بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا سلام الله عليها أغیثینی

 

راست گفته‌اند, عالم از چهارعنصر تشکیل‌شده: آب، آتش، خاک، هوا… آبی که از تو دریغ کردند… آتشی که در خیمه‌گاهت افتاد… خاکی که شد سجده‌گاه تو و طبیب دردها… و هوایی که عمری است افتاده در دل‌ها… ترکیب این چهارعنصر می‌شود: «کربلا»

این دهه که دهه‌ی اول ماه محرم است، دهه‌ی گریه و آشنا شدن بافرهنگ حسینی است. وقتی به کربلا نگاه می‌کنیم چیدمانِ زیبایی از انسان‌ها را می‌بینیم که همه نوع انسانی را دربردارد. از جمله: تازهِ مسلمانِ شهید، مسیحیِ شهید، فرزندِ شهیدِ شهید، فقیرِ شهید، افسرِ شهید، توّابِ شهید، جانبازِ شهید، گمنامِ شهید (که وقتی او را یافتند نامش را کسی نمی‌دانست درحالی‌که سر از بدنش جدا نشده بود، امام سجاد(ع) نام او را جویا شد، فردی از قبیله بنی اسد گفت که من نام او را نمی‌دانم، اما او را چندین سال است که می‌بینم در این منطقه چادر زده، وقتی از او سؤال کردم که اینجا در این بیابان چه می‌کنی؟ پاسخ داد که در تاریخ خوانده‌ام که پسر فاطمه زهرا(ع) را در این منطقه به شهادت می‌رسانند، من هم در اینجا چادر زده‌ام، تا او که به اینجا آمد به یاری‌اش بشتابم و در رکابش شهید شوم.) کربلا، دامادِ شهید، امامزادهِ شهید، عارفِ شهید، عالمِ شهید، نوعروس شهید، مادرِ شهید دارد، اما وقتی به کودکان شهید می‌رسیم بیداد می‌کند: پسرِ ده یا یازده‌ساله شهید، پسر شش‌ساله، پسر نه‌ساله، پسر شش‌ماهه، نوزادِ تازه به دنیا آمده (دو سه روز قبل) و… دارد. کربلا همانند باغ گلی است که همه نوع عطری از آن به مشام می‌رسد. کربلا سفره‌ای است که همه‌ی مردم را می‌خواهند دعوت کنند پس همه نوع انسانی در کربلا موجود است.  

امام حسین(ع) روز دوم یا سوم به کربلا رسیده‌اند، 25 یا 26 روز را راه آمده‌اند، از مکه تا کربلا. هزار نفر همراه امام(ع) راه افتاده‌اند، کاروان ایشان بزرگ بود و اسب‌های رهوار و شترهای تنومند زیادی داشتند، شترهایی که خیمه‌ها را می‌آورند، شتر‌هایی که محمل‌های زیبا داشتند و بانوان را می‌آوردند، شتر‌هایی که اسباب سفر را می‌آوردند، شترهایی که آشپزخانه می‌آوردند، شترهای که مخصوص کودکان بود. گروهی جلوتر می‌رفتند و آشپزخانه را علم می‌کردند تا امام(ع) و اهل‌بیت ایشان برسند. منزل‌به‌منزل رفتند تا رسیدند به منطقه کربلا، امام(ع) مواجه شدند با سپاهیان بنی امیه که مسلح و آماده بودند…

هنگامی‌که امام(ع) متوجه نام آن سرزمین شدند سه مرتبه فرمودند«اَعُوذُ بِالله مِنَ الکَربِ وَ البَلا». که عرفا می‌فرمایند امام(ع) کربلا را تقسیم کردند، “کرب” و غصه‌اش سهم ما شیعیان شد و”بلا” سهم خودِ امام(ع) و خانواده‌اش شد. سپس امام(ع) شروع به روضه خواندن کردند؛ اولین کسی که به این صورت در کربلا روضه خوانده است، امام(ع) بوده‌اند:

