بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا سلام‌الله علیها ادرکنی

 

چهارم محرم‌الحرام سال -1436قمری

گر بگویند مرا با تو سروکاری نیست

درودیوار گواهی بدهد کاری هست

سعدی

 

مقدمه بحث

در عالم غوغایی شده!!

در عالم برزخ نیز، این روزها سفره‌ی روضه فاطمه الزهراسلام الله برپا است. حاج‌آقا تهرانی را آن‌هایی که امیریه زندگی می‌کردند می‌شناختند و خاطره روضه‌های ایشان را به یاد دارند، حسینه‌ای داشتندکه حاج رسول ترک هم در آنجا روضه‌خوانی می‌کرد. یکی از بزرگان گفت: حاج‌آقا سراج را به خواب دیدم، از ایشان پرسیدم برزخ چه خبر؟! و حالشان را پرسیدم. گفتند: ما عجله داریم، کارمان زیاد است، ما را معطل نکنید، گفتم: مگر شما در برزخ کاری دارید، و یا کاری است که شما بتوانید بکنید؟! گفت: بله، این روزها روضه فاطمه الزهرا سلام‌الله علیها برقرار است و ما یا جز گریه کنندگان هستیم و یا جز روضه‌خوان‌های خانم.

انشالله اشک امروز ما هم دعوت‌نامه‌ای بشود برای ورود به روضه‌های حسین علیه‌السلام در عالم برزخ.

دعای زیبایی، از پسر حسین علیه‌السلام

چه خوب است که این روزها، با دعای امام سجاد علیه‌السلام احوالات خوش معنوی پیدا کنیم: یا من یَقبَلِ مَن لا یَقبلهُ البِلاد، ای خدای که قبول می‌کنی آدم‌های را که هیچ جایی روی زمین ندارند، هیچ جا قبولشان نمی‎کنند از بس بد هستند، و یا من یَرحَمَهُ مَن لا یَرحَمَهُ العِباد، ای خدایی که رحم می‌کنی به کسی که، کسی به آن‌ها رحم نمی‌کند، چنین آدمی را تو به او رحم می‌کنی.( فرازهای از دعای 46 صحیفه سجادیه)

حسین، مظهر این دعاست!

تمام خدایی خدا مظهریت دارد، مظهر این دعا، امام حسین علیه‌السلام است، اگر هیچ جا قبولت نکنند، امام حسین علیه‌السلام تو را قبول می‌کند، حسین می‌خرد و آزاد می‌کند، مظهر رحمانیت خداوند امام حسین علیه‌السلام است، اگر تا آن حد جنایت برسی که کسی تو را قبول نکند امام حسین علیه‌السلام تو را قبول می‌کند. هر جا به تو رحم نکردند، هر جا تو را قبول نکردند بیا درب خانه امام حسین علیه‌السلام. ایشان مظهر ترحم هستند و ترحم می‌کنند. پس نمی‌شود دست به دعا بلند کنی و جوابتان را ندهند؟!

اجابت دعا در مجلس حسین علیه‌السلام

اگر توفیق پیدا کردی که در روز اول در مجلس حسین علیه‌السلام بشینی بدان که دعا و آرزویتان را هم اجابت می‌کنند. نمی‌شود که ما را دعوت کنند اما دعایمان را اجابت نکنند و از ما پذیرایی به عمل نیاورند.

روضه امروز

در روز عاشورا امام سر چند نفر را به دامن گرفته اند:

در روز عاشورا فرصت نبوده است که امام حسین علیه‌السلام سر همه شهدا را به دامن بگیرند، ولی سر ده نفر را به‌به دامن گرفته‌اند. بالای سر دو غلام سیاه، حضرت قاسم علیه‌السلام، بالای سر حُر و حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام، ابوالفضل… بالای سر دو نفر به‌طور ویژه رفته‌اند:1- حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام، که عبایشان را پهن کردند و از بنی‌هاشم خواستند که بدن مطهر او را جمع کنند!!

دوم بالای سر حر بن یزید ریاحی، در این هنگام بالای سر ایشان رفتند و دستمالی که مال مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله بود را به سر ایشان بستند.

