کتاب درباره زندگی حضرت عباس علیهالسلام: «سردار کربلا» نوشته سید عبدالرزاق موسوی المقرم.
کتاب در باب آمدن امام رضا علیهالسلام به ایران: مرحوم عمادزاده دو جلد کتاب نوشتهاند.
رخت سیاهمان را چگونه فردا شب از تن درآوریم
توسل به امام رضا علیهالسلام
ادامه بحث روزهای گذشته؛ بحث عقل
در حرم حضرت معصومه، در زمانهای دور، زنی بود که به حرم میآمد و با فریب دختران جوان و زنهای تنها، آنها را به فساد میکشید. یک روزی هنگامی که مشغول فریب دادن یک دختر جوان بود، دستش که به ضریح بود، دستش به ضریح چسبید و جدا نشد. هر چه کردند جدا نشد، نزد آیت الله حجت رفتند و بعد از بازگویی ماجرا، راه کار خواستند. آیت الله حجت گفتند: کمی تربت به آب بزنید و آب را به دستش بزنید. این کار را انجام دادند و دست زن جدا شد اما چون حضرت معصومه غضبش کرده بود عقلش ضایع شد و در نهایت در کوچههای قم ماشین به او زد و تصادف کرد و مُرد.
خداوند کریم است، مهربان، رحیم، غفور، عفو، ستار و … است اما شدید العقاب هم است.
در میان ائمه یک امام است که غضب نمیکند و ایشان امام حسین علیهالسلام هستند. حرم امام حسین دریای شستوشو برای همه است. بسیاری از عربها وقتی گناه میکنند جرأت رفتن به حرم حضرت عباس را ندارند. امام رضا علیهالسلام با اینکه امام رئوف هستند اما غضب هم میکنند.
حکایت در باب تربت امام حسین علیهالسلام
نزد آیت الله بهجت آمد و گفت آقا پسرم معتاد است، بارها او را خواباندم و باز دوباره شروع کرده است. آقا فرمودند: مقداری تربت به آب بزن و به او بده.
تربت شفا است.
انشالله فردا شب نیت کنیم و رخت سیاهمان را دربیاوریم و نیت کنیم که انشالله سال دیگر دوباره به تن کنیم و آن هم به اذن حضرت زهرا سلام الله علیها. امشب بگویید: بی بی جان ما اگر در عزای یک عزیزی 40 روز رخت سیاه بر تن کنیم و احترام کنیم، مادرش ما را از سیاه درمیآورد؛ باور کن اگر به قصد یقین انجام دهی حضرت حتما عنایتی میکنند.
فاطمه(س) میآید!
بارها این حکایت گفته شده: این مسأله را در یک مجلس گفتند و پیرزنی هم شنید و با باور و یقین شب گفت یا حضرت زهرا کی من را از عزا درمیآوری؟ روی منبر گفتند شما باید ما را از عزا درآورید. مننتظر شد تا اینکه خوابش برد، صبح بلند شد دید بالای سرش یک سینی مسی و یک بشقاب نبات و یک کاسه حنا و یک قواره پارچه است. دوان دوان به خانه عالم رفت و گفت: آقا من خواب بودم حضرت زهرا من را از عزا در آورده و برایم نبات و پارچه آوردهاند. آیا من دچار خیالات شدهام یا واقعا همین طور است؟ آقا گفتند: واقعا همینطور است!
دو ماه است که ما مشکی پوشیدهایم و حرمت نگهداشتهایم. کسانی که فردا شب میخواهند پرچم مشکی را از دیوار خانه ها پایین بیاورند، پای آن پرچم بنشینند و دعای توسلی بخوانند و بچههایشان را به حضرت عباس علیهالسلام بسپارند و جوانی خود را به امام حسین علیهالسلام بسپارند و خود را به دست اولیا الله بسپارند.
وقتی نام امام رضا(ع) میآید، گرفتن حوائج آسان است.