و الله! اینجا، محل خواباندن شتران ماست، و الله! اینجا، محلِ ریخته شدن خون‌های ماست، و الله! اینجا محل هتک حرمت ماست، و الله! اینجا محل کشته شدن مردان ماست، و الله! اینجا محل سربریده شدن بچه‌های ما است، و الله! اینجا محل به اسارت رفتن اهل‌بیت من است، و الله! اینجا محل مزار ماست، و الله! اینجا مردم دسته‌دسته مرا زیارت خواهند کرد و اینجا حرم من خواهد شد. و الله! اینجا ما به حشر می‌رویم،  و الله! ما در اینجا در صف حساب قرار می‌گیریم…   

ادامه بحث:

ما در روزهای گذشته گفتیم که در ماه محرم هرساله دو سفره گسترده می‌شود و ملک داعی مردم را دعوت به نشستن بر سر این سفره می‌کند:

الف) سفره اشک. هر عالم و عارف و … که بر منبر برود و اشک بر حسین(ع)، از مردم نگیرد، کاری ناقص انجام داده است؛ اگر ما بر حسین(ع) گریه نکنیم خداوند بهتر از ما را خلق می‌کند که بر حسین گریه کنند، همانند مهدی(عج) که صبح و شام بر ایشان گریه می‌کنند.

امام باقر(ع) فرمودند: هر زن و مرد شیعه که نطفه‌ی فرزندشان بسته می‌شود خداوند به فرشته‌ای می‌فرماید  که حب حسین(ع) را با آن عجین کن.

آن‌ها به گریه ما نیاز ندارند، بلکه ما به گریه کردن بر آن‌ها نیاز داریم، آن‌ها ما را دعوت کرده‌اند که متنعم شویم. پنج موقعی را که ما متنعم می‌شویم، از این ذکر مصیبت‌ها و این گریه‌ها، عبارت‌اند هستند از:

1)خروج از دنیا. امام صادق(ع) فرمودند: بشر روزهای بسیار سخت در پیش دارد از سخت‌ترین مراحلِ خروج از دنیا که قابل‌تصور نیست خروج روح از بدن است. علی(ع) فرمودند: خروج روح از بدن به‌سختی گرداندن میله وسط سنگ‌آسیا در تخم چشم انسان است!

امام صادق(ع) به مرد کوفی فرمودند: به زیارت جدم حسین(ع) می‌روی؟ گفت نمی‌روم، خطرناک است، مردم را دستگیر می‌کنند و می‌برند؛ امام(ع) فرمودند: حال که نمی‌روی، آیا یاد غصه‌هایش می‌کنی و می‌گریی؟ گفت: بله، آن‌قدر که برخی روزها از غصه نمی‌توانم چیزی بخورم و زن و فرزندم نگرانم می‌شوند. امام(ع) فرمودند: پس بدان آن لحظه‌ای که مَلک مرگ نزد تو می‌آید تاجانت را بگیرد، پدران من هم می‌آیند و به ملک مرگ می‌گویند که او گریه کن حسین(ع) است، با او مدارا کن، مهربان‌تر از مادری مهربان.

2) نزول در قبر. در تمام دستورات دینی ما آمده است که میّت را یک‌باره نزدیک حفره قبر نبرید، زیرا که او وحشت فراوان دارد، او را آرام‌آرام نزدیک ببرید. سؤال کردند یا بن رسول‌الله! آن وحشت را چه چیز از بین می‌برد؟ فرمود: فقط یک‌چیز آن را از بین می‌برد و آن اینکه در دل مؤمنی شادی ایجاد کنید، سپس فرمودند: همانا گریه بر حسین(ع) اِدخال سرور در دل رسول‌الله(ص)، فاطمه زهرا(س) و امیر المومنین(ع) است.