می‌دانید که واقعه عاشورا در سال 61 صورت گرفته است، هنوز زمان زیادی از آوردن کتاب قرآن و وحی نگذشته است، بسیاری از صحابه پیامبر زنده هستند، بسیاری از کاتبان وحی زنده بودند. و به خاطر دارند مطالبی را که از دو لب پیامبر درباره آیات قرآن و مطالبی را که، اهل‌بیت علیه‌السلام را همتای قرآن خوانده بودند، حتی کسانی که در کربلا بودند از دو لب خود پیامبر بسیاری از مسائل را شنیده بودند. مثل عمر سعد، پیامبر به او نگاه کردند درحالی‌که داشت با حسین بن علی بازی می‌کرد، پیامبر نگاهی به حسین انداخت و فرمود حسین جان لعنت بر قاتل تو باد! به‌طوری‌که پیامبر رد شد، عمر سعد به امام حسین علیه‌السلام فرمودند: جد تو مرا بدجوری نگاه کرد، مگر قاتل تو منم؟! مگر قرار است من تو را بکشم! پس هنوز این را به یاد دارد که پیامبر قاتل حسین را لعنت کرده است! روز عاشورا امام حسین علیه‌السلام نیز به او یادآوری کرد؛ گفت: می‌دانی من کی هستم؟! گفت: می‌دانم، و به شمر نیز یادآوری کرد و از او اعتراف گرفت که آیا می‎دانی من کی هستم؟! در این موقع شمر لعنت الله گفت: می‌دانم. فرمود: می‌دانی جدم کیست؟ گفت: می‌دانم، رسول خدا، امام فرمودند: پدرم را می‌شناسی؟ گفت: علی بن‌ابی طالب، فرمودد: مادرم کیست؟ گفت: فاطمه الزهرا، برادرم کیست؟ گفت: حسن بن علی، فرمود: بااین‌حال مرا می‌کشی؟! گفت: می‌کشم و برایم اهمیتی هم ندارد!! درنهایت بی‌خیالی و راحتی، تو را می‌کشم.

مبحثی درباره یتیم، روضه رقیه سلام‌الله علیها

یکی از مسائلی که در قرآن به آن پرداخته شد است، مسئله یتیم است:

در سوره ماعون الذی یکذب بالدین، دین را در اینجا به 2معنا بیان کرده‌اند: یکی به معنای مالک یوم‌الدین و یکی به‌عنوان دین اسلام، پیامبر آیا دیدی؟ آیا شناختی آن‌کسانی را که دین را تکذیب می‌کنند و اسلام را باور ندارند؟! نبوت را باور ندارند و آسمانی بودن قرآن را باور ندارند…

درحالی‌که مسئله قیامت به‌وضوح روشن است و نیازی به دین نیست و هر عاقلی آن را درک و متوجه می‌شود، پس اینان چه کسانی هستند؟ اینجا علامت می‌دهد، نمی‌گوید آنان که نماز نمی‌خوانند، آنان که تو را مسخره می‌کنند و ادای تو را درمی‌آورند بلکه می‌گوید فذلک الذی یدع الیتیم؛ کسی که یتیم‌نواز نیست، و محبتی به یتیم ندارد و او را طرد می‌کند، او کافر است! تازه اینجا بحث زدنِ یتیم نیست، بلکه راندن و اخم کردن به یتیم  و سخن تند به یتیم گفتن است! حالا نه یتیم اسیر و نه یتیم غریب، نه یتیم مجروح، بلکه یتیمی که فقط پدرش فوت کرده است! درحالی‌که مادر دارد، عمه دارد، خاله دارد، خانه دارد…. 

حالا چه کسانی بودند این یدع الیتیم؟ ابوسفیان، معروف بود به راندن یتیم، روایت هست که هفته‌ای دو شتر نحر می‌کرده است اما ایتام که می‌آمدند دست خالی ردشان می‌کرد و با عصا آن‌ها را می‌راند، اینجا اسم ابوسفیان در قرآن نیست، اما درآیات به ما علامت می‌دهد که کافرها این‌ها هستند، این علامت‌ها رادارند، می‌گوید کسی که یتیم را طرد می‌کند ایمان ندارد. دوم ابوجهل، داد می‌زد که نبوت این مرد دروغین است، مال خود را به شکم ایتام نریزید، این مرد دروغ‌گو است!

