بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 

وقتی حضرت زینب(س) قصد برگشت به سمت مدینه را کردند، مردم شام به بدرقه ی ایشان آمدند، خانم نگاهی به سمت جمعیت کردند و آهی کشیدند و بعد فرمودند: به ما در شهر شام بسیار سخت گذشت، هر چه بگویم کم گفته ام ، اما من خواهشی از شما دارم، طفل دردانه‌ای را اینجا به امانت گذاشتم، این طفل بر روی زانوان پدرش رشد کرده است از شما می خواهم بر سر مزار او بروید و چراغی روشن کنید، به زیارت او بروید و او را تنها مگذارید.

وقتی حضرت زینب(س) به نزدیکی کربلا رسیدند، خود را از روی ناقه به زمین انداختند و روی زانو، در حالیکه فریاد یا حسین سر می دادند به سمت قبر مطهر ایشان حرکت کردند، اول سخنی که گفتند این بود: حسین جان! من کارم را انجام دادم اما رقیه ات را در خرابه گذاشتم و آمدم، می خواستم او را بیاورم اما پاهایش پر از آبله بود، دستش زخمی از تازیانه ها بود، او به من گفت: عمه جان! سلام من را به پدرم برسان و من اینجا مسکن می کنم و می‌مانم.

حضرت زینب(س) وقتی که به مدینه رسیدند که مویشان سپید و قدشان خمیده بود، زنان دور ایشان را گرفتند و پرسیدند: خانم چه شده است که اینگونه شده اید؟

خانم جوابی دادند که قلب عالم محزون می شود: موهای سرم کنار گودال قتلگاه سپید شد، آن لحظه ای که بدن چاک چاک برادرم را روی زمین دیدم و قدم در خرابه ی شام خمیده شد، آن لحظه ای که رقیه ام در خرابه ی شام جان داد.

جای بسی شکر و سپاس دارد که وقتی شب اول ماه محرم، سهمیه های گریه و اشک و آه و کسب معرفت و … را مادر بزرگوار ایشان تقسیم می کردند، ما را هم از قلم نینداخته اند و سهمیه ای هم برای ما قرار دادند و ما را جزء مجلس نشینان ایشان قلم زد.

شب اربعین امام حسین(ع) اَجر و مزد عزاداری امسال را بطور کامل در نامه ی عمل شما منظور می کنند و سهم دنیا را جدا و سهم برزخ را برای هنگام جان دادن نگه می دارند و سهم قیامتتان را نیز ، به دست خودشان برایتان ذخیره می کنند.

وقتی جناب موسی(ع) وعده ی خداوند متعال برایش محقق شد، خداوند فراعنه را در میان رود نیل غرق کرد، برای حضرت موسی(ع) سوالی فراهم شد، عرض کرد: پروردگارا! تو به من وعده داده بودی که تمام بنی اسرائیل را نجات دهی و تمام فراعنه را غرق کنی، و وعده ات تحقق یافت اما دلقک فرعون که مرا اذیت کرده است نجات پیدا کرده است؟

ندا از جانب خداوند متعال آمد: ای موسی!، یک دلیل دارد، زیرا دلقک فرعون یک روز لباس تو را بر تن کرد و عصایی برداشت و تقلیدِ صحبت کردن تو را کرد و به نزد فرعون رفت، موسی! چگونه می توانم یک نفر که لحظه ای به رخت پیامبر من در آمده است را در رود نیل غرق کنم؟ من به این خاطر اسباب نجات و هدایت او را فراهم کردم تا او جزء اصحاب تو قرار گیرد.

یا رسول الله(ص) اگر چه من نتوانستم آنگونه که شایسته است برای شما عزاداری و عرض ادب کنم اما بالای چهل روز است که خود را به شمایل زینب کبری(س) درآورده ام، ایشان ناله زدند و ما هم ناله زدیم، آنان به اسارت رفتند و ما هم خیابان به خیابان به مجالس عزاداری شما رفتیم و رخت عزایی پوشیدیم که خواهران و دختران شما پوشیده اند.

پیامبر(ص) فرمودند: نگاه کردن به صورت حسین(ع) عبادت است.

