اُسرا امشب وارد شهر شام می شوند و این در حالی است که شهر به شهر، تعداد اسرا کمتر شده است، امشب از اهل بیتِ حسین علیه السلام کسی نمی خوابد، همه می پرسند عمه جان فردا قرار است چه شهر شامی را تماشا بکنیم؟!! شبی است که آن نامرد نقل کرد، نوبت من بود که پای سر حسین نگهبانی بدهم، سر را به شاخه درختی گذاشته بودند و من پایین درخت نگهبانی می دادم، دیدم از بین اسرا دختر بچه ای هی می نشیند و هی دراز می کشد، خودم را به خواب زدم تا ببینم که چه کار می کند، گمان می کرد که من خوابیده ام، آرام آرام آمد، پای درخت گفت: پدر جان! پدر جان! پس سر پایین آمد و در دامن او قرار گرفت، به پدرش گفت: مگر وعده نکرده بودی من را با خودت ببری؟! خسته ام! مجروحم! دلشکسته ام، بیمارم، الوعده وفا، سر گفت: رقیه جان دو سه روز دیگر صبر کن، به خرابه شام می آیم و تو را با خودم می برم، چند روز دیگر نیز صبر کن، آن ملعون گفت: چند شب بعد ناله از خرابه بلند شد، و خبر آمد که در خرابه شام یکی از دختران حسین از دنیا رفته است، فهمیدم آن دختر بچه ای بود که سر پدر را در آغوش کشیده و با او درد دل کرده بود.
در روزهای آخر جلسه می گویند فاطمه زهرا دم درب هستند، حاجتمندان می آیند، سر قفلی دم درب بالا است، هر کس دم درب نشسته است حواسش باشد، زیرا مادر حسین علیه السلام می آیند، قیمت روز آخر جلسه زیاد است. امروز باید دامن دامن از فاطمه زهرا علیها السلام بگیریم.
آن طوری که به ما رسیده است روز عاشورا سیزده ساعت و نیم طول کشیده است، صبح بعد از نماز صبح جنگ آغاز شده است تا بعد از نماز ظهر امام حسین علیه السلام اصحاب داشته اند، یاران داشته اند و رفته اند و جنگیده اند، یک ساعت بعد از نماز ظهر یاران امام حسین علیه السلام دیگر تمام شده بودند و نوبت به بنی هاشم رسیده بود، هجده جوان بنی هاشمی یکی یکی رفتند و جنگیدند، اولین شهید از بنی هاشم حضرت علی اکبر علیه السلام تا آخری که حضرت عباس علیه السلام بوده اند، اما زمانی که حضرت عباس علیه السلام به شهادت رسیدند و امام حسین علیه السلام به خیمه ها آمدند، دو ساعت بعد امام حسین علیه السلام در گودال قتلگاه بودند! تمامی رزم امام حسین علیه السلام دو ساعت یا دو ساعت و نیم طول کشیده است، ماجرای گرفتن علی اصغر علیه السلام روی دست و … در این دو ساعت امام شش مرتبه وداع کرده است، تا توانسته است برود میدان و جنگ کند، شاید، نهایتا، مقتل ها را زیر و رو کنی رزم ایشان یک ساعت الی یک ساعت و نیم طول کشیده است، روایت می گوید که زخم های امام حسین علیه السلام به تعداد اسماء الله بوده است، یعنی 999 زخم سنگ و چوب و نیزه و تیر و شمشیر بر بدن ایشان اصابت کرده است.
امشب در عالم ملکوت یک اتفاقی می افتد، امام حسین علیه السلام دربانی دارند که با اذن ایشان در مجالس حسین علیه السلام وارد و خارج می شویم. تا امروز هر کاری برای امام حسین علیه السلام کرده باشی نامت را می نویسند،اگر آهی هم برای امام حسین علیه السلام کشیده باشی نامت را می نویسند.
