بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا سلام الله عليها اغيثيني

رسيديم به دومين شب جمعه ماه مبارک رمضان ، شب هاي جمعه شب رحمت است. و ماه رمضان ماه دعا و طلب از درگاه پروردگار است و شب جمعه نيز هم شب دعا و طلب از پروردگار است .

هر بنده اي نزد خداوند قيمتي دارد ،خداوند در قرآن آداب ديني را براي ما بيان کرده اند نماز، روزه،جهاد في سبيل الله، تعاون و همکاري، صله رحم، انفاق و…. از آداب ديني ماست اما خداوند در قرآن نفرموده اند که قيمت آدم  به نماز و روزه شان است و…خداوند در قرآن فرموده: قيمت بندگان من به دعا کردنشان است.

اگر کسي مي خواهد بفهمد چقدر در نزد خداوند مي ارزد ببيند خدا را چقدر صدا مي زند و در اين صدا زدن چه دعا مي کند و چه مي خواهد.

به همين خاطر است هنگامي که شهيد سرش به زمين مي خورد و ملائک مي گويند خدايا کدام گروه از ملائک براي گرفتن جانش برود؟ و خداوند مي گويد: او جانش را براي من داده است و من خودم جانش را مي گيرم.

يکي از چيزهاي که خداوند در قرآن تأکيد کرده که از ايشان بخواهيم بهشت است. در قرآن از قصرها و لباس و خوراک و مهماني ها و لبخندها ي زنان و مردان بهشتي و … بحث مي کند و ميگويد بطلب از خداوند بهشت را و بعد از هر نمازت و در دعاهايت اين بهشت را بخواه.

نبی اکرم صلی الله علیه وسلم  فرمود: وقتی که خداوند بخواهد اهل بهشت را داخل بهشت کند فرشته‌ای را با هدیه‌ای و لباسی از بهشت نزد آنان می‌فرستد. و وقتی که بخواهند داخل آن شوند، فرشته به آنها می‌گوید: بایستید، هدیه‌ای از طرف پروردگار عالم نزد من است. می‌گویند آن چیست؟ فرشته می‌گوید: آن هدایا ده انگشتری هستند:

بر اولی نوشته شده است: {سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ}[1][1]

« سلام بر شما، مبارکتان باد، داخل آن شوید. برای همیشه.»

بر دومی نوشته شده است: (رفعت عنکم الأحزان والهموم) ” غم واندوه از شما بر طرف ودور گردید”.

بر سومی نوشته شده است: {وَتِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ}[2][2]

« آن بهشتی است که به سبب اعمال نیکی که انجام داده‌اید، ارث و ملک شما کردیم.»

بر چهارمی نوشته شده است: (ألبسناکم الحِلَلَ والحلی) ” لباسی حریر را به شما می‌پوشانیم وشما را آراسته می‌کنیم.”

بر پنجمی نوشته شده است: {کَذَلِکَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ} [3][3]

«حوریهای زیبا روی را به ازدواج آنان در آورده‌ایم.» { إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ}[4][4]

« من امروز به سبب صبر و تحملی که داشتند پاداششان می‌دهم که آنان خودشان رستگار هستند.»

بر ششمی نوشته شده است: (هذا جزاؤکم الیوم بما فعلتم من الطاعة) “این پاداش شما است امروز به سبب طاعتی که انجام دادید “.

بر هفتمی نوشته شده است: (صر تم شباباً لا تهرمون أبداً) ” جوان گشتید که هیچوقت پیر نمی‌شوید “.

بر هشتمی نوشته شده است: (صرتم آمنین لا تخا فون أبداً) “در امنیت قرار گرفته‌اید هر گز نترسید”.

بر نهمی نوشته شده است: (رافقتم الأنبیاء والصدقین والشهداءَ والصالحین) “همراز و همنشین انبیاء و صادقان و شهیدان و صالحان شده‌اید”.

بر دهمی نوشته شده است: (سکنتم فی جوار الرحمان ذی العرش الکریم ) ” در جوار خداوند بخشنده صاحب عرش کریم ساکن شده‌اید.

سپس فرشته رحمت می‌گوید:

{ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ} [5][5]« داخل آن شوید در حال امنیت و آسایش.

داخل می‌شوند:

{وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ} [6][6]« و می‌گویند حمد و ستایش خداوندی که غم را از ما برداشت براستی پروردگار ما بسیار بخشنده و سپاسگذار است.