ایشان گاهی خیره خیره به چهره ی امام حسین(ع) نگاه می کردند.

گاهی پیامبر(ص) گرسنه می شدند و غذایی برای خوردن نمی یافتند به سمت خانه ی حضرت زهرا(س) می رفتند و می فرمودند: من به سمت خانه ی حسن و حسین می روم تا به آنان نگاه کنم و با این نگاه کردن، گرسنگی ام را فراموش کنم.

بعد فرمودند: نگاه کردن به اسم حسین(ع) ثواب است و همچنین نگاه کردن به قبر حسین(ع) عبادت است.

گاهی در کربلا فقط به ضریح مطهر امام از زوایای گوناگون نگاه کنید، یا به گنبد مطهر ایشان نگاه کنید.

حال که در کربلا نیستیم صورتمان را به سمت کربلا برگردانیم و از همین راه دور سلام بدهیم و این خود ثوابی عظیم است.

شب شام غریبان، که از آن شب سخت تر، عالم به خود ندیده است، حضرت زینب کبری(س) از سمت گودال قتلگاه بر می گشتند، زینب(س) صحنه ها دیده است، سر برادر دیده است، غارت شده است، اما ساعت به ساعت ایشان آمار می گرفتند که همه هستند یا نه. اَوایل شب دو تن از کودکان نبودند، با ام کلثوم(س) به جست‌وجوی این دو کودک راه افتادند، زیر بوته خاری دو کودک را درحالیکه دست در گردن هم داشتند یافتند. ام کلثوم(س) فرمودند: آهسته آنان را بلند کنیم که بیدار نشوند، حضرت زینب(س) به آنها دست زدند و متوجه شدند که بدنشان سرد است و هر دو کودک از دنیا رفته اند، دو کودک را بلند کردند و میان خانم ها گذاشتند، قیامتی برپا شد گویا اکنون دوباره حسین(ع) به شهادت رسیده است.

اواسط شب حضرت زینب(س) که در حال آمارگیری بودند متوجه شدند سیاهی از دور پیدا می شود، حضرت آرام فرمودند: که هستی؟ نزدیک نیا! اینجا تعدادی زن و بچه ی اسیرِ آل الله هستند، می ترسند زیرا داغ دیده اند، یتیم و زخمی هستند، اگر برای غنیمتی آمده ای، چیزی برایمان باقی نمانده است.

صدای زنانه ای بلند شد که آیا تو خواهر حسین(ع) هستی؟ زن نزدیک شد و سبدی نان تازه با خود آورده بود، حضرت زینب(س) فرمودند: ما اینجا غریب هستیم و فقط دشمن داریم.

زن گفت: چند روز قبل برادرت حسین(ع) به نزد ما آمد، و پولی به من داد و فرمود: شب شام غریبان، فرزندانم گرسنه هستند درحالیکه کسی را ندارند، این عدد نان بپز و تحویل خواهرم زینب(س) بده.

حضرت نان ها یکی یکی بین زنان و کودکان تقسیم کردند، یک نان باقی مانده بود، هرچه صدا زد رقیه، جوابی نیامد. حضرت هراسان شدند و جست‌وجو کردند و در بیابان شروع به دویدن کردند تا رقیه(س) را بیابند.

به سمت مقتل حرکت کردند، دیدند رقیه(س) در گودال قتلگاه، بر روی سینه ی پدر افتاده است.

حضرت او را بلند کردند و فرمودند: عمه جان تو اینجا را از کجا یافتی؟

حضرت رقیه(س) فرمودند: من به دنبال پدر بودم که صدایی از گودال آمد در حالیکه می گفت: به سمت من بیا دخترم و پدر من را به این سمت خواند. عمه جان نترسید، پدرم من را نوازش کرد و به من محبت کرد، من از پدرم نمی ترسم.

ادامه ی بحث زیارت

اربعین که می آید همه سرگشته ی زیارت حسین(ع) می شوند.