سفارش‌ها اهل‌بیت علیه‌السلام درباره یتیم: پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه فرمودند: در بهشت یک محله‌ای است، به نام درالفرح است(محله شادی). حالا این در حالی است که هیچ جای بهشت غصه و غم نیست؛ اما این محله را مخصوص شادی می‌نامد!!) آنجا متعلق به کسانی است که در دنیا، دل یتیمی از ایتام مسلمان را شاد کرده باشند.(می‌گویم که اگر شما به یتیم حسین علیه‌السلام گریه کنید بدانید دل رسول خدا و خانواده ایشان را شاد کرده‌اید.)

علی علیه‌السلام فرمودند: مرد و زنی نیست که دست محبت بر سر یتیمی بکشید مگر اینکه به تعداد تار مویی که دست می‌کشد خدا برایش ثواب می‌نویسد، اجر و مزد برایش بنویسد.

حکایتی از ارزش محبت به یتیم

آمد مردی نزد پیامبر و گفت: من از خودم  شاکی هستم و از دست خودم خسته شده‌ام، قرآن را دوست دارم، ایمان‌دارم و دوست دارم آدم خوبی باشم ولی دلی مانند سنگ دارم، دلم برای کسی نمی‌سوزد و انعطاف ندارم، دلم مانند یک‌تکه سنگ است، حضرت فرمودند: واقعاً می‌خواهی معالجه شوی؟! یتیمی پیدا کن و به او مهربانی کن و دست محبت بر سر او بکش و از غذایت به او بخوران و بر زانوی خود بنشان، در این صورت دلت نرم خواهد شد و الطاف خداوند شامل حالت خواهد شد.

حالا اگر این یتیم رقیه سلام‌الله باشد!!

ایشان دارای عظمتی هستند، ما سه نفر را بی‌بی می‌گویم: 1- حضرت زهرا سلام‌الله علیها 2- زینب کبری سلام‌الله علیها 3- حضرت رقیه سلام‌الله علیها.

بی‌بی به چه کسی گفته می‌شود؟ به کسی گفته می‌شود که سن بالای دارد، ضعیف می‌شود، نمی‌تواند درست راه برود، نیاز به کمک دارد..

چرا به حضرت رقیه بی‌بی می‌گویند درحالی‌که ایشان 3-4 سال بیشتر نداشتند؟! زیرا صورتش براثر سیلی کبود شده بود، وای به آن زمانی که کسی به‌صورت  انسان بی‌هوا سیلی بزند! پاهای او پر از آبله شده بود، در کربلا هم روضه‌خوان بود و هم گریه کن بود، به‌طوری‌که زمانی که صدایش گریه‌اش بلند می‌شد تمام بانوان خرابه گریه می‌کردند، نفس بلندی می‌کشیدند و می‌گفتند: پدر جان کاش مرده بودم، اما سر تو را خونی نمی‌دیدم، و نگاهی به نیزه می‌کرد و می‌گفت پدر جان! کاش قبل از این کور شده بودم، نمی‌دانم چه کشیده، اما چه کشیده است که باب‌الحوائج شده است،  به مقامی که وقتی در دل خرابه امام زمانش را صدا زد امام زمانش با سر به دیدارش آمد!

به زینب بی‌بی می‌گویند درحالی‌که 50 سال و اندی سن داشتند زمانی که به مدینه رسیدند آن‌قدر پیر بود که شوهرش او را نشناخت. حال، شما جواب بده، چند سال طول می‌کشد تا موهای یک زن سفید شود! شاعر خوب گفته است، زمانی که زینب از خیمه به سمت قتلگاه می‌رفت با موی سیاه رفت، زمانی که از مقتل برگشت مویشان سفید بود!!!

ایشان شریکه الحسین هستند! امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: تازنده هستم مدیون زینب و خواهرم رقیه هستم، که ما را نجات داد، این کلام این معنا را می‌دهد که باعث شدند نسل امامت پایدار باشد و باعث شدن، مردم شام بیدار شوند، چنان جان دادند که مردم شام با دیدن آن صحنه و وضعیت خانم رقیه، از شدت ناراحتی با سنگ به سرهایشان می‌زنند.

توسلی مجرب

جهت گرفتن حاجت- از مجربات است- برای گرفتاری‌های دنیا و آخرت

هرکس حاجت مهم دارد، گرفتاری دارد، یک روضه‌خوان سید دعوت کنند، روضه حضرت زینب را بخواند با صدای بلند مردم گریه کنند(آن‌هایی که اهل گریه هستند را دعوت کنند) سپس دعای عظم البلاء را بخوانند.

این عیب‌ها را در خود برطرف کنیم

ادامه بحثی که از روز اول محرم شروع کردیم این بود که، دو اشکال مهم در ما است که باید در همین ابتدای محرم باید آن‌ها را برطرف کنیم: 1- گوش  دادن‌های خود را باید اصلاح کنید، مضرات بد گوش دادن را بفهمیم، امسال در مجلس حسین علیه‌السلام به مرثیه‌ها، مداحی‌ها، احادیث، و نصیحت‌ها خوب گوش کنیم، با گوش جان هم، بشنوم 2- از آن هنر متعالی حسین علیه‌السلام برخوردار شویم، یعنی همان‌طور که بدن‌هایمان کنار همدیگر است دل‌هایمان را هم کنار یکدیگر قرار دهیم، ظاهر ما فقط کنار هم نباشد، بلکه باطن‌های ما هم کنار هم باشد. حضرت علی علیه‌السلام در خطبه خود فرموده‌اند: کسانی که ظاهر و باطنشان باهم نیست، منِ امیرالمؤمنین هم نمی‌توانم برای آن‌ها هدایت‌گری داشته باشم، نمی‌توانم کاری برایشان بکنم، آی آدم‌هایی که زمانی که شعار می‌دهید قلب را می‌ترکاند، اما هنگامی‌که عمل می‌کنید دشمن در شما طمع می‌کند، نکند شعارها حسینی اما عمل‌ها و رفتارها زینبی و حسینی نباشد. حضرت در ادامه می‌فرمایند: کاش شمارا ندیده بودم و شمارا نمی‌شناختم.

امام حسین علیه‌السلام فرمودند: من امام کسی هستم که مرا اطاعت کند، اگر اطاعت نکند، من امامش نیستم. و نمی‌توانم برایش هدایتگر باشم.

تا روز اربعین دو تا سفره پهن است که باید از هردو سفره بهره ببریم وگرنه بی‌انصافی کرده‌ای. 1- سفره اشک بر امام حسین علیه‌السلام؛ دعوت‌شده‌ای برای گریه کردن و اشک ریختن، این اشک بی‌خودی نیست، ما را تشویق به این امر کرده‌اند، امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کسی که یادآوری مصیبت ما کند و بگرید، چه در جمع و چه در خلوت، و از ظلم‌هایی که به ما وارد آمده است حزین شود، روز قیامت این آدم در درجه ما، با ما خواهد بود. این هم‌درجه بودن به چه معناست؟ یعنی من می‌روم در بهشت امام رضا علیه‌السلام؟ هکذا، من در بهشت حضرت زهرا سلام‌الله خواهم بود؟ نه این‌طور نیست. به این معنا است که در روز قیامت که منادی ندا می‌دهد عزاداران حسین! سر صف، مادرشان، تو  هم در این صف هستی. صفی که فاطمه سر آن است به کدام سمت می‌رود؟ تو هم همان‌جا می‌روی. این معنای هم‌درجه شدن روز قیامت است. امام رضا علیه‌السلام در ادامه حدیث فرمودند: و کسی که ذکر کند مصیبت ما را و بگرید و بگریاند، زمانی که همه چشم‌ها گریه می‌کنند، او شادمان است.

توجه: جایی روضه برو که، خود روضه‌خوان هم خودش گریه کند، بازارگرمی نمی‌کند، این روضه‌ی باصفایی خواهد بود، زیراکسی که خود گریه می‌کند و می‌گریاند، بدان چیزی به او داده‌اند.

