بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا سلام الله عليها اغيثيني

در کتاب ها که زيرو رو مي کنيم درباره ي ثواب زيارت امام حسن عليه السلام دو حديث مي يابيم.

  1. ثواب زيارت ایشان برابر است با ثواب زيارت امام حسین علیه السلام.
  2. ثواب زيارت ايشان برابر است با ثواب زيارت پيامبر (ص)

و پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند : اگر کسي سبط مجتبي را بعد از شهادتش زيارت کند ضمانت شفاعتش در قيامت با من.

تولد فرزندان فاطمه سلام الله عليها نبايد مانند تولد همه ي آدم ها باشد چون خودشان نسبت به ديگران تفاوتي از زمين تا آسمان دارند.

هنگامي که هر فرزند فاطمه سلام الله عليها به دنيا مي آمد جبرئيل و ملائک براي تبريک مي آمدند و دفتري مي آوردند که سرگذشت زندگي شان در آن از لحظه ي تولد تا شهادت نوشته شده بود. امام حسن مجتبي عليه السلام سه چيز را ارث برده بودند ، زيباي صورت را از پيامبر(ص) و شجاعتشان را از پدرشان علي عليه اسلام و و عفت و عصمت را از مادرشان فاطمه سلام الله عليها به ارث برده بودند.

امام حسن مجتبي که متولد شدند ايشان را در پارچه پيچيدند و آوردند و گذاشتند در دامن پيامبر صلي الله عليه و آله جبرئيل آمد اجازه گرفت که خيل ملائک مي خواهند براي تبريک بيايند و ملائک آمدند و تبرک جستند و جبرئيل گفت يا رسول الله خداوند مصحفي دادند که سرگذشت اين فرزندت در آن ثبت و ضبط شده است از تولد و تا امت و مسئله شهادت ايشان که چگونه به زهر شهيد مي شوند در اين مصحف آمده است و رسول الله صلي الله عليه و آله گريه کردند علي عليه السلام شنيدند گريه کردند و فاطمه زهرا سلام الله عليها گريه کردند و خداوند با وعده هاي شفاعت و .. به آن ها آرامش مي بخشيد. مسئله امام حسين عليه السلام متفاوت بود وقتي ايشان به دنيا آمدند و ملائک آمدند و مصحف ايشان را آوردند و در آخر جريان شهادت ايشان را گفتند که ايشان کربلا مي روند و ماجرا را تعريف کردند و وقتي مسئله شهادت ايشان را گفتند آن مادر تازه بچه به دنيا آورده حضرت زهرا سلام الله عليها آن قدر گريه کرد و بي تابي کرد که جبرئيل نازل شد و مصحفي براي فاطمه الزهرا سلام الله عليها آوردکه خداوند آن جا با وعده ي وجود مهدي صاحب زمان (عج) و ظهور ايشان را وقتي به فاطمه الزهرا سلام الله عليها داد ايشان آرامش پيدا کرد.

در لحظات شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام امام حسين عليه السلام وارد شد و لحظات شهاد بود و ديد صورت زيباي امام حسن عليه السلام سبز سبز است و دست ها سبز است و امام پيرهن برادر را بالا زد ديد بدن سبز سبز است و سئوال کرد برادر من اين چه رنگي است که من در شما مي بينم. امام حسن عليه السلام فرمود بنشين و امام نشستند  و فرمود مرا هم بنشان و دست انداخت در گردن امام حسين عليه السلام و هر دو به شدت گريه کردند و فرمودند اين وعده ي جدم رسول الله است  و فرمودند: روزي جدّم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله وسلم من را بغل کردند و رو زانو نشاندند و جريان معراج رفتنشان را تعريف کردند.ایشان فرمودند در شب معراج داخل باغ‌های بهشت شدم، دو قصر در کنار هم و مانند هم دیدم، ولی رنگ یکی سبز و دیگر سرخ بود. گفتم ای جبرئیل، این دو کاخ برای کیست؟ گفت یکی برای حسن است و دیگری برای حسین. گفتم: چرا رنگ آن‌ها متفاوت است. جبرئیل خجالت کشيد و سر را پائين انداختند و پاسخ نداد. گفتم: چرا جواب نمی‌دهی؟ گفت یا رسول اللّه‌، از تو شرم دارم. گفتم: تو را به خدا بگو. جبرئيل در حالي که ناراحت و محزون بود جواب داد: سبزی کاخ حسن به علت آن است که او با زهر از دنیا می‌رود و هنگام مرگ، رنگش سبز می‌گردد و سرخی کاخ حسین از آن است که او با شمشیر کشته می‌شود و صورتش با خون سرخ می‌گردد.