حاج علامه که روحش شاد باشد گفت: روز تاسوعا ماشینم خراب شد، ماشینی نگه داشت، سوار ماشین شدم، به لهجه ارامنه به من سلام کرد و من هم جواب سلامش را دادم، کمی که رفتیم، گفت معلوم است که روضه خوان هستی، گفتم: بله روضه خوان هستم، گفت: آقا در مذهب شما کسی هست که اگر آدم صدایش بکند فرق بین آدم ها نگذارد، نگوید آن مسلمان است آن کافر است؟! آن غریبه است و آن یکی آشنا است؟! هر کی بتواند صدایش بزند و ازش حاجت بخواهد؟! گفتم: بله ما زیاد داریم، اتفاقا امروز روز یکی از آنها است، عباس است که باب الحوائج است، هر کس، در هر کجا بگوید یا ابالفضل، ایشان مامور هستند که جواب او را بدهند، گفت: چطور می شود رفت درب خانه عباس؟! گفتم امشب در خیابان سلسبیل یک هیئتی بر قرار است و منم آنجا روضه می خوانم اگر دوست داشتی و حاجت داری بیا. به جلسه آمد و کنار دست من ایستاد، گفت: من چه کار بکنم؟! چطوری به عباس بگویم که چه می خواهم، گفتم: ببین مردم به سینه می زنند، هر چه من می گویم تو هم تکرار کن،گفت: دم من عباس عباس بود، مردم می گفتند عباس، او هم داد می زد عباس، به زبان و یک حالتی خاص! می گفت عباس حاجت من را بده، با حالت عجیبی که عباس عباس می گفت جلسه به هم می ریخت، سال بعد یکی دو ماه به محرم مانده بود، درب خانه ام را زدند، رفتم دیدم که همان مرد ارمنی است،گفت حاج آقا خیلی دنبالت گشتم تا توانستم خانه ات را پیدا کنم، بگو ببینم این پیراهن های سیاه را از کجا می خرید؟! میشه با من بیایید که پیراهن سیاه بخرم، گفتم: مگر چه شده؟! گفت: بیست سال بود زن گرفته بودم، ولی بچه نداشتم و همه من را جواب کرده بودند، آن شب گفتم عباس یک بچه به من بده اسمش را عباس می گذارم، اگر دختر شود اسم مادرت را می گذارم و پیراهن سیاه هم نذر او کردم، خانمم یک پسر زاییده و اسمش را عباس گذاشتم، این پیراهن سیاه ها را نذر او کرده ام، حاج علامه گفت: من این را روی منبر گفتم، پس مردی بلند شد و گفت: عباس من از آن ارمنی کمترم؟؟!!
دو رکعت نماز هدیه به حضرت عباس علیه السلام بکنید، بعد از نماز 133 مرتبه این ذکر را بگوید: يا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَيْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْيكَ الْحُسَيْنِ.
یک چله نمی شود که حاجتت روا می شود.
امام صادق علیه السلام: هر عبادتی که به طور سرّی باشد اجر و ثواب مضاعف دارد، الا یک چیز است که هر چه آشکار تر باشد ثوابش بیشتر خواهد بود و آن گریه بر حسین علیه السلام است.
این برای امام حسین علیه السلام تبلیغ است.
بدون اطلاع دادن به دیگران به کربلا نرو، بلکه دوستان و آشنایان را خبر کن، هر عملی را سرّی انجام بدهی ثواب آن مضاعف است، جز زیارت قبر حسین علیه السلام و گریه بر حسین علیه السلام.
اشک بر حسین نعمت خداوند است و باید آن را آشکار کنی که خود احیای امر اهل بیت علیهم السلام است و این خود تعظیم در مقابل شعائر اهل بیت علیهم السلام است.
امشب پرونده محرم بسته می شود هر کس هر چه نوشته به امضای امام حسین(ع) و ابوالفضل(ع) و امام زمان عجل الله می رسد.
گریه شما در مجلس حسین علیه السلام گریه به نیابت از حضرت زهرا سلام الله علیها است.
