بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا سلام الله عليها اغيثيني

 

محورهای سخنرانی

یکی از وسایلی که ما را به ائمه علیهم‌السلام ربط می‌دهد، صلوات است 

خداوند ما را برای انجام چند کار به دنیا فرستاد است

موانع بزرگ بر سر راه ما

بعضی از گناهان اثرش به‌سرعت در زندگی به وجود می‌آیند

توسل

ختم 121 مرتبه «الهی يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ یا قَدیمَ الاِحسان بحقِّ الْحُسَيْنِ» هرگز انسان را پشت درب بسته نمی‌گذارد و باب نجات دنیا و قیامت است. خانم مالک مقید بودند ماهی یک‌بار این ختم را انجام می‌دادند. مرحوم ابو ترابی می‌فرمودند سالی یک‌بار، بهتر اینکه روز آخر ماه رمضان این ختم را بردارید. این ختم، ختم جمعی است. اگر جمعه روز آخر ماه رمضان بود در منزل خانم امامی ختم قرآن برگزار می‌شود و بعد این ختم را برمی‌داریم.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: خداوند به بعضی کنار جانماز عیدشان یک کادو، بعضی دو کادو و … و بعضی آن‌قدر کادو می‌دهد که خداوند به ملائکه می‌گوید برایش حمل کنید که خودش توان بردن ندارد.

یک‌چیز را حتماً از خداوند بخواهید و آن‌یک زیارت بامعرفت امام حسین علیه‌السلام است. بامعرفت یعنی وقتی به سمت کربلا می‌رویم یک‌چشم به دلم باز شود و فقط این صورت نباشم که نشنوم، خیلی‌ها حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام را روی دست امام حسین علیه‌السلام دیده‌اند، خیلی‌ها حضرت زینب سلام‌الله‌علیه را روی تل زینبیه دیده‌اند، خیلی‌ها دیده‌اند، دیدنش عجیب نیست، ندیدنش عجیب است. این حاجت را مصرانه از خداوند بخواهید.

امروز روز چهارشنبه است و ما به چهار امام بزرگوار متوسل هستیم. هرکسی مریض دارد و یا خودش بیمار است، بگوید یا امام کاظم علیه‌السلام، هر کس هم‌سفر معنوی می‌خواهد بگوید یا امام رضا علیه‌السلام، هر کس رزق و روزی‌اش تنگ است بگوید یا امام جواد علیه‌السلام و هر کس نگران تقوا و ایمانش است بگوید، یا امام هادی علیه‌السلام دستم را بگیرید.

امروز به درب خانه امام رضا علیه‌السلام می‌رویم، باید بدانیم که امام رضا علیه‌السلام دو ویژگی دارند: یکی اینکه امام رضا علیه‌السلام غریب‌نواز هستند؛ همه ما غریب هستیم اولا به این خاطر که وطن ما اینجا نیست و دوم اینکه پدر معنوی ما ازنظر ما دور است. دوم ویژگی اینکه، زیارت امام رضا علیه‌السلام ذخیره است. کاروانی از بغداد به مشهد آمدند و با تمام سختی راه خود را به حرم رساندند. پول رئیس کاروان تمام شد و از هرکدام از زائرها پرسید که پولی دارند که به او قرض دهند هیچ‌کس نداشت. غسل کرد و وضو گرفت و به حرم رفت و با گردن‌کج رو به حرم کرد و عرض کرد آقاجان ما مهمان هستیم و ما غریبه هستیم آبروی ما را بخرید، در همین حال دیدم آقایی جلیل‌القدر آمد و کیسه‌ی سنگینی در دست من گذاشت، به‌صورت او نگاه کردم و گفتم مرا اشتباه نگرفته‌اید، چرا به من پول می‌دهید، آقا فرمودند: آیا تو نمی‌دانی که هر امامی مظهر یک کار است و خدا امام رضا علیه‌السلام را سرپرست غریب‌ها قرار داده است؟! تا آمدم به خودم بیایم و از او بپرسم شما چه کسی هستید، او را دیگر ندیدم و پول تا آخر سفر ما کافی بود.

به شرطی که باور کنیم که غریب هستیم و بدانیم که امام رضا علیه‌السلام به غریبه‌ها نظر دارد.

این ختم را یک هفته اگر در مشهد بودید در حرم بردارید، صبح بعد از نماز 286 مرتبه «یا رئوف» بگویید، تا یک هفته. امام رضا علیه‌السلام فرمودند: به جان جوادم خجالت می‌کشم این انسان را دست‌خالی روانه کنم.