اما مسئله ي تولد ايشان را از جهت ديگري هم بايد نگاه کرد تولد معصوم هم با تولد انسان هاي ديگه فرق مي کند:

  1. همان لحظه ملائک مي آيند و اخبار آينده ي او را همه را بازگو مي کنند .
  2. وقتي متولد مي شوند مانند بچه هاي عادي گريه نمي کنند و سجده مي کنند و با ذکر سبحان الله و تلاوت قرآن زندگي خود را شروع مي کنند.

امام حسن عليه السلام طاهر و مطهر به دنيا آمدند در حالي که تسبيح خدا مي کرد سبحان الله سبحان الله سبحان ربي العلي و بحمده سبحان ربي العظيم و بحمده و در حالي که تلاوت قرآن مي کرد مانند جدشان رسول الله و پدرشان علي عليه السلام همه ي معصومين وقتي دنيا مي آيند اولين حالشان سجده کردن است و اولين ذکرشان سبحان الله و اولين کلامشان کلام خداوند تبارک و تعالي است .

امروز از هر جهت براي ما برکتي دارد،روزه نيمه ي ماه رمضان است که خودش فضيلت هاي خاصي دارد و پايان ايام البيض است و شب جمعه است که شب توسل است و اين شب جمعه باب توسل براي باز و گشوده است .

در مسئله توسل قرآن مجيد هم توسل را مطرح مي کند و هم کجا بايد متوسل بشويم را مطرح مي کند .يکي از جاهاي که خداوند امر به توسل کرده اين آيه است. آن هم توسل براي چي؟ براي آمرزش خواهي و من بتوانم از طريق آبروي بزرگي و از زبان بزرگي  استفاده کنم او برايم دعا کند و خدا مرا ببخشد، نمونه داستان حضرت يوسف و برادرانش است که در سوره ي يوسف است :ه آمدند و گفتند پدر تو دعا کن که خدا ما را ببخشد آن ها مي خواستند از نفس پدرشان و از نفس پيامبر زمانشان استفاده کنند و پدر نگفت دعا نمي کنم و گفت صبر کنيد سحرگاهان بشه تا من دعا کنم و خدا شما را ببخشد.

  « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا».[1][1]

گر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند و رسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت.

آدم وقتي روح خودش را بر اثر گناه کرو کور کرد در حقيفت به خودش ظلم کرده ، آدم وقتي شامه ي معنويش را از کار انداخت . سامعه ي معنويش را از کار انداخت، قوه ي ناطقه ي معنويش را از کار انداخت و…آن پنج حس ظاهري که داريم و باهاش مي شنويم و بو مي کنيم و مي بينيم و…. همين پنج حس را در عالم معني داريم ما بويايي معنوي داريم زبان ساکت است و قلب الله الله مي کند.و حالا قلبي که لال است و هيچ وقت ذکر خفي ندارد.

مرحوم آخوند همداني مَثَل مي زد براي طلبه ها که مرد عامي را مي شناسم که طلبه هم نيست و باسواد هم نيست که نيمه شب وقتي بلند مي شود نماز بخونه شمرد 500 عمود نور از اين شهر به آسمان مي رفت يعني در 500 نقطه نماز شب مي خوندند و عمود نوري ديد که بر همه ي آن ها غالب است تعجب کرد!! به قلبش شنيد که مي گويند که در آن نقطه امام زمانت نماز شب مي خواند. اين مرد معمولي قوه ي باصره معنوي اش بيناست.

وقتي امام صادق عليه السلام از دوران آخر زمان مي گفت و از اتفاقات و آشوب هاي که مي شود، مفضل گريه کرد و بلند شد گفت بيچاره مردم آخر زمان، چه خواهند کرد با اين همه اتفاقات و غيبت امام.