براي کسب اين بهشت راههاي وجود دارد:

1 . طلب و دعا کردن            2 . گريه از خوف خدا

اين گريه از خوف خداوند گاهي:

1 . بر اساس قرائت قرآن برچشمانتان جاري مي شود.

در خلوت شب قرآن را باز کن و سوره ي را بخوان و ببين کدام آيه دلت را مي لرزاندو اشکت را جاري مي کند.

يکي از علائم کساني که به بهشت خدا واصل مي شوند اين است که وقتي قرآن مي خوانند از خوف و عظمت خدا گريه مي کنند.

آمد پيامبر صلي الله عليه و آله بر عده اي از جوانان انصار که نشسته بودند و نشست پيش آن ها و فرمود من آيه اي از قرآن را مي‌خوانم. هركه گريه كند خداوند به او بهشت را خواهد داد. آن حضرت آيات آخر سوره‌ي مباركه زمر را خواند: «وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَي جَهَنَّمَ زُمَراً» روز قيامت که شود و آن کساني منکر شدند به آيات و دستور خدا و بُخل ورزيند به رسولش و ولي اش و آياتش کشيده مي شوند به سوي جهنم .

چه کسي مي کِشد ؟ آيا خدا مي کِشد ؟ ملک مي کشد ؟و… نه اين سيقل الإسن مو بر تن آدم راست مي کند يعني جهنم مانند آهن ربا اين افراد را هر کجا باشند به سوي خود مي کشد .

و جاي ديگر مي فرمايد وَ اُمُّهُ هاويه مانند مادري که فرزندش را در آغوش مي کشد.

تا اين آيات خواند، همه‌ي جوانان گريه کردند جواني از انصار پيش پيامبر آمد و گفت يا رسول الله من گريه ام نگرفت و نتونستم گريه کنم. پيامبر دلش سوخت و گفت يک بار ديگه مي خوانم تو هم گريه کن.و دوباره خواند و همه گريه کردند و جوان آمد و گفت باز گريه ام نگرفت يا رسول الله.

پيامبر(ص) فرمود: تباكي کن و خودت را به گريه بزن پيامبر دوباره همان آيات را تكرار فرمود، ديگران گريه كردند و آن جوان نيز آمد و گفت يا رسول الله الحمد الله من هم گريه کردم.

و در جاي ديگري از قرآن مي فرمايد و زماني که مي شنونند بندگان خوب من از آنچه بر پيامبر من نازل شده از چشمانشان اشک مي ريزد.

و در جاي ديگر مي فرمايد: أفَمِنْ هذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ. وَ تَضْحَکُونَ وَ لا تَبْکُونَ»[7][7]

پس آيا شما از اين سخن زيبا و پرمحتوا در شگفت شده‏ايد و تعجب مى‏كنيد؟و به جاى گوش دل سپردن به پيام و جان سخن، از سر تمسخر و ريشخند، مى‏خنديد، امّا به هشدارهاى تكاندهنده‏اش در مورد عذاب و كيفر نمى‏انديشيد و نمى‏گرييد؟

و در جاي ديگر مي فرمايد: «فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ» [8][8] از این پس کم بخندند ، و به جزای آنچه به دست می آوردند ، بسیار بگریند.

حاج احمد کربلايي در هواي گرم کربلا روزه بود و شب در خانه ي دوستش مهمان بود و  يک جمله گفت که عجب امروز گرم بود. دوستش گفت آتش جهنم از اين بدتر است و حاج احمد آن چنان گريست تا چهار ساعت بيهوش بودو

امام صادق عليه السلام فرمودند:همه ي چشم ها گريان است مگر چشمي که گريان باشد از ترس از خدا.

اگر در چشمي آب بگردد از خوف خدا، خدا به برکت آن گردش آب همه ي آن بدن را از آتش دور مي کند و اگر سرازير بشود بر گونه خداوند غبار ذلت و سرافکندگي و خجالت در دنيا و آخرت را ازش بر مي دارد.

هر چيزي پيش خدا وزني دارد الا اشک از خوف خدا و فرمودند : اگر در امت من يک نفر گريه کند من آن امت را شامل رحمت مي کنم.

