اَللّهُمَّ بِفاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بِفاطِمَةَ وَ بَعلِها وَ بِفاطِمَةَ وَ بَنیها بِفاطِمَةَ وَ السِّرِّ المَستَودَعِ عَلَیها اِقضِ حاجَتی وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .
برای این که در طول سال در امان باشید این حرز را بخوانید .
یا حَافِظاً لا یَنسَی و یا مَنْ نِعَمَهُ لا تُحْصَی اَنْتَ قُلْتَ وَ قَولُکَ الْحَقُ إنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّکْرَ وَ إنَّا لهُ لَحَافِظُونْ»
روایتی از خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها
خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها در روایتی فرمودند : در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:
اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:
چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. [1]
بیائید این گونه باشیم :
بیائید برای زندگی بهتر زنبور عسل را الگو قرار دهیم و از او بیاموزیم انقیاد و فرمانبرداری را ، هرگز از راه فرمانبرداری از ملکه ی خود منحرف نمی شود ، از او بیاموزیم سازندگی را ، شیره ی گل های تلخ را می مکد و عسل شیرین تحویل می دهد .
از او بیاموزیم اطاعت را هرگز از فرمان ملکه تخلف نمی کند.
از او بیاموزیم کوشش را مسافت های بسیار طول و دراز را طی می کند و در نهایت دست پُر به کندو ی خود باز می گردد .
از او بیاموزیم صنعت را ، هرگز کسی نتوانسته مانند او خانه ای رمز آلود و پر اسرار بنا کند .
و از او بیاموزیم راز داری را ، که کسی از فعالیت های داخل خانه ی آن ها با خبر نمی شود . که نتیجه ی همه ی این ها تحویل عسلی است که به فرمایش قرآن شفای همه ی دردها است .
کاش می توانستیم دردی را درمان کنیم و ذره ای تلخی را به شیرینی تبدیل کنیم .
به فرمایش امیرالمومنین علیه السلام انسان ، عالمی است که همه ی عالم با همه ی وسعتش در او خلاصه شده است .
گفتند که آفاق وجود انسان این گونه تعبیر می شود ، زمین اش عقیده ، آسمانش معرفت ، ستارگانش منزلت ، خورشیدش فراست ، ماهش فکرت ، نورش طاعت ، ظلمتش معصیت ، رعدش مخالفت ، برقش امنیت ، ابرش همت ، بارانش رحمت ، درختش عبادت ، میوه اش حکمت ، پادشاهش نفس ، وزیرش دل ، سپاه اش عقل ، خادمش حواس ، جاسوسش گوش ، کارگزارش دست و پا ، ترجمانش چشم ، داعی اش زبان ، رسولش خواطر ، سفیرش الهام ، سلاح اش علم .
آیا در چنین سرزمینی می شود شیطان که تنها وسیله اش ، وسوسه می باشد نفوذ کند و تخریب به وجود آورد ؟
زیبایی ایام به کامتان و حاجاتتان روا اکبری .
[1] بهجه ، ج 1، ص 304