يک پنجره بود که از آن آفتاب مي تابيد و امام اشاره کرد و گفت به والله العظيم قسم در آن ظلمت و تاريکي آخرالزمان براي آن کسي که اهل دل است و در مسير ماست امام زمانش از اين خورشيد روشن تر است.( امر ما و مسئله ي ما و امامت ما براي آن اهل معني از اين خورشيد روشنتر است.)

در ادامه ي آيه مي فرمايد آن کساني که به خودشان ظلم کردند و به آن مقامي که بايد مي رسيدند و نرسيدند آمدند پيش تو که توبه کنند و آمدند از تو بخواهند که اي رسول تو برايشان توبه کني ، يا رسول الله امشب دستي بلند کن خدا ما را ببخشد، امشب ما را بخر و آزادمان کن. اگر تو پيامبر براشان استغفار کني آن وقت مي بيني که خداوند چه بخشنده و مهرباني است.هم مي بخشد و هم در درياي رحمتش او را غرق مي کند.

بسياري از آيات شان نزول دارند ، اين آيه هم شان نزول دارد، در زمان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مردي در مدينه خطاي نابخشودني کرده بود و پيامبر اعلام کرد اگر او را ببينيم او را تعزير مي کنيم ، مرد خودش را قايم کرد و از خانه بيرون نمي آمد و جرات نمي کرد و هرکس را شفيع قرار داده بود پيامبر شفاعت اش را نپذيرفت يک روز در خانه بود صداي بچه ها مي آمد درب را باز کرد حسن و حسين عليهما السلام مشغول بازي بودند و دو آقازاده را بغل کرد و آمد وارد مسجد شد و همان دم در ايستاد پيامبر خطبه مي خواند تا مرد را ديد سکوت کرد و مرد گفت امروز جرات کردم و  اين دو بچه را براي شفاعت آوردم و من به خدا و اين دو بچه پناه بردم حالا اين من و شما هر کاري مي خواهيد بکنيد و پيامبر آن قدر خنديدند که دستشان را جلوي دهان مبارک گرفتند و فرمودند: برو تو را آزادت کردم و بخشيدم.و جبرئيل آمد و آيه وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا آورد.

نقل مي کند راوي که از منزل پيامبر صلي الله عليه و آله مي آمديم بيرون ، ناگهان‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله صدای‌ حسنین‌ را شنید كه‌ می‌گریستند و پیغمبر صلي الله عليه و آله ما را رها کردند و با سرعت‌ به‌ سوی‌ آنها شتافت‌ و پرسید: چرا این‌ دو فرزندم‌ می‌گریند؟ آيا نمي داني من به صداي گريه حسن و حسين حساسم . فاطمه‌ سلام الله عليها پاسخ‌ داد: يا رسول الله آب تمام شده و از تشنگی‌ گريه مي کنند. رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله به‌ سراغ‌ مشك‌ كهنه‌ای‌ كه‌ با آب‌ آن‌ وضو می‌گرفت‌ رفت‌. ولی‌ آن‌ روز آب‌ بسیار كم‌ بود و مردم‌ هم‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست ‌آوردن‌ آب‌ بودند.

رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله فریاد زد: آیا كسی‌ از شما آب‌ همراه‌ دارد؟ هیچ‌ كس‌ آبی‌ به‌ همراه ‌نداشت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله خطاب‌ به‌ فاطمه‌ فرمودند: یكی‌ از آن‌ دو فرزند را به‌ من ‌بده‌. و پیامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله او را در حالی‌ كه ‌می‌گریست‌ به‌ سینه‌ چسبانید و زبان‌ مباركش‌ را در میان‌ دهان‌ او فرو برد. او زبان‌ مبارك ‌رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله را می‌مكید تا سیراب‌ شد و از گریه‌ باز ایستاد و همین‌ رفتار را با فرزند دیگرش‌ هم‌ انجام‌ داد.

يک روز ديگه هم بود، در کربلا که همه به دنبال آب مي دويدند براي طفل رضي اباعبدالله عليه السلام که جرعه آبي پيدا کنند تا به لبان او برسانند پيدا نکردند کاش آن روز هم شما بوديد.

