این روزها بسیاری از مردم در حال رفتن به زیارت امام حسین(ع) هستند و بسیاری سوال میکنند که چه آداب و اعمالی را در زیارت انجام دهیم؟ هنگامی که زیارت می روی به مهمانی امام معصوم رفته ای پس در این مهمانی گناه نکن، اگر این کار را انجام دهی دیگر لازم نیست کار دیگری انجام دهی، فقط بگو: آقا آمده ام به گدایی! به دنبال این نباشید که چه بگویید و بخوانید، بلکه در حرم ایشان گناه نکنید، در حرم با مردم مدارا کنید. از شرایط مهمانی، ادب است، حرمت حرم ایشان را نگه دارید. انسان، با عبادت متقی نمی شود بلکه با گناه نکردن، متقی می شود. در حرم برای دیگران مزاحمت ایجاد نکن و حرف بیهوده و غیبت و … انجام نده که خداوند به ظاهر عملت نگاه نمی کند بلکه به نیت و قلب تو نگاه می کند.
امام حسین(ع) تحول ایجاد می کند، امام حسین(ع) به زیارت دعوت می کند و راه رستگاری و توبه و ایمان و تقوا نشانت می دهد و به سلوک الهی راهنمایت می کند.
زیارت اربعین اولین زیارت دسته جمعی امام حسین علیه السلام است و ابتدا جابر و عطیه و بعد از آن اهل بیت عصمت و طهارت به این زیارت رفته اند، از آن تاریخ به بعد معمولاً امام حسین(ع) در اربعین زائر داشته اند و اینکه چرا زائر داشته است را در روز اربعین خدمت شما عرض خواهیم کرد.
در این سالها بر اثر تبلیغاتی که از طریق مجامع عمومی و از طریق رسانه ها انجام می گیرد زیارت اربعین امام حسین علیه السلام، هم زیارت است و هم یک عبادت سیاسی و اجتماعی و جهانی، پس لازم است کسانی که میخواهند به زیارت بروند یا در اربعین و یا بعد از اربعین، اطلاعاتی دربارهی زیارت داشته باشند.
مقدمه:
خداوند متعال برای سلامت جسمی و روحی بندگان خود یک برنامه منسجم گذاشته است و بسیاری از آیات قرآن در راستای سلامت جمسی بندگان خدا است: نظافت، لباس پوشیدن، خواب کم و حمام رفتن، نظافت فردی و رعایت خیلی از مسایل، برای این است که انسان بدن سالمی داشته باشد، زیرا پیامبر صلوات الله علیه فرمودند: عقل سالم در بدن سالم است.
اگر کسی می خواهد فکر درستی داشته باشد و برنامه ای برای زندگی داشته باشد لاجرم باید اول بدن سالم داشته باشد وگرنه در به دست آوردن یک زندگی درست، دچار مشکل خواهد شد. از طرف دیگر اسلام و قرآن، آداب بسیار در باب بهداشت روانی انسانها دارد؛ یکی از این آداب که برای بهداشت روانی ما بیان شده، زیارت کردن است، با آن آداب خاص خودش.
دو چیز برای دست یابی به روان و جسم سالم مثمر ثمر است :
آزادی مطلق را نه دین می پسندد و نه مذهب و نه قانون که انسانها آزاد مطلق باشند. نه تنها کشور ما بلکه هیچ کشوری و هیچ مذهبی آزادی مطلق به مردم نمی دهد، مردم برای اینکه یک روان سالم داشته باشند باید آزادی نسبی باید داشته باشند، هم در اجتماع و هم در خانواده و هم به طور فردی؛ وگرنه دچار ناسازگاری و عقده های روانی خواهند شد.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: دو نعمت بزرگ است که کسی قدر آنها را تا از دست ندهد نمی داند: یکی نعمت سلامتی و دیگری نعمت امنیت است.
هیچ کس قدر نعمت سلامتی، قدر نعمت معده سالم و بینایی و شنوایی را نمی داند، قدر نعمت پوست را نمی داند. مردم قدر نعمت امنیت را هم نمی دانند.
اگر احساس امنیت کنی سلامت روان را به دست خواهی آورد.
امروزه روانشناسان می گویند: افرادی که احساس ناامنی می کنند و آزادی نسبی ندارند، آدم های نامتعادلی خواهند بود.
