بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا سلام الله عليها اغيثيني

این کوفه به ابلیس ارادت دارد               با مکر و فریب و حیله بیعت دارد

یک روز علی و روزگاری زینب            این شهر به سر شکستن عادت دارد

در طول سال ما نمی‌توانیم روضه علی علیه‌السلام را به خاطر عظمت آن بخوانیم و در این روزها هم که روضه ایشان خوانده می‌شود ادغام می‌شود با روضه عباس علیه‌السلام با روضه حسین علیه‌السلام و این به خاطر هیبت ایشان است، این امر در زیارت ایشان هم تجلی دارد که نمی‌توانیم مانند مکان‌های زیارتی دیگر راحت باشیم، راحت درد دل کنیم، مقداری که در حرم می‌مانیم باید بیرون بیاییم ، در صحن و رواق‌ها بنشینی.

امشب شب زیارت حسین علیه‌السلام است، شب زیارتی آقایی که با نام ایشان چشم‌ها تر می‌شود، و آن زمان، زمان اجابت دعاست، زیرا خداوند تبارک‌وتعالی دعای چشم خشک را قبول نمی‌کند. امشب باید یک سلام و یک زیارت وارث بخوانی و باید که یک روضه‌ای بخوانی سپس اعمال شب قدر را شروع کنی.

روضه حسین علیه‌السلام

در روایت داریم اواخر عمر شریف پیامبر صلوات‌الله‌علیه بود جبرئیل بر ایشان نازل شدند و فرمودند: یا رسول‌الله وحی دیگر قطع‌شده و من دیگر روی زمین نمی‌آیم که وحی برای مردم بیاورم اما من ده مرتبه دیگر روی زمین می‌آیم، یک‌بار می‌آیم برکات را از روی زمین‌بر می‌دارم، یک‌بار می‌آیم و رحمت الهی را برمی‌دارم، یک‌بار می‌آیم قبولی عبادات را برمی‌دارم، یک‌بار می‌آیم غیرت را از سر مردها برمی‌دارم و یک‌بار می‌آیم راستی و صداقت را از میان مردم برمی‌دارم یک‌بار دیگر می‌آیم، عدالت را از حاکمان می‌برم و یک‌بار می‌آیم سخاوت را از بین می‌برم و یک‌بار می‌آیم و صبر را از میان فقرا می‌برم  و یک‌بار می‌آیم و ایمان را از دل‌ها می‌برم و یک‌بار می‌آیم حکمت را از دانشمندان می‌برم، اکنون‌که آمده‌ام، برای تو هدیه‌ای آورده‌ام، بسته‌ای را باز کرد، گفت این کافور بهشت است و خدا گفته آن را چهار قسمت کن، و این‌همه چهار کفن است، یکی برای تو، یکی برای علی و یکی برای فاطمه و یکی برای حسن، یکی‌یکی آن‌ها را باز کرد و تقسیم کرد، حسین آمد جلو و گفت: سهم من کو؟! برای من کافور و کفن نیاورده؟! پیامبر گریه کردند، جبرئیل آمد و عرض کرد خدا سلامت می‌رساند و می‌فرماید کافور تو خاک گرم کربلاست، زیرا که خاکِ کربلای تو خاک بهشت است، حسین پرسید آیا من کفن ندارم؟! جبرئیل گفت: خدا سلامت می‌رساند و می‌فرماید کفن تو را زنان بنی اسد می‌آورند، حسین جان تو غسل هم نداری، اشک چشم گریه کنانت تا قیام قیامت بدن نازنین تو را شستشو می‌دهد.

سخن از علی علیه‌السلام و شب‌های قدر

رسیدیم به شب‌های قدر، امشب به‌احتمال ضعیفی شب قدر است، عظمت امشب به این است که متعلق به علی علیه‌السلام است.

سخت‌ترین سخن‌رانی، سخن‌رانی درباره حضرت علی علیه‌السلام است. علم و زهد و دانش و وجود نازنین ایشان نمی‌گذارد که کسی بتواند در مورد ایشان حرف بزند. حرف زدن معرفت می‌خواهد، وجود ایشان وجودی است که پیامبر صلوات الله فرمودند: جز من و خدا کسی تو را نشناخت، پس کسی غیر از ایشان هم نمی‌تواند درباره امیر المومنین علیه‌السلام حرف بزند.