اگر به پدرش متوسل شوید، موسی بن جعفر(ع) باب الحوائج است،
اگر به پسرشان متوسل شویم ایشان هم باب الحوائج هستند،
اگر به خواهرشان متوسل شویم فاطمه معصومه تالیتلو حضرت زهرا(س) هستند، به ما گفته شده اگر قبر حضرت زهرا پیدا بود آن معنویت و آن نورانیت و فضیلت و کرامات و معجراتی که قبر حضرت زهرا دارد، الان قبر حضرت معصومه(س) دارد. کسانی که به زیارت ایشان میروند توجه داشته باشند که در حقیقت دو فاطمه را زیارت میکنند؛ فاطمه کبری و فاطمه صغری، دو صدیقه را زیارت میکنند؛ صدیقه کبری و صدیقه صغری. جلالت حضرت معصومه آنقدر است که گاهی مردم به امام صادق(ع) متوسل میشوند، امام میفرمایند: به قم بروید و به نوهام پناهنده شوید، گاهی به امام رضا(ع) متوسل میشوند، امام رضا(ع) میفرمایند به قم روید و به خواهرم پناه ببرید.
اگر به امام رضا(ع) هم که متوسل شوید امام رئوف هستند و غوث امت پیامبرصلواتاللهعلیه هستند.
رسول اکرم صلوات الله علیه پروندهای برایشان آمد که در آن نوشته شده بود: جانشین بعدی تو علی و بعد حسن و … و موسی بن جعفر و علی بن موسی، تا پیامبر به اینجا رسیدند، سجده کردند، از پیامبر علت کارشان سوال شد، پیامبر فرمودند: زیرا این علی نقطه پناه امت من است.
امام رضا علیهالسلام سه سال در مشهد بودند، خواهر بزرگوراشان به دنبالشان آمد. با عدهای از برادران به شهر ساوه رسیدند، درگیری شد و 5 برادر حضرت معصومه(س) در درگیری کشته شدند. خبر آوردند برای حضرت معصومه که برادرانتان کشته شدند. حضرت معصومه جنازه، خون، سربریده، ندیدند. فقط شنیدند برادرانشان در درگیری کشته شدند و از این غصه مریض شدند و مدتی در ساوه بودند و به قم آمدند و 17 روز در قم مریض بودند، سپس از دنیا رفتند. پس دلها بسوزد برای خواهری که جنازه شش برادر را دید و با سر بریده شش برادر همسفر شد، یتیمداری کرد. حضرت معصومه مریض شدند اما حضرت زینب علیهاالسلام فرصت مریض شدن هم نداشتند چون باید راه میرفتند و خطبه میخواندند، به اسیری میرفتند و تبلیغ میکردند، دفاع میکردند، مریضداری میکردند.
روز یازدهم کنار گودال قتلگاه آمد، دیروز امام حسین را دیده اما وقتی روز یازدهم آمد یک نگاه به بدن کرد و صدا زدند: آیا تو برادر من هستی؟! آیا تو پسر مادر من هستی؟! آیا تو حسین من هستی؟! (پس چرا من تو را نمیشناسم؟ چرا حضرت زینب برادر را نشناختند؟ چون انسان، آدمها را از روی سر میشناسد، از روی صورت افراد و یا از روی لباس میشناسد و یا از روی بدن میشناسد!!! بمیرم که تمام بدن حسین به طوری بود که به اندازه یک بوسه جا نداشت و سالمترین نقطه بدن امام حسین علیهالسلام گردن امام بود …)
1ـ با فرستادن صلوات: امشب 1001 مرتبه بگویید: «اَللّهُمَ صَلِّ عَلي علي بن مُوسَي الِّرِضا». هر حاجت و نیتی که داری به این وسیله به امام رضا علیهالسلام متوسل شوید.
2ـ با زیارت ایشان؛ از راه دور و نزدیک. امام رضا علیهالسلام از جمله امامانی هستند که اگر شما نتوانید به زیارت ایشان بروید، امام به شهر شما میآیند.