شما برای امام حسین علیه السلام چه کرده اید؟
هفتاد هزار ملک ژولیده مو، غبار آلود، مدام کنار حائر حسین(ع) فریاد می زنند: «حسین»؛ و گریه می کنند، در 24 ساعت هیچ صحبتی نمی کنند، مگر در صبح ها که ملائکه می آیند زیارت، با آنها سلام و احوالپرسی می کنند، گریه کنِ حسین در ردیف آن ملائکه نامش نوشته می شود و ثواب اشک آن ملائکه در نامه عملشان نوشته می شود.
صفوان جمال نقل می کند: با امام صادق علیه السلام به راهی می رفتیم برای مکه، پس دیدم امام محزون است، پرسیدم: سفر حج می رویم چرا غمگین هستید، امام اشک ریختند و فرمودند: اگر آنچه که من می شنوم و می بینم را می دیدی و می شنیدی می مُردی، زیرا من که امام هستم محزون می شوم ولی تو طاقت نمی آوردی و می مُردی!
گفتم: مگر شما چه می شنوید؟!
فرمودند: من صدای ناله ملائکه را در حرمش می شنوم، صدای واویلای ملائکه را کنار قتلگاه حسین(ع) می شنوم و می بینم.
نقل کرد: یابن رسول الله، شب عرفه در کربلا بودم که یک دفعه پرده ها کنار رفت و هزاران نفر را با صورت های نورانی دیدم که قرآن می خوانند و ناله میکردند، تا فجر طالع شد، من سجده ای کردم و بلند شدم، پس آنها را دیگر ندیدم. امام فرمودند: 50 هزار ملک برای کمک به امام حسین علیه السلام آمدند اما امام کمک نخواست، پس ملائکه به آسمان برگشتند، ندا آمد حسین کشته شد! ندا آمد برگردید و تا صبح در کنار حسین قرآن بخوانید، تو آن شب آن ملائکه را دیدی، ثواب همه اینها برای گریه کنندگان حسین علیه السلام باد، برای مجلس نشینان حسین علیه السلام باد.
شما با گریه ات به اینان وصل می شوی.
می دانی کجا نشسته ای؟! روضه حسین یک ازل دارد یک ابد.
روضه از زمان صفویه آغاز نشده است بلکه از زمان خلقت نوری امام حسین علیه السلام روضه ایشان در آسمان خوانده شد.
با تولد حسین علیه السلام روضه های حسین علیه السلام شروع شد، اولین روضه حسین کنار بستر مادرش حضرت زهرا علیها السلام
فاطمه(س) تازه امام حسین(ع) را به دنیا آورده بودند، پیامبر(ص) نیز نزد ایشان نشسته بودند، جبرئیل آمد و روضه حسین را خواند و گفت: خدا می فرماید بگو تا مادرش گریه کند، مادر تازه زائیده است!!! پیامبر(ص) گفت و فاطمه(س) اشک ریختند، اما آرام نمی شدند تا اینکه خدا نامه از آسمان داد، و شفاعت همه امت را داد، پس فاطمه(س) آرام گرفت.
دومین مجلس روضه وقتی بود که پیامبر(ص) به ام سلمه وصیت کرد که ام سلمه این خاک را از کربلا جبرئیل آورده است، امانت نگه دار زمانی که خون درون آن جوشید حسینِ من در کربلا کشته شده است، ام سلمه نگه داشت، در حالی که حسین(ع) به کربلا رفته بود، یک روز بعد از ظهر خواب بود که یکدفعه از خواب پرید و در مسجد داد زد: زنان بنی هاشم بیاید برای حسین عزاداری کنیم که حسین را کشتند، گفتند: از کجا می گویی؟! گفت: از این خاکی که پیامبر اکرم صلوات الله علیه به من داده بود، خاک کربلا است، خون درون آن غل می زد، الان خواب پیامبر را دیدم که سر برهنه و غبار آلود، پرسیدم: رسول خدا چرا سرتان برهنه است، فرمود: اکنون سر حسینم را برهنه کردند، و گفت الان از کربلا می آیم.
