بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا اغيثيني

از امروز یا فردا تا روز 21 ماه مبارک رمضان پس از نماز صبح و تا قبل از نماز ظهر توسل به علی(ع) بگیرید به این صورت که 70 مرتبه بگویید ” لا فَتی اِلّا عَلی لا سَیفَ اِلّا ذوالفَقار ” جوانمردی مانند علی(ع) در عالم وجود ندارد و شمشیری مانند ذوالفقار علی(ع) در عالم و جود ندارد. بزرگانی مانند آیه الله کشمیری تأکید می‌کنند کسانی که عیوب و بدی‌هایی در نفس خوددارند و نمی‌توانند برطرف کنند به نیت تهذیب نفس و درمان بدی‌های خلقی این ذکر را مدتی مداومت کنند.

این روزها که ما در این مجالس می‌نشینیم و قرآن می‌خوانیم و توسل به اهل‌بیت(ع) پیدا می‌کنیم باید قدر خود را بدانیم زیرا حدیث داریم که تا وقتی‌که شما مشغول به خواندن قرآن هستید ملائکه بزرگواری شمارا حفظ می‌کنند، ایمان و جان و مال و اولاد شمارا حفظ می‌کنند و تا وقتی شما مشغول به اولاد فاطمه(س) هستید و از مناقب ایشان می‌گویید و می‌شنوید و یا عزاداری می‌کنید؛ اولاد فاطمه(س) هم تمام امور زندگی شمارا حفظ می‌کنند. نقل می‌کنند که در کاشان جلسه روضه‌ی هفتگی برقرار بود به نام ابوالفضل(ع). نوبت به خانه‌ای افتاد، خانم خانه از صبح مشغول به تدارک برای این روضه بود. فرزند این خانم در حال رفتن به مدرسه بود که درراه ، چاهی که مأموران شهرداری برای فاضلاب کنده بودند، ناگهان خالی می‌شود و او در آن می‌افتد. به مادر که خبر می‌دهند او برسر زنان بیرون از خانه می‌دود که پرچم روضه خانه خود را می‌بیند و آن را به سینه می‌فشارد و می‌گوید یا باالفضل! روضه متعلق به شما و برادر شماست نگذارید روضه برادر شما تبدیل به عزای پسر من شود! مادر به سمت محل حادثه دوید اما تا ماشین آتش‌نشانی بیاید و وسایل را آماده کند مدت زیادی طول کشید و همه مطمئن شده بودند که بچه از بخارات چاه زنده بیرون نخواهد آمد؛ اما داخل چاه که رفتند دیدند بچه خراشی هم بر تن ندارد؛ بچه را دلداری دادند که ترسیده‌ای؟ گفت من ذره‌ای هم نترسیدم زیرا هنگامی‌که پایین افتادم خانمی مرا به بغل گرفت و گوشه‌ای نشاند و دستی بر سر من کشید و آبی به من داد و  فرمود نترس من می‌نشینم تا بیایند و تو را بیرون آورند؛ مادرت به کارِ پسر من مشغول است و من هم حواس ام به پسر اوست.

این جریان برای ما هم صادق است ضمن اینکه امام زمان(عجب) فرمودند گریه بر جدّ غریب من امام حسین(ع) که می‌کنید من به شما التماس دعا دارم زیرا که آن لحظه دعای شما مورد اجابت است. پس دعا کنیم که خداوند همه دردها را دوا بفرماید و مشکلات را حل کند و همه جوانان را به راه راست هدایت فرمایند و عاقبت‌های ما را ختم به خیر بگرداند…      

ما این روزها بحث کردیم که باید در ماه رمضان دو مسئله را درک کنیم مسئله اول اهمیت روزه‌داری و اثر آن است که پیامبر(ص) در حدیثی 60 اثر از روزه را برشمردند، فردی سؤال کرد یا رسول‌الله! این ماه که این‌همه نورانی و پربرکت است آیا حیف نیست که سالی یک‌بار است؟ پیامبر(ص) گریستند و فرمودند به جان خودم قسم اگر روزه‌داران از مواهب و برکات این ماه به‌درستی استفاده کنند سرمایه یازده ماه دیگر را به دست آورده‌اند که در برخی جاها نوشته‌شده سرمایه تمام عمر خود را به دست آورده‌اند که دیگر دچار گمراهی و ضلالت نشوند.

حال از کجا بدانیم که خیروبرکت این ماه شامل حال ما شده و ما آن را دریافت کرده‌ایم؟ سه علامت دارد:

1)   روزه باعث بیداری دل می‌شود.

2) انسان در این ماه و در سایه دعاها و قرآن و شب‌زنده‌داری‌ها، از خواب غفلت بیدار می‌شود.

3) اثر روزه‌داری به انسان حکمت می‌دهد. یعنی عقل انسان را فعال می‌کند و انسان را به تفکر وامی‌دارد.

ماه رمضان غفلت‌ها را دور می‌کند و انسان را از خواب بیدار می‌کند و دل‌های مرده را زنده می‌کند و علامت آن این می‌شود که روزه‌دار در سه مقوله فکر می‌کند که اگر این اتفاق برای او نیافتد روزه‌دار نبوده است:

1) تفکر در نعمت‌هایی که خداوند به او داده است. مثلاً همین نعمت سلامت که می‌توانیم روزه‌بگیریم و می‌دانیم که باید روزه‌بگیریم و یا همین نعمت دورهم نشستن و از خدا و پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) سخن گفتن. این روزها با دیدن روزه‌خواری‌ها و بی‌حجابی‌ها ما نباید بگوییم که چقدر روزه‌خوار و بی‌حجاب زیاد است بلکه باید گفت چقدر زیاد شدند آن‌هایی که از چشم خداوند افتاده‌اند و خداوند نمی‌خواهد آن‌ها روزه‌بگیرند و صدای ماه رمضان را به آن‌ها نرسانده است و آن‌ها را رها کرده است زیرا که خداوند می‌فرماید بنده‌ام که از چشمم افتاد دیگر برایم مهم نیست که چه می‌کند و دعا هم کند به اجابت نمی‌رسانم.

2) تفکر در گناهانی که کرده‌ام و اینکه آیا آن‌ها را پاک‌کرده‌ام؟ آیا توبه‌ای کرده‌ام و با عملی آن را پاک‌کرده‌ام؟

3) تفکر برای سرمایه عمرم که لحظه‌لحظه می‌رود و من نباید آن را تلف کنم. حکایت ما حکایت آن پیرمرد روستایی است که گردوهایش را چیده و می‌فروخت. روزی رِندی آمد و گفت گردو دانه‌ای چند؟ پیرمرد گفت پنج تای آن‌یک قِران است، او گفت یک‌دانه آن چند می‌شود؟ پیرمرد فکری کرد و گفت یک‌دانه آن مجانی است و یک‌دانه به او داد. مرد رند رفت و فردا آمد و دوباره همان سؤال را کرد و یک‌دانه گرفت و رفت و روزها همین کار را تکرارمی کرد تا اینکه روزی پیرمرد متوجه شد که او نیمی از گردوهایش را مجانی برده است؛ عمر ما همین گردوهاست که شیطان در ابتدا نمی‌آید و همه را ببرد بلکه هرروز، ساعتی یا ساعت‌هایی را به‌غفلت و بطالت می‌برد.

پیامبر(ص) در اهمیت روزه و روزه‌داری فرمودند: بافضیلت تریم فرد از شما نزد خداوند کسی است که گرسنگی‌اش طولانی‌تر است.( گرسنگی، یا به روزه واجب یا مستحب و یا اصلاً به کم خوردن که خداوند فرموده معده‌ات را سه قسمت کن قسمتی آب و قسمتی غذا و قسمتی هم خالی. یوسف (ع) بااینکه عزیز مصر هم شده بود و دیگر غلام نبود اما همیشه گرسنه بود و سیر نمی‌خورد، از او پرسیدند که چرا شما بازهم گرسنه هستی؟ او فرمود: می‌ترسم که شکمم را پرکنم و از منزلت ام نزد خداوند کاسته شود و از چشم او بیافتم؛ و همیشه سیر باشم و درد گرسنه را نفهمم.)

خداوند به پیامبر(ص) فرمود: ای رسول! آیا میدانی بنده در چه وقت بیشتر به من نزدیک می‌شود؟ پیامبر(ص) فرمودند خدایا تو بهتر می‌دانی. خداوند فرمودند: زمانی که گرسنه است و یا در حال سجده هست.( بنده زرنگ از این حدیث استفاده می‌کند و وقتی‌که گرسنه است از روزه‌داری، به سجده می‌افتد و خدا را شکر می‌کند که توفیق روزه‌داری به او داده است.)

فواید دیگر روزه‌داری را باید در قرآن جستجو کرد و به قرآن نمی‌توان وارد شد مگر اول از طریق قرائت. عجیب است که خواندن قرآن، امر خداوند است و اولین دستوری که خداوند به مسلمان داده است ” اِقرَاء ” است یعنی بخوان.

این دستور قبل از هر دستور دیگری به مسلمان داده‌شده است و فرموده بخوان آن‌قدر که برایت میسر است اما امام صادق(ع) از قول پیامبر(ص) نقل می‌کند که قرآن عهد خداوند بر بندگانش است و سزاوار است هر مسلمانی هرروز به این عهد خدا نگاه کند و پنجاه آیه از آن را هرروز بخواند.

این روزها باب شده که می‌گویند ما که آن را نمی‌فهمیم چرا بخوانیم؟ مرحوم امام خمینی به پسرشان سید احمد فرمودند پسرم مبادا به دلیل نفهمیدن قرآن، آن را نخوانی که این بهانه، یکی از حیله‌های شیطان است که مردم را از خواندن قرآن دور کند. فرزندم! قرآن، نامه محبوب به سمت مُحب است( همین‌که این نامه را بخوانی حتی اگر نفهمی، خداوند به خاطر این محبت، و این حرمتی که قائل شده‌ای  دری به دلت از قرآن باز می‌کند.)

جناب سید قطب نقل می‌کند که با کشتی از مصر به امریکا می‌رفتیم 120 مسافر بودیم که فقط شش مسلمان بودیم و بقیه از کشورهای دیگر بودند. روز جمعه شد و ما از ناخدا اجازه گرفتیم و صف بستیم و نماز جمعه را خواندیم من خطیب نماز جمعه شدم و با زبان عربی شروع به صحبت کردم، مردم کم‌کم جمع شدند من مشاهده کردم که هر جا خودم صحبت می‌کنم مردم متحیر نگاه می‌کنند ولی هر جا از قرآن می‌خوانم  برخی رنگ‌ها می‌پرد و چشم‌ها پر از آب می‌شود؛ نمازمان که تمام شد خانمی آمد و گفت من اهل یوگسلاوی هستم زبان شمارا نمی‌فهمم اما گاهی چیزهایی می‌گفتی که حال من دگرگون می‌شد و روح القُدُسی می‌شد و مو بر بدن من راست می‌شد؛ به او گفتم آن قسمت‌ها، من از قرآن می‌خواندم. نوای قرآن تأثیر خود را می‌گذارد و دل را دگرگون می‌کند.

امام سجاد(ع) فرمودند: اگر در شرق و غرب عالم یک نفر جز من نباشد من نه می‌ترسم و نه مضطرب می‌شوم و نه دل‌تنگ می‌شوم و نه احساس غریبی می‌کنم، تا وقتی‌که قرآن با من است.

– امروز هم ما مثل دیروز آیه‌ای دیگر را از قرآن بحث می‌کنیم:

 خداوند در سوره یونس در آیه  57 درباره شفاعتِ قرآن در چهار مرحله سخن می‌گوید:

” يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ” ﴿۵۷﴾ اى مردم به‌یقین براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌ای و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.

خداوند در این آیه، اول از قرآن، به‌عنوان موعظه یاد می‌فرماید؛ موعظه چیزی است که امروزه در جامعه ما کمبودش بسیار احساس می‌شود.

سپس می‌فرماید قرآن شفای دردهای درون سینه‌های شماست. یعنی بیماری‌های درونی مثل بدخواهی و کینه و ریا و خودبینی و کبر و … را قرآن با موعظه‌هایش درمان می‌کند.

و در ادامه آیه می‌فرماید وقتی مرض در دل‌های شما برطرف شد، شما در مسیر هدایت قرار می‌گیرید و آنگاه است که برای شما نزول رحمت انجام می‌شود.

پس 1) اگر موعظه نباشد، 2) شفا هم رخ نخواهد داد و3) هدایت و4) رحمتی هم صورت نخواهد گرفت.

خداوند در جای دیگر در آیه 27 سوره فرقان می‌فرماید: وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ﴿۲۷﴾ و روزى است كه ظالم دسته‌ای خود را مى‏گزد [و] مى‏گويد ای‌کاش با پيامبر راهى برمى‏گرفتم.

در این آیه ظالم، آن‌کسی است که به خود بد کرده است و نفس خود را بیمار رها کرده است که درنتیجه، جان خود را به سمت جهنم هدایت کرده است؛ او دسته‌ای خود را به فرمایش پیامبر(ص) تا مچ می‌گزد و می‌گوید ای‌وای بر من! ای‌کاش آنجایی که می‌توانستم در دنیا، تلاش می‌کردم و راهی به وجود پیامبر(ص) پیدا می‌کردم.

این جمله بسیار جای تفسیر دارد اما اگر بخواهیم آن را بسیار ساده تفسیر کنیم باید بگوییم یعنی ای‌کاش من در دنیا از آن‌همه خصال پیامبر(ص) به یک خصلت ایشان مُزَیَّن می‌شدم. ای‌کاش در مدارا و مهربانی و سخاوت و عفو و بخشش و… ذره‌ای به ایشان شبیه می‌شدم و راهی به ایشان پیدا می‌کردم!

معنای دیگری هم هست که: به پیامبر(ص) عرض کردند: یا رسول‌الله! ما را هم شفاعت کنید، ایشان فرمودند: کاری کنید که آنجا شمارا بشناسم تا بتوانم شمارا شفاعت کنم. که اگر ما کاری نکنیم که ایشان ما را بشناسند دست خود را می‌گزیم که‌ای کاش کاری کرده بودیم که ایشان ما را می‌شناختند و شفاعت می‌کردند.

در ادامه آیه می‌فرماید:  يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿۲۸﴾  ای‌وای كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.

لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي كَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿۲۹) زیرا از وقتی‌که باهم دوست شدیم ذکر خدا را از یاد من برد و من را باخدا بیگانه کرد و این نقشه شیطان است.

چقدر در این آیات خداوند زیبا موعظه کرده است. قرآن همه گروه انسان‌ها را از عارف  و مؤمن و متقی و کافر و … را نصیحت می‌کند اما آنجایی که بحث از احکام و نماز و روزه است می‌فرماید ” یا اَیُها الذینَ آمَنوا ” ای کسانی که ایمان آورده‌اید…و آنجایی که بحث از موعظه و نصیحت است می‌فرماید ” یا اَیُها الناس ” ای همه مردم دنیا … و این یعنی دایره نصیحت این‌همه گسترده است و جالب است که معصوم هم معصوم را موعظه می‌کرده است: موعظه پیامبر(ص) به علی (ع)، موعظه علی(ع) به امام حسن(ع) و…

امام صادق(ع) می‌فرمود: پدرم مرا سه نصیحت کرده است و فرموده از این سه چیز فرار کن:

1)  هر کس با دوست بد همراهی کند سالم نمی‌ماند. 2) هر کس از مواضع تهمت پرهیز نکند مورد تهمت قرار خواهد گرفت. 3) هر کس اختیار زبانش به دستش نباشد پشیمان خواهد شد.