زیارت امام حسین(ع) اکسیر اعظم است. زیارت ایشان بار عام است، زیارت ایشان شرط و شروط ندارد، زیارت ایشان، مسلمان و غیر مسلمان ندارد اما اگر زیارت ایشان با معرفت باشد شمع خاموش وجودمان را روشن می کند و با روشنایی اش وجود خاموش اطرافیانمان را نیز روشن می کنیم.

زیارت ایشان اکسیر اعظمی است که همه ی انبیاء و اولیاء و ملائکه درخواست زیارت ایشان را دارند.

از روزی که امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسیدند و بدن مطهرشان در آنجا دفن شد، ارواح انبیاء و اولیاء و ملائکه از برزخ در صف و نوبت هستند، تا به زیارت امام حسین(ع) بیایند و آنقدر تعداد ملائکه برای زیارت زیاد است که شاید تا روز قیامت یک بار اجازه ی زیارت امام حسین(ع) را پیدا کنند.

زیارت ایشان عظمتی دارد که خداوند متعال زیارت ایشان را به زیارت خانه ی خودش ترجیح داده است. خداوند در روز عرفه به ملائکه رحمت می فرماید: اول به زوار قبر حسین(ع) نگاه کنید بعد به زائران خانه ی من نظر بیندازید، این به معنی ترجیح دادن زائران حسین(ع) بر زائران خانه ی خودش است.

زیارت خانه ی خدا و به جا آوردن حج اکبر، شرایطی دارد، از جمله ی این شرایط، مستطیع بودن است، باید بدن سالم باشد، راه اَمن باشد، باید حمد و سوره را خوب بدانی و اعمالت را درست بجا بیاوری، خمس مالت را داده باشی و شروط دیگر… .

اما زیارت امام حسین(ع) شروطی ندارد، در اربعین حتی دسته ی سنی ها و بودایی ها به سمت کربلا راه می افتند.

اما گاهی شرط معرفت برای زائر قرار داده است تا زائر به آن تکامل کامل برسد، البته ثواب زیارت را به همه می‌دهند.

حرم امام حسین(ع) طواف گاهِ همه ی انبیاء و اولیاء الهی است، بطوریکه ترک بدون دلیل زیارت ایشان، در حق رسول الله(ص) و سایر ائمه(ع) جفا است.

گاهی دلیل زیارت نرفتن، شرعی و عقلی است، اما گاهی شخص همه جا می رود اما میل به زیارت امام حسین(ع) ندارد یا از زیارت می ترسد، یا به زیارت ایشان اهمیت نمی دهد که این شخص جفاکار به حق ائمه(ع) است.

مرحوم خانم مالک می فرمودند: حتی کسی که دلیل عقلی و شرعی برای نرفتن به زیارت دارد، باید دعا کند که امام حسین(ع) ایشان را بطلبد و مانع زیارت را برطرف کند.

کرامت خداوند به زائران امام حسین(ع)

حال چون زیارت امام حسین(ع) بسیار بزرگ است و اکسیر اعظم است، ایشان به زائرانشان کرامت های بزرگی نیز می دهد.

کرامت اول: به محض اینکه زائر وارد حرم می شود، مَلَکی از جانب خداوند ندا می دهد: این تو و این نامه ی عمل سفید، عمل از سر بگیر!

زیرا به جایی وارد می شوید که منبع نور است.

کرامت دوم: از هر دری که می خواهید وارد حرم مطهر شوید، مراقب باشید زیرا دوشادوش انبیاء و اولیاء و ملائکه وارد می شوید. شاید کنار دست شما، روح ابراهیم خلیل(ع) باشد و یا روح مادر بزرگوار امام زمان(عج) باشد که در حال وارد شدن به حرم هستند. آنجا محل ورود و خروج ملائکه و ارواح انبیاء و اولیاء مؤمنین و مؤمنات است که زائر با این بزرگواران مشرف به حرم امام حسین(ع) می شود.

کرامت سوم: وقتی حرم را زیارت کردید و از در خارج شدید امام صادق(ع) می فرمایند: روح صد و بیست و چهار هزار پیامبر در عالم معنا با تو مصافحه می کنند، و می گویند: مبارک باشد، زیارتت قبول باشد.

کرامت چهارم: خداوند زائران امام حسین(ع) را تا عرش خود، به خود نزدیک می کند.