سومین مجلس روضه حسین که ادامه دارد، در کنارگودال قتلگاه است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: در کنار گودال قتلگاه اتفاقی افتاد که تمامی کائنات و همه مخلوقات خداوند گریه کردند، تمام مخلوقات زمینی و آسمانی عرشی و عناصر اربعه آب و خاک و آتش و باد، بهشت وحوران و قلمان ها و قصور و اشجار و انهار و جهنم و تمامی بهائم، و تمامی نباتات، هر کدام به شکلی گریه کردند.
مجلس عزای حسین علیه السلام برپا شد، هر صاحب چشمی با چشم هایش اشک ریخت، هوا با اوج گرفتن و سرخی و ریختن خون، آفتاب با کسوف و ملائکه با باز ماندن از تسبیح برای یک لحظه، اشجار توسط خونی که از شاخه هایشان سرازیر شد، فضا به تاریکی و ظلمت، زمین به زمین لرزه و کوه ها به اضطراب، ماهیان با پریدن از آب و دریاها با موج های عجیب و اَجنه با نوحه گری کردن، مرغان هوا با افتادن بروی زمین و مُردن.
اینها زمانی بود که با شمشیر به حسین علیه السلام می زدنند، تا گودال قتلگاه، در این جا چند ناله بلند شد، که همه این ناله ها را شنیدند، صدای خود حسین علیه السلام که فرمود: که سزاوار است که نوه پیامبر را اینگونه بکشید، ملکی از عرش که فرمود: هرگز عید فطر و قربان نبینید، که این گونه نوه پیامبر را می کشید، ملکی از داخل بهشت: وای بر شما که پسر پیامبر را ذبح می کنید و ناله ای از جبرئیل: حسینا عطشانا و ناله ای از حضرت زینب علیها السلام: یا اخاه، و ناله ای از ذوالجناح و ناله ای از حضرت زهرا علیها السلام
این ناله ها که از کنار گودال قتلگاه شروع شد ادامه دارد و شما هم با آنها هم ناله شده اید و گوشه همان سفره نشسته اید.
در زیارت عاشورا چند مطلب را از خداوند درخواست می کنیم: آرزو هایی که در عاشورا می کنیم: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ.
خدایا من که روضه حسین(ع) را نیت کردم و در مجلس او نشسته ام چند چیز را به من مرحمت کن
می خواهم که تو خدا به من صلوات بدهی و من را بیامرزی و مرا در رحمت خودت داخل کنی.
خدا بخواهد صلوات و رحمت بدهد راهش چیست ؟
خدا راه آنها را نشانت داده است و یادت داده است.
زمانی که من بر پیامبر(ص) صلوات می فرستم چه اتفاقی می افتد؟! دعا می کنم که خدا بر درجه ایشان بیفزاید.
و زمانی که خداوند و ملائکه بر ما صلوات بفرستند چه اتفاقی می افتد؟!
خداوند می فرماید: هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِيُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً
آنکه در تاریکی و ظلمت است گناه می کند، کسی که در نور حرکت میکند، گناه نمی کند، خطا برای زمانی است که من راه را نبینم خداوند او را از ظلمت جهل، گناه، دو رویی و دروغ و بی بندباری در می آورد.
و کان بالمومنین رحیما و خدا این چنین به مومنین رحیم است.
خدا به کسانی که در دلشان رحم به اهل بیت علیهم السلام دارند، رحیم است.
پس اول راه کسب صلوات خدا، صلوات بر پیامبر صلوات الله علیه است.
دوم: صبر باعث می شود که خدا به ما صلوات بفرستد و «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُوْلَئكَ عَلَيهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (البقره، 157)
صبر و نماز
هر جا کم آوردی نماز بخوان هر جا بریدی و هر جا دل نگرانی و مضطرب و هر جا امتحان آمد با صبر و نماز خودت را به پیروزی برسان.
خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ(سوره بقره،153)
1.صبر بر اطاعت: که امیدواران آن را انجام می دهند، کسانی که به اجر و مزد خداوند امیدوار هستند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که روز قیامت می شود منادی ندا می دهد به طوری که تمام مردم در محشر می شنوند، اهل صبر و شکیبایی بلند شوید، خدا می فرماید: بپرسید صبر شما چه بوده است؟! می گویند ما وجودمان را به طاعت خداوند وا داشتیم و بر سختی های بندگی خداوند صبر کردیم. پس ندا می آید راست می گویند راه را باز کنید تا بی حساب وارد بهشت شوند.
و این در حالی است که قیامت 50 هزار سال است(در سوره معارج بیان شده است، یک روز است اما به طول 50 هزار سال است) پس در این روز بی حساب وارد بهشت می شوند! پرونده او بسته می شود و چیزی از او پرسیده نمی شود.
ما یک بندگی دائمی داریم مثل نماز خواندن که تا نفس داری باید نماز بخوانی، و در هر وضعیتی باید این عبادت را انجام دهی.
رسول خدا صلوات الله علیه: وقتی مومنی بلند شود و وضو بگیرد و قامت ببندد دو رکعت نماز صبح می خوانم قربه الی الله و زمانی که تکبیر می گوید خداوند او را از گناهان پاک می کند مانند روزی که از مادر متولد شده است. و سپس اعوذ بالله من الشیطان الرجیم که می گوید به هر تار مویی که در بدن او است خداوند ثواب یکسال عبادت را به او می دهند، پس زمانی که حمد را شروع می کند ثواب یک حج و عمره مقبوله را می برد و وقتی قل هو الله می خواند ثواب یک ختم قرآن می برد و زمانی که به رکوع می رود و تسبیح می گوید به وزن خودش ثوابی می برد که انگار به وزن خودش در راه خدا صدقه داده است و زمانی که از رکوع بلند می شود، سمع الله لمن حمده، خدا به او نگاه رحمت می اندازد و زمانی که به سجده می رود و ذکر می گوید خدا به عدد تمام فرشتگان به او ثواب می دهد و گویا بنده هم آزاد کرده است هنگامی که تشهد می خواند خدا به او اجر صابران را می دهد و زمانی که سلام میدهد ندا می آید دربهای بهشت را باز کنید از هر دربی که میل دارد داخل شود.
این ثواب دو رکعت نماز است، عاقل این همه ثواب را به خواب ترجیح می دهد؟! مگر کسی که باور نداشته باشد.
یک آدم زرنگی نزد شیطان رفت و گفت: می خواهم با تو رفیق شوم چه کار باید بکنم؟ شیطان به او گفت: قدم اول: تارک الصلاه شدن؛ زمینه برای تارک الصلاه فراهم می شود که گناه کند، زیرا نماز که می خوانی بند دل من پاره می شود، زیرا هنگامی که نماز می خوانی غضب خداوند از تو دور می شود.
دوم: دروغ زیاد بگو و زیاد دروغ بشنو، و با آدم های دروغ گو رفت و آمد کن، این قدم دوم رفاقت من است. پس این انسان وجودش میدانی است که من در آن بتازم. ممکن است به هر خطایی گرفتارش کنم.
2.صبر بر مصیبت؛ صبر بر مصیبت ممکن نیست مگر دید انسان عوض شود، معلم عوض کردن دیدگاه حضرت زینب علیها السلام است.
زینب علیها السلام می فرماید: هنگام مصیبت، قشنگ را ببین، إن الله جمیل، ببین که آن زیبا نگاهت می کند، بدان که در محضر آن زیبا هستی که در آن زمان تلخی ها شیرین می شود.
امام کاظم علیه السلام: عاقل دو نشانه دارد: کسی که وقت حلال سپاسگذاری از خداوند را فراموش نکند و در زمان حرام و میل و هوس حرام، صبرش غالب باشد.
