دوست دارم که دم افطار کمی تشنه شوم … نوکر شاه، که عطشان بشود خوبتر است.
خدا را به صاحبان امروز (امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهماالسلام) قسم میدهیم و به ششمین جز قرآن و به ششمین روز ماه مبارک رمضان که همه دردها را دوا و همه سُفرها را وسیع و شر دشمنان اسلام را به خودشان برگرداند و برکات خود را بر ما نازل کند.
خدا را تحمید و تسبیح و تقدیس و تهلیل میگویم که فرصتی دوباره به ما داده است.
در روایات داریم هر کس روزش را با این ذکر( ذکر تحمید و تهلیل …) شروع کند نامش را در دفتر ذاکران مینویسند و آنچه که قاریان و فرشتگان و مقربین و ارواح و اجنه مسلمان و زمین و زمان و همه طبیعت که ذکر میگویند، گوینده این ذکر در ذکر همه آنها شریک است.
و اگر شب هنگام زمانی که وضو گرفتهای که بخوابی با انگشتت این ذکرها را بشماری الی صبح برایتان ذکر مینویسند و در زمرهی ذاکران بشمار میآیید.
ماه رمضان ماه ذکر است، در این ماه خداوند را بیشتر صدا بزنید. با این صدا کردن خودتان را امتحان کنید زیرا در قرآن داریم یکی از نشانههای مومن این است که با گفتن ذکر خدا قلبش جلا پیدا میکند و حالی میگیرد. چه اینکه خودش ذکر بگوید و یا اینکه کسی ذکر خدا میگوید و او بشنود.
بایزید بسطامی در جیب خود شکر میریخت، در راه که میرفت هر کس را میدید که نام خدا را میبرد کامش را شکر میریخت و کامش را شیرین میکرد. میفرمود: زیرا نام محبوب من را آورده است.
مخصوصا ذکر سبحان الله را که ما روی آن تاکید داریم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: یک سبحان الله بگویی ذرهای در عالم نمیماند مگر اینکه با شما هم نوا میشود و ذکر سبحان الله میگوید و ثوابش را شما میبرید.
ماه رمضان برکات زیادی دارد یکی از برکات آن این است که ما تمایل به ذکر پیدا میکنیم.
حضرت رسول اکرم صلوات الله علیها فرمودند: روزه بگیرید تا با روزه گرفتن چهرهی شیطان را سیاه کنید. میشود این جا برایش دلیل گفت؛ میشود گفت روزه گرفتن عبادت ویژه برای خداست، وقتی بنده عبادت خدا را میکند شیطان خشمگین میشود آن قدر ناراحت میشود که صورتش سیاه میشود. یک معنای دیگری هم دارد، شیطان روزی که با خدا مجادله کرد از خدا خواست که خدا عمر طولانی به او بدهد، گفت میخواهم بمانم تا روز موعود، میخواهم بمانم تا تمامی بندگانت را گمراه کنم الا مخلصین را، پیامبر با این حدیث میخواهد بفرماید: آن قسمی که را شیطان خورد شما با روزهات میشکنی!
سپس فرمودند: انفاق کنید در راه خداوند و حقوق الهی را بپردازید تا کمر شیطان را بشکنید. حالا این انفاق زکات است، فطریه است، کفارات است… حقوق خدا را بپردازید. هر کسی که به هر شکلی به گردن شما حق دارد، آن را بپردازید.
مردم صله رحم کنید؛ ماه رمضان را بهانه کنید برای صله رحم کردن، با صله رحم بند قلب شیطان کنده میشود، زمانی که دور هم جمع میشوید بند قلب شیطان پاره میشود.
با هم مهربان باشید و در کار خیر با هم تعاون داشته باشید. دلتان برای هم بسوزد مشکلات دیگران را به دیگران واگذار نکنید و همدیگر را دعوت به کار خیر کنید. تا ریشه شیطان قطع شود.
سپس فرمودند: برای هر چیزی زکاتی است، زکات بدنِ سالم روزه است، و خدا آن قدر مهربان است که اگر کسی این سلامتی بدن را نداشته باشد پس از او زکاتی هم نمیخواهد و روزه بر او واجب نخواهد بود و اگر هم در حال مریضی روزه بگیرد از او قبول نمیکند.
روزه تو مال خداوند است، بدن تو هم مال خداست، اگر سالم هستی باید زکات بدنت را بدهی.
ابوذر در مسجد الحرام بود گفتند: ما را ارشاد کن. گفت: سخنی از پیامبر برایتان میگویم: آی مردم! در یک روز بسیار گرم روزه بگیرید برای ذخیره روز قیامتتان – گویا روزه تابستان ذخیره قیامت است.