امام رضا عليه السلام فرمودند:خداوند سه تا عمل را خيلي دوست دارد:

1 .دنيا را ساده گرفتن  2 . پرهيز از گناهان   3 . گريه از خشيّت خدا

در فرهنگ ديني ما هر چيزي تکاملي دارد. روزه تکاملي دارد و حجاب تکاملي دارد و نماز تکاملي دارد، دعا تکاملي داردو.. و مومن هر چيزي را در کمالش انجام مي دهد و گريه در فرهنگ ديني ما کمالش با گريه بر امام حسين عليه السلام است و اگر از خوف خدا بگريي ولي بر مصيبت امام حسين عليه السلام گريه نکني گريه ات به کمال نرسيده.

آن جا درباره ي گريه از خوف خدا گفتيم و اين جا مي گوئيم هر مومني که در چشمانش اشک بر مُصيبت امام حسين عليه السلام حلقه بزند و بر صورتش جاري بشود خدا غم و غصه اش را از بين مي برد. هر مومني که در راه امام حسين عليه السلام اذيت ببيند خداوند قيامت آزار و اذيت را ازش دور مي کند.

نقطه کمال گريه ، گريه بر امام حسين عليه السلام است.

اما نقطه کمال گريه در روز عاشورا دو تا نقطه است. اگر چه همه ي عاشورا گريه است اما دو نقطه کمال آن است . از صبح ابي عبدالله وقتي يارانش يک به يک بر زمين افتادن کمک داشت. علي اکبر افتاد زمين  امام حسين عليه السلام کمک داشت، ابو الفضل زير بغل هايش را گرفت و جوانان بني هاشم آمدند و زينب(س) دلداري برادر مي داد، قاسم شهيد شد حسين کمک داشت، حتي علي اصغر شهيد شد حسين کمک داشت و آقا علي اصغر را گذاشت در دامن زينب . اما يک جا حسين بي کس بي کس بود، کنار علقمه، حسين بود و يک برادر پاره پاره شده. هر جوري خواست برادر را بلند کند ديد نمي تونه چون ابوالفضل مي ريخت  امام حسين عليه السلام گفت خدايا چه کنم کمک ندارم. خود عباس گفت: برادر به جان خودم قسمت مي دهم که من را بزار و برو ، بچه ها عمويشان اين طور نبينند. برادر را گذاشت کناري آمد بلند شود ديد نمي تونه شمشيرش را عصا کرد و دولا دولا به سمت خيمه ها رفت، زينب ديد برادرش عصا زنان دارد مي آيد.

نقطه دوم گريه روز عاشورا را، زينب کامل کرد.

بچه ات را خيلي دوست داري گونه اش و مي بوسي . نوه ات را خيلي دوست داري صورتش را مي بوسي . معلمت را خيلي دوست داري دستش را مي بوسي.ديدي کسي که نوه اش را خيلي دوست داره بغلش کند و پيشاني و صورت و چشمها ودست و لب هايش را دانه دانه ببوسد و.. بعد لباس را بالا بزند و نافش را ببوسد و ..

بوسه هم کمال دارد، بوسه را زينب کامل کرد نه زهرا(س) نه پيامبر(ص) نه علي (ع). زينب (س) دوبار حسينش را ديد بعد از شهادت يک بار همان لحظه که سر از بدن جدا شده و يک نگاه کرد و ناله ي کشيد و رفت سمت خيمه ها .و زمان ديگر نمي دانم سحر بود و يا فردا آمد سمت قتلگاه و بدن را ديد و گفت واي من بدن را بي سر گذاشتم و رفتم آيا حسين مني ؟ پس چرا بدنت اين جوري است خم شد هر جا را نگاه کرد و خواست ببوسد ديد نمي شه و لب ها را گذاشت بر روي رگ هاي بريده و هم بوسه را کامل کرد و هم گريه را کامل کرد.و آن لحظه با اشک هاي زينب سلام الله عليه حسين عليه السلام غسل داده شد. زيارتتان قبول و در دفتر بنويس شب جمعه دوم ماه رمضان رفتم کربلا و آمدم.

اشک يکي از راه هاي تکامل خداست و اشک تکاملش به امام حسين عليه السلام است.

شب جمعه است و شب ذکر.

نماز ذکر است و تکاملش به صلوات است.قرآن ذکر است و خود خدا در قرآن مي فرمايد: سراسر قرآن ذکر است و اگر نبود آيه ي «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» قرآن کامل نمي شد.

آن چه قرآن خواندن ما را کامل مي کند صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله است.