امروزه تحقیقات روانشناسی نشان می دهد یکی از مهمترین راه های به دست آوردن روان سالم، آموزه های دینی، الهامات دینی و انجام مناسک و دستورات دینی است که یکی از آنها زیارت و یکی دیگر از آنها دعا کردن و یکی دیگر مناجات کردن و ارتباط عبادی با خدا برقرار کردن است، یکی دیگر ارتباط در خلوت و تنهایی با خداوند داشتن است و دیگری تضرع به درگاه خداوند و اعتماد کافی به خداوند داشتن است. خداوند در سوره فتح آیه 4 می فرماید:
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»
اهل ایمان به برکت وجود ارتباط سازنده با خداوند در آسایش و آرامش کامل روحی به سر میبرند.
این انسانها اضطراب های که دیگر مردم دارند را ندارند.
یکی از راه های به دست آوردن آرامش روحی و روانی زیارت کردن است.
هنگامی که به زیارتگاه می روی حال امام زاده و یا زیارت امام معصوم(ع)، هنگامی که خودت را در یک مکان معنوی قرار می دهی ناخودآگاه احساس امنیت روانی می کنی، پریشان می روی ولی هنگام برگشت آرام هستی، غصه دار می روی ولی وقتی برمی گردی سبک هستی، با بار سنگین رفتی ولی زمانی که می خواهی برگردی احساس آرامش و سبکی داری.
1-زیرا معصومین علیهم السلام بی قید و شرط پذیرای زوار خود هستند.
هر زمانی که بخواهی بروی درب باز است، ماه رمضان، شعبان …روز یا نیمه شب در هر زمان بخواهی، درب به روی تو باز است.
2- ائمه علیهم السلام طبیبانی هستند که همیشه برای شما وقت دارند.
از امام زمان عجل الله فرجه پرسیدند: آقا پیدایتان نمی کنیم می خواهیم با شما حرف بزنیم چه کنیم؟ آقا فرمودند: لبهایت را تکان بده، من لب تو را می خوانم، هر جا هستی برایت وقت دارم، هر آنی امام معصوم علیهم السلام برای ما وقت دارند.
3- امام معصوم وجودی است که اسرار ما را صادقانه حفظ می کند. ایشان محل اطمینان هستند.
به هیچ کس این مقدار نمی توانی اعتماد داشته باشی و حرف های خود را به او بزنی، زیرا به هر کسی بخواهی بگویی می ترسی که اسرار تو را فاش کند.
شما هیچ جا جز در کنار امام معصوم(ع) نمی توانید این مقدار احساس امنیت داشته باشید. با هیچ کس نمی توانی درد دل کنی زیرا می ترسی که فردا اسرار تو فاش شود. اما ائمه(ع) امانت دار هستند.
یکی دیگر از جهت هایی که ما را می کشانند به سمت زیارت این است که ما فاقد دوستی هستیم که از او خاطر جمع باشیم و بتوانیم روی او حساب کنیم، این در زمان گرفتاری ها مشخص و معلوم خواهد شد!
چرا گاهی با تمام وجود طلب می کنیم که به زیارت امام برویم؟! زیرا دلتنگ هستیم، یک محل اطمینان می خواهیم.
همه ما احتیاج داریم که درد دل کنیم تا خالی شویم، این خالی شدن را پالایش روانی می گویند، هر آدمی هم به این موضوع نیازمند است؛ به اعتقاد ما شیعیان، در عالم، انسانهایی مطمئن تر از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) وجود ندارند که برایشان درد دل کنیم و حرف بزنیم و تخلیه روانی کنیم و درد هایمان را بیرون بریزیم.
انسانهایی که به زیارت می روند مطمئن هستند که به یک قدرت مافوق طبیعت متوسل شده اند که حرفشان را میشنود و می فهمد و حیّ و حاضر است و ناظر است و قدرت دارد که تمام مشکلات جامعه بشریت را حل کند.
امام رضا علیه السلام سریع الاجابه هستند
بالای سر امام رضا علیه السلام غلامی سر به سجده گذاشته بود و دعا می کرد، ارباب هم بالای سر او ایستاه بود و دعا می کرد، غلام در سجده با خود نجوا می کرد: یا امام رضا! سالهاست که غلام هستم کاش آزاد می شدم، کاش همسری می داشتم و کاش زمینی برای درآمد خود داشتم. ناگهان ارباب صدایش کرد که بلند شو، دیگر بس است، آیا می خواهی آزادت کنم و دختر فلانی را برایت خواستگاری کنم، زمینی هم به تو خواهم داد که درآمدی برای تو باشد! غلام غش کرد، او را به هوش آوردند گفت: من اینها را در سجده از امام رضا(ع) طلب می کردم!