حاج حسن بهشتی، امام‌جمعه موقت اصفهان بود، پدری داشتند به نام مصطفی، که مرد بزرگواری بود. حاج حسن نقل می‌کند پدرم بیمار بود و من شب‌ها سرپرستی او را به عهده گرفته بودم، شب آخر پدرم حال نداشت حدود ساعت 20/2 دقیقه نصف شب پدرم نیم‌خیز شدند و لبخندی زدند و جان به جان تسلیم کردند و من خانواده را صدا نکردم خودم به‌تنهایی قرآن خواندم و تا صبح صبر کرد و صبح مردم را خبر کردیم. بعد از مراسم جوانی آمد و گفت پدر شما چه ساعتی از دنیا رفته است، ساعت 20/2؟ گفتم آری شما از کجا می‌دانید؟ گفت دیشب خواب بودم در خواب دیدم رفته‌ام به حرم امام رضا علیه‌السلام، دیدم امام باعجله بیرون می‌روند، من به آقا عرض کردم آقاجان کجا تشریف می‌برید من از راه دور آمده‌ام؟! امام فرمودند: حاج‌آقا مصطفی در حال جان دادن هستند به من نیاز دارند، چشمم به ساعت حرم افتاد، ساعت 20/2 بود.

ائمه علیهم‌السلام در همه امور سرآمدند، اما دو، چیز بسیار عجیب است و در برخورداری از آن‌ها بسیار سرآمدند: یک) حلم: یکی به یکی خیلی بدی می‌کند، می‌گویند مگر پدرت را کشته‌ام. سؤال من این است که حلم امام علی علیه‌السلام چقدر باید باشد که راه که می‌روند چشمشان در کوچه‌ها به قاتل همسرش می‌افتد و یا در صف نماز دستی را که به‌صورت همسرشان سیلی زده است را می‌بینند. دوم) غریب‌نوازی: به‌اندازه ائمه ماکسی غریب‌نواز نبوده‌اند.

خدا را شاکریم که خداوند هرروز ما را بر سر این سفره مهمان کرده است. امسال ایام ماه رمضان بیشتر از هرسالی به امام حسین علیه‌السلام متوسل بودیم. روزی نبود که به درب خانه امام حسین علیه‌السلام نرویم. گویی روزی امسال ماه رمضان ما به دست امام حسین علیه‌السلام است. انشا الله که نام ما را در زمره یاران اباعبدالله علیه‌السلام بنویسند. یاران امام حسین علیه‌السلام خصوصیتی داشتند و آن اینکه دل‌های بزرگی داشتند. تمام دنیا را به آنها پیشنهاد می‌دادی قد یک نقطه هم نبود. یاران امام 72 نفر بودند و عدد ذکر «یا باسط» هم 72 است به همین خاطر می‌گویند کسی که می‌خواهد جز یاران امام حسین علیه‌السلام باشد این ذکر را به این عدد زیاد بگوید.  

یکی از وسایلی که ما را به ائمه ربط می‌دهد، صلوات است  

گفتیم اگر صاد صلوات در ما متبلور شود، معطر می‌شویم، نورانی می‌شویم و دنبال‌رو اهل‌بیت می‌شویم.

یکی دیگر از اثرات صاد صلوات اینکه ما را به رحمت ائمه ربط می‌دهد.

پیامبر اکرم می‌فرمایند: وقتی به معراج رفتم در آنجا که دیگر جبرئیل هم اجازه حضور نداشت در آن خلوت به قلبم الهام شد که یا احمد می‌دانی برای چه من تو را بر همه پیامبران برتری دادم؟ پیامبر فرمودند: نه. الهام شد به چند دلیل: 1ـ به‌یقین، زیرا یقین تو از همه بالاتر بود. 2ـ حسن ظن 3ـ سخاوت نفس 4ـ رحمت نسبت به خلق. رحمت نسبت به همه آدم‌ها نه‌فقط مسلمانان.

در روایات داریم که اگر کسی به پیامبر اتصال پیدا کند و بااتصال پیامبر به خدا متصل شود، این حالت مهربانی را خداوند در او هم به وجود می‌آورد.

آن‌قدر وسیع است که یهودی، مسیحی و … همه را در برمی‌گیرد.

رسول اکرم فرمودند: سلمان یک هفته قبل از مرگت خدا تو را خبر می‌کند. چگونه؟ مرده یهودی در قبرستان یهودی‌ها با تو حرف می‌زند. سلمان به‌سختی بیمار شد. گفت من را به قبرستان ببرید. سلام داد و صحبت کرد، فقط یک‌مرده بیرون آمد و جواب او را داد. سلمان فهمید بله از دنیا می‌رود. سلمان پرسید: چه طور از میان همه این‌ها فقط تو جواب من را دادی؟ گفت: چون همه در عذاب‌اند. مگر تو یهودی نیستی چه طور تو توانستی جواب من را بدهی؟ من آزادم که می‌توانم جواب تو را دهم، من در کوفه بزازی داشتم یهودی‌ام اما عاشق جمال علی بن ابی‌طالب ‌بودم. روزها تا وقتی او را نمی‌دیدم آرام نمی‌گرفتم، از دیدن علی لذت می‌بردم. در عالم برزخ به محبت علی عذاب را از من برداشتند. سلمان پرسید قیامت چه می‌شود؟ گفت قیامت را نمی‌دانم اما به محبت علی فعلاً در عذاب نیستم.