مظلومیت علی علیه‌السلام:

انس بن مالک با پیامبر و علی علیه‌السلام رفتند در باغ‌های بیرون مدینه تا تفرج کنند به باغی رسیدند، علی علیه‌السلام فرمود: پیامبر عجب باغ زیبایی است این باغ، پیامبر فرمودند: علی جان باغ تو در بهشت زیبا است، هیچ باغ و بوستانی در عالم به زیبایی باغ تو نمی‌رسد، مقداری رفتند، پیامبر نشستند،علی پرسید: یا رسول‌الله چر گریه می‌کنی؟! پیامبر سر علی را گرفتند و سر ایشان را نوازش کردند و سپس فرمودند: یاد بعد از خودم کردم، تا من هستم جرئت نمی‌کنند که کینه‌های خود را نشان دهند، اما بعد از من کینه‌ای از تو آشکار می‌کنند که سر تو را تا وسط بینی می‌شکافند، به تهمت و بدگویی، و کشتن همسر تو راضی نمی‌شوند، به خانه‌نشینی تو راضی نمی‌شوند، علی علیه‌السلام نگاهی کردند و پرسیدند: آیا دین من در آن زمان سالم خواهد بود؟ پیامبر فرمود: آری علی علیه‌السلام فرمود: پس باکی نیست.

در مورد مظلومیت ایشان تنها رسول خدا می‌توانند حرف بزنند.

در عظمت و هیبت علی علیه‌السلام

ایشان عظمتی دارند که پیامبر نام ایشان را بدون وضو نمی‌برد.

آمدند منزل زهرا مرضیه، احوال همه خانواده را پرسیدند الا علی! حضرت زهرا فرمودند: پدر جان چرا از علی نپرسیدی و نامی از ایشان نبردی؟ پیامبر فرمود: زهرا جان وضو ندارم! چگونه نام او را ببرم؟!

چگونه می‌شود از علی علیه‌السلام صحبت کرد درحالی‌که پیامبر صلوات‌الله‌علیه فرمودند: مقام ملائکه در آسمان، بستگی به محبتشان به علی دارد، رتبه‌بندی در آسمان بین ملائکه به‌اندازه محبت آن‌ها به علی علیه‌السلام است. و البته در زمین هم این‌گونه است، عنوان صحیفه مؤمن حب علیُ بن أبی طالب، و در قیامت در پشت نامه عمل آن‌ها نوشته‌شده محب علیُ بن أبی طالب، نامه‌اش را باز نکرده به بهشت می‌فرستند او را .

در مورد آقایی که فرشتگان آسمان آن‌قدر بی‌تابی کردند برای دیدن او تا این‌که خدا دستور داد در آسمان سوم تمثالی از او بسازید وگرنه اینان از بی‌تابی می‌میرند تا ملائکه به او نگاه کنند! می‌شود حرف زد؟!

در مورد این آقا می‌شود حرف زد؟! آقایی که: پیامبر صلوات الله فرمودند: جبرئیل آمد و فرمود به علی سلام برسان هر به او بگو هر جنگی که می‌رود من سمت راست او هستم و میکائیل در سمت چپ او هستیم تا دشمن را دفع کنیم ما در آسمان که می‌رویم، تمام فخرمان این است که ما نگهبان علی علیه‌السلام هستیم، و بلاگردان او هستیم.

زهد علی علیه‌السلام

زهد ایشان زبانزد بود

می‌گویند این اواخر عمر، رگ‌های دست‌هایشان همه برآمده و زیر چشم‌هایشان اندازه یک‌بند انگشت گود افتاده بود و گونه‌ها استخوان‌هایش پیدا بود، درحالی‌که حاکم 50 کشور اسلامی بودند.

روای نقل می‌کند: رفته بودم دارالأماره، برایش سفره انداخته بودند، یک ماست گذاشته بودند، ماست از ترشی حباب زده بود و بوی ترشی آن پیچیده بود، و نانی که آن‌قدر خشک بود که گاهی آن را با دست و گاهی با دست و زانو آن را می‌شکستند، نگاهی به فضه انداختم و گفتم: خجالت نمی‌کشی این غذای این پیرمرد است، آیا آرد آن را الک نمی‌کنید و پوست جو را نمی‌گیرید، فضه گفت: خودشان می‌خواهند و ما را قسم داده‌اند که این غذا را بیاوریم، دیدم حضرت گریه کردند و فرمودند: من که زاهد نیستم! زاهد پیامبر بود که سه روز، سه روز شکم‌گرسنه داشتند!