شب جمعه براي مومنين و مومنات شب اضافه کاري است و سعي مي کنند با کارهاي يشتر يک راه تقرّبي به بارگاه حق تعالي باز کنند.بعضي ها با قرائت قرآن ، بعضي ها با دعا کردن.

سئوال اين شب هاي ماه رمضان ما دعا بخوانيم و يا قرآن بيشتر بخوانيم؟

در روايت آمده که رسول خدا به مسجد نبي آمدند عده اي مشغول تلاوت قرآن بودند و عده اي مشغول دعا کرده و گروهي ديگر مشغول نماز خواندن بودند کسي پرسيد يا رسول الله اين سه گروه کار کدامشان از همه بهتر است ؟ و پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند آن هاي که دعا مي خوانند کارشان اولي تر است.

عده اي با ذکر صلوات هاي مکرر مي گذرانند و گروهي با ياد آقا امام زمان (عج) و گروهي با خير و خيرات شب را مي گذرانند و عده اي با شب زنده داري سعي مي کنند دري باز کنند . وقتي مي گويند در شب جمعه خداوند هزار در رحمت باز مي کند يعني شما با هزار عمل نوراني مي تواني بروي بالا و خودتان را به آسمان نزديکتر کنيد.و پيامبر صلي الله عليه و آله در آخر گفت هيچ کاري نمي تواني بکني به گلدان تشنه خانه ات مي تواني آب بدهي و… يعني تا اين حد در آسمان باز است.

گفت رفتم جمکران و نماز استغاثه صاحب الزمان (عج) را در مسجد خواندم و دعاي سلام کامل تام را آمدم پائين در حياط خواندم و آمدم قم زيارت کردم و نماز ظهر و عصر را خواندم و ناهار خوردم و رفتم خوابيدم و خواب ديدم چهار بزرگوار دوتا اين ور و دو تا آن طرف بزرگواري را گرفتند و دارند مي برند از پل آهنچي به هم الهام شد که آن شخص بزرگوار وسط، امام زمان است و آن ها مي رفتند به سمت حرم و من از پشت سرشان مي رفتم که يک دفعه سر پل آهنچي امام زمان (عج) ايستاد و برگشت و من جمال نوراني ايشان را ديدم و لبخندي زد و آمدند به سمت من و پاهاي من خشک شد و من قادر به حرکت نبودم و لال شده بودم و سلام هم نمي تونستم بکنم و انگشت سبابه شان را گذاشتند روي سينه ي من و فرمودند صبحي در جمکران يادمان کردي ما هم يادت کرديم.

شايد اگر تا امروز خوابشان را هم نديديم تقلا نکرديم و زمينه سازي نکرديم.شما دعا مي کني ايشان دعا مي کنند و آمين مي گويندو.. اين ها از خاندان کرم هستند.

در کامل الزیارة آمده است ابوحمزه ثمالی نقل می کند زمان بنی امیه نیمه شب مخفیانه به زیارت امام حسین(ع) می رفتم که نزديکي هاي کربلا سينه خيز مي رفتم تا رسيدم به نزديکي قبر مطهر آمدم بروم براي زيارت کسی راهم را گرفت و گفت ابو حمزه برگرد و سحر برای زیارت بیا، رفتم سحر برگشتم دوباره سر راهم آمد و گفت برگرد فردا بیا گفتم من باید تا شب تاریک است به زیارت بروم که آن شخص گفت: موسی کلیم امشب از خدا اجازه گرفته که در کنار قبر امام حسين عليه السلام خلوت کند و همراه هفتاد هزارملک در حرم حضور دارند، و من هم يکي از ملائک موکل قبرم.

در عالم معني شبي نيست که زوار مخصوص گِرد قبر امام حسين عليه السلام نباشند.

يک کتاب در فقه شيعه داريم به نام جواهر که آقا شيخ محمد حسن نجفي اين کتاب را نوشته. اين مرد بزرگوار وقتي نيت کرد براي نوشتن اين کتاب، گفت مستحبي را انجام نمي دهم تا اين کتاب تمام شود و حتي وقتي پسرش هم مُرد کنار جنازه پسرش تا صبح مي نوشت و حج تمتع اش پيش آمد تا مکه نوشت و رفت و نوشت و برگشت تا اين کتاب تمام شود. و از آن به بعد مجتهدي مجتهد نمي شود تا اين که اين کتاب جزء متون درسي اش است. خونه اش نجف بود و ديگه شب هاي جمعه و ايام خاص هم کربلا نمي رفت و نزديکي هاي اربعين يکي از شاگردانش آمد و گفت شيخ من را چقدر قبول داري ؟ شيخ گفت آن قدر که پشتت نماز مي خونم و شاگرد شيخ گفت ديشب در عالم رويا اميرالمونين برايت يک پيام داد و گفتند به شيخ بگو کتابت آن قدر مهم است که زيارت حسينم را ترک کردي. شيخ آن قدر گريه کرد و اعلام کرد اربعين مي روم کربلا و جمعيتي جمع شد و نزديکي هاي کربلا پيرمرد فقيري کلبه داشت و گفت چه خبر است؟ گفتند که شيخ محمد حسن نجفي مي خواهد برود کربلا و داستان را تعريف کردند . پيرمرد دلش شکست و گفت حسين جان اين جوري هاست و يک عمر که هر روز صبح مي آيم حَرمت و سلام مي دهم و بر مي گردم و هيچي نديدم و يک مدت اين شيخ نيامده اين طور استقبالش کردي لابُد ما را نمي خواهي منم ديگه نمي يام حَرَمت و شب خوابيد و صبح نماز صبح اش را خواند و گرفت خوابيد و حضرت ابوالفضل عليه السلام را خواب ديد و به پيرمرد گفت برادرم مي گويد امروز صبح نيومدي حرم به زيارتم. و من را برادرم فرستاده استقبالت تا تو را ببرمت، از خواب بلند شد و وضو گرفت و آماده شد برود حرم .و از اين طرف شيخ محمد حسن خواب ديد که اي شيخ همه ي اين اتفاقات بهانه بود که مقام يک زائر فقير پابرهنه ام را نشون ات بدهم ، بلندشو و تمام جمعيت را جمع کن برو دم دروازه شهر زائرم دارد مي ياد و با حُرمت داخل حرمش کن.

هر مومني پنج ملک موکل دارد .

  1. ملک مقابل روي شما که کارش اين است شيطان را از شما دور کند .

2 .ملکي پشت سر شما که کارش اين است آفات آسماني و دنيوي را از شما دور کند.

  1. ملکي در سمت راست که حسنات را مي نويسد .
  2. ملک سمت چپ که کارش اين است بدي ها را از شما دفع مي کند.

5 . ملک پنجم که دور شما مي گردد و اسمش حافظ است و کارش اين است صلواتي که از دهن شما در مي آيد آن را حفظ مي کند و مي برد به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله و مانند هديه اي صلوات شما را روي دست مي گيرد و به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد مي کند.و پيامبر مي فرمايند سلام و صلوات من بر او باد و اکنون اين پيام را نزد خدا ببر که فلاني اين صلوات را فرستاده  خداوند صلوات او را در ابري سفيدي قرار مي دهد تا زير عرش بماند و  هنگام سنجش اعمال بر کفه اي حسناتش مي گذارد تا سنگين شود.

از صلوات هاي قشنگ  اَللهُمَّ اجعَل صَلَواتِکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد.

از ثواب هاي ارزشمند امشب گفتگو درباره ي اهل بيت پيامبرصلي الله عليه و آله است.

 ما يک بحث داريم درباره ي ائمه که ائمه چه کساني هستند و يک بحث داريم درباره ي امام حسن عليه السلام.

ائمه اطهار محبوبان خداوند تبارک و تعالي هستند وجودي هستند که محبتشان را خداوند بر مومنين و مومنات فرض و واجب کرده است .

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.[2][1]

بگو: اگر خدا را دوست مى‏داريد از من پيروى كنيد تا او نيز دوستتان بدارد و گناهانتان را بيامرزد، و خدا آمرزنده‏ى مهربان است.