خداوند متعال، وجود مبارک پیامبر(ص) را از مدینه به بیت المقدس آورد و با تشریفاتی آن وجود را تا عرش خود بالا برد و در باب زائر حسین(ع) فرموده است: من عرش خود را در کربلا، زیر پای زائر حسین(ع) قرار می دهم. زائرِ با معرفت حسین(ع)، قدرتی پیدا می کند که عرش خدا را به پایین بیاورد و روی آن بنشیند.

کربلایی احمد تهرانی نقل می کند: در صحن امام حسین(ع) نشسته بودم، با خود زمزمه می کردم: خدایا عرش تو چگونه است؟ کاش می توانستم ببینم.

ناگهان حجاب‌ها کنار رفت و ندا آمد: کجا نشسته ای؟ عرض کردم: صحن امام حسین(ع). ندا آمد: عرش خداوند همین جا است و تو اکنون بر عرش خداوند نشسته ای.

عرش خداوند یعنی منبع کسب فیض.

کسی که به عرش خداوند دست پیدا کرد یعنی به تمام فیوضات ربّانی دست پیدا کرده است.

کربلا عرش خداوند است یعنی نیست فیضی مگر اینکه درکربلا یافت شود.

کرامت پنجم: چون قیامت می شود، چهره ی زائر حسین(ع) خاص می شود، صف آنان جدا تشکیل می شود، ندایی جدا آنان را فرا می خواند: «اَینَ زُوّار الحُسَین»؛ بر پیشانی عده ای نوشته شده است: «هذا زائر القبر خَیرُالشهداء».

کرامت ششم: وقتی خداوند تو را به کربلا مشرف می کند، اجازه می دهد که تو در کربلا سجده کنی و پیشانی ات را در جایی قرار دهی که تمام انبیاء و اولیاء و اوصیاء در آنجا سجده کرده اند و نماز خوانده اند.

امام علی(ع) از جنگ صفین برمی گشتند، به کربلا رسیدند و ایستادند و به پهنای صورت اشک ریختند و نقطه‌نقطه‌ی کربلا را نشان دادند و فرمودند: آنجا بار می اندازند، آنجا خیمه می زنند، آنجا می جنگند، آنجا اسب، حسینم را زمین می گذارد، آنجا نماز می خوانند، آنجا سر از بدنش جدا می شود، آنجا فرزندانش را به اسیری می برند، سپس مشتی خاک از زمین برداشتند و روی آن سجده ای طولانی با گریه انجام دادند.

پیامبر اکرم(ص) در کربلا سجده کرده اند، هفتاد هزار مَلَک، از لحظه ای که امام حسین(ع) آنجا شهید شده اند، آنجا نماز می خوانند و سجده می کنند و در سجده برای زائران حسین(ع) دعا می کنند.

جایی سجده می کنی که حسین(ع) پیشانی بر خاک نهاده است، خدا ما را هم دعوت می کند که ما هم پیشانی بر این خاک بگذاریم.

امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی هزار مرتبه به حج مشرف شود و کربلا نرود، حقی از حقوق خدا را ضایع کرده است. و خداوند روز قیامت از حق حسین(ع) از او سؤال می کند.

یکی از اهداف مهم زیارت امام حسین(ع)

زیارت امام حسین(ع) شرط ندارد اما هدف دارد.

خدمت امام صادق(ع) آمد وعرض کرد: می خواهم به کربلا بروم.

امام فرمودند: کجا می روی؟ به چه هدفی می روی؟ چه کسی را می خواهی زیارت کنی؟

کربلا یک منطقه یا یک تکه زمین و یا یک روضه نیست، کربلا یک تاریخ است با قدمتی به بلندی بیست و چهار هزار سال قبل از تاریخ مکه.

امام سجاد(ع) فرمودند: بیست و چهار هزار سال قبل از بحث مکه و کعبه، بحث کربلا در نزد خداوند بوده است.

حال من از این تاریخ طولانی چه چیزی می دانم؟ هدف من از این سفر چیست؟

یکی از مسائل مهم قرآن، آیات فراوانی است که خداوند به بهداشت جسمانی و روانی پرداخته است.