علی علیه‌السلام در چشم‌پوشی بی‌نظیر بودند

با آن ضربه‌ای که به فرق علی علیه‌السلام زده شد، ملائکه تا قیام قیامت گریه می‌کنند. به استقبال دختر‌های ایشان از پدرشان در سحرگاهان امشب گریه می‌کنند و اشک می‌ریزند.

من به این حدیث برای فردای قیامت چشم‌بسته‌ام و امید نجاتی!

حضرت علی علیه‌السلام در میان دوستان نشسته بودند و خطبه ایراد می‌کردند که یکی از متعصبین از خوارج هم در میان آن‌ها بود، بلند شد که مثلاً از حضرت علی علیه‌السلام تعریف کنند! گفت: خدایا بکُش این کافر را عجب علمی دارد!! می‌خواست که تعریف ایشان را بکند! پس ایشان را کافر خواند و ایشان را لعنت کرد( تعریف آن‌ها که این بود، زخم‌زبانش چه بود؟!)  یاران حضرت برخاستند تا او را بگیرند، حضرت فرمود: آرام باشید، ناسزا گفت، ناسزا را یا با ناسزا جواب می‌دهند که ما اهلش نیستیم و یا می‌بخشند که ما اهلش هستیم.

بزرگواری علی علیه‌السلام

نماد کامل پاداش دادن بدی‌ها به خوبی‌ها بودند.

دشمن‌ترین دشمن ایشان‌ را عایشه می‌دانیم، که در کتاب‌های سنی‌ها می‌نویسند: سینه عایشه در کینه به علی علیه‌السلام مانند دیگ جوشان در دکان آهنگری بود، مملو از کینه حضرت بود.

عایشه در جنگ جمل به بصره که رسید، عثمان بن حُنیف ( فرماندار حضرت علی علیه‌السلام) را گرفت، دستور داد موهایش را دانه‌دانه کندند شکنجه‌ای که در اسلام سابقه نداشت. و به بیت‌المال که رسیدند، مأموران علی را گرفتند، خودشان می‌گویند دانه‌دانه آن‌ها را مانند گوسفند شاه رگ آن‌ها را زدند. و زمانی که رسید به ذی الغار نامه نوشت برای دختر عمر(حفصه) در مدینه که کار علی تمام است،پس حفصه زنان را جمع کرد که دف بزنید و شعر هجو بخوانید و علی را مسخره کنید.

اما در جنگ عایشه شکست خورد، علی علیه‌السلام چهل نفر از زنان ابو قیس را جمع کرد و فرمود نقاب بزنند و عمامه ببندید، و عایشه را همراه محمد حنیفه، فرمود که با احترام به مدینه ببرید. عایشه در مسیر به هر آبادی رسید از علی بد گفت و گفت علی مرا بین چهل مرد رها کرده است، زمانی که رسیدند مدینه زنان نقاب‌ها را برداشتند و لباس‌ها را عوض کردند و گفتند عایشه ما زن بودیم برای اینکه دشمنی به تو نزدیک نشود! خودمان را به هیبت مردان درآوردیم تا تو آسیبی نبینی.

ابن أبی الحدید معتزلی می‌گوید: اگر عایشه این کار و این فتنه را در حق عمر می‌کرد عمر او را می‌گرفت و سرش را قطع می‌کرد و بدنش را تکه‌تکه می‌کرد. اما علی این‌گونه رفتار کرد!!

ما را همین بس که این علی را دوست داشته باشیم.

خدا دید معرفت و اطاعت علی سخت است، پیروی از او سخت است، کار من و تو نیست، کار فضه و سلمان است، پس ما را همین‌که دوستش داشته باشیم.

بحث شب‌های قدر و کارهای که باید در این شب انجام بدهیم

شب‌های قدر از پر آداب‌ترین شب‌های ما هستند

مهم‌ترین کار در این شب این است که ظرف وجودیت را وسیع کنی، تا بتوانی رحمت خداوند را دریافت کنی.

