بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

هر که گوید سخنی لحظه افطار ولی       دم افطار فقط ذکر حسین شیرین است
رمضان ماه حسین است خدا می‌داند          ربناهای مرا ذکر حسین آمین است

امسال در ماه رمضان دل‌های ما گره به امام حسین علیه‌السلام و کربلایش خورده است.

در زیارت امام رضا علیه‌السلام و در زیارت‌های دیگر می‌گویند بروید بنشینید و نماز و ذکر و قرآن بخوانید و زمانی که خسته شدی بنشین نگاه کن حرم و ضریح را نگاه کن و به تفکر بپرداز، اما در باب زیارت حسین علیه‌السلام می‌فرمایند: زور ثم فانصرف؛ زیارت کن و تندی برو بیرون، زیرا در زیارت حسین علیه‌السلام یا باید در حال سوختن باشی یا در حال گریه و زاری باشی، چون می‌خواهی کجای حرم حسین علیه‌السلام بنشینی؟! که بدن و خون و اشک حسین‌علی‌ها سلام آنجا به زمین ریخته نشده باشد؟ می‌خواهی پایین پا بنشینی؟ جایی که بدن علی‌اکبر دفن شده؟! می‌خواهی بالای سر بنشینی؟! جایی که بدن نازنین بی‌سر ایشان آنجا دفن شده؟! آنجا اصلاً جای نشستن پیدا نمی‌کنی…! مگر این‌که بیایی و در صحن‌ها بگردی و بنشینی. بارها به شما گفته‌ام که فاصله بین‌الحرمین حرم حسین و ابو فاضل علیه‌السلام به فاصله صفا و مروه است. بعضی از عرفا می‌گویند این فاصله را هفت مرتبه بیاوبرو، ذکر و سلام‌وصلوات بده تا انشا الله هم ثواب قبر حسین علیه‌السلام را ببری و هم ثواب سعی میان صفا و مروه را.

مقدمه بحث

ضرورت همراه بودن روزه را با سکوت را برای شما بیان کردیم. خدا قوتی بدهد که ماه رمضان عادت به تقوا پیدا کنیم و بعد ماه رمضان نیز باتقوا زندگی کنیم. تقوا اولش ترک است و اول ترک، ترک حرف‌های بیهوده است.

چرا گناه زبان از در بین اعضای بدن از همه بدتر است و خیلی روی نگه‌داری زبان از حرف بیهوده، حرف بد، تأکید کرده‌اند؟!

ما چشم هم داریم، اما خدا این‌قدر در باب نگه‌داری و حفظ آن تأکید نکرده است، گوش هم گناه می‌کند، دست هم گناه می‌کند اما خدا این‌قدر رویش تأکید نکرده است، اما در باب گناه زبان بسیار تأکید شده زیرا که ارتباط زبان با مردم است، هر چه را که زبان بگوید در اجتماع تأثیر‌گذار است. زیرا گناه چشم، گناه خودم است، گناه دست و گوش به خودم برمی‌گیرد اما اگر با زبان دروغ بگوید، آبرویی کسی ریخته می‌شود، اگر غیبت کند آبروی مردم ریخته می‌شود، اگر شعار نابجایی بدهد باز آبروی کسی ریخته می‌شود…. زبان، ارتباط با مردم است، اگر ذکر بگوید نجات مردم را در پی دارد، اگر خلاف بگوید جامعه تحت تأثیر قرار می‌گیرد، اگر خیر بگوید، نجات مردم است … به همین جهت خداوند به مراقبت و نگه‌داری آن بسیار تأکید کرده است.

خواص ذکر یا علی:

یک دارو برای تهذیب نفس عادت کردن به ذکر یا علی است، مدتی عادت کنید هنگام نشستن و برخاستن و کار کردن ذکر یا علی بگوید. در دلت، آشکار، پنهان بگو یا علی، مدت زیادی بگوید و بر آن مداومت داشته باشید. تا کمک‌کار شما باشد، تا بتوانید گناه زبانی و حرف‌های بیهوده را ترک کنید.

ماه رمضان ماه اجابت دعاست

حدیث داریم دعاهای را که در ماه رمضان مستجاب نشد دیگر دنبالش نرو.

چه دعایی در ماه رمضان بخوانم بهتر است؟!

 مدام بگو ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه و فی الاخره الحسنه و قنا عذاب النار، این دعا تنها برای قنوت نیست.