انسان باید هم جسم و هم روانش سالم باشد. انسانی که دارای سلامت روانی است در تمام اَدوار زندگی، عقل او بر هوای نفس او غالب است. در تصمیم گیری‌ها، عبادت، سیاست، اقتصاد، خانواده و تشکیل زندگی ، عاقلانه عمل می‌کند و از آموزه های وحی در طی این مسیر استفاده می کند، و هیچ مکتبی به اندازه ی اسلام، به سلامت روانی و جسمی پیروانش اهمیت نداده است، این سلامت یعنی داشتن تعادل در زندگی. بسیاری از احکام اسلام برای سلامت جسمی ما است.

از رسول اکرم(ص) پرسیدند: برای داشتن جسم و زندگی سالم، چه کنیم؟

ایشان فرمودند: نان سالم، آب گوارا و هوای پاک استفاده کنیم.

اسلام دستورات زیادی جهت پاکیزگی منزل داده است. در حدیث آمده است که خانه ای که گرد و غبار دارد مَلَک به آن خانه ورود و خروج نمی کند. خانه ای که ظرف های کثیف دارد مَلَک به آن خانه نمی آید.

پنج وعده وضو در روز و غسل بدن، همه در راستای پاکی جسم است. کم خوابیدن و کم خوردن و کم گفتن همه در این راستا است.

خواب بین الطلوعین و خواب بعد از ظهر مکروه است و برای بدن مضّر است.

تمام آداب مذهبی، نماز، روزه، نیایش، اذکار و اوراد، انتظار فرج برای مصلح جهانی و … همه در جهت بهداشت روانی ما است.

زیارت امام حسین(ع) یعنی برداشتن فشار روحی از انسان.

یعنی هیجان زدایی، که در مجلس امام حسین(ع) و زیارت ایشان، با فریاد «یا حسین» تخلیه می شود.

در بررسی هایی که انجام داده اند، انسانهایی که اعتقادات دینی و مذهبی دارند در زندگی اضطراب کمتری دارند، زیرا دعا و نیایش و توکل و توسل دارند. این اشخاص بسیار کمتر دچار بی انگیزگی می شوند، انزوا طلبی و کناره گیری و علائم افسردگی در آنان کمتر است و فقدان محبتشان به مردم کمتر می شود و دلشکستگی آنان کمتر می شود، زیرا با خدا معامله می کنند و به او اعتقاد دارند. بی قراری و ناامیدی آنان کمتر است، زیرا کسی که شخصی مانند امام حسین(ع) دارد اندوهی ندارد. حسین(ع) است که درمان تمام دردهاست.

در میان تمام مناسک دینی، زیارت برای بهداشت روانی جایگاه ویژه ای دارد، زیرا زائر هنگام زیارت احساس آرامش درونی می کند، تخلیه ی روانی می شود، ارتباط روانی با یک منبع پر خیر و برکت برقرار می کند. تمام آداب دین ما در زیارت جمع است مثل نماز خواندن، ذکر، دعا، زیارت نامه خواندن، غسل و وضو، کم خوردن، کم گفتن و کم خُفتن.

اسلام دینی است که بین جسم و روح ما تعادل برقرار می کند، تا ما در سلامت کامل زندگی کنیم.

برطبق یافته‌های علمی، برای داشتن سلامت روانیِ بیشتر، باید بسیار به زیارت رفت.

امام صادق(ع) فرمودند: هفتاد بار به زیارت امام حسین(ع) بروید. مبادا از دنیا بروید و به کربلا نرفته باشید.

کسی که به زیارت می رود شفای روحش را می گیرد و به بهداشت روانی دست پیدا می کند، وقتی برمی گردد این بهداشت را به تمام اطرافیانش هم منتقل می کند و سالم سازی می کند.

کسانی که دچار وسواس، ناامیدی، ذهنیّت بد هستند و کج فهم هستند، به زیارت بروند که دوای درد آنهاست، زیرا در زیارت و زیارت نامه سخن از رحمت و واسعه و انبساط و بخشش است و زیارت اینگونه افراد را به سمت فکر مثبت هدایت می کند.