در برخی از مقاتل آمده است امروز اهلبیت(ع) را به سمت شام حرکت میدهند، تا دیشب کاروان در زندان کوفه بود، اما از امروز کاروان کوچکتر میشود، خانوادههای زهیر و حبیب و بریر و دیگران نیستند بلکه اسارت از امروز فقط مخصوص اهلبیت(ع) است و حضرت زینب (ع) و دختران و خواهران و همسران امام حسین و بنیهاشم فقط در کاروان حضور دارند، و این سفر آغاز میشود همراه با سرهای بریده به کاروانسالاری شمر بن ذیالجوشن ملعون.
این سرها گاهی بر نیزهها است، گاهی در صندوقها و گاهی از ترس اینکه دزدیده نشود این سرها بر شاخههای درخت آویزان است.
کاروان را هرکجا که نگه میداشتند، اُسرا را دور از آب اسکان میدادند و خود در کنار آب بودند، امام سجاد(ع) میفرماید: چون هوا بسیار گرم بود و سایبانی هم برای ما وجود نداشت، کودکان ما برای نجات از اینکه گرما، مغز سر و پوست آنان را اذیت نکند به زیر شکم شترها پناهنده میشدند.
شب جمعه: امشب شب کربلا است، شیعه یا آرزو میکند در شب جمعه کربلا باشد یا اینکه هر طور که هست خود را به کربلا میرساند، زیرا امشب هزار در رحمت خداوند متعال رو به بندگان باز است.
از نزدیک غروب امشب تا بعد از طلوع آفتاب فردا، ملائک از آسمان اول فریاد میزنند: آیا گنهکاری هست که آمرزش بخواهد، آیا درماندهای هست که گرهگشایی بخواهد، آیا مریضی هست که شفا بخواهد، آیا تنهایی هست که مونس بخواهد، آیا ترسیدهای هست که امنوامان بخواهد، آیا فقیری هست که ثروت بخواهد، آیا کسی هست که چیزی بخواهد و بلند شود و در دل شب باخدا اُنس بگیرد.
امشب عدهای به نماز و رکوع و سجود و دعا و نماز امام زمان(عج) و استغفار مشغول هستند، وعدهای خواب هستند، ملائک به خداوند عرضه میدارند خدایا بالا بیاییم؟ خداوند متعال میفرماید: تا نماز صبح صبر کنید، شاید او بیدار شود. بعد از اذان ملائک عرضه میدارند خدایا، برگردیم؟ خداوند میفرماید: شاید او مریض و خسته باشد تا طلوع آفتاب صبر کنید. طلوع آفتاب خداوند متعال به فرشتگان میفرماید: بالا بیایید برخی از بندگان من میل بهسوی من آمدن را ندارند.
وظایف ما در شب جمعه
1ـ ما در شب جمعه وظیفهداریم که به کربلا برویم، حال که نمیتوانیم آنجا باشیم باید آرزوی در کربلا بودن را داشته باشیم، آرزو داشتن کافی نیست بلکه باید به مجلس روضهی ایشان برویم، هرکجا که پرچم ایشان بالا رفته باشد آنجا باشیم و اگر این هم ممکن نشد دست روی سینه بگذاریم و سه بار بگوییم: صَلَّ اللهُ عَلَیکَ یا اباعبدالله، که تا آن را بگوییم جوابمان برمیگردد و در زمرهی زوار ایشان قرار میگیریم.
مرحوم خانم مالک میگفتند: وقتی که انسان بار میبندد که به کربلا برود آخرین کاری که در منزل انجام میدهد وضو گرفتن به نیت زیارت قبر امام حسین(ع) است، وقتیکه وضو میگیری تمام سلول سلول بدنت به هم تبریک میگویند که مبارک است زیرا صاحب ما، ما را به حرم مطهر حسین(ع) میبرد خوشا به حال ما که به زیارت میرویم و به آن معنویت عجیب زیارت کربلا ما را مفتخر کرده است.
2ـ امشب، شب دعا است، اما دعا چند شرط دارد:
اول اینکه: بسیاری از دعاها در مکان خاصی به استجابت میرسند و دعا برای استجابت مکان مناسب لازم دارد، مسجد، حسینیه، روضه، حرمهای مطهر، مکان مصلا نماز و ….، مکانهای مناسبی برای استجابت دعا است اما عالیترین مکان جهت استجابت دعا، حرم مطهر امام حسین(ع) است.