در قیامت از باب روزهدارن وارد شوید. و از نهر ریان بیاشامید. شراباً طهورا برای مومنین و مومنات است اما یک نهر به نام ریّان مال روزهدارانی است که طعم عطش روزه را در ماه رمضان چشیدهاند.
و مردم! حجی به جا بیاورید تا موانع راه رستگاریتان کنار برود و مردم! دو رکعت نماز در دل شب بخوانید به جهت برطرف شدن وحشت شب اول قبرتان. ما به هر چی شک داشته باشیم به مردن و اینکه در قبر خواهیم خوابید و اینکه وحشت قبر خواهیم داشت را نمیتوانیم شک داشته باشیم.
دزدی مال کسی را برد گفت: از کدام طرف رفت؟ گفتند: این وری. اما او یک طرف دیگر رفت، سمت قبرستان نشست، گفتند: آن طرفی رفته تو این جا مینشینی؟! گفت هر جا برود او را میگیرند و میآورند این جا!
هر عملی که در دنیا انجام میدهید سختیای دارد. امشب فکر کن بهرهات از این شش روز روزهای که گرفتهای چه قدر بوده است، در توبه، در انابه، در قرآن و کسب ثواب و انس با خداوند، در تهذیب چه قدر جلو رفتهام؟! چه قدر جلو رفتهای؟! اگر این حساب را انجام ندهی خیلی چیزها از دستتان میرود. قبل از اینکه به حسابت برسند خودت این کار را هر هفته و هر روز انجام بده.
اگر سلطانی سفره بیاندازد و دعوت کند و بگوید بار عام است و همه بیایند و بخورند، خوب همه میآیند ولی همه با یک نیت نمیآیند.
گروهی سر سفره سلطان میروند به جهت اینکه1- فقط بخورند 2- گروهی مینشینند سر سفره سلطان برای اینکه پُز بدهند که سلطان ما را دعوت کرده بود و ما دیشب نزد سلطان میهمان بودیم 3- گروه سوم میروند تنها برای دیدن سلطان میروند برای اینکه کنار سلطان باشند، از اینکه نزد سلطان باشند خوش هستند که سر سفرهای بنشینند در مقابل سلطان، در ماه رمضان خدا خالق هستی سفرهای انداخته است و همه را دعوت کرده است.
آی ایماندارها سفره انداختهام بیاید.
ما دقیقا سه دسته هستیم: عدهای میآیند ذکر میگویند دعا و مناجات دارند، نماز شب میخوانند، شکمی هستند، به هوای اینکه خدا همین جا بهشان بخوراند، و اگر جایی فکر کند خدا کم به حسابش ریخته است رابطهاش را قطع میکند. اگر کنکور قبول نشود دیگر نماز نمیخواند!!!
عدهای دنبال مقام بهشتی هستند، رنج میکشند تا بهشت را به دست بیاورند.
عدهای آمدهاند تا خدا را ببینند، ماه ملاقات با تو است. اگر ثواب هم ندهی ما روزه را میگیریم و اگر جهنمی هم نباشد ما روزه را میگیریم. این سختترین شیوه روزهداری است. چون باید همه حواسش را جمع کند که غیر خدا وارد نشود.
خدا یک فرهنگ مخصوصی دارد، فرهنگ خدا شفای مریض به شرط دوا و درمان کردن است، فرهنگ خدا، آمرزش گناه به شرط توبه و انابه است، فرهنگ خدا دادن روزی به شرط برخواستن و حرکت کردن.
در فرهنگ خداوند در خلقت کائنات اول بنا بر سختی کشیدن است سپس به راحتی رسیدن.
یکی از سورههای عجیب قرآن سوره الم نشرح است که محتوایی عالی دارد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کس سوره شمش و سوره لیل و سوره ضحی و الم نشرح را به همین ترتیب که گفته شد در شب یا روز بخواند تمام موجودات زمین و همه اعضای بدنش به نفع او گواهی میدهند.
و فرمودند: اگر در زندگی سختی داری و مشکل داری روزی 41 مرتبه سوره الم نشرح بخوان.
و فرمودند: اگر حاجت سختی دارید سه روز پشت هم به این صورت عمل کنید: هفت مرتبه حمد بخوانید سپس 800 (هشتصد) مرتبه صلوات بفرستید و سپس 80 (هشتاد) مرتبه سوره الم نشرح را بخوانید سپس 1000 (هزار) مرتبه سوره توحید بخوانید سپس دوباره هفت مرتبه سوره حمد بخوانید و سپس 100 (صد) مرتبه صلوات بفرستید. تجربه شده است و در روز دوم جواب گرفتهام. اما مقداری زمان طولانی میخواهد. معصوم ضمانت کرده است روا شدن حاجت را با عمل کردن به این دستور.
