به خواهران عزیزم توصیه می شود که صلوات یک ذکر خفی نیست، بلکه ذکر جلی است و باید با صدای بلند فرستاده شود، حداقل باید هر کس صدای خودش را بشنود اگر نام پیامبر صلوات الله علیه برده شود ولی صلوات نفرستید مرتکب فعل حرام شده اید.
در جلسه گذشته گفته شد که خداوند به خاطر عزتی که برای پیامبر آخر الزمان قائل بود نردبانی با چندین پله ترقی برای امت او قرار داده است که هر کدام از این پله ها ما را به مقام قرب خداوند نزدیک می کند، نمازهای پنج گانه و روزه ماه رمضان، حج بیت الله و قرآن دل شب برای ما نردبان ترقی است. تا اینجا پیش آمدیم که گفته شد: یکی از این پله های ترقی شرکت در مجلس امام حسین علیه السلام و گریه و عزاداری برای امام حسین علیه السلام است. هر روز که در این جلسات می نشینیم و گریه می کنیم، مواهب خاصی را بهره مند می شویم.
مافوق تمام خوبیها و کارهای نیک، یاد کردن امام حسین علیه السلام در خلوتِ خانه ات، هنگام آب خوردن؛ و یاد کردن ایشان در نیمه شب است.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: چرا در باغ های بهشت گردش نمی کنید؟! پرسیدند: باغ های بهشت کجاست؟! مگر در دنیا است؟! حضرت فرمودند: باغ های بهشت، مجالس ذکر است، زمانی که مومنین و مومنات دور هم نشسته و به ذکر خداوند مشغول می شوند، آن زمان در باغ های بهشت گردش می کنند.
مجلس امام حسین علیه السلام باغ و غرفه ای از بهشت است.
زیرا نام امام حسین علیه السلام مشتق از نام خداوند است، زمانی که نام ایشان را می بری ذکر و نام خداوند را صدا می زنی.
هیچ مجلس ذکری به وسعت نام حسین علیه السلام در دنیا برگزار نشده است.
مسیر امام حسین(ع) را شروع کنی، مقصد بهشت است.
کسی که توفیق دارد در مجالس بهشتی دنیا بنشیند در آخرت هم خواهد نشست، زیرا بهشت خلد است، زمانی که وارد آن شوی دیگر خارج نخواهی شد.
چرا هنگام تولد حسین علیه السلام آتش خاموش شد؟!
حسین یعنی عشق، عشق یعنی حرارات، گرما، سوز، شعله؛ زیرا آتشی که از عشق امام حسین علیه السلام در دل تو است، گرمای آن بر آتش جهنم می چربد. چرا آتش جهنم بر عاشق امام حسین(ع) سرد است؟ زیرا آتش، آتش را نمی سوزاند، تو به عشق امام حسین(ع) آتش هستی پس آن آتش بر این آتش غلبه نخواهد کرد.
یکی از کارهای مهمی که می توانیم برای ایشان انجام دهیم:
1-گریه و اشک.
از بهترین عبادتهای که انسان می تواند برای تقرب به خداوند انجام دهد گریه و اشک است.
گریه کردن در شرایط حساس زندگی عکس العمل طبیعی است. و اگر کسی اشک نداشته باشد پس در وجودش اشکالی دارد، و دچار بیماری است.
گریه کردن یک توفیق و کمک از جانب خداوند است، امام سجاد علیه السلام در دعایشان در دل شب از خداوند در این زمینه استعانت می جستند، که خدایا کمکم کن که بتوانم گریه کنم.
خداوند به حضرت موسی بن عمران فرمود: ای موسی! بندگان من اگر بخواهند به من تقرب بجویند با این سه کار می توانند:
این مسئله آنقدر مهم است که امام حسین علیه السلام خطاب به لشکر دشمن فرمودند: شما قسی القلب شدید چون رشوه گرفتید و حرام خوردید و ثروت اندوزی کردید و جاه طلبی کردید و ریاست طلب شدید…
نسبت به امور دنیا حساسیت نشان نده و ساده گیر باش.