امام محمدباقر(ع) مریض بودند، امام پولی دادند به یکی از یارانشان که به کربلا برود و زیر گنبد جد مطهرشان برای شفایشان دعا کنند، زیرا آنجا محل مخصوص استجابت دعا است.
دیگر اینکه: دعا زبان پاک میخواهد، با زبان ناشکر، گنهکار، فحاش، غیبتکننده، فساد کننده، دروغگوینده، و با هر زبان مشکلدار دیگری، دعا مستجاب نمیشود.
حال یک سوال است: چرا یهودی و زرتشتی و مسیحی تا دعا میکنند و متوسل میشوند جواب میگیرند اما ما که گریه کن حسین(ع) هستیم مدتها معطل استجابت دعا میمانیم.
فرض کنید که در خانه را میزنند و کسی پشت در است، آدم غریبهای است و به شما میگوید که من تشنه هستم، شما هم یک لیوان آب میآوری و از هماندم در به او میدهی، اما یکزمانی است که آشنایی به در خانهی شما میآید و آب میخواهد، شما او را پشت در پذیرایی نمیکنید، بلکه میگویید شما آشنا هستید به داخل بیا تا از شما بهطور کافی پذیرایی کنم، و برای او آب و شربت و میوهای میآورید.
حال اگر شما به ائمه متوسل هستید، آنان زود جواب شمارا نمیدهند، چراکه شما آشنا هستید، شما گریه کن جدشان حسین(ع) هستید، پس کمی شمارا معطل میکنند، البته دستبهسرت نمیکنند، بلکه میخواهند شمارا به داخل تعارف کنند و از شما دلجویی کنند، پس کمی صبر کن، شاید کمی طول بکشد، اما در کنار آن پذیراییهای دیگری هم برایت در نظر گرفتهاند.
حکایت
نقل میکند که در چند کیلومتری کربلا زندگی میکردند باوجوداینکه مسیحی بودند اما وقتی میخواستند نام عباس(ع) را بیاورند ابتدا از جا بلند میشدند و ایستاده نام ایشان را میبردند. زمانی از آنان سؤال کردند که شما که مسیحی هستید چرا آنقدر به ایشان احترام میگذارید؟
زن گفت: برادر همسرم جوان بود و در آمریکا به سرطان دچار شد تمام دکترها او را جواب کردند و از معالجهی او عاجز شدند، روزی به او زنگ زدم تا حالش را بپرسم متوجه شدم که حالش بسیار خراب است، به دلم افتاد که به او بگویم که من دکتری سراغ دارم که اصلاً همتا ندارد و میدانم که معالجه دست اوست. او گفت: چه کسی است بگو تا من پیش او بروم. گفتم: اینجا شیعهها میگویند عباسی است که به او بابالحوائج(ع) میگویند اینجا قبر و حرم دارد و من میخواهم تو را آنجا ببرم. او شروع کرد به مسخره کردن که دکترهای زندهی آمریکا من را جواب کردهاند، حال من به عراق بیایم و کنار قبر برادر حسین بن علی(ع) شفا بخواهم. من به او گفتم: تو نیا من خودم فردا صبح میروم. از مسلمانان پرسیدم و آنان گفتند با غسل و لباس پاکیزه برو، پس چنین کردم و به حرم رفتم و گفتم: آقاجان من غریبه هستم مهمان شما هستم و گرفتار، آمدهام تا شفای او را بگیرم من تو را نمیشناسم، فقط از شیعهها شنیدهام، بسیار گریه کردم و دعا کردم و به منزلم آمدم. یک هفتهی بعد برادر همسرم زنگ زد و گفت: خانه را آبوجارو کنید که من برمیگردم و میخواهم به زیارت قبر عباس(ع) بروم. آن شب تو به من گفتی و رفتی اما من شب هوس آب و غذا کردم دکترها تعجب کردند و عکس و آزمایش تازه گرفتند و گفتند: به عیسی(ع) قسم که کسی تو را شفا داده است. گفتم: آری برادر حسین(ع) شفایم را داده است و او مسلمان شد.