ناصرالدین‌شاه روضه‌خوانی داشت که دهه اول محرم روضه می‌خواند، هنگام روضه خواندن آن‌قدر گریه می‌کرد که همه از گریه او به گریه می‌افتادند و خودش نیز به حالت غش می‌افتاد، روزی گفتند شاید حقه‌ای می‌زند، وگرنه این‌همه اشک!! شاید در دستمال خود آب پیاز می‌مالد که باعث گریه او می‌شود، فردا که آمد شاه گفت دستمالت را می‌دهی تبرک کنم و به خود بمالم، گفت بله، دستمال را گرفت هر چه به‌صورت خود و به چشم‌هایش کشد دید که نه اثری در آن نیست، گفت پس چگونه است که تو این‌همه اشک داری این‌همه اشک از کجا؟! گفت روزی بالای منبر، به‌محض اینکه روضه حسین را شروع کردم صدای ناله‌ای شنیدم که می‌گفت: ولدی حسین!

ادامه حدیث: کسی که بنشیند در مجلسی که در آن زنده می‌شود امر ما، نمی‌میرد روز قیامت دل او که همه دل‌ها در آن روز از ترس می‌میرند.

زنده شدن امر اهل‌بیت علیه‌السلام چگونه است: 1- گفتن مسائل دین 2- گفتن فضائل اهل‌بیت علیه‌السلام 3- گفتن مصیبت‌های اهل‌بیت علیه‌السلام.

امام صادق علیه‌السلام: این حدیث صحیح سند است و بسیار عجیب است

داستان سلیمان و عظمت نفس کشیدن در مجلس حسین علیه‌السلام!

یکی از مبحث‌های که ما در قرآن مجید می‌خوانیم، مبحث سلیمان است آن حکمت و جاه و مقامی که خداوند به حضرت سلیمان داده است. در چند سوره قرآن به‌طور مفصل به آن پرداخته است، در سوره ص آیات 33-35 می‌فرماید: ما سلیمان را امتحان کردیم و انداختیم بر روی کرسی او جسدی را، سلیمان زمانی که آن جنازه را دید توبه کرد، و گفت خدایا مُلکی به من بده که بعد از من به احدی ندهی، پس ما به او حشمت و جاه دادیم و مقام دادیم و ابروباد را مسخر او کردیم و زبان حیوانات را به او آموختیم، و دیوان و جنینان و پریان را و همه را تحت سلطه سلیمان قراردادیم، چیزی نبود که تحت فرمان او نباشد، تمام جنیان را بنایان او کردیم و تمام دیوان را غلامان او و تمام پریان را امر بردار سلیمان کردیم.

تا حالا شده است از خودت بپرسی که جسد چه بوده است، جنازه چه کسی بوده است که روی تخت سلیمان انداخته شد، مگر سلیمان او را کُشته بود که توبه و استغفار کند؟!

تفسیر این آیه از امام صادق علیه‌السلام به دو گونه بیان‌شده است: 1- سلیمان همسران زیادی داشت گفت با همه این‌ها آمیزش می‌کنم تا چهل پسر توانمند داشته باشم مجامعت کرد هیچ‌کدام باردار نشدند فقط یکی از آن‌ها فرزندی آورد، آن‌هم یک پسر ناقص، نصف بدنش بی‌روح و بی‌رمق که بعد از چند روز مُرد، خدا مَلکی را فرمان داد که جنازه او را بر تخت سلیمان بیندازند، سلیمان گفت خدایا این چه حکمتی که سی‌ونه زن باردار نشدند و یکی از زنان من باردار شد و آن‌هم بچه‌ی را به دنیا آورد که ناقص است!!

ندا آمد تو ترک اولی کرده‌ای، آن شب که قصد مجامعت به نیت چهل اولاد رشید کردی، فراموش کردی بگویی انشا الله!! و به حول و قوه الهی! قدرتِ خود را دیدی؟!

سلیمان توبه کرد.

