این ایام، ایام مخصوص زیارت امام حسین(ع) است و ما این روزها در کنار گفتن ثواب زیارت، در باب اثرات زیارت نیز بحث می کنیم. اینکه این همه ما را به زیارت و دعا و ذکر و خواندن زیارتنامهها تأکید کرده اند فقط برای این نیست که به ما ثواب دهند بلکه منظور آن است که ساختارهای روحی و روانی ما را تغییر دهند. در روزهای گذشته این بحث را آغاز کردیم و امروز هم ادامه میدهیم.
حدیث اول دربارهی زیارت امام حسین(ع). فردی آمد نزد امام صادق(ع) و از ایشان درباره ی پاداش زیارت امام حسین(ع) پرسید.
امام(ع) فرمودند: خداوند خواسته ها و نیازهای زائر سیدالشهدا(ع) را برآورده می کند (گویا زائران با توجه به احوالاتشان تقسیم بندی می شوند مثلا برای گروهی حوائجشان را برآورده می کند. البته همه ائمه(ع) اینگونه هستند، مرحوم آشیخ جعفر مجتهدی می فرمودند: برخی شبها امام رضا(ع) به خوابم می آمد و می فرمود: شیخ جعفر! بیدار شو و به فلان دربِ حرم برو که زائری می آید با فلان شکل؛ به او بگو: امام رضا فرمودند حاجتش روا می شود و کنار دربِ حرم دل او را شاد کن تا با خوشحالی وارد حرم شود!
این حکایت را شنیده ایم که خادمی نقل کرد: در گذشته، شبها، حرم را تمییز می کردیم و میشستیم و میبستیم. شبی حرم را شستیم، می خواستیم درها را ببندیم که دیدم عربی بیابانی از راه درازی آمده بود و پاهای خونین و کثیف خود را به ضریح امام حسین(ع) چسبانده و درد و دل می کرد: یا حسین! از راه دور آمدم و پاهایم خسته شده، می شود که پاهای مرا بمالی! نگاه کن که چقدر خار در پاهایم فرو رفته زیرا دوان دوان آمدم و با تو کار مهمی داشتم، گوش می کنی که بگویم! خادم گفت: من عصبانی شدم و گفتم: ای مرد بی سواد، با حسین بن علی(ع) اینگونه با بی ادبی سخن می گویی؟! ما حرم را شسته ایم و تو با پاهای خونین و کثیفت آن را آلوده کردی! مرد عرب بلند شد و نگاهی به حرم انداخت و گفت: حسین! گمان نمی کردم صاحبخانه کس دیگری است، فکر می کردم اینجا خانهی توست و گرنه نمی آمدم. مرد عرب رفت. من آن شب در خواب دیدم که همه خدام جمع هستند و امام حسین(ع) به من تشر زدند و فرمودند: چرا دل زائر مرا شکستی؟! او با من کار داشت، پسرش بیمار و در حال مرگ بود، او دوان دوان به حرم، برای گرفتن حاجتش آمده بود، چرا او را ناامید کردی! حق نداری به حرم بیایی تا او را برگردانی، او در فلان کاروانسرا از شدت گریه به خواب رفته، برو نزد او و بگو که حسین فرزندت را شفا داد بیش از این ناراحت نباش!
من او را پیدا کردم و به خانه ام آوردم، او را به حمام فرستادم و از او پذیرایی کردم. صبح او را به حرم بردم. در حرم دیدیم که عده ای در اطراف پسری هلهله می کنند نگاه کردیم، مرد عرب گفت: پسر من است که راه می رود! او فلج شده بود و من آمده بودم شفای او را بگیرم!)
ادامه حدیث: روزی او را زیاد می کند (روزی چند نوع است: روزی عمر، روزی مال، روزی معنوی. توفیق قرآن خواندن و نماز شب و نماز اول وقت می دهند. خرج کردن در راه زیارت یک به هفتصد است یعنی هفتصد برابر برایت جبران می کنند. در حدیث است که نشستن در مجلس امام حسین(ع) و زمانی که به زیارت می روی، جزء عمر حساب نمی شود.)