آمدند حضرت زهرا سلام‌الله علیها نزد پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه و فرمودند: یا رسول‌الله! یک دعای جامع برای قنوت نماز به من بیاموزید. جبرئیل آمد و گفت خدا می‌گوید به فاطمه بگو در قنوت نمازش بخواند این دعا را.

دم‌به‌دم در ماه رمضان از خدا بخواه، دعا کن، دهانت بسته نباشد.

از امروز دهه مغفرت آغازشده است

 خدا غفار است و غفور با یک نامش گناهان را می‌بخشد و بانام دیگرش بندگان را که طالب هستند در صراط مستقیم نگه می‌دارد، یعنی تجلی اسما خداوند از امروز به ما دو گانه است، با اسم غفوریش ما را می‌بخشد و با اسم غفارش ما را در صراط مستقیم قرار می‌‌دهد تا در آینده دچار گناهان کبیره و خطرناک نشویم. در پایان این دهه خدا برات آزادی از آتش جهنم را به ما می‌دهد.

مباحث مربوط به ماه رمضان

عرض کردیم که در ماه رمضان دو مسئله باید برای ما روشن بشود وگرنه عبور از ماه رمضان نکرده‌ایم.

1-               بدانم معنای روزه چیست؟ تکامل روزه به چیست؟

2-               بدانم اگر این ماه، ماه ضیافت الهی است من کجایی این مهمانی هستم؟ آیا در صف گنه‌کاران هستم؟ آیا در صف مهمانان خاص هستم؟ آیا من جز عوام هستم؟ آیا من جز خاص‌الخاص‌ها هستم؟ جز عابدان هستم؟ جز توبه کننده‌گان هستم؟ جایت را باید در ماه رمضان پیدا کنی. این دو مسئله دغدغه اصلی یک روزه‌دار است.

معرفی روزه

یک حدیث قدسی برای شما بیان کردیم که خداوند در آن روزه را معرفی می‌کند.

ای احمد! می‌دانی روزه چیست؟ پیامبر فرمود: خدایا تو خود می‌دانی. خدا فرمود: اولین جز بندگی من سکوت و روزه است. (جالب این است که در تمام احادیث قدسی روزه با سکوت آمده است، و هم چنین در تمامی روایات ما روزه همراه سکوت بیان شده است. (یعنی شکم خالی، اما دهان باز برای گفتار زیاد فایده نمی‌بخشد.) حدیث را تا به این جا در جلسه گذشته بیان کردیم که خداوند زمانی که به بنده‌ای حکمت بدهد (در صورتی که روزه و سکوت را باهم داشته باشد) او: 1- با نور حرکت می‌کند 2- برای اعمال و اعتقاداتش دلیل و برهان دارد 3- برای دردهایش شفا دارد 4- برای کمبود‌هایش رحمت خدا را در مسیر زندگی دارد.

نتیجه این حکمت و آثار آن این است که آن بنده: نور برای لحظات تاریک در زندگی، برهان برای مقابل شیاطین نفسانی و خارجی، شفا برای دردهایش و رحمت برای کمبودهایش دارد. و زمانی که این چهارتا را داشت: اولین اتفاقی که می‌افتد این است که به عیب‌های خودش بینا می‌شود. پس به عیوب مردم نمی‌پردازد و به اصلاح خودش می‌پردازد.

آیا من در ماه رمضان این خصلت را به دست آورده‌ام که به عیوب خودم بینا شده باشم؟! این‌ها ملاک است که ببینیم روزه من قبول‌شده است یا نه.

باوجدان، خوبی‌ها و بدی‌ها را وسط می‌ریزد ببیند که کدام بر دیگری برتری دارد، اگر بدی‌ها بر دیگری برتری داشت پس ما را یکسر به جهنم می‌برند و اگر خوبی‌ها برتری داشت بر بدی‌های من، ولی آن‌قدر نیست که مرا به بهشت برساند در اینجا حضرت زهرا سلام‌الله علیها فرمودند: من برایتان جبران می‌کنم.

چگونه عیب‌های خودم را پیدا کنم؟

در مثنوی مولانا آمده است در شناخت عیب‌های خودت مانند مردی باش که در بیابان راه‌رفته، خار در پایش رفته است، یک‌پا را بلند می‌کند روی پای دیگر می‌گذارد سپس انگشتش را تر می‌کند و می‌مالد تا نقطه درد را پیدا کند بعد باظرافت با سوزن خارها را از پوست یکی‌یکی بیرون می‌کشد.