این سوره اول و آخرش دارای اهمیت است. ابتدای آن صحبت از سینه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه است، انشراح سینه ایشان و ورود نور قرآن به این سینه است تا میرسد به این آیه «إنَّ مع العسر یسراً»؛ خداوند بارها در قرآن فرموده است که زندگی انسان را همراه با سختی آفریدهام و در این سوره تاکید میکند که تا سختی نباشد لقا خداوند و آسایش وجود نخواهد داشت. (در هر زمینهای این گونه است)، تا سختی خدمت به مردم نباشد ثواب نخواهد بود و این فرهنگ در همه موجودات و همه آفرینش جاری است. اگر مرغ 21 روز سختی نکشد و روی تخم نشینند جوجههایش در نخواهند آمد این روال در همه طبیعت جاری است.
مادرها اگر سختی زائیدن را نکشند لذت داشتن فرزند را نخواهند داشت، این درد آن قدر زیاد است که میگوید اگر با این درد از دنیا برود شهید مرده است و اگر زنده بماند و فرزندش را بغل کند مانند همان بچهای که بغل کرده است از گناه پاکت میکند، چون رنج و سختی کشیده است.
ماه رمضان کانال کشیدن سختیها و رسیدن به لقا خداوند است.
اگر سختی نمیکشید بدنش قطعه قطعه نمیشد آن قدر که حسین نتوانست او را از زمین بلند کند، دید که بیاحترامی میشود، اگر چشمهایش تیر سه شعبه نمیخورد … میشد که بشود ابوالفضل؟! دستگیر همه عالم نمیشد! اگر این سختیها نبود بابالحوائج نمیشد.
اگر بدن ارباب سه روز روی زمین نمیماند، اگر خیمههایش را غارت نمیکردند که مصباحالهدی نمیشدند.
باید نفس را پاکیزه کرد و با آن جنگید ابزار و وسایل مبارزه با نفس چیست؟ و از کجا باید شروع کرد؟
علی علیهالسلام فرمودند: اول قدم در مبارزه با نفس شناخت خود نفس است، اگر کسی نشناسد نفس خویش را، نفس او را به تباهی میکشاند، سودمندترین دانشها و بهترین علمها و بهترین تحقیقات آن است که تو را به معرفت نفس برساند.
قدم اول در معرفت نفس: 1-تفکر است.
در شش جز قرآن چه قدر خواندی لعلکم تتفکرون، هر آیهای که این کلمه را میگوید برگرد و آن آیه را دوباره بخوان، در این آیات خدا موادی را گذاشته است که موتور فکر ما را روشن کند.
فکری که نفس را به من بشناساند و جهاد با نفس کنم این چه فکری است؟! به شخص خردمند عاقل لازم است زمانی را اختصاص بدهد به دو موضوع فکر کند: 1- خدا چه صنعتی در خلقت من بکار برده است. در خلقت ظاهر من، کار خدا اساسش حکمت است، اندازه دماغ من براساس حکمت بوده است، این نظام را بر هم بزنی تعادل خودت را و تعادل جسم خودت را به هم زدی و با عوارض آن درگیر خواهی بود. براساس تعادل و حکمتی خدا ابروها را به این مدل آفریده است حالا اگر بروی بتراشی و مداد بکشی تعادل را به هم زدهای، این نقش را خداوند در قطره آبی کشیده است! آدم به این نقاش اشکال میگیرد؟! بیانصافی است!
2- تفکر در الطافی که خداوند به تو داده است، این تفکر جز بهترین عبادتها است. منظور این است که لحظهای از شب و روز را اختصاص به این فکر بدهید و نه اینکه درب را ببندد و بگوید دارم فکر میکنم و اَدا بازی در بیاورد.
در آن لحظهای که تو دنبال خودِ گمشدهات بگردی و پیدا کنی آن لحظه برایت از هفتاد سال عبادت مستحبی بالاتر است.
ببین کجا گمشدهای و چرا گمشدهای و باعث گم شدن من چیست؟ که خودم را گم کنم و در نتیجه خدا را گم کنی.
ما سه لحظه داریم: 1- بعثت خاتم الانبیاء 2- لحظه ظهور مهدی عجالله 3- ساعت قیامت که پنهان هستند اما خواهند شد.
این ساعت در یک کفه و آن ساعتی که با تفکر خودت را پیدا میکنی با هم برابر هستند.
درک ظهور مهدی و درک ظهور قیامت و درک بعثت پیامبر چه قدر اهمیت دارد، پیدا کردن خودت آن قدر اهمیت دارد.