کارهای حرام زیادی داریم اما اگر حرام های بد( به حرام دست ندهد و میل نکند و به حرام عشق نورزد و عفت خودش را نگه می دارد و با حرام قرار نمی گذارد و …) برای کسی پیش بیاید و انجامش ندهد خدا او را با مجاهد خط مقدم جبهه، هم مقام می کند. این در حالی است که تمامی عبادت ها دامنه هستند و شهادت قله است، پس کسی که جلوی هوا و هوس های بد خود را میگیرد با این شهید هم ردیف می شود، اوج قله را فتح کرده است
سوم: سحر خیزی موجب صلوات خداوند است.
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى الْمُسْتَغْفِرِينَ وَ الْمُتَسَحِّرِينَ بِالْأَسْحَارِ فَلْيَتَسَحَّرْ أَحَدُكُمْ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ[1]
خداوند تبارك و تعالى و فرشتگانش بر كسانى كه در سحرها آمرزش مىطلبند و سحرى تناول مىكنند، درود مىفرستند، پس هر يك از شما بايد سحرى تناول كند، هر چند يک جرعه آب باشد
سحر بلند شو، حتی اندازه نوشیدن یک لیوان آب، بلند شو، به اندازه یک لیوان آب خوردن استغفار کن و یا الله بگو حالا یک دقیقه باشد.
2- نماز خواندن در اول وقت، نماز اول وقت آثاری دارد که به مرور در زندگی انسان پیدا می شود.
3- رابطه تنگاتنگ با امام زمان عجل الله فرجه پیدا کردن، خدا بخواهد هر نعمتی به شما بدهد به واسطه امام زمان(عج) می دهد اگر از امام زمان دور شوی، نعمت کم دستت می آید، راه این ارتباط چیست؟ با خواندن دعای عهد این رابطه را حفظ کن، دعای عهد بخوان قبل از طلوع آفتاب.
4- روزانه یک مرتبه سوره یس خواندن، بزرگان می گویند: یس خوان ها، روز جان دادن می فهمند چه کرده اند! حتی اگر غرق گناه است میگویند موقع مرگ یس برایش بخوانید که مرگ برایش سبک می شود. یس خواندن ترس از خداوند برای انسان می آورد.
شیخ مرتضی زاهد که خدا او را رحمت کند از یس خوانهای ماهر بودند و قبر ایشان در حرم حضرت اباالفضل علیه السلام است، در طول عمرشان یکبار به کربلا رفتند، هنگامی که از کربلا برگشتند عطش گرفتند، هر چه آب می خوردند سیر نمی شدند، چله زمستان کاسه یخ را روی سینه اش می گذاشت و می گفت از عطش سوختم، نمی دانم از امام حسین علیه السلام چه خواسته بود؟! که جگرش خنک نمی شد! شبی که ایشان فوت کرده بودند، بدنشان را در مسجد جامع تهران گذاشته بودند و آقا فخر تهرانی برای ایشان یس می خواندند، بند بند سوره یس را که می خواند بدن او می لرزید. صاحب نفسی شده بود. روزی، روضه امام حسین علیه السلام می خواند، در حیاط بغل خانم ها نشسته بودند، باران گرفت، پس جلسه شلوغ شد، مرتب گفت دارم روضه می خوانم ساکت باشید، زنها شلوغ کردند، سرش را از پنجره بیرون آورد و به آسمان گفتک مگر نمی بینی دارم روضه حسین علیه السلام می خوانم، دیگر نبار!! پس باران قطع شد، روضه تمام شد و باران شروع به باریدن کرد.
کاری که من می کنم قد خودت بهت ثواب می دهند ولی هنگامی که اعمالت را هدیه به بزرگی می کنی هم قد و اندازه آن بزرگوار بهت ثواب می دهند، و آن بزرگواران تو را مدد می دهند و باعث می شود آن بزرگوارن شما را در مسیر درست نگه دارند. پس یس های هر روزت را هدیه به حضرت زهرا علیها السلام کن.
چهارم: گریه بر امام حسین علیه السلام
کسانی که بر حسین(ع) گریه می کنند، صلوات و دورود خداوند برای آنها است.
[1] شیخ صدوق، ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص172، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق.