بسم‌الله الرحمن الرحيم

يا فاطمة الزهرا سلام‌الله اغيثيني

 

در راستای شناخت امامان باید به این نکته توجه کنیم که در حدیث آمده “هر کس امام زمان خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است”

در باب این حدیث شخصی از امام صادق می­پرسد این جمله یعنی شخص جاهل به امام زمان خود می­میرد یا اینکه مثل زمان جاهلیت قبل از اسلام با کفر مرده و بدون و سؤال و جواب به جهنم می­رود؟ امام در جواب می­فرمایند مثل زمان جاهلیت قبل از اسلام با کفر از دنیا می­رود. همین حدیث اهمیت بسیار زیاد شناخت امامان را نشان می­دهد. باید بدانیم که شناخت امامان مثل یک زنجیر به هم وابسته است. یعنی اگر ما می­خواهیم امام حسین­ شناس شویم اول باید علی ­شناس و حسن‌شناس باشیم. یا اگر درراه شناخت امام حسین قدم برمی­داریم، هم­ارز این است که درراه شناخت امام زمان گام برداشته‌ایم. مثلاً اول‌ازهمه درراه شناخت امام علی علیه‌السلام تا این جمله را درباره ایشان درک نکنیم که فرمودند “من خطم، من نقطه سرخطم، من نقطه زیر ب بسم‌الله هستم.” ایشان را نشناخته‌ایم. این‌که می­فرمایند من نقطه زیر ب بسم‌الله هستم به این معناست که اگر شما می­خواهید به سراغ قرآن بروید باید از من شروع کنید، زیرا نقطه است که به حرف معنی می­دهد. در همین راستا پیامبر روزی با صدای بلند در مسجد فرمودند: “علی بن ابیطالب از قرآن افضل­تر است، چون اگر علی نباشد قرآن مفسر ندارد.” درواقع قرآنی که مفسر ندارد، چون هرکس با نظر خود تعبیرش می­کند باعث گمراهی می­شود.

فرمودند در مجالس باید سه مسئله وجود داشته باشد:

1- بیان فقه و احکام 2- بیان ذکر مصیبت ائمه 3- بیان مناقب اهل‌بیت.

باید توجه داشته باشیم که نقطه‌ای در عالم نیست مگر اینکه خدا دری از حسین در آنجا بازکرده است. روزی عالمی تصمیم گرفت هرروز سر سفره­اش اول ذکر مصیبت امام حسین داشته باشد، وقتی علت این تصمیمش را جویا شدند گفت: قیامت را در خواب دیدم، 8 در بهشت باز بود اما در این میان دری را دیدم که مردم با سرعت بسیار زیادتری ازآنجا وارد بهشت می­شدند. من به آنجا رفتم، ملک مرا بیرون کرد و گفت شما بروید در صف علما، این در باب­الحسین است و مخصوص کسانی است که از چشم مردم برای حسین اشک گرفته‌اند.

حکایتی دیگر از نظام رشتی است که روضه‌خوان بسیار خوب و باادبی بود و سوز عجیبی داشت. از او پرسیدند این سوز و حال عجیب تو از کجاست؟

در جواب گفت من از اول این‌طور نبودم. سفری به کربلا رفتم و مدتی ماندم تا اینکه پولم تمام شد و پولی برای برگشت به ایران هم نداشتم. هرروز می­رفتم در حرم امام و می­گفتم آقا من نوکر و روضه‌خوان شما هستم پولی به من بدهید تا بتوانم برگردم. بعد از یک هفته شبی در حرم بودم ناگهان در بیداری دیدم که امام نشسته­اند و اصحاب دور ایشان، و حبیب مظاهر جلو نشسته بودند. امام فرمودند: حبیب نظام را بیاور ببینم چه می­گوید. بعد که به خدمت امام رسیدم ایشان فرمودند: چه کسی گفته که تو روضه‌خوان و خدمتکار منی؟ اگر خدمتکار منی پس چرا بین روضه‌هایم فرق می­گذاری؟ چرا به روضه‌های آن پیرزنی که پول کمی دارد و به همین دلیل هم آخر وقت تو را دعوت کرده نمی­روی؟ می­دانی من چند شب رفتم دم در و تو نیامدی و آن پیرزن شرمنده مهمان‌هایش شد؟ بعد امام فرمودند: بااین‌حال تو مهمان منی و بر من وارد شدی. حبیب حواله او را بده. حبیب کاغذی به من داد که آدرسی رویش نوشته‌شده بود. به محل آدرس رفتم و مردی حواله را از من گرفت و دو کیسه پول به من داد. او گفت یک کیسه به‌فرمان آقا و یک کیسه هم هدیه من، زیرا تو باعث شدی امام حسین من را قابل بداند که کار زائرش را انجام دهم. پول را گرفتم و سپس توبه کردم و دیگر برای پول روضه نخواندم. ازآن‌پس صدای من سوز خاصی گرفت.