یکی از دلایل دیگری که به زیارت می رویم رسیدن به آرامش روحی و روانی است.
امروزه تحقیقات نشان داده است انسانهایی که زائر هستند، و ارتباطی با انسانهای بزرگ دارند: 1) احساس آسیب پذیری آنها کمتر است و مشکلات زندگی، ایشان را از پا در نمی آورد و اعتماد به نفس بالا دارند و اعتمادشان به خدا قوی است، اهل توکل هستند و احساس توانمندی می کنند، امیدواری به زندگی دارند.
2) از همه مهمتر آدم ها ناقصند و کامل نیستند و عیب هایی دارند و گناههکار هستند، پس زمانی که به کربلا بروند، در مقابل حسینِ کامل و امام کامل می ایستند. چون فطرت ما کمال طلب است، سعی می کنیم خود را به کامل نزدیک کنیم تا نواقص خود را برطرف کنیم. چطور می توانیم خود را به آن کامل نزدیک کنیم؟! هر عیبی را که کنار بگذاریم خود را یک قدم به آن امام نزدیکتر کرده ایم.
امام رضا علیه السلام فرمودند: می دانید ما اهل بیت که هستیم؟! ما ماه تابان، ماه شب چهارده و چراغی فروزان هستیم که کار آن از بین بردن تاریکی است و ما، نور درخشان هستیم که کارش این است که ظلمت را می شکافد و ستاره ای راهنما در شدت تاریکی ها هستیم.
در رهگذر شهرها و گرداب دریاها و کویرها مردم از ستاره درخشان راه را پیدا می کردند، و در اینجا امام رضا علیه السلام می فرمایند که ما ستاره درخشان و ستاره هدایتگر برای مردم هستیم.
ائمه علیهم السلام راه را به ما نشان میدهند.
به خاطر این همه موهبتی که نصیب زائر می شود است که این همه حدیث در باب زیارت بیان شده است.
اولین قدم که زائر ساکش را بسته و از خانه بیرون می آید
فرمودند: در اولین قدم ندا می آید گناهانت آمرزیده شده پس عمل از سر گیر، در قدم های بعدی تا کربلا، خود خداوند او را تقدیس می کند.
زائر مورد توجه خاص خدا قرار می گیرد و زمانی که به حرم رسید، کنار درب حرم، خدا با او مناجات می کند، و به او می گوید: ای بنده من! بخواه تا به تو بدهم، که به آستانه رحمت وارد شدی، بخوان تا تو را اجابت کنم. زیرا شما به مرکز نور و خیر می روید.
در زیارت عاشورا این اهداف بیان شده است، در زیارت عاشورا می گویی رحمت و مغفرت و صلوات خداوند را میخواهم و هم چنین حیات و ممات پیامبر(ص) و اهل بیتش را و شفاعت دنیا و آخرت را می خواهی، آبرومندی میخواهی نزد خداوند، از آبروی حسین علیه السلام ،می خواهی که در قیامت در مقام محمود نزد ایشان باشی، میخواهی که در زمره یاران ایشان باشی؛ می خواهی که به کرامت انسانی دست پیدا کنید.
«فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم و رزقنی البرائه من اعدائکم»
خدایا من از طریق حسین(ع) و زیارت و عاشورای حسین(ع) می خواهم به معرفت تو و معرفت دوستان تو برسم، تو کیستی؟ دوستان تو چه کسانی هستند که من به آنها معرفت پیدا کنم؛ به من کرامت کن و توفیق این دو را از طریق زیارت امام حسین علیه السلام به من بده، کرامت یعنی چه؟ یعنی ارزشمندی و آبرومندی، بهاء و قیمت داشتن.
چند چیز در قرآن “کریم” هستند:
1-علم
مسئله ای است که نزد خداوند کرامت دارد و خداوند در قرآن می فرماید: آنکه می داند با آنکه نمی داند برابر نیست، علم آنقدر کرامت دارد که اگر جایی بنشینید و علوم قرآنی را بررسی کنید بر بال ملائکه نشسته اید.