زیارت امام رضا(ع) یک شرط دارد؛ البته باید این را هم در نظر داشته باشیم که فقط شیعیان دوازده امامی به زیارت امام رضا علیهالسلام میروند. ما چند فرقه شیعه داریم؛ زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه و … . اسماعیلیه، واقفیه، زیدیه به زیارت امام حسین علیهالسلام میروند، چون امام حسین(ع) را قبول دارند. اما امام رضا(ع) را تنها کسانی زیارت میکنند که به 12 امام معتقد باشند، چرا که زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه و … امام رضا(ع) را امام خود نمیدانند و به همین دلیل است که کسی که به زیارت امام رضا(ع) میرود بهشت بر او واجب است، چرا که شیعه دوازده امامی است. کسی که امام رضا(ع) را قبول دارد، امام جواد و امام هادی و امام عسکری را هم قبول دارد.
شرط زیارت امام رضا(ع) این است که زائر فقط به قصد زیارت برود.
تعجب از این است که در مشهد راحتترین هتلها و بهترین تفریحگاهها و زیباترین پاساژها وجود دارد، در حالی که مشهد فقط باید به نیت زیارت رفت، نه اینکه به مشهد برویم، به پارک و هتل و تفریح هم برویم. آیا به زیارت که میرویم نباید به این جاها برویم؟ چرا بروید ولی نیت شما فقط زیارت باشد. برای زیارت بروید سوغاتی هم بگیرید و تفریح هم کنید ولی نه به نیت هر دو. به بچهات وعده نده که به مشهد رفتیم به پارک میرویم. بلکه به زیارت رفتید اگر شد به پارک هم بروید. در زیارت امام رضا(ع) درس اصول عقاید، معاد، امامت، مبدا، مقصد و عرفان است. هر کسی در معرفت به هر جا رسیده است از بارگاه امام رضا(ع) رسیده است.
مشهد رفتن در فصل هلو !!!
گفت: خانمم گفت: به مشهد برویم زمانی طولانی است که به مشهد نرفتیم. گفتم امسال برویم اما تابستان که فصل هلو است میرویم چرا که هلوهای مشهد را خیلی دوست دارم. تابستان و فصل هلوخوران شد و ما هم به مشهد رفتیم. بعد از اینکه مستقر شدیم، غسل کردم و به حرم رفتم و زیارت کردم. بعد در گوشه رواقی خوابم برد. ناگهان دیدم حرم را قسمت کردهاند و پردهای کشیدهاند. قسمتی رفتوآمد است اما در قسمتی خبرهایی بود. از کسی پرسیدم آنجا چه خبر است؟ مرد گفت: هر شب امام رضا(ع) این ساعت برای زوار کلاس درس دارد و خود امام رضا(ع) درس میدهند. گفتم: من میشود بروم؟ گفت: نه همه را راه نمیدهند. گفتم: میشود شما اجازه بگیرید من هم به کلاس درس بروم. مرد رفت و آمد و گفت: امام فرمودند تو فعلا برو هلوهایت را بخور!!!
3ـ توسل به وسیله نماز.
خانمها! من دو نماز به شما میگویم اما راضی نیستم شما از غذا و خواب و … خانواده بزنی و به این نماز بپردازی. این نماز بسیار مجرب است به شرطی که واقعا وقت خالی داشته باشی و مزاحمت برای کسی ایجاد نکنی.
نماز اول؛ امام رضا(ع) فرمودند: من هر وقت گرفتار میشوم و از درگاه خداوند حاجت خاصی دارم، این نماز را میخوانم؛ شش رکعت نماز حاجت است. سه تا نماز دو رکعتی که در هر رکعت حمد یکبار و ده مرتبه سوره انسان را بخوان[1].
نماز دوم؛ پیامبر و امام رضا(ع) فرمودند: هر گاه گرفتاری پیش آمد (مالی، جسمی، اخلاقی، خانوادگی و …) دو رکعت نماز حاجت مانند نماز صبح بخوان و حمد و هر سورهای که خواستی، بعد از سلام به سجده برو و 30 مرتبه بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم اللهم إنی أسئَلُکَ بِسمِکَ العَظیمِ الکَبیرِ الاکبر الاکبر الذی إذا دُعیتَ بِه أجَبتَ و إذا سُئِلتَ بِه أعطَیتَ أن تَقضِیَ حاجَتی بِحُرمَةِ محمدٍ و عَلیٍ و فاطمه و الحسن و الحسین». بخوان و سر از سجده بردار و قدرت خدا را ببین. برای هر حاجتی بخوان.
