حضرت مسلم و کوفه
شب اول محرم و سه اتفاق مهم
وظیفه ما در محرم
روی آوردن به قرآن در مجالسمان
راههای توسل به اهلبیت
حضرت مسلم و کوفه
در ماجرای حضرت مسلم بن عقیل نقش سه زن بسیار بارز است که در وانفسای کوفه کارهایی مردانه کردند. و نقش این سه زن در دل خطر اینقدر بارز است و غیرتشان از هر مرد باغیرتی بالاتر است.
وقتیکه حضرت مسلم براي اقامه نماز مغرب به مسجد آمد، از هجده هزار مردی که با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند، فقط سي نفر پشت سر حضرت مسلم نماز خواندند. پس از نماز، نگاه کرد، ديد فقط 10 نفر ماندهاند. در کوچههاي کوفه، پس از لحظاتي نگاه کرد ديد هیچکس نيست. همانطور که غريبانه راه ميرفت، زني که بر آستانه در نشسته بود، او را ديد. حضرت مسلم گفت: «خدا تو را آب دهد مقداري آب برايم بياور» و نشست. زن آب آورد. حضرت مسلم پس از نوشيدن ظرف آب، همچنان نشسته بود که طوعه پرسيد: «مگر آب نخوردي، برو پيش اهلوعیالت، امشب بسیار اوضاع کوفه آشفته است به دنبال مسلم میگردند». تا سه مرتبه مطلب را تکرار کرد و جوابي نشنيد. بار سوم، حضرت مسلم گفت: «اي کنيز خدا من در اين شهر منزل و عشيره ندارم»، گفت: مگر تو کيستي؟ گفت: «من مسلم بن عقيلم. اين قوم به من دروغ گفتند و فريبم دادند». زن گفت: بهراستی تو مسلمي؟ فرمود: آری. طوعه، او را به خانه خود برد و در اتاقي غير از اتاق خود اسکان داد. شام آورد، ولي مسلم شام نخورد، طوعه، پسري به نام بلال داشت، وي نيمههاي شب به منزل بازگشت و متوجّه حضور مسلم در منزلشان گرديد. وي که با عبدالرحمان بن محمد اشعث دوست بود، جريان را به او گفت و او به عبيدالله گزارش داد زیرا عبیدالله بن زیاد گفته بود که به کسی که حضرت مسلم را تحویل دهد سبدهایی پر از طلا خواهم داد.
وقتی برای اولين بار سربازان عبیدالله بن زیاد به حضرت مسلم بن عقیل حمله کردند او حمله آنها را دفع کرد، اما دوّمين بار، براثر ضربهاي که بر او وارد شد، لب بالايي حضرت مسلم پاره شد و دو دندان او شکست. حضرت مسلم همچنان به مبارزه ادامه ميداد، تا اینکه تسليم شد. در مسير راه که او را بهسوی عبيدالله ميبردند، حضرت مسلم گريه کرد. علّت را پرسيدند، فرمود: «من براي خودم گريه نميکنم، براي کساني گريه ميکنم که بهسوی من ميآيند، گريه من براي حسين(ع) و خاندان او است. نزديک دارالاماره که رسيدند، ظرف آبي به او دادند تا بياشامد، ولي وقتي خواست بياشامد، پر از خون شد. بار دوم هم همینگونه شد. بار سوم آب ريخت، امّا اين دفعه دو دندان او در ظرف آب افتاد، حضرت مسلم فرمود: «حمد خداي را، اگر روزي مقرّر من بود آن را نوشيده بودم».
پس با لبتشنه او را شهید کردند و بدن مبارکش را بستند و در کوچههای کوفه چرخاندند و بدن بیسر او را درجایی کثیف در کوفه به دار آویختند، بدن مدتی زیر آفتاب قرار داشت و یک نفر پیدا نشد که او را دفن کند تا اینکه دو زن نیمهشب بیدار شدند، همسر میثم تمار و هانی بن عروه، و بدن ایشان را دفن کردند.
شب اول محرم و سه اتفاق مهم
دیشب که شب اول محرم است سه اتفاق افتاده است که ما شیعیان اکنون اجازهی عزاداری برای امام حسین(ع) را یافتهایم و این یعنی ما هنوز ایمانداریم و اسممان را از صحیفهی شیعیان مولای متقیان امام علی(ع) خط نزدهاند.
اتفاق اول اینکه: هرسال بهوقت مغرب شب اول ماه محرم، حضرت زهرا(س) پیراهن خونی امام حسین(ع) را از عرش آویزان میکند و ایشان صیحهای میزنند و با ایشان تمام ملائک آسمان و عرشیان گریه میکنند. این پیراهن وقتی تکان داده میشود خونش پاشیده میشود و هر کس درکش کند طول سال هر زمان بگوید حسین(ع) قلبش جریحهدار میشود. این پیراهن آویزان میماند تا شب اربعین که خانم مزد عزاداران را بدهد.
دوم اینکه: دیشب ملک داعی ندایی سر داده است الرحیل الرحیل، بلند شوید و حرکت کنید، حسین(ع) به کربلا میرسد.
از وهب مسحی کمتر نباشید که در روزهای آخر به کاروان امام رسید اما به جایگاهی دستیافت که امام زمان(عج) هر شب و هرروز به ایشان سلام میدهد.
بگو حسین جان من این ده روز هیچ کاری جز کار تو ندارم، مشغول بچهی فاطمه(س) شو تا فاطمه(س) هم مشغول بچهی تو شود.
همانگونه که به خاطر هیچ کاری، اعمال واجبت را ترک نمیکنی، بدان روضهی حسین(ع) نیز مستحبی است که هزار واجب دینی، از دل آن بیرون میآید. نماز و روزه واجب است اما بقایشان به روضهی حسین(ع) است. وای بر من اگر 24 ساعت از من بگذرد و من مجلس نشین امام حسین(ع) نباشم این یعنی من صدای ملک داعی را نشنیدهام و کسی که درحرکت حسینی جا بماند فردا نیز در قیام حضرت مهدی(عج) جایی ندارد.
اتفاق سوم اینکه: دیشب و سحر، دَرِ تمام روضهها باز شد و دربان در را باز کرد، کار نگهبان و دربان، باز کردن است. همه میدانیم که دربان حسین(ع)، حضرت عباس(ع) است. ما به نیابت از حضرت عباس(ع) روضه برقرار میکنیم اما دربان عباس(ع) است.
وظیفهی ما در محرم
هر کس برای ماه محرم خود برنامهای دارد، برخی این ماه را ماه توبه و انابه به درگاه خداوند قرار میدهند، برخی آن را ماه عشق ورزیدن به حسین(ع) قرار میدهند، برخی این ماه را ماه بینش و معرفت و امامشناسی و جامعهشناسی قرار میدهند.
اما من محرم امسال را ماه خوب گوش دادن به سخن اهلبیت(ع) گذاشتهام.
عزیزان، با تمام اخلاص و عشقی که به امام حسین(ع) داریم، دو اشکال عمده در کارمان وجود دارد که برای ما مسئله شده است و بسیار ما را عقب نگه میدارد و مانع میشود که آن پیشرفتی که باید را حاصل کنیم.
اول اینکه: هنر خوب گوش دادن را نداریم، خوب نمیشنویم. هر آوا و ندا و کلام و جمله و آیه و حدیث که میشنویم مثل نسیمی به گوش ما میخورد و میرود وگرنه اگر در خانه کس است یک حرف بس است.
خداوند در قرآن از منافقین زمان پیامبر(ص) انتقاد میکند و میفرماید که یا رسولالله آنان روبروی تو مینشینند و به حرفت گوش میدهند و سرشان را تکان میدهند اما بعد که میروند و از آنها که میپرسند که پیامبر چه گفت، جواب میدهند که ما منظور پیامبر را نمیفهمیم و درک مطلب نمیکنیم زیرا گوش میدهند اما گوش دل نمیدهند به همین خاطر درک مطلب نمیکنند.
برخی از خطبههای نهجالبلاغه از روضههای داغ، جگرسوزتر است.
امام در خطبهی بیست و هفتم نهجالبلاغه از سستى مردم اظهار دلتنگی میکند میفرماید: اى نامردان مردنما (چه بر سرتان آمده که گوشهایتان ناشنوا شده است)، رؤياهاى كودكان در دلتان (با اسباببازی دنیا میشود شمارا گول زد و مثل بچهها دنبال لهو ولعب دنیا هستید، اندیشهها و تفکراتتان بزرگ نشده اما جسمتان بزرگشده است)، عقلهای زنهای حجلهنشین در مغزتان (عقلهایتان مثل نوعروسان داخل حجله است و تمام تفکراتتان حولوحوش دنیا است)، ایکاش شمارا نميديدم و نمىشناختم، سوگندبه خدا،اين شناخت،پشيمانى (بر من) آورد و اندوهها به دنبال داشت. خدا نابودتان کند، قلبم را با خونابه پر كرديد، و سينهام را از خشم مالا مال نموده، و غمهاى متوالى را جرعه پس از جرعه به من خورانديد، رأی و نظرم را با نافرمانی و تنها گذاشتن من مختل ساختيد، تا آنجا كه قريش گفتند: فرزند ابیطالب مردی است دلاور، ولى فنون جنگ را نميداند! خدا پدرشان را حفظ کند، آيا در ميان آنان كسى در امور جنگى بامهارتتر، باسابقهتر از من وجود دارد؟! من هنوز به بيستسالگى نرسيده بودم، قيام به تكاپو در جنگ نمودهام، هماکنون ساليان عمرم از شصت تجاوز مىكند. (ولی چه کنم) كسى كه اطاعت نمىشود، رأیی ندارد. در حقیقت اینیک معضل است که چرا حقیقتاً ما گوش نمیدهیم، چرا پیام قرآن و پیامبر و امام حسین(ع) را نمیگیریم، و چرا با داشتن گوش شنوا مثل آدمهای ناشنوا حرکت میکنیم گویا هیچچیز نشنیدهایم.