در خودت این‌گونه حلاجی کن؛ کجای من عیب دارد آن را بیرون بکش وگرنه آماس می‌کند، عفونت می‌کند وگرنه غده‌ای می‌شوی برای جامعه و اطرافیان.

پس پرداختن به عیوب خود، نتیجه حکمتی است که خدا به بنده‌ای داده که روزه همراه سکوت داشته است.

ادامه حدیث قدسی: ای احمد! هیچ عبادتی نزد من از روزه و سکوت محبوب‌تر نیست.(اینجا نگفت نماز شب، نگفت صدقه، نگفت خواندن قرآن، نماز جماعت….) ای احمد! آن‌کس که روزه می‌گیرد اما زبانش را از گفتار بیهود نگه نمی‌دارد مانند کسی است که وضو بگیرد، جانماز بیندازد، قامت نماز را ببندد اما قرائت نداند، به شکل نمازگذار در آمده است اما نماز نمی‌خواند. ای احمد! من خدای مهربانم، آن‌قدر که ثواب این ایستادن را به او می‌دهم اما ثواب نمازخوان نزد من ندارد. (من اجر بنده‌ام را ضایع نمی‌کنم)

ای احمد! می‌دانی عبادت من چه زمان کامل می‌شود؟ چه زمانی به او می‌گویم بنده؟!

(توضیح این کلمه:

این جمله (بنده) بسیار قشنگ است، درزمانی که پیامبر را به معراج برده بود از او پرسید که تو را چه صدا بزنم؟! بگوم یا حبیبی؟ بگویم یا رسول الله؟ به تو بگویم خاتم الانبیاء؟ و یا به تو بگویم عبدی! خوش آمدی؟! حضرت فرمودند: به من بگو عبدی. عبد یعنی عبادت کننده، عبادت‌گر)

پیامبر فرمود: خدایا تو بهتر می‌دانی. خدا فرمود: درحالی‌که که بنده من هفت ویژگی را باهم داشته باشد (همه را باید باهم داشته باشد وگرنه کامل نخواهد بود) به او بنده خواهم گفت:

1-              پارسایی که او را از گناه من منعش کند.

توضیح این مورد: حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: خدا دنیا را برای شما میدانی برای تمرین قرار داده است.

آخرین و کامل‌ترین و سخت‌ترین تمرین در دنیا که اگر از آن نمره بیاوری بهت رتبه می‌دهند، تمرین تقوا است، اگر در این تمرین کم بیاوری تمرین‌های قبلی تو را هم حساب نمی‌کنند.

 معنای تقوا: تِ تقوا به معنای ترک است و این ترک کردن سخت است. در تمام عمرت باید یک سری چیزها را ترک و یک سری چیزها را ترک نکنی. خوردن آسان است، نخوردن سخت، دیدن آسان است، ندیدن سخت، آن‌قدر تقوا داشته باشد که زمانی که زمینه گناه فراهم است به خاطر خدا آن را ترک کند. این تمرین تقوای اوست که با آن رتبه نمره می‌گیرد.

2-              سکوتی که او را از گفتن آنچه مهم نیست بازدارد.

حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: آنچه از دهانت درمی‌آید املایی است که تو می‌گویی و مَلک روی شانه‌ات آن را می‌نویسد؛ در آخر شب خدا آن املای تو را نمره می‌دهد. (پس خوب بنویس، نه فحش و ناسزا و غیبت…)

3-              بنده من ترسی از من داشته باشد که هرروز به خوف او اضافه شود.

هرروز که از قرآن بیشتر می‌خوانی باید به خوف تو اضافه شود هرروز از ماه رمضان را که روزه می‌گیری باید خوف و ترس تو از خداوند بیشتر شود.