در کتاب تهذیب الاخلاق روایتی داریم که خداوند می‌فرماید من خدای رحمان هستم و رحم و رحمت را خلق کرده‌ام هر کس به رحمت من متصل شود، منِ خداوند به آن شخص متصل می‌شوم و هر کس نسبت به رحمت من بغض داشته باشد از درگاه من رانده می‌شود.

رحمت خداوند چه کسی است؟ رحمت خداوند پیامبر، حضرت فاطمه امام علی و ائمه علیهم‌السلام هستند. هر کس از رحمت ببرد به غضب وصل می‌شود.

پیامبر اکرم: شبی که به معراج رفته بودم سمت راست عرش بهشت بود در آنجا 312 کرسی گذاشته بودند که هرکدام عظمت خاصی داشت و سمت چپ عرش هم یک کرسی بود که دارای هزار برج بود که بین هر برج تا برج دیگر هزار سال فاصله بود. پرسیدم، گفتند سمت راستی‌ها برای انبیا قبل از تو است و سمت چپ برای تو است. پیامبر پرسیدند: چرا سمت چپی‌ها برای من است (سمت چپ جهنم است) ندا آمد برای اینکه گنه‌کاران امت تو از این سمت می‌روند و هنگام ورود به جهنم تو بدبختی آن‌ها را ببینی و از من شفاعت آن‌ها را بخواهی.

پیامبر می‌فرمایند: روز قیامت سایه‌ای نیست اما سه دسته زیر سایه عرش‌اند: یک آن مسلمانی که در دنیا غم از دل مسلمان دیگری ببرد، مثلاً می‌دانی مادر شوهرت تنها است دم افطار زنگی بزن و او را دعوت کن، با یک تلفن می‌توانی زیر سایه عرش قرار بگیری. بعضی چیزها پولی نیست، بیشتر این‌ها به زبان است. دوم کسی که در دنیا سنتی از سنت‌های پیامبر را زنده کند. سوم کسی که زیاد بر من صلوات بفرستد و با این صلوات به من وصل شود.

صلوات بر ائمه یک کلید است با دو دندانه، هرکدام بشکند اثر نمی‌کند. یک اینکه مصرانه بخواهیم از خودشان که ما را از خودشان دور نکنند. دوره آخرالزمان دوره غربالگری است. تضمینی نیست که غربال کنند و ما از دایره خارج نشویم. دوم اینکه اتصال مکرر پیدا کنیم با صلوات.

بایزید همراه با کاروانی به مکه می‌رفتند یکی از اعضا در میان راه حالش بد شد، او را روبه‌قبله کردند، یک‌دفعه همه دیدند صورتش مثل شب سیاه شد و آن‌هایی که اطرافش بودند ترسیدند و خود را کنار کشیدند، ناگهان نقطه نورانی در پیشانی‌اش پیدا شد و نقطه بیشتر شد تا اینکه نور صورتش را فراگرفت و بعد هم از دنیا رفت. او را به خاک سپردند اما بایزید خیلی در فکر بود و دوست داشت بداند دلیل این سیاهی و نقطه نورانی که در صورتش به وجود آمد چه بوده است؟ شب خوابش نمی‌برد تا اینکه چند لحظه خواب او را فراگرفت در خواب دید او در باغی است، از او پرسید این باغ برای چه کسی است؟ او گفت این باغ برای من است و هدیه پیامبر است. از علت سیاهی پرسید مرد گفت: دو، سه گناه بدانجام می‌دادم و عادت به آن‌ها داشتم و آن سیاهی دلیلش آن‌ها بود و ظهور آن گناهان به این صورت بوده است. من را به سمت عذاب می‌بردند که یک‌دفعه پیامبر آمدند و جام آبی به من پا چیدند و براثر آن‌من خنک شدم و ملائکه عذاب رفتند و این به دلیل صلواتی است که مدام می‌فرستادم. بایزید می‌گوید در دست او انگشتری دیدم که روی آن نوشته‌شده بود این جزای کسی است که صلوات به پیامبر و آل او می‌دهد.