پس دعا علاوه بر مکان، زبان پاکیزه و معتقد و صادق و اهل یقین میخواهد.
دیگر شروط دعا این است که: دعاکننده معرفت به خواسته هم باید داشته باشد. وقتی من به ائمه متوسل میشوم، چه بخواهم.
حکایت
نقل میکند: شب تا صبح در حرم حضرت عباس(ع) دعا کردم و زیارت جامعهی کبیره، عاشورا، نماز امام زمان(عج)، صلوات و بعد نماز شب خواندم و از آقا همسر و خانه خواستم. صبح که به کلاس درس آمدم استادم که مرد با بصیرتی بود گفت: خجالت نمیکشی، شب تا صبح اینهمه کلمات نورانی را گفتی و فقط همسر و خانه خواستی، اصلاً اینها قابل بود، اینهمه سرمایه شبت را صرف کردی، از ایشان اگر همهی دنیا و همهی آخرت را بخواهی، قادر هستند، خجالت نکشیدی که اینقدر کم خواستی.
حال اگر مکان، زبان، حال و معرفت لازم برای دعا را نداشته باشم چه کنم، دعا نکنم؟ دعا کن اما جور دیگری دعا کن. اکنون نیت کن که برای دعایت نائب بگیری. امشب میتوانیم به دامن دو نائب متوسل شویم، که هر دو در کربلا هستند: یکی از ایشان امام زمان(عج) هستند که نیمهشب ایشان تحت گنبد امام حسین(ع) هستند و البته ایشان نائب قدری هستند.
آیتالله تویسرکانی نقل میکند: جوان بودم و بسیار فقیر و گرفتار پس از نجف به کربلا آمدم تا برای حاجتم دعا کنم. در حجره شب را خوابیدم که نیمهشب بیدار شوم و به حرم بروم. خواب دیدم که دم کفشداری امام حسین(ع) هستم و چشمم به جمال نورانی امام زمان(عج) روشن شد، ایشان فرمودند: فلانی، به حرم جدم آمدهای که دعا کنی خداوند همسری به تو عنایت کند؟ من خجالت کشیدم، آقا فرمودند: خجالت نکش خوب دعایی میکنی. باهم زیر قبهی حرم امام رفتیم و من شروع کردم به دعا کردن، آقا فرمودند: اینگونه دعا نمیکنند، من بار دوم دعا کردم و باز امام فرمودند که اینگونه دعا نمیکنند و من بار سوم دعا کردم و آقا فرمودند: گویا بلد نیستی که دعا کنی، گفتم: آقا میشود برای دعا نائب گرفت؟ فرمودند: بله میشود. گفتم: میشود شما نائب من شوید؟ آقا فرمود: بله چون تو زائر و گریه کن جدم حسین (ع) هستی من نائب تو میشوم. پس ایشان دعا کردند و من آمین گفتم. از خواب بیدار شدم. غسل کردم و وضو گرفتم دم کفشداری که رسیدم غش کردم وقتی به هوش آمدم حاجتم روا شده بود.
در حدیث داریم که: در دل شب و سحر وجود مبارک امام زمان(عج) زیر گنبد حسینی عرضه میدارد که خدایا حوائج شیعیان ما را برآورده کن و گره از کار آنان بگشا.
و نائب بعدی حضرت زهرا(س) است که هر شب جمعه با پهلوی شکسته و مویهکنان به کربلا میآیند و ابتدا زیارت میکنند و بعد تحت قبه دعا میکنند: خدایا شیعیان حسین(ع) را بیامرز و قلم عفو بر گناهانشان بکش و دردهایشان را دواکن و با ما همنشینشان کن.
حال اگر در شب جمعه در کربلا نبودیم حتماً زیارتنامهی ایشان را بخوانیم. برای گرفتن حاجت، رفع گرفتاری، معرفت و کسب ثواب، معیت با امام زمان(عج) و ….. زیارت عاشورا بسیار نافع است زیرا زیارت عاشورا یک دورهی کامل مرور معارف دینی است و اگر باادب، کامل، جامع و بامعرفت خوانده شود میتواند در ما تغییر ماهیت ایجاد کند.