3) ورود به برزخ. هنگامی است که، حقیقتِ گریه بر حسین(ع) بر محتضر آشکار می‌شود، (گریه، ظاهرش آب و اشک است،  اما از دل سرچشمه می‌گیرد، دل جایگاه خداوند است، خداوند فرمودند: من در زمین‌ها جای نمی‌گیرم من در آسمان‌ها جای نمی‌گیرم، بلکه من در دل مو من جای می‌گیرم! این یعنی چه؟ خداوند ما را آفرید و فرمود: من خالق شما هستم، اما ما او را نشناختیم، فرمود: از روح خودم در شما دمیده‌ام، باز ما او را نشناختیم، سپس خودش را بازهم معرفی کرد، در سوره حشر که فرمود من: الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ…هستم، من ملک هستم ، قدوس هستم، سلام هستم و مؤمن هستم. این مؤمن یعنی چه؟ آیا خداوند به بهشت یا دوزخ یا قیامت یا … مؤمن است؟ معنای آن‌ها پیامبر(ص) فرمود: که «المُؤمن مِرأة المُؤمن» یعنی مؤمن آینه مؤمن است، پس یعنی خداوند می‌فرماید: من آینه تو، بنده‌ی مؤمن هستم!! به دلت نگاه کن، من را ببین و ببین که چقدر شبیه من هستی، ببین که چقدر من در تو جلوه کرده‌ام؟! خداوند می‌فرماید: من آینه مؤمن کامل هستم، من آینه حسین هستم. پس، اگر جای گریه در دل است، این‌گونه است که، اول دل باید بسوزد، تا اشک جاری شود و اگر دل، جایگاه مؤمن است و در آن آینه‌ای گذاشته‌اند که خداوند را ببینیم، پس من می‌توانم برای حسین گریه ‌کنم، زیرا خداوند در دلم، بر حسین(ع) گریه می‌کند، اشک می‌ریزم زیرا خداوند در دلم اشک می‌ریزد. حقیقت این سخن را هنگام خروج از دنیا و ورود به برزخ متوجه می‌شویم و وقتی‌که متوجه شدیم، سینه‌مان آن‌قدر فرحناک می‌شود که، دیگر تنهایی و غربت را نمی‌فهمد و طول برزخ تا قیامت برای او فرحناک است.

4) هنگام خروج از قبر و قیامت. که قرآن می‌فرماید: همه عریان بیرون می‌آیند. و امام سجاد(ع) ناله می‌کردند، امان از عریانی قیامت وامان از بار سنگین. و فرمودند آن‌کس که برای حسین(ع) گریه می‌کند در این دنیا، وقتی وارد قیامت می‌شود مسرور است و کفن بر تن دارد و بارش سبک است و در صورتش نور است که ملائکه به او می‌گویند سلام بر تو گریه کنِ حسین(ع).

5) ورود به قیامت. از عظیم‌ترین مصائبی که برسر بشر می‌آید قیامت است. قیامت اسامی مختلفی دارد: غاشیۀ،ساعۀ، زلزلۀ، حاقۀ، قارعۀ، یوم الفصل، یوم الدین، یوم العرض الاکبر ، یوم فزع الاکبر، یوم الحساب، یوم الطامه الکبری، و الساخه، و الواقعه، یوم الفرار، یوم البکاء، یوم الازفۀ، یوم التناد، یوم التغابن، يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ، یوم لا یَسْئَلُ حَمیمٌ حَمیماً و صد اسم دیگر و هراسمی یک ایستگاه و یک موقف، هراسمی یک حساب و یک ایستادن طولانی. چگونه باید از این ایستگاه‌ها عبور کرد؟ از برخی از این ایستگاه‌ها بااخلاق خوب، از برخی با مجاهده با نفس، از برخی با دادن جان  و مال درراه خدا، از برخی با بیداری در دل شب، از برخی با ترک لذت‌های حرام دنیا و زهد و بی‌رغبتی به حطام دنیا، از برخی به محبت به والدین، از برخی به اهمیت دادن به واجبات و… اما اگر کسی بخواهد از تمام این ایستگاه‌ها به‌راحتی بگذرد یک‌چیز باید به همراه داشته باشد و آن اشک خالصانه بر پسر فاطمه زهرا(س) است.

امام صادق (ع) فرمودند: گریه کنِ حسین(ع) سرش را که از قبر بیرون می‌آورد جدم رسول‌الله(ص) دست او را می‌گیرد و می‌فرماید تو مهمان من هستی؛ و او را به بهشت وارد می‌کند.( آیا کسی را که پیامبر(ص) دستش را بگیرد، در ایستگاهی او را نگه می‌دارند؟!)

ب) معرفت به امام حسین(ع). که لقمه بعدی و کار دیگری است در سفره‌ی ماه محرم. دیروز گفتیم که شناخت امام حسین(ع) چهار مرتبه دارد: 1) حقیقتِ ذاتی ائمه(ع). که جز خدا کسی نمی‌داند.2) شناخت اَسرار باطنی آن‌ها. که برای خِصیصین و افراد خاص است.

