بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا سلام الله عليها اغيثيني

 

محورهای سخنرانی

* صلوات بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم

* ارزش صلوات

* مثل ما و اهل‌بیت، مثل آفتاب‌گردان و آفتاب است

* برنامه‌ای تا به کمک آن بتوانیم دستاوردهای ماه رمضان را حفظ کنیم

توسل

از امروز همراه دعاهایی که می‌خوانید، حتماً دعای وداع امام سجاد علیه‌السلام از صحیفه سجادیه را هم بخوانید. این دعا برای روز آخر ماه رمضان نیست، این هفته هرروز اگر می‌توانید تمام دعا را بخوانید، اگرنه یک‌بند یا دو بند آن را با ترجمه بخوانید. امام زین‌العابدین علیه‌السلام یک منبر بیشتر نرفتند، براثر ترسی که از آن‌یک منبر ایجاد شد دیگر بنی‌امیه به امام اجازه سخنرانی ندادند. امام تمام علوم امامت را در صحیفه سجادیه تعلیم داده‌اند. صحیفه سجادیه کتاب تعلیم دینی است که به آن زبور آل محمد می‌گویند. زبور کتاب حضرت داود علیه‌السلام بود که وقتی آن را می‌خواندند زمین و آسمان با حضرت همراهی می‌کردند. به صحیفه سجادیه هم زبور می‌گویند چراکه چنین قدرتی دارد، قدرت جاذبه‌ای دارد که همه‌چیز جذب قدرت امام می‌شود.

از چند چیز به ما گفته‌اند که به خدا باید پناه ببریم: از قلبی که از خداوند نمی‌ترسد، از علمی که منفعت نرساند، از نفسی که سیری ندارد و از چشمی که اشک ندارد.

گاهی با خودم فکر می‌کنم که شخصیتی مثل امام موسی بن جعفر علیه‌السلام که 14 سال در زندان بودند باب‌الحوائج‌اند و حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام هم باب‌الحوائج هستند و اذن و اجازه‌ای مانند امام کاظم علیه‌السلام دارند. حضرت قمر منیر بنی‌هاشم باب‌الحوائج‌اند و حضرت رقیه هم باب‌الحوائج‌اند. ما نمی‌فهمیم چه خبر است؟! چه مصیبتی بر امام حسین علیه‌السلام وارد شد وقتی بچه شش ماه‌اش را برای طلب آب آوردند.

خداوند، پیامبر، ملائکه، امام زمان علیه‌السلام، انبیا و اولیا همه گریه کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام را دوست دارند. از این به بعد نگو می‌روم جلسه، بگو به مجلس روضه می‌روم. کلاس نگو، نیت روضه اباعبدالله را بکن و به مجلس بیا. جناب آقای شیخ محمدحسن مولوی قندهاری که از علما اخلاق بودند نقل می‌فرمودند: در اوایل جوانی که در نجف اشرف ساکن بودم، دوستی داشتم به نام سید جعفر که 5شنبه به 5شنبه در خانه‌اش مجلس فضائل و مصائب اهل‌بیت علیهم‌السلام را اقامه می‌کرد. چون منزلشان بسیار دور و فصل زمستان بود هیچ‌یک از وعاظ و اهل منبر مجلس ایشان نمی‌رفتند. من به خاطر اولاً سیادت ایشان و ثانیاً برای احترام به مجلس ذکر اهل‌بیت علیهم‌السلام هر طوری بود خود را به مجلس سید جعفر می‌رساندم و مجلس را اداره می‌کردم. در این راه مشقات زیادی کشیدم چون درحالی‌که هوا بسیار سرد و باران می‌بارید یک فانوس به دست می‌گرفتم و به راه می‌افتادم که در اثر شدت سرما و بارندگی پاهایم آلوده به گل‌ولای و بی‌حس می‌شد تا این‌که به منزل سید جعفر می‌رسیدم. و از طرفی ختم سوره مسبحات را با آداب خاصی داشتم (که اثر این ختم، یا در خواب و یا در بیداری مشرف شدن به خدمت امام زمان (ارواحنا فداه) است. روزی بعدازاینکه از مجلس آمدم خواب برد و در عالم رؤیا دیدم در منزل سید جعفر هستم و حضرت بقیه‌الله (ارواحنا فداه) همراه جماعتی که پشت سرشان بودند وارد منزل شدند. من سلام کردم و حضرت جواب سلام مرا دادند و الطافی به من نمودند و مطالبی را نیز بیان می‌فرمودند و اجازه دادند عبای امام را بوسیدم و امام به قلبم الهام کردند که لطفی که به من شده است به دلیل این است که خود را به هر ترتیبی است به روضه می‌رسانم نه به خاطر مسبحات. و امام جمله‌ای فرمودند: هر قدمی را که برای رفتن به مجالس روضه برمی‌دارید، من نگاه می‌کنم و حساب آن به دست من است و از نگاه من پنهان نیست. 