4ـ ذکر «یا رئوف». رئوف اسم خداوند است اما صفت امام رضا است.
الف) اگر کسی زندانی دارد، حتی زندانی پای اعدامی، 17 روز، روزی 1788 توسل به امام رضا به ذکر «یا رئوف». به هر دلیل که زندانی شده است.
ب) برای رفع سختیها و گرفتاریها و حوائجی که طول کشیده است، مخصوصا کسانی که توفیقات معنوی ندارند، فراوان بگویند: «یا رئوفُ یا رحیم». عدد ندارد. این عالیترین ذکر در حرم امام رضا علیهالسلام است.
امام رضا فرمودند: پدرم موسی بن جعفر را خواب دیدم ایشان به من فرمودند: پسرم به وقت تمام مشکلات، زیاد بگو: «یا رئوف یا رحیم».
حال اگر حاجت سخت و خاص داری به عدد اسم امام رضا(ع) یا به عدد 110 بگو.
ج) کسانی که سخت دل هستند، ترسو هستند، اضطراب دارند و وسواسی هستند؛ 40 روز، روزی 287 مرتبه بگویند: «یا حَلیمُ یا رئوفُ یا مَنّان».
د) برای تقویت جسم و کسانی که مریض هستند و یا کسانی که در زندگی اختلاف دارند، مدام در زندگی مشکل دارند، مداومت بر ذکر «یا رئوف» حداقل 40 روز، روزی 287 مرتبه بگویند.
من این ذکر را به کسی دادم که آخرین جلسه دادگاه طلاقشان بود و من این ذکر را به خانم دادم، شب انجام داد در حالی که شوهر مصرانه برای طلاق اقدام کرده بود و حتی از هم جدا زندگی میکردند. میگوید رفتیم در اتاق، یک نگاه به قاضی کرد و گفت زنم را طلاق نمیدهم، دوستش دارم، به زنش گفت: به خاطر بچهها نه، به خاطر خودم زندگی کنیم. زن گفت: تو طلاق میخواهی؟ مرد گفت: دیگر نمیخواهم. نه، ده سال است که با هم زندگی میکنند.
دیروز گفتیم که پیامبر اکرم صلواتالله علیه ما را سوق میدهند به سمت چند چیز:
یک) محور نبوت پیامبر(ص)، بر عقلگرایی است. اهمیت به عقل و معرفت و استفادهای که بشر از عقلش باید بکند.
ب) سوق دادن به سمت اخلاق. اخلاق فردی، اخلاق خانوادگی، اخلاق علمی، اخلاق کار، اخلاق اقتصادی، اخلاق سیاسی، اخلاق با همسایه، با مریض، با جوان، با همسر، با فقیر، با عالم، با جاهل و … که بحث اخلاق خیلی گسترده است و یک سال حداقل زمان میخواهد.
ج) محور سوم قرآن است.
دیروز گفتیم که عقل زیباترین چیزی است که خداوند آفریده است؛ عاقل سه علامت دارد. باید به این فکر کنیم که آیا ما هم این علامت های عاقل را داریم و ما هم جزء عقلا حساب میشویم؟! اگر هم این علامات را نداریم باید در جهت رشد عقلی خود کار کنیم و مسائلی که عقل را ضعیف میکند را از خود دور کنیم.
عقل چیست؟
وسیله تشخیص خوبیها و بدیها. تشخیص رذیله از فضائل با عقل ممکن است. شر را از خیر تشخیص دهیم. مخصوصا مومنان، قاریان قرآن؛ در برخورد با قرآن استفاده از عقل را باید بدست آوریم. قرآن را میخواهیم در زندگی به کار ببریم، به سراغ کدام قسمت رویم؟! بحث عقل.