ما چهار مدل محبت داريم:

  1. محبت سببي.
  2. محبت تکليفي که خداوند به اين محبت امر کرده است.مانند محبت بين پدر و مادر و اولاد ، محبت معلم و شاگرد ، مانند محبت ولي نعمت و مُنعم و اوج اين محبت ، محبت پيامبر و اولادشان است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: به آن خدايي که نفس منِ پيامبر دستش است، هيچ بنده ي مومني کامل نمي شود مگر من پيش او عزيز تر باشم.از جانش و از پدر و مادرش و از فاميلش و از فرزندانش و اهل بيت من را هم به خاطر من دوستش داشته باشيد.

  1. محبت خلقي، آن است که خداوند بعد از آن که مومن را به درجات ايمان کامل کرد خداوند محبتي را در قلب مومن قرار مي دهد که بر اثر آن محبت و علاقه به بزرگان در مقابل انبياء و اوليا و خوبان درگاه خدا تعظيم مي کند.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا»[3][2]

کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند رحمان محبت آنان را در دل ها مى افکند.( خداوند عوض ايمان و عمل صالحشان دست مي کنه در دلشان، وُدّا مي گذارد. وُدّا يک محبت خاص است.)

امام صادق عليه السلام فرمودند: وُدّ حبِّ علي بن ابيطالب است.

روايت : هيچ مومني، مومن نمي شود مگر در دلش محبت علي واهل بيت علي عليه السلام باشد. يعني خداوند عوض تمام عمل صالح شما خداوند محبت  علي عليه السلام مي گذارد . بهشت يعني چه. بهشت مال اميرالمومنين عليه السلام است . ايشان مي رود بهشت و تو را به بهشت مي برد مانند ملکه ي زنبور عسل و زنبورهاي معمولي، من کجا و بهشت کجا.

  1. محبت التزامي، يعني وقتي انسان مومن شد و مراتب ايمان را طي کرد و عمل صالح انجام داد به درجه اي مي رسد که خدا مي فرمايد، حالا من دوست دارم و اجازه مي دهم تو هم من خدا را دوست داشته باشي.

پس اول بحث محبت است و دوم اين که بدانم تمام اهل بيت سرمشق و اسوه هستند براي سالکاني که مي خواهند به سمت بالا بروند.

خداوند در قرآن مي فرمايد: أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء از آسمان آبي فرستادم و هر زميني از اين آب به قدر خودش استفاده مي کند.در تفسير فرمودند منظور از آب اهل بيت عصمت و طهارت هستند .

اگر بخواهي راه آسمان را طي کني و با فرشته همسفر شوي و صداي ملکوتيان بشنوي و ايمانت را با عشق و عمل صالح همراه کني، و بتواني به کسب فضائل اخلاقي برسي و از رزائل اخلاقي دوري کني هيچ راهي نداري جز اين که پيامبر و اولادش را اسوه قرار دهي.

سوم اين که همه بدانيم اهل بيت عليهما السلام وسيله هستند.

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.[4][3]

اى کسانى که ایمان آورده اید! از عدم اطاعت اوامر الهى بپرهیزید و براى یافتن وسیله ى تقرّب به ذات اقدسش بکوشید باشد که رستگار شوید.

خداوند سعادت و رستگاري و عاقبت بخيري را در چهار موضوع بحث کرده است:

  1. اعتقاد داشتن به امور حقه که مي شود ايمان.
  2. منبع و منشاء اخلاق مرضيه يعني تقوي .
  3. طلب وسيله
  4. جهاد با نفس. که اين چهار تا اگر جمع شد مي گوئيم لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ .

وسيله چيست؟

امام محمد باقر عليه السلام فرمودند: به رضاي خدا راضي باشيد و به قضاي خدا صبر کنيد و در مقابل بلاها مقاومت داشته باشيد تا برسيد به وسيله.وسيله منزلي از منازل ما و مقامي از مقامات ما در بهشت است.