وسیله‌های که با آن‌ها می‌توانیم ظرف وجودمان را وسیع کنیم:

1-توسل : ظرف وجودت را هیچ‌چیز مثل توسل وسیع نمی‌کند، آن‌هم توسل به خود حضرت مهدی عجل الله، توسل به ایشان اذن دخول برای وارد شدن به شبهی قدر است که در کنار توسلات دیگری که داری باید توسل به ایشان را هم حتماً داشته باشی.

در زمانه‌ای باید به ایشان توسل داشته باشی که امام صادق علیه‌السلام در درباره شرایط حساس آن دوران فرموده‌اند:

گُل زغال سرخ را در دستت آن‌قدر نگه‌داری تا خاکستر شود، و خودش خاموش شود راحت‌تر از این است تا اینکه بخواهی در آخرالزمان دین‌داری کنید.

همه می‌ریزند، مگر کسانی که واقعاً به دامن صاحب‌الزمان عجل الله فرجه چنگ بزنند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: در آخرالزمان دنیا می‌شود دنیای پرتلاطم و شیعیان می‌شوند کشتی‌نشینان این دریای پرتلاطم، آن‌قدر چپ و راست می‌شود این کشتی، که همه به دریا می‌ریزند مگر عده‌ای انگشت‌شمار. مگر کسانی که به مکان امنی چسبیده‌اند. ( متوسلان به صاحب‌الزمان)

آن مکان امن کجاست؟ دامن صاحب‌الزمان عجل الله تعالی و فرجه.

یک اسم دارد ایشان که اگر کافر بگوید، یهودی بگوید، راه‌گم‌کرده بگوید، متحیر بگوید، مریض بگوید شفا می‌گیرد، فاسق بگوید بدون تردید جواب می‌گیرد در هر شهر و در هر مکانی بگویی جواب می‌گیری.

لازم و واجب بر ایشان است که هر کس با این اسم ایشان را بخواند جواب بدهد، آن اسم : یا اباصالح المهدی است. بدون عدد بگو، نفس بکش و بگو یا اباصالح، برای خودت ورد کن این اسم را.

حکایتی در باب اسم یا اباصالح

گفت برای تبلیغ به فرانسه رفته بودم با مردی دانشمند دوست بودم، سر غذا نشسته بودیم، گفتم اگر الآن در این روزگار یک انسان جامع و کامل و همه چی تمامی باشد آیا عقل می‌گوید که ما به سمت او برویم  و از او بهره ببریم؟! او گفت: کجای عالم هم‌چین آدمی پیدا می‌شود؟! پیدا نمی‌شود! نیست! گفتم هست کجا هست ما شیعیان می‌گویم هست، که انسانی همه‌چیزتمام است پرسید: در فرانسه هم هست گفتم: بله گفتم: امتحان کن امشب صدایش کن یا جوابت را می‌دهد و یا نمی‌دهد اگر جوابت را داد به آن ایمان بیاور و اگر جوابت را نداد در قیامت می‌گویم حجت بر او تمام نشد و ایمان نیاورده گفت: نام او چیست گفتم اباصالح، گفت: شب خودم نیز خلوت کردم و گفتم یا اباصالح یک غریبه را فرستادم خانه‌ات حالا خودتان می‌دانید، دو روز بعد می‌خواستم برگردم ایران خواست که با ماشین مرا برساند فرودگاه، تو ماشین گفت: از آن آقا می‌شود بیشتر حرف بزنید؟! گفتم: چه طور مگر؟ گفت: ولی عجب آقایی است این ابا صالح من برای این‌که امتحان کنم، گره‌ای را که سال‌های سال داشتم را گفتم اگه می‌شنوی گره کارم را بازکن به خدا، به مسیح قسم شب بعد گره چندساله من باز شد، عجب آقایی است این اباصالح !

ایشان را با این اسم صدا بزن، اگر دست‌مایه و کار خیری هم داشته باشی که دیگر رد خورد ندارد و خوش به حالت.