عالی‌ترین روضه اهل‌بیت علیهم‌السلام، زیارت‌نامه آن‌ها است. در زیارت امام هفتم علیه‌السلام می‌خوانیم:

السلام علی الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ؛ سلام بر تو که معذّب در عمق زندان‌ها هستی و بهارخوابی‌های زیرزمین‌ها، (مطامیر به سیاه‌چالی می‌گویند که نه شب آن معلوم است و نه روز آن، سیاه‌چالی که نمور است و خیس) با ساق کوبیده به حلقه‏هاى زنجیرها.

امام رضا علیه‌السلام که پدر بزرگوارشان را در این حال دیدند باز به ریان بن شبیب می‌فرمایند: اي پسر شبیب اگر گریه مي‌کني براي حسين بن علي بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)گريه کن.

صلوات بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم

امروز روز شنبه است و مهمان رسول خدا هستیم. آن‌هایی که می‌توانند از امروز این هفته آخر ماه رمضان، روزی 1400 هزار صلوات به 14 معصوم هدیه کنند به هر معصومی 100 صلوات هدیه کن و می‌توانی به این صورت بگویی که اللهم صل علی امیرالمؤمنین، اللهم صل علی فاطمه الزهرا، … و در آخر هم اگر توانستید، 100 صلوات هدیه به حضرت عباس علیه‌السلام بفرستید تا از برکات آن به‌وفور برخوردار شوید.

رسول خدا(ص) فرمودند: وقتی‌که به معراج رفتم عجایب زیادی دیدم. مثلاً دریکی از آسمان‌ها، ملکی را دیدم که احترام نکرد و خیلی عصبانی بود. وقتی او را دیدم به دلیل اینکه به استقبال نیامد و از هیبتی که داشت لرزی بر بدنم افتاد. از جبرئیل پرسیدم او کیست؟ جبرئیل گفت او ملک مرگ عزرائیل است، به کسی لبخند نمی‌زند. پیامبر می‌فرمایند ملکی دیدم که از همه عجیب‌تر بود. او هزار دست دارد (یعنی یک‌میلیون) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد. آن ملک گفت: من حساب دانه‌های قطرات باران را می‌شمارم و می‌دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می‌بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می‌دانم، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم. رسول خدا (ص) فرمودند: چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو باهم باشند و باهم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم.

گویا صلوات تک نفره این مقدار ثواب ندارد. جمع به بیش از دو نفر می‌گویند. امروز دم افطار صلواتی بر پیامبر بفرستید تا از این ثواب آن برخوردار شوید.

ارزش صلوات

چرا صلوات این مقدار ارزش دارد:

1ـ صلوات به‌تنهایی ذکر خداوند است. صاد صلوات از صمد است، لام از یا لطیف، واو از اسم یا واحد، ه از اسم یا هادی. صلوات 5 حرف است از 5 اسم خداوند و هر 5 اسم از اسما حسنی الهی هستند.