روزی که دست علی(ع) را بسته بودند و فاطمه(س) را کتک می‌زدند؛ مگر دست سلمان و ابوذر و مقداد هم‌بسته بود؟! آن‌ها چرا ایستاده بودند و کاری نمی‌کردند؟! زیرا علی(ع) کاری نمی‌کرد پس آن‌ها هم کاری نمی‌کردند، زیرا اتصال با حقیقتِ وجودِ علی(ع) دارند، چون علی(ع) ساکت است، پس باید آن‌ها هم ساکت باشند، حتی سؤال نکردند که آقا! ما شمشیر برداریم؟خیر. افرادی مانند ما سؤال می‌کنند که چرا امام حسین(ع) زن و فرزندش را با خود به کربلا برد، بلکه هیچ‌کدام از یاران امام حسین (ع) این سؤال را نکردند، زیرا که می‌دانند، امام است و حتماً باید چنین می‌کرده است؛ افرادی مانند ما سؤال می‌کنند که چرا همسر حضرت زینب(س) به کربلا نرفته است؟! لابد مخالف قیام امام حسین(ع) بوده است؟ یکی از یاران امام حسین(ع) نپرسید که چرا نیاورده است؟ زیرا می‌داند که، حسین(ع) امام است و حکیم. یا در رابطه با برادرش محمد حنفیه که اگر می‌آمد شاید خیلی‌ها هم با او به کربلا می‌آمدند، اما امام (ع) فرمودند شما نیاید، آیا او مخالف بود؟ خیر. این از حکمت امام حسین(ع) است. وقتی امام (ع) به کربلا رسیدند به محمد حنفیه نامه‌ای دادند و حواس‌های بنی‌امیه را به محمد حنفیه جلب کردند پس همه گمان کردند او پس از ایشان ادعای امامت می‌کند و او را تحت مراقبت گرفتند، درنتیجه دست از کُشتن امام سجاد(ع) برداشتند. این حکمت بالغه امام(ع) است. در مسئله همسر حضرت زینب(س) هم چرا دختر و داماد و نوه و پسران ایشان همه آمدند، اما ایشان که خود فرزند جعفر طیار است، نیامده است؟ زیرا امام حسین(ع) می‌دانست که اموال عباس(ع) و علی‌اکبر(ع) و اموال امام سجاد(ع) و اموال فرزندان امام حسن(ع) به همراه اموال خودشان در مدینه مصادره خواهد شد، پس به عبدالله جعفر که مردی ثروتمند بود فرمودند بمان و با ما همراه مشو،که پس از بازگشت اهل‌بیت(س) آن‌ها را حمایت کند، که محتاج کسی نشوند. این حکمت بالغه امامت است. افرادی مانند ما این را نمی‌فهمند، پس، چرا، در کار امام می‌آورند.

خصیصین افرادی مانند فضّه خادمه بودند که هنگامی‌که در عادت ماهانه بود و وضو نداشت حیا می‌کرد که جواب علی (ع) را بدهد، او علی شناسِ مخصوص است، او باطن علی(ع) را شناخته است.

3) علما هستند که برای هر حرکت امام(ع) دلیل قرآنی می‌آورند. این کارِ عالِم است که اهل‌بیت(ع) را از دل قرآن بیرون بکشد. اسلام به عالم نیازمند است که عالم قرآن و اهل‌بیت(ع) را کنار هم قرار دهد و فقه و اصول و فروع و عرفان و اخلاق و تاریخ را از این دو استخراج کند و در اختیار مردم قرار دهد. کار عالم معرفی مناقب اهل‌بیت(ع) است.

ما بارها در قرآن کلمه “عرش” را شنیده‌ایم این عرش چیست؟ پنج آدرس قرآنی می‌دهیم:

1)عرش، عظیم و بزرگ است: اَللهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ: هیچ خدایی نیست جز الله و الله، خداوندِ عرشِ بزرگ است.

2)عرش محل تجلی ربوبیت خداوند است. و می‌فرماید” رَبُّ الْعَرْشِ” یعنی خداوند تجلیگاه ربوبی‌اش را در عرش قرار داده است؛ و عرش محل تجلی کرم خداوند است. و می‌فرماید”رَبُّ الْعَرْشِ الْکَریم” یعنی آن کَرَم بزرگ خداوند که از صفات ذاتی خداوند است، محل تجلی‌اش عرش نام دارد.