2-پیامبر اکرم صلوات الله علیه “کریم” هستند
«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ[1]»
و خودشان فرمودند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ
3-خود قرآن “کریم” است
4-جبرئیل و ملائکه
5-همه شهدا
«قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُونَ[3]»
این آیه در مقام شهدا است
6-حافظان و مراقبان قرآن. آنهایی که مواظب هستند قرآن در جامعه رو به تضعیف نرود.
معنای دیگری هم گفته اند که منظور، آن دو ملکی هستند که روی شانه های ما حافظ ما هستند و می نویسند، ایشان دارای کرامت هستند.
7- انسان دارای کرامت است
«وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَني آدَمَ[4]»
8- ائمه اطهار(ع)
«بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ[5]»
بندگانی دارم که عمل و قول آنها هرگز از خداوند جلو نمی زند.
در زیارت نامه آنها می خوانی: “كَرِيمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ”
شما کریم از اولاد کرام هستید. ما انسانها از آن جایی که وجودمان مادی است نمی توانیم به تنهایی به کرامت و ملکوت الهی دست پیدا کنیم برای به دست آوردن معرفت، کرامت و معنویت و پاکی و طهارت و پرواز به ملکوت، باید به وجود مُکَرمی وصل شویم و از ایشان کرامت بگیریم.
باید چنگ به دامن قرآن بزنیم از آیات و سفارشات آن راه پیدا کنیم و آموزه های دینی را از آن بگیریم.
امام صادق علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: به آنهایی که علم قرآن دارند و شما را به سوی قرآن می برند، حرمت کنید که حرمت به آنها حرمت به من است.
در روایت دیگر فرمودند: وقتی عالم به قرآن را پیدا می کنید حقوقش را ضایع نکنید و علم قرآن را از او بیاموزید.
امام صادق علیه السلام فرمودند: روز قیامت ندا می آید به معارفان اهل قرآن؛ آنهایی که قرآن خوان هستند و قرآن دان هستند و مردم را به سوی قرآن می برند، و قرآن را یاد می دهند و مردم را به عمل به قرآن دعوت می کنند؛ سر سفره کرامت خداوند پذیرایی شوید، در حالیکه لباسی مخصوص به تن و تاجی مخصوص به سر دارند، سپس فرمودند: ای جوانان، انس با قرآن بگیرید، گوشت و خون خود را با آن مخلوط کنید که روز قیامت در سفره کرامت قرآن پذایریی خواهید شد و به شفاعت قرآن خواهید رسید.
قرآن عرضه می دارد خدایا مزد همه را دادی مزد حاملان من چه می شود؟ ندا می آید: تو شفاعت کن، بهشت کافی است؟! می فرماید: خیر، درجه هم می خواهم، ندا می آید: رتبه به رتبه، بخوانند و بروند بالا.
ما قرآن خوانهایی هستیم که به قرآن گوش نمی دهیم
قرآن خوان هستیم اما گوشمان ناشنوا است.
امشب سوره لقمان و سوره سجده را بخوانید در آیه 7 سوره لقمان آمده است: وَإِذَا تُتْلَي عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّي مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيم ٍ
زمانی که برایشان قرآن خوانده می شود با استکبار گردن های خود را تکان می دهند. انگار اصلاً نمی شنوند و انگار توی گوش هایش چیزی گذاشته شده است.
«وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ[6]»
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرمایند: آیا به دیده بصیرت نگاه نمی کنید به کسانی که از میان شما رفتند و هرگز بازنگشتند، و نگاه نمی کنید بازماندگان را که به سوی آنها می روند. عجب! آیا نشنیدید و نمی بینید اهل دنیا را که صبح می کنند با احوال دگرگون، پس یکی مرده است، بر او می گریند، در حالیکه که دیشب زنده بود، عده ای نشسته رخت عزا پوشیده و دیگران می روند او را تسلیت می گویند. عده ای به انواع گرفتاری در یک شب گرفتار می شوند، عده ای بیمار، عده ای مشغول جان دادن و …
در این میان عده ای به دنبال دنیا و مرگ به دنبال آنها و عده ای بی خبر از عقبی و غافل از قیامت در حالیکه نه خدا از آنها غافل است و نه قیامت.
ما از زیارت حسین علیه السلام کرامت می خواهیم، کرامت از کجا حاصل می شود؟ عمل و انس گرفتن با قرآن و شناخت به قرآن.
[1] -سوره الحاقه آیه 40
[2] -سوره عبس آیه 13
[3] – سوره یس/ 26
[4] سوره اسرا/70
[5] – سوره انبیا/26-27
[6] – سوره سجده/12