آمد خدمت امام صادق عليه السلام و ايشان  از قول علي عليه السلام فرمودند: مردم صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله اثرش بر از بين بردن گناهان تيزتر و بُرنده تر از آبي است که بر آتش مي ريزيد.

امام رضا عليه السلام فرمودند: هر کس توانايي ندارد که گناهانش را پاک کند بر پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت فراوان صلوات بفرستد.که صلوات گناهان را ويران مي کند چه ويران کردني.

روایت شده است که از امام جعفر صادق (ع) پرسیدم که چگونه صلوات فرستم بر (محمد و آل محمد) ؟فرمود: که می‌گویید:

  صَلَواتُ اللهِ وَ صَلَواتُ مَلائِکَتِهِ وَ أنْبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمیعِ خَلْقِهِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلامِ عَلَیْهِ وَ رَحَمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

 عرض کردم چه خواهد بود ثواب آن؟ فرمودند : به خدا قسم از گناهان بیرون می‌آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده ای.

شب جمعه شب دعا .

اگر چه همه ي زمان ها ساعت دعا است ولي يک زمان هاي ويژه است مانند شب هاي جمعه ، شب هاي ماه رمضان و…که خود خداوند در آن ساعات خودش خودش را تمجيد مي کند

سه ساعت در روز وجود دارد که در اين سه ساعت خدا خودش، خودش را تمجيد مي کند و در شب هم سه ساعت است که خداوند خودش را تسبيح و تمجيد مي کند.

سه ساعت روز

1 . بين الطلوعين

اني انا الله من خدايم غفار و غفورم، اني انا الله من خدايم رحمانم و رحيمم و…اگر بنده اي اين ساعت الله الله بگويد هم زبان با خداوند مي شود.

2 . صلوة ظهر که اين ساعت اگر کسي دستش را بلند کند و دعا کند همکار خدا مي شود.

  1. هنگام غروب که خورشيد کمي غروب کرده.

سه ساعت شب

1 . وقت مغرب    2. وقت نيمه شب   3 . وقت سحر

در اين ساعات خداوند خودش را تمجيد مي کنذ و و اگر به گوش هر بنده اي برسد خودآگاه و ناخودآگاه دست بالا مي برد و دعا مي کند. 

امام سجاد عليه اسلام مطلبي دارند در بحار جلد 91.

خدايا ما را از جمله کساني قرار نده که در وقت خوشي و سلامتي و نعمت به او رو مي کند به بيهودگي دچار مي شوند.و مرا از آن هاي قرار نده که هنگامي که به بلا و گرفتاري دچار مي شونداز تو مي بُرَند و از تو غافل مي شوند و به تو کُفران مي کنند.و ما را از کساني قرار نده که وقتي به بلا دچار می شوند زياد دعا مي کنند و دعا کردنشان به وقت گرفتاري است  و وقت ديگه دعا نمي کنند.

و از جمله کساني باشيم که مُدام دعا مي کنند.

تکامل دعا به چيست؟

1 . صلوات   2 . از بزرگان التماس دعا بگيريم بلاخص از مردم.

آمد نزد حضرت عيسي و گفت: من شمارا دوست دارم اما در دلم شک دارم که چه جوري شما بدون پدر به دنيا آمدي این؟مي شود برایم دعا کنيد قلبم پُر از يقين بشود.حضرت عيسي عليه السلام دستش را برد بالا و دعا کرد خدايا شک را از دلش بيرون ببر و يقين از من را بر دلش بينداز. و آن مرد آن قدر نزديک شد که شد از خانواده ي حضرت عيسي عليه السلام.

چه مي شه امشب دستت را ببري بالا و بگويي يا امام زمان  آمدنت دير شده است و شما هم دعا کن شک به دل بندگان خدا نيافتد.

آمد نزد امام هادي عليه السلام و گفت آقا مو هایم سفيد شده زنم پير شده مي شود يک دعا برامیمان کنيدخدا يک پسر به من بدهد ؟ امام دست بلند کرد و زمزمه اي کرد و گفت اسمش را محمد بزار.

پيامبر (ص) علي را صدا زد و گفت : اين جبرئيل است و خبر آورده که اين اتفاقات بر تو مي افتد و آمده از تو پيمان بگيرد .و از امام حسن عليه السلام شروع کرد و بعد کربلا را به ایشان نشان دادند و خودش و محراب کوفه و اذيت هاي که بر او کردند همه و همه را نشانش دادند و پرسيد :علي حالت چگونه است؟ گفت صابرم. پيامبر گفت حال چهار زانو بنشين و بچسب به زمين و نگاه کن فاطمه را بين در و ديوار و…. علي غش کرد و افتاد و وقتي بلند شد يک جمله اي گفت : مي شه برام دعا کني خدا من را بميراند و من فاطمه را اين طور نبينم.پيامبر (ص) گفت علي جان چه از من مي خواهي دعا کنم براي برگرداندن قضايی که مقدر شده .