2ـ ابراز مودت است نه محبت. پیامبر را دوست داریم، اگر بخواهیم آن را نشان دهیم و ابراز کنیم می‌شود مودت. مودت به فرمایش قران اجر رسالت است و صلوات دعا بر پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

3ـ صلوات ایجاد رابطه بین امت و پیامبر است. با هر صلوات اعلام می‌کنی که من با شما در ارتباط هستم و به شما وصل هستم.

4ـ مغز صلوات تسلیم در مقابل اوامر پیامبر است.  «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا»[1][1]؛ همانا خدا و فرشتگانش همواره بر پیامبر درود مى‏فرستند (خدا بذل رحمت خاص و فرشتگان توصیف و تقدیس مى‏کنند) اى کسانى که ایمان آورده‌اید بر او درود فرستید و سلام گویید، و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.

خداوند و ملائکه صلوات می‌فرستند اما برای ما یک پله باید بالاتر برویم. درود ما باید همراه تسلیم باشد، برای ما صلوات به‌تنهایی مطرح نیست. ظاهر صلوات دعا است و باطن آن تسلیم.

این توفیقی است که هر جا اسم پیامبر آید باید اعلام داری. درود خداوند بر او من تسلیم او هستم و من مطیع امر شما هستم. و چیزی که سعادت ما را تضمین می‌کند همین مطلب است.

مثل ما و اهل‌بیت علیهم‌السلام ، مثل آفتاب‌گردان و آفتاب است

ما در ارتباط با اهل‌بیت علیهم‌السلام باید مثل آفتاب‌گردان با آفتاب باشیم. تمامی گلدان‌های خانه صبح تا شب به یک‌سو هستند، اما آفتاب‌گردان به هر سمت که آفتاب می‌رود به همان سمت می‌چرخد. نگاهش به خورشید است. به همین دلیل است که گل آفتاب‌گردان گل استثنایی است که حشره‌ای روی آن نمی‌نشیند مگر زنبورعسل که شهد گل را می‌مکد و آنچه بیرون می‌دهد شفا است. ما باید گل آفتاب‌گردان باشیم و خورشیدمان پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام باشند. اگر چنین کردیم اخلاق، مال، زندگی و … آفت نمی‌زند و ماحصل زندگی ما می‌شود عسل که برای همه مفید است. اگر زندگی ما آفت می‌زند، چون جهت زندگی ما متفاوت است. دیگر گلدان‌ها که به سمت آفتاب نمی‌چرخند، گاهی ممکن است خشک شوند، گاهی می‌سوزند و … .

چرا سلمان ده پله ایمان را کسب می‌کند؟! چراکه به جهت حضرت زهرا سلام‌الله علیها و امام علی علیه‌السلام می‌چرخد. پیامبر روی منبر می‌فرمودند: اگر کسی دوست دارد، زن بهشتی را در دنیا ببیند، به ام‌ایمن نگاه کند. جهت ام‌ایمن به جهت حضرت زهرای اطهر سلام‌الله علیها بوده است.

این چرخش دو فایده (فایده‌اش بسیار است اما ما دو تا را بیان می‌کنیم):

1ـ محبت بین ما و اهل‌بیت با این چرخش به‌سوی اهل‌بیت علیهم‌السلام ، دوطرفه می‌شود. ائمه می‌فرمایند: محبت ما به شما شیعیان بیش از محبت یعقوب به یوسف است. سید بن طاووس می‌گوید: شبی در سرداب مقدس متوجه صدایی شدم، دیدم امام زمان علیه‌السلام در حال عبادت هستند و دست بالا کرده‌اند و مانند ابر بهار گریه می‌کنند و می‌فرمایند: خدایا شیعیان ما گناهکارند، از حسنات من بردار و بر کفه حسنات آن‌ها بگذار، آن مقدار بگذار تا لیاقت آمرزش تو را پیدا کنند. من سوالی دارم: این دعای امام زمان برای چه کسی است؟ برای شیعه ناخلف که گناهکار است، حال اگر شیعه درست شود امام چه دعایی برای او می‌کند!.