2– نماز در دل شب ظرف وجودت را وسیع می‌کند

امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمودند: برای رسیدن به خداوند یک جاده و مسیر است که تنها در شب‌ها باید طی شود و در روز نمی‌شود آن مسیر را رفت. با بیداری شب می‌توانی آن مسیر را طی کنی

اهمیت نمازخواندن در دل شب

خداوند فرمود به پیامبرش: من دوستانی دارم که آن‌ها مرا دوست دارند و من هم آن‌ها را دوست دارم یاد من هستند و من یادشان می‌کنم، نگاه می‌کنند من هم نگاهشان می‌کنم، هرکسی قدم به وادی آن‌ها بگذارد او را هم دوست خواهم داشت، پرسید: خدا علامت آن‌ها چیست که پیدایشان بکنم و بروم در وادی آن‌ها؟ فرمود خداوند تبارک‌وتعالی : این‌ها حواسشان به سایه است که ببیند کی شب می‌شود مانند گنجشکی که منتظر غروب می‌شود که برگردد به لانه اینان منتظرند شب شود، درزمانی که هر دوستی نزد دوست خودش می‌رود، اینان یواشکی بلند شوند و با من خلوت کنند و روی قدم‌هایشان می‌ایستدند به نماز و صورت‌هایشان را روی زمین فرش می‌کنند به سجده و با کلام من با من مناجات می‌کنند( با قرآن‌) گاهی گریه می‌کنند، گاهی مناجات می‌کنند ، گاهی آه می‌کشند و گاهی به من شکایت می‌کنند و درد دل می‌کنند. از چه شکایت می‌کنند؟ از عشقم به من شکایت می‌کنند که چه می‌کشند در فراق من، فقط من می‌دانم که چه می‌کشند.

من به اینان سه چیز می‌دهم: 1- از نور خودم در دلشان می‌اندازم جوری که آن اندازه که من از احوال آن‌ها خبر دارم آن‌ها هم از من خبر داشته باشند، از رحمت من از گذشت و بزرگی من خبر دارد باشند2- اگر آسمان‌ها و زمین و هر چه که در آن‌ها است را به آن‌ها بدهند من می‌گویم کم است، لیاقت آن‌ها بیشتر از آن است3- من با آن‌ها روبرو می‌شوم، به نظرت من باکسی روبرو شوم چه می‌خواهم به او بدهم؟!

نوای حوران تسبیح گوی، برای ذاکران سحرخیز

یکی از اولیا خدا گفت: در عالم مکاشفه نهری نشانم دادند که کف آن  از مُشک بود یک‌طرف آن طلا و یک‌طرف آن مروارید، حوریان بهشتی بسیار زیبا که ذکر می‌گفتند: سبحان المُسبح به کل لسان سبحان، سبحان الموجود فی کل مکان سبحان ، سبحان دائم فی کل الازمان سبحان . منزه است خدایی که به زبان تسبیح گفته‌شده است؛ منزه است او، منزه است خدایی که در همه‌جا هست، منزه است او؛ منزه است خدایی که در هرزمانی جاوید و پاینده است؛ منزه است او

از حوریان پرسیدم که شما کی هستید؟ گفتند خدای مردم و خدای پیامبر ما را آفریده برای کسانی که در دل شب از خواب بیدار می‌شوند و نماز می‌خواند و خدا را می‌خوانند و اشک روان دارند و در سحرگاهان قرآن می‌خواندند، و استغفار در سحر دارند و درراه خدا انفاق می‌کنند و به درگاه خدا ابراز عشق و محبت می‌کند.

خدا تو را دعوت کرده است!

خدا می‌فرماید: ای فرزند آدم! به حقی که تو به گردن من داری، تو را دوست دارم و تو هم به حقی که به گردن تودارم، مرا دوست داشته باش.

پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه در باب نمازِ در دل شب فرمودند: وقتی بنده در دل شب به نماز می‌ایستد خداوند دلش را پر از نور می‌کند و به ملائکه می‌گوید نگاه کنید به این بنده‌ام که چه جور با من خلوت کرده است، دردل شب درحالی‌که اهل باطل سرگرم‌اند و غافلان در خواب هستند، شمارا شاهد می‌گیرم که من او را آمرزیدم.