نکته
یکی از کارهای ما این است که بر پیامبر و اهلبیت گرامیاش صلوات بفرستیم اما در زیارت عاشورا، زیارتنامهخوان به مقامی میرسد که کار برعکس میشود و خدا و ملائک و پیامبر(ص) بر او صلوات و درود و رحمت میفرستند و اینیکی از اثرات زیارت عاشورا است.
امشب اگر میخواهی خدا و ملائک و پیامبر(ص) بر تو صلوات بفرستند این مسئله امکانپذیر است، زیرا در زیارت عاشورا فرازی است که میفرماید: اللهُمَّ اجْعَلْني في مَقامِي هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.
به این معنی که خداوندا اکنونکه در این مقام هستم یعنی مقام زیارتنامهخوان امام حسین و در مقام زائر حسین قرارگرفتهام از تو میخواهم که صلوات و رحمت و مغفرت را بر من نازل کنی.
معنای صلوات
صلوات به معنی دعا است، وقتی ما در صلوات میگوییم: خداوندا درود بفرست بر محمد و آل محمد، یعنی دعا میکنیم پس صلوات به معنی دعا است.
مثلاً صلات میت یعنی دعا برای میت که خداوند او را بیامرزد. وقتی من صلوات میفرستم در حقیقت دعا میکنم اما وقتی ملائکه صلوات میفرستند یعنی برای ما طلب استغفار میکنند و وقتی خدا صلوات میفرستد یعنی او را رحمت میکند و او را مرحومه میکند.
معنای رحمت
رحمت یعنی دلسوزی و رقت. اگر بخواهم به شما رحمت کنم یعنی برای شما دلسوزی کنم و وقتی دلت برای کسی سوخت برای او دعا میکنی و طلب مغفرت میکنی.
اگر مادر دلش برای فرزندش نسوزد از او نگهداری نمیکند، اگر ما دلمان برای والدینمان نسوزد از آنها نگهداری نمیکنیم و بعد از مرگشان به یاد آنان نمیافتیم.
حال اگر خدا دلش برای ما بسوزد رحمت و لطفش را شامل حال ما میکند و به ما مزد میدهد و بافضلش به ما نگاه میکند و میگوید: بیچاره از این بهتر نماز از عهدهاش برنیامد، از این نابتر گریه بر حسین(ع) از او برنیامد، پس ای ملائک هدرش ندهید.
معنای مغفرت
مغفرت به معنای پردهپوشی است، وقتی خدا ما را مورد مغفرت قرار میدهد یعنی چنان ما را میبخشد که گویی آن گناه را نکردهایم.
حال ما در زیارت عاشورا هر سه مورد را میخواهیم یعنی از خداوند صلوات و رحمت و مغفرت میخواهیم تا با اینان به مقام قرب خداوند برسیم.
چه کنیم که خداوند و ملائک و پیامبر(ص) بر ما صلوات بفرستند:
1) درود بر پیامبر و آل پیامبر(ص)
امام صادق(ع) فرمودند: هر کس به پیامبر و اهلبیت ایشان دَه صلوات بفرستد، خدا و فرشتگان بر او صد صلوات میفرستند و اگر صد صلوات بفرستد، بر او هزار صلوات میفرستند، آیا نشنیدهای که خداوند میفرماید:
«هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا»؛ اوست كسى كه با فرشتگان خود بر شما درود مىفرستد تا شمارا از تاريكيها بهسوی روشنايى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است.
حال این ظلمات چیست؟ جهل، گناه، نادانی، فسق، فجور، ظلم، نفاق، کفر، حقناشناسی، دین نداری، منکرات، لقمهی حرام و …
نور چیست؟ خداوند خود نور است، قرآن، امام زمان(عج)، ائمه(ع)، صداقت، برکات، خیرات…….
و خداوند فرموده است که آنکسی که خدا و ملائکه برای او صلوات بفرستند از ظلمات خارج و بهسوی نور میرود.
2) صبر و شکیبایی در زندگی
صبر به چند شکل است: صبر در مقابل معصیت که کمی دقت کنیم، کمی صبور باشیم، کمی توقف کنیم و خود را آلوده نکنیم. صبر در مقابل لذتها و خوشیهای زندگی، که مراقب باشیم از صراط مستقیم خارج نشویم و فساد و بیبندوباری و اسراف و تبذیر نکنیم.