نوع دوم تفسیر این آیه، از امام صادق علیه‌السلام: که این زن باردار شد اما، امام نمی‌گوید ناقص، بلکه جنیان و شیاطین با خود گفتند این بزرگ می‌شود و قوت می‌گیرد و پدر همه ما را در می‌آورد ، جای پدرش می‌نشیند، باید که او را از بین ببریم، پس بچه را کشتند، جنازه را روی تخت سلیمان انداختند،سلیمان برای اینکه فرزندش از شر دشمنان در امان باشد بچه را لای ابرها مخفی کرده بود، تا از دسترس دشمن دور بماند، پس آمد دید که جنازه بچه، روی زمین است. سلیمان تا دید گفت خدایا این چه حکمتی دارد؟! ندا آمد تو ترک اولی کرده‌ای، به حول و قوه خود عمل کردی به حول و قوه ما عمل نکردی. به ابر می‌سپاری او را، به من نمی‌سپاری؟! پس از خدا خواست که مِلکی به او بدهد که بعد از او کسی نداشته باشد، نه به خاطر حسادت که کسی غیر از او نداشته باشد بلکه خواست، چشم دشمنان را ببندد با ملکی که خدا به او می‌دهد. پس ملک سلیمان را بخش داد. قالیچه‌ای از رشته‌های طلا داشت، نه اینکه تنها خودش بتواند روی آن بنشیند، بلکه خودش و سیصد وزیرش کرسی می‌گذاشتند روی این قالیچه و به هر جا می‌خواستند می‌رفتند، راه چهل‌روزه را یک ساعت طی می‌کردند، تمامی حیوانات، دریاها، در قعر دریاها هر چه بود مسخر او بود، در آسمان طیور مسخر او بودند، ملک او را احدی نداشته است و نخواهد داشت الا صاحب‌الزمان عج الله فرجه که خواهد آمد و همه این‌ها به سرانگشت او خواهد چرخید، خوش به حال کسانی که آن زمان را درک کنند، حالا این سلیمان می‌رفت، کشاورزی از پایین نگاه می‌کرد گفت: خدا عجب ملک عظیمی به پسر داود داده است! باد صدا را به گوش سلیمان رسانید، سلیمان امر کرد پایین بیایند، پیاده شد، تواضع کرد، گفت: مرد چه گفتی؟ گفت: عظمت ملک تو من را به تعجب انداخت، سلیمان فرمود: آیا می‌خواهی چیزی عظیم‌تر به تو نشان بدهم؟! گفت: مگر عظیم‌تر ازملک تو هم هست؟ گفت: بله. گفت: ثواب و قدرت و نور یک سبحان‌الله که یک مؤمن بگوید. و تفاوتی که باهم دارند در این است که ملک من فانی است اما سبحان‌الله آن مؤمن باقی است.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: آنچه در زمین و آسمان و آنچه مابین این‌ها است،؛ آنچه در دل این‌ها تا عرش خداوند است، همه مسخر تو می‌شوند و با تو می‌گویند سبحان‌الله.

این گفتن سبحان‌الله اختیاری است، تا زمانی که گفتی که گفتی و اگر نگفتی که نگفتی؛ حرف زدن اختیارش با ما است، نگاه کردن اختیارش با ما است، گوش دادن و گریه  و خندیدن اختیار با ما است… حرکت‌های بدن ما به اختیار ما است یک‌چیز به اختیار ما نیست، و آن نفس کشیدن است،

ثواب آن دو چیز است: نفس کشیدن روزه‌دار سبحان‌الله است، نگفت نگاه کردن او بلکه گفت نفس کشیدن که به اختیار او نیست. 2- نشستن در مجلس حسین بن علی تسبیح است. هیچ‌چیز نگو و نکن، فقط بشین و نفس بکش، جایی که اسم امام حسین را می‌برند، جایی که یاد حسین می‌کنند. در اینجا نفس کشیدن تو سبحان‌الله است، که یک‌دانه آن با ملک سلیمان برابری نمی‌کند. و این‌زمانی که در مجلس حسین می‌نشینی جز عمر تو حساب نمی‌شود.