به همین دلیل فرموده اند که در امور دنیا به پایین دست خود نگاه کنید پس زاهد خواهید شد ولی اگر در امور دنیا به بالا دست خود نگاه کردید آن زمان حریص خواهید شد، و در امور علمی و عبادتی و آخرتی به بالا دست خود نگاه کنید که شما هم غبطه آنها را خواهید خورد و به جایی که آنها رسیده اند خواهید رسید.
هر چه دنیا را ساده تر بگیرید به خداوند نزدیک تر خواهید بود.
(رسول اکرم (ص) فرمودند: بین حلال و حرام و محرم و نامحرم حریم بگذارید در غیر این صورت بلایی بر سر جامعه تان می آید که هیچ کس نمی تواند آن را اصلاح کند.)
(برای جبران گناهان و بدیها بر امام حسین علیه السلام گریه کن، از خوف و خشیت خداوند گریه کن.)
موسی (ع) به خداوند عرض کرد: خدایا به آنان چه می دهی؟ خداوند فرمودند: آنان که در دنیا ساده زیستی کردند جایگاهشان در بهشت است؛ و آنان که از خوف من گریه کردند در مقام بلندی جایگاهی برایشان در نظر گرفته ام که هیچ کس از چگونگی آن جز خودشان خبر ندارد؛ پس آنان که ورع می کنند و به گناهان نزدیک نمی شود در روزی که تمامی نامه ها را تفتیش می کنم نامه اعمال آنها را تفتیش نخواهم کرد.
حضرت زینب علیها السلام هنرمندِ یک کار هستند، ایشان بن بست شکن هستند.
1-امام حسین علیه السلام را در بن بست کربلا قرار دادند و خواستند حرکت ایشان را محو کنند اما زینب علیها السلام با هجده سر روی نیزه با دست بسته، حسین(ع) را تکثیر کرد و ایشان را از بن بست در آورد و نگذاشت که در وادی کربلا گمنام بماند و برای هدف ایشان و برای قیام ایشان راه باز کرد. این قیام را در کاخ یزید و دارالاماره و بین 5000 هزار سرباز ، شهر به شهر و بین همه مردم معرفی کرد. ایشان مردم کوفه را از بن بست خارج کردند آنها جرأت حرف زدن نداشتند اما پس از خطبه حضرت زینب(س)، انقلابات در کوفه سر باز کرد.
2- حضرت زینب(س) به همه عالم یاد دادند که بدون اسلحه و شمشیر و تیر می توان در مقابل دشمنان ایستاد و هدف را با عقل، از بن بست خارج کرد. ایشان سخن گفت و شعار داد اما شعار عاقلانه؛ پیام داد اما با ابزار عقل.
ایشان به ما یاد دادند که هیچ جای زندگی بن بست نیست، زندگی بن بست ندارد اگر احساس کردی در بن بست هستی بدان که خرد و عقل خود را به کار نبرده ای، زیرا عقل به انسان راه خروج را یاد می دهد.
3-ایشان این پیام را رساندند که زیر شکنجه و زنجیر و شهادت و گرسنگی و تشنگی و یتیم داری و در اقلیت بودن؛ اکثریت دشمن نمی تواند اراده انسان را تضعیف کند، مخصوصا اگر اراده، متکی به خداوند باشد.
زمانی که انسان مسئولیت و یک رسالتی را به عهده می گیرد آن مسئولیت و رسالت تحت هیچ شرایطی تعطیل بردار نیست.
حال، ممکن است این مسئولیت در خانه باشد، در مقام زن باشد و وظایفی که به عهده دارد یا در مقام مادر باشد و مسئولیت هایی که دارد و … در هر مقامی مسئولیت، تعطیل بردار نیست.
حضرت زینب(س) برای برادر رهسپار نشد بلکه برای اجرای مسئولیت خویش رهسپار اسارت شد.
4-ایشان فهماندند که عشق به اهل بیت علیهم السلام و غیرت دینی، ناتوانی نمی شناسد و هر کس باید به حد توان جانی و مالی و آبرویی و… هر چه که در توان دارد، خرج کند.