در بحث روزهای گذشته گفتیم که سر سفره امام حسین دو لقمه داریم؛ یک‌لقمه اشک و دیگری لقمه معرفت.

در باب لقمه اشک باید گفت: از وقتی خدا نور حسین را آفرید از همان موقع به همه کائنات دستور گریه بر حسین را داده است. حال ببینیم چرا باید بر حسین که شهید شده گریه کنیم؟ باید بدانیم که اسلام فرموده گریه بر شهید اجر و ثواب دارد. وقتی حمزه شهید شد پیامبر به مدینه آمدند و فرمودند: هیچ زنی برای شوهر شهیدش عزا نگیرد، اول به خانه حمزه بروید و برای او عزاداری کنید و سپس برای شوهران خودتان گریه کنید. همچنین وقتی جعفر طیار شهید شد پیامبر مجلس عزا گرفت و فرمود بر شهید گریه کنید. گریه بر شهید اجر و ثواب دارد.

اگر گریه از خوف خدا و برای گناهان باشد باید در دل شب و آرام باشد. اگر گریه برای دنیا باشد که از مذموم­ترین گریه­هاست، باید آرام باشد تا انسان تحقیر نشود. اما گریه بر امام حسین باید آشکارا و بلند باشد تا دیگران هم بر این گریه ترغیب شوند.

گریه بر امام حسین فواید بسیاری دارد. ظاهرش اشک و سوز است اما باطنی پر از معنا دارد. امروزه روانشناسان ثابت کرده­اند باطن گریه تأثرات روحی و عواطف انسان است. وقتی انسان درگیر احساسات می­شود مغز او به فعالیت خاصی مشغول می­شود و براثر فعالیت مغز اشک می­آید. پس وقتی مغز انسان به کربلا و ستم­هایی که در آن شد می­اندیشد براثر اشتغال مغز به این مسئله می­گرید. پس این گریه در مرتبه اول پیوند مغز با مسائل کربلا است.

ازجمله دلیل­هایی که برای گریه وجود دارد:

1- گریه برای از دست دادن چیزهای باارزش. آیا باارزش­تر از امام حسین در عالم وجود دارد؟

این گریه مثل گریه حضرت زهرا بعد از وفات پیامبر است. ایشان نه اینکه صرفاً برای از دست دادن پدرش گریه می­کرد، بلکه به جهت از دست دادن پیامبر خدا که ارزشمندترین گوهر جهان است می­گریید. 2- گریه به جهت حس کمال طلبی. یاران حسین کامل­ترین انسان­ها بودند و یک دلیل گریه این است که‌ای کاش من هم جز یاران حسین بودم. تمام انسان­های کامل آن زمان در کربلا جمع بودند و این گریه با حس کمال طلبی همراه بوده و به سمت کمال حرکت کردن است. درواقع معنی این گریه این است که من می­خواستم جزء آن انسان­های کامل باشم و به دلیل نبودنم تأسف می­خوردم. (در اینجا یادآوری این مسئله لازم است که امام حسین در کربلا فرمودند: من به دنیا از ازل تا ابد نگریستم و بهتر از یاران خودم مردمانی ندیدم.) 3- گریه به دلیل ترحم بر مظلوم. اگر ما در مقابل ظلم ظالمی به مظلومی ساکت بنشینیم خدا می­فرماید دعایتان را استجابت نمی­کنم چون در مقابل ظلم ظالم ساکت هستید و با سکوتتان ظلم را تائید می­کنید. گریه بر حسین به خاطر عشق به آن مظلوم است. حسین چشمه حکمت دنیاست و دنیاپرستان نگذاشتند مردم از این چشمه سیراب شوند و این گریه نشانه رشد و کمال طلبی جوامع شیعه است که با ظلم همراه نمی­شوند. پیامبر خدا در حال گریه بر پسرش بود که خلیفه دوم آمد و علت گریه را پرسید. پیامبر فرمودند: این گریه از غضب نیست، بلکه از روی دلسوزی است و کسی که رحم نکند، مورد ترحم واقع نمی­شود.

اما در باب لقمه معرفت بر سر سفره امام حسین: امام حسین را باید از کلام خدا، از کلام پیامبر، ائمه و از کلام خودشان و همچنین از بیان عاقلان عالم مثل گاندی که در باب ایشان جملات جالبی دارد، شناخت. وقت به دنیا آمدن امام حسین جبرئیل به نزد پیامبر آمد و عرضه کرد: “خدا فرموده من حسین را نگهبان خزینه وحی­ام قراردادم.” (این حدیث قدسی ادامه دارد که ادامه­اش در روز آینده بیان می­شود.) وحی خدا انسانیت، دین و کتابش است که خدا می­فرماید من حسین را برای نگهبانی از این­ها قراردادم.