در مجلس امام حسین علیه‌السلام سه اتفاق می‌افتد:

در مجلس ابی‌عبدالله سه چیز و سه اتفاق برای شما می‌افتد: هر نفس شما تسبیح است و هر غصه‌ای که برای ما می‌خورید عبادت است و هر سر که مخفی می‌کنید از ما جهاد درراه خداوند است. (سر اهل‌بیت علیها السلام چیزی است که به هرکسی نمی‌توان گفت زیرا طاقت و قابلیت درک آن را ندارد)( همه که متوجه نمی‌شوند که بچه شیرخوار به میدان بردن به چه معنا است و در گودال قتلگاه، آب، آب، گفتن، به چه معناست، ببین چه مقدار می‌توانند امام حسین را درک کنند و بفهمند)

امام حسین علیه‌السلام درجایی نشسته بودند، بلند که شدند لباس ایشان خاکی شده بود، ابو هریره که موافق و مخالف بودن او معلوم نبود لباس آقا را پاک کردند و به سر و صورت خود کشیدند، امام پرسید چرا این‌گونه می‌کنی ابو هریره؟!  گفت: آقا اگر آن چیز‌هایی را که من با دو گوش‌های خودم از جدتان پیامبر را درباره شما شنیده‌ام می‌شنیدند، خاک‌پای تو را سجده‌گاه نماز نه طوطیای چشمشان می‌کردند. امام لبخندی زدند و فرمودند: جدم چه می‌گفت؟! گفت: پیامبر می‌رفتند روی منبر و تو می‌آمدی نگاهی کردند و نگاهی به جمعیت و نگاه به چپ و مقابل و راست و همه توجه‌ها را جمع کردند و گفت این حسین که دارد می‌آید آقا و سید جوانان بهشت است، اما همین مردم او را روی زمین گرم می‌خوابانند و سرش را می‌برند و پای سربریده او کف می‌زنند!

حالا ما چه خسرانی می‌کنیم اگر یک روز نتوانیم به روضه حسین علیه‌السلام برویم.

امام در ادامه حدیث می‌فرمایند واجب است این نوشته را شیعیان ما با طلا بنویسند.

سفره اشک بر حسین و اولاد او که باید روزانه از آن استفاده کنیم، مخصوصاً در این دهه. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: خداوند به ملائکه مقربین امر می‌کند که وارد می‌شوند در مجلس جدم حسین علیه‌السلام(توجه کن گفته ملائکه مقرب)و اشک چشم باکین را جمع کنند. به بهشت ببرند و به خازن بهشت بدهند و آن را ممزوج با آب حیوان کنند تا عطر و بوی و مزه آب‌های بهشت هزار برابر مضاعف شود.( گلابی که خدا به آب بهشت می‌زند تا معطر شود، اشک چشم گریه‌کنان حسین علیه‌السلام است)

اشک چشم دشمنان حسین و اشک چشم کسانی که راضی شدند به قتل حسین را هم جمع می‌کنند و ممزوج با آب جحیم جهنم می‌کنند تا گنداب آن را هزار برابر بیشتر و به خورد خود آن‌ها می‌دهند.

2- سفره معرفت- هر وز در عاشورا می‌خوانی فاسئله الله الذی اکرمنی  بمعرفتکم و معرفه اولیائکم  از خدای بزرگ می‌طلبم من را به شناخت تو حسین و دوستانت کرامت کند.

بدانید که کربلا دوراهی است، بهشت و جهنم، دوری و نزدیکی، اگر مطالعه کنیم و بحث کنیم درباره کسانی که در کربلا سر دوراهی‌ها قرار گرفتند. حر و زهیر … کسانی که راه حسین را آمدند به کجا رسیدند و آن‌هایی که از حسین فاصله گرفتند به کجا رسیدند، در کربلا حتی ابوالفضل هم سر این دوراهی قرار گرفت، بیست نفر برای او و برادرهایش، امان‌نامه آورده بودند!!

عرفا و علمای ما و بزرگان آدم‌ها را 1- آدم‌های سینه به پایین 2- آدم‌های سینه به بالا تقسیم کرده‌اند اینان کسانی هستند که هدف و انگیزه و استقامت داشتند؛ یاران حسین از این دسته بودند. آن‌های که سینه به پایین هستند زندگی حیوانی دارند. امام حسین علیه‌السلام یاد می‌دهد که سینه به بالا زندگی کنید

دانشمند مسیحی می‌گوید: اگر مسلمان‌ها به یک آیه قرآن کامل عمل می‌کردند امروز در عالم اسلام حرفی جز حرف اسلام نبود.کدام آیه است؟ ما از شما عهد و پیمان محکم گرفتیم، به پیمان خود بمانید و آن را نشکنید. اگر مسلمان‌ها به عهد خود باخدا و پیامبر اسلام در غدیر عمل می‌کردند، و به این آیه عمل می‌کردند امروزه تمام دنیا مسلمان بودند، جانی و مشرک نداشتیم!

