بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

 

محورهای سخنرانی

مردم در ارتباط با امام حسین علیه السلام چند گروه هستند

شب جمعه؛ شب دعا

دعای چند دسته مقبول است

نماز واجب و برکات آن

امشب آخرین شب جمعه ماه صفر است، انشاالله که امشب آنچه خداوند وعده کرده است که به بندگان ویژه‌اش مرحمت کند به شما عزیزان مرحمت خواهد کرد. شب جمعه؛ شب زیارت کربلای اباعبدالله علیه‌السلام است و شیعیان یا کربلا هستند و یا در آرزوی کربلا هستند.

روضه‌ی امشب ما متعلق است به زینب کبری سلام‌الله علیها است.

در ارتباط با امام حسین علیه‌السلام مردم چند دسته هستند:

یک دسته زائران امام حسین علیه‌السلام هستند که می‌روند و زیارت می‌کنند و برمی‌گردند سرخانه و زندگی‌شان و به زندگی عادی‌شان مشغول هستند. خیلی از ما در طول سال یک روز، ده روز، یک ماه و… می‌رویم کربلا زیارت می‌کنیم و آداب به‌جا می‌آوریم و برمی‌گردیم و ثواب زیارت امام حسین علیه‌السلام در نامه‌ی عمل ما نوشته می‌شود.

یک عده‌ای دیگر مرید امام حسین علیه‌السلام هستند و امام را قبول دارند اما حتی ممکن است که هم دین با امام حسین علیه‌السلام نباشند، مسیحی آزادی‌خواه است، او مرید امام حسین علیه‌السلام است به جهت اینکه امام آزادی‌خواه بودند. گاندی آتش‌پرست است و مرید امام حسین علیه‌السلام است به جهت اینکه امام حسین علیه‌السلام آزادی‌خواه بوده و او هم آزادی‌خواه بوده که این‌ها در همه‌ی عالم هستند در کلیمی‌ها و مسیحی‌ها و حتی در انسان‌های لائیک امام حسین علیه‌السلام مرید دارند.

یک عده‌ای محبان امام حسین علیه‌السلام هستند و امام حسین را دوست دارند و عاشقانه هم دوست دارند. در عزاداری‌ها شرکت می‌کنند و خرج می‌دهند، حسین حسین هم زیاد فریاد می‌زنند اما همین حد است، حتی ممکن است، شب عاشورا هم نماز نخواند اما تا صبح بایستد و قیمه هم بزند. عاقبت اینها چه می‌شود، که در میان زائران امام حسین زیاد هستند؟ انشا الله یک جایی امام حسین علیه‌السلام عنایتی کرده و دستشان را می‌گیرند.

یک عده‌ای شیعیان امام حسین علیه‌السلام هستند که سعی می‌کنند در زندگی اخلاق حسینی، منش حسینی، آداب حسینی، روش حسینی بشنوند و بخوانند و یاد بگیرند و حتی‌المقدور عمل کنند. می‌بینند که باسلیقه‌ی امام حسین علیه‌السلام چه چیز جفت‌وجور است، سعی می‌کنند با امام هم سلیقه بشوند.

نشسته بودند، امام جعفر صادق علیه‌السلام رو کردند به جمعیت و گفتند: برای چه این‌قدر جدم پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله را اذیت می‌کنید؟ چقدر از دست شما گریه کنند؟ مردم گفتند: ببخشید یا بن رسول‌الله زمان شماست، شما امام ششم هستید، زمان پیامبر کجا و زمان ما کجا؟ پدران ما هم پیامبر صلی‌الله علیه و آله را ندیدند، ما چگونه پیامبر را اذیت کردیم؟ حضرت گریه کردند و فرمودند به حقی که بر گردن شما دارم هر دوشنبه نامه عملتان را پیش پیامبر صلی‌الله علیه و آله می‌برند و هر دوشنبه پیامبر با دیدن گناهانتان گریه می‌کنند، انصاف است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله را این‌قدر اذیت کنید؟ و سپس فرمودند و هر شب جمعه نامه عملتان به دست امام زمانتان برده می‌شود، آیا انصاف است که شما اشک امام زمانتان را دربیاورید؟

یک عده‌ای علاوه بر اینکه پیرو امام حسین علیه‌السلام هستند، عاشق امام حسین هستند. پیرو چه‌کار می‌کند؟ پیرو طبق دستور عمل می‌کند. واجبات را انجام میدهد، مکروهات را انجام نمی‌دهند و محرمات نمی‌کنند و سعی می‌کنند با عمل، خود را نزدیک کنند.