ابوذر عقب عقب از خانه سلمان بیرون آمد تا به امام علی علیه‌السلام رسید. امام از او پرسیدند از چه تعجب کرده‌ای؟ ابوذر گفت: سلمان را دیدم که پاهایش را مانند اجاق گذاشته بود و روی آن دیگی بود که زیر آن هم آتشی روشن نبود اما دیگ می‌جوشید و به همان صورت که در حال جوش بود با دست خود آن را هم می‌زد. امام فرمودند: از کار شیعه‌ای که تمام عمرش به دنبال ما حرکت می‌کند تعجب می‌کنی؟!

2ـ دومین برکت، این است که با این چرخش هم انرژی می‌گیرد و هم خود را در تابش خورشید قرار داده است و هم خود را عرضه به آفتاب می‌کند. فایده صلوات اینکه من و شما در زندگی تمام خواسته‌هایمان را به اهل‌بیت علیهم‌السلام عرضه می‌داریم. هر چه در زندگی می‌خواهی می‌توانی به امامت بگویی.

این جمله را بسیار گفته‌ایم که فرموده‌اند که نمک غذایتان را هم از ما بخواهید، این مطلب ریشه در کجا دارد؟ در زمان بنی اسرائیل حضرت موسی علیه‌السلام با دوستانش به بیرون از آبادی رفته بودند. ظهر شد و زمان صرف غذا بود و همگی گرسنه بودند. به دل حضرت موسی علیه‌السلام الهام شد که الان شکاری می‌آید و آن شکار را مطیع شما کرده‌ام آن را بگیرید و کباب کنید و بخورید. همین کار را کردند، هنگام خوردن متوجه شدند که نمک ندارند، دوستان موسی برای تهیه نمک به آبادی رفتند. ندا آمد ای موسی آیا من به تو عصا ندادم که با آن دریا را شکافتی؟ آیا ید بیضا ندادم؟ آیا تو را بر فرعون پیروز نکردم؟ … آیا آن زمان که گرسنه شدی شکاری برای شما تسلیم نفرستادم؟ حضرت موسی علیه‌السلام عرضه داشت آری. پس اکنون چرا نمک غذایتان را از ما نخواستی؟!

حضرت داود علیه‌السلام شبی را تا صبح به عبادت گذرانند، صبح با خود گفت شب خوبی را گذارندم. ندا آمد یا داود شب را تو آفریدی؟ چه کسی تو را آفریده است؟ چه کسی به تو توان داده است تا صبح به عبادت بپردازی؟ چه کسی به تو زبان داده است که توانستی به ذکر بپردازی؟ توفیق بیداری را چه کسی به تو داده است؟ داود علیه‌السلام عرضه داشت خدایا همه این‌ها از جانب تو و عنایت تو است. ندا آمد پس تو چه کرده‌ای؟ داود علیه‌السلام عرضه داشت پروردگارا مرا ببخش که نمی‌دانم گاهی با تو چگونه حرف بزنم.