آمد نزد امام رضا عليه السلام و گفت : يابن رسول الله من را در دعايتان فراموش نکنيد .

امام گفت : از کجا مي داني فراموشت مي کنم . سرش را انداخت پائين و گفت يابن رسول الله مي دانم برام دعا مي کنيدامام گفت از کجا مي داني؟ مرد گفت آخه شيعتونم و شما براي محبان و شيعيانتان دعا مي کنيد.امام گفت يک علامت ديگه هم بده . مرد گفت ديگه بلد نيستم .امام فرمودند هر گاه مي خواهي بداني ما برايت دعا مي کنيم يا نه نگاه کن به دل خودت و ببين که دلت براي ما چه حالي داره دل ما هم اون لحظه همون حال را دارد.

آمد خدمت امام صادق عليه السلام و امام به مرد گفت چرا ناراحتي؟  آقا دلم خيلي براي خانواده ام تنگ شده و امام گفت کُن چند حرف است دو حرف .مرد گفت کُ را مدينه شنيدم و نونش را در خانه ام در کوفه بين بچه هام شنيدم.

تکامل دعا اين است که از زبان بزرگان دعا کنيم.

اگر شما پنج دفعه اين دعا را نخواني جفا کردي.

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ».

«بار خدايا! از تو مى‏خواهم، همه خوبى‏هايى را كه علم تو به آن احاطه دارد و به تو پناه مى‏برم از همه بدى‏هايى كه تو به آن علم دارى و بار خدايا! از تو مى‏ خواهم سلامتى و عافيت را در تمام كارهايم و به تو پناه مى ‏برم از خوارى در دنيا و عذاب آخرت.»

تکامل دعا به دعا براي امام زمان (عج) است.

شب جمعه است به زبان اميرالمومنين عليه السلام دعا کن . دعاي کميل از سريع الاجابه ترين دعا هاست.و دعاي مشکل گشا است .

کُل خير در معرفت مولايمان علي عليه السلام است و هم جوارحي بر فاطمة الزهرا سلام الله عليها ست.کُل خير صاحب خير است يعني خود خداوند.

تکامل دعا به دعا براي امام زمان (عج) است.به طوري که امام صادق عليه السلام دست هايش رابالا مي آورد و مي گفت: خدايا دعا کردن براي مهدي (عج) را هيچ وقت از ياد من نَبر.

عالم بزرگوار مي گويد ختمي داشتم و در مکاشفه اي امام حسن مجتبي عليه السلام را ديدم به امام حسن مجتبي عليه السلام عرض کردم آقادستوري بدهيد و امام فرمودند بر منبر به مردم بگوئيد:

  1. توبه کنند
  2. براي تعجيل در فرج امام زمان (عج) دعا کنند. اين دعا مثل نماز ميّت نيست که واجب کفايي باشد مثل نماز واجب عيني است و به گردن تک تک شما واجب است.که براي امام زمانتان دعا کنيد.

مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی در اواخر حیات خود نامه اي به يکي از دوستان خود دادند : ای کاش این اذکار و ختومات و این اوراد و زحمات را در راه نزدیک شدن و تقرّب به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام می دادم.

خواندن دو ركعت نماز استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ،مانند نماز صبح و پس از نماز سر پا مي ايستيد دست ها را روي سرتان مي گذاريد و 595 مرتبه بگويد: « يا حُجَّة القائِم ».

پس از اون سر به سجده بگذار و 70 مرتبه بگو: « يا صاحِبَ الزَّمان ادرکني وَ أغِثني»  و حاجت خودش رو درخواست كند.