اما عده‌ای هستند هم مرید هستند، هم پیروند و هم محب هستند و هم عاشق. عاشق هیچ‌گاه معشوق خود را رها نمی‌کند تا سرش را درراه معشوق بدهد.

امام حسین علیه‌السلام به یارانشان در شب عاشورا گفتند که بروید، گفتند: حسین جان ما را نمی‌خواهی و جان ما را قابل نمیدانی و ارزش ندارد که برایت مجانی بمیریم! بگذار بمانیم گفتند: آقا بهشت را هم نمی‌خواهیم و هنگامی‌که امام بهشت را نشانشان داد، همه رو برگرداندند و گفتند ما دست از تو بر‌نمی‌داریم و جانمان را مجانی برایت می‌دهیم.

سرسلسله‌ی عشاق حسین، زینب کبری سلام‌الله علیها است. هیچ‌کس نتوانست قدر زینب به حسین عشق بورزد. خدا نکند عاشقی با چشم خودش جان دادن معشوقش را ببیند. عموی پیامبر حمزه، کشته شده بود گفتند خواهرش دارد می‌آید، پیامبر صلی‌الله علیه و آله گفتند: روی حمزه را بپوشانید، هیچ خواهری طاقت ندارد بدن بی‌جان برادر را ببیند. حمزه دست‌وپایش سر جایش بود و… پیامبر صلی‌الله علیه و آله گفتند روی عمویم را بکشید و خواهر حمزه فقط چکمه‌های خونی برادرش را دید و غش کرد تازه خواهر حضرت حمزه بدن بی‌سرش را ندید. آن‌هم این‌جور! خود زینب ناله زد یا جدا تو حلقوم حسین را بوسیدی و سینه او را بوسیدی و مادرم هم سینه حسین را بوسید و پدرم هم بوسید اما من جایی بوسیدم که هیچ‌کس نبوسید، من رگ بریده را بوسیدم. هیچ‌کس مثل حضرت زینب عاشق نیست. روی تل زینبیه نگاه می‌کرد دید 18 نفر هرکدام با یک خنجر دارند می‌روند داخل گودال، دوید به سمت قتلگاه، وقتی رسید آقا گفت: به داد خیمه‌ها برس به داد بچه‌ها برس. زینب می‌دوید به سمت خیمه و برمی‌گشت به سمت قتلگاه. اینجاست که شاعر می‌گوید از حرم تا قتلگاه زینب صدا می‌زد حسین، دست‌وپا می‌زد حسین. تا اینکه اباعبدالله یک نگاه کرد و یک ناله زد: یا برو به خیمه تا من را نبینی یا ببند دو چشم من را تا تو را نبینم. فردا که اسرا را می‌بردند خانم آمدند کنار بدن ابی‌عبدالله حسین علیه السلام و دست بردند زیر بدن و امام را بلند کردند و دو جمله گفتند؛ یک نگاه کرد و گفت: حسین جانم به فدایت، سفر نرفتی که منتظر شوم تا برگردی، جانم به فدایت مجروح نشدی که بگویم خدا شفایت بده و منتظر بشم که خوب شوی، سرت را بریدند من چه انتظاری می‌توانم داشته باشم جز اینکه به مصیبت تو ناله کنم و اشک بریزم. خدا را قسم می‌دهیم به این گریه‌ها نام ما را ازجمله زوار امشب بنویسد.

آمد نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام و گفت: یا بن رسول‌الله خیلی‌ها این روزها به کربلا می‌روند، حتی زن‌ها سوار مرکب‌ها می‌شوند از راه‌های دور می‌روند کربلا را زیارت کنند و همه می‌گویند ما پیرو امام حسین علیه‌السلام هستیم و ولایت این خانواده را داریم اما آقا من خیلی از این‌ها را قبول ندارم و خیلی‌هاشون معرفت به امام حسین را ندارند و خیلی‌هاشون از شیعیان این خانواده نیستند و ادعایشان زیاد است به همین خاطر من خودم را با آن‌ها قاطی نمی‌کنم و می‌گذارم یک‌وقت دیگر یا از راه دور زیارت می‌کنم. رنگ امام پرید و امام سر را پایین انداخت و یک خرده فکر کرد و سر را بلند کرد و گفت ای اعرابی تو هر چه می‌خواهی بکنی بکن و هر طور می‌خواهی قضاوت کنی بکن و هر طور می‌خواهی رفتار کنی رفتار کن. اما آن‌ها اجر خود را از زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌برند هرکدام به‌اندازه معرفت خودشان، تو می‌خواهی بگویی اجر نمی‌برند! می‌برند. چرا مردم را غربال می‌کنی و به قضاوت نشستی؟