3- مورد سومی که باعث می‌شود ظرف وجودت وسیع شود ذکر است

ما دو نوع ذکر داریم: 1- ذکر عام 2- ذکر خاص

درباره ذکر عام خدا در قرآن فرموده است يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّـهَ ذِكْرًا كَثِيرًا[1][1] – ای عموم مردم ذکر خدا را زیاد بگوید. دو چیز در قرآن کثیر نام‌برده شده است1- در باب گناهان یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیراً مِن الظّن انّ بَعْضَ الظّنِ اثمٌ[2][2] 2- در باب ذکر

ذکر خاص کدام است؟ ذکری است که خدا تو را دعوت می‌کند در جای خاص و زمان خاص و لباس خاص و احوال و تشریفات خاص و حساب‌شده و جملات و کلمات معلوم می‌گوید بیا با من حرف بزن.

خدا می‌خواهد موسی را دعوت به ذکر کند می‌گوید:  فاخلع نعلیک- 1- کفش‌هایت را بکِن2- انک بالواد قدس طوی به وادی مقدس داری وارد سرزمین پاکی می‌شوی- ندا آمد موسی من خدای توام لا اله الا انا هیچ خدای جز من نیست مرا عبادت کن- فأقم الصلاه لذکری- نماز بخوان تا ذکر خاص مرا گفته باشی یه ذکر خاص داریم و آن نماز است که با شرایط خاصی ادا می‌شود.

ذکر عام چیست؟ هر ذکری که دوست داری، لا اله الا الله، یا الله، صلوات و یا هر ذکری دیگری که دوست داری.

خاصیت ذکر عام چیست؟

هر کس قلبش را آباد کند به ذکر خدا، خدا کمک می‌کند تا اعمال ظاهری و باطنی‌اش را اصلاح کند.

زبان ذاکر داشتن توفیق الهی است

زبان باید لایق باشد تا بتواند مدام ذکر بگوید. این توفیق را در شب‌های جمعه در این فراز دعا از خدا درخواست می‌کنی: أسأَلُكَ بِحَقِّكَ و قُدْسِكَ و أعظَمِ صِفاتِكَ و أسمائكَ أن تَجعَلَ أوقاتِي في (مِنَ) الليلِ و النهارِ بِذِكرِكَ مَعمُورةً ، و بخِدمَتِكَ مَوصولةً و أعمالِي عِندَك مَقبولَةً در دعای کمیل می خوانی این فراز را و می‌خواهی از خداوند که توفیق ذکر به تو بدهد.

امشب توفیق دارید 1000 اسم خداوند را صدا بزنید (در دعای جوشن کبیر) در همین فراز اولش می‌مانی، در همین اسم اللَّهُمَ که تشکیل شده است از: یک: الله که اسم جلاله خداوند است و تشکیل‌شده از اسم هو که اسم ذات – دو تا میم – دو تا میم محمد است، سلطان آسمان و زمین!

مخصوصاً فراز 85 این دعای جوشن کبیر، برای معرفت به خداوند بیداد می‌کند- خانم مالک را خدا رحمت کند. گفت هفت سال است که دعای جوشن را تا فراز 85 خوانده‌ام و دیگر نتوانستم ادامه بدهم زیرا در حیرت مانده‌ام.

چه چیزی باعث می‌شود که ما ذکر خدا را فراموش کنیم؟

1-اموال2- اولاد – الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ[3][3]

4- توبه- توبه کردن ظرف وجودت را وسیع می‌کند

امشب شب خاص توبه است.

حضرت علی علیه‌السلام در باب توبه فرمودند: توبه طنابی است که خدا در چاه دنیا انداخته است، هر کس در چاه دنیاگیر کرده است این طناب را بگیرد و بالا بیاید.

توبه دارای مراتبی است:

1- توبه انبیاء – توبه از زمان‌های که اضطراب دل‌های آن‌ها را فرا می‌گیرد.

2- توبه اولیا- توبه از چه می‌کنند؟! از خطوراتی که گاهی از دل آن‌ها می‌گذرد و شاید قشنگ نباشد.

3- توبه اصفیاء(برگزیدگان خدا) اینان توبه می‌کنند از اینکه مدتی است که در گشایش هستند و مریضی و گرفتاری برای آن‌ها پیش نیامده است و دارند زندگی عادی می‌کنند، پس می‌گویند چه گناهی کرده‌ام که مرا امتحان نمی‌کنی و به حال خود رها کرده‌ای؟!