آیهای از قرآن در باب عقل
ما یک آیه در قرآن داریم که در این آیه تمام آبادی و خرابی دنیا و آخرت ما را بیان کرده است. در این آیه سه امر مطرح شده و سه نهی. در این شش تکلیف عمران دنیا و آبادی دنیا و آخرت و بهشت را میتوانیم حاصل کنیم.
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إيتاءِ ذِي الْقُرْبي وَ يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»[2]؛ به یقین خداوند به عدالت (فردی و عائلی و اجتماعی) و نیکی کردن و ادای حقوق خویشاوند (خود و خویشاوند معصوم پیامبر) فرمان میدهد، و از گناهان بسیار زشت و عملهای ناپسند و تعدی و تجاوز بازمیدارد. شما را پند میدهد، باشد که تذکر یابید.
1ـ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ؛ خداوند شما را به عدل دستور میدهد. در زندگی عادل باشید. عدل را رعایت کنید. عدل یعنی چه؟ حق هیچ کس را ضایع نکنی، حق مردم فقط پول مردم خوردن یا اختلاس نیست.
من در نوبت می نشینم!
مرحوم آیت الله تربتی که قبرشان در صحن آزادی حرم امام رضا(ع) است، به مطب دکتر رفتند. دکتر از شاگردانش بود. گوشهای نشسته بودند و وقتی دکتر بیرون آمد؛ استاد خود را دید که گوشهای نشسته است. بعد از سلام گفت: حاج آقا شما بفرمایید داخل، آقای تربتی گفتند: ابدا من هم در نوبت مینشینم. دکتر گفت: شما لازم نیست در نوبت بمانید، وقت شما ارزشمندتر است. آقای تربتی گفت: رهایم کن و الا میروم، کسی که الان نوبتش است و من بروم داخل، به همین اندازه که من داخل بروم و او درد بکشد، من ظلم به او کردهام، پوست و استخوان من تحمل آتش جهنم را ندارد.
خداوند در زندگی، ما را به عدل امر کرد، در برخورد با همسایه، فرزند، پدر و مادر و … همه عدل را باید رعایت کنیم.
2ـ وَ الْإِحْسانِ؛ خدا ما را امر کرد به خوبی، تا جایی که میتوانیم با دست احسان کینم با پا، با گوش، با مال، با چشم، با هر چه که میتوانیم احسان کینم، به هر کس و به هر چه که میتوانیم احسان کنیم.
3ـ و إيتاءِ ذِي الْقُرْبي؛ به فامیلها توجه داشته باش. چگونه است که خانمی نداشته باشد، مگر این خانم برادر زاده، برادر، خواهر، دایی، خاله و … ندارد که کمکش کند. وظیفه ما است که به فامیل کمک کنیم.
چه روزگاری است که طرف پول نسخه خود را ندارد در حالی که برادرش تاجر است. آیا این رسم مسلمانی است؟!
این سه دستور دنیا و آخرت را آباد میکند. سه چیز هم دنیا و آخرت را خراب میکند.
4ـ وَ يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ؛ خداوند شما را منع میکند از فحشا. هر چیزی که در عرف جامعه بد باشد میشود فحشا. عدم رعایت نظافت در جامعه بد است نظیف باش، دروغ بد است، نگو، خشم بد است، نکن، بیحیایی بد است، انجام نده.
5ـ وَ الْمُنْکَرِ؛ منکر آنچه خداوند حرام کرد. دزدی، بیبند و باری، دروغ، غیبت و … نکن.
6ـ وَ الْبَغْيِ؛ یعنی زورگویی. بهم زور نگویید.
حرام خدا را انجام ندهید، زشتیها را رواج ندهید و بهم زور نگویید.
در آخر هم «يَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»؛ خداوند میگوید: شما را موعظه میکنم، اما چه کسی متوجه میشود؟ عاقل متوجه میشود و عاقل موعظه را عمل میکند و به همین خاطر میگوید شاید متوجه شوید و شاید فکر کردید.