یکی زائر حسین است مثل سید بحرالعلوم که امام زمان را جلوی زوار می‌بیند و یکی آن‌قدر می‌داند که حسین علیه السلام مظلوم است و یکی هم آن‌قدر می‌داند که حسین شهید راه خداست، اما این‌ها دست‌خالی بر‌نمی‌گردند و هرکدام به‌اندازه و فراخور احوال خودشان اجر و مزدشان را از امام حسین علیه‌السلام دریافت می‌کنند. یکی از راه نزدیک یکی پیاده و یکی سواره یکی با فقر و یکی با ثروت و هر کس با فراخور احوالات خود اجر و مزدشان را می‌گیرند و برمی‌گردند.

شب جمعه است بعد از زیارت قبر امام حسین علیه‌السلام شب دعا است.

دعای چند کس صد در صد به درگاه خدا قبول می‌شود؛

  1. دعای مریض برای عیادت کنندگانش.
  2. دعای رزمنده با دشمن برای مردمش.
  3. دعای مظلوم که مورد ظلم واقع‌شده است.
  4. دعای پدر و مادر در حق اولادش؛ زنده باشد یا مرده، کافر باشند یا مسلمان.
  5. دعای معلم برای شاگرد که رشدشان می‌دهد و معرفتشان می‌دهد.

گاهی ممکن است دعای من واعظ نگیرد و گاهی ممکن است دعای رزمنده نگیرد و گاهی ممکن است دعای پدر و مادر نگیرد ولی یک دعا است که غیرممکن است نگیرد. این‌یک دانه دعا محال است که نگیرد. کی گفته؟ پیامبر صلی‌الله علیه و آله. از کجا گفته؟

حدیث قدسی است، دعای خواهران و برادران دینی پشت سر یکدیگر. خدا قسم‌خورده به عزت و جلال و جبروتم این دعا را به اجابت می‌رسانم. بنده‌ام دلش برای بنده‌ام بسوزد منِ خدا نسوزد؟! بنده نگران بنده‌ام بشود و من خدا نگرانش نشوم؟!

داوود پیامبر نشسته بود جوانی آمد، عزرائیل هم بود و با تندی به آن جوان نگریست. حضرت داوود به عزرائیل گفت: چرا به این جوان با تندی نگاه کردی؟

عرض کرد: مأمور قبض روح این جوان هستم و پس از هفت روز، این جوان را در همین مکان قبض روح خواهم کرد.

حضرت داوود که از قضیه باخبر شد، دلش به حال آن جوان سوخت و به او فرمود: ای جوان آیا همسر داری؟ عرض کرد: نه تاکنون ازدواج‌نکرده‌ام.

حضرت داوود به یکی از بزرگان بنی‌اسرائیل که دختر داشت، ماجرا را گفت، هم به جوان گفت و هم به دختر گفت و هم به بابایش گفت که این جوان عمرش هفت و هشت روز است، می‌خواهم در این چند روز کِیف دنیا را بکند. برای جوان مراسم گرفتند و آن‌ها را فرستادند به حجله بخت. هشت روز گذشت شد، نُه روز شد اما جوان هنوز زنده است و روزها گذشت و عزرائیل به وعده‌اش عمل نکرد.

حضرت داوود از عزرائیل پرسید: چرا به وعده عمل نکردی؟ تو گفته بودی بعد از هفت روز این جوان را قبض روح خواهم کرد، چندین هفت روز گذشت و تو نیامدی!

عزرائیل گفت: یا داوود! خداوند به خاطر رحم و دلسوزی تو نسبت به این جوان، دریای رحمتش به جوش آمد و گفت مگر داوود از من مهربان‌تر است به بنده‌ی من؟ خدا یک‌عمر مجدد به او داد که برود زندگی کند.