حضرت یوسف علیه‌السلام زمانی که در زندان تعبیر خواب کرد به فردی که قرار بود از زندان آزاد شود گفت به عزیز مصر بگو من بی‌گناهم. ندا آمد ای یوسف چه کسی تو را از حسادت برادرانت نجات داد؟ چه کسی تو را از قعر چاه نجات داد؟ … پس چرا اکنون به کس دیگری سفارش می‌کنی؟! آیا فکر می‌کنی از حال تو بی‌خبرم، در این هنگام بال زد چه می‌بینی ای یوسف؟ دریا، بال دیگری زد، چه می‌بینی؟ تخته‌سنگ، بال دیگر، زیر تخته‌سنگ معلوم شد که کرمی در آنجا زندگی می‌کرد و علفی می‌خورد. یوسف من از حال این کرم بی‌خبر نیستم، چرا تو به کس دیگری پناه می‌بری؟! پس هفت سال دیگر در زندان بمان.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: شما هم در زندگی حتی نمک زندگی‌تان را از ما بخواهید یعنی هر چه دارید از ما دارید و هر چه هم که ندارید از طریق ما طلب کنید. موسی پیامبر بود بدون واسطه طلب می‌کرد و مستقیم می‌خواست، من و شما باید واسطه بیاوریم و واسطه لازم است و این واسطه اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند.

فقط صاد صلوات را که می‌گویی خودت و خانه‌ات و فضای خانه همه نور می‌گیرند و فضا پر از عطر می‌شود. اسما لحظات آخر عمر مبارک حضرت زهرای اطهر سلام‌الله علیها کنارش بود. متوجه شد که عطر عجیبی اتاق را فرامی‌گیرد و می‌رود و دوباره بعد از دقایقی بوی عطر بازمی‌گردد، تعجب کرد. حضرت زهرا فرمودند: تعجب نکن اسما این عطر که به مشام تو می‌رسد عطر بال‌های جبرئیل است که هم‌اکنون می‌آید و می‌رود.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: ص چشمه‌ای است که تحت عرش جاری است و فرمودند شبی که پیامبر به معراج رفتند در آن وضو گرفتند. بعد از جبرئیل هرروز در آن غوطه‌ور می‌شود و از قطراتی که از بال‌هایش می‌چکد، ملائکی خلق می‌شوند که به تسبیح خداوند مشغول‌اند و تمام این ثواب برای امت پیامبر است.

پیامبر فرمودند: در بهشت حوری‌هایی را دیدم که بدن آن‌ها سه قسمت داشت، بالا بدن آن‌ها از عنبر بهشتی و قسمت وسط آن‌ها از کافور بهشتی و قسمت پایین آن‌ها از مشک بهشتی بود. سؤال شد شما چه کسی هستید؟ گفتند: راضیه مرضیه، فرمودند برای چه کسانی هستید؟ گفتند: برای خدمت به علی بن ابی‌طالب و شیعیان کامل علی. 

برنامه‌ای تا به کمک آن بتوانیم دستاوردهای ماه رمضان را حفظ کنیم

ما در ماه رمضان با پیامبر سنخیت پیداکرده‌ایم، پیامبر مدام گرسنه بودند، ما یک ماه؛ پیامبر مدام ذکر می‌گفتند ما یک ماه؛ پیامبر مدام سحرخیز بودند، ما یک ماه و … . اما سؤال اینکه چه کنیم تا بتوانیم حال و هوی این ماه را برای خود حفظ کنیم:

1ـ انس با قرآن: بعد از ماه رمضان نذر کنیم که مثلاً برای فلان حاجتت یک ختم قرآن هدیه به پیامبر اکرم انجام دهی و بعد هدیه به بزرگوار دیگری. قرآن خواندن را برای خود بهانه کن و به خود تکلیف کن، وقتی تکلیف شد خدا به ادای تکلیف به بنده‌اش کمک می‌رساند.

ما دو نوع قرآن خواندن داریم:

1- قرآن خواندن معمولی

2- اتصال به روح قرآن است- یعنی قرآن را بخوانیم و آن را به روح معصومین هدیه کنید زیرا ایشان روح قرآن هستند با این کار به ایشان وصل می‌شوی مثلاً سوره توحید را هدیه به حضرت علی علیه‌السلام کنید و سوره حمد را هدیه به پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه …

از امروز روزی صد مرتبه سوره توحید را هدیه به امام حسین بن علی علیه‌السلام تا روز عاشورا تا ببینی چه دستی از ایشان در زندگی‌ات می‌آید و خانواده‌اش را مددکار زندگی‌تان قرار می‌دهد.

