌گفت اگر صبح که بلند شدید و نماز صبح خواندید، کنار جانمازت امام زمان(عج) را نبینی که ایستاده‌اند و از تو می‌پرسد که برنامه امروزت چیست، شیعه نیستی.

زیارت آنی نیست که من بروم، زیارت آن است که امام حسین(ع) من را بطلبد.

کربلا بهشت است. چگونه به بهشت برویم زیبا است؟ من تنها به بهشت بروم قشنگ است یا همانطوری که حضرت ابراهیم(ع) دعا کردند به بهشت بروم زیبا است که: خدایا من و همسرم و بچه‌هایم و همه نسلم را به بهشت وارد کن؟ کربلا هم مثل بهشت است، من را همراه خانواده‌ام به کربلا ببر.

زیارت را هم باید ببرند، هنگامی امام(ع) تو را دعوت می‌کند که دلِ امام(ع) برای صدای نماز تو در حرمش تنگ شده باشد.

پیرمردی بود بسیار باصفا، بسیار به زیارت کربلا می‌رفت. مدتی بود که به دلیل دست‌تنگی و مریضی به زیارت امام حسین(ع) نرفته بود. شبی امام(ع) را به خواب دید، امام(ع) فرمودند: مدتی است صدای نمازت را در حرم نشنیده‌ام چرا نمی‌آیی؟ مرد گفت: آقا جان نمی‌توانم، دستم تنگ است، امام(ع) فرمودند: تو بخواه من تو را می‌برم.

پله‌ی دیگر؛ گریه بر امام حسین علیه‌السلام است.

دلیل تاکید فراوان بر گریه و اشک در مصیبت امام حسین علیه‌السلام

به این دلیل که مصیبت امام(ع) عظیم‌ترین مصیبت است. ما هر روز در زیارت عاشورا چیزهایی را به امام(ع) تعهد می‌دهیم که یکی از آنها این است که: آقا من فهمیدم شما چرا قیام کردید؟ اشهد انک قد اقمت الصلاه و … . من این را فهمیدم، من انگیزه و هدف قیام شما را فهمیدم. به امام حسین(ع) چیزهایی را اعلام می‌کنیم: آقا جان! من به یقین رسیده‌ام که از زمانی که خداوند کائنات را آفریده تا زمان برپایی قیامت در میان مصیبت‌زدگان عالم، هیچ مصیبتی به مصیبت شما نیست.

هنگامیکه حضرت زکریا(ع) در میان درخت رفت ایشان را اره کردند، سر حضرت یحیی(ع) را بریدند، حضرت ابراهیم(ع) را در آتش انداختند؛ و یک روز در بنی اسرائیل هفتاد پیامبر را پوست کندند و ….

اما در زیارت عاشورا می‌گوییم: یا حسین! مصیبت شما از مصیبت همه بالاتر است. چرا؟ اگر بحث اذیت و کشتن باشد، آنها هم کشته و اذیت شدند.