و برای اموالی که در این مسیر خرج کرده جایگزین قرار می دهد و گناه همه عمر او حتی اگر پنجاه سال باشد بخشیده می شود و در حالی برمی گردد که پاک و پاکیزه است و اگر در این سفر از دنیا رفت فرشتگان بر او فرود می آیند و غسلش می دهند و دری به سوی بهشت برای او باز می کنند که تا قیامت نمی بندند و اگر سالم برپشت دری از آسمان به روی او گشوده میشود که از آسمان برسد برابر هر درهمی که هزینه کرده خداوند تا ده هزار درهم پاسخش میدهد و به همین مقدار ضمیمهی قیامتش میکند و از همه مهم تر اینکه در تمام رفت و آمد خداوند با نگاه مهربانش به او نگاه می کند.
این همه که به انسان برای زیارت، وعده داده اند برای این است که می خواهند او را به بهداشت روانی برسانند.
یکی از چیزهایی که کمک می کند انسان به بهداشت روانی برسد زیارت قبور مطهر معصومین(ع) و دعا در کنار قبور آنهاست. دعا کردن وسیله ای نیست فقط برای حاجت گرفتن، که اگر حاجت نگرفتیم دیگر دعا نکنیم. انسان هرگز از دعا کردن نباید دست بکشد، زیرا دعا کردن یک عامل مهم برای استکمال دین و اخلاق و رساندن انسان به بهداشت روانی است. دعا و زیارت و نماز و خلوت با خدا داشتن بسیار تأثیر گذار در سلامت روان است، اما متاسفانه در این سالهای اخیر عده ای می گویند ما عبادت می کنیم اما آن طور که خودمان دوست داریم عبادت می کنیم! ما نمی خواهیم نماز بخوانیم، می خواهیم گوشه ای بنشینیم و بگوییم که خدایا ما تو را دوست داریم و تو مهربان هستی! ما می خواهیم آن شکل که دوست داریم عبادت کنیم. چرا باید با روزه و نماز عبادت کنیم؟! چرا باید حجاب کنیم تا مؤمن به حساب آییم؟! ما به شکلی که خودمان دوست داریم، عبادت و حجاب می کنیم.
اگر کسی به شکلی که دوست دارد عبادت کند، بدعت در دین ایجاد کرده است و هر بدعتی خروج از دین است. ما قرآنی داریم که به ما شکل عبادت را آموخته است.
اگر در خطر بودید نماز خوف بخوانید حتی سوار بر مرکب و چون امنیت یافتید ذکر خدا کنید (که در اینجا فقها نظر داده اند که نماز خود را دوباره بخوانید یا خیر) همان طور که به شما آموخت چیزهایی را که نمی دانستید (شما نمی دانید که هنگام ترس و امنیت چگونه نماز بخوانید، هنگام سفر چگونه نماز بخوانید، منِ خدا به شما آموزش می دهم) و به شکرانه این تعلیم هر چیزی را در جای خود به جا آورید.
حال چرا خدا به ما آموزش می دهد؟ زیرا خداوند ما را خلق کرده و ساختار وجود و ضعفها و توانمندی ها و حوائج و نیازهای ما را می داند، به همین جهت برای ما احکام و دستورات صادر کرده است.
چه بسا اگر به سلیقه خود، خدا را می خواندند غذا برای آنها نمی آمد، با اینکه خداوند شنوا است و همه بیانها را میداند؛ اما حضرت عیسی(ع) می فرماید: بگذارید تا به شما یاد دهم.
بزرگان ما فرموده اند: هفت موضوع در زندگی به ما کمک می کند تا ما به خدا برسیم:
1-به هنگام عبادت خدا چنان حاضر و ناظر ببینم که عبادتم را فارغ البال از هر چیزی انجام دهم. داشتن حضور قلب یعنی ذکر خدا.
2-ذکر هنگام معصیت. هنگام گناه خدا را یاد کنم، آنقدر که بترسم و آن گناه را انجام ندهم، آن هنگام ذاکر هستم. کسی که دائم تسبیح به دست است ذاکر است اما در مرحلهی ضعیف آن است، اما ذاکر کسی است که هنگام گناه کردن خدا را حاضر ببیند و آن گناه را انجام ندهد.
نگهداری خوبی های اخلاقی که در وجودم هست و نگذارم دیگران آن را از بین ببرند. اگر هر فضیلت اخلاقی دارم آن را نگه دارم و اگر ندارم آن را کسب کنم.