قرآن میفرماید که یکی از تکههای وجود شما که مسئول است گوش شما است که در مقابل صدایی که میشنود مسئولیت دارد و باید آن را تجزیهوتحلیل کند.
دوم اینکه: مسئلهی بعدی که صدای اهلبیت(ع) را در آن زمان درآورد و امروز نیز موجب تأخیر در ظهور امام زمان(عج) شده است، اینکه هرچه به ظهور نزدیکتر میشویم ناامنی در دنیا بسیار زیاد میشود تا اینکه حتی یک نقطهی زمین نیست که امنیت داشته باشد، این است که همهی مردم طعم ظلم و ستم را بچشند و با یکصدای واحد یک حکومت واحد را بطلبند.
و آن تفرقه و منسجم نبودن مردم است.
امام علی(ع) میفرماید: ای مردمی که هیکلهای شما باهم جمع است و در کنار هم هستید اما دلهایتان از هم متفرق است و دو نفرتان با یکدیگر دلتان یکی نیست، و بهاندازهی تعدادتان عقاید و سلایق مختلف دارید، حرف که میزنید و شعار که میدهید سنگ محکم میترکد اما بهگونهای ناقص عمل میکنید که دشمن به شما طمع میکند، عملتان با شعارتان یکی نیست و دشمن به شما طمعی میکند. تا این حال رادارید دعوت هیچ دعوتکنندهای در شما تأثیر نمیکند.
وقتیکه ابن ملجم آن ضربه را به امام علی(ع) وارد کرد و او را گرفتند و خدمت امام علی(ع) آوردند، امام صورتش غرق خون بود، امام حسن(ع) خونهای صورت را پاک کرد. حضرت به ابن ملجم فرمود: آیا من برایت بد امامی بودم؟ آن ملعون پاسخ داد: یا علی! کسی که خودش میخواهد به جهنم برود تو چهکاری میتوانی برایش انجام دهی. تو برای کسی میتوانی هدایتگر باشی که راهش را انتخاب کرده و گمراه است اما برای من کاری نمیتوانی بکنی.
پس لازم است که دلهایمان را باهم یکی کنیم و گوشهایمان را نیز بازکنیم.
روی آوردن به قرآن در مجالسمان
پیامبر(ص) در حدیث معروفی فرمودند: «انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»
«من در میان شما دو چیز باقی میگذارم که اگر آنها را دستاویز قرا دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهلبیتم هستند. ای مردم بشنوید من به شما رساندم که شما در کنار حوض کوثر بر من وارد میشوید؛ پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد.
وقتی ایشان حدیث ثقلین را نقل کردند دو انگشت سبابهی دودست را کنار هم قرار داده و فرمودند مثل این دو انگشت که باهم یک اندازه هستند، قرآن و اهلبیت نیز میزان و توأم باهم هستند.
در مجالس حسینی باید این دو رعایت شود، یعنی در کنار عزاداری و درس اما مشناسی، قرآن نیز جایی داشته باشد، یک آیه گفته شود و نکتهی آن بیان شود. چه اشکال دارد مداح ابتدا کمی قرآن تلاوت کند و بعد روضه بخواند.
پیامبر(ص) در حدیث ثقلین تأکید کردند که اگر هردوی اینها باهم باشند و به شما همراه باشند بر سر حوض کوثر به من ملحق خواهید شد. اینکه شب عاشورا زمزمهی تلاوت قرآن از خیام میآمد، اینکه سربریدهی امام حسین(ع) درجاهای گوناگون قرآن تلاوت کرده است، اینکه امام رضا(ع) سه روز یکبار یک ختم قرآن کامل میکردند همه یک پیام دارد و آنکه نباید قرآن را رها کرد.
هرروز یکی از اصحاب و خاندان امام حسین(ع) را به سورهی از قرآن مهمان کن.