براي تکامل دعا چند شرط اساسي هم داريم:

1 . يقين و باور بالا

در شهر پيچيد که فلاني در چراغ نفتي اش به جاي نفت آب مي ريزه و تا صبح روشن است و من هم رفتم ديدم بله درست است و چراغش آب مي ريزه و تا صبح هم روشن است  و از مرد پرسيدم قصه چيست ؟ مرد گفت پيري از جايي آمد و مهمانم بود و هر روز غروب برايم صحبت مي کرد و يک شب ديدم نفت ندارم براي چراغ دلم شور افتاد و پير هم داشت حرف مي زد از بسم الله الرحمن الرحيم و متوجه شد و گفت چرا بال بال مي زني  و گوش به حرفم نمي دهي؟ گفتم نفت ندارم براي چراغ. پير گفت لالعجب جاي تعجب است من دو ساعته درباره ي بسم الله الرحمن الرحيم دارم برات حرف مي زنم و تو آن قدر باور نداري که اگه چراغت را به جاي نفت آب کني  و بگي بسم الله الرحمن الرحيم به تو روشنايي خواهد داد.و به من گفت پاشو چراغ را آبش کن و من روشن کردم و تا صبح نور داد و از آن شب به بعد آب شده نفت براي من با يک بسم الله الرحمن الرحيم.

2 . لقمه 

مرحوم علامه سيد حسين در کتابش مي نويسد یکی از شاگردان مرحوم قاضی رضوان الله علیه برای امر تبلیغ به مدرسه طلاب مي رود، ديدم باغبان مدرسه دارد باغچه را بيل مي زند لاغر و تکيده و استخواني اما اين بيل را که مي زند انگار یک جوان قوي داره بيل مي زند. به او گفتم هيکلت به کار کردنت نمي خورد اين قدرت را از کجا آوردي؟گفت جريان دارد. گفتم جريانش را بگو.باغبون دستانش را شست و نشست و من هم نشستم و گفت يک روز در زدند و يک آقاي ژنده پوشي آمد و گفت من مي خواهم شب در مدرسه بمانم گفتم مال طلاب است جا نداريم گفت دوشب مي مانم و مي روم گفتم يک انباري آن جاست ما آشغال ها را مي ريزيم مي تواني آن جا بماني. مرد قبول کرد. نصف شب بلند شدم ديدم دو تا ستون نور از آن اطاق که مرد بود ميرود بالا، آمدم ديدم داره قرآن مي خواند و اين نور از قرآن خواندن اوست.صبح به مرد ماجرا را تعريف کردم او انکار کرد و بهش علامت دادم و باور کرد و گفت من دو روز مي خواستم بمانم حالا که تو ظرفيتش را داري و نور را ديدي مي مانم تا به تو آدابي بدهم .

یک اربعین روزه بگیر و غذا نخور مگر اینکه افطار و سحرت را من بیاورم.

قبول می‌کند و چند روز همان‌طور می‌گذرد و غذایی جز غذای پیرمرد نمی‌خورد.بعد از ده روز،چشمم چنان نوراني شد که تمام شهر را می‌دیدم . ده روز بعدي باطن‌ها را می‌دیدم و ده روز سوم کم‌کم داشتم ملکوت را می‌دیدم تا اینکه شب چهلم در اثر خستگي ذکر دم افطار خوابم برد بلند شدم ديدم سيني غذا هست و روش هم گذاشته‌اند گفتم بنده خدا آورده ديده من خوابم گذاشته رفته و درش را باز کردم و در فکر بودم آيا خودش غذا را آورده يا نه و بوي غذا و من گرسنه نفس غلبه کرد و لقمه برداشتم یک‌دانه گذاشتم و خوردم و لقمه دوم را برداشتم مرد با ظرف غذا آمد و ديد دارم غذا می‌خورم گفت: چه کردي با خودت مگر نگفتم از غذاي کسي نخور و ظرف را گذاشت زمين و گفت اين غذا را از کجا آورده بودي و فهميدم غذا را همسايه که در گمرک کار می‌کرد آورده که اهل رشوه بود. و بعدازآن مرد گذاشت و رفت که رفت و اين ضعف بدن از عشق اوست که ده سال دارم می‌گردم و پیدایش نمی‌کنم و اين قوت بدن از آن چهل شب دلدادگي است. 

3 . زبان

حديث قدسي : خدا فرموده هرگاه ديدي دلت سياه شده و بدنت هي مريض می‌شود و يا دستت دارد تنگ مي شه يقين بدان در موردي که به تو مربوط نبوده حرف زدي.

اگر این‌ها همراه کني ان شالله دعاهايمان و اشکمان و قرآنمان و.. همه به تکامل خودش می‌رسد.

[1][1] سوره الزمر: ۷۳

[2][2] سوره الزخرف: ۷۲