و صبر در مصیبت که خداوند فرموده: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ و شکيبايان را بشارتده کسانی که چون مصيبتی به آنها رسيد، گفتند: ما از آن خدا هستيم و به او بازمیگردیم صلوات و رحمت پروردگارشان بر آنان باد، که هدايت یافتگاناند.
3) استغفار در دل سحر
حتماً قدری بخواب و بگذار خوابت سنگین شود و بعد از ترس عذاب خداوند و شوق وصال او از خواب بیدار شو، که این بسیار پر ثواب است.
کسی که درد فراق خداوند را داشته باشد حتماً سحرخیزی نیز دارد.
رسول اکرم(ص) فرمودند: خدای تبارکوتعالی و ملائک، درود و صلوات میفرستند بر آنهایی که استغفار میکنند، بهویژه آنهایی که در سحرگاه استغفار میکنند، سحر بیدار شو حتی اگر بهاندازهی نوشیدن یک لیوان آب باشد (تا از لحظهی سحر و لحظهی نزول ملائکه به زمین استفاده کنی، زیرا خداوند آن لحظه به شما درود و سلام میفرستد.
پسران حضرت یعقوب(ع) به پدر عرضه داشتند که برای ما دعا کن، ایشان فرمودند: بگذارید سحر شود تا برای شما دعا کنم و در روایت دیگری آمده است که بگذارید سحرگاه روز جمعه شود و برایتان دعا کنم.
4) گریه بر امام حسین(ع)
پیامبر(ص) فرمودند: خداوندا از تو میخواهم که صلوات و درود بفرستی بر گریه کنندگان بر حسین(ع).
امشب درِ رحمت خداوند باز است، چگونه میتوان از یکی از این درها وارد شد و جلب رحمت خداوند را کرد:
1) صلوات
امام علی(ع): بهواسطهی صلوات به رحمت الهی میرسید، پس مردم به پیامبر و آل او بسیار صلوات بفرستید.
2) صبر و شکیبایی
چرا آنقدر به صبر و شکیبایی ما را سفارش کردهاند، چرا برای ورود به هر در خیری، یکی از وسایل صبر است.
پایهی صبر، ایمان به خدا و ایمان به معاد و امید به دریافت پاداش و ثواب است.
اگر ایمان به خدا قوی نباشد، انسان نمیتواند آدم صبوری باشد، اگر اعتقاد به جهنم و حسابوکتاب و معاد نباشد و اگر امید به ثوابها و پاداشها و جزاها نباشد، نمیتوان صبر کرد یعنی تا انسان مؤمن نباشد نمیتواند صبور باشد.
صبر باعث میشود که کفر و ناسپاسی و اعتراض نکنی، و صبر انسان را از شکایتها بازمیدارد و مانع میشود که شیاطین انسان را وسوسه کنند و حافظ عقیدهی انسان میشود و انسان را برای دیگران در سختیهای زندگیشان الگو میکند.
دستهبندی مردم
مردم در گرفتاریها سه دسته هستند.
1) دستهی اول؛ واذا مسه الشر جزوعا
یعنی وقتی سختی پیش میآید، مداوم جزع میکنند و عالم و آدم را خبر میکنند.
2) صبور هستند؛ و بشرالصابرین
که خداوند به آنان بشارت داده است.
3) این دسته نه تنها جزع نمیکنند و صبور هستند، بلکه شاکر هم هستند.
اللهم لک الحمد حمداً شاکرین لک
حال چگونه میتوان در مصیبتها شاکر بود:
این مسئله به معرفت ما از مصیبت و گرفتاریها و امتحانات برمیگردد، هر کس فلسفهی مصیبت را بهتر درک کند، شکر بیشتری میکند.
حضرت زینب(س) مصائب را میخرد، زیرا میداند که تکامل او در دیدن مصائب است، امام حسین(ع) مصائب را میخرد، زیرا میداند که تکامل حسینی و راه حسینی در دیدن مصائب است.
اگر ما خاصیت مصائب را بدانیم بهتر تحمل میکنیم.
خاصیت صبر
خداوند فرموده است که هدایت برای صابران است، نمازخوان و یا روزهگیر ممکن است هدایت شوند و یا نشوند، حاجی ممکن است از حج برگردد و منافق شود، اما هدایت برای صابران است.