امام معصوم فرمودهاند: اگر شما انس با قرآن بگیرید هرگز در زندگی دچار وحشت نمیشوید.
امام حسین(ع) فرمودند: بر شما باد به تلاوت قرآن در ظلمت و تاریکی شب و سر ظهر که اوج کارکرده است.
راههای توسل به اهلبیت(ع):
آسانترین راه توسل به اهلبیت(ع)؛ صلوات است.
در حدیثی آمده است که کل دعاها محجوب هستند تا وقتیکه بر محمد و آل محمد(ص) صلوات بفرستی.
پیامبر(ص) فرمودند: خداوند فرموده است که من بر خودم واجب کردم تا آنکسی که بر تو و آل تو سلاموصلوات بفرستد و به نام شما چیزی از من بخواهد هر گناهی که دارد را ببخشایم و هر دعایش را مستجاب کنم.
صلواتی مخصوص جهت دههی اول محرم:
این صلوات را میتوانی صبح صد مرتبه و شب صد مرتبه بخوانی و یا صبح و شام هر بارده مرتبه، تعداد آن بستگی به خودتان دارد اما حتماً تلاش کنید که در روز آن را بخوانید:
بسمالله الرحمنِ الرحیم (اولین مرتبه را بسم الله الرحمن الرحیم بگو)
الْحَمْدُ لِلّهِ حَمداً کَثیرا وَ سُبْحانَ اللّهِ بُكْرَةً وَ اَصيلاً وَ صَلَّ اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ و عَلی اولادِهِ مَعصومین وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی الظالِمین آمینَ رَبَّ العالَمین.
و راه دوم توسل به اهلبیت(ع) زیارت آنان است.
حال شب جمعه، شب زیارتی امام حسین(ع) است، دلیل اینکه شب جمعه، شب مخصوص زیارتی ایشان است این است که شب جمعه، شب رحمت است و تمام درهای رحمت خداوند در کربلا باز میشود و ازآنجا بهجاهای دیگر شعبه میزند، طلوع رحمت خداوند در کربلا است و اشعهاش اقصی نقاط عالم را میگیرد به همین خاطر گفتهاند هر جا هستی در روزهای مخصوصِ به کربلا بروید.
امام باقر(ع) فرمودند: شیعیان ما را به زیارت جدم حسین(ع) امر کنید زیرا روزی را زیاد، عمر را طولانی، ضرر و زیان را دفع میکند و هر مؤمن معتقدی که حسین(ع) را امام خود میداند زیارت قبر جدم حسین(ع) بر او واجب است.
ام سعيد احمسيه گويد: نزد امام صادق (ع) بودم كه كنيزم آمد و گفت كه چهارپا را آوردم. امام فرمود: اي ام سعيد بگو كه اين چهارپا از آن چيست و به كجا خواهي رفت؟ عرض كردم: ميخواهم كه به زيارت قبور شهيدان روم. فرمود: اينك مرا بازگو كه چرا كار شما مردم عراق اینقدر شگفتآور شده است؟ براي زيارت شهيدان گام در سفري دراز مينهيد و زيارت سیدالشهدا را واميرهانيد. آيا به زيارت او نميرويد؟ عرض كردم: من زن هستم. فرمود: اشكالي ندارد كه كسي همچون تو بهسوی مزارش ره سپارد و او را زيارت نمايد. عرض كردم: در زيارت او چه پاداشي از آنمن گردد؟ فرمود: زيارت او با يك حج و يك عمره و اعتكاف دو ماه در مسجدالحرام و روزه دو ماه در آن مسجد برابر آيد.
اما جهت رفتن به زیارت باید آدابی را رعایت کرد، زیرا زائر باید با مزورش شباهت داشته باشد، باید تشنه، گرسنه، اندوهگین، غصهدار و حالت بیمار داشته باشید.
(امام حسین(ع) همهی اینها را بوده است حالت بیماری ایشان نیز به خاطر تیر سه شعبهی مسموم بوده است.)
امام محمدباقر(ع) فرمودند: جدم حسین(ع) صاحب کرب و بلا است، مظلوم و تشنه گرسنه و غمگین، خدا با حسین(ع) عهد کرده است که هر کس غمگین، ستمکشیده، بیمار، تشنه، گرسنه و گنهکار باشد خدای عز و جل اندوهش را ببرد و گناهش را بیامرزد و روزیش را زیاد کند.
علامت دوم که زائر باید داشته باشد این است که باید اشتیاق به زیارتش داشته باشی، وقتی به کربلا برو که تمام سلولهای بدنت عطش زیارت حسین(ع) را داشته باشد.