4- توبه خواص- اینان دوستان خدا هستند- توبه می‌کنند از هر آنچه غیر خدا بوده است و از آن لذت برده‌اند. درحالی‌که لذت تنها با توست، در انس و مناجات و وقت گذارنی با تو است.

توبه عوام- این توبه از گناهان است- این توبه را حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: شش شرط دارد: 1- پشیمانی و ندامت- چرا باید پیشمان بشویم از گناهان؟ فرمودند: اگر گنه‌کار می‌توانست تصور کند با گناه چه سعادت‌ها و بهجت‌هایی را و چه رشد‌هایی و چه سلطنت‌ها و چه نور‌هایی را از دست می‌دهد و آن‌ها را تبدیل کرده به شقاوت و سیه‌روزی قطعاً تأسف می‌خورد.

تأسفی که در دنیا بخوری بَدَل تأسف روز قیامت است، اینجا اگر تأسف بخوری زمینه برای درست شدن را فراهم می‌کنی، زمینه را برای جبران و انجام عمل صالح فراهم می‌کنی ولی اگر در قیامت پشیمان شوی دیگر راه بازگشتی نیست،آرزو می‌کنی تا لحظه‌ای تو را برگردانند که هرگز مقدور نخواهد بود.

ما خیلی بهتر از این‌ها که هستیم می‌توانستیم باشیم، اما گناه نگذاشت، به‌جایی که باید برسیم.

در این زمینه پیامبر فرمودند: آنچه را من می‌شنوم تو هم می‌توانی بشنوی اگر نگذاری شیطان دور دلت بگردد و تو را به گناه بیندازد.

2- از شرایط توبه داشتن عزم جزم است. 3- ادای حق مردم 4- ادای حق خداوند5- گوشت‌های بدنت با ریاضت بریزد 6- لذت توبه را ببرم تا لذت گناه از ذهنم بیرون برود، توبه برایت لذت بخش باشد.

دستور داده‌اند برای توبه کردن خیالت را پرواز بده، از سن بلوغت تا الآن چه‌کارها که کرده‌ای و چه جاهای که رفته‌ای، چه معصیت‌هایی کرده‌ای، ادای حق مردم و معلم‌ها، مسجد و اطرافیان……

سپس برای بعضی از گناهان یا مظلمه بده و برای بعضی دیگر  استغفارکن و برای بعضی‌ها قضا کن آنچه را ترک کرده بودی و برای بعضی کفاره بده، تدارک کن تا سنگینی‌هایت ریخته شود، تا پاک شوی.

داستانی از توبه و ادا کردن حقوق دیگران

مرحوم آیت‌الله آخوند ملا حسین قلی همدانی قدس الله نفسه به یکی از شیوخ و بزرگان عرب توبه داده بود و در مقدمه توبه موظف بود که هر چه حق‌الناس بر ذمه دارد ادا کند آن مرد نیز به فرموده استادش عمل کرد و پس از ادای همه حقوق مردمی به خاطرش رسید که روزی در حال غضب با شمشیرش دست یکی از ملازمان و نوکران خود را از بدنش جدا نموده است، از دوستانش تقاضا کرد که آن شخص را نزد او بیاورند، وقتی حاضر شد جریان کار خود را به او گزارش داد و اظهار ندامت و عذرخواهی کرد و دستور داد مبلغ زیادی پول حاضر کردند و گفت: اکنون بابت دیه دستت هر چه می‏خواهی بردار آن مرد راضی به گرفتن دیه نشد و قبول نکرد. شخص تائب دستور داد شمشیری حاضر کردند و به نوکرش گفت: من آماده قصاصم، این تو و این شمشیر و این هم‌دست من هر چه خواهی بکن.
نوکر اندکی فکر کرد و سپس گفت: تو ستمی بر من کرده‏ای و بدون جهت مرا از نعمت دست محروم کرده‏ای اکنون گیرم که من دست‌تو را به قصاص بریدم چه نتیجه‏ای به حال من خواهد داشت؟ من که دیگر صاحب دست نخواهم شد پس چه‌بهتر که محاکمه من و تو همچنان برای روز قیامت بماند و دادخواهی در پیشگاه عدل الهی انجام گیرد. شخص تائب که این سخن را شنید امیدش از هر طرف قطع شد و آتش‌به‌جانش افتاد و آن‌چنان بیچاره شد که با تمام غروری که داشت و مخصوص شیوخ عرب است شروع کرد به های‏های گریه کردن. چون ناله‏اش به گریه بلند شد رحمت الهی بر او سرازیر شد و خدای مقلب‌القلوب دل صاحب حق را نرم کرد و به حال او رقت کرده گفت: بدون دیه و قصاص عفو کردم.