خداوند میفرماید: ای پیامبر! از مردم زکاتشان را بگیر و بر آنان درود و صلوات بفرست اما من خدا به آدمهایی که در زندگی بر مصبتها صبر میکنند مستقیم صلوات و رحمت میفرستم.
رحمت خداوند شامل حال همهی کائنات میشود اما رحمت مخصوص او برای صابران است.
امام صادق(ع) فرمودند: هر کس چهار خصلت داشته باشد رحمت و صلوات خدا بر اوست، یک اینکه شهادتین را ادا کند و بر آن استوار بماند، دوم اینکه وقتیکه مصیبت بر او وارد میشود، بگوید: انالله و انا الیه راجعون، سوم اینکه وقتی خیرات و برکات به او میرسد بگوید الحمدلله رب العالمین، و چهارم اینکه وقتی از او گناهی سر میزند، بگوید: استغفرالله ربی و اتوب الیه.
راههای کسب رحمت
حال چه کنیم که رحمت خداوند شامل حال ما شود؟
1) ایمان و عمل صالح را باهم همراه کنیم.
در سورهی نساء خداوند میفرماید: «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقیماً»؛ اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانى) چنگ زدند، به زودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و درراه راستى، بهسوی خودش هدایت مىکند.
2) محبت مولای متقیان امیرالمومنان علی بن ابیطالب(ع) را داشته باشیم.
حدیث: کسی که علی(ع) را دوست دارد، خدا در قلبش حکمت را ثابت میکند و روی زبانش کلمات قشنگ، زیبا، درست، صحیح، جامع و مفید را جاری میکند و خدا تمام درهای رحمت را برای او باز میکند.
3) دادن صدقات
4) پرهیزکاری
حال به چه کسی پرهیزکار میگویند، به کسی که نمازخوان و قرآنخوان و نماز شب خوان است، پرهیزکار نمیگویند، بلکه به کسی میگویند که گناه از او سر نمیزند، به نمازخوانی که دروغگو نیست، نماز شب خوانی که مردمآزاری ندارد.
پس به آنکسی که گناه نمیکند، پرهیزکار میگویند و چنین کسی خدا رحمتش را شامل حال او میکند.
5) دعا
کسی که خدا برای او دَرِ دعا را بازکرده همان خدا نیز برای او درهای رحمت را بازکرده است.
رحمت چیست؟
اینکه میگوییم خدا ما را رحمت کند و در دریای رحمتش غرق کند یعنی چه؟
امام صادق(ع) میفرمایند: حتماً بدانید که رحمت، ولایت علی بن ابیطالب (ع) است.
خدا رحمتت میکند یعنی خداوند قلبت را مملو از ولایت امام علی(ع) میکند، ولایت مولای متقیان امام علی(ع) یعنی ولایت حق و حقیقت، یعنی علی منش شدن، علی فرهنگ شدن، علی آداب شدن، کسی که ولایت ایشان را پذیرفت هرگز زیر بار ولایت شیاطین ظاهری و باطنی نمیرود.
راههای کسب مغفرت
1) پیروی از پیامبر(ص)
ما به دنیا آمدهایم تا متصف به صفات الهی بشویم، خدای من علیام است، خدای من کریم است، خدای من حلیم است، خدای من سمیع است، خدای من بصیر است، خدای من حبیب است، خدای من بخشنده و رحیم است و …، من به این دنیا آمدهام که متصف به این صفات شوم.
اگر کسی که علم و سواد دارد و این علم و سواد را در خدمت خدا و پیامبر(ص) قرار دهد، مظهر اسم علیم خدا میشود. اگر چشم ما در اختیار خدا و پیامبرش قرار گرفت، مظهر اسم بصیر خدا میشویم، اگر زبان ما در اختیار خدا و پیامبر(ص) قرار بگیرد، مظهر اسم ستار العیوب خدا قرار میگیرد.
ما به این دنیا نیامدهایم که فقط بندگی خدا را بکنیم بلکه آمدهایم تا متصف به این صفات بشویم که برای این کار باید خدا را دوست داشته باشیم و در سنت پیامبر(ص) عمر و زمان بگذاریم تا متصف به این صفات الهی بشویم، آنگاه مغفرت خداوند شامل حال ما میشود.