یک عالم ربانی تحقیق کرد، نتیجه نگرفت، نامه نوشت خدمت امام زمان(عج) که: آقا جان! من این را نمی‌فهمم که چگونه مصیبت امام حسین(ع) اعظم مصیبت‌ها است؟ امام زمان(عج) با مهر و امضا جواب دادند؛ (این عالم عاشورا خواندنش او را به این جا رساند و اینگونه باید عاشورا خواند.) امام(ع) در نامه نوشتند که: پیامبر و حضرت زهرا و امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام اعضای حدیث کسا بودند. کل دنیا را خداوند برای اینها آفریده است، اگر اینها نبودند خداوند خلقتی نداشت. علتِ تمام هستی هستند. هنگامیکه رسول اکرم(ص) از دنیا رفت، اسلام ضعیف شد، قوت دل مومنین کم شد، اما با وجود حضرت زهرا(س) رشته اسلام پاره نشد و دل مومنین با کلام و نفس و دعای حضرت زهرا(س) در روی زمین به قوت اولیه برگشت. یک نفر از پنج تن رفت، آثارش در میان آن چهار نفر تقسیم و پخش شد. وقتی حضرت زهرا(س) از دنیا رفتند، اسلام مجدد به ضعف افتاد و دل مومنین لرزید، اما حضرت علی علیه‌السلام حضور داشتند و دعای امام علی علیه‌السلام باقی بود و همچنین آثار حضرت زهرا(س) در میان آن سه نفر باقی ماند. وقتی امام علی علیه‌السلام از دنیا رفت، امام حسن(ع) دعایش روی زمین بود و قوت دل مومنین، امام حسن علیه‌السلام بود. وقتی که امام حسن(ع) از دنیا رفتند، دعای امام حسین(ع) بود و هنوز یک تن از اعضای کسا هست، اما با از دنیا رفتن امام حسین(ع) دیگر از اعضای کسا کسی نماند و در اسلام ضعفی افتاد که فقط با ظهور امام زمان(عج) درست می‌شود. به عبارت دیگر مصیبت امام حسین(ع) عظیم است چرا که مجموعه مصیبت محمدیه و فاطمیه و علویه و حسنیه و حسینیه با هم در کربلا جمع شدند. شکل ظاهری قضیه هم به همین روال است پیامبر(ص) با سم از دنیا رفتند و تمام مقاتل می‌نویسند که تیر سه شعبه‌ای که به سینه امام حسین علیه‌السلام زدند، تیری مسموم بود، خود ملعون گفت سه تیرم سمی بود و سم، مستقیم وارد قلب امام حسین علیه‌السلام شد که دیگر امام نمی‌توانستند روی اسب بنشینند. حضرت زهرا(س) را با ضرب و شتم از دنیا بردند، امام حسین(ع) قتل صبر داشتند، هر کسی با هر چیزی. از نظر باطنی هم وقتی امام حسین(ع) را به شهادت رساندند یعنی پیامبر و امام علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین آخرین حلقه کسا را یک باره در گودال به قتل رساندند. شب عاشورا وقتی حضرت خبر شهادت خود را  بیان کردند، حضرت زینب(س) غش کردند. امام حسین(ع) او را به هوش آوردند و گفتند زینب جان صبوری کن. حضرت زینب(س) فرموند زمانی که پیامبر(ص) رفتند نگاهم به ماردم بود، زمانی که مادرم رفت تکیه‌گاهم پدرمان بود و زمانی که پدرمان رفتند تکیه‌گاهم برادرم امام حسن(ع) بود و بعد از امام حسن(ع) شما تکیه‌گاهم بودید، هنگامی که شما می‌روید به چه کسی تکیه کنیم؟ شما مجموعه‌ی آن پنج تن بودید.

چون این مصیبت اعظم مصیبت‌ها است باید نگهداری شود؟ خداوند می‌فرماید: این مصیبت عظیم را  خودم حفظ می‌کنم.

حدیث قدسی؛ خداوند فرموده هر کسی در راه من کشته شود، (یک حقوقی را دولت به او می‌دهد اما این خون‌بهای او نیست، بیمه‌ای که به خانواده‌اش می‌دهند، خون‌بهای او نیست، این کمترین وظیفه دولت در مقابل آنها است. اما دیه او چیست؟ خداوند می‌فرماید:) چون خونش در راه من ریخته شده است، دیه او، خودِ من هستم. پس تا وقتی که من هستم خون او زنده است. پس طبق این روایت سیدالشهدا(ع) الی الابد هست و خون ایشان زنده است.

طبق روایات هر کسی که اعتقاد درست به امام حسین علیه‌السلام داشته باشد، یقین و باور داشته باشد، به هر شکلی که بمیرد شهید محسوب می‌شود.

همان اجر را هم اینها می‌برند به چه واسطه؟ اول به واسطه آرزوی همراهی با امام حسین علیه‌السلام. عقیده و باور قلبی ما است که باعث می‌شود اجر شهید نصیب ما شود و دوم مساله اشکها و گریه‌ها است که باعث می‌شود ما اجر شهید را ببریم.

اشک دوای قلب قسی

به ما می‌گویند برای سلامتی جسممان هر شش ماه یکبار چکاپ کامل بدهیم. خداوند هم برای روح ما سالی دو بار چکاپ گذاشته است؛

اول ماه رمضان که چکاپ عقیدتی ما است. کسی که اعتقادش قوی است از گرمای تابستان نمی‌ترسد و روزه‌اش را نمی‌خورد. کسی که ایمانش کامل است از روزهای بلند نمی‌ترسد. از بی‌خوابی شب نمی‌ترسد.