آقایی رفت مسجد، گفتند آقا ده روز برای ما سخنرانی میکنی گفت: بله و این قدر هم میگیرم و پیش پیش پولش را هم دادند. شب اول رفت منبر دید مردم روستایی بندگان خدا نشستهاند و نگاهی کرد و گفت: آقایان، خانمها میدانید چی میخواهم بگم؟ گفتند: نه، گفت: آدمهای را که نمیدانند چی بهشان بگویم. فردا شب آمد گفت: آقایان، خانمها میدانند چی میخواهم بهتان بگویم؟ آنها از تجربهای که از دیشب داشتند گفتند: بله میدانیم، گفت: خوب حالا که میدانید من دیگه چی به شما بگویم!! شب سوم رفت منبر گفت: آقایان، خانمها میدانید چی میخواهم به شما بگویم؟ چون تجربه کرده بودند یک طرف گفتند میدانیم طرف دیگر گفتند: نمیدانیم، گفت: خوب حالا که این گونه است این طرفیها به آن طرفیها یاد بدهند و بگویند!!! در حالی که پولش را هم گرفته بود رفت! دو سه سالی پیدایش نشد. بعد از دو سال دوباره آمد، یقه او را گرفتند گفتند امسال باید منبر بری و دیگه نمیتوانی سر ما کلاه بگذاری، اعلام کردند در مسجد، مردم جمع شدند، جمعیت زیادی آمده بود، حالا میخواست تلافی کند، گفت: مردم میدانید اگر اختیار شما دست من بود چی کارتان میکردم؟ بیچارهها در فکر فرو رفتند و هر کسی بدیها و کارهای خودش را مورد بررسی قرار داد و فکر میکرد که الان اگر بخواهد سر ما تلافی کند چه میشود؟! کمکم سرها پایین آمد و در فکر فرو رفتند، بعد رندی بلند شد و گفت: حالا اگر اختیار ما دست شما بود چه میکردی؟ گفت: میگذاشتم مدتهای مدیدی در این حال بمانید، در فکر بمانید.
که این حالی که من دارم مرا به کجا میبرد و این احوال من، نتیجه آن چیست؟
بهترین فکر: 1- فکر اینکه با خودم چه کردهام؟! با همین ظاهرم – خدا زمانی که ما را آفرید هر چی به ما داد برای صد سال زندگی داد، من با خودم چه کار کردم که تمام مساجد مبله شده و کسی دیگر کمر ندارد سجده کند، همه روی میزها هستند، چرا این قدر روزهخور داریم در حالی که همه مریض هستند با خودت چه کار کردی؟ این سرمایه عظیم جسم را که خدا به تو داده در کجا صرفش کردی؟!
2- چه کردهام با دینم- بعضی احکام را گرفته و برخی دیگر را قبول ندارم و انجام نمیدهم
3- چه کردید با دنیایتان – این چه دنیایی است که ساختهاید دنیا زمانی دنیا است که حضرت مهدی عج الله فرجه ظهور کند. پول و طلا انباشته میشود در حالی که هیچ کس نگاهش نمیکند پس حسرت میخورند، که قاتل میگوید برای اینها آدم کشتم و قاطع رحم میگوید برای اینها قطع رحم کردم و درگیری پیش آوردم، دزد میگوید برای اینها من دزدی کردم؟!
این دنیای که ما ساختهایم که امنیت در آن نیست و پُر شده است از فحشاء و فساد…
به حاتم اصم گفتند: خانمی جلسه گذاشته و میگوید که من شاگرد حاتم اصم هستم، رفتند دیدند خانمها میآیند حدیث و روایت گفته میشود. حاتم گفت: تو شاگرد منی؟ گفت: بله گفت چه شاگردی هستی که من تو را ندیدم گفت: از طریق شنیدن سخن تو شاگردی تو را میکنم حاتم خواست او را امتحان کند از او پرسید: رفتارت با تنت چگونه است؟ گفت: مثل جلاد با گنهکار، من به تنم در راه رضای خدا سخت میگیرم و در راه عبادت خدا به تنم رحم نمیکنم پرسید: کار تو با دینت چگونه است؟ گفت: مثل مادر مهربان با بچهاش که مواظب او است. پرسید: رفتارت با دنیا چگونه است؟ گفت: مثل آتیش به انبار کاه – با رنج به دست آوردن و با حسرت گذاشتن و رفتن.
در زمان امام حسین علیهالسلام خانمی مُرده بود، پسرش آمد دوان دوان یا حسین مادرم مرده، شیعه شماست، امام آمدند دعایی کردند، زنده شد. گفت: زندهات کردم تا وصیت بنویسی گفت: یا حسین من مال زیاد دارم و یک اولاد دارم اگر اولادم موردپسند شما بود و دوستش داشتی نصف مالم برای او نصف آن برای شما ولی اگر محب و دوستدار شما نبود همه مالم برای شما- نمیخواهم مالم را بچهای بهره ببرد که امام زمانش را نخواهد که با امام زمانش رابطه نداشته باشد.