در زمان امام سجاد عليه السلام زهري که از بزرگان بود مريض شد و مشکلات فراوانی داشت و دنبال وسيله مي گشت و با خود گفت از امامم وسيله بهتر پيدا نمي کنم و خدمت امام رفت و گفت آقا دارم مي ميرم ، مي شه برام دعا کنيد خدا من را ببخشد و از اين گرفتاري نجاتم بدهد و امام گفت من دعا مي کنم تو آمين بگو: و امام فرمود فلاني به من متوسل شده است خدايا به آبروي که اجدادم پيش تو دارند حاجتش را روا کن و شفا به او مرحمت کن و روزي او را وسيع کن و مقام او رادر علم رفيع گردان. زُهري مي گويد من يک چيز خواستم و امام سه چيز برايم دعا کرد و به حق خداي بزرگ بيماريم رفت و مقامم بالا رفت و از آن به بعد نه مريض شدم و نه ناتوان.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: درجه اي در بهشت است که هزار پايه دارد و از اين پايه تا پايه ديگر اگر يک ماه با اسب را بروي راه است . يک پايه از جواهر يک پايه از زبرجد، يک پايه از ياقوت ، يک پايه از زر و پايه هاي مختلف از سِيم او را مي آورند مانند ماه شب چهارده مي درخشد و مي گذارند بين انبيا و صديقين و شهدا و هيچ پيامبري نگاه نمي کند و مي پرسند مقام کدام پيامبر است و شهيد میگوید مقام کدام شهيد است تا اين که من وارد محشر مي شوم و لباسي از بهشت به تن دارم و تاجي بر سرم و علي بن ابيطالب کنار من است و لواي حمد به دست دارد که بر آن نوشته لا اله الا الله المفلحون هم الفائزون به الله و مقابل هر پيامبر رد مي شويم مي گويند خوش به حالشان و مقابل هر ملکي رَد مي شويم مي گويند خوش به حالشان و از کنار هر صديقي رَد مي شويم مي گويند خوش به حال اين دو بنده .ندا از آسمان مي آيد هذا حبيبي محمد و هذا عليٌ ولي طوبي لِمَن حَبَّ هُما وَ يلٌ لِمَن اَغبَضَبَهُما.

اين ندا به گوش هر کس مي رسد رويش سفيد مي شود و قلبش گشايش و به گوش هر مُغبضي که مي رسدصورتش سياه مي شود.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند:وجود ما اهل بيت عين الله ، يد الله ، نور الله ، وجه الله و.. و مجمع کمالات الهي است و به سعادت نمي رسد مگر کسي که به ما تأسي کند.

آمد نزد امام حسن عليه السلام و گفت: آقا من را نصيحت کن امام يک حديث از پيامبر به او گفتند.مرد چندين بار گفت احسنت ، کلام شما عين دُر و جواهر است . تا اين را گفت امام فرمودند : صبر کن دُر و جواهر يک نوع جَمادند و سنگ هستند اما اين حرف ها نورند نور کجا و سنگ کجا؟ طلا و جواهر يک چيز خارجي اند و زينت جسم شماست، اما اين کلمات غذاي جان و روح شما هستند.غذا و غذا خورنده بايد با هم سنخيت داشته باشند، اما خدا فطرت شما مردم را با کلمات ما هم سنخ قرار داده است و روح شما مردم را در مقابل سخن ما هم سنخ قرار داده است و سخن ما عذاي جان شماست.

مرد ديگري آمد و گفت يابن رسول الله دلمان براي صدايتان تنگ شده و جوانان را جمع کرديم در محوطه اي شما بيائيد برايمان صحبت کنيد، امام آمدند و ايستادند و گفتند مي خواهيد من هم شما دوست داشته باشم و امام شمردند و گفتند بهترين شما پيش ما بايد اين علائم را داشته باشد:

1    . دنيا در نظرش حقير و کوچک باشد.

2    . از سلطه ي شکمش خارج شده باد.

3    . به چيزي که ندارد ميل و اشتها نکند و چون بيابد و پيدا کند در خوردنش زياده روي نکند.

4    . از سلطه ي شهوتش خارج شده باشد.

5    .عقل و منطقش را سبک نشمرد.

6    . از سلطه ي جهالت خارج شده باشد.

7    . از سلطه ي شکمش خارج شده باشد.

8   . پس هر کاري را تا به نفعش يقين نکندانجامش ندهد.

9   . زياده طلب نباشد.

10 . بي جهت غضبناک و ملول نگردد.

11 . بيشتر اوقات خاموش است و چون سخن مي گويد بر ديگران غالب است.

12 . وارد دعوا و مجادله و جنجال نمي شود.

13 . از احوالِ  برادران و خواهران ديني اش غافل نمي گردد.