در حدیث آمده که در بین راه نرسیده به کربلا امام حسین جایی توقف کردند و فرمودند: کار ما به این صورت که می­بینید درآمده، همانا چهره دنیا دگرگون‌شده، زشتی­ها آشکارشده و نیکویی و فضیلت­ها از جامعه ما فاصله گرفته، از فضائل انسانی چیزی باقی نمانده مگر به‌اندازه قطرات ته ظرف. شایسته است در چنین محیط ننگینی مؤمن به‌سوی فیض ملاقات پروردگارش بشتابد. زندگی ذلت­بار شده، به‌حق رفتار نمی­شود. در چنین محیطی مرگ سعادتمند وزندگی با ظالمان ننگ است.

از این حدیث برمی­آید که امام به کربلا آمد و به زن و مرد عالم اعلام کرد که وقتی حق در حال پایمالی است باید برای احیای آن هزینه داد. همان‌طور که وقتی بشر ضعیف می­شود باید به او خون تزریق شود، دین هم وقتی ضعیف شد باید به آن خون تزریق کرد. اما هر گروه خونی به دین نمی­خورد. مثلاً گروه خون یزید و عمر به دین نمی­خورد که به آن تزریق شود. پیامبر آوردنده دین خداست و گروه خون نوه او به دین می­خورد. همان‌طور که خدا فرمود امام حسین نگهبان دین خداست و همان‌طور که امام حسین فرمود دین در حال پایمالی است پس برای حفظ آن باید هزینه داد. اینجاست که امام حسین لقب “ثارالله و بن ثاره” را می­گیرد. در روایتی نیز می­خوانیم که من شهادت می­دهم ای خون خدا، خدا خون­خواهی تو را خواهد کرد. زیرا امام این خون را بر پیکره اسلام تزریق کرد.

در مورد خون­خواهی امام حسین به موارد زیر توجه می­کنیم:

– همان شب شام غریبان قبیله طویریجی­ها دوان‌دوان برای کمک آمدند که دیدند دیر شده و حسین کشته‌شده است. این قبیله تا به امروز هرساله به همان حالت در شب شام غریبان به کربلا می­روند. آن­ها همان شب شام غریبان جمع شدند و یک شعار داشتند ” یا لثارات الحسین”.

– مختار با شعار ” یا لثارات الحسین”  قیام کرد و قاتلان حسین را کشت.

– از همان شب شام غریبان کنار گودال قتلگاه گروهی از ملائکه تا ابد با شعار ” یا لثارات الحسین” گریه و مویه می­کنند.

– یاران مهدی در هنگام ظهور از همه جای عالم گرد حرم امام حسین جمع می­شوند و به خون­خواهی امام حسین با شعار ” یا لثارات الحسین” برمی­خیزند.

چرا لثارات؟ چون در زیارت می­خوانیم حسین خون خداست و خود خدا طالب خون­خواهی اوست.

در بین امامان، دو امام لقب ثارالله دارند. یکی امام علی و دیگری امام حسین. و به همین دلیل است که می­خوانیم “یا ثارالله و بن ثاره” : ای خون خدا و پسر خون خدا.

حال خون خدا چه معنی دارد؟ مگر خدا خون دارد؟

در اسلام واژه هایی مثل یدالله، عین‌الله، لسان الله، اذن الله و … داریم. به امیرالمؤمنین یدالله می­گوییم و این یعنی مظهر قدرت خدا. به امام زمان می­گوییم عین‌الله، زیرا خودشان فرمودند: خدا در میان شما چشم دارد و با آن می­بیند که چشم خدا ما ائمه هستیم. به کسی که آن‌قدر کامل شده که زبانش فقط حق می­گوید می­گوییم لسان الله. به کسی که گوشش حق را می­شنود می­گوییم اذن الله. به کسی که چشمش به‌حق می­بیند  می­گوییم عین‌الله. به کسی که دستش برای حق کار می­کند می­گوییم یدالله و درنهایت به کسی که خونش را برای تجدید حیات اسلام می­دهد می­گوییم ثارالله.

امام حسین تمام خونش را برای حق داد. ایشان سه خون را به سمت آسمان پاشید. یکی خون قلب خودش که وقتی تیر سه شعبه خورد در مشتش جمع کرد و به آسمان پاشید. یکی خونی که از دهان علی‌اکبر بیرون آورد. و دیگری خون حلقوم علی‌اصغر. این سه خون به زمین نیامد. در حدیث داریم که امام این سه خون را بالا پاشید، ملائکه گرفتند تا عرش بالا بردند و این سه خون روضه‌خوان عرش شدند. پایه‌های عرش می­لرزد و فرشتگان عرش به دیدن این سه خون گریه می­کنند تا وقتی‌که مهدی ظهور کند و فریاد بزند من منتقم خون حسین هستم.