وليِّ حق متولد بشد به خانه ي حق ز حق رسيدند از آسمان که جاء الحق
علي عالي اعلي ورا علي ناميد نمود نام ورا حق زنام خود مشتق
در اين جا قدري از گفتار غير مسلمانان را درباره ي ايشان نقل مي کنيم :
کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
در کتاب صوت العدالة آمده است :
علي بن ابيطالب عليه السلام نسخه ي مفرده بود و مثل او در شرق و غرب عالم ديده نشده که شخصي داراي آن همه فضيلت و علم باشدو ما مسيحيان نسبت به آن سرور خاضع و خاشع هستيم .
شخصي به نام « بولس سلامه » دانشمند و شاعر مسيحي مي نويسد : مسيحيان هم در اجتماعات خود از علي عليه السلام سخن مي گويند و از تعليمات دانش او سرمشق مي گيرند و علي عليه السلام جائي را اشغال کرده است که يک دانشمند غير مسلماني او را ستاره ي درخشان آسمان علم و ادب مي بيند و دانشمندان علوم بر تحقيقات و پديده هاي او تکيه مي کنند.
سليمان کتاني نويسنده مسيحي مي گويد : دانشمندان ممالک دنياي مسيحي يک کنفرانس در انگلستان تشکيل دادند جهت بررسي و معرفي يک انسان کامل در جهان که داراي تمام علوم باشد و نتيجه ي کنفرانس اعتراف به شخصيت ممتاز علي عليه السلام بود.
در کتاب ” شخصيت حضرت ابوالفضل عليه السلام ” از قول “جبران خليل جبران ” نويسنده ي مسيحي مي نويسد : به عقيده ي من فرزند ابيطالب نخستين کسي بود از اعراب که با روح کلي جهان ارتباط و پيوستگي يافت و علي عليه السلام از جهان رفت در حالتي که شهيد عظمت و دانش خود شد .
و نيز از قول يک خاورشناس شوروي مي گويد : علي عليه السلام پرورده ي محمد صلي الله عليه و آله بود و همه ي صفات لازمه ي اولياء الله و تمام دانش ها در وجودش جمع بود.
در کتاب سرمايه ي سعادت در باب جلالت شأن امام علي عليه السلام آمده است : مرحوم مقدس اردبيلي که زهد و عمش شهرت جهاني داشت و صاحب مؤلفات زياد مي باشد در نجف اشرف از دنيا رحلت کرد و به واسطه ي جلالتِ قدرش در اطاق خزينه ي حضرت علي عليه السلام دفن شد و يکي از مراجع شيعه او را در خواب با بهترين حالات مشاهده کرد و از او پرسش کرد به چه عملي به اين مقام ارجمند رسيدي ؟
مرحوم مقدس گفت : بدانيد در اين جا بازار عمل کساد است ولي محبت ودوستي اين آقا و اشاره با دستش به گنبد و حرم مطهر علي عليه السلام ؛ که بسيار گرانقدر است.
در چند کتاب نقل شده است که دانشمندان سني در مجلسي جمع بودند و بحث در محبت حضرت علي عليه السلام شد . خواجه نصير الدين طوسي که نابغه ي جهان بود در مدح امام اشعاري را سرود که معني آن در اين قصيده آمده است:
زپير عقل، جواني سئوال کرد و بگفت که اي زنور تو روشن چراغ انساني
به غير حب علي طاعتي تواند بود که خلق را برهاند زقيد نيراني
نماز و روزه و حج و زکوة بي مهرش بدين وسيله توان دعوي مسلماني
جواب داد که لاوالله اين سخن غلط است دو بيت را بشنو از من ار سخنداني
بحق قادر بي چون خداي سبحاني بحق جمله ي کر و بيان روحاني
که دشمنان علي را نماز نيست درست اگر چه سينه ي اشتر کنند پيشاني
يکي از شعراي عالي قدر وضع معاش او بسيار سخت و سيل غصه به او متوجه و امواج مصيبت او را گرفتار نمود و اين قصيده را سرود و در مقابل ضريح اميرالمؤمنين آمد و خواند:
چه شود به چهره زرد من – نظري براي خدا کني
نظر ار کني همه درد من – به يکي نظاره دوا کني
تو شهي و کشور جان تو را – تو مهي و جان جهان تو را
زِ رَه کرم چه زيان تو را – که نظر به حال گدا کني
زتو گر تفقد و گر ستم – بود آن عنايت و اين کرم
همه از تو خوش بود اي علي – چه عطا کني چه وفا کني
که با اين شعر ، امام به او توجه کاملي فرمودند که بسيار شايان شد.
روزي پيرمردي شمع ساز در برابر نادر شاه گفت: اجازه بده من هم شعري بگويم ، نادر شاه اجازه داد و گفت:
شمع مي ريزم برايت يا امير المؤمنين قد اين گلدسته هايت يا اميرالمؤمنين
نادر شاه گفت : صله شعر خودتان را از خود حضرت در خواست کنيد .
پيرمرد شمع ساز گفت: يا علي انعام شعر مرا مرحمت فرما. يک دفعه قنديلي طلا از سقف مطهر در مقابل او به آرامي جاي گزين شد و بعد “عرفي” شاعر عاليقدر هندي هر چه الحاح و تقاضاي صله کرد اثري نديد و بسيار محزون شد و به طور مزاح و شوخي عرض کرد: يا علي در همه ي اوصاف نظير و مانندي نداري اِلّا در تشخيص شعر، زيرا اين شاعر اين شعر را در مدح امام علي عليه السلام گفته بود:
شير فلک زهيبت تو مانده در هراس اي اوج عرش سطح حضيض تو را مماس
ناخن هزار جاي فرو برده بيشتر تا اولين دريچه ي طاير قياس
اين شاعر هندي شب در عالم رويا حضرت را به خواب ديدند که به او فرمودند : جايزه ي اشعار تو چون در دنيا جيز ارزشمندي نديدم لذا براي آخرت تو ذخيره کرده ام.
در کتاب زندگاني 14 معصوم جلد يک ، آقاي عماد زاده مي نويسد: عبد الباقي عمري سُني ،موقعي که به بيماران مي رسيد مي گفت : اگر مي خواهي زود سلامتي نصيب تو بشود تمام پزشکان را صرف نظر کن و به حضرت علي عليه السلام کاملاً متوسل شو و اين شعر را قرائت کن:
فَقُل لِمَن اَعيي الَّبيبُ دآئِهُ دَع الطَّبيبَ وَ اَسئَلَ المُجَرِّبا
در کتاب عبدالغدير بولس سلامه نصراني چنين نگاشته که جمع نشد براي عرب آن چه براي حضرت علي عليه السلام جمع شده از تمام علوم و صلاح و تمکن علمي به اندازه اي در وجود مقدس آن حضرت جمع بود که بايد آن حضرت را يکه تاز علوم عالم دانست و اگر کسي مرا منع کند که تو با اين که نصراني هستي به چه سبب چنين اظهار نظر مي نمايي در پاسخ مي گويم نويسنده ي تاريخ- در عالم آزادي کامل در اظهار نظر دارد و من با زحماتي که در پيدايش علوم کشيده ام سر حد کمالات و فضائل همه را از آن سرور مي دانم و همه ي دانشمندان جهان بايد به آن حضرت ببالند.