آقا شیخ عباس قمی؛ مردی که با هر طواف کننده‌ای که از کتاب او استفاده می‌کند ثواب می‎برد، با هر زیارت عاشورای که خوانده شود او هم ثواب می‌برد، به تعداد روزه‌دار‌ها او ثواب می‌برد، هر کس جوشن بخواند، هر کس جامعه بخواند، زیارت حسین علیه‌السلام می‌کنی، او هم ثواب می‌برد. چرا این عمر این‌همه برکت دارد؟! آقازاده ایشان نقل می‌کند که پدرم داشت نماز می‌خواند سوره یس را قرائت می‌کرد رسید به آن آیه که خدا می‌فرماید: این جهنم همان جهنمی است که ما به شما وعده کرده بودیم. گفت پدرم از خواندن این آیه هی گریه کرد و هی خواند و گریه کرد و می‌گفت خدایا پناه به تو می‌برم از این جهنم، نشست و گریه کرد و گفت پناه می‌برم به تو از آتش جهنم، نشست، نمازش شکسته شد و تا صبح دیگر نتوانست نمازی بخواند، از شدت ترسیدن از این آیه!! این گریه کردن از علائم ترس از خداست. داشتن چشم خشک ترسناک است.

4-              حیایی که در خلوت از من ملاحظه کند و گناه نکند

به خدا قسم اگر کسی ملاحظه خدا کند و از خدا حیا کند و ترک گناه کند آتش دنیا و قیامت بر او سرد می‌شود.

در قرآن آمده است که همه وارد جهنم می‌شوند، هر کس به‌گونه‌ای رد می‌شود و این مسیر را طی می‌کند اما عده‌ای می‌آیند که آتش با آن‌ها کاری ندارد، آن‌ها کسانی هستند که از خدا خجالت کشیدند، از خدا حیا کردند، حتی در خلوت‌ها.

چرا سفارش شده است که در خانه تنها نمانید؟!  زیرا زمانی که تنها شدی شیطان می‌آید و هوا و هوس انسان را تحریک می‌کند، در آنجا دیگر فرار کردن از آن موقعیت بسیار سخت است.

5-              غذایش در تمام ایام به‌قدر ضرورت باشد

از زمانی که ما بسیار غذا خوردیم مریضی‌ها بیشتر شد، از روزی که به تفنن غذا خوردیم، زیاده‌روی کردیم پس مریضی‌ها بیشتر شده است.

طبیب نصرانی آمد به مدینه به رسول‌الله عرض کرد که اعلام کنید که من طبیبی حاذق هستم پس مردم مراجعه کنند، زمانی گذشت و کسی به او مراجعه نکرد، پرسید یا رسول‌الله اهل مدینه مریض نمی‌شوند، ناخوش نمی‌شوند؟! سِّر آن چیست؟ پیامبر صلوات الله فرمود: من دستوری به آن‌ها داده‌ام که تا کاملاً سیرنشده‌اند دست از غذا بکشند و تا کاملاً گرسنه نشدند چیزی نخورند. پس مریض نمی‌شوند.

6-              عبادتگر دنیا را دوست نداشته باشد و به آن عشق نداشته باشد

دنیا مثل‌چی است؟! مثل‌اینکه شما بیاید به منزل ما، در سینی طلا بسیار زیبا برای شما میوه بیاورم، میوه برای شماست یا سینی آن؟! میوه، شما میوه را می‌خوری و نه سینی را، حق بردن سینی را هم هنگام رفتن نداری؛ دنیا مانند آن سینی است که خدا در آن خوراکی‌های چیده است، وسیله‌های چیده است تا مدت‌زمانی که زنده هستیم و در این دنیا زندگی می‌کنیم از آن‌ها استفاده کنیم، به سینی چه‌کار داری؟! می‌خواهی آن را زیر بغلت بگذاری؟! نمی‌گذارند، آن را ازت می‌گیرند. دنیا تنها یک وسیله است.

7-              وقتی عبادتگر عبادتش کامل می‌شود که با نیکوکاران ارتباط برقرار کند.

خداوند اهل نیکی را دوست دارد، از کجا روش و منش آن‌ها را یاد بگیرم؟! در ماه رمضان با قرآن. وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا[1][1]

ادامه بحث شفا دهندگی قرآن

بزرگی فرمود: در قرآن داروی درد نادانی برای دانشمندان است. قرآن داروی درد شک و تردید است، به هر چه شک داری در قرآن می‌توانی آن را جستجو کنی و جوابت را پیدا کنی. قرآن کتابی است که هر تردیدی را به باور می‌رساند چون قرآن دارای استدلال و منطق است. داروی کسانی است که می‌خواهند عارف شوند، کسانی که می‌خواهند به معرفت حق برسد؛ یک‌چیز می‌تواند او را به معرفت حق برساند، قرآن است.

