یکی از درسهای فراوان از عاشورا
خرج در روضهها
دایره رحمت امام حسین علیهالسلام
هدیه ثواب امروز جلسه ما به حضرت امالعباس، امالبنین سلام الله علیها باشد. ایشان تمام فضائلی را که یک غیر معصوم در اوجش میتواند، بدست آورد، این شخصیت متعالی بدست آورده است. ایشان دارای مقام علمی، مقام ادب ایشان، نسب ایشان، مقام تقوا و زهد ایشان، مقام عمل و اخلاص، مقام پاسداری ایشان و مقام تواضع، خدمت، حکمت، شجاعت و مقام وفا، صفا، استقامت و مقام مدیریت ایشان و دفاعش از اهل بیت علیهم السلام بسیار بالا است و ایشان اولین مؤسس مجلس روضه امام حسین علیهالسلام بودند. ایشان حضرت فاطمه نیستند که مقام عصمت داشته باشند، بلکه تمام این مقامها را خودشان کسب کردهاند. امام حسن علیهالسلام میفرمایند: هرگز نشد حضرت امالبنین بچههای خودش را به ما ترجیح بدهد، اگر کسی گرسنه بود اول غذا را به ما میدادند، اگر خدمتی بود اول آن خدمت را به ما میکردند و بعد به فرزندان خود آن خدمت را میدادند. چرا که خداوند در قرآن فرمودند: اگر میخواهید مزد پیامبر صلی الله علیه و آله را بدهید، اهلبیتش را دوست بدارید. ایشان دوست داشتن اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها را به خودش واجب میدانستند و این را نه تنها خودشان عمل میکردند بلکه اولادشان هم رعایت میکردند.
هنوز خیلی چیزها از عاشورا را ما باید بدانیم و اگر آنها را یاد بگیرم ظرفیت دل ما بیشتر میشود. روز عاشورا روزی نبود که هر کس بگوید من بروم شهید شوم و مقام شهادت را به دست آورم، بلکه میخواستند تمام ثوابهای آن روز را جمع کنند. و این را ما باید یاد بگیریم. حضرت عباس در روز عاشورا بعد از اینکه از برادرانش که در این روز به یاری آقا و سیدشان آمدند، قدردانی میکند، میگوید شما جلو بروید و زودتر از من به میدان جنگ بروید تا من داغ برادر ببینم.
آن وقت آن نامرد سنی اینگونه ماجرا را بیان میکند که حضرت عباس گفتند شما بروید جلو و اول شهید شوید، چرا که شما وارث ندارید و اموال شما برای من میماند، وقتی شما کشته شدید و من اموال شما را میگذارم برای خدا.
در بسیاری از موارد ما میتوانیم با خداوند حساب کنیم، چند مورد از این موارد:
1ـ کسی که همسرش بداخلاق است و الکی بهانهگیری میکند، این بداخلاقی را تحمل میکند و بعد به حساب خدا مینویسد. میشود طلاق بگیرد اما به خاطر بچهها میماند، این تحمل کردن را به حساب خدا میگذارد و روزی که خداوند از همه حساب میکشد، از این فرد حساب نمیکشد.
2ـ کسی که ماه رمضان روزه بگیرد و به حساب خدا بگذارد، گرسنگی و سختی را به حساب خدا بگذارد، روزی که همۀ زبانها از عطش میترکد، خداوند او را از چشمه کوثر سیراب میکند.
3ـ کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد و به حساب خدا بریزد، روزی که همه عریان وارد محشر میشوند او با لباس وارد میشود.
شبیب بن حارث به غلامش میگوید من پسر و برادر ندارم و هر دو هم کشته میشویم، اما تو اول برو و کشته شو تا من داغ تو را ببینم و به حساب خدا بریزم.
میشود در این دنیا خیلی چیزها را به حساب خدا ریخت و روزی که تمام حسابها بسته میشود، از این حسابمان استفاده کنیم.
این سوال بسیار شنیده میشود که چرا برای روضهها خرج میکنید و چرا به جای این کار پولش را به مستمند نمیدهید؟
در جواب باید بگوییم چرا نمیگویید مردم ارزی را که به این سختی به دست میآید، نبرید دبی و ترکیه خرج کنید. چطور این جاها تفریح است و لازم، اما به پای دیگ امام حسین علیهالسلام که میرسیم میگوییم چرا؟ چرا عروسیهایی که 50 مدل غذا سر میز است را نمیگوییم؟ چرا آنجا نمیگوییم از غذاها کم کنید و به مستمندان بدهید؟ در حالی که زمانی که دیگ امام حسین علیه السلام به پا میشود در همان جلسه مردم جمع میشوند و همان جا کار 50 فقیر را راه میاندازند.
پای سریال ترکی مینشینید و گریه میکنید، اما به پای روضه امام حسین که میرسد، میگویید گریه چرا؟ باعث افسردگی میشود. افسردگی علامت دارد، به افسردگی حاد و افسردگی ارثی کاری نداریم، به غیر از این دو نشانههای افسردگی موارد ذیل است:
1ـ آدم افسرده از تعادل زندگی خارج است یا بسیار پر اشتها است و هر چیزی میخورد سیر نمیشود و یا کم اشتها است و چیزی نمیخورد،
2ـ بیخوابی، یا خواب آلودگی،
3ـ کمبود انرژی و بیحالی،
4ـ عدم تصمیمگیری و رها کردن تصمیمهایی که گرفته،
اگر کسی تمام طول روز و یا بیشتر طول روز را به این صورت باشد او افسرده شده است. علاوه بر اینها گاهی ممکن است افسردگی به خاطر مصرف دارو باشد و یا به خاطر مسائلی کاری که در طول روز برای شخص ایجاد شد. حال سوال اینکه کدام یک از شما بر اثر روضه رفتن دچار این علامات شدهاید؟
نمیشوید چون حسین علیه السلام مثل و تجلی رحمت واسعه خداوند است چنان پذیرایی میکند.