2ـ داشتن ذکر مدام: فردا اذکاری را می‌گویم. به‌مرورزمان از لفظ به دل می‌رود و دل ما را نسبت به پروردگار هوشیار می‌کند. ما یا غافلیم یا ذاکر یا مطیع اوامر الهی یا رستگار یا تلاشگر.

حضرت رسول(ص) می‌فرماید:

هر کس شبی 10 آیه از قرآن را بخواند او را از غافلان ننویسند،

هر کس شبی 50 آیه از قرآن را بخواند او را از ذاکران بنویسند،

هر کس شبی 100 آیه از قرآن را بخواند او را از مطیعان بنویسند،

هر کس شبی 300 آیه از قرآن را بخواند او را از رستگاران بنویسند،

هر کس شبی 500 آیه از قرآن را بخواند او را از تلاشگران می‌نویسند.

و هر کس به‌اندازه هزار آیه بخواند مانند کسی است که به‌اندازه قنطاری در راه خداوند با دست خود انفاق کرده است و فرمودند قنطار به‌اندازه 15 هزار مثقال طلا  است.

3ـ رعایت تقوا در زندگی، حداقل آنچه را که می‌دانی حرام است از آن پرهیز داشته باش.

4ـ رعایت قناعت در زندگی، بخیل نباش و اسراف گر هم نباش.

5ـ پرهیز از قاطی شدن با اهل دنیا، هرکسی با آن‌ها قاطی شود مانند آن‌ها می‌شود و بزرگ‌ترین خطر اینکه چشم باطن را کور می‌کند. بیش عارفی آمد و کیسه پولش را به گردن آویزان کرده بود، گفت آقا بفرمایید چرا چشم باطن من نمی‌بیند؟ عارف گفت بیا جلو و یک‌درهم به من بده و آن را گرفت و روی چشم مرد گذاشت و از او پرسید که چه می‌بینی؟ مرد گفت: هیچ‌چیزی را نمی‌بینم. عارف گفت یک‌درهم روی چشمت باشد هیچ‌چیزی را نمی‌بینی، حال چگونه می‌خواهی هزار روی درهم روی دلت داشته باشی و چشم دلت باز باشد.

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: زبان شما 5 حق دارد، اگر انجام ندهی مسئول او می‌شوی:

1ـ به زبانت احترام کن و از گفتار ناشایسته بازدار. خواجه عبدالله انصاری در ابتدا آن‌قدر درس می‌خواندم که حتی فرصت غذا خوردن هم نداشتم و مادر لقمه درست می‌کرد و دردهان من می‌گذاشت و من هم در حال نوشتن و خواندن می‌خوردم. بااین‌وجود هیچ در ذهنم نمی‌ماند و هیچ نمی‌فهمیدم و راه به‌جایی نمی‌بردم تا سن 18 سالگی. روزی بیش استاد عارفی رفتم او زیر کرسی مشغول خوردن شلغمی بود و شلغمی را نصفه گاز زده بود، به من نگاهی کرد و گفت زبانی که عادت به فحش داشته باشد چگونه می‌تواند حدیث حفظ کند؟! و نصفه شلغم باقی‌مانده را به من داد و خوردم از آن به بعد خداوند برکتی به من داد که حافظ  15هزار حدیث شدم و من تنها یک فحش به همه می‌دادم که آن‌هم از زبانم افتاد.

2ـ عادت به نیک گفتن داشته باش.

3ـ وادارش کن به رعایت ادب.

4ـ او را از زیاده‌گویی و پرگویی پرهیز ده.

5ـ از سخنان کم‌فایده و بی‌نتیجه و حرفی که احتمال پشیمانی دارد، او را پرهیز ده. همه این‌ها ممکن نمی‌شود مگر اینکه خداوند کمکت کند و عادت بدهی زبانت را به قرائت قرآن.