عقل نور است و چراغ راه ما است.
آیه دیگر
کسی که خداوند عقل مُردهاش را زنده میکند و سپس ایمان را به او عرضه کرد و برای او نوری قرار داد تا در پرتو آن نور در میان مردم به سلامتی زندگی کند و از ظلمت جهل رهایی یابد.
عقل نور است خداوند این نور را در درون من و شما زنده کرد تا از ظلمات و تاریکی جهل بیرون آورد و نتیجه این است که انسان به زندگی سالم و فرهنگ سالم دست مییابد. در زندگی آرامش نداریم و اعتماد و مدارا و سازگاری و تعامل و … در زندگیها از بین رفته است چرا که عقل کم رنگ شده و شهوات جای آن را در زندگیها گرفته است.
آیه دیگر
ای اهل ایمان خود را از گناهان ظاهر و باطن حفظ کنید و نیت بد نداشته باشید، گناهان پنهانی انجام ندهید و گناه آشکار نکنید زیرا ترک گناه باعت تقویت نور باطن شما میشود. آنگاه شما ایمان قوی پیدا خواهید کرد.
گناه نکنید تا عقل شما تقویت شود. نیت بد نداشته باش، جامعه را به گناه آلوده نکن و … تا عقلتان تقویت شود. اگر راه شما روشن شد و عقلتان قوی شد و معصیت نکردی و عقل را تقویت کردی، آنگاه ایمان شما ثابت میشود و یک روز مومن و یک روز فاسد نیستی و قَدَمت در مسیر حق نمیلرزد و محکم قدم برمیدارید.
آیه دیگر
«يَوْمَ تَرَي الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعي نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراکُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»[3]؛ در روزی که مردان و زنان مؤمن را میبینی که (پرتو) نورشان پیشاپیش آنها و در سمت راستشان پیش میرود، (به آنها گفته میشود) مژده باد شما را در این روز به بهشتها و باغهایی که از زیر (ساختمانها و درختان) آنها نهرها جاری میگردد، در آنجا جاودانه باشید، این همان کامیابی بزرگ است.
ای پیامبر روز قیامت مردان و زنانی که وارد میشوند که نوری از درون خود به بیرون ظاهر میکنند و اطراف خود را روشن می کنند، با این نور جمال خدا را میبینند و با این نور اولیا خدا را میبینند. ملائکه وقتی این نور را میبینند، فریاد برمیآورند: امروز بر شما مژده باد، که شما به بهشتهایی که زیر درختانش آب جاری است وارد میشوید.
ابنمسعود از اصحاب پیامبر است که نقل میکند: در جنگ تبوک شبی خوابم نمیبرد و از خیمه بیرون آمدم و دیدم در دور دست چراغی روشن است. با خودم گفتم بروم آنجا لابد کسانی هستند که مثل من خوابشان نبرده است. به آنجا رفتم دیدم که یک جنازه گذاشتهاند و 4 نفر دور جنازهاند، جلوتر که رفتم دیدم پیامبر در قبر است و خود حضرت قبر را کندهاند و خاکآلوده هستند و با دستان خود قبر را صاف میکردند. گفتم چه کسی مرده است؟ گفتند: عبدالله ذوالبجادین، یکی از صحابه پیامبر. گفتم: اینکه دیشب حالش خوب بود؟ پیامبر فرمودند: ابنمسعود مگر فقط مریضها از دنیا میروند، آیا از نظر تو آدمهای سالم از دنیا نمیروند؟! پیامبر قبر را آماده کردند و فرمودند: جنازه را بدهید، ابنمسعود میگوید: ما 5 نفر جنازه را از بالا بلند کردیم که پایین بدهیم آنقدر پیامبر گریه کرد که سر جنازه تر شد، پیامبر او را در قبر گذاشتند و پیامبر دستها را بلند کردند و فرمودند: خدایا قلب من از این عبدالله راضی است، خدایا ایمانش مورد پسند من است، خدایا من از او راضی هستم تو هم از او راضی باش. صورتش را پیامبر باز کرد و روی قبر گذاشت و پیامبر بالا آمدند. هنوز لحد را نچیده بودیم، ما که نگاه میکردیم دیگر صورت عبدالله را نمیدیدیم بلکه هالهای از نور میدیدیم. تمام شد، حضرت فرمودند: شما بروید من امشب میخواهم پیش او بمانم و بعد پیامبر با او شروع به صحبت کرد. ابنمسعود میگوید من بعدا از پیامبر پرسیدم چرا عبدالله اینگونه استثنا شد؟ پیامبر فرمودند: او عقلش حاکم بر او بود.