امشب همه برای همدیگر دعا کنیم. اگر اشکی ریختیم و نماز شبی خواندیم خرج همدیگر کنیم. این دعا از دعای پدر مادر جلوتر است و از دعای مظلوم هم جلوتر است. ما در دعا دنبال جمله و کلمه می‌گردیم.

دعای ابوذر نزد اهل آسمان

روزی ابوذر خدمت رسول خدا محمد صلی‌الله علیه و آله آمد، در همان حین جبرئیل به صورت یکی از جوانان خوش‌سیمای آن زمان در خدمتش بود و با آن حضرت خلوت کرده بود. چون ابوذر آن دورا دید، بازگشت و سخن آن‌ها را قطع نکرد. پس جبرئیل فرمود: ای محمد صلی‌الله علیه و آله این ابوذر بود که بر ما گذشت و به ما سلام نکرد و اگر سلام کرده بود، پاسخ او را می‌دادیم. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: ابوذر شما را نشناخت و ادب کرد که سخن ما را قطع نکند. جبرئیل گفت: ای محمد صلی‌الله علیه و آله این ابوذر دعایی دارد که وقتی این دعا را می‌خواند دریای رحمت الهی به جوش می‌آید و آسمانی‌ها عاشق این دعای ابوذر هستند و وقتی ابوذر این دعا را می‌خواند تمام ملائکه گوش می‌ایستند و هر کس این دعا را بخواند نظر لطف خدا به او می‌شود. پس آنگاه که من به آسمان رفتم تو آن دعا را از او بپرس.

همین‌که جبرئیل بالا رفت، ابوذر خدمت پیامبر صلی‌الله علیه و آله شرفیاب شد. رسول خدا محمد صلی‌الله علیه و آله به او فرمود: ای ابوذر، چه چیزی تو را بازداشت از اینکه بر ما سلام کنی آنگاه ‌که بر ما گذشتی؟ عرض کرد: یا رسول‌الله، دیدم آن‌کس که با شما بود دُحیه کَلبی است و گمان کردم برای پاره‌ای کارهای شخصی با او خلوت کرده‌ای. پیامبر محمد صلی‌الله علیه و آله فرمود: ای ابوذر، او جبرئیل بود و گفت اگر ابوذر به ما سلام کرده بود، جوابش را می‌دادیم. همین‌که ابوذر دانست که او جبرئیل بوده، خدا می‌داند که چه اندازه پشیمان شده و افسوس خورد که چرا بر او سلام نکرد.

پس رسول خدا محمد صلی‌الله علیه و آله فرمود: ای ابوذر، آن دعایی که می‌خوانی چیست؟ زیرا جبرئیل به من خبر داد که تو دعایی داری که آن را می‌خوانی و در آسمان نزد اهل آن معروف است. عرض کرد: آری ای رسول خدا‌، می‌گویم:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ‏ وَ الْإِيمَانَ‏ بِكَ‏، وَ التَّصْدِيقَ‏ بِنَبِيِّكَ، وَ الْعَافِيَةَ مِنْ جَمِيعِ الْبَلَاءِ، وَ الشُّكْرَ عَلَى الْعَافِيَةِ، وَ الْغِنى‏ عَنْ شِرَارِ النَّاس‏.[1]

گاهی دعاها در غالب نماز است و امشب شب خاص نمازهای مستحبی است.

مرحوم شیخ طوسی از قول امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده که فردی آمد نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام و ناله كرد كه مقروضم و حاكم دنبالم هست و مورد ستم واقع شدم. حقم را خوردند یا بن رسول‌الله و دستم به‌جايی بند نيست! امام فرمودند: چه از من می‌خواهی؟ مرد گفت می‌خواهم غنی بشوم و از حقم بتوانم دفاع کنم امام فرمودند: شب جمعه برخيز و با اعتقاد كامل، دو ركعت نماز بخوان؛ در ركعت اول حمد و آیةالکرسی و ركعت دوم حمد و سوره حشر بخوان. سپس مرد گفت: همين؟! امام فرمودند: عظیم‌تر از اين بود می‌گفتم، نماز را سلام بده و تمام كن، تسبيحات فاطمه زهرا سلام‌الله علیها را بگو و اگر دلت می‌خواهد صدالبته به حاجتت برسی یک‌مرتبه آية الكرسی بخوان بعد از نمازت: «اعوذبالله من الشيطان اللعين الرجيم بسم‌الله الرحمن الرحيم و سپس آية الكرسي را بخوان تا علي العظيم»، سپس يكبار حمد بخوان و بعد 5 مرتبه توحيد را بخوان و ١١مرتبه سوره كوثر بخوان و سپس مرتبه 100 صلوات بفرست و سه روز ادامه بده.امام فرمودند: باورت نشد كمت آمد ما اضافه كرديم با این‌ها كه گفتيم. سه روز انجام بده و هديه كن به روح انبیاء اولوالعزم تا خدای تبارک‌ وتعالی مشكلاتت را حل كند.