قرآن داروی درد ناامیدی است برای ناامیدان، از چه ناامید هستی؟ برو سراغ قرآن، از سلامتی ناامیدی؟ برو سراغ قرآن. از رزق و روزی ناامید هستی؟ برو سراغ قرآن. از بلا و مرض می‌ترسی؟ برو سراغ قرآن. از فقر و بی‌آبرویی می‌ترسی؟ برو سراغ قرآن.

از چه ناراحت و مضطرب هستی، بابت چه دلت شور می‌زند؟ برو سراغ این سه آیه قرآن که هر صبح باید آن‌ها را بخوانی: آیه اول: فالله خیر حافظا و هو ارحم‌الراحمین[2][2]2- إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذي نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّي الصَّالِحينَ[3][3]  3- فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ[4][4]

غصه هیچ‌چیز را نخور! خواندن این سه آیه از خطرات روزگار مصونت می‌دارد. می‌توانی به نیابت از بچه‌هایت هم بخوانی.

ادامه شفا دهندگی قرآن: قرآن داروی است برای کسانی که درد شوق لقا خداوند رادارند، برای کسانی که دل‌تنگ خدا هستند.

قرآن سه نوع شفا دهندگی دارد:

1-       شفای عموم به‌وسیله نعمت‌هایش است؛ بخش اعظم قرآن تکرار نعمت‌های است که خدا آفریده است. چیزهای را که بهت داده است. عوام مردم چشمشان به نعمت خدا است. با این نعمت‌ها دردهایشان دوا می‌شود و زمانی که خدا به ایشان می‌دهد شفا می‌گیرند. روزی بدهد، مال بدهد، آبرو بدهد، مریضی آن‌ها را شفا بدهد…

خدا به موسی گفت: مردم را با من دوست کن، این کافی نیست که تو من را دوست داری. موسی گفت چگونه مردم را با تو دوست کنم؟! خدا فرمود: نعمت‌های من را برای عوام مردم بگو تا من را دوست داشته باشند.

2-شفای قرآن برای مؤمنین به این صورت است:

خدا می‌گوید: شفای این‌ها در سخن من است (در قرآن) باید با من رابطه کلامی داشته باشند. باید نصیحت‌های مرا گوش کنند. مرا صدا بزنند و با من حرف بزنند و دستور مرا بگیرند و عمل به دستورم کنند تا دردهای جسمی و روحی آن‌ها شفا بگیرد.

3ـ شفای قرآن برای خاص الخاص‌ها که تنها خدا را می‌خواهند، بنده‌های ویژه هستند که خود خدا را می‌خواهند، شفای آن‌ها به لقای خداوند است. خدا یک بنده‌های دارد که دنیا را یک کوچه بن‌بست می‌دانند در کوچه بن‌بست هر جا بروی باید برگردی سر کوچه چون راهی نداری. بعضی‌ها این را نمی‌دانند و همه نمی‌فهمند، این را پیامبر می‌فهمد که در سجده می‌گوید: أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ – از خودت به خودت پناه می‌برم.

 مثل جنید و شاگردش، شاگرد بی‌ادبی کرده بود، پس کلاس نمی‌آمد و مسجدی که جنید می‌رفت او نمی‌رفت و مدام خودش را از استاد قایم می‌کرد و سعی می‌کرد تا با او روبرو نشود، خجالت می‌کشید استاد را ببیند. یک روز در کوچه با استاد برخورد کرد، فرار کرد، استاد به دنبالش رفت، تا رسیدند به یک کوچه بن‌بست، مجبور شد برگشت، افتاد در بغل استاد، گفت: کجا می‌روی؟ خدا در ماه رمضان می‌گوید یازده ماه رفتی، دنیا کوچه بن‌بست است بیا. هیچ راهی برای دررفتن نداری! فرار کنم باز به‌سوی خودت می‌آیم.

خدا شفایی را در قرآن گذاشته در حسین هم گذاشته است.

 در نام حسین، یاد حسین، زیارت حسین، چای روضه حسین، فرش زیر پای گریه‌کنان حسین، زائر حسین، روضه حسین در برادر حسین، در بچه‌های حسین ….. حالا ببین تربت حسین چه شفایی می‌دهد…

چرا تربت حسین شفا می‌دهد؟! به این خاطر که اشک حسین روی این خاک ریخته شده است. در هنگامی‌که در بالای سر علی‌اکبر آمدند، برای زینب گریه کرده‌اند، برای علی‌اصغر…