به جناب حسن صامت که از عرفا بود گفتند چرا این‌همه ساکت هستید؟ گفت: چه بسیار از سخن گفتن پشیمان شده‌ام اما هرگز از ساکت ماندن پشیمان نشده‌ام.

گفت که فردی به درِ خانه دوستش رفت و در زد و سراغ او را گرفت، پسر آمد و گفت پدرم خواب است، او یک کلمه گفت چه وقت خوابیدن است؟! و رفت. پسر گفت به دنبال او دویدم که بگویم پدرم بیدار شد؛ دیدم به پهنای صورت اشک می‌ریزد و می‌گوید چگونه تو را تنبیه کنم ای زبان که این‌همه فضولی نکنی! به تو چه که الآن وقت خوابیدن هست یا نه! تنبیه ات می‌کنم و یک سال بالش زیر سرت نمی‌گذارم و روی زمین سفت می‌خوابی تا یاد بگیری سخن بیهوده نگویی.

پس قرآن موعظه است و دردهای درونی را شفا می‌دهد. قرآن دردهای بیرونی را هم شفا می‌دهد.

امام صادق(ع) فرمودند: اگر گرفتارید مخصوصاً مبتلابه هم هستید( یعنی به یکدیگر بد می‌کنید یا مبتلابه دِین و قرض و … هستید) ختم سوره انعام بردارید به این صورت که این سوره را در خلوت بخوان پس از تمام شدن سوره بگو ” سُبحانَ العَظیمِ وَ بِحَمده و صَلَ اللهُ عَلی مُحمدٍ وَ آلِ محمد ” سپس در سجده برو و 110 مرتبه بگو ” یا لَطیف اَدرِکنی بِلُطفِکَ الخَفیّ ”  که امام(ع) فرمودند این ختم برای مشکلاتتان کارِ آب می‌کند بر آتش.

اما در کنار قرآن خداوند شفا را در امام حسین(ع) قرار داده است در مجلس ایشان، در تربت ایشان، در گریه برای ایشان، و در زیارت ایشان شفا را قرار داده است همچنین در نام خواهر ایشان، شفا برای بدترین دردها را قرار داده است.

 ما می‌گوییم زینب(س)؛ اما بزرگان که می‌خواهند ایشان را صدا کنند می‌فرمایند:

خدایا تو را به صدیقه صغری، نائبه زهرا،امینه خدا، ناموس کبریا، اختر برج عصمت، گوهر دُرج عفت و ولایت، آسیه اُسوت، هاجر رُتبَت، مريم مَکرَمت، سارا سيرت، صفورا صِفوَت،خدیجه آیت، فاطمه دِلالت، اَمینة الله العظمی، مُوَثقة اولیاء، بنت المصطفی، قرة عین المرتضی، وَ شَقيقةَ الحسن المجتبي، وَ الحسين شهید بکربلا، عالمه ي غير معلمه، فهیمه ي غير مُفَهَمه، عارفه ي كامله، دخت بتول عذرا، جناب زينب كبري(ع) …

و آن‌هایی که عالم‌تر هستند نمی‌گویند زینب(س) بلکه می‌گویند: آن بانویی که:  فَاِنَّ فَضائِلُها وَ فَواضِلها وَ خِصالُها وَ جَلالها وَ عِلمُها وَ عَمَلُها وَ عِصمَتها وَ عِفتها و نُورَها وَ ضياءها وَ شَرَفها وَ بَهاءها تاليةَ اُمُّها فاطمة الزهراء صلوات الله عليهما….