یک جمله هم درباره امام حسین علیه‌السلام دارند: می‌گوید: جا دارد به حسین به علی تمام انسان‌ها بگریند، زیرا حسین کُشته شد تا درس انسانیت بدهد. انسانیت به چه معناست؟ حسین آن را معنا کرده است.

ادامه تفسیر زیارت عاشورا: در ادامه می‌گویم روزی بده از دشمنان او برائت بجویم و مدار چرخش دنیا و آخرت من را بر این‌ها قرار بده.

معرفت ائمه علیها السلام چهار مرحله دارد:

1- احاطه کامل به حقیقت وجودی اهل‌بیت که تنها کار خدا و کار خودشان است. عنصر وجودی علی علیه‌السلام چیست؟ عنصر وجودی حضرت زهرا سلام‌الله چیست؟ که وسیله نزول قرآن است انا انزلنا فی الیله قدر، در ظرف وجودی فاطمه، قرآن را نازل کردیم.

در ظرف وجود فاطمه نزول قرآن، در ظرف وجود آن شش‌ماهه نصرت حسین علیه‌السلام.

پیامبر به حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: یا علی خدا را کسی نمی‌تواند بشناسد الا من و تو و مرا کسی نمی‌تواند بشناسد الا خدا و تو و تو را کسی نمی‌تواند بشناسد الا من و خداوند.(حقیقت ذاتی ایشان مدنظر است)

2- مرحله دوم- اطلاع به اسرار و سرائر اهل‌بیت عصمت و طهارت علیها السلام، باطن حسین را خصیصن می‌شناسند، سلیمان ابوذر، زینب کبری، حبیب مظاهر، عوسجه، ابوالفضل .. در زمان هر امامی خاصانی که هستند می‌توانند به اسرار باطنی ائمه معرفت پیدا کنند

3- شناخت کمالات اهل‌بیت علیها السلام؛ اینان دارای چه کمالاتی هستند، این کار علمایی است که اهل تفقه هستند، اهل علم و تقوا و شجاعت، آن‌ها می‌فهمند معنای کمالات اهل‌بیت را.

4- عبادات و خوبی‌های ایشان را بفهمند، معترف و به امامت ایشان بودن است. این مال محبان اهل‌بیت است. خوبی‌های ایشان را بشنوند.. نصایح و خوبی‌های ایشان را و معتقد به معصوم بودن آن‌ها باشند.

در این محرم، از این دو لقمه آخری بخوریم. یعنی هم کمالات ایشان را درک کرده و هم محب و هم خوبی‌ها و عبادت ایشان را درک کنیم.

تکرار گناه مانع شرکت در مجلس حسین می‌شود.

اشک بر حسین علیه‌السلام گناهان تو را پاک می‌کند، حالا اگر گریه کنم و دوباره گناه کنم باز مرا می‌بخشد بله می‌بخشد اما باز گریه کنم ولی باز گناه کنم مرا می‌بخشد بله می‌بخشد … مسخره نیست؟! نه. می‌شود، ولی دو تا مشکل وجود دارد: ممکن است گناه تو نگذارد که بیایی، اما جایی ممکن است که نگذارند بیام، آن‌وقت می‌خواهی چه کنی؟! خطر دوم این است که آنقدرگناه کنم که برایم ارزش شود که اصلاً خودم دوست نداشته باشم بیایم به روضه حسین علیه‌السلام!

***

از مرز ابرهای بهاری عبور کرد
چشمی که رد پای شمارا مرور کرد

تنها به شوق لمس شما ابر بی‌امان
یک شهر را به وسعت باران نمور کرد

روزی هزار مرتبه تقویم نا‌امید
تاریخ روز آمدنت را مرور کرد

تأثیر یک غروب غم‌انگیز جمعه بود
مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد

اصلاً خیال روی شما سال‌های سال
دیوان شاعران جهان را قطور کرد…

شاعر: سید برقعی