14 . چيزي را تنها به خودش اختصاص نمي دهد.

15 . بين مردم ناشناخته است و در ميادين جهاد مثل شير جسور است.

16 . کسي را که براي بدي هايش عُذر مي آورد عُذرش را مي پذيرد.

17 . اگر دو امر برايش پيش بيايد و نداند کدام بالاتر است و کدام پائين تر آن کاري را که هوسش به آن کار مي کشد انجامش نمي دهدو آن کاري که عقلش به آن تمايل دارد انجامش مي دهد.

18 . از بيماري ها شکوه و شکايت نمي کند مگر نزد طبيب .

19 . اشتهايش زياد نيست و انتقام نمي گيرد.

20 . از دشمن هم غافل نيست.

امام حسن مجتبي عليه السلام معروف است به کريم اهل بيت.

در جهان هستي خدا کريم است و بين کتاب ها قرآن کتاب کريم است و بين سنگ ها سنگ کريم داريم و بين ايام، ايام کريم داريم و بين آدم ها، آدم کريم داريم و بين گياهان گياه کريم داريم و کريم لقبي است که بسيار پَخش است و در هر صِنفي کريم داريم.کريم کريمان خداوند است و چرا خدا کريم است؟

چون اطاعت کَم را قبول مي کند و پاداش بسيار مي دهد و اگر کسي يک مدت خدا را به نام کريم صدا کند روزي 1886 مرتبه از جاي که نداند خدا به او روزي مي رساند. خدا کريم است چون مفتاح همه ي خيرات است و کريم است چون آمرزش بخش گناهان است.

چرا قرآن کريم است؟

چون زيبايي ظاهري دارد و بلاغتش زيبا است و کلماتش زيبا است و فصاحتش زيبا است و الفاظش زيبا است و محتوي اش زيبا است و منشا تمام خيرات دنيا و آخرت است و پيامبري که آورده کريم است .

در ميان ايام ماه رمضان کريم است و اگر مي خواهي امام حسن عليه السلام را بشناسي که کريم است بايد ايشان را با ماه رمضان بسنجي.

رمضان ماه کريم است چون رحمت و مغفرت و آمرزش خدا را دارد.

در ميان گياهان بوته ي انگور کريم است زيرا هيچ خاري ندارد و همه چيزش مفيد است و در دسترس همه قرار دارد.و در ميان انسان ها کريم به کسي مي گويند که تمام افعالش احسان است مي بخشد و منفعت نمي خواهد وفراوان مي دهد اما توقع ندارد و مي بخشد آن چه را که لازم دارد يا ندارد، مي بخشد و شمارش نمي کند و مي بخشد و نگاه نمي کند دوست است يا دشمن.

در ميان انسان ها سَرآمدش امام حسن مجتبي عليه السلام است که آن قدر کريم است که مي گويند اگر مي شست در باغ و مزرعه اي و مي خواست غذا بخورد و سگي اگر مي آمد نزديک آقا يک لقمه مي خورد و يک لقمه به او مي داد.

حرزي از پيامبر صلي الله عليه و آله براي امام حسن و امام حسين عليهما السلام

 بسم الله الرحمن الرحيم

اَعُوذُ نَفْسي وَ ديني وَ اَهْلي، وَ مالي وَ وُلدِي وَ خَواتيمَ عَمَلي وَ ما رَزَقَني رَبّي وَ خَوَّلَني، وَ بِعِزِّةِ اللَّهِ وَ عَظَمَةِ اللَّهِ، وَ جَبَرُوتِ اللَّهِ، وَ سُلْطانِ اللَّهِ، وَ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَ رَأْفَةِ اللَّهِ وَ غُفْرانِ اللَّهِ، وَ قُوَّةِ اللَّهِ و بآلاء اللّه، وَ بِصُنْعِ اللَّهِ وَ بِاَرْكانِ اللَّهِ، وَ بِجَمْعِ اللَّهِ عَزوجَل وَ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ قُدْرَةِ اللَّهِ عَلى ما يَشاءُ، مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهامَّةِ، وَمِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ رَبِّ اخِذٌ بِناصِيَتِها، اِنَّ رَبّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمِ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٌ، وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ وصلي الله علي محمد و آله اجمعين .