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: عاقل ترین مردم کسی است که مدارایش با مردم، بیشتر است؛ همانا خداوند من را به مدارای با مردم امر کرده همانطور که مرا به انجام واجبات امر کرده است (تمام مردم و نه فقط مؤمنان). خداوند مرا به مدارای مردم مبعوث کرده است مدارا با مردم نیمی از ایمان است و رفق (مدارا همراه با مهربانی) با مردم نیمی از زندگی است؛ مدارا با مردم صدقه است.
هر جای زندگی که کم آوردید نیمه شب بیدار شوید و با خدا خلوت کنید که نیاز ما را به دارو و یا درد دل با دیگران کم می کند.
خداوند در قرآن در آیهی 60 سوره غافر می فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» خدای شما به شما می گوید: مرا صدا کنید که به شما پاسخ می دهم آنهایی که استکبار کنند و از روی تکبر عبادت مرا انجام ندهند داخل در جهنمشان می کنم.
فرموده اند: استکبار در عبادت یعنی از روی غرور و تکبر دعا نکردن. اینکه همه چیز دارم و نیاز به دعا ندارم یعنی استکبار در عبادت.
و خداوند فرموده: در خفا و با حال تضرع پروردگار خود را بخوانید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد.
و فرمودند: دعا اسلحه مؤمن است. به این معنی است که انسان با اسلحهی دعا به جنگ یأس و ناامیدی می رود. تمام انبیاء با این اسلحه به جنگ دشمن رفته اند و موفق شده اند.
امام صادق(ع) فرمودند: با داشتن سه چیز هیچ خطری شما را تهدید نمی کند:
آمد نزد امام صادق(ع) و عرض کرد: آقا جان! پاهایم بسیار درد دارد و ضعف می رود؛ امام(ع) فرمودند: شب که به رختخوابت می روی به موضع درد دستت را بکش و بگو: ” یَا مُنْزِلَ الشِّفاءِ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، وَمُذْهِبَ الدّاءِ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، أنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ شِفَائِکَ شِفَاءً لِکُلِّ مَا بی مِنَ الدّاءِ”؛ ای خدایی که شب و روز شفا را نازل می کنی و دردها را شب و روز برطرف می کنی، نازل کن بر من شفایت را، شفایی که تمام دردها را از تنم بیرون کند. امام(ع) فرمودند: چند بار این دعا را بخوان، در شب و روز. یک ماه نشد که مرد آمد خدمت امام(ع) و عرض کرد: یابن رسول الله! بگذار پاهایت را ببوسم که مرا از درد خلاص کردی و اکنون مزهی خواب را می توانم بچشم!
در دعای دیگر داریم که خدمت امام(ع) آمد و عرض کرد: بیمار هستم طبیب مرا جواب کرده؛ امام(ع) فرمودند: بعد از هر نمازت نیت شفا کن و بگو:” يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَ يَا أَرْحَمَ مَنِ اُسْتُرْحَمَ اِرْحَمْ ضَعْفِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي وَ عَافِنِي مِنْ وَجَعِي”؛ اى بخشنده ترین كسى كه عطا كرده! و اى بهترین كسى كه از او درخواست شده! و اى مهربان ترین كسى كه از او مهربانى كسب شده! رحم كن بر ناتوانى من و كمىِ چارهی من، و عافيت ده مرا از دردم. امام(ع) فرمودند: خاطر جمع باش که خدا تو را شفا می دهد.
فرد دیگری نزد امام(ع) آمد و عرض کرد: وسواس فکری دارم و تمرکز فکری ندارم و مدام در درونم وسوسه است؛ امام(ع) فرمودند: تو هم مدام به جنگش برو. سؤال کرد: با چه چیزی؟ فرمود: بگو ” بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحيم يا’ اِلهَ الْبَشَر وَ يا’ عَظيمَ الْخَطَر وَ يا’ مَعْروُفَ الْاَثَر وَ يا’ سَريِعَ الْظَّفَر وَ يا’ عَزيِزَ الْمَنِ وَ يا و’اسِعَ الْمَغْفِرَة وَ يا’ما’لِكَ يَوم الْدّين اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعين بِرَحْمَتِكَ يا’ اَرْحَمَ الرّاحِمين” فرمود: بخوان و به گریبانت بِدَم؛ بخوان و هر حاجتی از خدا می خواهی، بخواه.