2) صبر و شکیبایی
خدا میفرماید: به یک عده بسیار نعمت میدهیم، اما همینکه از آنها این نعمت را بگیریم کفر و جزع و ناامیدی و ناسپاسی میکنند.
در سوره هود آیه 11 مىفرماید: «إِلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبیرٌ»؛ اجر بزرگى مىدهیم به آنهایى كه در سختىها مقاومت كنند و خودشان را نبازند.
3) توبه
«أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»؛ چرا به درگاه خدا توبه نمىكنند، و از وى آمرزش نمىخواهند؟ و خدا آمرزنده مهربان است.
ما منتظر چه چیزی هستیم که توبه را عقب میاندازیم، آیا ما به دنبال عمر دوباره و یا پیامبر جدید و یا کتاب جدید هستیم که توبه را عقب میاندازیم؟! هیچکدام از اینان نمیآیند.
4) ایمان و عمل شایسته و خیر و خیرات
«وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ»؛ خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.
5) باید این نُه صفت داشته باشیم
«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»؛ مردان مسلمان وزنان مسلمان، مردان باایمان وزنان باایمان، مردان مطيع فرمان خدا وزنانی كه از فرمان خدا اطاعت ميكنند، مردان راستگو وزنان راستگو، مردان صابر و شكيبا وزنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع وزنان با خشوع، مردان انفاق گر وزنان انفاق كننده، مردان روزهدار وزنانی كه روزه ميدارند، مرداني كه دامان خود را از آلودگي به بيعفتي حفظ ميكنند وزنانی كه پاكدامنند، و مرداني كه بسيار به ياد خدا هستند وزنانی كه بسيار ياد خدا ميكنند، خداوند براي همه آنها مغفرت و پاداش عظيمي فراهم ساخته است.
حال شب جمعه هزار در رحمت باز است و یکدری را خداوند قرار داده که تمام این درها را شامل میشود و آن کربلا است. درهای امشب شامل، نماز، زکات، صدقه، جهاد، تسبیح، صلهی رحم، اطعام طعام، عیادت مریض است، اما ما نمیتوانیم امشب همهی این کارها را انجام دهیم اما با زیارت حسین (ع) در کربلا و یا حضور در مجالس ایشان و یا خواندن زیارتنامهی ایشان میتوانیم از تمام این درها وارد شویم.
باب نماز؛
در حدیث آمده است: هفتاد هزار ملک در کنار قبر امام حسین(ع) مشغول نماز هستند که نماز هر یک از آنان معادل هزار هزار نماز از بنیآدم است و تمام ثواب را به کسی میدهند که زیارت قبر ایشان را بکند.
باب زکات؛
زیارت حسین(ع) ثواب هزار هزار زکات را دارد.
باب صدقه؛
زیارت حسین(ع) در شب جمعه ثواب هزار صدقهی مقبوله را دارد.
باب جهاد؛
زیارت حسین(ع) ثواب هزار شهید از شهدای بدر را دارد.
باب ذکر و تسبیح؛
خدا خلق میکند از هر عرق زائر و یا گریه کن یا مجلس نشین امام حسین(ع) هفتاد هزار ملک که آنان میگویند: سبوح القدوس، سبحان الله و ثوابش را به زائر حسین(ع) میدهند.
باب صلهی رحم و احسان؛
بدان که زیارت حسین(ع) صلهی رحم با پیامبر(ص) و فاطمه و علی و حسن و حسین(ع) است.
باب اطعام یتیم؛
زیارت حسین(ع) ثواب آب دادن به تشنگان اهلبیت(ع) را دارد.
باب عیادت مریض؛
اگر کسی مریض باشد و به عیادتش نروی خداوند در روز قیامت میفرماید که من مریض بودم چرا به عیادت من نیامدی؟
اما امشب ما به زیارت مریضی میرویم که هم مریض است، مریضی که عطشان است، عطشانی که غریب است، غریبی که داغدیده است، داغدیدهای که مقطع الاعضاء است و استخوانهای سینهاش زیر سم اسبها خردشده و صورت و چانهی مقدسش مجروح است و نیز پهلویش مجروح است و سرش از قفا بریده است.