نماز واجب و برکات آن

امام فرمودند: مردم دنبال کلید می‌گردند برای حل مشکلاتشان غافل از اینکه خداوند استجابت تمام دعاها و رفع تمام گرفتاری‌ها را در نمازهای واجبشان که می‌خوانند قرار داده است.

روایت اول: یک نماز واجب که بخوانی مانند نماز صبح، از 20 تا حج که بروی خانه‌ی خدا را زیارت کنی زیادتر است و ثواب هر یک حج از یک‌خانه‌ی بزرگ که پُر از طلا باشد و همه را درراه خدا انفاق کنی بالاتر است.

رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: خدا یک فرشته دارد به نام سخائیل که مأمور است بعد از هر نماز واجب که می‌خوانید، برای نمازگزاران از خداوند رب‌العالمین برات و امان‌نامه دریافت کند. صبح که مؤمنان برخیزند و وضو می گیرند و نماز فجر گزارند، براتی از خداوند برای آن‌ها بگیرد که در آن نوشته است: منم خدای باقی، بندگان و کنیزهایم! شما را در پناه خود دارم و در حفظ خود و زیر سایه خود گرفتم، به عزت و جلالم قسم که شما را به خود وا نگذارم تا ظهر گناهان شما آمرزیده است و نمی‌گذارم به گناه بزرگ مرتکب شوی؛

و چون ظهر برخیزند و وضو و نماز به‌جا آورند برات دومی از خدا برای آن‌ها بگیرد که نوشته: منم خدای توانا، بندگان و کنیزهایم! سیئات و گناهان شما را به حسنات مبدل کردم و گناهان شما را آمرزیدم و شما را به رضای خود در دارالجلال وارد کردم و عزیز و بزرگت می‌کنم.

وقت عصر که به وضو و نماز برخیزند برات سومی از خدا برای آن‌ها بگیرد که نوشته: منم خدای جلیل بندگان و کنیزهایم! تن‌های شما را بر آتش حرام کردم و منزل‌های نیکو برای شما در نظر گرفتم و شما را از شر بدان حفظ کردم.

وقت نماز مغرب که نماز بخوانند از خدای عزوجل برات چهارمی بگیرد که در آن نوشته: منم خدای جبار کبیر متعال، بنده و کنیزهایم! فرشتگانم رضایتمند از طرف شما بالا آمدند نماز قشنگی خواندی و بر من حق است که شما را خشنود کنم و روز قیامت آرزوی شما را برآورم.

و چون وقت عشا، وضو و نماز به‌جا آورند، برات پنجمی از خدای عزوجل برای آن‌ها بگیرد که در آن نوشته است: به‌راستی منم خدایی که جز من معبودی نیست و پروردگاری جز من نباشد. بنده و کنیزهایم! خانه‌های خود را تطهیر کردید و برای رضای من به خانه من درآمدید و ذکر من را گفتید و مرا شناختید و فرایضم را ادا کردید. ای سخائیل، تو و فرشتگان دیگرم را گواه می‌گیرم که من از آن‌ها راضی‌ام.

محفوظ ماندن از شر مردم شرور مهم است که همه جا هستند، مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی پسری داشتند بسیار مهذب و با تقوا. در شب شانزدهم ماه صفر هنگامی که مردم در صحن مطهر امیرمؤمنان علیه‌السلام مشغول برگزاری نماز جماعت به امامت آیت الله اصفهانی بودند، طلبه ای در فکر گرفتن انتقام بود و می خواست با کشتن سید حسن فرزند علم و مجتهد آیت الله اصفهانی که استعداد و توانایی جانشینی پدر را داشت ضربه ای روحی به او بزند و انتقام خود را بگیرد.