نماز عاقلانه میخواند، ایمان عاقلانه داشت. او با عقلش خدا را میپرستید. ابنمسعود میگوید: من تمام عمر گریه کردم که ای کاش من جای او بودم. پیامبر فوت کردند و من هنوز زندهام و چنین اتفاقی بر من نیفتاد.
عقل کمک میکند به انسان تا طعم ایمان، تقوا، سجده، نماز و … را بچشد.
آیه دیگر
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[4]؛ (آیا آن کافر اهل عذاب بهتر است) یا کسی که ساعات شب را در حال سجود و قیام، طاعت و خضوع دارد، از (عذاب) آخرت میترسد و رحمت پروردگار خود را امیدوار است؟ بگو: آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسانند؟ جز این نیست که تنها صاحبان خرد ناب متذکر میشوند.
تفاوت اینها را صاحبان عقل متوجه میشوند.
4 چیز استثنا خداوند به انسان داده است
4 چیز را استثنا خداوند به انسان داده است که اینها شرافت انسان هم هست:
1ـ خلافت؛ خداوند انسان را خلیفه و جانشین خود قرار داده است. خلیفه یعنی چه؟ یعنی آینه حقنما. رسول اکرم صواتاللهعلیه فرمودند: من رآنی فقد رای الحق؛ هر کس من را نگاه کند خدا را نگاه کرده است. خدا چیست؟ عقل، علم، رحمت، حکمت، ودود، عفو، غفور و … پیامبر کیست؟ بنده همین خدا، خلیفه خداوند، دارنده این صفات. ابنعباس میگوید: در طواف کسی را ندیدم اما صدایی آمد؛ هر کسی میخواهد بدون واسطه با خدا بیعت کند، برود با حسین بیعت کند.
2ـ کرامت؛ «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَني آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلي کَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً»[5]؛ و حقّا که ما فرزندان آدم را (به وراثت از پدر به وسیله نعمتهای مادّی و معنوی) کرامت و شرافت بخشیدیم، و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای مناسب هر یک) سوار کردیم و آنها را از انواع پاکیزهها (چیزهایی که ملایم طبع آنهاست) روزی کردیم، و آنها را بر بسیاری از آفریدههای خود (از جانداران و اجنّه و اغلب فرشتهها) برتری کامل دادیم.
کرامت انسانی اعتماد به نفس بالا و موجب میشود انسان برای خود ارزش قائل شود. دیگر نیازی نیست از حجاب بگوییم، کسی که برای خود ارزش قائل باشد اجازه نمیدهد چشم هرزهای به او بیفتد.
رسول اکرم صلواتاللهعلیه فرمودند: انسانی که به قیامت وارد شود کرامت انسانی را حفظ کرده باشد، وقتی وارد محشر میشود از جلو صف انبیا او را رد میکنند، تمام انبیا و من به احترامش بلند میشویم.
3ـ مقام هدایت؛ عقل گذاشته به صورت تکوینی و احکام گذاشته، تشریعی.
4ـ معرفت.
این 4 موهبت را به انسان داده شد، به دلیل داشتن عقل.
[1] قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، الدعوات (للراوندي) / سلوة الحزين، ص88، قم، چاپ: اول، 1407ق.
[2] . سوره نحل، آیه 90.
[3] . سوره حدید، آیه 12.
[4] . سوره زمر، آیه 9.
[5] . سوره اسرا، آیه 70.