بار دیگر که چکاپ می‌شویم محرم است که قلب ما چکاپ می‌شود که قلب ما نرم است یا سخت، نورانی است یا تاریک. شیطان تلاش نمی‌کند ما را بی‌نماز کند. در روایت است که شیطان تمام تلاشش را می‌کند که دل من و شما را قسی کند. آدم قسی القلب خود به خود خیلی کارها را می‌کند. اگر کسی دلش قساوت دارد آنقدر خطرناک است که خداوند در قرآن مستقیم می‌فرماید: وای بر او. «فوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ»[1]؛ وای بر قلبهایی که قسی شده باشد، (اولین علامت آن؛) ذکر خداوند نمی‌کنند، اینها در گمراهی آشکارند.

خداوند در قرآن برای مَثَل زدن، این دلهای سخت و قسی را به سنگ تشبیه کرده است؛ قلوب آنها مثل سنگ است بلکه از سنگ بدتر، چرا؟ زیرا سنگ گاهی بر اثر حوادث می‌شکافد و آبی از آن بیرون می‌زند، اما دلهای اینها را هیچ چیزی تکان نمی‌دهد.

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک فَهِی کالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یتَفَجَّرُ مِنْهُ الاْءَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ»[2].

بدترین بلا و بدبختی که در زندگی آدم می‌تواند اتفاق بیفتد این است که انسان قدرت متحول شدن و تغییر پیدا کردن را از دست بدهد و نتواند عوض شود.

حر بن یزید قدرت تحول داشت که عوض شد. ابوجهل قدرت تحول را از دست داده بود. در چشم پیامبر نگاه می‌کرد و آیات را می‌شنید، اما تغییر نکرد. در جنگ تیر خورد؛ ابن مسعود قدش کوتاه بود؛ گفت: ابن مسعود وقتی ما کشته شدیم سرها را می‌بُرند، اگر سر من را جدا کردی و خواستی بر نیزه کنی بلندترین نیزه میدان را پیدا کن، من می‌خواهم سرم در میان سرهای بریده شده از همه بالاتر باشد. به پیامبر می‌گفت نماز را از دین بردار، من مسلمان می‌شوم، من خم نمی‌شوم.

اگر قلبی مریض است و به بیمارستان امام حسین(ع) آورده شده، اولین دارویی که قلب را شفا می‌دهد گریه بر امام حسین(ع) است. حال اگر اشک ندارد؛ تباکی کند، یعنی حالت گریه به خود گرفتن. تمرین کن تا اشک بر گونه‌ات جاری شود. مصائب حسین علیه‌السلام را بشنو.

با اشک‌هایتان قلب‌ها را صفا دهید و با زیارت عاشورا به امام حسین(ع) متوسل شوید.

کسانی که دوست دارند هم می‌توانند با ما همراه شوند؛ از فردا صبح به مدت یک اربعین همه با هم صبح‌ها زیارت عاشورا و دعای علقمه را بخوانیم و صد لعن و صد سلام را بگوییم که البته می‌توان صد لعن و صد سلام را هم در طول روز بگوییم و هدیه کنیم به حضرت ام‌البنین(ع)؛ و حاجتمان اول تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی باشد و بعد هم شفای سینه‌هایمان و شفای بیماری‌های بیرون و درون.

شفا در تربت امام حسین علیه‌السلام

عادت کنیم بعد از نماز صبح بر تربت امام حسین(ع) یک سجده کنیم و دعای سجده زیارت عاشورا را بخوانیم.

نقل می‌کند: یکی از علما مرا به منزلش دعوت کرد. بعد از نمازش دیدم تسبیح تربت را روی چشمش گذاشت و آیة‌الکرسی خواند و بر چشم دیگر هم گذاشت و به همین منوال. گفتم همیشه انجام می‌دهید؟ گفت: آری، روزی پنج بار، سی سال پیش چشمهایم تراخم گرفت، دکترها گفتند هر دو چشمت کور خواهد شد و درمانی ندارد، کسی به من گفت تربت را به چشمت بکش و آیةالکرسی بخوان. انجام دادم و سی سال است که نیاز به دکتر ندارم و چشم درد هم ندارم و کسی هم که روایت می‌کرد، می‌گفت من هم انجام دادم و الان نود سال دارم و مشکل چشم ندارم.

[1] . سوره زمر/ آیه 22

[2] سوره بقره/ آیه 74.