و در رکعت دوم نماز مغرب وقتی همگان به سجده رفته بودند، فرصت را مغتنم شمرد. و سر فرزند آیت الله ابوالحسن اصفهانی را از بدن جدا کرد. سر سید حسن بریده شده و پیکر بی جانش غرق در خون بر مصلایش فرو افتاده بود. می‌گویند مدت ها آقا اشک می ریخت که به چه علت به این شر گرفتار شدم.

آدم در زندگی چه می‌خواهد؟ جای امنیت، قضای حوائج، رضای خدا و دفع شر می خواهد که همه در نمازهای پنج گانه است.

حالا در ترک نماز چه خبر است؟ اگر از من بپرسند که ترسناک‌ترین آیه‌ی قرآن کدام است می‌گویم آیات سوره‌ی مدثر است. قیامت روز شفاعت کبری است و تا فاطمه سلام‌الله علیها شفاعت می کند درب شفاعت باز است و این آیات می‌گوید برای یک عده شفاعت فاطمه سلام‌الله علیها نیست شفاعت پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیست.

في‏ جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمينَ * ما سَلَکَکُمْ في‏ سَقَرَ * قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّينَ* وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکينَ* وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضينَ* وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ* حَتَّي أَتانَا الْيَقينُ* فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ.[2]

آن‌ها در باغ‌های بهشت‌اند و سؤال می ‏كنند از مجرمان چه چیز شمارا به دوزخ فرستاد؟ می ‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم! و اطعام مستمند نمی كردیم! و پیوسته با اهل باطل هم‌نشین و هم‌صدا بودیم؛ و همواره روز جزا را انكار می‌كردیم. تا زمانى كه مرگ ما فرارسید. لذا شفاعت شفاعت كنندگان به حال آن‌ها سودى نمی ‏بخشید.

شب جمعه است و دو رکعت نماز هدیه کن به امام زمان عجل الله فرجه الشریف که هر چه را خداوند بخواهد عنایت کند به دست ایشان است.

دو پسرش کوهنورد بودند در زمان شاه رفتند کوه و دیگر پیدا نشدند و جنازه های بی جانشان پای کوه پیدا شد. مادرشان مریض شد، بدجور و فلج شد و به مرور زمان کور شد و پیری زودرس گرفت و موها سفید و صورت چروک و دو تا دختر بچه کوچک داشتند. همه‌ی اطباء جوابش کردند و به او گفتند ببریدش تهران پیش فلان دکتر شاید عملش کند بتواند راه برود. گفت مادر زنم آمده بود بچه‌ها را نگه دارد و من فردا زنم را ببرم تهران و شب جمعه بود، خیلی دلم گرفت و گفتم حالا برفرض راه بیفتد نابینا شده مانند پیرزن هشتاد ساله. یک خرده قرآن خواندم و پنجره باز کردم و گفتم می گویند جان به حلقومت رسید به مهدی زهرا متوسل بشو اما خجالت می کشیدم گفتم یا امام زمان هیچ کاری برای شما نکردم الآن چقدر پررو باشم که از شما چیزی بخواهم و به که قسمت بدهم و چه جوری از شما بخواهم اما رویم نشد و دست هایم را بالا آوردم و گفتم خدایا تو ارحم الراحمین هستی، تو را به حق خودت امام زمان را به دادم برسان و نالیدم. نمی دانم چقدر زمان گذشت و دیدم چراغ های طبقه پایین روشن شده، آمدم پایین دیدم زنم با چادر نماز وسط خانه ایستاده و به من می‌گوید آقا را دریاب و من اول فکر کردم زن همسایه است صورتم را برگرداندم و زنم را نشناختم و دیدم دخترم ناله می‌کنند که مامانم خوب شد. دویدم کوچه خبری از امام زمان نبود.

شب توسل امام زمان است و یک دو رکعت نماز هدیه به امام زمان که انشاءالله بتوانیم از ابواب رحمت الهی به آسمان صعود کنیم.

 

[1] كلينى، محمد بن يعقوب، كافي (ط – دار الحديث)، ج 4، ص 565، قم، چاپ: اول، ق‏1429

[2] آیات 40 تا 48 سوره ی مدثر