خداوند ما را برای انجام چند کار به دنیا فرستاد است

1ـ صلوات

2ـ عبادت

3ـ کسب محبت

به دنیا آمده‌ایم تا دوست داشته باشیم با دوستان خدا و محبت پیدا کنیم نسبت به محبان خدا. کسی که با ائمه دوست شد، او را به همه‌جا می‌رسانند.

آیت‌الله شاه‌آبادی می‌فرمودند: ما آدم‌ها اگرچه علم هم داشته باشیم حافظ، مفسر، منبری و نمازخوان هم باشیم مثل آدمی هستیم که در جعبه شیشه‌ای هستیم و آن جعبه در ته دریا هم که باشد مدام آب را می‌بینیم اما به آب دسترسی نداریم و امکان آن‌هم هست که حتی از تشنگی هم بمیریم. اگر جعبه را به‌اندازه سوزن سوراخ‌کنیم نم به داخل آن آید دیگر از تشنگی نمی‌میریم. آن سوزنی که می‌توانی با آن جعبه را سوراخ‌کنی محبت اهل‌بیت است. حال اگر کسی هم شیشه را بتواند بشکند در بغل امام حسین علیه‌السلام می‌افتد.

موانع بزرگ بر سر راه ما

گفتیم هفت مانع بر سر راه داریم که باید آن‌ها را برطرف کنیم. یکی از آن موانع عدم قابلیت ما است. گاهی هر چه قدر هم صلوات بفرستیم ائمه به ما نگاه نمی‌کنند و آن به خاطر تکرار گناه و عدم قابلیت ما است.

امام صادق علیه‌السلام از پدرشان محمدباقر علیه‌السلام فرمودند: برای قلب انسان چیزی بدتر از گناه نیست، زیرا گناه اثرش بر قلب مثل جنگ باخدا است. جنگ باخدا موجب می‌شود قلب واژگون شود و قلب براثر این واژگونی می‌شود جایگاه فرماندهی شیطان.

در سوره شوری آیه 30 آمده است: «وَ مَا أَصَبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكمُ‏ْ وَ يَعْفُواْ عَن كَثِير»

و هر [گونه‏] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد.

پس شاید سؤال کنید انبیا چه؟ بلا برای گناهکار ادب است و برای مؤمنین امتحان و برای اولیا درجه است.

می‌گوید من و همسرم عاشق هم بودیم وزندگی خیلی خوبی داشتیم و دو بچه هم داشتیم. گوشه حیاط خانه ما گربه بچه به دنیا آورده بود و بچه‌گربه‌ها خیلی صدا می‌کردند. همسرم خیلی اصرار کرد که این‌ها را از خانه ببرم من هم در کیسه‌ای بچه‌گربه‌ها را گذاشتم و 10 کیلومتر دورتر از خانه‌مان آن‌ها را رها کردم و از مادرشان جدا کردم. شب مادر گربه‌ها بسیار ناله کرد، به دلم آمد که کار بدی انجام دادم اما دیگر نمی‌توانستم کاری بکنم. یک هفته بعد اختلاف بین من و همسرم شروع شد و به یک سال نشده به طلاق کشید و هرکداممان یکی از بچه‌ها را برداشتیم.

بعضی از گناهان اثرش به‌سرعت در زندگی به وجود می‌آیند

1ـ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر نوجوانی در میان فامیل به سن تکلیف برسد اما گناه کند و اعتقادات دینی درست نداشته باشد و خاله، عمو، عمه و دایی و پدر و مادر هم او را ادب نکنند، اول مجازات این است که خدا روزی آن‌ها را کم می‌کند و برکت را می‌برد.

2ـ رسول اکرم فرمودند: کسی که با خنده و خوشی گناه کند، خداوند این آدم را درحالی‌که فردای قیامت گریان است و با خواری به جهنم می‌برد.

3ـ اما صادق علیه‌السلام فرمودند: خدا مؤمنین را از نور عظمت آفریده است کسی که مؤمنی را بدنام کند یا سخن حق مؤمنی را رد کند خداوند او را در عرش رد کرده و پیش خدا از ارزش ساقط‌شده و شریک شیطان است.

4ـ روای می‌گوید خدمت امام صادق علیه‌السلام رفتم امام فرمودند کسی که واجبی از واجبات خدا را ترک کند و دلیل هم نداشته باشد و یا گناه کبیره‌ای را مرتکب شود خدا به او نگاه نمی‌کند و او را پاک نمی‌کند. روای می‌گوید ترسیدم و گفتم خدا به او نگاه نمی‌کند، امام فرمودند آری نگاه نمی‌کند زیرابه خدا شرک ورزیده و مشرک شده است زیرا خداوند دستوری به او داده و شیطان هم دستوری داده و آن فرد بین دستور خدا و شیطان به دستور شیطان عمل کرده است پس خدا در قیامت او را با شیطان به طبقه هفتم دوزخ می‌اندازد.