3)عرش محل تجلی مجد و مقام خداوند است. و می‌فرماید “هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ“: خداوند دوستانه می‌بخشد، او دارای عرش است، مکانی که مجد خداوند در آن متجلی است.

4)عرش محل تدبیر الهی است. و می‌فرماید ” ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ  يُدَبِّرُ الْأَمْرَ” تمام تدبیر الهی و مدیریت این عالم و تمام اتفاقات و اداره کائنات در عرش صورت می‌گیرد.

5)عرش محل طواف ملائکه است. می‌فرماید”وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ” ملائکه مدام دور عرش در حال طواف و عبادت هستند.

حال، عرش ازنظر بشر:

پیامبر(ص) فرمودند: “عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ“. بشری مانند پیامبر(ص) وقتی می‌خواهد به خداوند توکل کند، جایگاه اصابت توکل ایشان عرشِ عظیم است.

و برای ما عرش خداوند جایگاه اصابتِ تسبیح است “فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ”

 پیامبر(ص) فرمودند: مرا به معراج بردند و همه جا و همه‌ی کائنات رانشانم دادند و مرا به عرش بردند آنگاه ندا آمد که نگاه کن! خداوند عرش خود را زینت کرده است پس دیدم بر محکم‌ترین قائمه‌ی عرش با نور سرخ نوشته‌شده “اِنَّ الْحُسين مِصباحُ الْهُدي وَ سَفينَهُ الْنِّجاه” . زینت آن عرشِ باعظمت دو صفت امام حسین(ع) است.

 چرا این دو صفت؟

زیرا درروی زمین و تاریکی آن، برای راه رفتن به چراغ نیاز داریم و کسی که می‌خواهد درروی زمین با ایمنی راه برود باید به دنبال چراغی که امام حسین(ع) روشن کرده، برود. و درروی دریا هم اگر بخواهیم راه بپیماییم و غرق و گمراه نشویم به کشتی نیاز داریم، امام حسین(ع) کشتی دارند، آن‌هم از نوع نجات، کشتی نجات رایگان برای نجات می‌آید و می‌گردد و هر که را که غرق‌شده باشد نجات می‌دهد؛ در این کشتی وسایل نجات است که به‌محض بیرون آوردنِ غریق، او را نجات دهند.

در سوره بقره آیه 84 خداوند می‌فرماید”وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِيارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ” هنگامی‌که خداوند میثاق گرفت که خون‌های یکدیگر را نریزید و بین خودتان خونریزی نکنید و همدیگر را آواره نکنید؛ اگر مسلمان هستید و دین‌دارید. پیامبر(ص) پس از تلاوت این آیه گریستند. مردم از ایشان سؤال کردند این آیه درباره چه کسانی است؟ فرمودند برای یهودیان امت من  است، آیا یهودیان امتم را به شما معرفی کنم؟ آن‌ها جماعتی هستند که خودشان را از امت من می‌دانند اما اَفاضِل امت مرا می‌کشند و شریعت مرا تغییر می‌دهند و فرزندان من، حسن و حسین را می‌کشند همان‌طور که گذشتگانِ یهود، زکریا و یحیی را کشتند خدا ایشان را لعنت کند؛ و خداوند هادیِ مهدی، از اولاد حسین را به‌عنوان ذریه او نگه می‌دارد و روزی او را بر بقیه بنی امیه برمی‌انگیزد، تا انتقام خون پدرش حسین را بگیرد؛ خدا لعنت کند قاتلان حسین را و هر کس که آن‌ها را دوست دارد و هر کس که آن‌ها را یاری کند و هر کس که ساکت باشد و آن‌ها را لعنت نکند، مگر اینکه تقیّه لازم باشد؛ و درود خدا بر گریه کنندگان حسین بن علی(ع) و رحمت و شفقت خداوند بر آن‌ها؛ و خداوند لعنت کند دشمنانِ دوستانِ حسین را.

ظاهر آیه در مورد یهود است اما باطن آیه درباره‌ی دشمنان حسین(ع) است.