آیت الله میانجی میگوید اگر رفتی کربلا، یا روضه رفتی و حاجت داشتی و حاجتت را نگرفتی، اما در روضه گریه کردی، این بالاترین پذیرایی از شما است و خوش به حالت.
عالمی به هندوستان رفت تا ده روز را در مسجد شیعیان تبلیغ کند، اما مریض شد و هر چه پول با خود آورده بود، مجبور شد خرج دوا کند و یک روز هم به منبر نرفت. یه روز که خیلی دلش گرفته بود رفت قبرستان مسلمانان و دید روی قبری نوشته فلان روحانی که برای تبلیغ به اینجا آمده بود ناخوش شد و از دنیا رفت. بسیار گریه کرد که من میخواهم کربلا بمیرم، من از اول این آرزو را داشتم. به خانه رفت و خوابید، در خواب شخصی را دید، از او پرسید شما چه کسی هستید؟ گفت: من همان روحانی هستم که امروز بر سر قبرم آمدی، نترس تو اینجا نمیمیری، نترس به کربلا میروی، اما آمدم بگویم خیلی بی سوادی، گفت: چرا؟ به خاطر اینکه رحمت امام حسین را فقط در کربلا میبینی، من که در هندوستان درگذشتم از همان اول شامل رحمت امام حسین علیه السلام شدم.
اشک بر امام حسین علیه السلام قرار گرفتن در دایره رحمت امام حسین علیه السلام است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: آن کس که به خاطر مظلومیت ما غم زده شود، اندوهناک شود، و در این حالت نفس بکشد، نفس کشیدنش تسبیح حساب میشود، حزن و غمش عبادت است.
کسی که روزۀ ماه رمضان را بگیرد، خوابش عبادت است. اما این سالی یکبار است و آن هم برای روزهداران است. اما رحمت امام حسین علیهالسلام وسیع است، هر جا و هر زمان و هر مکان غمگین شوی، غمت عبادت و نفست تسبیح است.
فرمودند: هیچ کس برای ما از روی نیکی و مهربانی گریه نمیکند، مگر اینکه قبل از اینکه پلک بزند و اشکش بر روی گونهاش جاری شود، خدا او را رحمت میکند.
گاهی رحمت خداوند آمرزش است، گاهی مغفرت است (این دو با هم فرق میکند)، گاهی بهشت است، گاهی عفو خدا است، گاهی نعمتهای ظاهری است، گاهی خلاصی از آتش جهنم است و … .
اما آن رحمت مخصوص، رحمت رحیمیه که به اشکتان شامل حال شما میشود؛ آن هدایت به صراط مستقیم است و معرفت و مقام بالای ولایت را به شما ارزانی میدارد. آخر شناخت امام شناخت خدا است و عبادت خداوند است.
این رحمت خاصیه الهیه چیست؟ در حقیقت معنای دیگر رحمت الهیه؛ تجلی حقیقت محمدیه بر دل امت اسلام است.
پیامبر صلی الله علیه و آله رحمت العالمین بوده است. غایت رحمت خدا در وجود پیامبر صلی الله علیه و آله است. خداوند میگوید اشکت نیامده رحمتت میکنم، نور پیامبر صلی الله علیه و آله را به دلت میتابانم. نور پیامبر وقتی تابید چیزی را دوست داری که پیامبر صلی الله علیه و آله دوست دارد و به چیزی عمل میکنی که پیامبر عمل میکردند و به مسیری گرایش پیدا میکنی که پیامبر گرایش داشتند. پیامبر صلی الله علیه و آله به امام حسین عشق می ورزیدند. هرگاه این نور بر قلبی تابید هم رحمت ایجاد میکند و هم خود به دیگران رحمت میورزد. اینکه گفتهاند اشک بر امام حسین علیهالسلام بالاترین راه تقرب به خدا است معنایش همین است، هم نور هدایت حاصل میکند و هم نور محمدیه ایجاد میکند.
اشک بر امام حسین علیهالسلام توفیق عبادت و گوش شنوا میدهد. هر کدام از اعضا و جوارح ما مامور به کاری هستند. گوش ما آنقدر مهم است که خداوند در قرآن میگوید چند عضو مسول هستند؛ گوش، چشم و قلب، از این سه عضو اختصاصاً سوال میشود. امام علی علیهالسلام فرمودند: خداوند رحمت کند کسی را که چون سخنی حکیمانه میشنود، خوب فرا میگیرد و چون هدایت شود بپذیرد و دست به دامن هدایتکننده بزند. امام علی علیهالسلام فرمودند: بدانید بیناترین چشمها آن چشمی است که در دل نیکیها نفوذ کند و ببیند و شنواترین گوشها آن گوشی است که نصیحت بشنود و قبول کند.
آمد مسلمان شد و گفت یا رسول الله به من قرآن یاد بدهید میخواهم به بادیه بروم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: به او آموزش دهید؛
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ[1]
إِذا زُلْزِلَتِ اْلأَرْضُ زِلْزالَها
وَ أَخْرَجَتِ اْلأَرْضُ أَثْقالَها
وَ قالَ اْلإِنْسانُ ما لَها
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ أَشْتاتًا لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
گفت کافی است من هر چه باید میفهمیدم، فهمیدم، این که مثقال شر دامن من را میگیرد و ذرهای خیر به حساب میآید، رفت و سعادتمند شد.
[1] . سوره زلزال.