آن‌وقت در ادامه برای توبه، باید غسل توبه‌ای کرد، نماز توبه‌ای خواند(در مفاتیح در قسمت اعمال ماه ذی الحجه- نماز توبه روز یکشنبه)و سپس باید صدقه‌ای داد و سپس سجده‌ای کرد در خلوت و اقرار بر گناهان و اینکه خدایا تو قادر بودی در هنگام گناهان نابود کنی اما صبر کردی و فرصت و مهلت دادی، اکنون پشیمان و نادم آمدم.

از دیگر شرایط توبه این است که لذت توبه را بچشی. و این بسیار زیبا است که خدا بدی‌هایت را تبدیل به‌خوبی می‌کند این بسیار لذت‌بخش و بسیار زیباست، و بسیار زیبا است که خدا فرموده: إن الله یحب توابین

شب قدر یعنی چه؟ این‌که دنبال گنه‌کار فرستاده، در این شب خدا علی علیه‌السلام را دنبال گنه‌کار فرستاده است.

مالک دینار همسایه داشت، جوان بسیار گنه‌کاری بود. رفت سراغش و به او گفت: چرا این‌قدر بدی و چرا این‌قدر گناه می‌کنی؟ گفت: چهاردیواری اختیاری و دوست دارم به من کاری نداشته باش. گفت شکایت تو را به حاکم می‌کنم، گفت حاکم با من آشنا است، گفت: شکایت تو را به رحمان می‌کنم گفت: رحمان هم کریم است. مالک دینار چماقی برداشت و مردم شهر را هم خبر کرد که بروند درب خانه در نیمه‌راه ندا آمد ، مالک دوست ما را به خودمان رها کن ، مالک رفت درب زد و چوب را زیر بغل پنهان کرد پسر گفت: دیگر چه می‌خواهی، لشکر آوردی؟ گفت: داشتیم می‌آمدیم تا تو را بزنیم که از آسمان ندا آمد که دوست من را به خودم واگذار کن. گفت: یعنی خدا مرا دوست خودش دانسته، درب را بست و دگر او را ندیدم تا در احرام در مکه او را دیدم که احرام بسته و بسیار لاغر شده و می‌گفت: ای دوستی که به دنبالم فرستادی، آمدم دوستیم را ثابت کنم. آمدم به سلیقه تو عمل کنم.

خدا موسی بن جعفر علیه‌السلام را به دنبال بشر حافی فرستاد، حسین را به دنبال حُر فرستاد، و امشب علی را دنبال من و شما فرستاده!!! آن‌هم چه علی‌ایی، فرق شکافته تا روی بینی!!! دو فرق شکافته را حسین تماشا کرده است، فرق علی علیه‌السلام، سر علی علیه‌السلام، فرق علی اکبر فرزند بزرگوارشان را …..

اعمال و اذکار امشب

1001  مرتبه استغفرالله

100مرتبه بگو: اللهم العن ابن ملجم

دو رکعت نماز بدین‌صورت در هر رکعت حمد و 7 مرتبه سوره توحید

ختم ذکر یا علی- در سه شب قدر در هر شب 4000 مرتبه یا علی می‌گوید.

حاجتمند‌ها آخر سه شب قدر 110 مرتبه یا قاهر العدو و یا والی ولی یا مظهر العجائب یا مرتضی علی.

100 مرتبه می‌گوید این صلوات را – ربِّ صَلّ علی محمدٍ و أهل بیته

 مولای ما نمونه‌ی دیگر نداشته است                 اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می‌کنم                     این خانه بی‌دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به‌جز علی                      آیینه‌ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می‌خورم که نبی، شهر علم بود               شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است                 انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود                     یا جبرِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است        هر کس که ختم نادعلی برنداشته است

 این شعر استعاره ندارد برای او                         تقصیر من که نیست برابر نداشته است